پیام های اقتصادی در گفتار حضرت علی علیه السلام در مورد اسراف
امانت بودن مال در فرهنگ اسلامی مالک حقیقی ثروت خداوند متعال است. لذا انسان باید به آن با دیده امانت نگاه کند و آن را به اندازه و در راه تحصیل کمال واقعی خود و با توجه به احکام و مقرراتی که در تعالیم الهی برای تصرف در اموال ذکر شده به کار برد. علی علیه السلام در اشاره به اصل امانت بودن دارایی افراد می فرمایند: «المالُ عاریةٌ؛ مال امانت است». بدیهی است که وقتی انسان به اموالی که در اختیارش قرار می گیرد به چشم امانت نگاه کند آن را در هر راه و به هر مقداری که دلش خواست به مصرف نمی رساند؛ بلکه از آن به اندازه لازم و در راه کسب فضایل و برطرف ساختن نیازهای طبیعی خویش بهره برداری می کند. علی علیه السلام در این باره می فرمایند: «برترین مال ها آن مالی است که بهترین اثر را برایت در پی داشته باشد».
تعریف اسراف اسراف عبارت است از درگذشتن از اندازه و رعایت نکردن اعتدال در کارها. هر هدفی با صرف زمان مشخص و مقدار خاصی از توان و امکانات تحقق پیدا می کند که تجاوز کردن از آن را اسراف می گویند. نیازهای اقتصادی حقیقی انسان نیز اندازه مشخصی دارد که از آن در روایات با تعبیر «حدّ کفاف» یاد می شود که تعدّی از آن اسراف است. علی علیه السلام در این باره تعابیر مختلفی دارند و از جمله می فرمایند: «هرچیز که از حدّ میانه روی بگذرد اسراف است» و در روایت دیگر می فرمایند: «بیشتر از حدّ کفاف مصرف کردن اسراف است».
معنی تبذیر در لغت «تبذیر» را پراکنده کردن معنی می کنند و معتقدند اصل آن به پاشیدن بذر و دورانداختن آن بر می گردد و در اصطلاح به کار کسی که مال خود را ضایع می کند تبذیر گفته می شود که نوعی خاص از اسراف است. بر این اساس می توان گفت هر اسرافی که همراه با اتلاف مال باشد و هیچ گونه هدف و غرض عقلایی بر آن مترتب نشود به آن تبذیر گفته می شود. در کلامی که از علی علیه السلام نقل شده است اسراف و تبذیر هر دو به معنای بخشش بی جا به کار رفته است: «... الا و اِنَّ اعطاءَ المالِ فی غَیرِ حقِّهِ تبذیرٌ و اسرافٌ؛ بدانید مال را در غیر راه آن بذل و بخشش کردن اسراف و تبذیر است».
نکوهش اسراف
نگاه فقهی ملااحمد نرافی به اسراف
پیش از آغاز بحث یادآوری نكاتی سودمند است: 1. مبحث اسراف از جهات گوناگون شایسته تحقیق است ولی در این نوشته تنها از نگاه فقهی بدان می نگریم. 2. این مبحث با این كه مورد ابتلا بوده ولی با تأسّف در كتاب های فقهی به گونه مستقل مطرح نشده و تنها به شكل پراكنده به مناسبت هایی مانند تزیین مسجد، وضو، بوی خوش به آن اشاره كرده اند. 3. محقق نراقی ضمن طرح بحث فقهی بیشتر توجه را به بحث لغوی و موضوع شناسی مصروف داشته است. 4. راقم این سطور ضمن طرح نظریات محقق نراقی در بسیاری از موارد افزون بر بازنویسی، آنها را نقد و بررسی كرده است.
معنای لغوی بی شك تبیین مفهوم لغوی «اسراف» در روشن شدن حكم فقهی نقش بسزایی دارد؛ زیرا منشأ بیشتر مباحث و اشكالات ابهام در مفهوم اسراف و در نتیجه تردید در مصادیق آن است. شاهد مدعا این است كه واژه اسراف در آیات و روایات در مفهوم و مصادیق گوناگونی به كار رفته است. از این رو این مرحله از بحث با تفصیل بیشتر مورد كند و كاو قرار می گیرد، زیرا به منزله مبنا و پایه اصلی مباحث دیگر به شمار می آید. خلیل فراهیدی اسراف را به معانی متعدد دانسته از جمله نقیض اقتصاد و میانه روی. می گوید: الإسراف نقیض الاقتصاد. همو ماده «السرِف» را به معنای جاهل و «السرَف» را به مفهوم خطا به كار برده: السرِف: الجاهل... و السرَف: الخطأ.1 ابن اثیر ماده «سرف» را به معانی مختلف دانسته؛ از جمله: سرف فی حدیث ابن عمر «فإنَّ بها سرحةً لم تُعْبَلْ و لم تسرف» أی لم تُصبها السرفة و هی دُوَیبَةٌ صغیرةٌ تَثقُبُ الشجر تتخذه بیتا. در جای دیگر «سرف» را به معنای غفلت دانسته و نوشته است: و قیل أراد بالسَّرَف الغفلة. یقال: «رجل سَرِف الفؤاد» أی غافل. در مورد دیگر ماده «سرف» را به مفهوم اسراف و تبذیر دانسته: و قیل هو من الإسراف و التبذیر فی النفقة لغیر حاجة أو فی غیر طاعة اللّه . در پایان می گوید: ماده «اسراف» در احادیث فراوان به كار رفته و در بیشتر موارد به معنای گناه و خطای زیاد به كار رفته است.2 ابن فارس نیز ماده «سرف» را به معانی مختلف دانسته است: سرف: السین و الراء و الفاءِ أصلٌ واحد یدل علی تعدی الحد و الإغفال... و یقول: إنَّ السرف، الجهل و السَّرِف الجاهل و ... و یقولون: إن السرف أیضا الضراوة. وی در پایان، این كه سرف به معنای دویبه باشد شاذّ می شمارد:
راههای برون رفت از اسراف و تبذیر
یکی از شیوههای مهم آموزههای دینی، برای مقابله با مفاسد اقتصادی و اخلاقی و تحکیم ارزشهای دینی، تقویت باور انسانها به مبدأ و معاد است. این اعتقاد همچون ناظری درونی، اجرای صحیح دستورهای الهی را تضمین میکند. آیههای مربوط به اسراف، با نهی و نکوهش اسراف و تبذیر، سقوط معنوی و عذاب اخروی اسرافکاران را خاطر نشان میسازد. پیشوایان معصوم علیهمالسلام نیز در روایتهایی، با یادآوری پیآمدهای اخروی اسراف، همگان را از این عمل ناشایست باز میدارند. امام علی علیهالسلام میفرماید: بدانید که بخشیدن نابجای مال، تبذیر و اسراف است که قدر بخشنده را در دنیا بالا میبرد و در آخرت پایین میآورد. او را در دیده مردمان گرامی میکند و نزد خدا خوار. تقویت ارزشهایی چون زهد، قناعت، میانهروی و مانند آن، از یک سو و ترغیب به مبارزه جدی با هواپرستی، خودنمایی و فخرفروشی از سوی دیگر، شیوههای درمان درونی اسراف و تبذیر است. یکی دیگر از عوامل بروز اسراف و تبذیر، جهل و ناآگاهی است. بنابراین، اطلاعرسانی و دادن آگاهیهای صحیح و کافی درباره موضوع به مردم و نیز بازشناسی آثار و پیآمدهای اقتصادی، اجتماعی و معنوی آن، در کاهش روحیه اسرافکاری بسیار مؤثر است. همچنین، نظارت همگانی بر رفتار و اعمال آدمی که در آموزههای دینی با تعبیر امر به معروف و نهی از منکر از آن یاد میشود، از کارآمدترین شیوههای تثبیت ارزشها و مقابله با مفاسد و انحرافهاست. امامان معصوم علیهمالسلام نیز گاهی با نهی صریح و مستقیم و زمانی با واکنشهای اخلاقی، بر این مهم نظارت داشتند. افزون براین، خانواده تأثیر بسیار مهمی بر پرورش شخصیت و عملکرد فردی و اجتماعی آدمی دارد. چنانچه بزرگسالان اهل اسراف و تبذیر باشند، خواه ناخواه این روحیه به فرزندان منتقل میشود. ائمه معصوم علیهمالسلام با دیدن اسراف و تبذیر در خانوادهها، واکنش مناسب و به موقع از خود نشان میدادند. در حدیثی آمده است که امام صادق علیهالسلام میوهای را دید که ناخورده، بیرون خانهای انداخته شده است، ایشان با ناراحتی فرمود:
|