صفحه نخست تماس با ما RSS 2.0

درباره ما

به وب سايت الگوي مصرف خوش آمديد . براي شما لحظات خوبي را آرزو ميكنم . بنده رضا عبدالملكي ، دانشجوي رشته كامپيوتر از دانشكده فني دورود هستم . ما را از نظرات گرم خود محروم نكنيد . با سپاس .

مدير سايت :رضا عبدالملكي
 

آمار سايت

بازديد : 157080
كل مطالب : 612
كل نظرات : 21
بروز رساني: دوشنبه 24 فروردین 1394 
» کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS

site map site map ror html site map
Add to Technorati

طراح قالب و سرور وبلاگ

 

روشهایی برای جلوگیری از ولخرجی

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

آیا آن قـدر ولخـرجی کرده اید که به همه مقروض شده اید؟خوب نگران نباشیـد، شـما تـنها فـردی نیـستید کـه در یک چنین شرایطی قرار گرفته است. زندگی مدرن به گونـه ای است که خواه نا خواه ما را به سمت خرج کردن میکشاند.بـه هر حال اگر می خواهید کلیه ی بدهی هایتان را صـاف کرده و بـه آرامش ذهنـی دسـت پیـدا کنـید، بـاید به صورت ریشـه ای بـا این مشکل برخورد کرده و جلوی ولخرجیـهای بیهوده خود را بگیرید.
در این مقاله چند تکنیک به شما آموزش داده می شود که به واسطه آنهامی توانید مانع از زیاده روی در خرج کردن پولهایتان شوید.
۱) متوجه باشید که چه مقدار پول خرج می کنید
افراد بسیاری که به خرج کردن معتاد شده اند، دیگر متوجه نیستند که چه مقدار پول خرج می کنند. ابتدا باید دقت کنید که هر آیتمی که قصد خرید آن را دارید چه قیمتی دارد و برای خرید هر یک از آنها باید چه مبلغی را پرداخت کنید، این امر می تواند به شما کمک کند که حساب پول هایتان را داشته باید و ببینید آیا واقعاً به تمام چیزهایی که می خواهید بخرید، احتیاج دارید یا خیر. به عنوان مثال یک شب که بیرون می روید، ببینید چقدر خرج می کنید.
گاهی اوقات افراد آنقدر پول نوشیدنی و غذای دوستان خود را حساب می کنند که اصلاً متوجه نمی شوند جیبشان خالی شده. این افراد زمانیکه به خانه بر می گردند احساس می کنند که باید مقداری از اسکناس هایشان را گم کرده باشند، غافل از اینکه تمام آنها را خرج دوستانشان کرده اند. شاید چیز گرانی هم نخریده باشند و فقط هزینه ی چای، قهوه، و بستنی و ... بچه ها را حساب کرده باشند؛ اگر با دقت بیشتری به این نوع خرج کردن های خود نگاه کنید، می بینید که اصلاً نیازی به خرید هیچ یک از آنها نبوده است
۲) تصمیمات آنی برای خرج کردن نگیرید
اگر شما جزء افرادی هستید که به طور آنی تصمیم می گیرند تا اجناس گرانقیمتی را خریداری کنند، باید بر روی این خصوصیت اخلاقی خود تجدید نظر کنید.
اگر چیزی را می بینید که واقعاً خوشتان می آید و می خواهید آن را همان لحظه بخرید، یک لحظه صبر کنید، حداقل یک روز به خودتان وقت بدهید تا بیشتر روی خرید آن فکر کنید، شاید به این نتیجه رسیدید که اصلاً به آن نیازی ندارید.
اگر هم به آن احتیاج داشته باشید بر می گردید و آن را تهیه می کنید. با انجام این کار فرصت پیدا می کنید تا اجناس مشابهی که از کیفیت بالاتری برخوردار هستند را نیز پیدا کنید.
۳) به مکان هایی که به راحتی می توان پول خرج کرد نروید
اگر ما وقت زیادی را در مکان های خاصی صرف کنیم، خود به خود به سمت پول خرج کردن کشیده می شویم. این نوع پول خرج کردن ها صرفاً احساسی هستند.
بنابراین باید سعی کنید تا آنجایی که می توانید اطراف مغازه های مورد علاقه تان پرسه نزنید. به پارک و یا جایی بروید که وسوسه پول خرج کردن به پایین ترین میزان خود برسد.
۴) در زمان خرید اهداف خود را معین کنید

