« وَالذینَ اذااَنفَقوا لَم یُسرفوُا و لَم یَفتروُاوَكانَ‏بینَ ذلكَ قواماً» ( فرقان/ 67) « آنان كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند ، نه‏اسراف كنند و نه سختگیرى، بلكه در میان این دو، اعتدال‏ مى‏ورزند.»

اصول اصلاح الگوي مصرف




























از زشت ترين و معصيت بارترين جلوه هاي اسراف، زياده روي و تضييع در بيت المال مسلمين است. قبل از هر چيز، شما را به مطالعه سخنان اميرالمؤمنين ژ در نامه اي خطاب به يكي از كارگزاران خود دعوت مي كنيم:.
تو در اين مالياتي كه مي گيري حقّ معيني داري و با فقرا و مستمندان شريك هستى. ما حقّ تو را خواهيم داد و تو نيز حقّ آنان را بپرداز و اگر چنين نكني از كساني به شمارخواهي رفت كه بيشترين دشمن را در قيامت داراست و واي بر كسي كه دشمن او در نزد خداوند فقيران و نيازمندان و درخواست كننده ها و پس خوردگان از حقوق خويش و ضرر ديده ها و در راه مانده ها باشند. و آن كس كه امانت را كوچك شمرد و تن به خيانت دهد و جان و دين خود را از آن پاك نگه ندارد، خويش را در مذلّت و بيچارگي دنيا گرفتار ساخته و خواري شديرتر و سخت تر آخرت، در انتظار اوست. همانا بزرگ ترين خيانت،خيانت به امّت و زشت ترين ناخالصي ها، ناخالصي پيشوايان و كارگزاران امور است.
حفاظت از اموال عمومي و بيت المال، نشانه فرهنگ بالا و تعهّد ملّت است و بر عكس عدم رعايت و بي توجهي به مسائل حفاظتي و نگهداري اموال بيت المال و يا استفاده شخصي از آن، علامت عدم تعهّد و رشد لازم است.
جامعه رشيد و پيشرو، معمولاً در موضوع حفاظت از بيت المال - حتي بيشتر از اموال شخصي - از خود حساسيّت و دقّت نشان مي دهد و بدان پايبند است؛ به ويژه در جامعه انقلابي ما اين يك وظيفه اي است كه همگان در قبال آن مسؤوليم؛ نخست بر دولت اسلامي است كه با وضع قوانين شديد و تعهّدات محكم و نظارت دقيق از فرسايش بيت المال جلوگيري نمايد و از تضييع آن به دست عدّه اي ناآگاه و بي مسؤوليت جلوگيري به عمل آورد. و اين هيچ گاه به معني سخت گيري و محدوديّت در استفاده صحيح و به موقع از وسايل بيت المال نيست؛ بلكه تضميني در راستاي حفاظت و نگهداري حريم بيت المال از دستبرد خاينان و جاهلان محسوب مي شود. ولي پايه و اساس تمام طرح ها و برنامه ها در اين خصوص، آگاهي و توجه هر چه بيشتر عموم مردم؛ به ويژه كارمندان ادارات و نهادها به اين مسأله است. جامعه بايد بپذيرد كه بي توجّهي به اموال عمومي و بيت المال عملي ضدّ اسلامي و ملّي و مخالف با معيارهاي حكومت علوي است و از همين رو عملي ضدّ انقلابي است و تناسبي با سازمان ها و نهادهاي انقلابي و دولتي ندارد.
به طور مثال، وقتي وسيله نقليه اي به عنوان ملك شخصي در اختيار فردي قرار مي گيرد، حدّاكثر استفاده در طولاني ترين مدّت قابليّت كارى، از آن مي شود و حتّي پس از سال هاي دراز، باز هم با قيمتي مناسب دربازار به فروش مي رسد؛ ولي چرا همين وسيله نقليه اگر در خدمت مؤسسه اي دولتي باشد در مدّتي كوتاه فرسوده و از بهره برداري خارج مي شود و چرا بايد وسايل و لوازم مورد نياز اين گونه مؤسّسه ها در كمترين مدّت فرسوده شوند و مسؤولان آن مرتّب تقاضاي ابزار جديد بنمايند.
اسراف در بيت المال ممكن است از جهت اتلاف و تبذير باشد، همچنان كه ممكن است از نظر تجاوز در بهره برداري از آن از حدّ عرفي و موقعيّت اجتماعي باشد.
به عنوان مثال، رئيس يك اداره، براي دفتر كار خود وسايلي نياز دارد كه بنابر موقعيّت و حجم كار خود، حدّ خاصّي براي آن مقرّر شده است كه خروج از اين حدّ و فراهم كردن محيطي تشريفاتي و لوكس اضافه بر حدّ لازم از بيت المال، نوعي اسراف و خيانت در اموال عمومي محسوب مي شود.
همچنين مخارج تشريفات كنفرانس ها و سمينارهايي كه به مناسبت هاي مختلف در گوشه و كنار كشور برگزار مي شود حدّ معيّن و مقبولي دارد كه چنانچه از آن بگذرد و اين گونه محافل آلوده به اسراف و تبذير شوند اضافه بر اين كه موجبات بدبيني مردم فراهم خواهد شد، غضب الهي نيز در پي آن خواهد بود و اين دو، اين گونه نشست ها را از دستيابي كامل به اهداف خود دور خواهد كرد.
فاحش ترين نوع اسراف در اموال عمومي و بيت المال مسلمين، استفاده از آن در راه گناه، تفرقه، تهمت، سودجويي و افشاگري هاي مخرّب است كه بايد از آن به خداي بزرگ پناه برد.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 18 بهمن 1388  ساعت 3:37 AM
نظرات 1 | لینک مطلب



 آب، موهبتي الهي است كه كمتر نعمتي با آن برابري و همساني مي كند. آب مايه حيات است و زندگي بدون آن ممكن نيست. قرآن مجيد مي فرمايد:.
وَجَعَلْنِا مِنَ الْمِاءِ كُلَّ شَىْ‏ءٍ حَىٍّ؛
تمام موجودات زنده را از آب قرار داديم.
زندگي انسان نه تنها مستقيماً به آب بستگي دارد؛ بلكه كليّه فرآورده هاي گوشتي و نباتي كه مأكولات او را تشكيل مي دهند، بدان وابسته است. همچنين آفت ها و مزاحمين سلامت انسان توسط آب از محيط زندگي او دور و حيات او از مخاطره هجوم امراض ايمني مي يابد. امام صادق ژ زماني كه نام مبارك پيامبر در حضورشان برده شد، عرض كرد:.
پروردگارا تو مي داني كه رسولت در نزد ما از پدران و مادران و خويشاوندان و آب سرد و گوارا محبوبتر است.
در اين حديث، حضرت صادق ژ براي نشان دادن شدّت علاقه خود به نبي گرامي اسلام ْ در بين نعمت هاي مصرفي بي شمار الهى، نعمتي بالاتر از آب پيدا نمي كند تا عشق خويش و اهل بيت عصمت ه را بدان حضرت، بالاتر از آن معرفي نمايد و اين انتخاب اصلح، متضمّن يك تناسب نيز هست؛ زيرا همان گونه كه آب براي حيات جسمي و طبيعي انسان است رسول اكرم ْ نيز، روح معنوي و حيات جاوداني به بشر مي بخشد. 
بديهي است با توجّه به اين كه منابع تأمين آب و به ويژه آب آشاميدنى، محدود و همه ساله در خطر كاهش و كمبود است، زياده روي در مصرف و به هدر دادن آن، نتايج زيانباري در سرنوشت بشر به جاي خواهد گذاشت! ويلي برانت مي نويسد:.
در اواخر سال 1984 يكي از مؤسّسات پژوهشي خصوصي آمريكا هشدار داد كه اگر هدر دادن منابع آب همچنان ادامه يابد، جهان دهه آينده با بحران آب شديدي روبه رو خواهد شد... بنا به برآوردهاي سازمان ملل متّحد هم اكنون نيمي از مردم جهان سوم به آب آشاميدني تازه و گوارا دسترسي ندارند و همه ساله حدود بيست ميليون نفر بر شمار اين افراد افزوده مي شود
همگان شاهد بوديم كه در اواخر پاييز سال 70 با توجه به كمبود بارانهاي پاييزي سازمان آب تهران به طور مكرّر اعلام كرد كه اگر در مصرف آب صرفه جويي نشود، آب تهران جيره بندي خواهد شد، و حتّي در بعضي مناطق، قطع آب را به دنبال خواهد داشت.
گفته مي شود در انگلستان قيمت يك ليتر آب از همان مقدار نفت بيشتر است و اين در حالي است كه بنا به برآورد كارشناسان، متوسّط مصرف سرانه آب تهران در سال 1369 روزانه 225 ليتر و اين ميزان در سال 1350، 150 ليتر بوده است.
حال با توجه به برآورد ياد شده، واقعاً اين افزايش مصرف از چه مسائلي حكايت مي كند و آيا اين نشان دهنده رشد فرهنگ مصرف است يا تنزّل آن.
خواهيد گفت: بالا رفتن ميانگين مصرف آب نمايانگر ارتقاي سطح بهداشت در جامعه و رعايت آن ازسوي مردم است. در صورتي كه همگان مي دانيم، بهداشت كامل از زياده روي در مصرف آب نيست؛ بلكه ناشي از استفاده به جاي آن است. و به اعتقاد ما مصرف مفيد آب، بسيار كمتر از كل مصرف آن است و اگر احتياط و دقت كافي در مصرف اين نعمت بي همتاي الهي از سوي مردم به عمل آيد و به جا از آن بهره برداري شود، پس از مدتي هم شاهد كاهش چشمگير ميزان سرانه مصرف خواهيم بود و هم بهداشت در بهترين سطح خود رعايت خواهد گرديد.
در حالات امام خميني - رضوان الله تعالي عليه - نقل شده كه ايشان در فاصله هاي بين اعمال وضو، شيرآب را باز نگه نمي داشتند و نيز در روايات، حضرات معصومين ه اسراف آب در وضو و نيز دور ريختن اضافه آب آشاميدني را تقبيح و از آن نكوهش به عمل آورده اند كه در بخش پيش نمونه آن ذكر شد.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 18 بهمن 1388  ساعت 3:36 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 از سرمايه هاي بسيار مهم طبيعي بر روي زمين، جنگل ها و مراتع به شمار مي روند كه اضافه بر تأمين چوب مصرفي در صنعت، ساختمان ها و سوخت، تأثير اساسي در تصفيه و پالايش هوا و تنظيم گازهاي موجود در آن دارند كه در اين جا به برخي آثار مثبت جنگل ها اشاره مي شود:.
1. جنگل ها در ميزان بارندگي اثر قاطع دارند. 2. هواي محيط را مرطوب و سالم نگه مي دارند. 3. اكسيژن براي تنفّس انسان ها توليد مي كنند. 4. گازهاي سمّي هوا را جذب مي كنند. 5. گردوغبار هوا را مي گيرند. 6. محيط اطراف خود را ضدّعفوني مي كنند. 7.سيل ها و حركت آنها را كنترل مي كنند. 8. آبها را در لايه هاي خاك و زمين نفوذ مي دهند و ذخيره مي كنند. 9. از تخريب خاكها جلوگيري مي كنند. 10. بادها را كنترل مي كنند. 11.خاك را با ريشه هاي خود، استوار نگه مي دارند. 12. از زهدار شدن زمين جلوگيري مي كنند. 13. مانع لغزش زمين مي شوند. 14. بهمن ها را كنترل مي كنند و.
ولي اكنون در اثر كم توجهي بعضي از دولت ها و بهره برداري بي رويّه بعضي تجاوزپيشگان، اين منبع مهمّ ثروت صدمات فراواني را متحمّل شده است. ويلي برانت مي گويد:.
بنابر برآورد (فائو) از سال 1960 تاكنون نيمي از جنگل هاي جهان از بين رفته است و همه ساله چندين ميليون هكتار از جنگل هاي جهان از بين مي روند... پاره اي از دولت هاي جوامع روبه رشد، خود پيش از ديگران متوجّه مشكل شده اند و (همچون دولت هاي آفريقاي غربى) دست به دامان مردم گشته اند: به محيط زيست خودتان كمك كنيد، تا محيط زيست به شما كمك كند.
اكنون به گزارشي از وضعيت جنگلهاي شمال ايران توجه كنيد:.
به گزارش واحد مركزي خبر از سارى، از يك ميليون و سيصد هزار هكتار از جنگل هاي شمال كشور، كه در برنامه ريزي هاي كلان به عنوان قطب توليد چوب محسوب مي شود سالانه به طور متوسّط، يك ميليون و پانصد هزار متر مكعب چوب صنعتي و غيرصنعتي به صورت تراورس، الوار، كرده بينه، كاتين و هيزم به ارزش اقتصادي 25 ميليارد ريال استحصال مي شود....
در همين گزارش آمده است:.
وسعت جنگل هاي شمال كشور در بيست سال گذشته از سه ميليون و چهار صد هزار هكتار، به يك ميليون و نهصد هزار هكتار (كاهش يافته... متأسفانه روند سريع استفاده و تخريب منابع جنگلي به نحوي بوده كه اقدامات انجام شده در جهت احيا، در مقايسه با روند تخريب و برداشت جنگل بسيار ناچيزاست
گفتيم سالانه از جنگل هاي شمال حدود 5/1 ميليون متر مكعب چوب برداشت مي شود. دكتر شامخي در مجلّه دانشمند مي گويد:.
اما بهره برداري ثبت نشده و غير رسمي از اين جنگل ها به مراتب بيشتر از اين مقدار است. واقعيّت اين است كه جنگل هاي شمال معاش يك ميليون و شصت و پنج هزار انسان گرد آمده در 165 هزار خانوار را تأمين مي كند اين عده 4/4 ميليون رأس دام متحرك و نيمه متحرك دارند و 4/1 ميليون دام خانگى، يعني جمعاً پنج ميليون و 800 هزار واحد دامي دارند كه از گياهان و بيوماس جنگل تغذيه مي كنند. افزون بر اين سوخت معمول جنگل نشينان و ساكنان حاشيه جنگل ها نيز، در چهار فصل سال چوبي است كه از همين جنگل ها و بي هيچ ترتيب و تدبيري بريده مي شود. مجموع چوبي كه اينان هر سال، از جنگل ها مي برند پنج ميليون متر مكعب برآورد شده است... بهره برداري ما از جنگل هايمان استفاده مسالمت جويانه از مواهب طبيعت نيست تاراج مغولان را يادآور است و غارت وحشيان را. در شرايط فعلى، جنگل هاي شمال، سالانه برداشت يكي - دو ميليون متر مكعب چوب را نمي توانند تحمل كنند در حالي كه ما تبر به دست گرفته ايم و هر سال دست كم‏5/6 ميليون متر مكعب چوب را مي بريم، مي سوزانيم، يا حدّاقل به ثمن بخس مي فروشيم... و اين همان تبري است كه هر سال 5 ميليون متر مكعب چوب را به طور غيرقانوني از درختان جنگل هاي شمال مي برد... 
آقاي مهندس (ميرسليم) مشاور تحقيقاتي رئيس جمهور، ضمن ديدار از جنگل هاي مخروبه شمال كشور اين سخنان دريغ انگيز را با خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران در ميان گذاشت كه: اگر در بيست سال گذشته از جنگل هاي چهار ميليون هكتاري شمال كشور بهره برداري صحيح انجام مي گرفت، ما اكنون قادر بوديم از همين جنگل ها سودي معادل درآمد نفت كشور، داشته باشيم
اكنون آيا ادامه اين حركت و بي توجهي به عواقب زيانبار و خسارت آميز آن در مورد مهم ترين منبع درآمد مادي و معنوي عموم ملّت، رفتاري خيانت آميز نيست.



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 18 بهمن 1388  ساعت 3:34 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



تأمين و تهيّه وسايل و ابزار زندگي در حدّ نياز و نيز مخارج حفظ و تعمير آنها از مصارف ضروري زندگي محسوب مي شود و از موارد مجاز براي صرف مال است.
درحديثي حضرت امام صادق ژ نيازمندي هاي شخصي را كه انسان مي تواند از مال خويش در راه آن مصرف كند بر مي شمارند و از جمله اين كه:.
... آنچه براي تعمير و ترميم وسايل زندگي و يا حمل و نقل و يا حفظ آنها به خرج مي رساند و نيز آنچه از منزل و يا وسيله اي از وسايل زندگي براي رفع نيازهاي خود تهيّه مي نمايد
عدول از اعتدال

فراهم نمودن لوازم مورد نياز زندگى، گرچه از عنوان اسراف خارج است، ولي تجاوز از حدّ اعتدال جايز نيست؛ مانند اين كه ابزاري خريداري كند كه يا مورد نيازش نيست و يا جنبه تشريفات اضافي دارد و يا بيش از مقدار احتياجش باشد كه در هر سه مورد كاري مسرفانه كرده و از حدّ ميانه دور شده است. حماد بن عيسي مي گويد: امام صادق ژ به جامه خواب منزل شخصي نظر انداخت و سپس فرمود:.
يكي براي خود او و ديگري براي اهل او و سومي هم براي ميهمانش و چهارمي جايگاه شيطان است.
باز در حديثي سه علامت براي شخص مسرف بيان مي كند و از جمله آنها اين است كه: (وَيَشْتَرى مِا لَيْسَ لَهُ؛
خريداري مي كند آنچه را لايق به حال او نيست و بالاتر از شأن اوست.).
البته وضعيّت اشخاص در اين مورد مختلف است: ممكن است فردي به دليل موقعيّت خاصّ اجتماعي اش كه لازمه آن، رفت و آمد زياد است نيازمند وسايل و ابزاري باشد كه داشتن آنها براي او اسراف نباشد، ولي اگر همان وسايل را شخص ديگري كه داراي آن شرايط نيست داشته باشد، فردي مسرف به حساب آيد.
بر اين اساس، در آن حديث كه حضرت صادق ژ فرمودند: چهارمين بستر براي شيطان است، در واقع آن چهارمي اضافه بر نياز آن شخص بوده و براي ميهمانداري او تنها يك جامه خواب كفايت مي كرده است و چنانچه شخصي براي پذيرايي از ميهمانان و واردينش اضافه بر آن مورد نيازش باشد، با برخورداري از آن نه تنها مسرف نيست؛ بلكه بنابر آنچه در پيش گفته شد، اين خود بهترين مورد براي خرج مال و ثروت است؛ زيرا دارا بودن آن مايه حفظ آبرو و حيثيّت شخص و پاسدار موقعيّت اجتماعي اوست.



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 18 بهمن 1388  ساعت 3:32 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



در مطالب قبلي ملاحظه كرديد كه در روايات، منزل وسيع از سعادت و خوشبختي انسان قلمداد شده است. همين طور در احاديث، حضرات معصومين ه از مَرْكَب سالم و راهرو نيز، به همين عنوان ياد نموده اند. رسول گرامي ْ فرمودند:.
از سعادت فرد مسلمان،وسعت مسكن و همسايه صالح و مركب راهرو است
باز همان حضرت فرمودند:.
از سعادت شخص، زن صالح و مسكن وسيع و مركب خوب و فرزند صالح است
ولي اگر وسيله نقليّه گران تر و بالاتر از شأن و موقعيّت اجتماعي و بيشتر از مقدار نياز و كفاف صاحبش باشد، نه تنها از سعادت نيست؛ بلكه خود مايه شقاوت و داخل اسراف خواهد بود.
حضرت صادق ژ در قسمتي از سخنان خود به (ابان بن تغلب) فرمودند:.
آيا خيال مي كني خداوند شخصي را بر مالي كه به او تفضّل فرموده امين قرار داده است، تا در حالي كه يك اسب بيست درهمي براي نيازهاي او كافي است، اسب ده هزار درهمي خريداري كند... و خود فرموده است: اسراف نكنيد، همانا خداوند اسرافگران را دوست ندارد


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 18 بهمن 1388  ساعت 3:30 AM
نظرات 0 | لینک مطلب




از روايات مختلف اين گونه به دست مي آيد كه برخورداربودن از خانه وسيع از سعادت انسان است؛ ولي وسعت منزل، بر حسب افراد و موقعيت هاي آنان متفاوت است و فراهم كردن مسكن بيش از حدّ نياز و كفايت، مذمّت و تقبيح شده است. در واقع وسعت يك واحد مسكوني در صورتي پسنديده است كه در خدمت نيازهاي انسان باشد، نه خارج از آن.
رسول اكرم ْ پس از آن كه هر كس ساختماني از روي ريا و سمعه بسازد تهديد به عذاب الهي فرمودند، كسي پرسيد: چگونه بنايي با اين وصف ساخته مي شود حضرت فرمود:.
بدين صورت كه براي فخرفروشي بر همسايگان و برادران ديني اش، بيش از مقدار لازم مسكن بنا كند.
نيز درحديث مشابهي رسول خدا ْ در جواب چنين سؤالي فرمودند:.
زياده از حدّ كفاف يا براي مباهات بر ديگران، ساختمان سازي مي كند
دراين حديث شريف، خصوصيتي وجود دارد كه حدّ كفاف به طور مستقل آمده و بيانگر اين نكته است كه فراهم كردن مسكن بيش از مقدار كفايت، گرچه براي فخرفروشي و خودنمايي هم نباشد ناپسند و موجب غضب و عذاب الهي است. باز در حديث ديگري امام صادق ژ فرمودند:.
هر بنايي اضافه برحدّ كفاف باشد، در قيامت بر صاحبش سختي و عذاب خواهد بود. 
تنها در صورتي داشتن مسكن اضافي و متعدّد بي اشكال شمرده مي شود كه صاحب آن، اضافه بر رفع نيازهاي شخصى، از آن در راه پناه دادن به بي پناهان و دستگيري از مستضعفان بهره گيري نمايد.
اميرالمؤمنين ژ در بصره براي عيادت از علاء بن زياد حارثي - كه از اصحاب امام ژ و بيمار بود - به منزلش تشريف بردند وقتي حضرت وسعت منزل او را نگريستند فرمودند:.
با وسعت اين خانه در دنيا چه مي كني در حالي كه تو بدان در آخرت محتاج ترى!.
سپس آن حضرت مي فرمايد:.
آري اگر در آن از ميهمان و واردان پذيرايي كني و خويشان بي سرپناهت را در آن جاي دهي وحقوقي كه از اين خانه بر عهده ات هست ادا نمايى، در اين صورت تو به وسيله آن به آخرت رسيده اى. 
بر طبق نتايج آمارگيري (مركز آمار ايران) ازوضعيت خانوارهاي كشور در سال 1367 در بين خانواده هاي شهري كه براي اين آمار انتخاب شدند، 3/23 درصد داراي سه اتاق، 1/23 درصد داراي چهار اتاق، 8/19 درصد داراي دو اتاق، 16 درصد داراي پنج اتاق، 3/10 درصد آنها داراي شش اتاق و يا بيشتر و 6/8 درصد داراي يك اتاق بوده اند.
همچنين اين آمار نشان مي دهد كه تنها محلّ سكونت 4/77 درصد از خانوارها داراي آشپزخانه بوده است. 
اكنون با توجه به اين كه عدّه كثيري از هموطنان ما در شرايطي هستند كه مجبورند، استراحت شخصي و پذيرايي از ميهمان و حتي آشپزي خود را تنها در يك اتاق انجام دهند، چه وظيفه اي بر عهده صاحبان منازل وسيع و اضافي با در نظر گرفتن اخوّت و مواسات اسلامي بار مي شود.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 18 بهمن 1388  ساعت 3:29 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



