صفحه نخست تماس با ما RSS 2.0

درباره ما

به وب سايت الگوي مصرف خوش آمديد . براي شما لحظات خوبي را آرزو ميكنم . بنده رضا عبدالملكي ، دانشجوي رشته كامپيوتر از دانشكده فني دورود هستم . ما را از نظرات گرم خود محروم نكنيد . با سپاس .

مدير سايت :رضا عبدالملكي
 

آمار سايت

بازديد : 157007
كل مطالب : 612
كل نظرات : 21
بروز رساني: دوشنبه 24 فروردین 1394 
» کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS

site map site map ror html site map
Add to Technorati

طراح قالب و سرور وبلاگ

 

◄ فقيران را فراموش كنيد!

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

در مورد مساله عدالت حرفهاي بسیاري قابل طرح است. همه مي دانيم كه  عادلانه زندگي كردن در قلمرو زندگي فردي، خانوادگي و اجتماعي، در حوزه سياست، اقتصاد و اخلاق چقدر دشوار است. عادل بودن چقدر سخت است،‌ ولي زندگي كردن زير سايه عدالت چقدر آسان تر است از زندگي زير سايه ظلم. اين تعبير از حضرت امير است كه فرمود: آنهايي كه زير سايه عدالت زندگي می كنند بر ايشان سخت است و احساس فشار مي كنند، بدانند كه زندگي كردن زير سايه ظلم به مراتب سخت تر است.حضرت امير فرموند عدالت در مقام توصيف و سخنراني، اوصل الاشياء است في التواسع، يعني در مقام توصيف وسيع ترين دامنه را دارد. اما اضيق آنها در مقام عمل و اجراست و يك باريكه است، يك تنگ راه صعب العبور است و اين واقعيتي است كه احتياج به گفتن و شنيدن ندارد.

‌ در مقام توصيف عدالت مي توان ساعتها صحبت كرد، من هم به سهم خودم يكي دو ساعت مي خواهم صحبت كنم. اضيق الاشيا در تعبير حضرت امير در مقام عمل است، ‌علتش هم اين است كه همه جا در جزئيات و كليات زندگي يقه آدم را مي گيرد و بنده و شما كه در زندگي مان نقاط سياه و مبهم كم نداريم و واقعا حرف زدن در اين باب و شناخته شدن به اين نام كه راجع به عدالت حرف مي زنند كار سخت و خطرناكي است. عدالت چيزي است كه دشمنان آن همه برایش كف مي زنند.  تمام كساني كه به علل عقيدتي يا به علل منفعتي و مصلحتي با عدالت مشكل دارند يا عقايدشان با مسئله عدالت سازگار نيست، يا منافعشان سازگار نيست اینان در مقام عمل مخالفت و دشمني مي كنند، و اين را هم بگويم كه همه ما عدالتخواهيم تا وقتي كه عدالت سهم ما را مي دهد، ‌آن جايي كه قراراست سهم كسي ديگر را از ما بگيرد، ‌ما با عدالت مشكل داريم. عدالت دو لبه دارد. لبه سلبي و ايجابي، ‌يعني هم جنبه پوزيتو دارد هم جنبه نگاتيو. ما با بعضي جنبه هايش كه از قبلش نان ميخوريم، موافقيم و با جنبه هاي ديگر آن مخالفيم، لذا آدم هاي سالم كساني هستند كه وقتي عدالت راجع به آنها حكم مي كند لااقل سكوت می كنند، و مي پذيرند، همه ما اين جا خطا كرديم، اما عرض كردم چون سخنراني و تدريس آسان ترين كاري است كه براي عدالت مي شود كرد، ما مي كنيم و اگر زماني در جايي و با كساني در اين خصوص بايد گفتگو كرد به نظرم مي رسد بهترين وقت و بهترين مكان و بهترين جمع براي سخن گفتن در اين باب همين جا و همين امروز است. تا بحث اين ها مي شود برخی مي گويند این يك جامعه منقبض است و چيزي را دارند وعده مي دهند که زندگی را تنگ می کند. در حاليكه حضرت امير (ع) مي فرمايند عدالت زندگي را تنگ نمي كند. جهان را كوچك نمي كند،‌اتفاقا ظلم زندگي را سخت و منقبض مي كند،‌ان في العدل سيعة (در عدالت گسترش است). دنياي عدالت دنياي گشاده اي است و زندگي در زير سايه عدالت آسان تر از زندگي با ظلم است، فرمود من ذاق عليه العدل فالجور عليه الفیق، (آنهايي كه عدل باعث تنگي شدن زندگی شان مي شود، با ظلم بيشتر در تنگنا قرار مي گیرند). خيال نكنند ظلم از عدل بهتر است، بله اگر فقط تو ظلم بكني و به بقيه ظلم بشود، برای تو راحت تر است. اگر قرار شد عدلي نباشد  تنها تو نيستي كه ظلم مي كني ، ‌همانطور كه تو ظلم مي كني، قدرت مند تر از تو به تو ظلم مي كند.

