در اسلام همان طور كه تجمل گرايي افراطي كه از آن به تجمل پرستي تعبير شده، مردود است؛ محروم كردن خود از زيبايي هاي پاك و حلال مانند لباس زيبا و مناسب و زيبايي هاي طبيعت و... پسنديده نيست؛ زيرا انسان زيبايي پسند است. امام مجتبي(ع) هنگامي كه به نماز برمي خاست، بهترين لباس خود را مي پوشيد. پرسيدند: چرا بهترين لباس خود را مي پوشيد؟ فرمودند: «خداوند زيباست و زيبايي را دوست دارد. از اين رو من لباس زيبا را براي راز و نياز با پروردگارم مي پوشم، همو كه دستور داده زينت خود را به هنگام بيرون رفتن به مساجد برگيريد.»
زندگي اسرافگرانه علاوه بر اينكه روح عاطفي و انساني را از بين مي برد و انسان را از درد و سوز ديگران بي خبر مي سازد، از نظر اقتصادي نيز به شخص مسرف و بلكه به اجتماع آسيب مي رساند؛ چرا كه سرمايه ها را پايان مي بخشد و فرد و جامعه را به نابودي مي كشاند. امام علي(ع) مي فرمايد: «هركس اعتدال و ميانه روي را خوب رعايت نكند، در اثر اسرافگري به نابودي كشيده مي شود.» بنابراين راه نجات و موفقيت در اعتدال است و اين روش باعث ثبات و بلكه پيشرفت مي شود. كسي كه آن را ترك كند، بي تريد گرفتار آفت ها مي شود و سرانجام به هلاكت معنوي از يك سو و تهي دستي از سوي ديگر دچار خواهد شد.
امام علي(ع) در اين باره فرموده اند: «ناديده گرفتن برنامه اعتدال در زندگي باعث فقر و بدبختي مي گردد.»دوري از خداوند و هدايت او، جزء ياران شيطان قرار گرفتن و هلاكت دنيوي و اخروي از جمله كيفرهايي است كه خداوند براي اسرافكاران درنظر گرفته است.
قرآن ميانه روي را الگوي مصرف و عامل پايداري خانواده و جامعه معرفي مي كند. «والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما» «قوام» به معناي حد وسط و اعتدال است. اقتصاد اسلامي براي افراد و جوامع دو ارمغان مهم دارد: بشر را از بزرگترين رنج تاريخي او كه مسئله معيشت و غصه تأمين مايحتاج زندگي است، نجات مي دهد. همچنين جامعه و فرد را از عوارض شوم فقر كه سوءاخلاق و فساد و فحشا و حتي كفر و بي ديني است، محفوظ نگه مي دارد.
يكي از تدابير مهم اسلام براي تأمين زندگي و جلوگيري از فقر ارائه الگوي صحيح است. امام صادق(ع) فرموده است: «ضمانت مي كنم كسي كه ميانه روي كند، فقير نشود.» رعايت اعتدال در هزينه هاي زندگي به قدري مهم است كه امام علي(ع) درك لذت ايمان واقعي را منوط به آن دانسته و فرموده اند: «انساني كه اين سه خصلت را نداشته باشد، حقيقت ايمان را نخواهد چشيد: ژرف انديشي در علم دين، شكيبايي در حوادث، اندازه گيري نيكو در امر معيشت.» امام كاظم(ع) نيز فرموده اند: «هيچ انساني با ميانه روي نيازمند نمي شود.»
