سردار فضلی روایت میکند: باید به دشمن حمله میکردیم اما مهماتی در کار نبود. ما ۳۴ گردان داشتیم در حالی که عراقیها بیش از ۸۰ گردان بودند. با حداقل پشتیبانی عملیات کربلای۱ را آغاز کردیم.
ادامه مطلب
[ شنبه 26 اردیبهشت 1394 ] [ 10:46 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
[ شنبه 26 اردیبهشت 1394 ] [ 10:40 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
گروهی میگفتند زنها که نمیتوانند کار نظامی کنند. آموزش دادن به آنها بیفایده است. ما چند نفری که دوره نظامی دیده بودیم میخواستیم کمک کنیم. علمالهدی از ما حمایت کرد و گفت اعلامیه بنویسید و اعلام موجودیت کنید، میدهم رادیو بخواند.
[ شنبه 26 اردیبهشت 1394 ] [ 10:37 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
عطشانی، همرزم شهید هاشمی روایت میکند: در عملیات آزادسازی فاو حاجی در تمام مراحل کنارما بود. گفتم: «تو فرمانده سپاهی؛ برگرد عقب نباید اینجا باشی». گفت: «من بچهها را تنها نمیگذارم حتی اگر شهید شوم».
[ شنبه 26 اردیبهشت 1394 ] [ 10:36 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
قدیمی های رادیو را هنوز می بینم. همانهایی که با دلی نترس در مقابل دشمن ایستادند. در این بین، بعضی از اینان شجاعانه ایستادن تا به شهادت رسیدند. از جمله اکبر سعیدی که به علت مصدومیت شیمیایی شهید شد.
[ شنبه 26 اردیبهشت 1394 ] [ 10:36 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
۲۸۸۷ روز مقاومت، پایمردی و ایثار کارکنان صنعت نفت در دوران جنگ تحمیلی هشت ساله جزو غیرقابل انکار تاریخ دفاع مقدس است.
[ شنبه 26 اردیبهشت 1394 ] [ 10:35 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
هرچه به شوهرم اصرار کردم بیاید تهران، قبول نکرد. فقط دلداریم میداد و میگفت «صبر کن». اواخر اردیبهشت حال دخترم بدتر شد با اینکه دخترمان را خیلی دوست داشت نیامد. وقتی مارش عملیات بیتالمقدس را شنیدم متوجه شدم چرا نیامده است.
[ شنبه 26 اردیبهشت 1394 ] [ 10:34 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
خودروام «جیپ سیمرغ» بود. از پل که عبور میکردیم. احساس کردم گلولههای دشمن به طرفمان میآید. از پل که سرازیر شدیم،نزدیک کیوسک، یک تانکر آب از آبادان به طرف خرمشهر در حرکت بود. با چشمانم دیدم که گلوله توپی از بالای سرم رد شد و...
[ شنبه 26 اردیبهشت 1394 ] [ 10:33 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
حضرت امام خمینی (ره) هنگام امضای عکسها،به عکس حسین که میرسند با اینکه صاحب عکس را مقابل خود میبینند؛روی عکس مینویسند: «خداوند این شهید مسعود را رحمت فرماید.»
[ شنبه 26 اردیبهشت 1394 ] [ 10:33 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
فرزندان آقا به دفعات در جبهه نبرد حاضر شدند و در عملیاتهای مختلف شرکت کردند، مثلا یک شب در عملیات «بیتالمقدس 3» بود که دیدیم «آقا سیدمجتبی» (فرزند رهبر معظم انقلاب) با پسر آقای هاشمی رفسنجانی، آنجا حاضر شدند. آقا سیدمجتبی ناراحت بود، گفتم: چه شده؟ اشاره به عینکش کرد و گفت: «عینکم شکسته».
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب