دفاع مقدس

دفاع همچنان باقی است

برگزاری اولین جلسه ستاد هماهنگی بزرگداشت هفته دفاع مقدس

 

مشاور مدیرکل و رئیس مرکز فرهنگی جنوب شرق استان تهران از برگزاری اولین جلسه ستاد هماهنگی بزرگداشت هفته دفاع مقدس در فرمانداری شهرستان قرچک خبر داد.

برگزاری اولین جلسه ستاد هماهنگی بزرگداشت هفته دفاع مقدس

به گزارش دفاع پرس از استان تهران، صبح امروز اولین جلسه ستاد هماهنگی بزرگداشت هفته دفاع مقدس شهرستان قرچک در محل فرمانداری این شهرستان و با حضور فرماندار به عنوان رئیس ستاد و ادارات و نهادهای عضو ستاد بزرگداشت برگزار شد.

کاشانی مشاور مدیر کل و رئیس مرکز فرهنگی جنوب شرق استان تهران در این خصوص گفت: در این جلسه کمیته‌های مختلف بزرگداشت این مناسبت مشخص و کلیات برنامه‌های مورد نظر مطرح و تصویب شد و مقرر گردید شیوه‌های اجرائی این برنامه‌ها ظرف مدت 10 روز در دومین جلسه ستاد هماهنگی بزرگداشت هفته دفاع مقدس ارائه شود.

انتهای پیام/


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 6 مرداد 1395  ] [ 1:41 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

راهیان‌نور به مدافعین حرم می‌پردازد/ اعتبارات راهیان‌نور کمتر از میزان استقبال مردم است

 

دبیر ستاد مرکزی راهیان‌نور کشور گفت: امکانات و اعتبارات اختصاص‌یافته ما همیشه به نسبت حضور مردم عقب‌تر و کمتر بوده است.

راهیان‌نور به مدافعین حرم می‌پردازد/ اعتبارات راهیان‌نور کمتر از میزان استقبال مردم است

«سردار نادر ادیبی» دبیر ستاد مرکزی راهیان‌ نور کشور در گفت‌وگو با خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، درخصوص سیاست مدیران و تصمیم گیران راهیان‌نور درباره شهدای مدافع حرم اظهار داشت: ما در ستاد مرکزی راهیان‌نور طی سال‌های گذشته گرامیداشت شهدای مدافع حرم را در دستور کار برنامه‌های راهیان‌نور قرار داده‌ایم. سال‌های گذشته در ایام اوج راهیان‌نور استان خوزستان برنامه‌های بسیار متنوعی را در مراکز اسکان متمرکز و یادمان‌های دفاع مقدس برای شهدای مدافع حرم برگزار کردیم.

ادیبی خاطرنشان کرد: امسال نیز در تمام مناطق عملیاتی درباره شهدای مدافع حرم برنامه‌های مختلفی را برگزار خواهیم کرد. تیم‌هایی برای توسعه و گرامیداشت و بزرگداشت این شهدا که در امتداد دفاع مقدس هستند  جهت آشنایی جوانان به حوزه جهاد و مقاومت تشکیل شده که در این زمینه به انجام وظیفه می‌پردازند.

دبیر ستاد مرکزی راهیان‌نور کشور همچنین در رابطه با اعتبارات اختصاص‌یافته به موضوع راهیان نور غرب و شمال‌غرب اظهار داشت: نماینده رئیس جمهور در ستاد مرکزی راهیان نور حضور دارد و تلاش می‌کنیم از امکانات موجود دستگاه‌ها برای توسعه اقدامات زیرساختی در راهیان نور استفاده شود.

وی ادامه داد: چیزی که در رابطه با راهیان نور واقعیت دارد این است که میزان امکانات و اعتبارات اختصاص یافته ما همیشه به نسبت حضور مردم عقب‌تر و کمتر بوده است. این مسئله هم مربوط به امسال یا سال قبل نبوده؛ بلکه در طول سال‌ها این موضوع ادامه داشته که باید تلاش کنیم قدر حضور مردم را بدانیم و خدمات رفاهی را به نسبت حضور مردم نزدیک‌تر کنیم که توسعه آن به راهیان نور کمک خواهد کرد.