زندگي زير سايه ظلم خيلي سخت تر از زندگي زير سايه عدل است. آن جا دارد كه حضرت امير (ع) خوب جنگيد و حضرت در در جنگهاي زيادي حضور داشتند، خود حضرت امير مي فرمايد من از 16 سالگي در خط مقدم جبهه بودم تا الان  كه 60 ساله ام و بارها مجروح و جانباز شده ام و ايشان خودشان مي فرمايند كه آن قدر تير و شمشير به سر و صورتم خورده كه قيافه ام برگشته است. وقتي كه با ايشان بيعت كردند، بعضي ها آمدند به ايشان گفتند: آقا شما خيلي دشمن داريد حتي خيلي از همين هايي كه با تو بيعت كردند، دشمن تو هستند. در جنگ هاي صدر اسلام در عمليات هاي زمان پيغمبر خيلي ها را كشتي، اينان از قوم و خويشان آنها هستند. اكنون بسياري از آنان در جامعه حضور دارند و بعضي هايشان در حكومت صاحب منصب اند. الان 25 سال از آن زماني كه علي سردار پيامبر بوده و با اینان مي جنگيده، گذشته است و حالا همان ها و  بچه هايشان به عنوان مسلمان آمدند و به حكومت رسيدند.گفتند: آقا شما بعد از 5/2 دهه حكومت را بدست مي گيري اینان همه جا هستند ، قدرت، ثروت ، تريبون در حكومت همه در دست آنهاست. با اینان مي خواهي چه كار كني؟ دشمنان زيادي داري، بسياري از كساني را كه در جنگ هاي صدر اسلام كشتي، از شما كينه دارند. حضرت امير در پاسخ به آنها گفت: هر كه را كشتم براي حق و عدالت بود من با كسي تصويه حساب شخصي ندارم جنگ هاي ما عقيدتي بود و پس از اين نيز چنين خواهد بود من با كسي تعارف نداشته ام و پس از اين نيز نخواهم داشت، اختلاف مسلم بود، ما براي حق جنگيديم، آنها براي باطل جنگيدند، اگر خون بها مي خواهند بروند از حق بگيرند كه كمرشان را شكست. بعد امام فرمود: من عذر خواهي به كسي بدهكار نيستم، آنهايي كه درآن درگيريهاي زمان پيغمبر به دست ما كشته شدند و خونشان ريخته شد بدانند كه ما بر سر همان اصول هستيم و همان شمشير هنوز با من است.

در فرازي از دعاي ندبه چنين مي خوانيم: كينه توزان بدر و خيبر را كه آن موقع ما برای اسلام در مقابل آنان ایستادیم حالا بعد از 20، 30 سال برگشته اند و از ما انتقام مي گيرند. شما دین را قبول نداريد. از اساس شما بر همان اعتقادید و ما هم بر همان اعتقاد، براي اين كه خود يزيد مي گويد، اين عاشورا انتقام بدر است. در بدر شما پدران ما را كشتيد، در عاشورا ما پسران شما را كشتيم، با این تفاوت که در آن جا ما سپاه کفر بوديم، شما سپاه اسلام، ولي الان هر دو سپاه اسلام هستيم، آن زمان كه آن را پاره كرديم، حالا سر نيزه مي گيريم. ولي همان هاييم اداهايمان عوض شده است.

 

◄ فقرزدايي در سيره عملي

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

◄ درسي از امام سجاد(ع) براي دولتمردان و كارگزاران حكومتي
 

 
 
● منبع: روزنامه - جمهوری اسلامی - تاريخ شمسی نشر 23/04/1387

 
 
ائمه دين(ع) هم شارحان قوانين و تعاليم جامع و ناظر بر همه شئون حيات و زندگي مادي و معنوي مردم بودند و هم عاملان به همه احكام و ضوابط و ارزش هاي گوناگون اسلامي در همه صحنه ها و عرصه هاي اجتماعي و اقتصادي و سياسي.

تحقق وظيفه اول امامان(ع) به صورت مواريث گرانبهايي از انديشه هاي ژرف و تابناك و رهنمودهاي رهايي بخش در قالب روايات و سخنان در همه موضوعات براي جوامع باقي مانده است و ظهور و بروز وظيفه دوم آن مطهران ارمغان و پشتوانه اي است عملي براي جوامع و سرزمين هاي اسلامي در همه اعصار از جمله عصر و زمان ما.

اين دو وظيفه و مسئوليت «علمي »و «عملي »در تمام موضوعات و قوانين و تعاليم همه سونگر اسلامي تجلي دارد و هرگز محدود به موضوع و قانوني خاص از اين دين مبين و زندگي ساز نمي شود. يعني تبيين علمي و سيره عملي ائمه اطهار(ع) درباره تعاليم و قوانين اسلام در همه موضوعات اعتقادي عبادي اخلاقي تربيتي فرهنگي اجتماعي اقتصادي سياسي حكومتي نظامي و حقوقي سريان دارد و به همين دليل و از همين طريق آنچه امروز به صورت جامعيت اسلام در نظام سياسي اين دين مطرح است و بر ضرورت تحقق آن در سطح وسيع و به طور كامل تاكيد مي شود زيرساخت و خط مشي اصلي حكومت اسلامي در همه اعصار و زمان ها را تشكيل مي دهد.

در ميان موضوعات مزبور «اقتصاد »را بر مي گزينيم و يكي از مسائل مهم و مطرح در آن يعني «فقرزدايي »را به تامل كوتاه مي گذاريم.

 

◄ سرمايه داري و توليد فقر عمومي

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

. سرمايه داري يا سرمايه محور(كاپيتاليسم) يكي از نظام هاي اقتصادي است كه محور خود را بر روي (سرمايه) قرار مي دهد و بدون توجه به كار به دنبال يافتن رهيافت هايي براي (افزايش سرمايه برسرمايه) است. چون در اينجا محوريت با سرمايه است، بنابراين (سرمايه محوري) در مقابل (كار محوري) واقع مي شود، و مي توان گفت (دو نظام معرفتي و ساختاري) اقتصادي (سرمايه محوري و كارمحوري) وجود دارد.

 

2. چون سرمايه محوري است، پس نيازمند تبديل همه چيز به سرمايه است و اين زماني ممكن مي شود كه بتواند نماد و نشانه اي را بر اشياءبگذارد كه بتواند شي ء را تبديل به يك كالاي سرمايه اي كند و معمولااشياء را با حيثيت علت غايي با وجه كاربردي آن نامگذاري و از نظر كمي بررسي مي كند و بر آنها قيمت گذاري مي كند، پس همه اشياء را در يك (نظام قيمت گذاري) طبقه بندي مي كند.

 

3. از راه قيمت گذاري، تمامي منابع عمومي ثروت تبديل به (منابع خصوصي) مي شوند و چون محروميت عمومي را در بر مي گيرد، (فقرعمومي) را به دنبال دارد و زماني كه اين قيمت گذاري به اشيايي كه به طور آزاد در طبيعت وجود دارند صورت مي گيرد محصور در (اعتبارات اجتماعي) مي شوند و از دسترس عمومي خارج مي شوند و در دست (اعتبار گذاران اجتماعي و اقتصادي) قرار مي گيرد.

 

4. اشياء زماني كه داراي اعتبارات اجتماعي اقتصادي مي شود و روي آن قميت گذاري مي شود، تابع (صيرورت اقتصادي جامعه) مي شوند؛پس كساني مي توانند از آن استفاده كنند كه داراي آن اعتبارات باشند وبه طور طبيعي، همه داراي اين اعتبارات نيستند و گرنه اقتصاد بي معنامي شود و رشد اقتصادي رخ نخواهد داد، پس به طور معمول اعتبارگذاران بايستي بر قيمت اشياء بيفزايند تا بتوانند رشد اقتصادي راتضمين كنند ؛ يعني رشد قيمت تا جايي پيش رود كه قدرت خريد كالاوجود داشته باشد و يا به عبارتي ركورد اقتصادي و تورم، جامعه را طي نكند.

 

5. (گراني قيمت و پولي شدن اشيا) به گونه مداوم وجود دارد كه به آن (رشد اقتصادي) گفته مي شود و عده اي به دليل قيمت هاي بالاي بازار،از دسترسي به اشياء باز مي مانند كه حاصل آن ايجاد فقر در جامعه است و چون گراني به گونه اي مداوم ادامه دارد، فقر به طور روز افزون افزايش مي يابد و در نتيجه سرمايه داري (فقر آفرين) است.

 

6. سرمايه داري داراي (نظام معرفت تقليلي) است ؛ يعني همه چيز رابه اقتصاد و معرفت مبتني بر آن، تقليل مي دهد و اقتصاد را زير بناي معرفت و ساختار قرار مي دهد و آنچه كه ماركس به عنوان زير بنا بودن اقتصاد گفته است، در واقع گزارشي از نظام سرمايه داري است و يا به عبارت سرمايه داري، همه چيز كالا مي شود و دانش نيز تبديل به كالامي شود، پس بسياري به علت گراني دانش، از دانش آموزي محروم و بي بهره مي شوند(آمار بي سوادي در كشورهاي سرمايه داري).