نامگذارى سال 1388 به عنوان سال «اصلاح الگوى مصرف»، نشانه رويكرد و عزم جدى كشورمان براى تحولات اساسى در حوزه منابع الهى در جهت هدف نهايى نظام يعنى استقرار عدالت است. در اين يادداشت سعى ما بر اين است كه فلسفه اين نامگذارى را در دو حوزه اخلاق و اقتصاد مورد بحث قرار دهيم؛ دو حوزه اى كه مطالعه رابطه آنها مى تواند چهره واقعى بسيارى از روش هاى اقتصادى كه بدون ملاحظات اخلاقى و فرهنگى به كار گرفته مى شوند را نمايان سازد. گرچه ممكن است از ديدگاه اقتصاد مدرن بحث از اخلاق، جايگاهى نداشته باشد اما مهم اين است كه در نظام اقتصادى كشورمان، قوانين اسلامى جايگاه ويژه اى يافته است و ملاحظات اخلاقى كاملاً عجين با روش هاى اقتصادى بوده و نامگذارى سال اصلاح الگوى مصرف مدعاى اين دليل است
.
بند ششم اصل 43 قانون اساسى مبنى بر «منع اسراف و تبذير در همه شئون مربوط به اقتصاد، اعم از مصرف، سرمايه گذارى، توليد، توزيع و خدمات» به عنوان يكى از ضوابط مهم پايه اقتصاد كشور براى تأمين استقلال اقتصادى جامعه و ريشه كن كردن فقر و محروميت و برآوردن نيازهاى انسان در جريان رشد، با حفظ آزادگى او (انسان) ذكر شده است و قانونگذار با بيان اين بند در كنار هشت بند ديگر يعنى
:
لايحه "هدفمند کردن يارانه ها" پيش نياز اصلاح الگوي مصرف
مي توان اذعان نمود که لايحه "هدفمند کردن يارانه ها" پيش نياز اصلاح الگوي مصرف بوده و کم توجهي مجلس شوراي اسلامي به اين لايحه مي تواند به مانعي جدي در مسير اصلاح الگوي مصرف تبديل شود
.
«
يک اقدام اساسى در زمينهى پيشرفت و عدالت، مسئلهى مبارزهى با اسراف، حرکت در سمت اصلاح الگوى مصرف، جلوگيرى از ولخرجىها و تضييع اموال جامعه است؛ ... لازم است به عنوان يک سياست، ما مسئلهي صرفهجوئى را در خطوط اساسى برنامهريزىهايمان در سطوح مختلف اعمال کنيم. ... صرفهجوئى به معناى مصرف نکردن نيست؛ صرفهجوئى به معناى درست مصرف کردن، بجا مصرف کردن، ضايع نکردن مال، مصرف را کارآمد و ثمربخش کردن است. ... جامعهى ما بايد اين مطلب را به عنوان يک شعار هميشگى در مقابل داشته باشد؛ چون وضع جامعهى ما از لحاظ مصرف، وضع خوبى نيست. ... بنابراين مسئلهى صرفهجوئى و اجتناب از اسراف، فقط يک مسئلهى اقتصادى نيست؛ هم اقتصادى است، هم اجتماعى است، هم فرهنگى است؛ آيندهى کشور را تهديد ميکند. ... بايد خودمان را اصلاح کنيم. بايد الگوى مصرف جامعه و کشور اصلاح شود. ... قوهى مقننه و قوهى مجريه موظفند به پيگيرى. برنامهريزى کنند، قانونگذارى کنند، قانون را با قاطعيتِ تمام اجراء کنند. پيشرفتى که ما در اين ده سال خواهيم داشت، بخش مهمىاش مربوط به همين قضيه است ».
الگوي مصرف برق بخش خانگي در مناطق گرمسير و غير گرمسيرکشور
به منظور تعيين الگوي مصرف برق بخش خانگي در كشور ، طي سال 1384 مطالعات جامعي در رابطه با مصارف اين بخش طي سال هاي 1382و1383 صورت گرفت . طي سال هاي ياد شده نزديك به 16 ميليون مشترك خانگي در كشور وجود داشته كه سهمي قريب 33درصد از كل انرژي مصرفي سالانه را به خود اختصاص داده و تاثير 47 درصدي در ايجاد اوج بار سالانه داشته است
.
در اين مطالعه ، اطلاعات مصرف مشتركين خانگي طي دوره هاي مختلف سالهاي 1382 و 1383 و به تفكيك مراكز استانها و ساير مناطق در هر استان و براي 60 پله متوالي 10 كيلووات ساعتي در مناطق عادي و 60 پله 50 كيلووات ساعتي درمناطق گرمسير، از شركتهاي برق منطقه اي دريافت شده و مغايرتهاي احتمالي از طريق واحدهاي امور مشتركين شركتها مورد بررسي و رفع نقص قرار گرفت . همچنين در مورد استانهاي غير گرمسيري كه داراي شهـرهاي نيمه گرم ( نواحي با كد تعرفه خانگي 3 و 4 ) و يا داراي شهرهاي گرم ( نواحي با كد تعرفه خانگي 1 تا 2 ) مي باشند ، اطلاعات اينگونه نواحی نيز به صورت مجزا دريافت گرديد . همچنين در استانهاي گرمسير خوزستان و بوشهر ، اطلاعات مورد نظر به تفكيك مشتركين تكفاز و سه فاز تهيه شده است . پس از تكميل شدن اطلاعات مورد نظر ، تجزيه و تحليل هاي لازم انجام شد . مقادير ميانگين مصرف براساس مناطق سه گانه آب و هوايي ، با يكديگر متفاوت است . همچنين درحوزه هريك از منــاطق سه گانه ، عواملي نظير درآمد ، نوع وســائل مورد استفاده ، نوع و زير بناي ساختمان ، بعــــد خــانوار و ..... در سقف مصرف انـرژي مشتـركيـن موثـر است و با توجـه به نتيجه گيـــري تحليلي هر بخش ، به نظر مي رسد دامنه مصرف 50 درصد از جامعه هر بخش ، مي تواند الگوي مصرف مناسبی باشد و لازم است مصرف كنندگان خانگی واقع در اين دامنه از مصرف ، از طريق نرخهاي مخفف ، مورد حمـايت قرار گيرند تا خود انگيزه اي جهت هدايت بقيه مشتركين به سمت مصرف کمترگشته و در نتيجه مصرف فعلي به سمت الگوي مصرف بهينه برق هدايت گردد
.
مفروضات
:
|