از مهم ترين نيازها و ضروري ترين آنها براي هر موجود زنده، به ويژه انسان كه به جهت خصوصيات طبيعي اش در معرض آفات و خطرات بيشتري قرار دارد، مسكن مناسب به شمار مي آيد كه در رديف اوّل نيازمندي ها و خواسته هاي او واقع شده است.
در روايات برخورداري از مسكن و جان پناه مناسب، از حقوق مسلّم هر فردي شناخته شده و حتي تأمين آن براي زن از سوي شوهر از حقوق واجب به حساب آمده است و نيز در برخي روايات سخن از داشتن منزل وسيع است كه از سعادت انسان قلمداد و همچنين پرهيز از ساخت و سكونت در منزلِ ضيق و تنگ كه از ناداني و حماقت شخص شمرده شده است. حضرت امام صادق ژ از نبىّ اكرم ْ نقل مي كنند كه حضرت فرمودند:.
از سعادت شخص مسلمان، مسكن وسيع است
نيز در حديث ديگري رسول گرامي ْ فرمودند:.
وسعت منزل از سعادت انسان است.
(معمربن خلاد) در يك روايت معتبر مي گويد:.
حضرت رضا ژ منزلي را خريداري نمودند و به خدمتگزار خود دستور دادند تا بدان منزل برود و فرمودند: منزل تو تنگ است. او گفت: اين منزل را پدرم ساخته است. حضرت فرمودند: اگر پدرت كار احمقانه اي كرده باشد سزاوار است تو مثل او باشى
در اين جا اين توضيح لازم است كه ممكن است حضرت از موقعيّت و وضع مالي پدر خادم خود مطّلع بوده و او با داشتن تمكّن و قدرت مالي براي ساختن منزلي وسيع تر، مسكني ضيق براي خود و يا فرزندش ساخته بوده است.
بنابه اظهارات كارشناسان و مسؤولان محترم نظام جمهوري اسلامى، قسمت اعظم تلفات در زلزله ويرانگر گيلان و زنجان سال 69 در ساختمانهايي بوده است كه يا داراي طرح و نقشه صحيح معماري نبوده اند و يا در ساخت و پي ريزي ستون ها و پايه هاي آن مسامحه و صرفه جويي به عمل آمده است.
بنابراين، با توجّه به اين كه كشور ايران به خصوص مناطق حاشيه اي آن، از نقاط زلزله خيز جهان به حساب مي آيد؛ صرف مخارج زياد در راه ايجاد و بناي ساختمان هاي مستحكم و پايدار از دايره اسراف خارج است؛ بلكه رعايت استحكام و ابرام در بناها و محل هاي مسكوني از مسائل لازم محسوب مي شود.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 18 بهمن 1388  ساعت 3:28 AM
نظرات 0 | لینک مطلب




در بحث قبل گفته شد كه اسلام نه تنها با تجمّل و زيبايي طلبي و صرف مال در جهت تأمين و تهيه ابزار لازم آن مخالفتي ندارد؛ بلكه در بسياري از موارد به آن سفارش وتشويق هم نموده است و در اين زمينه تنها دو جنبه منع گرديده و از اسراف قلمداد شده است:.
نخست اين كه شخصي گام از حدّ خويش فراتر بگذارد و اقدام به خريد و تهيه البسه و لوازم تجمّلي براي خود و اعضاي خانواده اش بنمايد كه خارج از شأن و موقعيّت اجتماعي و يا اقتصادي او باشد. اميرالمؤمنين ژ در روايت (اصبغ بن نباته) مي فرمايند:.
سه علامت براي شخص اسرافگر وجود دارد: 1. مي خورد آنچه براي او نيست؛ 2. مي خرد آنچه براي او نيست؛ 3. مي پوشد آنچه براي او نيست. حديث اين است:.
مي خورد و خريداري مي كند و مي پوشد آنچه را بالاتر از شأن او باشد
ديگر آن كه، با استفاده بي رويّه و نامنظّم از پوشاك خود، زمينه كهنگي و مندرس شدن زود رس آنها را فراهم آورد. در قسمتي از روايت اسحاق بن عمار، حضرت صادق ژ مي فرمايند:.
اسراف اين است كه جامه حفظ آبرويت را در منزل و وقت كار بپوشى


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 18 بهمن 1388  ساعت 3:26 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



زيبايى، لباسي است كه خداوند بر اندام طبيعت پوشانده و چون خود جميل مطلق است، جهان را نيز درنهايت جمال آفريده و ستارگان را در زيباترين صورت براي تزيين آسمان دنيا به وجود آورد و خود، مخلوقات خويش را به زيبايي و حسن، توصيف فرموده است:.
اَلّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَىْ‏ء خَلَقَه...؛
آن خدايي كه هر چيزي را كه ايجاد كرد نيكو آفريد.
خداوند خود جميل است و جمال را دوست دارد و بدين جهت آنها را كه خويش و ديگران را از زينت هاي الهي محروم مي كنند، توبيخ كرده‏ و انبياي بزرگ و كتاب هاي آسماني را فرستاده تا آدميان، نه تنها از نظر صورت باطني و روحي به بهترين وجه تربيت شوند؛ بلكه بهداشت و زيبايي ظاهري خويش را نيز به طور كامل رعايت كنند.
عنايت و توجّه بدين اصل مهمّ اسلامى، اضافه بر اين كه خود نوعي هماهنگي و همسويي با اصل خلقت است، آثار مثبت و بسيار مهمّي بر تحكيم روابط و پيوندهاي اجتماعي دارد. لذا خداوند دستور مي دهد، تا مؤمنين هنگام رفتن به مساجد - كه محلّ اجتماع مردم براي عبادت است - خود را بيارايند و با وضع نامرتب و آلوده پا در محيط پاك مسجد نگذارند.
مرحوم امين الاسلام طبرسى(ره) از تفسير عياشي نقل مي كند:.
حضرت امام مجتبي ژ هرگاه براي اقامه نماز مهيّا مي شد، بهترين لباس خويش را مي پوشيد. وقتي اطرافيان علّت آن را جويا شدند، حضرت فرمود: خداوند زيبا است و زيبايي را دوست دارد و من خودم را براي پروردگارم زينت مي كنم؛ زيرا فرموده است: در وقت رفتن به مسجد خود را زينت كنيد و من دوست دارم نيكوترين لباسم را بپوشم
در سيره پيامبر گرامي ْ نقل شده است:.
آن حضرت خود را همواره در آيينه مي نگريست و موي سر خويش را شانه مي زد و آن را مرتب مي نمود و چه بسا در آب زلال نگاه مي كرد و موهاي خود را مرتب مي فرمود. آن حضرت، اضافه بر خودپردازي كه در محيط خانه داشت، آن را براي اصحاب و محيط بيرون نيز انجام مي داد و مي فرمود: خداوند دوست دارد وقتي بنده او به سوي برادران ديني اش از خانه بيرون مي رود خود را آماده كند و بيارايد
در اين گزارش علاوه بر اين كه سيره نبىّ اكرم مبني بر رعايت زينت ظاهر در بين اجتماع بيان شده، بر ضرورت و لزوم رعايت زيبايي و حسن منظر در محيط منزل براي تحكيم پيوندهاي خانوادگي نيز اشاره دارد و حتّي از اين نقل مي توان استفاده كرد كه لزوم آن در محيط داخلي و خانوادگي از اهميّت بيشتري برخوردار است؛ زيرا رعايت حسن ظاهر از سوي پيامبر اكرم ْ در بين اهل خود، به عنوان اصل و پايه و يك امر مسلّم فرض شده، ولي توجّه حضرت بدان در محيط اجتماع، فرع و بر پايه آن معرفي شده و اين نكته اي است كه براي حفظ بنيان زناشويي و جلوگيري از فساد در روايات ديگر نيز مورد توجه قرار گرفته و اهميّت آن مورد تأكيد واقع شده است
در همين راستاست كه در بعضي از روايات حتي داشتن لباس هاي متعدّد تا به وسيله آن، هم آبرو و موقعيّت اجتماعي خويش را حفظ كند و هم با استفاده به جا و منظّم از تمامي آنها، از فرسودگي و كهنگي زود رس آنها جلوگيري به عمل آورد، بي اشكال و خارج از اسراف شمرده شده است.
در يك حديث معتبر، اسحاق بن عمار مي گويد: از حضرت صادق ژ درباره مردي كه ده جامه دارد و از آنها بهره مند مي شود سؤال كردم، حضرت فرمود: (اشكالي ندارد.)
باز در حديث ديگري مي گويد: به حضرت امام صادق ژ عرض كردم:.
آيا صحيح است يك مؤمن ده لباس داشته باشد فرمود: بلى، پرسيدم: بيست لباس فرمود: بلى. سؤال كردم: سي لباس بازهم جواب مثبت داد و فرمود: اين اسراف نيست..
روايات در اين زمينه بسيار است و حتي در بعضي از آنها ائمّه طاهرين براي حفظ شخصيّت و موقعيّت پيروان خود در جامعه و به خصوص در بين مخالفان، دستور اكيد بر رعايت حسن ظاهر داده اند. در حديثي حضرت امام موسي بن جعفر ي خطاب به شيعيان فرمودند:.
شما گروهي هستيد كه دشمنانتان زيادند پس آنچه مي توانيد در تجمّل و زينت خود بكوشيد


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 18 بهمن 1388  ساعت 3:25 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



از مهم ترين عوامل حفظ بقا براي هر موجود زنده و از آن جمله انسان، عامل تغذيه و كيفيّت آن است. خداوند، مخازن طبيعت را سرشار از مواد مختلف مورد نياز انسان قرار داده و شايد به دليل تنوّع در مأكولات و تمتّع هر چه بيشتر بندگانش، تمامي آن را در يك مادّه مأكول جمع نكرده است؛ بلكه آنها را در انواع گوناگون غذاها و ميوه ها و غير آن پراكنده و توزيع فرموده است و به انسان اجازه داده تا براي تأمين كليّه نيازمندي هاي خويش از مواد متنوع غذايي بهره برداري نمايد و حتي براي ادامه حيات بشر بدو فرمان (اكل و شرب) نيز صادر فرموده است و آن كساني را كه نعمت ها و رزق هاي پاك خداوند را بر خود و ديگران تحريم مي كنند، به عقاب و بازخواست كشانده است در سيره نبىّ اكرم ْ نيز آمده است كه آن حضرت در تغذيه خود از كليّه طعام ها و مواد مختلف غذايي استفاده مي فرمود.
بهره جويي ناقص و محدود از مواد غذايى، چه بسا جسم را ضعيف و دچار اختلال و كمبود سازد، و آن هم پيامدهايي به جز كاهش مقاومت بدن در برابر هجوم امراض و عوارض گوناگون نخواهد داشت و حتي در بسياري از موارد، اعصاب و روان آدمي نيز از تأثير زيانبخش آن بي نصيب نمي ماند. در اين زمينه حضرت صادق ژ در حديثي فرمودند:.
اگر كسي كه چهل روز گوشت نخورد، به بدخلقي دچار مي شود.
لذا در كلمات حضرات معصومين ه بر روي اكثر مواد خوراكي و غذايي تأكيد و سفارش شده و خواص لازم هر كدام و آثار مثبت هر يك از آنها بر جسم و روان بيان شده و حتي استفاده از گوشت انواع حيوانات و پرندگاني كه خوردن آنها حلال است، توصيه و تشويق شده و همين طور روايات بسياري در زمينه انواع ميوه ها و فوايد آن و اقسام مختلف حبوبات و خواصّ آن و نيز اصناف ديگري از موادّ خوراكي كه هر يك دربردارنده جزيي از ويتامين ها و ساير مايحتاج بدن است، وجود دارد كه ذكر حتي قسمتي از آن از وضع و هدف اين نوشته بيرون است

ممكن است عدّه اي از متديّنان ما فكر كنند، اگر بنا باشد انسان از مواد مختلف غذايي استفاده كند، مرتكب اسراف خواهد شد و تمتّع زياده از حدّ ضرورت از مواد خوراكي را اسراف به حساب آورند و با اين تفكّر، خود و خانواده خويش را از بهره وري از نعمت هاي الهي محروم سازند و سلامت خود و آنها را در مخاطره قرار دهند. ائمه طاهرين ه براي پيشگيري از يك چنين انديشه اي به طور مكرّر به مسلمان ها گوشزد مي نمودند كه نعمت هاي الهي براي استفاده بندگان اوست و خداوند هيچ گاه مؤمنين را از سود بردن از آنچه براي آنان آفريده است، منع نمي فرمايد و اين از حريم اسراف خارج است. حضرت صادق ژ در يك حديث معتبر فرمودند:.
لَيْسَ فِي الطَّعِامِ سَرَف؛
در امور مربوط به آذوقه و طعام، اسراف نيست.
بنابراين، مقصود از اين حديث شريف اين است كه تأمين احتياجات بدن از راه تغذيه كامل و كافي - گر چه با هزينه زياد همراه باشد - اسراف نيست و نبايد انسان به توهّم وقوع در اسراف، خود را به كمبود و سوء تغذيه دچار سازد. هيچ گاه معناي روايت آن چنان كه بر سربعضي از زبان هاست، اين نيست كه زياده روي در خوردن و ولخرجي و سفره رنگين خارج از معمول با تشريفات زايد و بي مورد، بدون اشكال و از اسراف بيرون است.
ولذا در قسمتي از يك روايت، حضرت امام صادق ژ فرمودند:.
در آنچه به سلامت و اصلاح بدن كمك كند، اسراف نيست. همانا اسراف در آن چيزي است كه مال را تلف نمايد و به بدن ضرر وارد آورد
واضح است، پرخوري و يا بعضي غذاهاي پرهزينه و سنگين، جز اين كه معده را خسته و بيمار كند و اعتدال عمومي بدن را بر هم زند، ره آورد ديگري ندارد. امام صادق ژ درحديثي فرمودند:.
هر دردي از پرخوري ناشي مي شود، مگر تب كه بدون آن نيز عارض بدن مي شود.
چاقي مفرط - كه سرمنشأ بسياري از بيماري هاي قلبي و عروق است - غير از وراثت عاملي جز پرخوري ندارد و هميشه بهترين دستورالعمل براي تعديل وزن بدن كم خوري و اعتدال در خوراك بوده و هست. باز در حديث ديگري امام كاظم ژ فرمودند:.
اگر مردم در خوراك خويش ميانه روي و اقتصاد را رعايت مي كردند، بدن هاي آنان سالم و معتدل مي گشت.
پزشكان معتقدند: انسان از سن 25 سال به بالا به طور طبيعي مقداري چربي و مواد اضافي ذخيره مي كند و رو به چاقي مي رود و در اين صورت، پرخوري هيچ كمكي جز به افزايش وزن بدن و خروج بدن از حالت اعتدال نخواهد كرد. و شايد بدين لحاظ، خوردن از روي سيري و زياده روي در آن، در كلمات حضرات معصومين ه نوعي تضييع مال به شمار آمده است. نبىّ اكرم ْ در وصيّتي به اميرالمؤمنين ژ فرمودند:.
چهار چيز تضييع مال است: خوردن از روي سيرى؛ روشن كردن چراغ در مهتاب؛ زراعت در زمين سخت و غير قابل كشت و نيكي به كسي كه اهليّت آن را ندارد.
همچنين عدّه اي از فقهاي عظام، خوردن از روي سيري را اسراف دانسته اند


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 18 بهمن 1388  ساعت 3:21 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



حضرت رضا علیه السلام شخصی را مشاهده كردند كه میوه‌ای را كاملاً نخورد و آن را از منزل خود به دور انداخت.
امام علیه السلام ناراحت شدند و فرمودند: چرا این كار را انجام دادی اگر شما بی نیاز هستید به افراد نیازمند در جامعه اطعام كنید.كافی /6/297

1- كمترین اسراف 

قال الصادق علیه السلام: ادنی الاسراف هراقة فضل الانأ و ابتذال ثوب الصون و القأ النوی. وسائل / 3 / 384

كمترین دور ریختن باقی مانده غذا در ظرف و بد نگه‌داشتن و دم دستی كردن لباس نو و دور انداختن هسته‌ی خرماست [یعنی اگر از هسته‌ی خرما هم بشود استفاده‌ای كرد، نباید آن را دور انداخت]

2- نشانه‌های اسراف كننده

قال الصادق علیه السلام: للمسرف ثلاث علامات یشتری ما لیس له و یلبس ما لیس له و یأكل ما لیس له. بحار / 72 / 206

اسراف‌گر سه نشانه دارد، چیزی كه مناسبش نیست می‌خرد و چیزی كه مناسبش نیست می‌پوشد و چیزی كه مناسبش نیست می‌خورد.

 

3- مفهوم اسراف 

قال الصادق علیه السلام: لیس فیما اصلح البدن اسراف... انّما الاسراف فیما اتلف المال و اضرّ بالبدن. بحار / 75 / 303

اسراف در چیزی كه موجب سلامتی و صحت بدن می‌شود نیست بلكه اسراف در آن چیزی است كه موجب از بین رفتن مال و ضرر رسیدن به بدن می‌شود.

 

4- اسراف از برنامه‌های شیطان

قال العسكری علیه السلام:... علیك بالاقتصاد و ایاك و الاسراف فانه من فعل الشیطنة. غرر الحكم / 5188

سفارشت می‌كنم به میانه‌روی و بازت می‌دارم از اسراف و زیاده‌روی چراكه آن از كارهای شیطانی است

 

5- آثار اسراف 

  • الف- زوال نعمت؛ قال الكاظم علیه السلام: من بذّر و اسرف زالت عنه النعمة. بحار/78/327

هركه ریخت و پاش و اسراف كند نعمت از دستش می‌رود.

  • ب- نابود كننده‌ی فراوانی؛ قال علی علیه السلام: الاسراف یغنی الجزیل. غرر الحكم / 335
  • ج- اندك شدن بركت؛ قال الصادق علیه السلام: انّ مع الاسراف قلّة البركة. وسائل /10/261

اسراف كم شدن بركت را به همراه دارد

  • د- عدم ستایش و ترحم به او؛ قال علی علیه السلام: ذر السرف فانّ المسرف لا یحمد جوده و لا یرحم فقره. بحار / 50 / 292

اسراف را كنار بگذار كه  بخشش اسراف‌گر مورد ستایش قرار نمی‌گیرد و اگر فقیر شود مورد ترحم واقع نمی‌شود.

 

6- عدم صدق اسراف در كارهای نیك 

قال علی علیه السلام: الاسراف مذموم فی كل شی ء الاّ فی افعال البرّ. غررالحكم /1 / 83

اسراف كردن در هر چیزی زشت است بجز در كار خوب [كار خوب كردن حد و اندازه ندارد].

 

7- نمونه ی اسراف 

قال الصادق علیه السلام: انّما السرف ان تجعل ثوب صونك ثوب بذلتك. مكا رم الاخلاق / 117

اسراف این است كه لباس خوبت را به لباس روزانه‌‌ی خود تبدیل كنی [یعنی لباس نو و لباس بیرون خود را به لباس دم دستی بدل كنی]

 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 18 بهمن 1388  ساعت 3:20 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 در بحث پيش به بيان اقسام حد پرداختيم و اكنون به مقايسه اي كوتاه بين آن حدود سه گانه مي پردازيم.
پيش از اين گفته شد، حد درمورد مصارف شخصي و انفاقات، امري است بسته به اعتبار عرفي و بر همين اساس وضعيت افراد نسبت به هم در اين مورد متفاوت است؛ به عبارت ديگر حدّ مجازي كه عرف اجتماعي براي مصارف شخصي و خانواده تعيين مي كند، درباره همه اشخاص يكسان و يك نواخت نيست؛ بلكه به اندازه تفاوتهاي مالي و موقعيت هاي اجتماعي افراد مختلف است ولذا ممكن است مصرف مقدار معيني از مال، در يك مورد از شخصي اسراف باشد؛ در حالي كه مصرف همان مقدار در آن مورد، براي شخص ديگري كه از وضع مالي و موقعيت اجتماعي بالاتري برخوردار است، اسراف نباشد.
حضرت صادق ژ در حديثي فرمودند:.
چه بسا فقيري كه اسراف پيشه تر از ثروتمند است. عرض شد: چگونه حضرت فرمودند: ثروتمند از آنچه دارد، خرج مي كند و فقير بدون تمكن مالي اضافه بر شأن خود انفاق مي نمايد. .
اما قانون شرعي و يا حدّي كه براساس موازين عقلي تعيين و تحديد مي شود، در هر شرايط و در مورد هر شخصي يك نواخت و ثابت است و با اختلاف حال و شرايط زماني و اجتماعي مصرف كننده تفاوت پيدا نمي كند؛ بدين معنا كه خرج مال در راه گناه به هر اندازه و از هر كس در همه زمان ها و مكان ها، اسراف و حرام است همچنان كه اتلاف و ضايع كردن ثروت به هر مقدار و با هر موقعيّت اقتصادي و اجتماعى، مصداقي از اسراف خواهد بود.

اختلاف حدود.

در برخي موارد بين حدّي كه براساس عرف اجتماعي تعيين مي شود و حدّ به معناي حكم شرعي اختلاف پديد مي آيد؛ يعني گاهي خرج مقداري از مال در موردى، از نظر حكم شرعي اسراف به حساب مي آيد؛ در صورتي كه اين عمل از ديدگاه عرف اجتماعي خروج از حد نيست؛ مثلاً مصرف كمي از مال در راه معصيت و يا خرج زيادي از آن درجهت گناهي كه بين مردم متعارف است، در عرف اجتماعي خروج از حد و تضييع مال نيست؛ در صورتي كه از جنبه حدّ به معناي حكم شرعي اسراف و خروج از حد است؛ همچنان كه عكس اين قضيّه نيز ممكن است.
به عنوان مثال، صرف مال در راه اداي تكليف شرعي و برپايي حدود الهي هر چند زياد هم باشد، از نظر حكم شرعي خروج از حد نيست؛ بلكه واجب و در مواردي هم مستحب است؛ گرچه ممكن است از ديد عرف اجتماعي هدر دادن مال به حساب آيد، كه در اين گونه موارد اسراف و عدم آن به ميزان حكم شرعي تعيين مي شود و قضاوت عرفي از اعتبار ساقط است.لذا مرحوم طبرسى(ره) از بعضي مفسرين نقل مي كند:.
اگر در راه اطاعت خداوند و انجام وظايف شرعي به اندازه كوه (اُحد) از مال و ثروت خرج شود، اسراف نيست. 
براي نمونه فقهاي اسلام مي فرمايند:.
اگر كسي در موقعيتي ناچار باشد، براي تهيه آب، جهت وضو گرفتن خرج زيادي بر خود تحميل كند اين عمل واجب است و در اين صورت تيمم باطل است مگر اين كه ضرري از اين ناحيه بر او برسد
و نيز مي فرمايند:.
اگر شخصي براي رفتن به حج ناچار باشد خارج از حدّ متعارف بذل مال كند، چنانچه دچار سختي و مشقّت نشود، بر او واجب است.
امام خميني - رضوان اللّه تعالي عليه - در شرايط امر به معروف و نهي از منكر مي فرمايند:.
اگر برپايي يكي از واجبات الهي و يا ريشه كن نمودن گناهي متوقف بر خرج مال زيادي باشد، بذل آن واجب نيست؛ ولي ارتكاب آن چنانچه موجب سختي و مشقت نباشد، پسنديده است و در غير اين صورت جايز نبودن آن دور از واقع نيست. بلي اگر آن عمل از اموري باشد كه قانونگذار اسلام به آن اهميّت داده و برخلاف آن در هيچ صورتي رضايت نمي دهد، بذل مال در راه بر پايي و يا جلوگيري از آن واجب است
بنابراين، ملاحظه مي شود در مواردي كه انجام دادن تكاليف شخصي به خرجي بيرون از حدّ معمول بستگي داشته باشد، اگر به ضرر نينجامد واجب است؛ ولي در جايي كه مبارزه با گناه و يا انجام دادن واجبات ديگران متوقف بر آن باشد، محكوم به استحباب و امري پسنديده مي باشد؛ اگر چه عرف اجتماعى، اين عمل را در هر دو مورد نپذيرد.
اما اين كه بعضي از علماي اسلام فرموده اند اسراف دروجوه خيريّه نيز تحقق پيدا مي كند، مربوط است به صورتي كه بذل مال به ضرر بينجامد و يا مربوط است به انفاق در امور مستحب، كه به خواست خداوند بحث آن خواهد آمد.



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 18 بهمن 1388  ساعت 3:18 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

اسراف = خروج از حدّ.

لغويان و مفسّران در توضيح اين واژه سخنان و تعبيرات مختلفي آورده اند كه در بحث بعدي بدانها اشاره خواهد شد و به نظر مي رسد جامعترين آنها بيان راغب اصفهاني است:.
سرف: تجاوز كردن از حد در هر كاري است كه از انسان سربزند. گرچه استعمال آن در مواردِ زياده روي درانفاق مال بيشتر است و گاهي به خروج از اعتدال در مقدار خرج مال و زماني هم به چگونگي بذل مال و مورد آن اطلاق مي شود ولذا سفيان گفته است آنچه در غير طاعت خدا مصرف شود اسراف است، گرچه مقدار آن كم و ناچيز باشد. 
كلمه (اسراف) برخلاف (تبذير) تنها يك واژه اقتصادي نبوده، و كاربرد آن منحصر به امور مالي نيست؛ بلكه اين واژه قبل از آن كه نشانه جرمي در امور اقتصادي باشد، بيانگر وضعيّت نامناسب و غير معتدل اخلاقي و فرهنگي شخص و يا جامعه مسرف است و آن حالت تجاوزگري و بي اعتنايي به قوانين و حدود شناخته شده شرعي و انساني است و بر اين اساس به كارگيري اين واژه در قرآن كريم و دعاهاي رسيده از امامان معصوم ه در مورد تجاوز از مرز شرع و خصلت هاي انساني و گام نهادن در وادي گناه و معصيت، بسيار است.  از اين رو كاربرد اقتصادي آن نيز، با توجه به معناي اخلاقي آن كه (تجاوز از حد) است توضيح و تفسير شدني است و تمام معناهاي ذكر شده براي آن، از فروع و مصداق هاي همين معني مي باشد؛ پس معناي كلّي اسراف (خروج از حد) است. اما اين كه اين حد، بر اساس چه ميزان و معياري بايد سنجيده شود تا ملاك عمل قرار گيرد، موضوعي است كه در بحث بعدي بدان خواهيم پرداخت.

معيار حد.

از گفته هاي اهل لغت و تفسير در مورد واژه (اسراف) به دست مي آيد كه: با سه ملاك، حدّ معتبر در اسراف - كه رعايت آن ميانه روي است و تجاوز از آن موجب مي شود تا انسان در شمار مسرفين قرار گيرد - تعيين مي شود.

1. گناهان و محرّمات شرعي.

اين بدان دليل است كه حرام ها و معصيت ها خود حدود الهي اند، و ارتكاب آنها اگر بدون صرف مال باشد، اسراف به معناي گناه و تجاوز از دستورهاي ديني است؛ و در صورتي كه همراه با مخارج مالي باشد، اين عمل گذشته از اين كه خود معصيت است، خرج مال در راه آن نيز به عنوان تبذير و اسراف اقتصادي گناه ديگري خواهد بود. لذا بعضي لغت شناسان و مفسّران آن را به خوردن مال حرام و برخي به تجاوز از حلال به حرامو عدّه اي نيز آن را به انفاق در راه گناه تفسير نموده اند. 
همچنين مرحوم نراقى(ره) از علامه حلّى(ره) نقل مي كند كه علماي اسلام اجماع و اتفاق دارند كه مصرف مال در راه گناه اسراف و حرام است.

2. حكم عقل و معيارهاي عقلي.

اين در مواردي است كه عقل بر قبح صرف مال در آنها حكم مي نمايد به گونه اي كه تجاوز از آن به نوعي سفاهت و جهالت رجوع كند؛ مانندانفاق به كسي كه استحقاق آن را ندارد و نيز اتلاف و نابود كردن ثروت و يا خرج آن در موارد نادرست و بي فايده كه حاكي از نارسايي عقلي و ضعف انديشه مرتكب اين عمل است. از اين رو گروهي از لغويان، اسراف را به غفلت و جهل و خطا معنا نموده اند همچنين مرحوم طبرسي - رضوان اللّه تعالي عليه، كه از بزرگان اهل تفسير است - در توضيح آيه شريفه (...كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلاتُسْرِفُوا...) مي فرمايد:.
هر انفاق و صرف مالي كه عقلا آن را قبيح شمرند و ضرر بر صاحبش وارد آورد، اسراف و حرام است.
بر اين اساس حكم عقل در تشخيص موارد لازم و مفيد انفاق از غير آن، معتبر و محترم است و تجاوز از آن مصداق اسراف خواهد بود.