سه قسم اسراف است كه در همه جا و در همه حالات حرام است و اختصاص به شخص يا زمان، يا جاى خاصى ندارد
. ۱ - ضايع كردن مال و بىفايده كردن آن، هر چند آن مال كم باشد. مانند بقيه ظرف آب را ريختن در جايى كه آب كمياب باشد و به آن مقدار رفع نياز مىگردد. يا لباسى را كه قابل استفاده شخصى يا ديگران است، پاره كردن و يا دور انداختن و يا خوراكى را نگهداشتن و به ديگرى ندادن تا اين كه ضايع و تباه شود و يا دادن مال به دست صغيرى كه آن را تلف مىكند و نظاير اينها. حضرت صادق(ع) ميوه نيمخوردهاى را ديدند كه از منزل ايشان بيرون انداخته شده بود. آن حضرت ناراحت و خشمگين شدند و فرمودند اين چه كارى است كه كرديد؟ اگر شما سير شدهايد بسيارى از مردم هستند كه سير نشدهاند، پس به آنهايى كه نيازمندند بدهيد. متاسفانه در حال حاضر مىبينيم در جامعه اسلامى، چه مقدار از غذاها و يا ميوههايى كه قابل استفاده است در سطلهاى آشغال و زبالهدانها ريخته مىشود! در حالى كه افراد بسيارى به آن نياز دارند. نسبتبه دور ريختن تتمه طعام بخصوص خرده نان (مگر در صحرا براى حيوانات) روايات تهديدآميزى رسيده است كه ذكر آنها موجب طول كلام است.
. ۱ - ضايع كردن مال و بىفايده كردن آن، هر چند آن مال كم باشد. مانند بقيه ظرف آب را ريختن در جايى كه آب كمياب باشد و به آن مقدار رفع نياز مىگردد. يا لباسى را كه قابل استفاده شخصى يا ديگران است، پاره كردن و يا دور انداختن و يا خوراكى را نگهداشتن و به ديگرى ندادن تا اين كه ضايع و تباه شود و يا دادن مال به دست صغيرى كه آن را تلف مىكند و نظاير اينها. حضرت صادق(ع) ميوه نيمخوردهاى را ديدند كه از منزل ايشان بيرون انداخته شده بود. آن حضرت ناراحت و خشمگين شدند و فرمودند اين چه كارى است كه كرديد؟ اگر شما سير شدهايد بسيارى از مردم هستند كه سير نشدهاند، پس به آنهايى كه نيازمندند بدهيد. متاسفانه در حال حاضر مىبينيم در جامعه اسلامى، چه مقدار از غذاها و يا ميوههايى كه قابل استفاده است در سطلهاى آشغال و زبالهدانها ريخته مىشود! در حالى كه افراد بسيارى به آن نياز دارند. نسبتبه دور ريختن تتمه طعام بخصوص خرده نان (مگر در صحرا براى حيوانات) روايات تهديدآميزى رسيده است كه ذكر آنها موجب طول كلام است.
در حديثى از امام على(ع) آمده است كه «القصد مثراة و السرف مثواة» (۲۹) يعنى اقتصاد و ميانهروى موجب ثروتمندى و اسراف و ولخرجى موجب سقوط و فقر مىگردد و نيز امام زينالعابدين(ع) از رسول خدا(ص) نقل مىفرمايد كه فرمود: «ثلاث منجيات فذكر الثالث القصد فى الغنى و الفقر» (۳۰) حضرت رسول سه عامل براى نجات معرفى مىفرمايند كه سومين آن ميانهروى و اعتدال در توانگرى و نيازمندى است. پس افراد توانگر هم حق ندارند به بهانه اين كه امكانات مالى وسيع دارند به اسراف پردازند. نكته مهمى كه از اين حديث استنباط مىشود اين است كه اسراف و تبذير موجب فقر و تنگدستى است.
اسلام عملى را خير و اخلاقى مىداند كه داراى دو جنبه باشد. به اين معنى كه هر عمل از روح و نيت «حسن فاعلى» و شكل و صورت «حسن فعلى» تشكيل شده است و عمل خير بايد حسن فعلى داشته باشد يعنى صورت و شكل عمل صحيح باشد. مثلا كسى كه مالى را از راههاى نامشروع جمع كرده و با اين مال به قصد قربت اقدام به خيرات و مبرات مىنمايد از او پذيرفته نيست و يا مال مباح و مشروع را خواسته باشد براى ريا و خودنمايى و در غير رضا و طاعت پروردگار انفاق و بخشش كند اينجا هم مردود است و بنا به نظر حضرت امام صادق(ع) چنين كسى مبذر و مسرف است.
كسي كه بر كم روزي رضاي داد نشان
غمي ندارد اگر در عمل شود نقصان
چرا كه خالق ذوالمن و صاحب احسان
كشد به روز قيامت حساب از او آسان
غمي ندارد اگر در عمل شود نقصان
چرا كه خالق ذوالمن و صاحب احسان
كشد به روز قيامت حساب از او آسان
۱ - انعام، آيه ۱۴۱.
۲ - اعراف، آيه ۳۱.
۳ - فرقان، آيه۶۷.
۴ - اسراء، آيات۲۷ و ۲۸.
حال به ذكر چند آيه مىپردازيم: ۱ - وات ذاالقربى حقه والمسكين وابن السبيل ولاتبذر تبذيرا ان المبذرين كانوا اخوان الشياطين و كان الشيطان لربه (۱۲) كفورا. و حق نزديكان را بپرداز! و (همچنين) مستمند و در راهمانده را، و هرگز تبذير مكن چرا كه تبذيركنندگان برادران شيطانند و شيطان كفران (نعمتهاى) پروردگار كرد. واژه «تبذير»، تنها يك واژه اقتصادى است و در قرآن كريم تنها در همين دو آيه از سوره اسراء به كار رفته است. و شايد در قرآن كريم كمتر مواردى بتوان پيدا كرد كه با چنين لحن تند و شديدى از عملى نهى شده باشد. ۲ - خذوا زينتكم عند كل مسجد و كلوا واشربوا ولا تسرفوا انه لايحب المسرفين (۱۳) زينتخود را در هر مسجد برگيريد و بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد همانا كه خداوند مسرفان را دوست نمىدارد. تمامى آيات مربوط به اسراف را مىتوان به طوركلى به دو بخش تقسيم كرد: ۱ - اسراف در مال. ۲ - اسراف در غيرمال.
حال به ذكر چند آيه مىپردازيم: ۱ - وات ذاالقربى حقه والمسكين وابن السبيل ولاتبذر تبذيرا ان المبذرين كانوا اخوان الشياطين و كان الشيطان لربه (۱۲) كفورا. و حق نزديكان را بپرداز! و (همچنين) مستمند و در راهمانده را، و هرگز تبذير مكن چرا كه تبذيركنندگان برادران شيطانند و شيطان كفران (نعمتهاى) پروردگار كرد. واژه «تبذير»، تنها يك واژه اقتصادى است و در قرآن كريم تنها در همين دو آيه از سوره اسراء به كار رفته است. و شايد در قرآن كريم كمتر مواردى بتوان پيدا كرد كه با چنين لحن تند و شديدى از عملى نهى شده باشد. ۲ - خذوا زينتكم عند كل مسجد و كلوا واشربوا ولا تسرفوا انه لايحب المسرفين (۱۳) زينتخود را در هر مسجد برگيريد و بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد همانا كه خداوند مسرفان را دوست نمىدارد. تمامى آيات مربوط به اسراف را مىتوان به طوركلى به دو بخش تقسيم كرد: ۱ - اسراف در مال. ۲ - اسراف در غيرمال.
در قرآن كريم واژه «اسراف» و مشتقات آن مكرر به كار رفته است ولى در بيست و سه مورد لفظ «اسراف» استعمال شده كه در هر مورد، مفهومى ويژه دارد. در غالب موارد، مقصود از اسراف جنبههاى اخلاقى، عقيدتى و تجاوز از حدود الهى است، و تنها در چهار مورد جنبه مالى را شامل مىشود كه با دو آيه «تبذير» شش آيه مىشود.
به آيات زير توجه كنيد:
۱ - كذلك زين للمسرفين ماكانوا يعملون.
اينگونه براى اسرافكاران اعمالشان زينت داده شده است.
۲ - ولا تطيعوا امر المسرفين.
اطاعت فرمان مسرفان نكنيد.
۳ - ان الله لايهدى من هو مسرف كذاب.
خداوند اسرافكار دروغگو را هدايت نمىكند.
۴ - و ان فرعون لعال فى الارض و انه لمن المسرفين.
و به راستى فرعون برترىجويى (و طغيان) در زمين روا داشت و او از اسرافكاران بود.
تبذير برخلاف اسراف و تنها واژهاى اقتصادى است. تبذير از ريشه «بذر» يعنى تفريق و پخش كردن چيزى; اصلش از ريختن و پاشيدن بذر است كه به طور استعاره درباره كسى كه مال خود را بيهوده تلف و پخش مىكند، به كار رفته است و نيز گفته شده است كه تبذير، انفاق مال در راه معصيت است.
با اين توضيحات ملاحظه مىكنيم كه «اسراف» در برابر اقتصاد و ميانه روى قرار دارد و به هرگونه تجاوز از حد، در غير طاعةالله و به قصور از حقالله اطلاق مىشود. در قرآن كريم واژه قصد و مشتقات آن در معانى; راست، متوسط و معتدل به كار رفته است. مانند «واقصد فى مشيك»در راه رفتن اعتدال را رعايت كن.
فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرات از ميان آنها عدهاى بر خود ستم كردند و عدهاى ميانهرو بودند و عدهاى به اذن خدا در نيكىها از همه «پيشى» گرفتند.
حضرت على(ع) در مورد قصد مىفرمايند:
«عليك بالقصد فى الامور» بر تو باد ميانهروى در كارها. در خطبه همام از نشانههاى متقين و پرهيزگاران مىفرمايد: «و ملبسهم الاقتصاد» يعنى پوشاكشان ميانه بود، بدين معنى افراط و تفريط در كارها و زندگيشان وجود ندارد. از مجموع اين نظريهها اين چنين برمىآيد كه بين واژه اسراف به معنى اقتصادى آن با واژه تبذير فرق زيادى وجود ندارد و تنها ممكن است در جهت تمايز بين اين دو واژه گفته شود كه با توجه به خصوصيات تعابير لغتشناسان در معنى تبذير، مقصود از اين واژه تلف كردن و ضايع نمودن مال است و زيادهروى در انفاقات شخصى و امور خيريه را شامل نمىشود، در حالى كه اسراف فراگيرتر از آن و در برگيرنده همه موارد از به هدردادن و زيادهروى در مصارف شخصى و خانوادگى و انفاقهاى مستحب مىباشد. و به عبارت ديگر هر تبذيرى اسراف است ولى هر اسرافى تبذير نيست. از امام صادق(ع) جمله كوتاهى نقل شده است كه ممكن است همين نكته را از آن استفاده كرد. آن حضرت فرمود: «ان التبذير من الاسراف» يعنى، تبذير از اسراف است. در اين حديثشريف، براى اسراف انواعواقسامى فرض شده، كه تبذير شاخهاى از آن معرفى گرديده است.
«عليك بالقصد فى الامور» بر تو باد ميانهروى در كارها. در خطبه همام از نشانههاى متقين و پرهيزگاران مىفرمايد: «و ملبسهم الاقتصاد» يعنى پوشاكشان ميانه بود، بدين معنى افراط و تفريط در كارها و زندگيشان وجود ندارد. از مجموع اين نظريهها اين چنين برمىآيد كه بين واژه اسراف به معنى اقتصادى آن با واژه تبذير فرق زيادى وجود ندارد و تنها ممكن است در جهت تمايز بين اين دو واژه گفته شود كه با توجه به خصوصيات تعابير لغتشناسان در معنى تبذير، مقصود از اين واژه تلف كردن و ضايع نمودن مال است و زيادهروى در انفاقات شخصى و امور خيريه را شامل نمىشود، در حالى كه اسراف فراگيرتر از آن و در برگيرنده همه موارد از به هدردادن و زيادهروى در مصارف شخصى و خانوادگى و انفاقهاى مستحب مىباشد. و به عبارت ديگر هر تبذيرى اسراف است ولى هر اسرافى تبذير نيست. از امام صادق(ع) جمله كوتاهى نقل شده است كه ممكن است همين نكته را از آن استفاده كرد. آن حضرت فرمود: «ان التبذير من الاسراف» يعنى، تبذير از اسراف است. در اين حديثشريف، براى اسراف انواعواقسامى فرض شده، كه تبذير شاخهاى از آن معرفى گرديده است.
بيشترين ميزان انرژي كه در خانه مصرف مي شود در جهت تامين حرارت است و تهيه آب گرم مورد نياز در منزل بيشترين سهم از انرژي را به خود اختصاص مي دهد .به همين دليل آبگرمكن ها بايد هر سال تعمير يا سرويس شوند تا از اتلاف انرژي جلوگيري شود.
اگر قطعات بزرگي از مقوا را با لايه اي از ورقه هاي آلومينيوم بپوشانيم و آن را در پشت رادياتورهاي شوفاژ قرار دهيم مقدار زيادي حرارت كه قبلاً جذب ديوار شده و به هدر مي رفت با اين ابتكار ساده به داخل اتاق منعكس مي شود
. اگر براي پنجره ها و درها از نوار درزگير استفاده شود نه تنها مبادله حرارتي با هواي بيرون كمتر صورت مي گيرد بلكه از آلودگي صوتي نيز در امان خواهيم بود. بهتر است گرماي خانه در زمستان آنقدر نباشد كه ما به صورت تابستاني لباس بپوشيم. پوشيدن يك ژاكت در منزل به صرفه جويي در سوخت كمك مي كند.
. اگر براي پنجره ها و درها از نوار درزگير استفاده شود نه تنها مبادله حرارتي با هواي بيرون كمتر صورت مي گيرد بلكه از آلودگي صوتي نيز در امان خواهيم بود. بهتر است گرماي خانه در زمستان آنقدر نباشد كه ما به صورت تابستاني لباس بپوشيم. پوشيدن يك ژاكت در منزل به صرفه جويي در سوخت كمك مي كند.
در سيارات ديگر شايد آب وجود داشته باشد ولي بسيار كم است. كره زمين را در واقع بايد كره آب ناميد. زيرا قسمت بيشتر آن را آب تشكيل مي دهد.البته در اين كرده 29 درصد آب به صورت بخار در اتمسفر و 71 درصد آب اقيانوسها، درياها، درياچه ها، منابع زيرزميني و يخ و برف قطبها هستند. آبي كه ما مصرف مي كنيم آب شيرين است كه فقط 1/1 درصد آبها را تشكيل مي دهد .ايران كشوري نيمه خشك و كم آب است.با وجود چنين شرايطي هر ايراني در زمان استحمام 6 برابر و در زمان مسواك زدن 26 برابر يك اروپايي آب مصرف مي كند.هر شيري كه بي جهت باز گذاشته شود در هر دقيقه 11 تا 19 ليتر آب سالم را وارد فاضلاب مي كند.
كم كردن فشار آب مصرفي در خانه ها و جلوگيري از چكه كردن شيرها ، از هدر رفتن آب جلوگيري مي كند. به افراد خانواده آموزش دهيم كه سريع دوش بگيرند تا آب كمتري مصرف شود. آيا مي دانيد كه چاي باقي مانده در قوري، آبي كه تخم مرغ در آن پخته شده و نوشابه اي كه گاز آن خارج شده براي رشد گياهان مناسب است. آبي را كه براي شستن ميوه ها و سبزيها و يا از آبكش كردن پلو به دست مي آيد مي توان براي آبياري باغچه و گلدانها استفاده نمود. آيا فكر نمي كنيد كه شستن اتومبيل با يك سطل امكان پذير است؟ براي شستن لباسها در ماشين لباسشويي هر بار سعي كنيم مقدار بيشتري لباس را شسته، يعني از ظرفيت كامل ماشين استفاده كنيم. اگر به جاي لوله آب از جارو براي تميز كردن پله ها و معبرها استفاده شود، مقدار بسيار زيادي از آب سالم براي مصارف ضروري ذخيره مي شود.
كم كردن فشار آب مصرفي در خانه ها و جلوگيري از چكه كردن شيرها ، از هدر رفتن آب جلوگيري مي كند. به افراد خانواده آموزش دهيم كه سريع دوش بگيرند تا آب كمتري مصرف شود. آيا مي دانيد كه چاي باقي مانده در قوري، آبي كه تخم مرغ در آن پخته شده و نوشابه اي كه گاز آن خارج شده براي رشد گياهان مناسب است. آبي را كه براي شستن ميوه ها و سبزيها و يا از آبكش كردن پلو به دست مي آيد مي توان براي آبياري باغچه و گلدانها استفاده نمود. آيا فكر نمي كنيد كه شستن اتومبيل با يك سطل امكان پذير است؟ براي شستن لباسها در ماشين لباسشويي هر بار سعي كنيم مقدار بيشتري لباس را شسته، يعني از ظرفيت كامل ماشين استفاده كنيم. اگر به جاي لوله آب از جارو براي تميز كردن پله ها و معبرها استفاده شود، مقدار بسيار زيادي از آب سالم براي مصارف ضروري ذخيره مي شود.
بهترين مردمان طيف قناعت پيشه اند
از معاش مسرفين در نفرت و اديشه اند
چشم خود از مال مردم بي محابا بسته اند
منتظر بر قسمت نيكوي حق بنشسته اند
**
چه خوبست نام پر آوازه ات را
نويسند در دفتر نيك مردان
نباشي زاسراف كاران مفسد
شوي با قناعت به حق شكر گويان
استفاده از لامپهاي كم مصرف كه به تازگي از طريق رسانه ها به مردم شناسانده مي شود كمك زيادي به صرفه جويي در برق مي كند.
لامپهاي اضافي را بايد خاموش كرد. البته در مدارس و ادارات بايد تابلوهايي در كنار پريز برق باشد تا افراد هنگام خروج چراغها را خاموش كنند.
لامپهاي روشنايي بايد مرتباً گردگيري شوند.لامپهاي غبار گرفته روشنايي كمتري دارند و باعث اتلاف انرژي مي شوند.
اگر نياز بيشتري به نور هست استفاده از يك لامپ بزرگتر با صرفه تر است.مثلاً يك لامپ 100 واتي بيشتر از 2 لامپ 60 واتي نور مي دهد.
تبذير برخلاف اسراف و تنها واژهاى اقتصادى است. تبذير از ريشه «بذر» يعنى تفريق و پخش كردن چيزى; اصلش از ريختن و پاشيدن بذر است كه به طور استعاره درباره كسى كه مال خود را بيهوده تلف و پخش مىكند، به كار رفته است و نيز گفته شده است كه تبذير، انفاق مال در راه معصيت است.
با اين توضيحات ملاحظه مىكنيم كه «اسراف» در برابر اقتصاد و ميانه روى قرار دارد و به هرگونه تجاوز از حد، در غير طاعةالله و به قصور از حقالله اطلاق مىشود. در قرآن كريم واژه قصد و مشتقات آن در معانى; راست، متوسط و معتدل به كار رفته است. مانند «واقصد فى مشيك» (۴) در راه رفتن اعتدال را رعايت كن.
فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرات (۵) از ميان آنها عدهاى بر خود ستم كردند و عدهاى ميانهرو بودند و عدهاى به اذن خدا در نيكىها از همه «پيشى» گرفتند.
حضرت على(ع) در مورد قصد مىفرمايند: «عليك بالقصد فى الامور» (۶) بر تو باد ميانهروى در كارها. در خطبه همام از نشانههاى متقين و پرهيزگاران مىفرمايد: «و ملبسهم الاقتصاد» (۷) يعنى پوشاكشان ميانه بود، بدين معنى افراط و تفريط در كارها و زندگيشان وجود ندارد.
از مجموع اين نظريهها اين چنين برمىآيد كه بين واژه اسراف به معنى اقتصادى آن با واژه تبذير فرق زيادى وجود ندارد و تنها ممكن است در جهت تمايز بين اين دو واژه گفته شود كه با توجه به خصوصيات تعابير لغتشناسان در معنى تبذير، مقصود از اين واژه تلف كردن و ضايع نمودن مال است و زيادهروى در انفاقات شخصى و امور خيريه را شامل نمىشود، در حالى كه اسراف فراگيرتر از آن و در برگيرنده همه موارد از به هدردادن و زيادهروى در مصارف شخصى و خانوادگى و انفاقهاى مستحب مىباشد. و به عبارت ديگر هر تبذيرى اسراف است ولى هر اسرافى تبذير نيست.
از امام صادق(ع) جمله كوتاهى نقل شده است كه ممكن است همين نكته را از آن استفاده كرد. آن حضرت فرمود: «ان التبذير من الاسراف» يعنى، تبذير از اسراف است. در اين حديثشريف، براى اسراف انواعواقسامى فرض شده، كه تبذير شاخهاى از آن معرفى گرديده است.
گر قناعت كني به قرصي نان
كي غم خوردنت دهد آزار
چو خورشت نمك فراهم شد
گرم شد بهر آخرت بازار
* *
هر كه خواهد مقام پيش خدا
خود نيالد به جيفه دنيا
آنكه با عيش و نوش گشت قرين
نرسد بر مراتب بالا
كي غم خوردنت دهد آزار
چو خورشت نمك فراهم شد
گرم شد بهر آخرت بازار
* *
هر كه خواهد مقام پيش خدا
خود نيالد به جيفه دنيا
آنكه با عيش و نوش گشت قرين
نرسد بر مراتب بالا
راغب اصفهانى مىگويد: «السرف تجاوز الحد فى كل فعل يفعله الانسان»
اسراف به معنى تجاوز از حد و معيار در هر كارى است كه از انسان سر بزند، گرچه استعمال آن در موارد زيادهروى در انفاق مال بيشتر است و گاهى به خروج از اعتدال در مقدار خرج مال و زمانى هم به چگونگى بذل مال و مورد آن اطلاق مىشود. اما بنا به مفهوم سخن راغب و روح معنى «كل فعل» و بر پايه شواهد فراوان در قرآن و حديث، اسراف به هر گونه تجاوزكارى و زيادهروى گفته مىشود و در هر حال اسراف عملى است ممنوع و محكوم، و مورد خشم و انزجار خداوند متعال است و از آن به شدت منع شده است. خداوند در سوره اعراف مىفرمايد:
«كلوا واشربوا ولاتسرفوا انه لايحب المسرفين» بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.
اسراف به معنى تجاوز از حد و معيار در هر كارى است كه از انسان سر بزند، گرچه استعمال آن در موارد زيادهروى در انفاق مال بيشتر است و گاهى به خروج از اعتدال در مقدار خرج مال و زمانى هم به چگونگى بذل مال و مورد آن اطلاق مىشود. اما بنا به مفهوم سخن راغب و روح معنى «كل فعل» و بر پايه شواهد فراوان در قرآن و حديث، اسراف به هر گونه تجاوزكارى و زيادهروى گفته مىشود و در هر حال اسراف عملى است ممنوع و محكوم، و مورد خشم و انزجار خداوند متعال است و از آن به شدت منع شده است. خداوند در سوره اعراف مىفرمايد:
«كلوا واشربوا ولاتسرفوا انه لايحب المسرفين» بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.

