ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ربا در لغت و اصطلاح شرع و اقتصاد به معنای رشد و نموّ و علوّ و برتری است.1 به گفته راغب اصفهانی، ربا زیادی بر سرمایه را گویند، ولی در شرع به زیادههایی مشخص گفته میشود.2
مقدس اردبیلی نیز در اینباره مینویسد:
ربا در لغت همان مطلق زیاد است و در شریعت نیز به افزوده در معامله و زیادی گرفتن در قرض (ربای قرض) گویند. پس ربا عبارت است از افزودهای که افراد از وامدار خود میگیرند یا در معامله در شرایطی مشخص دریافت میکنند.3
صاحب جواهر نیز ربا را اینگونه تعریف میکند:
ربا فروختن یکی از دو جنس مثل هم به جنس هممثل خود است که کیلی و وزنی بوده و همراه با زیاده حقیقی یا حکمی باشد، یا قرض دادن چیزی (هرچند با وزن وکیل سنجیده نشود) و گرفتن زیادی.4
تعریفهای فقیهان بیشتر بر این محور است، ولی از دیدگاه اقتصاددانان، ربا یا بهره تنها در قرض روی میدهد. به نظر اسمیت و ریکاردو، بهره، عوضی است که وام گیرنده از سودی که ممکن است بر اثر استثمار مال وام دهنده به دست آورد، به وی میپردازد.5
به بیان دیگر، بهره، قیمت پول است که به عنوان پاداش به وام دهندگان داده میشود.6 بنابراین، روشن است که دایره ربا در نگاه فقهی، گستردهتر از دیدگاه اقتصادی است؛ زیرا اقتصاددانان، ربا را در داد وستدها، جاری نمیدانند.
ادامه مطلب
اقتصادنا از سه بخش تشکیل شده است: بخش اول و دوم به نقد نظام سرمایهداری و سوسیالیسم میپردازد و بخش سوم که مهمترین بخش این کتاب است، به اقتصاد اسلامی میپردازد. شاهکار شهید صدر، در همین بخش از کتاب تجلی یافته است. در این بخش که مورد نظر ما دراین گزارش است، مباحث مختلفی گنجانده شده است: در مقدمه این بخش که با عنوان "نشانههای کلان و اساسی اقتصاد اسلامی" نام گرفته، تأملاتی روششناختی آمده است و پس از آن، بخش عمدهای به نظریه توزیع پیش از تولید و نظریه توزیع پس از تولید، اختصاص داده شده و پس از آن به نظریه تولید و سپس به مسئولیت دولت در نظام اقتصادی اسلامی پرادخته شده است.
ادامه مطلب
در صورتی که بدهکار نمیتواند بدهی خود را حتی با فروش زائد بر مایحتاج، ادا کند بر طلبکار واجب است او را مهلت دهد تا وقتی که بتواند بپردازد و مطالبه کردن و بدهکار را در مشقت و سختی انداختن حرام است.
چنانچه در قرآن مجید میفرماید: «اگر تنگدستی پیدا شود پس (وظیفه) مهلت دادنی است تا هنگام گشادگی و فراض (یعنی اگر بدهکاری نتوانست وام خود را که هنگام پرداختش رسیده بپردازد، او را مهلت دهید تا توانایی پیدا کند) و اگر از بدهکار تنگدست صرفنظر کنید و مبلغی را که از او طلبکارید ببخشید، برای شما بهتر است اگر بدانید. (56)
زیرا اگر طلب خود را بگیرید مثل سایر اموال از بین میرود، ولی اگر به او ببخشید، صدقهای است که نزد خداوند بامانت است و از آن برای همیشه بهره میبرید»
از این آیه شریفه دو چیز استفاده میشود: یکی وجوب مهلت به بدهکاری که از پرداخت بدهکاری که از پرداخت بدهی عاجز است و دیگری نیکویی بخشش و صرفنظر کردن از طلب و در روایات کثیره به هر دو موضوع است اشاره شده است.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می¬فرماید: برای بدهکارت حلال نیست که در حال توانایی، در پرداخت بدهی، مسامحه کند، همچنین بر تو هم حلال نیست او را در تنگدستی به زحمت بیندازی، وقتی بدانی از پرداخت وام ناتوان است. (57)
ادامه مطلب
یکی از سنتهای حسنه و الهی قرضالحسنه میباشد. که در این مقاله درباره جایگاه قرضالحسنه در اندیشهی اسلامی و سیره ی رضوی علیهالسلام بحث نمودهایم؛ و برای روشن شدن این فریضه از فرهنگ لغت، قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام بهرههای کامل را بردیم و در پایان هم قرضالحسنه را در سیرهای رضوی علیهالسلام و روایاتی که از آن بزرگوار پیرامون قرض و قرضالحسنه بوده و فلسفهی تحریم ربا بحث نمودهایم، و در کلمه ای حضرت در باره فلسفه تحریم ربا فرمودهاند: ربا باعث میشود که قرضالحسنه و اعمال نيك در جامعه از بين برود؛ و اینک مطالب را تقدیم به دوستداران سنت حسنه مینماییم.
واژگان کلیدی : قرضالحسنه، ربا، وام، قرض، روایات، آیات و ...
مقدمه:
قرضالحسنه سنت اسلام است که اقتصاد را در خدمت عقیده میگیرد.
قرضالحسنه، تجلی حاکمیت ارزشهای اخلاقی و مبانی عقیدتی بر سودجوئیهای اقتصادی است.