 

خشونت مالی پدیده‌ای پنهان در خانه‌ها

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

خشونت مالی یکی از انواع خشونت‌هایی است که می‌تواند علیه زنان اعمال شود اما تعریف آن هنوز برای بسیاری از زنان تعریفی تازه است که تا به حال به گوش آن‌ها نخورده و با آن بیگانه‌اند. بی‌شک برای زینب هم که قصد دارم با او در این باره صحبت کنم، خشونت مالی عبارتی تازه به نظر می‌آید. نگران است و مضطرب. این را می‌شود از جویدن ناخن و نگاه کردن مدامش به ساعت فهمید. خودش هم نمی‌داند که اضطراب دارد چون وقتی از او سوال می‌کنم که چرا مضطرب هستی می‌گوید که نه مضطرب نیستم. اما می‌توانی خوب درکش کنی اگر بدانی که در ۲۵ سال زندگی مشترکش، که تنها یک زن خانه‌دار بوده، لحظه ای نبوده که مجبور نباشد برای چند تومانی که بیش‌تر خرج کرده، یک هفته به سوال‌های شوهرش فکر کند و جواب‌های از پیش ساخته‌ای را تحویل او دهد تا مبادا آرامش خود و خانواده‌اش از هم بپاشد.
روایت زینب حکایت نگفته پنهان در دل بسیاری از زنان است. او ۵۲ سال دارد، ۲۵ سال است ازدواج کرده و دو فرزند پسر و یک فرزند دختر حاصل ۲۵ سال زندگی مشترک او و شوهرش است. از او دربارهء خشونت مالی می‌پرسم و این‌که منظورم از خشونت مالی چیست و او می‌گوید: «برای گرداندن خرج و مخارج خانه در این ۲۵ سال خیلی عذاب کشیدم اما شوهرم اوایل ازدواج این‌طور نبود. یک مغازه با یکی از دوستانش داشت و هیچ ملالی در زندگی‌مان نبود اما دوستش درست در سال سوم ازدواجمان سر شوهرم را کلاه می‌گذارد و او هم مجبور می‌شود با هزار جان کندن ماشینی بخرد و مسافرکشی کند. درست از همان سال‌ها بود که دست ما تنگ‌تر شد و شوهرم بد خلق‌تر. دیگر حتی از یک ۲۰‌تومانی اضافه هم که خرج می‌شد چشم‌پوشی نمی‌کرد و مدام برای پول دادن به من و بچه‌ها بد خلقی می‌کرد. من هم که کاری بلد نبودم که بروم دنبال کار اما به هر حال مجبور بودم با همان مقدار خرجی که به من می‌دهد هم زندگی را بچرخانم و هم پول تو جیبی در حد نیاز به بچه‌ها بدهم که مبادا جلوی دوستانشان سرافکنده باشند و از طرف دیگر هم مراقب باشم که پول اضافه‌ای در این میان خرج نشود.»
او این‌گونه به صحبت‌هایش ادامه می‌دهد: «مدام هم باید در ذهنم پاسخ‌هایی به پرسش‌های احتمالی او می‌ساختم تا مبادا آشوبی در خانه به پا کند. از یک طرف هم وقتی پدرم فوت کرد، با وجود چهار برادر، از خانه نقلی پدرم چیز چندانی به من نمی‌رسید تا بتوانیم با پول آن کمی ‌خودمان را جمع و جور کنیم و همین بهانهء بیش‌تری برای بدخلقی به دست شوهرم داد. نمی‌توانست بفهمد که من در تقسیم این ارث تقصیری ندارم و مدام سرکوفت می‌زد که به فکر زندگی نیستی. با گذشت هر سال و بالا رفتن تورم وسواس او هم بیش‌تر شد. من هم دلم برایش می‌سوزد. چرخاندن چهار سر عائله ‌کار سختی است.»
فروغ هم ۷۴ سالش است و به قول خودش دیگر نای بحث کردن با شوهرش را ندارد اما هنوز هم گاهی برسر کوچک‌ترین مسایل مالی با یکدیگر جروبحث دارند. او که دیگر غبار ۵۰ سال زندگی مشترک بر چروک‌های صورتش نمایان شده می‌گوید: «وقتی جوان بودم نمی‌فهمیدم که زندگی چه طور می‌گذرد گاهی که از لحاظ مالی در تنگنا قرار داشتم بچه‌ها را می‌فرستادم تا از قصابی آشنا مرغ و گوشت بخرند. هرطور بود زندگی می‌گذشت. نمی‌فهمیدم که دلهره‌ام برای گرداندن زندگی چه طور اعصابم را تحت تاثیر قرار می‌دهد. به تدریج وسواس پیدا کردم و با هر پیله شوهرم به پول‌هایی که کم و زیاد می‌شد من هم به نظافتش پیله می‌کردم و وسواس شدیدی به تمیزی پیدا کردم. حالا هم که در سنین پیری هستم فشار خون بالا و استرس و اضطراب گاهی از پا می‌اندازدم اما دیگر بچه‌ها رفته‌اند و من هم مجبورم با حقوق ۱۲۰ هزار تومانی یک بازنشسته کنار بیایم و با غرغر‌های همیشگی‌اش بسازم.» از او می‌پرسم که آیا شوهرتان هنوز هم مثل گذشته برای خرج خانه از شما سوال و جواب می‌کند؟ و او نفس عمیقی می‌کشد و می‌گوید: «دیگر ۸۶ سالش شده. حوصله آن‌طوری برایش نماده است. شاید این روزها دیگر من بدخلق شده‌ام. گاهی فکر می‌کنم باید انتقام روزهای جوانی را از او بگیرم اما بعد دلم برایش می‌سوزد.»
اما گویا خشونت مالی تنها در میان زنان نسل گذشته پدیدهء آزاردهنده بوده که با لباس سفیدی که با آن به خانهء شوهر آمده بودند باید این نوع خشونت را هم مثل بقیه انواع آن تاب می‌آوردند. چرا که مریم ۲۶ ساله که هنوز هم مجرد است، می‌گوید: «اولا که من معتقدم زن باید کار کند تا از هر‌گونه وابستگی مالی رها باشد. دوما مگر آدم ازدواج می‌کند که زیردست یک نفر شود؟ زندگی باید بر مبنای همکاری و درک متقابل باشد. من به هیچ وجه نمی‌توانم چنین خشونتی را تحمل کنم. نازنین ۲۳ ساله نیز عقیده‌ای مشابه عقیدهء مریم دارد و می‌گوید که چنین خشونتی را تحمل نمی‌کند و چنین اضافه می‌کند: «البته شرایط زندگی خیلی سخت‌تر شده و زنان اگر می‌دانند که می‌خواهند ازدواج کنند باید آمادگی هر نوع سختی احتمالی را داشته باشند و در کنار شوهرانشان به حل مشکلات فکر کنند.»

 

وسایلی گران‌تر از خانه‌ها

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

حساب کردیم که فراهم آوردن حداقل امکانات زندگی در یک خانه ۳۰ متری فقط با یک سرویس بهداشتی ساده حدود یک تا یک میلیون و پانصد هزار تومان درمی‌آید.
اما این هفته به سراغ این سوژه رفتیم که حداقل چیدمان خانه‌ها در یک زندگی متوسط و نیز یک زندگی مرفه حدودا چقدر هزینه در بردارد. واقعیت این است که حالا همه می‌دانند که شروع کردن زندگی بسیار خرج دارد و با این وضع‌گرانی خانه و اسباب و اثاثیهء خانه خیلی سخت است که یک زندگی با امکانات مناسب را شکل داد.
● آشپزخانه چند میلیون تومانی
یکی از اصلی‌ترین نقطه‌های شروع هر زندگی آشپزخانه یا به عبارتی دیگر اتاق تهیهء غذاست. در این نقطه اول از همه یک گاز چهار یا پنج شعله مورد نیاز است. قیمت پایهء این گازها به طور عادی از ۰۰۰ر۲۰۰ تومان شروع می‌شود و با توجه به امکانات، مدل و مارک مورد نظر تا ۵۰۰ هزار تومان هم بالا می‌رود.
البته تازگی‌ها گازهای رومیزی هم تازه به بازار آمده که روی کابینت آشپزخانه نصب می‌شود ولی از خدمات کیک‌پزی یا غذاهایی که احتیاج به فر دارند محروم هستند. تهیهء این گازهای شیک حدود ۰۰۰ر۳۰۰ تا ۰۰۰ر۴۰۰ تومان خرج دارد. در این مورد یک ماکروفر را هم می‌شود جایگزین کرد که این ماکروفرها هم از ۰۰۰ر۸۰ تا بیش از ۰۰۰ر۲۰۰ تومان با توجه به سایز و امکاناتش نوسان قیمت دارد.
تکلیف غذا پختن و غذا خوردن روشن شد حالا باید به فکر یک یخچال، فریزر باشیم تا غذاها و موادغذایی را در آن نگهداری کنیم.
قیمت یخچال با توجه به مدل، ایرانی یا خارجی بودن، طرح و مدل و اندازه‌اش خیلی متفاوت است. یک یخچال معمولی یک سره با یک جای خیلی کوچک به عنوان فریزر حدود ۰۰۰ر۵۰۰ تا ۰۰۰ر۶۵۰ تومان قیمت دارد.
اما اگر از آن دسته از آدم‌های بسیار شیک هستید که یخچالتان حتما باید ساید‌بای‌ساید خارجی باشد باید دور و بر ۰۰۰ر۵۰۰ر۱ تومان هزینه کنید و اما اگر از آن دسته آدم‌های تنبل هستید یک ماشین ظرفشویی حتما به دردتان می‌خورد قیمت این ماشین‌های کار راه‌انداز (مخصوصا در وقت مهمانی‌ها) حدودا از ۰۰۰ر۹۰ تومان شروع می‌شود و تا ۰۰۰ر۱۵۰ هزار تومان وبیش‌تر ادامه دارد.
اما ماشین‌لباسشویی; این ماشین‌ها هم براساس کیلوگرم لباس مورد نظر قیمتش بالاتر می‌رود. قیمت پایه از قیمت ۰۰۰ر۱۷۰ تومان شروع می‌شود و خارجی‌هایش به سقف ۴۰۰، ۵۰۰ هزار تومان می‌رسد.
این وسایل فقط اجزای اولیهء پخت و پز و تمیز کردن در آشپزخانه به حساب می‌آیند و با یک حساب سرانگشتی تقریبا چیزی حدود دو تا سه میلیون تومان خرج دارد.حالا وسایل خورده ریز و بشقاب و کاسه و لیوان و قاشق، چنگال و میکرو سرخ‌کن و... را هم فاکتور بگیرید.
● هال و پذیرایی پرخرج
حالا می‌رسیم به هال و پذیرایی. یک مبلمان ساده و راحتی کم‌کم حدود ۰۰۰ر۷۰۰ تا یک میلیون تومان پول لازم دارد. همین‌طور سادهء ساده هم که نمی‌شود.
یک میز ناهارخوری شش تا هشت نفره هم برای خانواده لازم است که متوسط حدود ۰۰۰ر۴۰۰ تا ۰۰۰ر۵۰۰ تومان خرج دارد.
این روزها هم که کف تقریبا تمام خانه‌ها بلااستثنا سنگ یا سرامیک است، پس از فرش ۱۲ متری صرف‌نظر می‌کنیم. برای هال یک فرش شش متری کافی است که ماشینی آن از نوع خوب حدود ۰۰۰ر۱۲۰ تا ۰۰۰ر۱۵۰ تومان است اما اگر هم خیلی به طرح محلی و ایرانی علاقه‌مند هستید یک فرش _۹ متری طرح گبه تهیه کنید (دقت کنید طرح گبه، لازم نیست خود گبه باشد چون خود گبه ۹ مترش چیزی حدود ۰۰۰ر۶۰۰ تومان خرج دارد.) این _۹ متری‌های طرح گبه حدود ۰۰۰ر۱۰۰ تومان است. هم طرح قشنگی دارند و هم براساس دکوراسیون خانه رنگ‌هایش قابل تغییر هستند.