« وَالذینَ اذااَنفَقوا لَم یُسرفوُا و لَم یَفتروُاوَكانَ‏بینَ ذلكَ قواماً» ( فرقان/ 67) « آنان كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند ، نه‏اسراف كنند و نه سختگیرى، بلكه در میان این دو، اعتدال‏ مى‏ورزند.»

اصول اصلاح الگوي مصرف




























در بازار وسایل الکتریکی خانگی هرجا که سر برمی گردانی لوازم پرمصرف پشت ویترین ها ردیف شده اند. یخچال های بزرگ علاوه بر این که از لحاظ مصرف برق نسبت به یخچال های قدیمی چندپله بالاتر قرار می گیرند، از سوی دیگر فرهنگ احتکار مواد غذایی را بین شهروندان رواج می دهند. متأسفانه باید گفت در شرایط فعلی اکثراً از مواد خوراکی یخ زده که به نسبت زیاد از میزان ویتامین ها و پروتئین هایشان کاسته شده، استفاده می کنیم. با شیوه ای که درپیش گرفته ایم، همیشه زیاد مصرف می کنیم، زیاد پول می دهیم و مواد سالم هم به بدنمان نمی رسد.
کارشناسان اقتصادی معتقدند در بحث الگوی مصرف خانگی حقیقتاً نیازمند تحول هستیم. شیوه احتکار مواد غذایی یکی از عوامل افزایش قیمت ها در بازار است. کارشناسان تغذیه ای نیز بر این باورند که می توانیم خیلی از اقلام خوراکی را جایگزین اقلام دیگری کرده تا هم به اقتصاد خانه کمک کنیم و هم پروتئین ها و مواد لازم را به بدنمان برسانیم. به عنوان مثال نقش حبوبات و لبنیات به اندازه سایر اقلام خوراکی درسبد خرید خانواده های ایرانی پررنگ نیست.
در بحث راه حل های صنعتی در اصلاح الگوی مصرف دو منظر را می توان پیگیری کرد: یکی روش تولید محصولات و کاهش مصرف حامل های انرژی (آب، برق و گاز) و دیگری تولید محصولات پربازده و کم مصرف می باشد. لازم به توضیح است که اگر تنها در بخش صنعت صددرصد صرفه جویی صورت گیرد، درحوزه برق می توان سالانه 5 نیروگاه 900مگاواتی صرفه جویی کرد. به عنوان مثال در حال حاضر تولید فولاد از قراضه آهن آن هم با روش احیای مستقیم با استفاده از گاز انجام می شود. درصورتی که می توان به جای گاز از زغال سنگ و کک بهره گرفت که طبق برآوردها 11میلیارد تن ذخیره زغال سنگ داریم. از سوی دیگر با راه اندازی کوره های بلند می توان به جای قراضه آهن مستقیماً سنگ آهن را از معادن استخراج کرده و در صنعت فولادسازی به کار گرفت.
انتقاد شهروندان را با تلاش بیشتر پاسخ می دهیم
اگر تنها 10درصد صرفه جویی در حوزه برق مصرفی خانوارها داشته باشیم، می توانیم از محل صرفه جویی ها 6 نیروگاه 800مگاواتی در سال راه اندازی کنیم. آمار نشان می دهند که میزان مصرف برق خانگی ایران 3برابر مصرف خانگی دنیاست.
بهزاد مدیرعامل شرکت توانیر توضیح می دهد: «میزان متوسط مصرف برق خانگی در ایران 2900کیلووات ساعت است که در دنیا این رقم 900 کیلووات ساعت ثبت شده است. ما برای فصول خنک 200کیلووات ساعت و برای فصول گرم 300کیلووات ساعت پیش بینی کرده ایم که در فصول گرم برای مناطق جنوبی این رقم به 1500کیلووات ساعت می رسد. تلاش سال گذشته شرکت توانیر برای کاهش متوسط مصرف برق خانگی در این راستا بود که 150میلیون لامپ کم مصرف در نقاط مختلف کشور به ویژه تهران توزیع شد که امسال 50میلیون لامپ دیگر توزیع خواهیم کرد. ضمناً برای مقابله با مشترکین پرمصرف هشدار می دهیم که باتوجه به نرخ تعرفه سبز (تعرفه برق بادی 130 تومان برای هر کیلووات ساعت) هزینه هایشان برآورد خواهد شد. و بازهم تأکید می کنیم مشترکین پرمصرف انتظار جریمه به شیوه خاموشی و قطع برق را داشته باشند.»
سعید ابراهیمی یک شهروند تهرانی درحالی که دو عدد لامپ کم مصرف 105وات هرکدام به قیمت 25هزار تومان خریداری کرده و از مغازه الکتریکی خارج می شود، در پاسخ به این سؤال که آیا طرح توزیع لامپ کم مصرف خانه به خانه شامل محله شما هم شده است، می گوید «نه تنها شامل محله ما در منطقه پیروزی نشده، بلکه فامیل هایمان نیز در سایرمناطق چنین چیزی دریافت نکرده اند. ضمناً قیمت این لامپ ها به میزان چشمگیری هر ماه درحال افزایش است. قبل از عید یک لامپ کم مصرف 105 وات به قیمت 21500 تومان خریداری کرده بودم که الان به 25 هزار تومان رسیده است.»
یک شهروند خوزستانی با گلایه می گوید: «شرکت توانیر شیوه های آموزشی مصرف بهینه را باید در منطقه جنوب نیز با جدیت بیشتری دنبال کند. در مناطق روستایی که مردم از قدرت خرید کمتری برخوردارند، توزیع رایگان لامپ کم مصرف می تواند قدم مؤثری لااقل در مسیر آشنایی مردم با شیوه های مختلف باشد.»
مهندس بهزاد مدیرعامل شرکت توانیر با اشاره به موفقیت کاهش مصرف در ساختمان های دولتی می گوید: «نزدیک به 3035 ساختمان دولتی را کنترل کرده ایم که 5/12 درصد مصرف داشته اند و این نشان می دهد دولت ابتدا اصلاح الگوی مصرف را از خودش آغاز کرده است.»
ضمناً برای ترویج شیوه های مصرف بهینه در سال جاری تلاش دوچندانی خواهیم داشت.»
«پولش را می دهم» اثبات سطحی نگری است
درباب صرفه جویی حوزه آب با اقدامات سال های اخیر صدا و سیما از لحاظ ترویج فرهنگ مصرف گام های موثری برداشته شده است. زینب قدیمی یک شهروند تهرانی می گوید: «چنانچه خانم های خانه دار متوجه اهمیت موضوع شوند، حتی با نصب یک شیر کم مصرف برای ظرف شویی آشپزخانه به جای شیرآلات کلاسیک (قدیمی) می توان به میزان بسیار زیادی در امر صرفه جویی خانگی موفق ظاهر شویم. شهروندان متوجه باشند که اگر تا سال گذشته اصلاح الگوی مصرف یک وظیفه بوده، الان با فرمایشات مقام معظم رهبری یک تعهد شرعی است.»


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 2:32 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



تقوا به معنای پرهیزگاری و خودداری نفس و برگرفته از کلمه وقایه، در کاربردهای قرآنی از چنان گستره معنایی برخوردار می باشد که برخی بر این عقیده هستند که بسیاری از مفاهیم کلیدی در حوزه های اعتقادی و رفتاری را می توان ازطریق این واژه بیان کرد.
به این معنا که در کاربردهای قرآنی و فرهنگ آن، تقوا به مفهومی گسترده تر و فراگیرتر از آن است که بتوان با تک واژگانی چون پرهیزگاری آن را بیان کرد. از این رو، هنگامی که از تقوا در مصرف سخن به میان می آید، به معنای رعایت و حفظ حدود و ثغوری است که خداوند برای بهره مندی شخص از نعمت ها و رزق الهی بیان کرده است تا به این وسیله خود را از خشم و غضب الهی که نماد و مظهر آن دوزخ و عذاب های آن است حفظ کرده و نگه دارد.
براین اساس می توان از تقوا در مصرف سخن گفت. نویسنده در این حوزه معنایی بر آن است تا شیوه ها و الگوهای درست مصرف را براساس آیات قرآنی بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
¤ ¤ ¤


رعایت حدود الهی
شاید یکی از کلیدی ترین اصطلاحات و واژگان قرآنی تقوا باشد. حضور پررنگ آن را در همه آیات قرآنی می توان مشاهده کرد. از این رو هر واژه و اصطلاح دیگر قرآنی چون توحید و ایمان به گونه ای با این اصطلاح قرآنی ارتباط تنگاتنگی می یابد و نمی توان از توحید یا ایمان سخنی گفت اما معترض تقوا و مسایل آن نشد.
اصولاً توحید، زمانی به عنوان اعتقاد، خود را نشان می دهد که ایمان و باور شخص در حوزه معنایی تقوای قرآنی بروز و ظهور یابد و شخص در عمل، انسانی متقی باشد و رفتارهای وی بیانگر باطن و باورهای درونی او باشد.
بنابراین،تقوا هرچند که به معنای حفظ کردن خویشتن از چیزی است که انسان از آن می ترسد و در اصطلاح شرعی به معنای نگهداری نفس از چیزی است که موجب گناه می شود و این معنا با پرهیز شخص از آن چه خداوند از آن نهی نموده حاصل می شود و حتی کمال آن به وسیله ترک برخی از مباحات تحقق می یابد (مفردات راغب اصفهانی؛ ص 881 ذیل واژه وقی) ولی می توان گفت که تقوا اصولاً شامل رعایت همه حدود الهی است که به شکل امر و نهی صادر شده است. در این صورت می توان گفت همان اندازه که انجام حرام و مکروه، عملی ضدتقوایی است، به همان اندازه ترک واجب یا مستحب نیز عملی ضدتقوایی می باشد.
براین اساس، نمی توان گفت که تقوا در مفهوم اسلامی و معنای گسترده آن، تنها شامل خودداری از گناهان و رعایت حدود الهی در ترک حرام و یا مکروه و یا حتی برخی از مباحات می باشد، بلکه شامل رعایت همه حدود الهی از واجب و حرام است؛ زیرا عدم انجام واجب و یا مستحبی، خود نوعی عدم رعایت حدود الهی و عدم پرهیز ازخواسته های الهی است که به دو شکل امر و نهی صادر می شود.
این گونه است که رعایت تقوا در مصرف خود را بر انسان متقی تحمیل می کند و لازم است که شخص برای دست یابی به تقرب و رهایی از دوری از خداوند، به همه خواسته های الهی توجه داشته و آن را رعایت نماید، حال این خواسته ها به شکل ترک عملی و یا انجام کاری باشد.
رعایت حدود الهی در مصرف
هرچند که خداوند در آیات بسیاری بیان می کند که همه هستی مسخر انسان است و انسان به عنوان خلیفه الهی این حق و توانایی را دارد که در جهان هرگونه که بخواهد تصرف کند و تغییراتی را انجام دهد، ولی جواز تصرف و تسخیر جهان و ایجاد تغییرات در چیزها می بایست برپایه حکمت و فلسفه نظام آفرینش باشد. از آن جایی که نظام آفرینش به هدف خاصی چون دست یابی همه چیزها به کمال شایسته و بایسته ازطریق حرکت از نقص به سوی کمال برنامه ریزی شده است، تصرفات انسان به عنوان خلیفه الهی هم می بایست در راستای دست یابی چیزها به کمال باشد.
از آن جایی که انسان به سبب برخی محدودیت ها به ویژه در حوزه علم و دانش نمی تواند به همه کمالات امور و روش های دست یابی به آن آگاه باشد، نیازمند برخی از دانش های بیرونی است که از راه وحی به او الهام می شود و از آن آگاه می گردد. این دانش ها که از آن به دین اسلام یاد می شود از زمان آدم(ع) تا حضرت خاتم(ص) به انسان از راه وحی منتقل شده است. انسان ها می توانند وبلکه می بایست با بهره گیری از این دانش ها در مسیری حرکت کنند تا خود و دیگر موجوداتی که تحت ربوبیت خلافت الهی آنها قرار دارند به کمال شایسته و بایسته خویش برسند.
بنابراین هرگونه تصرف و تغییری می بایست براساس این حکمت و فلسفه آفرینش انجام گیرد و هرحرکتی برخلاف آن، حرکتی ضدکمالی و ضدتقوای الهی شمرده می شود و آثار و نتایج بد و زیانباری در دنیا و آخرت به شکل تکوینی و تشریعی بر آن بار می شود.
در دستورالعمل ها و راهنمایی هایی که از سوی خداوند درباره چگونگی مصرف و بهره گیری از نعمت ها و روزی های خداوندی، از سوی خداوند به شکل وحی در دین اسلام تبیین شده، بر پرهیز از هرگونه اسراف و تبذیر و اتراف تأکید بسیار شده است.
اسراف به معنای زیاده روی به عمل و تصرفی گفته می شود که مورد مصرف، بیش از اندازه تغییر یابد و از حد اعتدال و عدالت بیرون رود. به این معنا که برای هر چیزی سه حالت می توان تصور کرد: تفریط، اعتدال و افراط.
عدم بهره گیری درست از نعمت و یا رزقی به معنای تفریط بوده و امری نادرست و غلط است؛ زیرا هرچیزی به عنوان مسخر انسانی می بایست به درستی مورد مصرف قرار گیرد تا افزون بر دست یابی آن چیز به کمال خود، زمینه کمال یابی مطلق را برای آدمی فراهم آورد.
اگر کسی از نعمتی چون آب استفاده نکند و به تفریط، آن را هدر دهد، زمینه آسیب جسمانی و روانی و روحی خود را فراهم می آورد و از راه کمالی بازمی ماند. از این رو بر انسان است که از هر نعمتی که در اختیار اوست بهره گیرد و آن را هدر ندهد اجازه هرزرفتن آن را نیز ندهد.
بسیاری از مردم از بهره گیری نعمت های الهی خودداری می کنند. برخی به ادعای زهد و رهبانیت استفاه از این نعمت ها را بر خود حرام می کنند. نتیجه چنین تحریمی عدم پاسخ گویی درست و کامل به نیازهای جسمی و روحی بشر و عدم دست یابی به وظیفه و مسئولیت شخص در دنیا به عنوان خلیفه الهی است. لذا ازنظر قرآن حرکت هایی چون رهبانیت و زهدگرایی افراطی به معنا و مفهوم ضدکمالی و ضدتقربی بوده و مردم باید از آن حذر کنند.
برخی دیگر از مردم نیز نعمت های الهی را بی دلیل مورد بی توجهی قرار می دهند و از بهره گیری آن خودداری می کنند و زمینه تعالی و تکامل را برخود و خانواده و گاه بر جامعه می بندند. این گونه اعمال و رفتار به عنوان شیوه تفریطی از سوی خداوند، زشت و نادرست معرفی شده و از آن پرهیز داده شده است.
در مقابل گروهی دیگر راه افراط در مصرف را در پیش می گیرند و بیش از اندازه به تصرف و تغییر در نعمت ها اقدام می کنند. آنان بیش از نیاز بدن در چیزی تصرف می کنند و سبب آن می شوند تا به انواع و اقسام بیماری ها دچار شوند.
زیاده روی در مصرف غذا و اسراف می تواند سد راهی برای تکامل شخص و جامعه باشد؛ زیرا افزون بر این که موجب می شود تا شخص بیش از اندازه نیاز مصرف کند و خود را به بیماری و نواقص دچار سازد سبب می گردد امکان بهره مندی دیگران از آن چیز فراهم نشود و یا به سختی به دست آید.
از این رو اسراف ازنظر قرآن، حرام و گناه می باشد و خداوند به صراحت بیان می کند که مسرفان را دوست نمی دارد.
تنها روشی که می توان آن را درست و سالم ارزیابی کرد، روش اعتدال و میانه روی است. به این معنا که به اندازه نیاز از هر چیزی استفاده و بهره برد و اجازه داد تا نفس به اندازه کافی از آن بهره گرفته و راه کمالی خویش را بپماید و دیگران نیز فرصت بهره مندی از آن را بیابند.
تبذیر و اتراف، نشانه بی تقوایی
نوع دیگر بی تقوایی را می توان در تبذیر و ریخت و پاش ها دید. برخی از افراد اعم از فقیر و یا ثروتمند، نسبت به هر چیزی که دارند راه تبذیر را می پیمایند. به این معنا که اگر امکان بهره مندی از چیزی را به وفور بیابند به گونه ای رفتار می کنند که همراه با ریخت و پاش است بی آن که فایده و بهره ای درست و حسابی از آن چیز ببرند.
البته تبذیر در اقشار ثروتمند و سرمایه دار بیش تر است؛ زیرا امکانات در اختیار آنان بیش تر است و همین امر موجب می شود تا بی اندازه ریخت و پاش کنند.
اتراف، روش دیگری است که از سوی سرمایه داران نسبت به مصرف چیزها انجام می گیرد. اتراف به معنای رفاه زدگی، آن است که شخص روحی و روانی طبیعی خویش را از دست دهد و رفتاری به دور از انسانیت در پیش گیرد و تفاخر و تبختر و استکبار، منش وی شود.
در حقیقت می توان گفت که اتراف، حالت روانی در سرمایه داران است که به سبب وجود امکانات و رفاه زدگی به آنان دست می دهد. این رفتار در اشکال مختلف حاوی نابهنجاری بسیاری است که از جمله می توان به اسراف و تبذیر در مصرف و نیز تفاخر و تکبر و تجاوز از قوانین و حدود در رفتارهای اجتماعی اشاره کرد.
اصولاً مسرفان و مبذران و مترفان مردمانی بی تقوا هستند و از افساد در طبیعت و منابع و امکانات پرهیزی ندارند. (بقره آیه205و 206) از اینرو خشم و غضب الهی را به جان می خرند و با مصرف نادرست و بی رویه خویش خود را به سوی دوزخ قهر الهی سوق می دهند.
گروهی از مردم، متأثر از رفتار نابهنجار برخی از مسرفان و اهل تبذیر و اتراف، راه بی تقوایی را در پیش می گیرند و همانند آنان در مصرف نعمت ها و امکانات بی تقوایی می کنند؛ زیرا این دسته از انسانها را به عنوان الگو و سرمشق خویش قرار می دهند و همانند آنان عمل می کنند.
شگفت آنکه برخی دیگر از مردم نه تنها مسرفان را الگوی رفتاری خویش می کنند بلکه از ایشان اطاعت کرده و خود را برده آنان می سازند. خداوند در آیات 150 تا 152 سوره شعراء از مردم می خواهد تا تقوا را پیشه خویش ساخته و از اطاعت اسرافکاران خودداری ورزند؛ زیرا مسرفان کسانی هستند که نه تنها به اصلاح امور جامعه عنایتی ندارند بلکه به افسادگری در جامعه می پردازند و با مصرف نادرست و بی رویه امکانات و نعمت های الهی، فرصت بهره مندی دیگران از نعمت ها را می گیرند و جامعه را از رشد و شکوفایی همه جانبه و تمدنی و فرهنگی و اقتصادی باز می دارند.
نقش تقوا در عرصه اقتصادی
خداوند در آیات چندی به مسأله تقوا در حوزه اقتصادی می پردازد و از مردم می خواهد تا از کم فروشی اجتناب کنند، زیرا کم فروشی موجب می شود تا امنیت اقتصادی در مبادله از دست رود و جامعه از رشد اقتصادی و شکوفایی تمدنی باز ماند. (شعراء آیات179تا183)
تأکید بر تقوای الهی در حوزه اقتصادی از آن رو صورت می گیرد که انسان، با تقوای الهی نه تنها می تواند به بهره مندی بهتر از امکانات و نعمت ها دست یابد بلکه تقوای الهی در حوزه اقتصادی موجب می شود تا شخص و جامعه از روزی های پیش بینی نشده و امکانات برتر و فوق العاده ای بهره مند شود. (طلاق آیات 2و3)
به سخن دیگر، هر جامعه ای که احتمال دست یابی به رشد و شکوفایی اقتصادی و تمدنی را براساس حساب و کتاب های منطقی نمی دهد می تواند با بهره مندی از شیوه تقوای الهی در حوزه اقتصادی به رشد و شکوفایی برسد که بیرون از تفکر و برنامه ها و توانایی های عادی بشر است. (همان)
تقوا عامل مهم در شکوفایی امر تعاون و همکاری میان مردم جامعه (مائده آیه2) و تقسیم انفال (انفال آیه1) و دیگر امکانات و توانمندی های جامعه و اصلاح امور جامعه (حجرات آیه10) می شود و بدین ترتیب رشد اقتصادی و تمدنی می تواند در جامعه سالم و متقی تحقق یابد؛ زیرا همدلی ایمانی و همکاری میان مؤمنان و تقسیم درست ثروت و امکانات، شرایطی را فراهم می آورد که جامعه بتواند درست تولید و توزیع و مصرف کند و همگان در شرایط مساوی به سوی کمال حرکت کنند.
خداوند در آیه 109 سوره توبه تبیین می کند که چگونه مراعات تقوا می تواند موجبات پی ریزی و تأسیس مؤسسات دینی که مردم را به سوی کمال هدایت می کند، شود.
هرچند که آیه در ارتباط با مسأله مسجد و بناهای دینی است ولی می توان با توجه به معیار این که مراد از آن بناهایی است که شرایط بهبودبخشی انسان و دست یابی به کمال را در وی فراهم می آورد، می توان گفت که تقوا عامل مهمی در پی ریزی هر بنای با شکوه تمدنی و کمالی در هر جامعه ای است. این بنا می تواند بنای فرهنگی یا دینی و یا بنای ساختار نظام سیاسی و اجتماعی و یا اقتصادی باشد. چنان که تقوای الهی امام خمینی(ره)، بنای عظیم و مستحکم انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را گذاشت و مردم را از برکات آن بهره مند ساخت.
خداوند در آیات4، 88، 93 سوره مائده و نیز 69 سوره انفال بر ضرورت رعایت تقوا در بهره گیری از امکانات و روزی های خدادادی تأکید می کند و از انسانها می خواهد که همواره در مصرف امکانات و نعمت های الهی تقوا را مراعات کنند تا شخص و جامعه به سلامتی دست یابد و راه رشد و شکوفایی تمدنی را طی کند؛ زیرا شخص و جامعه با این شیوه می تواند امید داشته باشد به مسئولیت خویش به عنوان مأمور خداوند در استعمار و آبادانی زمین عمل کرده است. (هود آیه61)
ازنظر قرآن، راه رهایی از بی تقوائی در مصرف آن است که از اسراف و تبذیر خودداری شود و انسان زیاده روی و ریخت و پاش را به عنوان رفتاری زشت و نابهنجار ترک کند.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 2:30 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



معمولاً جامعه شناسان افراد را در جامعه بر پایه سه معیار ثروت، قدرت و وجهه (پرستیژ) به سه طبقه بالا، متوسط و پایین تقسیم می کنند. این سه معیار، الگوهای متفاوتی از مصرف گرایی را برای سه طبقه به بار می آورند. هر سه طبقه، مصرف گرایی بی رویه دارند اما به شکل های متفاوت. افراد طبقه بالا با داشتن ثروت، از طریق مصرف کالاهای لوکس به دنبال پرستیژ بالا هستند. اینان خدماتی را که فکر می‌کنند قدرت و وجهه اجتماعی برایشان به ارمغان می‌آورند را هم به مقدار زیادی مصرف می‌کنند. طبقات اجتماعی بالا با پرستیژ و قدرت بالا، سعی می‌کنند با مصرف‌گرایی مفرط خود را هم طراز ثروتمندان نشان دهند. مصرف گرایی مفرط در واقع یک وسیله خود نشان دادن می شود و اعضای یک طبقه در مصرف گرایی مفرط با یکدیگر رقابت شدید دارند. این رقابت از نوع رقابتهای کاذب است.
اعضای طبقه متوسط، همیشه سعی می‌کنند خود را از طبقات بالا عقب‌ تر نبینند. اینان با درآمد کمتر به رقابت با طبقه بالا می پردازند. بازار برای تشفی کردن آنها، اجناس ظاهراً لوکس، ارزان به وفور در اختیار آنها قرار می‌دهد. پس از خرید چنین کالاهایی است که از لحاظ روانی یک رضایت مندی کاذب به آنها دست می دهد. اعضای این طبقه اجتماعی به لحاظ کمی بیشترین مصرف را در جامعه دارند. همچنین بازار به خرید آنها وابسته است زیرا تعداد افراد این طبقه در جوامع بیش از اعضای طبقات دیگر است و لذا حجم خرید بالایی دارند.
اعضای طبقه پایین با درآمدکم، با توجه به مصرف‌گرایی دیگر طبقات و با توجه به وفور کالا و خدمات در بازار، در تلاش است که بهر وسیله، سهمی از کالا و خدمات در بازار، در تلاش است که بهروسیله، سهمی از کالا و خدمات را بخود اختصاص دهد. ترس از کمبودها و عدم امنیت اقتصادی برای خانواده او را به خریدی بی رویه و انبارگونه وامی دارد. خرید اعضای این طبقه عمدتاً خرید کالاهای ضروری، مربوط به بقاء بیولوژیک است. بازار، مازاد بر مصرف طبقة ‌عمدتاً خرید کالاهای ضروری، مربوط به بقاء بیولوژیک است. بازار مازاد بر مصرف طبقه متوسط را به این طبقه انتقال می دهد. در واقع الگوی مصرف گرایی طبقات پایین، یک نوع سودسازی سرمایه دار از سرمایه بالقوه تلف شده است زیرا اگر طبقه پایین نبود، سرمایه دار مجبور به از دست دادن مازاد کالاهای مصرفی طبقات متوسط بود. چنین است که اعضای طبقه پایین به مصرف گرایی انبوه عادت می‌کنند. این عادت برای او درونی شده و بخشی از فرهنگ او را تشکیل می‌دهد.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 2:27 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



چند سال پیش در پایتخت کشوری اروپایی و ثروتمند، در هتلی اقامت داشتم. هوا سرد بود و سرما خورده بودم. هرچه کلید دستگاه گرماساز اتاق را چرخاندم روشن نشد. به مسئول هتل مراجعه کردم و گفتم سیستم گرمایش اتاق من خراب است. لطفاً درستش کنید. پاسخ داد نه، خراب نیست. این سیستم تنها زمانی که دمای اتاق کمتر از 18 درجه باشد فعال می‌شود تا انرژی بیهوده هدر نرود. گفتم اما من سردم است. گفت البته در اتاق پتو هست!‌

همان سال در تهران، زمستان برف می‌بارید. دمای هوا زیر صفر درجه بود. در یک سازمان دولتی بودم. از پنجره بارش برف را تماشا می‌کردم. با چشم‌های خودم دیدم کولرهای گازی روشن است. پرسیدم چرا؟ گفتند سیستم گرمایش مرکزی اینجا خیلی قوی است. آنقدر گرم می‌کند که حالمان بَد می‌شود. کولرها را روشن می‌کنیم تا بخشی از گرما را خنثی کند!

به نظرم همین یک مثال کافیست تا نشان دهد که وضع مصرف در ایران تا چه حد غمبار و تکان دهنده است. اما موضوع فقط این نیست. مصرف انرژی در ایران، براساس سرانه جمعیت، با هیچ جای دنیا، حتی مترف‌ترین و مسرف‌ترین کشور جهان -- آمریکا-- قابل قیاس نیست.

در اسراف و تبذیر منابع مثالهای فراوانی می‌توان گفت. طی سالهای اخیر میانگین تولید گندم در ایران، بدون لحاظ نوسانات برخی سالها، در حدود 12 میلیون تن است و میزان واردات کم و بیش در حدود 5 میلیون تن. میزان ضایعات نان طبق آمارهای اعلام شده حداقل 30 درصد است که می‌شود همان 5 میلیون تن. معنای این سخن آن است که ما هر ساله 5 میلیون تن گندم را از کشورهای دور دست به بهای گزاف خریداری می‌کنیم و پس از وارد کردن به کشور و حمل و نقل و ذخیره کردن و آرد کردن و تحویل نانوا دادن و نان پختن دور می‌ریزیم!

واقعاً چه اسرافی از این بدتراست و کدام کشور با منابع خود چنین می‌کند که ما می‌کنیم؟

سالهایی بس دراز است که آمارهای ضایعات وحشتناک نان منتشر می شود و همگان، کارشناسان و مردم و مسئولان، اظهار تأسف می‌کنند اما هیچ کار عملی و اجرایی جدی انجام نشده و هرچه بوده حرف بوده است و حرف و افتتاح نمادین یک واحد نانوایی صنعتی!

رفتار مسرفانه و نابود کردن منابع گرانقدر سالهاست که چنان در تار و پود جامعه ایران رسوخ و نسوج یافته است که مقام رهبری را برآن داشت که خود وارد عرصه شوند و نسبت به تداوم آن هشدار دهند.

اینک دیگر باید صادقانه بپذیریم که نه دولت فعلی و نه دولتهای پیشین، نه رسانه ملی و نه سایر رسانه‌ها، نه آموزش و پرورش و نه آموزش عالی، نه روشنفکران و نه واعظان طی این سالها نتوانستند در زمینه اصلاح الگوی مصرف و جلوگیری از اسراف و تبذیر فعالیت مؤثر و مثمری داشته باشند.

اصلاح الگوی مصرف با شعار میسر نیست. ملتی، به هر دلیل، طی پنج شش دهه گذشته نوعی فرهنگ مصرف آمریکایی توام با تولید جهان سومی به خود گرفته و اینک نیز با درآمد نفتی به ظاهر ناتمام مواجه شده است. در کنار این امر، بی‌برنامگی مسئولان باعث شیوع فرهنگ تبلیغ و مصرف از نوع سرمایه‌داری شده و نهایتاً میزان مصرف به عنوان ملاک و نماد فخر و مکنت و غرور رسمیت یافته است و نیک که بنگریم، می‌بینیم که هیچ برنامه جامع، مشخص و مدونی برای خروج از این وضع اسفبار تهیه و تدوین نشده است و آنچه بوده شعار بوده و حرف.

اگر از واقعیت نگریزیم باید بپذیریم که اسراف و زیاده‌روی در مصرف در ایران امروز از شکل یک ناهنجاری خارج شده و در قالب یک <رفتار اجتماعی> درآمده است. اصلاً اینطور نیست که گمان کنیم فقط ثروتمندان و متمکنان مصرف بی‌رویه می‌کنند (اسراف) یا منابع را به هدر می‌دهند (تبذیر) بلکه فقیرترین اقشار جامعه نیز ناخواسته، در حد خود، چنین می‌کنند. ‌

همه ما می‌شناسیم خانواده‌های فقیری که چند سرعائله دارند و هر سال چندین گونی نان خشک تحویل نان خشکی محله می‌دهند! لامپ‌ خانه‌شان را روشن می‌گذارند تا دزد نیاید! یک فرش کهنه مندرس بی‌ارزش را با 2 هزار لیتر آب می‌شویند. بخاری‌شان روشن است و پنجره نیمه‌باز! و...‌

این وضع از نظر جامعه‌شناختی کاملاً نشان‌دهنده تبدیل یک <ناهنجاری> به یک <رفتار اجتماعی> است. رفتاری که عمومی شده، عرف شده و هرگز دیگر کار ناپسندی به نظر نمی‌آید. بلکه خلاف آن، غیرطبیعی می‌نماید! در این وضع اصطلاحاً می‌گویند، این رفتار به شکل یک فرهنگ درآمده است. البته یک رفتار به خودی خود، فرهنگ محسوب نمی‌شود بلکه به صورت جزئی از یک فرهنگ (خرده فرهنگ‌( ‌Sub Culture درمی‌آید. تغییر این فرهنگ کار بسیار دشواری است. نیازمند علم و عمل توامان است. کار فرهنگی کردن یعنی، مجموعه‌ای از روش‌های علمی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را با تمام ظرفیت به خدمت گرفتن و لاینقطع و برنامه‌ریزی شده همه روش‌ها را همپای هم پیش بردن برای تغییر یک فرهنگ غلط و جایگزین کردن فرهنگ درست. غلط است اگر بپنداریم کار فرهنگی این است که روزی 100 مرتبه در تلویزیون بگوئیم <مصرف بی رویه، کار خیلی بدیه> و خوشحال باشیم که کار فرهنگی کرده‌ایم غافل از اینکه تکرار بی‌برنامه یک شعار، پس از مدت کوتاهی آن را از حالت یک <معنا> خارج می‌کند به شکل یک <صوت> در‌می‌آید و گوش نسبت به آن حساسیتش را از دست می‌دهد. ضمن اینکه تا زمانی که افراد بدانند که مصرف برایشان هزینه سنگینی ندارد و نباید جوابگو باشند، لذت مصرف کردن را به خاطر منافعی بلند مدت و دوردست، از دست نمی‌دهند.

غلط است اگر گمان کنیم اگر در 13 روز نوروز در گوشه چپ یا راست تلویزیون بنویسیم <اصلاح الگوی مصرف> و از روز چهاردهم هم در بر همان پاشنه بگردد و در همین ایام نوروز زیر آرم <اصلاح الگوی مصرف> صدها آگهی تبلیغاتی مصرفی پخش کنیم کار فرهنگی کرده‌ایم.

کار فرهنگی فرایندی پیچیده است و ماهیتی کاملاً متفاوت و متمایز از شعار و دیوارنویسی دارد. کار فرهنگی یعنی مجموعه عملیاتی که ابتدا توسط متفکران تهیه و نگاشته شود و آنگاه توسط همه نهادهای اجرایی، فرهنگی، آموزشی و قضایی کشور در دوره زمانی مشخص و تعریف شده‌ای اجرا شود به طوری که پس از آن هر فرد، با همه وجود حس کند که ضایع کردن منابع و دور ریختن آن، بواقع عملی به غایت زشت و شرم‌آور است در غیر این صورت تا زمانی که هزینه شستشوی خودرو یا فرش با آب تصفیه‌شده، ارزان تر از هزینه کارواش و قالیشویی درآید و فرهنگی هم ساخته نشده باشد، در بر همین پاشنه خواهد چرخید


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 2:27 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



زنان برابر اراده پروردگار،حیات بخش و پرورش دهنده انسان هستند و به خاطر همین قدرت نهفته در وجودشان اگر آگاهانه قدم بردارند، می توانند نقش موثری در الگوی مصرف جامعه داشته و سرمشق فرزندان و دیگر افراد محیط اطراف خود باشند. اگر می خواهیم فردایی سالم و دنیایی قابل سکونت برای فرزندانمان و نسلهای آینده داشته باشیم، باید در روش مصرف خود تجدید نظر کنیم. در قرآن کریم خداوند می فرمایند: ” ما هر چیز را به اندازه خلق کردیم“ پس هر چیز مقدار و حدودی دارد و بایستی به طور صحیح و درست بهره برداری شود تا نابهنگام و منهدم نگردد .
متاسفانه در جامعه ما، فرهنگ غلطی در مورد مصرف جا افتاده است.به این صورتک که هر چه بیشتر یعنی بدون حساب و کتاب و در هر مورد مصرف کنیم نشانه تمول بیشتر، بلندی طبع و بی اهمیتی به مادیات تلقی می شود. به یقین هر جامعه ای باید پیامدهای خود را بپذیرد و این باور برای جامعه ما، اسراف را به دنبال دارد. آیا هنگام آن نرسیده است که پرونده باورهای خود را دوباره ارزیابی کنیم؟
حتماً اصطلاح بهره وری را شنیده اید و می دانید که در کشور ما نیز مانند بسیاری از کشورهای جهان سازمان ملی بهره وری به وجود آمده است که کار آن تلاش در جهت گسترش فرهنگ بهره وری به معنای استفاده حداکثر از امکانات موجود می باشد. این امکانات می تواند امکانات ملی، نیروی انسانی، امکانات طبیعی و غیره باشد. به عبارت دیگر کشورهای پیشرفته تری توسعه یافته تر است که قادر باشد از کلیه منابع موجود خود به بهترین شکل و برای رفاه حال همه مردم خود استفاده کند .
آمار بعضی از کشورهای صنعتی نشان می دهند مردمی که در دهه 90 زندگی می کنند، چهار و نیم برابر از اجداد خود در شروع این قرن ثروتمند ترند.ولی آیا چهارونیم برابرنیز خوشحال ترند؟ شواهد روانشناختی نشان می دهد که رابطه بین مصرف و خشنودی یک رابطه ضعیف است.بدتر از آن این است که ظاهراً در جریان هجوم به سمت دو چشمه اصلی رضایت خاطر بشر یعنی روابط اجتماعی و اوقات فراغت می خشکد یا راکد می ماند.بنابراین بسیاری از ما، در جوامع مصرفی چنین احساس می کنیم که دنیای پرنعمت ما به گونه ای خالی است و ما فریفته فرهنگ مصرفی بیهوده سعی می کنیم که با مادیات برای خود خشنودی فراهم کنیم .
نگرانی تمام والدین، زندگی بهتر برای فرزندان است.اما زندگی بهتر به ازای داشتن اتومبیل، وسایل لوکس، غذای یخ زده بیشتر و مراکز خرید بزرگتر نیست. فرزندان ما باید وارث دنیایی باشند که نیاز همگان به غذا، آموزش، کار، سرپناه و بهداشت مناسب را برآورد. این مهم فقط زمانی امکان پذیر است که مردم جوامع مصرفی در شیوه زندگی خود تجدید نظر کنند، زیرا کره زمینه دیگر توان پاسخگویی به این مصرف روزافزون را ندارد .
رشد بی رویه جمعیت تغییرات فن آوری و مصرف گرایی سه آفت عمده حفظ سلامت کره زمین برای نسلهای آینده است ولی مصرف گرایی همیشه کمتر مورد توجه قرار گرفته است.برای مردم جوامع مصرفی هر روز روشن تر می شود که مصرف بیش از حد متعادل به معنی موفقیت و خوشبختی بیشتر نیست. خشنودی واقعی را باید در چهار عامل: زندگی خانوادگی(ازدواج)، رضایت از کار، داشتن اوقات فراغت به منظور پیشبرد استعدادها و روابط دوستی جستجو نمود. حال بهتر است با هم پیشنهادهایی را در مورد تغییر روش مصرف بررسی کنیم


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 2:16 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



شاید شما هم با نامگذاری امسال به عنوان "اصلاح الگوی مصرف " گمان کردید این بحث تازه ای است که رهبر معظم انقلاب پیش روی ملت گشوده اند، اما با کمی بررسی متوجه خواهید شد، اصلاح الگوی مصرف و تصحیح رفتاراسراف گرایانه ما دغدغه 18 ساله مقام معظم رهبری است.

رهبر انقلاب از روزهای نخستین سال 1370، همزمان با شروع نبرد زر و تزویر در بین مسئولان ، نسبت به این قضیه هشدار دادند.همان روزهایی که "دیگر نوبت رفاه مسئولان " رسید و کوخ نشینی رجایی به کاخ نشینی ها تبدیل شد. ایشان در سال 82 حتی از صدا و سیما و هیئات وزیران خواستند تا در جهت اصلاح الگوی مصرف گام جدی بردارند و به مبارزه با تبیلغ های مصرف گرایانه بپردازند، که متاسفانه با بی توجهی مسئولین نتیجه ای در برنداشت.


شاید شما هم با نامگذاری امسال به عنوان "اصلاح الگوی مصرف " گمان کردید این بحث تازه ای است که رهبر معظم انقلاب پیش روی ملت گشوده اند، اما با کمی بررسی متوجه خواهید شد، اصلاح الگوی مصرف و تصحیح رفتاراسراف گرایانه ما دغدغه 18 ساله مقام معظم رهبری است.

ایشان از روزهای نخستین سال 1370، همزمان با شروع نبرد زر و تزویر در بین مسئولان ، نسبت به این قضیه هشدار دادند.همان روزهایی که "دیگر نوبت رفاه مسئولان " رسید و کوخ نشینی رجایی به کاخ نشینی ها تبدیل شد.

این هشدارها همچنان ادامه داشت و رهبر انقلاب در فرصت های گوناگون به این نکته اشاره می کردند که باید فرهنگ قناعت و شیوه صحیح مصرف جایگزین شیرفه مصرف مسرفانه ای شود که دامنگیر جامعه شده است.

در سال 82 حتی از صدا و سیما و هیئات وزیران خواستند تا در جهت اصلاح الگوی مصرف گام جدی بردارند و به مبارزه با تبیلغ های مصرف گرایانه بپردازند، که متاسفانه با بی توجهی مسئولین نتیجه ای در برنداشت.

اینک در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامی که به شعار پیشرفت و عدالت مزین گشته است، بیش از پیش به اصلاح الگوی مصرف برای ایجاد عدالت و پیشرفت نیازمندیم. اصلاحی که اگر صورت گیرد می تواند نقش اساسی در ایجاد عدالت در بین طبقات جامعه و پیشرفت برای کشور داشته باشد.

سخنان گهربار رهبری در این 18 سال خود بیش از همه تحلیل ها موید این نکته است. 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 2:08 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

توصيه مى‌شود كه مردم از اسراف، چه در ايام عيد و چه در طول سال آينده و به ويژه در

مراسمى كه معمولا در آنها دچار اسراف مى‌شوند، خوددارى كنند. مصرف بى‌رويه و زياد، قاعدتا از سوى

قشرهاى مرفه انجام مى‌گيرد؛ چون قشرهاى ضعيف قادر نيستند كه زياد مصرف كنند. مصرفى كه از

سوى يك قشر انجام مى‌گيرد، به زيان كشور است. يعنى هم زيان اقتصادى، هم زيان اجتماعى و هم

زيان روانى و اخلاقى دارد.  .گفته شده  كه مصرف‌گرايى را

رها كنند. مصرف بايد به اندازه باشد، نه به حداسراف و زياده روى. اين اندازه در هر زمانى متفاوت است.

امروز بسيارى از قشرهاى مردم و خانواده‌ها دچار مشكل و زحمتند و هنوز اثرات و ثمرات بازسازى كشور،

خودش را به‌طور كامل نشان نداده و خيرات و بركاتش به همه نرسيده است. اندازه عبارت است از اين‌كه

انسان خودش را هر چه مى‌تواند به اين قشرها نزديك كند. مسؤولين عزيز كشور، اعم از دولتى و قضايى

و سايرين، بخصوص بايد اين اصل را بيش از ديگران رعايت كنند.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 2:07 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



قرآن كريم با بيان هاى گوناگون اهميت انفاق براى رفع محروميت از افراد جامعه را متذكر گرديده و مردم را

بدان تشويق و ترغيب نموده است؛ گاهى در وصف ابرار و خوبان، "انفاق " را به عنوان يكى از شاخص

هاى ايمان، تقوا، احسان، صداقت و فروتنى دانسته و آن را از اوصاف متقين، محسنين، صادقين و ابرار

شمرده است.67 برخى ديگر از آيات، انفاق را در كنار نماز و قرين آن ذكر كرده اند كه حاكى از اهميت زياد

آن مى باشد.68 آيات ديگرى از قرآن نيز از انفاق به عنوان قرض به خداوند متعال و يا قرض نيكو (قرض

الحسنه) به خداوند ياد كرده69 و بعضى خداى متعال را گيرنده صدقات معرفى نموده اند.70 از همه مهم

تر، بعضى آيات، انفاق را وسيله تقرّب و يا وصف ولى خدا، اميرالمؤمنين(عليه السلام)، برشمرده اند71

كه همه گواه بر اهميت اين عمل و تشويق و ترغيب بر انجام آن مى باشد.72 همراه با بيانات مذكور، در

بسيارى از آيات، اجر و پاداش بزرگ انفاق كننده در آخرت و نزد خداوند متعال مورد تأكيد قرار گرفته است.

 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 2:06 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

در هر زمان، به مقتضاى اوضاع و احوال گوناگون، مصاديق جديدى براى اسراف و تبذير پديد مى آيند. از

بين بردن باغ هاى سرسبز ميوه و زمين هاى زراعى براى ساختن مجتمع هاى مسكونى (در حالى كه در

جاى ديگر قابل احداث باشند) يا تخريب برخى از ساختمان هاى محكم و زيباى قديمى به بهانه شيك

نبودن و يا ريختن اضافه هاى غذا در زباله دان و نظاير آن از مصاديق اتلاف اموال و تبذير محسوب مى

شوند و دولت اسلامى به عنوان حافظ مصالح جامعه، بايد از آن ها جلوگيرى كند؛ زيرا منابع ثروت بايد به

گونه اى مصرف گردد كه بالاترين كارايى و بازدهى را در زمينه توليد براى جامعه داشته باشد.

بدترين نوع اسراف

از مهم ترين و حياتى ترين مسؤوليت هاى افراد يك كشور، كه خواهان اقتصادى مستقل، سالم و پر رونق

باشند، حفاظت و مراقبت از ثروت ها و منابع ملّى است؛ مانند معادن، جنگل ها، درياها، منابع آب و ساير

منابع ثروت ملى، كه تأثير مستقيمى بر حيات اقتصادى جامعه دارندو     استفاده صحيح و بهينه از آن ها

كشور را به سمت رفاه و غناى مادى حركت مى دهد، ولى استفاده بى رويّه و تضييع آن ها خيانتى در

حق نسل حاضر و نسل هاى بعد مى باشد. براى مثال، جنگل ها و مراتع، كه از سرمايه هاى حياتى يك

كشور بوده و نقش بسزايى در پالايش هوا، زيبايى طبيعت، تأمين چوب و كاغذ مورد نياز يك ملت دارند،

بر اثر استفاده بى رويه دولت ها و برخى از افراد سودجو در چند دهه گذشته، صدمات زيادى ديده اند، به

گونه اى كه از سال 1960 تاكنون قريب نيمى از جنگل هاى جهان از بين رفته است. در كشور ما نيز روند

تخريب جنگل ها كما بيش به همين نسبت بوده است؛ زيرا وسعت جنگل هاى شمالى طى دو دهه (

1350ـ 1370) تقريباً به نصف رسيده و از 3400000 هكتار به 1900000 هكتار كاهش يافته است.57

با توجه به مطالب گذشته، مى توان بدترين و زشت ترين نوع اسراف را زياده روى و تضييع ثروت هاى ملى

و همچنين بيت المال جامعه اسلامى دانست. حفاظت از اموال عمومى و بيت المال نشانه حاكميت

فرهنگى غنى و تعهد و ايمان يك ملت است و در مقابل، سهل انگارى در اين مسأله و يا استفاده

شخصى از بيت المال نشانه عدم تعهد، ضعف ايمان و نبودن رشد فكرى لازم در افراد يك جامعه است. در

يك جامعه اسلامى، با توجه به تأكيد و سفارش امامان معصوم(عليهم السلام) نسبت به حفظ اموال

عمومى و بيت المال، مسؤوليت افراد جامعه، به ويژه كارگزاران حكومت، سنگين تر است.

حضرت على(عليه السلام) خطاب به يكى از كارگزاران در اين باره مى فرمايد: "تو در اين مالياتى كه مى

گيرى، حق معينى دارى و با فقرا و مستمندان شريك هستى. حق تو را ما خواهيم داد و تو نيز حق آنان

را بپرداز، و اگر چنين نكنى از كسانى خواهى بود كه در قيامت بيش ترين دشمن را دارد، و واى بر كسى

كه دشمن او در پيشگاه الهى فقرا و نيازمندان و محرومان از حقوق خويش و ضرر ديدگان و درماندگان

باشند. "58

متأسفانه برخى از مديران و كارمندان دولت در جامعه اسلامى ما به اين مسأله با تسامح نگريسته،

عملا مراقبت و دقت لازم را ندارند. اسراف و تبذير در اموال عمومى و بيت المال، منحصر به زياده روى در

مصرف يا بهره بردارى غيرصحيح نيست، بلكه به وجود آوردن يك محيط شيك و تشريفاتى و خريد چراغ ها

و صندلى هايى با قيمت هاى گزاف و تعويض آرايه هاى اتاق از مصاديق بارز اسراف و تبذير در بيت المال

مى باشند.59

 ...



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 1:58 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



اسلام عملى را خير و اخلاقى مى‏داند كه داراى دو جنبه باشد. به اين معنى كه هر عمل از روح و نيت «حسن فاعلى‏» و شكل و صورت «حسن فعلى‏» تشكيل شده است و عمل خير بايد حسن فعلى داشته باشد يعنى صورت و شكل عمل صحيح باشد. مثلا كسى كه مالى را از راههاى نامشروع جمع كرده و با اين مال به قصد قربت اقدام به خيرات و مبرات مى‏نمايد از او پذيرفته نيست و يا مال مباح و مشروع را خواسته باشد براى ريا و خودنمايى و در غير رضا و طاعت پروردگار انفاق و بخشش كند اينجا هم مردود است و بنا به نظر حضرت امام صادق(علیه السلام) چنين كسى مبذر و مسرف است. 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 3:34 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



سه قسم اسراف است كه در همه جا و در همه حالات حرام است و اختصاص به شخص يا زمان، يا جاى خاصى ندارد.
1 - ضايع كردن مال و بى‏فايده كردن آن، هر چند آن مال كم باشد. مانند بقيه ظرف آب را ريختن در جايى كه آب كمياب باشد و به آن مقدار رفع نياز مى‏گردد. يا لباسى را كه قابل استفاده شخصى يا ديگران است، پاره كردن و يا دور انداختن و يا خوراكى را نگهداشتن و به ديگرى ندادن تا اين كه ضايع و تباه شود و يا دادن مال به دست صغيرى كه آن را تلف مى‏كند و نظاير اينها.
حضرت صادق(علیه السلام) ميوه نيم‏خورده‏اى را ديدند كه از منزل ايشان بيرون انداخته شده بود. آن حضرت ناراحت و خشمگين شدند و فرمودند اين چه كارى است كه كرديد؟ اگر شما سير شده‏ايد بسيارى از مردم هستند كه سير نشده‏اند، پس به آنهايى كه نيازمندند بدهيد. متاسفانه در حال حاضر مى‏بينيم در جامعه اسلامى، چه مقدار از غذاها و يا ميوه‏هايى كه قابل استفاده است در سطلهاى آشغال و زباله‏دانها ريخته مى‏شود! در حالى كه افراد بسيارى به آن نياز دارند. نسبت‏به دور ريختن تتمه طعام بخصوص خرده نان (مگر در صحرا براى حيوانات) روايات تهديدآميزى رسيده است كه ذكر آنها موجب طول كلام است.
خوردن چيزهاى مضر هم اسراف است
2 - از موارد اسراف، صرف كردن مال است در آنچه به بدن ضرر برساند، از خوردنى و آشاميدنى و غير آنها مانند خوردن چيزى پس از سيرى هر گاه مضر باشد. چنانچه صرف مال در آنچه كه براى بدن نافع و به صلاح آن است، اسراف نيست.
صرف كردن مال در محرمات اسراف است
3 - صرف كردن مال در مصرفهايى كه شرعا حرام است، مانند خريدن شراب و آلات قمار و اجرت فاحشه و خواننده و رشوه‏دادن به حكام و صرف نمودن مال در چيزى كه ظلمى در بردارد يا ستمى به مسلمانى مى‏رساند و نظير اينها، و در چنين مواردى از جهت مخالفت امر خدا معصيت است، يكى گناه بودن اصل عمل و يكى اسراف بودن صرف مال در آن موارد. 



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 3:33 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



در كتاب تحف‏العقول آمده است: « جاء الرجل بلبن و عسل لشربه فقال(صلی الله علیه و آله): شرابان يكتفى باحدهما عن صاحبه لا اشربه و لا احرمه و لكنى اتواضع لله; فانه من تواضع لله رفعه الله و من تكبر وضعه الله و من اقتصد فى معيشته رزقه الله و من بذر حرمه و من اكثر ذكر الله آجره الله‏» (44) مردى شير و عسل براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) آورد تا بنوشد فرمود: دو نوشيدنى كه يكى از ديگرى كفايت مى‏كند من آن را نخورم و حرام هم نمى‏كنم ولى براى خدا تواضع مى‏كنم. زيرا هر كه براى خدا تواضع كند خدايش بالا برد و هر كه تكبر كند خداوند او را خوار سازد و هر كه در زندگى ميانه‏روى كند خدايش روزى دهد و هر كه زياده‏روى كند خداوند او را بى‏نصيب گرداند و هر كه خدا را بسيار ياد كند خدايش جزا دهد.
نكاتى كه در اين حديث ‏شريف است مستلزم بحثى مفصل و هر كدام راهگشاى سعادت دنيا و آخرت است اما مناسب با اين مقال آن است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى‏فرمايند: رعايت اقتصاد و ميانه‏روى در معيشت‏باعث ازدياد روزى و نزول بركات الهى است و فردى كه رعايت اعتدال مى‏كند دچار فقر و تنگدستى نمى‏شود و برعكس كسى كه طريق اسراف و تبذير پيش گيرد دچار محروميت مى‏شود و خداوند چنين بنده‏اى را به سختى معيشت مبتلا مى‏سازد.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «چهار دسته هستند كه دعايشان مستجاب نمى‏شود: اول) كسى كه در خانه مى‏نشيند و مى‏گويد: خدايا به من روزى بده! و در طلب روزى تلاش نمى‏كند در جواب او گفته مى‏شود: «الم آمرك بالطلب؟» آيا تو را به طلب روزى دستور ندادم؟
دوم) كسى كه از همسر خود ناراحت است و او را نفرين مى‏كند، مى‏فرمايند: «الم اجعل امرها عليك‏» آيا امر او را به دست تو قرار ندادم؟
سوم) كسى كه مالى داشته و آن را ضايع كرده است، مى‏گويد: «اللهم ارزقنى‏» خدايا به من روزى بده! مى‏فرمايند: «الم آمرك بالاقتصاد؟» آيا تو را به اقتصاد و ميانه‏روى و اعتدال در خرج امر نكرديم و «الم آمرك بالاصلاح؟» آيا به تو دستور اصلاح در مال را نداديم؟
چهارم) كسانى كه از مال خود بدون شاهد به ديگران وام دهند و بعد وام‏گيرنده منكر شود، خداوند مى‏فرمايد: «الم آمرك بالشهادة؟» (45) آيا به تو دستور نداديم شاهد بگيرى؟
ملاحظه مى‏فرماييد كه با وجود اسراف و شاهد نگرفتن در پرداخت وام، دعا فايده‏اى ندارد. 



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 2:53 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



امسال سال اصلاح الگوي مصرف ناميده شده است، اين نام گذاري نشان مي دهد كه جامعه اسلامي ما با وجود برخورداري از ويژگي هاي مثبت اسلامي و انقلابي همچون صبر و استقامت، ارزش گرايي، دين داري و... در زمينه مصرف دچار آسيب ها و ناهنجاري هايي است. البته بخش زيادي از اين ناهنجاري ها متوجه حاكميت نظام بوروكراسي دولتي طي سه دهه اي است كه از عمر انقلاب مي گذرد. در اين ميان نظام يارانه اي كه به گفته همه صاحب نظران از اهداف خود (كمك به طبقات پايين و ايجاد تعادل) خارج شده است، نقشي به سزا در گسترش اين ناهنجاري و درست مصرف نكردن داشته است. بخشي ديگر از اين آسيب نيز معلول نبود يك الگوي ترسيم شده و شفاف است كه منطبق بر انسان شناسي اسلامي و ويژگي هاي ملي و ميهني باشد. در خلاء نبود چنين الگويي متناسب با شأن جامعه ايراني اسلامي، طبيعي است هم فرهنگ سازي ها موثر واقع نمي شود و هم الگوهاي وارداتي و رفتارهاي تجمل گرايانه به آساني خود را بر جامعه تحميل مي كند و به رفتارها و عملكردها راه مي يابد.

با تمام اين تحليل ها، از منظر اسلامي هيچ كس نمي تواند شانه خود را از زير بار مسئوليت رفتار خويش خالي كند و مثلا آن را به گردن سيستم و سازمان و يا خانواده و ديگران بيندازد.

در عين حال نمي توان نقش جامعه و الگوهاي حاكم بر آن را در رواج يك ناهنجاري آن هم به صورت گسترده و نهادينه شده، ناديده انگاشت و بي توجه به اين نقش موثر همواره به آحاد مردم خطاب كرد و گفت: اسراف نكنيد، درست مصرف كنيد و... زيرا همواره بخشي از رفتارهاي انسان متأثر از نهادها و نظام هاي اجتماعي است و اگر اين نظام ها، رفتاري مصرف گرا داشته باشند و مثلا با بوروكراسي غيرضرور خود وقت و انرژي مراجعان را هدر دهند، در اين جا مراجعه كنندگان نمي توانند به آساني گامي در راه اصلاح رفتار بردارند.

متأسفانه در زمينه الگوي مصرف، بخش خصوصي يك گونه مشكل دارد و بخش دولتي به گونه اي ديگر دچار نارسايي است. يكي به خاطر ضعف نظارت گاه مصالح و منافع عمومي را چندان در نظر نمي گيرد و اسباب نارضايتي مردم را فراهم مي كند و ديگري به دليل نبود دلسوزي و مصرف نكردن بهينه اموال و امكانات (كه البته نبايد همه تقصير را به گردن افراد انداخت) امكانات ملي را هدر مي دهد. همين اشكالات بود كه چند سال پيش رهبر معظم انقلاب اسلامي تفسير جديدي از اصل ٤٤ قانون اساسي ارائه كردند و گامي مهم براي تحولي شگرف در عرصه اقتصادي برداشتند. دولت نهم نيز بيشترين تلاش اقتصادي خود را براي اصلاح نظام اقتصادي در قالب لايحه هدفمند كردن يارانه ها به خرج داد و حتي طرح سهميه بندي بنزين را به مرحله اجرا درآورد. اما هنوز تا رسيدن به يك وضعيت مطلوب راه درازي در پيش است. همين نگرش كه در ميان مردم درباره خدمات بخش خصوصي و دولتي وجود دارد، نشان مي دهد ما هنوز به يك الگوي متناسب با جامعه دست پيدا نكرده ايم. از اين رو تلاش براي ترسيم يك الگوي بومي دست كم مي تواند گام موثري در راه دستيابي به اصلاح الگوي مصرف باشد. اين يك اصل قرآني است كه: هر كس طبق نيت و بينش و جهان بيني خود رفتار مي كند. به بيان ديگر آيه شريفه: «قل كل يعمل علي شاكلته» ارتباط و پيوند مستحكم ميان رفتار و بينش و نظر و عمل را نشان مي دهد. بنابراين اگر آسيب گسترده اي در الگوي مصرف جامعه مشاهده مي شود، نشان گر نامناسب بودن الگو و ناهماهنگي آن بينش اسلامي است كه هم از اسراف به شدت نهي كرده و هم به قناعت و تدبير معيشت دستور داده است.


ساز و كار اصلاح

حال مي خواهيم ببينيم اسلام براي اصلاح رفتارها چه ساز و كاري را پيش بيني كرده است؟ اسلام در كنار بيان اعمال واجب و حرامي كه مكلفان را به آن ها تكليف كرده است، براي استمرار عمل به واجبات و ترك محرمات، اصلي را به نام «امر به معروف و نهي از منكر» تعبيه كرده است.

بر اساس اين وظيفه، همه افراد جامعه بايد نسبت به يكديگر احساس مسئوليت داشته باشند و اگر شاهد ارتكاب عمل زشتي (منكر) بودند، انجام دهنده را باز دارند و اگر مشاهده كردند وظيفه واجبي (معروف) مورد بي توجهي قرار گرفته و بدان عمل نمي شود، افراد را به انجام آن وادارند.

حال در بحث اصلاح الگوي مصرف در ابتدا بايد گفت خود «اصلاح الگوي مصرف» يك معروف اجتماعي است و همه بايد از آن حمايت كنند و به دنبال تحقق كامل آن در عرصه هاي فردي و اجتماعي باشند. همچنين بايد رسانه ها مردم را در اين باره آگاه كنند و متخصصان هم در زمينه هاي مختلف، مصرف استاندارد و راه دستيابي به آن را بيان كنند و حتي ساز و كاري براي تحقق آن در نظر گيرند. بايد توجه كرد كه بخشي از اسراف كاري ها نتيجه نبود آگاهي و نشناختن مقدار مورد نياز در مصرف است.

به عنوان مثال، آيا همه مردم به روشني مي دانند مواد غذايي مورد نياز بدنشان چه اندازه است و با چه مقدار مواد غذايي مي توان نياز جسمي را برطرف كرد؟!

اگر مي خواهيم گامي در راه اصلاح الگوي مصرف در مواردي اين چنيني برداريم، چاره اي نداريم جز اين كه واژه هاي فني را ساده سازي كنيم و به زبان توده مردم و به صورت جزيي و دقيق، با آنان صحبت كنيم و آگاهي هاي مردم را در اين عرصه ها بالا ببريم. بي شك يكي از گام هاي اوليه براي اصلاح فرهنگ مصرف، ارتقاي آگاهي هاي مورد نياز در زندگي فردي و جمعي است. به ويژه آن كه امروزه زندگي ها ماشيني شده و پيچيدگي بسياري پيدا كرده است. اين امر اقتضا مي كند با تشكيل جلسات كارگاهي و ميداني در محلات و يا مراكز جمعي، توزيع بروشور و مانند آن، دانش و مهارت عملي مورد نياز افراد افزايش يابد. مي دانيم به خاطر كاستي هايي كه در نظام آموزشي وجود دارد و بي ارتباطي بسياري از مطالب آموزشي با نيازهاي عملي زندگي، مديريت زندگي و تقدير معيشت در جامعه ما با مشكلات فراواني رو به روست.

يكي از راه هاي رفع اين كاستي ها، همين آموزش هاي كارگاهي و افزايش مهارت هاي مورد نياز در زندگي است.


نهي از اسراف و هدر دهي امكانات

آن چه تاكنون بيان شد بيشتر در حوزه امر به معروف قرار داشت اما بخشي از اصلاح الگوي مصرف هم در حوزه «نهي از منكر» قرار مي گيرد. در اين بخش آن چه بايد مورد توجه واقع شود، حساسيت مردم نسبت به اتلاف و اسراف اموال عمومي در سازمان ها و نهادهاي جمعي و نيز زندگي خصوصي است. رفتارهاي تجملي و بريز و بپاش هايي كه گاه در برخي سازمان ها و شركت ها شاهد آن هستيم، از جمله مصاديق منكر در عرصه مصرف است. هدر دادن انرژي و يا ابزارهاي صنعتي در صنعت و اسراف آب در كشاورزي از جمله منكراتي هستند كه بايد تك تك افراد جامعه به اين «منكر»ها توجه كنند و براي رفع آن قدم بردارند.

بنابراين مي توان از ساز و كار امر به معروف و نهي از منكر براي اصلاح الگوي مصرف بهره برد و با ارتقاي آگاهي، فرهنگ سازي كرد و از طريق تعيين مصاديق اسراف، منكر بودن آن رفتارها را به جامعه اعلام و مردم را به نهي از اين گونه منكرها ترغيب كرد. البته شيوه تربيتي ما معمولا چنين است كه همواره بر جنبه منفي و منكر بيشتر انگشت مي گذاريم و از ايجاد مقدمات و بسترهاي لازم براي سوق دادن مردم به سمت معروف (اصلاح الگوي مصرف) غفلت مي ورزيم. به همين خاطر يادآور مي شوم كه اين گونه نگاه تربيتي خود يك آسيب است از اين رو نبايد وزن نهي از منكر افزون تر از وزن امر به معروف در مسئله اصلاح الگوي مصرف باشد.

هر چند تلاش در راه اصلاح الگوي مصرف يك وظيفه ملي و عمومي است اما رسالت اصلي بر دوش نخبگان و شخصيت هاي مرجع و تأثيرگذار است تا آنان زمينه هاي تحقق اين راهبرد را در جامعه فراهم كنند. خداوند درباره اين رسالت نخبگان در قرآن (سوره هود/١١٦) مي فرمايد: «فلولاكان من القرون من قبلكم اولوا بقية ينهون عن الفساد في الارض الا قليلا ممن انجينا منهم»: «پس چرا از نسل هاي پيش از شما خردمنداني نبودند كه مردم را از فساد در زمين باز دارند؟ جز اندكي از كساني كه از ميان آنان نجاتشان داديم.»

اگر جامعه ما تحول و پيشرفت مي خواهد و به دنبال ايجاد جامعه اي عادلانه و پيشرفته است، بايد خود را اصلاح كند و ناهنجاري ها را از رفتار خويش بزدايد؛ زيرا خداوند فرموده است: «ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم». 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 2:51 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



راهكارهاي اصلاح الگوي مصرف در صنايع منتخب انرژي‌بر بخش معدن و صنايع معدني (فولاد ، مس، آلومينيم و سيمان) در مركز پژوهشهاي مجلس بررسي شد.


به گزارش روابط عمومي مركز پژوهشها، دفتر مطالعات انرژي، صنعت و معدن اين مركز در پاسخ به درخواست عزت‌ا... اكبري رييس كميسيون صنايع و معادن ضمن بررسي راهكارهاي اصلاح الگوي مصرف در صنايع منتخب انرژي‌بر بخش معدن و صنايع معدني افزود: با توجه به پتانسيل‌هاي صرفه‌جويي انرژي در صنايع مختلف معدني و راهكارهاي مختلف، مشاهده مي‌شود كه علل اتلاف انرژي در بخش‌هاي صنعتي و معدني به سه دليل عمده عدم اعمال مديريت صحيح بر روند توليد و استفاده صحيح از امكانات موجود، نقص تكنولوژي موجود و نبود كارآيي مناسب در استفاده از تكنولوژي موجود بوده است.
مركز پژوهشها در ادامه پيشنهاد كرد كه قانوني براي تشويق يا جريمه صنايع انرژي‌بر دراستفاده مناسب از انرژي مورد تصويب قرار گيرد و بر اساس آن پس از تعريف استاندارد مصرف انرژي در هر يك از صنايع، با توجه به انواع تكنولوژي، صنايعي كه زير سقف استاندارد انرژي مصرف مي‌كنند مورد تشويق و صنايعي كه بالاي استاندارد مصرف مي‌كنند مورد جريمه تصاعدي قرار گيرند.
مركز پژوهشها در ادامه تصريح كرد كه بخش صنعت پس از بخش خانگي و حمل و نقل، سومين بخش مصرف كننده انرژي در كشور به شمار مي‌رود كه سهم قابل توجهي از آن متعلق به بخش صنايع معدني (فولاد، آلومينيم، سيمان و مس) است كه با توجه به ساختار تكنولوژي موجود در هر بخش، ميزان مصرف انرژي به ازاي هر واحد توليد، در حال حاضر فاصله قابل توجهي با استاندارد جهاني دارد.
 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 2:43 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 نقدهای آرمان‌گرایانه دائمی ما از وضع موجود که به جای خود امری ارزشمند و سازنده است، از بعد دیگری موجب شده‌است که بسیاری از مدیران و نخبگان جامعه، از مزیت تحقق انقلاب اسلامی و شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی غافل شوند. همین منابع عظیم فرهنگی است که بواسطه بهره‌گیری از ظرفیت‌های معنوی اسلام و نهاد‌هایی چون روحانیت، حوزه‌های علمیه، مساجد و هیأت‌های مذهبی موجب شد با رهبری رهبران بزرگی چون امام(ره) در بستری از ایمان و اعتقاد مردم، نظامی را پایه‌گذاری نمائیم که علی‌رغم همه مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که روزانه پیرامون آن به بحث و جدل می‌پردازیم، ما را در موقعیتی قرار دهد که قدرت‌های بزرگ در هر تحولی در منطقه و جهان روی دیدگاه‌ها و نظرات جمهوری اسلامی حساب باز کنند و بعضی از کشور‌ها از دریچه مخالفت با آن دشمنی و مبارزه نمایند و گروه دیگری با تعامل و نزدیکی از قدرت و ظرفیت آن بهره‌مند شوند و حال سوال اساسی این است که شیوه‌های مدیریت و روش‌های انجام امور ما، چه میزان از این منابع عظیم را توانسته‌اند در فرایند توسعه کشور به کار گیرند؟ و چه میزان از این منابع بواسطه ضعف‌های علمی، اعتقادی و ناآگاهی‌ها، بدون استفاده یا توأم با اسراف و تبذیر مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد؟ و اساساً چه برنامه‌ای برای تقویت و بازتولید این ظرفیت‌های فرهنگی و اجتماعی داریم؟

 گرچه از زوایای دیگری می‌توان به شناخت منابع جامعه نگاه کرد و ظرفیت‌های ناشناخته دیگری را معرفی نمود، لیکن ادامه مباحث می‌تواند در جلسات نخبگان در حوزه هنری استان‌ها و مراکز هنری مرکز مورد تعقیب قرار گیرد و در اینجا بعد سوم موضوع مطرح می‌شود.




 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 2:41 AM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :21
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET