دفاع مقدس

دفاع همچنان باقی است

با توجه به این‌که مدت 10 سال پس از جداشدن از دیگر خلبانان، فارسی صحبت نکرده بودم لذا از این نظر کمی ضعیف شده بودم. چند سطری در مورد وضع خودم و اوضاع و احوال اسارت و نحوه رفتار عراقی‌ها نوشتم.

 

امیر آزاده شهید سرلشکر "حسین لشگری" خلبان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که پس از 18 سال (6410 روز) اسارت در زندان‌های رژیم بعث عراق، در فروردین 1377 به ایران بازگشت. 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 12 خرداد 1394  ] [ 12:06 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

خاطرات نماز شهیدان مسعود پتراكو،غلامعلي پيچك،امير چمني،علي فتاح پور،علي اكبر شيرودي وعلي قوچاني 


1- سنگر كوچك (شهيد مسعود پتراكو)


ادامه مطلب

[ سه شنبه 12 خرداد 1394  ] [ 12:05 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

منطقه شلمچه پر از دود و آتش شده بود. هیچ شیئی سالم بر روی زمین باقی نمی ماند. گازهای شیمیایی که در هوا پیچیده بود تنفس را بشدت دچار مشکل کرده بود. چشمها بشدت می سوخت. درگیری ها وجب به وجب بود.

 

ادامه مطلب

[ سه شنبه 12 خرداد 1394  ] [ 12:04 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

درجواب گفتم: من 18 سال شرایط بد اسارت را تحمل کردم که به کشورم برگردم. از لطف شما ممنونم! ضمناً خواهشی دارم؛ چنانچه در فاصله‌ای که با مرز ایران دارم برایم اتفاقی افتاد و من مُردم، حتماً جسد مرا به ایران تحویل بدهید؛ زیرا خانواده و ملت قهرمان ایران در انتظار من هستند. 


امیر آزاده شهید سرلشکر "حسین لشگری" خلبان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که پس از 18 سال (6410 روز) اسارت در زندان‌های رژیم بعث عراق، در فروردین 1377 به ایران بازگشت. 

ادامه مطلب

[ سه شنبه 12 خرداد 1394  ] [ 12:03 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

شهادت یک مداح مقابل دوربین محمدرضا طاهری
ساعتی پس از شهادت شهید محمد بهروز لایقی، حاج محمدرضا طاهری که در آن ایام در واحد تبلیغات گردان شهادت لشگر ۲۷ محمد رسول الله(ص) مشغول فعالیت بوده است، تصویری را از پیکر مطهر این شهید به ثبت می‌رساند.

 

 

شهید محمد بهروز لایقی؛ قاری قرآن، بسیجی نمونه و ذاکر با اخلاص اهل بیت (ع)، یکی از رزمندگان شجاع جبهه اسلام در سال‌های دفاع مقدس ملت ایران، که در عملیات والفجر 8 در بهمن سال 1364، مجروح شده بود پس از بازگشت به تهران و بهبودی مجروحیت، دوباره به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل بازگشت.

وی در نبرد کربلای 5 که با رمز یا زهرا (س) در دی ماه سال 1365 انجام شد همراه با دیگر رزمندگان لشگر 27 محمد رسول الله (ص)، در گردان شهادت به فرماندهی سردار شهید جواد صراف در منطقه عملیاتی شلمچه و در کانال پرورش ماهی، به مقابله با دشمن و دفاع از میهن اسلامی می‌پرداخت.

این شهید والامقام که ارادت خاصی به ساحت مقدس حضرت صدیقه طاهره، فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) داشت، در این عملیات و به هنگام نبرد با دشمن، در اثر اصابت ترکش به بازو و پهلویش در 25 دی سال 1365 به شهادت رسید.

تصاویری که در پیش روی خود مشاهده می‌کنید، ساعتی پس از شهادت شهید محمد بهروز لایقی، توسط دوربین عکاسی مداح اهل بیت (ع)، حاج محمدرضا طاهری که در آن ایام در واحد تبلیغات گردان شهادت، لشگر 27 محمد رسول الله (ص) مشغول فعالیت بوده است، از پیکر مطهر این شهید به ثبت رسیده است:


وصیت نامه شهید محمد بهروز لایقی

نگارنده : fatehan1 در 1392/11/1 10:25:55

ادامه مطلب

[ سه شنبه 12 خرداد 1394  ] [ 12:03 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

سرما و نماز شب ،عروج شبانه ،خلوت انس ،نماز نشسته ، وعده‌ي ملاقات از خواب تا عبادت ، چشمان دريايي ،سجده بر آب و ...




1- سرما و نماز شب ( شهيد غلامرضا ابراهيمي)

نيمه‌هاي شب از سردي هوا، از خواب بيدار شدم هنوز تكان نخورده بودم كه متوجه شدم «شهيد غلامرضا ابراهيمي» نيز بيدار است. او آرام از جا برخاست و هر سه پتوي خود را، روي بچه‌ها كه از شدت سرما مچاله شده و به خواب رفته بودند، انداخت. من نيز بي‌نصيب نماندم. يك پتو هم روي من انداخت. فكر كردم صبح شده كه حاجي از خواب برخاسته و ديگر قصد خواب ندارد ولي او وضو ساخت و به نماز ايستاد. او آن شب مثل همه شب‌ها تا اذان صبح به تهجد و راز و نياز مشغول بود.


ادامه مطلب

[ سه شنبه 12 خرداد 1394  ] [ 12:01 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

همسرم 18 کبوتر به یادبود سال‌های اسارتم تهیه کرده بود تا آن را آزاد کنم. من سر آن پرنده سفید را بوسیدم و در آسمان ایران اسلامی به یاد رهایی خودم آزاد کردم. مردم تا جلوی پله‌های منزل، مرا روی دوش داشتند. مادرم جلوی پله ایستاده بود. دست و صورت او را بوسیدم و لحظاتی تن ضعیف او را در آغوش گرفتم. خستگی سال‌های اسارت از تنم درآمد و به همراه او به طبقه پنجم رفتیم.

 

ادامه مطلب

[ سه شنبه 12 خرداد 1394  ] [ 12:00 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

19 روز از ناکامی عملیات «کربلای 4» می‌گذشت. برای اینکه از فرزندم خبری بگیرم همراه یکی از دوستانش به پادگان شهر اندیمشک رفتم اما به داخل راه‌مان ندادند و گفتند: برگردید شهرتان. سرانجام پیکر فرزندم پس از 42 روز از شهادتش به قم آمد و زیر بمباران شدید دشمن تشییع و به خاک سپرده شد.

 

 

 

ادامه مطلب

[ دوشنبه 11 خرداد 1394  ] [ 11:37 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

حمید نژاد در مورد کرامت شهید"عبدالنبی یحیائی" می‌گوید: پدر شهید برایم گفت کسی داخل قبر رفت تا جسد شهید را بیرون بیاورد. متوجه می‌شود صورت شهید مانند روز اول دفن سالم مانده است با این تفاوت که مقداری خشک شده و تازگی روز اول را ندارد.

 

 

ادامه مطلب

[ دوشنبه 11 خرداد 1394  ] [ 11:36 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

در قبل از انقلاب با شهید علم‌الهدی و چند تن دیگر از دوستان دانشجویمان به این منطقه آمده بودیم که به خاطر دارم از رامهرمز تا بهبهان را با پای پیاده طی کردیم.

 

ادامه مطلب

[ دوشنبه 11 خرداد 1394  ] [ 11:35 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

.: تعداد کل صفحات :. [ <> [ 130 ] [ 131 ] [ 132 ] [ 133 ] [ 134 ] [ 135 ] [ 136 ] [ 137 ] [ 138 ] [ 139 ] [ > ]