ادیبی در پایان با اشاره به وضعیت امنیت مناطق راهیان نور غرب و شمالغرب کشور اظهار داشت: مجموعه دست اندرکاران امنیتی تمام تلاششان را می‌کنند؛ به لطف خدا هیچ خطر امنیتی در مناطق غرب و شمال‌غرب وجود ندارد و مردم می‌توانند با خیال راحت در مسیرهای تعیین شده تردد کنند.

انتهای پیام/ 121


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 6 مرداد 1395  ] [ 1:41 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

مراسم یادبود شهیدان جنگروی برگزار می‌شود

 

یادواره شهیدان جعفر و علی جنگروی پنج‌شنبه هفتم مرداد ماه از ساعت 17 الی 19 در بهشت زهرا(س) برگزار خواهد شد.

مراسم یادبود شهیدان جنگروی برگزار می‌شود

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، یادواره شهیدان جنگروی فردا پنج‌شنبه با سخنرانی حاج سعید قاسمی و حاج حسین الله‌کرم و با نوای کربلایی امیر عباسی از ساعت 17 الی 19 در بهشت زهرا(س)، گلزار شهدا، مقابل سالن ندبه برگزار می‌شود.

شهید جعفر جنگروی که تیرماه 1361 در عملیات «رمضان» شرکت کرده بود، در این عملیات به شدت از ناحیه‌ سر و صورت مجروح می‌شود. او را میان شهدا با هواپیما به پشت جبهه منتقل می‌کنند، که در هواپیما به هوش می‌آید. او یک چشم و یک گوشش را از دست می‌دهد و سمت راست صورتش نیز فلج می‌شود و 15 بار مورد عمل جراحی قرار می‌گیرد. بعد از آن هم در عملیات «والفجر مقدماتی» شرکت می‌کند.

در تشکیل قرارگاه «رمضان»، سهم بسزایی ایفا می‌کند و در راه‌اندازی و طراحی جنگ‌های نامنظم و چریکی در داخل عراق نیز لیاقت و توانمندی بالایی از خود نشان می‌دهد. او به‌عنوان «قائم مقام قرارگاه رمضان» در شمال غرب کردستان خدمات شایسته‌ای را ارائه می‌کند.

او در تشکیل تیپ «بدر» نقش اساسی ایفا کرد. قائم‌مقام لشکر 10 سید الشهدا سرانجام در عملیات والفجر 8 بهمن 1364 بعد از آزادسازی شهر استراتژیک فاو به شهادت رسید. یک دختر و یک پسر از شهید جعفر جنگروی به یادگار مانده است.

شهید علی گنجروی متولد 1341 بوده و در یک مرداد 1361 در عملیات رمضان با رمز "یا صاحب الزمان (عج)" شرکت کرد و به درجه رفیع شهادت نائل آمد. سنگ یادبود این شهید بزرگوار در قطعه 26 است.

انتهای پیام/ 131


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 6 مرداد 1395  ] [ 1:41 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

روزشمار دفاع مقدس (6 مرداد 1395)

 

6 مرداد 1395 هجری شمسی برابر با 22 شوال 1436 هجری قمری و 27 جولای 2016 میلادی

روزشمار دفاع مقدس (6 مرداد 1395)

رویدادهای مهم این روز در تقویم خورشیدی ( 6 مرداد 1395)

• تظاهرات و اعتصاب دانشجویان ایرانی در آمریکا در حمایت از نظام اسلامی (1359 ه.ش)

• عملیات کوچک ایذایی در منطقه گلی‏ دور توسط سپاه پاسداران (1366 ه.ش)

• سالروز شهادت "میرباقر طباطبائی‏ نژاد"، فرمانده قرارگاه تاکتیکی نصر (1367 ه.ش)

• سالروز شهادت احمد افلاکیان فرمانده گردان جندالله مهاباد (1360 ه.ش)

• عملیات آزد سازی کانی سهراب، سرچشمه و برده زرد بوکان توسط لشکر 52 قدس سپاه (1362 ه.ش)

• عملیات مشترک بینابینی بوکان، سقز، شاهین دژ، میاندوآب تحت فرماندهی قرارگاه حمزه (ع) سپاه (1362 ه.ش)

• آغاز مرحله 5 عملیات رمضان (1361 ه.ش)

• سالروز شهادت شهید حسین شهرام‌فر

• سالروز شهادت شهید مسعود منفرد نیاکی


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 6 مرداد 1395  ] [ 1:39 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

ورود پیکر مطهر 5 شهید دفاع مقدس به مشهدالرضا

 

ابدان مطهر چهار شهید گمنام و یک شهید شناسایی شده دفاع مقدس صبح امروز وارد مشهد مقدس شدند.

ورود پیکر مطهر 5 شهید دفاع مقدس به مشهدالرضا

به گزارش خبرنگار دفاع پرس از مشهد، در آستانه سالروز شهادت رئیس مذهب شیعه، امام جعفر صادق(ع) صبح امروز مشهدالرضا میزبان ابدان مطهر چهار شهید گمنام دفاع مقدس شد.

پیکر مطهر یک شهید شناسایی شده به نام شهید عباسعلی اوسطی، جمعی ناجا نیز همراه با این شهداست؛ که وی در منطقه سردشت به شهادت رسیده و در قبرستان الکرخ عراق به خاک سپرده شده بود.

شایان ذکر است این شهیدان در عملیات‌های محرم، خیبر، بدر، کربلای4 و والفجر8 به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.

در مراسم استقبال از پیکرهای پاک شهدا، سردار نجاتی مدیر کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس خراسان رضوی، حجت‌الاسلام و المسلمین پژمانفر نماینده مردم مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی و رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس، جمعی از مسئولین شهرداری مشهد و تعدادی از فرماندهان انتظامی استان حضور داشتند.

انتهای پیام/


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 6 مرداد 1395  ] [ 1:39 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

2 گل خوشبوی زندگی ام را در 3 ماه از دست دادم

 

تنها برادر و همسر طاهره ظهرابی به فاصله 3 ماه در دفاع مقدس شهید شدند.

2 گل خوشبوی زندگی ام را در 3 ماه از دست دادم

به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، طاهره ظهرابی از بانوان مقاوم کشورمان است که دوره دفاع مقدس طعم همسر و خواهر شهیدی را توأمان چشیده است. اولین شهید خانواده‌شان محمدعلی ظهرابی برادرش بود که 21 بهمن ماه سال 60 در چزابه آسمانی شد و دومی همسرش غضنفر جمهیری که کمتر از سه ماه بعد پیش از آزادسازی خرمشهر به شهادت رسید. حالا این همسر و در عین حال خواهر شهید که با تأسیس مهد قرآنی و تربیت دینی نوگلان سرزمینمان قصد دارد ادامه‌دهنده راه و اهداف شهدایش باشد، در گفت و گو با ما از شهدای خانواده‌اش در روزهای حماسه و خون می‌گوید.

آشنایی شما با همسر شهیدتان چطور اتفاق افتاد؟

ایشان پسر دایی مادرم بود و متولد 1340، من هم متولد 1346 هستم. هفتم تیر سال 1360 با هم ازدواج کردیم. شغلش پاسدار بود و من با سختی‌های شغلی او آشنا بودم. فکر می‌کردم بعد از ازدواج به جبهه نرود اما حدود سه الی چهار ماه بعد از ازدواج زمزمه رفتنش شروع شد تا اینکه در آزادسازی بستان حضور یافت. یک مرحله بیسیم‌چی بود و یک مرحله فرمانده دسته، در آخرین مراحل حضورش هم فرمانده گردان شد.

با توجه به اینکه زندگی‌تان را تازه شروع کرده بودید، چطور راضی به رفتن‌شان شدید؟

همسرم اخلاقی که داشت با همه اقوام کوچک یا بزرگ بسیار مهربان بود و در صحبت کردن با آنها بسیار با متانت و احترام رفتار می‌کرد. من را هم با همان زبان نرم و مهربانش متقاعد کرد. برادرم قبل از او به شهادت رسید و دایی‌ام هم در عملیات بستان که همراه وی بود به شهادت رسید، به همین دلیل می‌دانست رفتنش برای من خیلی سخت است اما بسیار با محبت و پر از احساسات مرا آماده رفتنش کرد. می‌گفت باید زینب‌وار زندگی کنی. فکر نکن هرچه هست در زندگی کوتاه دنیا یافتنی است.

آخرین وداع با تازه‌دامادی که تنها چندماه کنارش بودید، چطور گذشت؟

در اعزام آخر برای خداحافظی به دیدن کل فامیل رفت. کسی از اقوام را جا نگذاشته بود. به او گفتم شام منتطرت باشم؟ گفت حتماً می‌آیم. غذا را آماده کردم. دیروقت که شد گفتم شاید جایی مانده و شامش را خورده است. کمی بعد آمد و پرسیدم شام خوردی؟ گفت بله اما می‌خواستم آخرین شام را با تو باشم. اشک از چشمانم جاری شد و نمی‌توانستم حرفی بزنم. بعد از شام وصیت‌نامه‌اش را آماده کرد و گفت خیلی دلم می‌خواست روز تشییع پیکرم برادرت وصیت‌نامه‌ام را می‌خواند، حالا در نبود او وصیت می‌کنم شما بخوانید. شروع به خواندن وصیت‌نامه‌اش کرد و همراه با آن صدایش را ضبط کرد. گفت می‌خواهم یادگاری بماند تا هر وقت دلت تنگ شد آن را گوش کنی.

در کدام عملیات به شهادت رسیدند؟

در عملیات نبود. سال 61 برای پاکسازی منطقه رفته بودند تا آنجا را برای مقدمات آزادسازی خرمشهر آماده کنند که به شهادت رسید. منطقه شهادتش چون در محدوده دشمن بود جسدش بعد از آزادسازی خرمشهر پیدا شد و بعد از چند سال به دستمان رسید. در این مدت فکر می‌کردم اسیر است و چشم‌انتظار برگشتنش بودم.

در حالی که فکر می‌کردید همسرتان اسیر است، چطور با خبر شهادتش روبه‌رو شدید؟ ‌

یک روز صبح یکی از همکارانش گفت که جمهیری برگشت. انتظار برگشت خودش را داشتم به همین دلیل خیلی ذوق کردم. گفتم که بالاخره همسرم برگشت. در حالی که من خوشحال بودم، اشک در چشمان همکارانش جمع شد. همان‌جا فهمیدم چشم‌انتظاری‌ام به شهادت تازه‌دامادم ختم شده است. همان روز برای تشییع پیکرش هماهنگ شده بود. خواستند در مراسم به سفارشی که کرده بود عمل کنم و وصیت‌نامه‌اش را بخوانم. خیلی حالم بد بود و تمام بدنم می‌لرزید. توکل بر خدا کردم و رفتم تا وصیتش را بخوانم. شروع کردم به خواندن و وقتی تمام شد از پله‌ها که پایین می‌آمدم تعادل نداشتم و دیگر نفهمیدم چه شد. بعد از مدتی حالم بهتر شد و باید خودم را محکم نگه می‌داشتم تا بقیه مراسم انجام می‌گرفت. در خاکسپاری‌اش وقتی پیکر را دیدم چیزی از او نمانده بود جز پوست و استخوان. طبق وصیت‌نامه‌اش روز جمعه بعد از برگزاری نماز جمعه در بوشهر تشییع و به خاک سپرده شد.

آخرین وصیت شهید چه بود؟

«گر سر برود، من نروم از سر پیمانه‌ام» این شعری بود که در وصیت‌نامه‌اش نوشته بود. بیشترین تأکیدشان روی ولایت بود و اینکه زینب‌وار راه حضرت زینب (س) را ادامه دهم و از خودم ضعفی نشان ندهم و دشمن را شاد نکنم.

اشاره کردید که برادر شما قبل از همسرتان به شهادت رسیده بود، از ایشان هم بگویید.

محمدعلی متولد 1344 و تک پسر خانواده بود. تابستان‌ها که تعطیل می‌شد در بسیج و سپاه فعالیت داشت. خیلی برای خانواده عزیز بود. 16 ساله بود که هوای رفتن کرد اما سنش به اعزام قد نمی‌داد. چندین باری که آماده رفتن شد پدرم قبول نکرد و به او می‌گفت من می‌روم تو بمان. محمدعلی وقتی دید حریف پدر نمی‌شود، شناسنامه‌اش را دستکاری کرد و بالاخره عازم جبهه شد.

در آن سن و سال کم چطور این قدر شوق رفتن به جبهه را داشت؟

برادرم 16 ساله بود اما بیشتر از سن خودش درک داشت و بی‌نهایت باهوش بود. به مسائل دینی بسیار توجه داشت. دو تا از دوستانش اهل تسنن بودند که محمدعلی آنها را شیعه کرده بود. بسیار به پدر و مادر احترام می‌گذاشت. هیچ وقت با صدای بلند با آنها صحبت نمی‌کرد. پدر بنا به شغلش زیاد مأموریت می‌رفت. در آن ایام و ایامی که پدر جبهه بود همه کارهای خانه را به عهده می‌گرفت و اجازه نمی‌داد مادرم برای خرید بیرون برود. ارتباط شدیدی با افراد فقیر داشت و احترام خاصی برای آنها قائل بود و بیشترین ارتباطش با آنها بود، می‌گفت آنها خیلی بزرگند.

گفتید محمدعلی تک پسر بود، چطور خانواده را راضی به رفتن کرد؟

به خاطر شهادت دایی‌ام، مادربزرگم می‌گفت تو دیگر نرو ما سهم‌مان را داده‌ایم. روزی برادرم با موتور بیرون رفت. وقتی برگشت دیدیم دست و پاهایش زخمی است. فرصت را غنیمت شمرد و به مادربزرگم گفت چه اینجا باشم چه جبهه خدا نگهبان من است پس اگر بمانم ممکن است اینجا برایم اتفاقی بیفتد. دلتان می‌آید از سفره پهن شده که همه دارند استفاده می‌کنند من کنار باشم و استفاده نبرم؟ اجازه بدهید از این سفره بی‌نصیب نمانم. با این صحبت‌ها مادربزرگم و مادرم را راضی کرد و اعزام شد.

برادرتان چندبار به جبهه اعزام شد؟

سه بار اعزام شد. یکی از اعزام‌هایش را نگفت که بعدها گله کردم. گفت طاقت دیدن اشک‌هایت را نداشتم. آخرین اعزامش همراه دایی بود. اعزامشان از جلوی پایگاه بسیج بود که مادرم، پدربزرگم و من همراهش بودیم. پدرم به دلیل مأموریت نبود. ساکش دستش بود و پدربزرگم اصرار می‌کرد ساک محمدعلی را بگیرد ولی محمدعلی قبول نمی‌کرد. پدربزرگ اصرار کرد بگذار برایم افتخاری باشد تا در روز قیامت بگویم خدایا! من هم ساک یکی از رزمنده‌هایت را گرفتم. به اتوبوس‌ها که رسیدیم، لحظه‌ای که می‌خواست سوار اتوبوس شود برگشت با ما خداحافظی کرد. چند بار پشت سرش را نگاه می‌کرد و مادر همچنان اشک می‌ریخت. انگار حس کرده بود که این خداحافظی آخر محمدعلی است. برای ما هم روشن بود، با همیشه فرق می‌کرد چون یک نور خاصی در چهره داشت. وقتی دفترچه خاطراتش را خواندیم تمام این لحظه‌ها را نوشته بود. خودش هم به این اشاره کرده بود که: چه حالی داشتم و این حس را داشتم که دیگر مادر را نمی‌بینم! دلم کنده نمی‌شد ولی از آن طرف احساس می‌کردم باید بروم تا وظیفه‌ام را انجام دهم و دوست نداشتم جلوی مادر اشک بریزم اما مدام برمی‌گشتم مادر را می‌دیدم تا سیر دیده باشم.

در چه سالی و کدام عملیات به درجه شهادت رسید؟

برادرم 21 بهمن سال 1360 در عملیات چزابه آرپیجی‌زن بود که به شهادت رسید. وقتی جنازه‌اش برگشت سرش از بدنش جدا شده بود و هیچ وقت سرش پیدا نشد. از روی بدن و پلاک در جیبش پدر او را شناسایی کرد. پدرم با همه وابستگی‌های شدید به برادرم، همه کارهای برادرم از شناسایی تا تدفین را خودش انجام داد و در آخر خودش پیکر برادرم را در قبر گذاشت. روز هفتم کوله‌پشتی‌اش را آوردند که در آن وصیت‌نامه‌اش بود. وقتی آن را خواندیم نوشته بود «پدر خواهش می‌کنم خودت مرا در قبر بگذار» و پدر قبل از آن همه این کارها را کرده بود!

اگر می‌شود ما را مهمان یکی از خاطراتش کنید. 