قرضالحسنه، نوعی ایثار است و ربا یکی از انواع پلید استثمار.
قرضالحسنه، همان اندازه ارزشمند است که ربا ضد ارزش است.
قرضالحسنه، وام دادن به خداست و کدام مؤمن است که از وام دادن به خدا احساس تردید یا پشیمانی نماید؟
سوء استفاده از این سنت اصیل قرآنی هرگز نمیتواند بهانهای برای گریز و احیاناً برخورد با این مستحب قطعی اسلام باشد.
بیاییم در پرتو انوار قرآن و معصومین علیهم السلام زندگی را از معنویت و ایثار سرشار سازیم و این سنت مذهبی را بار دیگر در جامعهی بزرگ اسلامی با اهداف و شیوههای خداپسندانه آن؛ احیاء نماییم.
ادامه مطلب
مقاله¬ای که پیش رو دارید پیرامون احیای قرض¬الحسنه می¬باشد که به شاخصهای فرهنگ قرضالحسنه مطلوب، شاخصهای قرض دهنده مطلوب و شاخصهای قرض گیرنده مطلوب پرداخته شده است. و برای دستیابی به آثار فرهنگ قرضالحسنه که در کتاب و سنت مطرح شده است، شرایط و شاخصهایی ذکر شده که چنانچه در مرحله اجرا و عمل رعایت شوند، کارکرد مطلوب این فرهنگ در عرصههای گوناگونش به روشنی تحقق خواهد یافت و جامعه از آنها بهرهمند خواهد شد.
واژگان کلیدی:
قرض الحسنه، احیاء، فرهنگ، قرض و قرض الحسنه.
ادامه مطلب
تعریف علم اقتصاد
علم اقتصاد عبارت است از دانشی که به تخصیص بهینه کالاها و فراورده ها میپردازد. به عبارت دیگر ، علمی است که به تفسیر حیات اقتصادی و پدیدههای آن و ارتباطشان با عوامل کلّی آنها اهتمام می ورزد.
مسألهی اقتصاد، به عنوان یکی از مهمترین مسائل زندگی بشری، مطرح است، و اسلام نیز نگرش خاصی به آن دارد.
اقتصاد اسلامی
نظام اقتصاد اسلامی عبارت است از مجموعه قواعد کلّی ارائه شده در اسلام در زمینه روش تنظیم حیات اقتصادی و حلّ مشکلات اقتصادی ، در راستای تامین عدالت اجتماعی.
نگاه ویژهی اسلام به اقتصاد
اقتصاد اسلامی بر خلاف اقتصاد غربی، بر قناعت و پرهیز از مصرفگرایی تأکید دارد. اقتصاد غربی نیازهای انسان را نامحدود و منابع و امکانات جهان را محدود میداند؛ در حالی که در اسلام منابع و امکانات نامحدود معرفی شدهاند.
وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا ( سوره ابراهیم، آیه ۳۴ )
و اگر بخواهید نعمتهای خداوند را در شمار بیاورید نمیتوانید نعمتهای خداوند را به حد و حصری محدود کنید
اسلام مسألهی اقتصاد را(بر اساس اصالت انسان) به عنوان جزئی از مجموعه قوانین خود که تنها میتواند قسمتی از نواحی حیات انسانی را تنظیم کند، مورد توجه قرار داده و حل مشکلات اقتصادی را در اصلاح مبانی عقیدتی و اخلاقی مردم میداند.
ادامه مطلب
مکتب اقتصادي اسلام، در صدد تامين اهداف فراواني است که برخي از آنها اخلاقي و برخي ديگر اجتماعي است، در اين جا به بعضي از آن اهداف که داراي اهميت بيشتري است، اشاره مي شود:
1. حاکميت سياسي اسلام
2. تحکيم ارزش هاي معنوي و اخلاقي
3. برپايي عدالت اجتماعي
4. عدم وابستگي اقتصادي
5. خودکفايي و اقتدار اقتصادي
6. توسعه و رشد
7. رفاه عمومي
اهداف مذکور همه در عرض هم نيستند بلکه برخي از آنها با حفظ برخي ديگر هدف قرار مي گيرند، مثلا سه هدف آخر به اين شرط مطلوب اند که لطمه اي به چهار هدف اول نزنند. دو هدف اول، به نظر مي رسد که اقتصادي نيستند، ولي جزء اهداف اقتصادي اسلامي گنجانده شده اند، زيرا، در احکام اسلام، اين اهداف جدا از يکديگر مطرح نشده اند و جدا کردن آنها جزء اهداف وظايف سازمان هاي اقتصادي نيستند و از وظايف ساير سازمان هاي اجتماعي سياسي اسلام مي باشند، در صورتي که اين گونه نيست، مثلا، درباره زکات، در عين اين که هدف از آن توازن اقتصادي و تعديل در خلال رفتارهاي اقتصادي در نظر گرفته شده اند. موارد ذکر شده، به جز اين که خود، اهداف مکتب اقتصادي اسلام را شکل مي دهند، هر يک از آنها در بسياري از موارد، به عنوان محدوديت براي اهداف ديگر و يا ابزاري براي رسيدن به اهدافي مثل رفاه عمومي است و گاهي تحقق آن ارزش ها در جامعه، ابزاري براي رسيدن به ساير اهداف است. نکته ديگري که بايد به آن توجه داشت، اين است که در اين مبحث، نظر به مکتب اقتصادي اسلام است، که در اين جا از آن بحث نخواهيم کرد و به توضيح اهداف اقتصادي ذکر شده مي پردازيم.
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.


