صدها سال تولید سنتی در کشور و عدم ارتباط کامل با بازارهای جهانی از یک سو و درآمد عظیم نفتی در دهههای گذشته باعث شده است دیدگاه اشتباهی در اذهان ما ایرانیان در خصوص تولید ایجاد شود.
1)هنوز بسیاری از مردم از اینکه فلان کالای بنظر کم اهمیت از خارج از کشور وارد میشود گله مندند. از نظر آنها ایران نمیتواند آن کالا را تولید کند وگرنه آن را تولید میکرد و نیازی به واردات نبود. از این بدتر آنکه این نظر برخی از مسئولین هم است. متاسفانه همانطور که پیشتر گفته شد فاصله گرفتن از جریانهای جهانی ما را به اشتباه انداخته است. یعنی هنوز بخش بزرگی از جامعه ما تولید را موضوعی اقتصادی نمیدانند. آنها نمیدانند تولید یک کالا( البته بجز موارد نادر مربوط به کالاهای استراتژیک) تنها هنگامی صحیح است که آن تولید صرفه اقتصادی داشته باشد. آنها نمیدانند تولید بدون صرفه در کوتاه مدت یعنی ضرر و در دراز مدت یعنی ورشکستگی! پس یادمان باشد هر تولیدی در کشور الزاماً افتخارآمیز نیست.
2) با وقوع انقلاب صنعتی اروپاییان فهمیدند با تولید انبوه میتوان قیمت تمام شده یک کالا را کاهش داد. این کاهش قیمت افزایش مشتریان خودبخود افزایش سود را در پی دارد. اما در ایران مفهوم تولید انبوه جا که نیفتاده است هیچ، در برخی موارد نقض هم میشود. مثلا در عین ناباوری مونتاژ دستی یک موتور سیکلت از تولید کارخانه ای آن ارزانتر میشود! شما کمتر مجموعه صنعتی را در ایران میتوانید بیابید که مدیرانش در پی تولید بیشتر و البته ارزانتر باشند. یعنی اینکه ما هنوز در حال و هوای تولید سنتی هستیم. از ماشین آلات استفاده میکنیم اما مفهوم تولید انبوه را نمیدانیم!
3) ما فقط کشور خودمان را بازار هدف میدانیم. مثلاً هنگامیکه خبر از تولید یک کالای جدید در کشور به گوش میرسد که از کیفیت و قیمت مناسبی هم برخوردار است. در عین ناباوری متوجه میشوید که تمام توجه به این بوده که از میزان واردات کاسته شود و هیچ علاقه ای برای صادرات دیده نمیشود. در این شرایط تنها بی توجهی به بازار جهانی است که باعث میشود ما به فکر صادرات محصولمان نباشیم. در واقع ما در تولید فقط به ایران نگاه میکنیم ولی آن فرد چینی یا کرهای بیش از 180 کشور را میبیند و بر آن اساس تولید خود را اغاز کرده و توسعه میدهد.
منبع:http://www.karofarhang.blogfa.com/cat-2.aspx