محمدعلی در یکی از اعزام‌هایش هفت روز در محاصره بود و ما فکر می‌کردیم شهید شده است. خودش تعریفمی‌کرد که هیچ چیز برای خوردن نبود حتی نان خشک و خیلی سخت خودشان را نجات داده بودند. پدرم نذرکرده بود وقتی برگشت گوسفند قربانی کند. بعد از برگشتِ محمدعلی پدر می‌خواست نذرش را ادا کند که با مخالفت برادرم مواجه شد. می‌گفت من از پدر و مادرهایی که سال‌هاست چشم انتظار جوانان‌شان هستند خجالت می‌کشم. در قبال آنها کاری نکردم. حالا که نذر کرده‌اید هزینه‌اش را به جای دیگری پرداخت کنید.

بعد از رفتن عزیزانتان چقدر احساس مسئولیت می‌کردید؟ آیا توانسته‌اید در حد توان حق آنها را اداکنید؟

مسئولیت سنگینی است. کار اصلی را آنها کردند که رفتند. اما به سهم و در حد توان شاید توانسته باشیمدینی که به گردن ما گذاشتند و رفتند را ادا کنیم. من هم به سهم خودم تصمیم گرفتم با پول بازنشستگیهمسرم مهد قرآنی را راه‌اندازی کنم تا نسل امروز را با فطرت قرآنی و فرهنگ جهاد و شهادت آشنا کنم تا با شهدا غریبه نباشند. بر همین اساس در مهد برنامه‌های فرهنگی از جمله برگزاری زیارت عاشورا هر هفته دوشنبه، برگزاری مراسم شهادت و تولد ائمه معصوم (ع)، مراسم دهه محرم و پختن نذری، همچنین هفته اولمهر برگزاری برنامه‌های متنوع به بهانه هفته دفاع مقدس را داریم.

سخن آخر؟

من دو گل خوشبوی زندگی‌ام را در عرض سه ماه از دست دادم، امیدوارم یاد و خاطره شهدا فراموش نشود چرا که هر چه داریم از شهداست. اگر نبودند. این آزادی و عزتی که در دنیا داریم را نداشتیم. شهدا جوانی‌شان را دادند که امیدواریم جوان‌ها قدر بدانند. آنها هم آرزوها داشتند ولی پا روی دل گذاشتند به خاطر اسلام چراکهآینده اسلام از آینده خودشان مهم‌تر بود. اگر یکی یکی شانه خالی می‌کردند امروز آسایش نداشتیم. امیدوارمجوان‌های الان هم این احساس وظیفه را داشته باشند.

منبع: روزنامه جوان


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 6 مرداد 1395  ] [ 1:38 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

عکس/ حس جالب مادر شهید تازه تفحص شده

 

خانواده شهیدان سید یحیی سیدی و ناصر مظفری که پیکرشان به تازگی شناسایی شده است، دیروز سه‌شنبه 5 مرداد ماه با پیکر مطهر شهید خود دیدار کردند.

عکس/ حس جالب مادر شهید تازه تفحص شده


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 6 مرداد 1395  ] [ 1:37 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

صنایع استان مرکزی بازیگران نقش اول سناریوی مقاومت هشت سال جنگ تحمیلی بودند

 

مدیرعامل شرکت آلومینیوم ایران گفت: صنایع استان مرکزی در زمان هشت سال جنگ تحمیلی با استفاده از ظرفیت‌های فنی خود توانستند نقش نخست سناریوی مقاومت هشت ساله را ایفا کنند.

صنایع استان مرکزی بازیگران نقش اول سناریوی مقاومت هشت سال جنگ تحمیلی بودند

به گزارش دفاع پرس از استان مرکزی، مجید عطارپور در مراسم گرامیداشت شهدای پنجم مرداد و سالروز بمباران کارخانه ایرالکو با اشاره به جانفشانی مهندسان استان مرکزی در جریان جنگ تحمیلی اظهار کرد: مهندسان استان مرکزی همانند دیگر شهداء و ایثارگران با حضور در جبهه مهندسی توانستند اقدامات ارزنده‌ای را در جریان هشت سال جنگ تحمیلی انجام دهند و با تکیه بر روحیه جهادی و بهره‌مندی از ایمان به خدا با مقاومت خود از کشور دفاع کرده و سبب پیروزی شوند.

وی افزود: صنایع استان مرکزی در دوران دفاع مقدس به‌عنوان شاهرگ‌های حیاتی مهندسی جنگ به شمار می‌آمدند و نقشی موثر داشتند که دشمن با حمله هوایی به صنایع و شهادت بسیاری از نیروهای ارزشی سعی در خدشه وارد کردن به روحیه مقاومت مردم داشت.

مدیرعامل شرکت آلومینیوم ایران (ایرالکو) تصریح کرد: صنایع استان مرکزی با حضور خود در جنگ و تهیه ادوات نظامی و تجهیزات جنگی و همچنین هدایت صحیح مهندسی جنگ توانست نقشی محوری را در دوران دفاع مقدس ایفا کند.

عطارپور با اشاره به از خودگذشتگی شهدا و دفاع پیروزمندانه آنان از آرمان‌های امام راحل گفت: شهدا با جانفشانی تمام از آرمان‌ها و ارزش‌های امام راحل همواره دفاع کرده و سبب عزتمندی برای کشور شدند؛ به گونه‌ای که راه و مسیر آنان هنوز هم  دنباله‌دار بود و عظت را برای کشور به ارمغان می‌آورد.

انتهای پیام/


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 6 مرداد 1395  ] [ 1:36 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

تداوم راه شهدا در گرو ترویج فرهنگ ایثار و شهادت است

 

استاد حوزه و دانشگاه با گرامیداشت یاد و خاطره 60 شهید مسجد المهدی(عج) اراک گفت: تداوم راه شهدا نیازمند ترویج فرهنگ ایثار و شهادت است.

تداوم راه شهدا در گرو ترویج فرهنگ ایثار و شهادت است

به گزارش دفاع پرس از استان مرکزی، حجت‌الاسلام مسعود عالی در یادواره 60 شهید مسجد المهدی(عج) اراک با اشاره به ماحصل ترویج فرهنگ ایثار و شهادت اظهار کرد: یکی از مهم‌ترین ابزارهای حفظ عزت کشور و تمامیت آن ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و گرامیداشت یاد و خاطره شهداست؛ چرا که می‌توان ادامه یافتن مسیر شهدا را گامی مهم در مسیر تضمین بقای مکتب اسلام دانست.

وی افزود: شهادت در واقع هنری است که خداوند به مقربان درگاه خویش و آنان که که خالصانه در راه حفاظت و حراست از آرمان‌های دین قدم می‌گذارند، عطا می‌کند.

استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: شهدا شاگردان واقعی مکتب ولایت بودند، و باید گفت هر پیشرفتی که ما امروز به آن دست پیدا می‌کنیم نتایج مجاهدت‌های شهدا بوده و از خون‌های ریخته شده آنان در مسیر حق به دست آمده است.

حجت‌الاسلام عالی با تأکید بر توجه ویژه مسئولان به ترویج فرهنگ ایثار و شهادت گفت: خانواده‌های شهدا عزیزترین دارایی خود که همان فرزندانشان بوده را تقدیم نظام مقدس انقلاب اسلامی کرده‌اند؛ بنا بر این نیاز است که مسئولان نسبت به ترویج فرهنگ ایثار و شهادت توجه ویژه‌ای داشته باشند.

انتهای پیام/


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 6 مرداد 1395  ] [ 1:36 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

عزاداری سوگواران شهادت امام صادق‌(ع) در جوار یادمان شهدای گمنام

 

دسته عزاداران شهادت امام جعفر صادق(ع) همزمان با سالروز شهادت آن حضرت در یادمان شهدای گمنام شهرستان قرچک به سوگواری می‌پردازد.

عزاداری سوگواران شهادت امام صادق‌(ع) در جوار یادمان شهدای گمنام

به گزارش دفاع پرس از استان تهران، دسته عزاداران شهادت رئیس مذهب تشیع، «تجمع صادقیون» ساعت 18:30 روز شنبه مورخه 95/5/9 از میدان باب الحوائج زیباشهر شهرستان قرچک به سمت یادمان شهدای گمنام این شهرستان به حرکت کرده و به اقامه عزای صادق آل محمد(ص) می‌پردازند.

این مراسم به همت دفتر امام جمعه شهرستان، هیئت رزمندگان شهرستان قرچک، نیروی انتظامی شهرستان، حوزه مقاومت بسیج یک امام حسن(ع) و پایگاه بسیج حر زیباشهر برگزار خواهد شد.

انتهای پیام/


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 6 مرداد 1395  ] [ 1:34 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

.: تعداد کل صفحات :. [ <> [ 80 ] [ 81 ] [ 82 ] [ 83 ] [ 84 ] [ 85 ] [ 86 ] [ 87 ] [ 88 ] [ 89 ] [ > ]