3. عرف جامعه.

در مواردي هم، عرف اجتماعي عامل تعيين كننده (حد) در باب اسراف است؛ به عنوان مثال مصرف مال در راه مصالح شخصي و زن و فرزند و يا انفاق آن براي مصالح ديگران، هر كدام محدود به حدي است كه عرف جامعه آن را بر اساس اوضاع اقتصادي هر زمان، و برپايه وضعيت مالي و موقعيّت اقتصادي و اجتماعي هر شخص تعيين و تحديد مي نمايد و همان گونه كه كم رَوي از آن، مصداق بخل است و اگر موجب از بين بردن حق واجبي شود حرام و معصيت است، زياده روي و تجاوز از آن نيز به معناي خروج از حدّ اعتدال، و ورود به جرگه مسرفين خواهد بود. در اين زمينه طريحي مي نويسد:.
گفته شده، اسراف تجاوز از حد در مصرف چيزهاي حلال است و اصبغ بن نباته مي گويد: اميرالمؤمنين ژ فرمود: شخص مسرف سه نشانه دارد: مي خورد آنچه براي او نيست و مي خرد آنچه براي او نيست و مي پوشد آنچه براي او نيست. و معناي حديث اين است: مي خورد و خريداري مي كند و مي پوشد آنچه را بالاتر از شأن اوست
نيز مرحوم طبرسى(ره) مي نويسد:.
گفته شده مقصود از نهي از اسراف در آيه مباركه اين است كه: از حدّ ميانه و اعتدال در مصرف مال خارج نشويد..
و همين طور زمخشري در تفسير خود مي گويد:.
اسراف به معناي تجاوز از حد در انفاق است. 
خلاصه بحث اين كه: در باب اسراف مال، حدّي كه تجاوز از آن مذموم است چنين است:.
الف) يا همان قوانين و احكام شرعي است؛.
ب) ياحكم و ميزان عقلي آن را تحديد و مشخص مي كند؛.
ج) يا به توسط عرف اجتماعي معين مي شود.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 18 بهمن 1388  ساعت 3:13 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



از موارد اسراف در اموال ديگران، تجاوز و زياده روي در استفاده از اموال آنها در موارد بهره برداري هاي مجاز است. به عنوان مثال، انسان مي تواند از آذوقه خانه پدر و مادر، برادر و خواهر، عمو، عمّه، دايى، خاله و يا منزلي كه كليد آن به عنوان حفاظت و يا وكالت در اختيار او باشد و نيز منزل دوست و رفيق خود، استفاده نمايد؛ ولي در بعضي روايات امامان معصوم ه آن را به مواردي كه ميانه روي و اعتدال رعايت شود محدود نموده اند. امام صادق ژ مي فرمايد:.
آن كساني كه خداوند در آيه كريمه نام برده است، مي تواني بدون اذن آنها از خرما و خورشت خانه آنان استفاده نمايي و همين طور زن اجازه دارد بدون اذن شوهر از غذاي منزل او استفاده نمايد و اما اضافه بر آن از غذاها جايز نيست.
گويا حضرت مي فرمايد، انسان مجاز است در منزل اين افراد از خوردنيهايي مانند پنير و شير و خرما و غير آن كه معمولاً به عنوان خورشت به همراه نان خورده مي شود، استفاده نمايد؛ ولي غذاها و ساير موادّي كه صاحبِ خانه با خرج مبالغي زياد، براي ميهمان و حفظ آبرو و يا استفاده شخصي تهيّه مي كند، نبايد بدون اجازه و اذن او در آن تصرّف كرد. و نيز در حديث ديگري همان حضرت و يا حضرت امام باقر ي فرمودند:.
اين اجازه تا هنگامي است كه موجب فساد مال صاحب خانه نشود.
همچنين ولىِّ يتيم كه عهده دار حفاظت از اموال و مصالح اوست مي تواند در مقابل حراست و وظايفي كه در اين ارتباط انجام مي دهد، مقداري از مال او استفاده كند؛ ولي مجاز نيست در بهره برداري از آن زياده روي و اسراف پيشه كند. قرآن كريم در اين مورد مي فرمايد:.
اموال يتيمان را از روي اسراف نخوريد، و از خوف اين كه مبادا بزرگ شوند و شما را از تصرف در آن منع نمايند، به زياده روي مبادرت نكنيد.
باز به عنوان نمونه، انسان مجاز است اگر در سر راه خود، گذارش به باغي افتاد كه شاخه درختي از آن بيرون آمده باشد، مقداري از ميوه آن استفاده نمايد و اجازه خواستن از صاحب آن لازم نيست؛ ولي چيدن ميوه و بردن آن و يا شكستن شاخه درخت و يا زياده روي در خوردن و نيز وارد كردن صدمه ديگري بر درخت و ميوه ها جايز نيست. در حديثي از حضرت صادق ژ سؤال شد:.
مردي به باغستاني - چه داراي ديوار باشد چه نباشد - عبور مي كند آيا مي تواند بدون اين كه ضرورتي به تناول از ميوه هاي آن داشته باشد، صرفاً از روي خواسته دل، از آن استفاده نمايد و آيا مي تواند براي نياز و گرسنگي از آن بخورد حضرت فرمود: اشكالي ندارد از آن استفاده كند؛ ولي با خود به همراه نبرد و آن را فاسد ننمايد
همچنين حضرت صاحب الامر ژ در جواب سؤالي در همين زمينه فرمود:.
خوردن براي او حلال، ولي بردن بر او حرام است.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 18 بهمن 1388  ساعت 3:11 AM
نظرات 0 | لینک مطلب




امانتداري كه وسيله اي از مردم و يا ساختمان مسكوني آنان را به عاريه گرفته است و يا به عنوان اجاره در اختيار خود دارد، تا از منافع آن استفاده نمايد، اگر در حفظ و نگهداري از آن كوتاهي كند و چون آن مال را از خود و در ملك خويش نمي داند، در صيانت از آن سستي نشان دهد، مرتكب اسراف و تضييع در اموال ديگران شده است ولذا در عين حالي كه عاريه دادن وسايل و لوازمي كه در اختيار همگان نيست به نيازمندان آن، تأكيد و سفارش بسيار شده و حتّي قرآن مجيد مانعين آن را تهديد به هلاكت و عذاب نموده است؛چنانچه صاحب مال ببيند عاريه گيرنده آن را فاسد و معيوب مي نمايد، مي تواند در اختيارش قرار ندهد. در قسمتي ازيك حديث معتبر، (ابي بصير) مي گويد: امام صادق ژ فرمود:.
مقصود از ماعون در آيه شريفه، قرض و يا خدمتي است كه به ديگران ارائه مي دهي و نيز وسايل منزلي كه براي استفاده آنان در اختيارشان قرار مي دهي و زكات هم از ماعون است.
مي گويد: به حضرت عرض كردم: ما همسايگاني داريم كه وقتي وسيله و متاعي به آنها عاريه مي دهيم؛ آن را مي شكنند و فاسد مي كنند، آيا جايز است از دادن آن امتناع كنيم.
حضرت فرمود: هرگاه اين گونه عمل كنند، مي توانيد از عاريه دادن آن خودداري نماييد و باكي بر شما نيست


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 18 بهمن 1388  ساعت 3:09 AM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :21
  •    
  •   
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • 15  
  • 16  
  • 17  
  • 18  
  • 19  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET