چکیده :
با شروع صنعتی شدن به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، پدیده فقر همواره به نحوی از انحاء افکار جوامع بشری، به ویژه کشورهای در حال توسعه را بیشتر به خود مشغول کرده است. این جوامع با توجه به سطح قرارگیری در مدار توسعه، به حل این معضل پرداخته و با اتخاذ راهبردهایی چون رشد اقتصادی، رشد توأم با توزیع و ... درصدد بهبود شرایط زندگی مردم کشورشان برآمدند.
نظریات مختلفی در این دوران در ارتباط با چگونگی همسویی رشد اقتصادی و توزیع درآمد در جهت بهرهمندی تمام اقشار اجتماع از مواهب رشد مطرح گردید که هریک ضمن ستایش نقش عدالت توزیعی در جامعه به بررسی تقدم و تأخر آنها پرداخته و سعی در تبیین الگویی برای نشان دادن رابطهی این دو با یکدیگر داشتند. در این نوشتار ضمن بیان این نظریات به تبیین دیدگاه اسلام در این رابطه پرداخته شده است. بر این اساس با توجه به اینکه اسلام عدالت توزیعی را در جامعه به عنوان هدف و عاملی در جهت سعادت انسان می داند و رشد اقتصادی را تنها به عنوان ابزاری در جهت نیل به آن پذیرفته است، لذا کلیه نظریاتی را که رشد را بر توزیع مقدم میدانند رد کرده و با معرفی راهکارهای گوناگونی در توزیع درآمد جاری و توزیع منابع اولیه تولید، درمییابیم که تعارضی بین رشد و توزیع وجود ندارد اگر چه عمدتاً توزیع عادلانه درآمد در مقایسه با رشد از اولویت بیشتری برخوردار است.
کلید واژه: توزیع درآمد، رشد اقتصادی، فرضیه کوزنتس ، اقتصاد اسلامی، توزیع منابع اولیه، زکات، انفال
ادامه مطلب
بازاریابی تجاری همواره با انتقادهایی روبه رو بوده است. دلیل بیشتر این انتقادها، ورود مسائل غیراخلاقی و غیرعرفی به حوزه فعالیتهای بازاریابی است.
در این مقاله انتقادهایی که نسبت به بازاریابی صورت می گیرد، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است و خواهیم گفت اصولی که در تعلیمات اسلامی ذکر شده اند، چگونه می توانند در بازاریابی اجتماعی و اخلاقی مدیران ایفای نقش کنند، به ویژه مدیران بازاریابی که از حساسیتهای اخلاقی و معنوی بالایی درحرفه خود برخوردارند.
ادامه مطلب
اشاره :
دکتر «مهدی رضوی» از اساتید برجستهی اقتصاد اسلامی است که دارای فوق دکترای اقتصاد است و سالها در دانشگاههای معتبر دنیا به تدریس مکاتب اقتصادی مختلف مشغول بوده و مطالعات گستردهای در زمینهی اقتصاد اسلامی انجام داده است. ریاست بخش مدیریت دانشگاه «هامپتون» آمریکا، عضویت در شورای مشاوران بانک جهانی،نمایندگی ایران در برخی مجامع بینالمللی بانکی و عضویت در هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی تنها بخشی از سوابق کاری اوست. وی که تألیفات متعددی در عرصهی اقتصاد اسلامی ارایه کرده و هماکنون رییس هیأت مدیره و مدیر عامل شرکت سرمایهگذاریهای خارجی ایران ـ که مسؤول سرمایهگذاری مازاد درآمدهای ارزی ایران در بازارهای بینالمللی را بر عهده دارد ـ نیز هست، در این مقاله به بیان تفاوتهای مبنایی نظام اقتصاد اسلامی با نظام اقتصادی سرمایهداری پرداخته است.
نظام اقتصاد اسلامی نشأت گرفته از قرآن و سنت، بر پایهی ارزشها و تعالیم عالیهی اسلامی است و با دیگر مکاتب اقتصادی جهان تفاوت اساسی دارد. به منظور بررسی نظام اقتصاد اسلامی و نظام سرمایهداری، ابتدا به مفهوم، تاریخ و ایدئولوژی نظام سرمایهداری میپردازیم؛ سپس به تفاوت اصول، ارزشها و مشخصههای نظام اقتصاد اسلامی و نظام سرمایهداری خواهیم پرداخت.
نظام اقتصاد اسلامی، نظامی است که اخلاقیّات سرچشمهی تغذیهی معنوی آن است و تأثیر خاصی در تمامی شؤون اقتصادی و اجتماعی آن دارد، به گونهای که هر نوع عملیات بانکداری در قالب ارزشها و تعالیم عالیهی اسلامی مشروعیّت مییابد و میتواند به عنوان وسیلهای برای توسعهی اقتصادی، تحقق هدف نهایی انسان از فعالیّتهای اقتصادی و راهحلی صحیح برای رفع مشکلات اقتصادی در کشورهایی که فرهنگ و ارزشهای اسلامی در آنها حاکمیّت دارد به کار رود.
ادامه مطلب
چكيده
عقلانيت، عنصر اساسي و هويت بخش يك تمد ن پويا و پايدار است. معيار ارزشگذاري در مورد تمد ن ها نيز عقلانيت موجود در آنهاست. عقلانيت، در اين نوشتار، در سه سطح مطرح مي شود: عقلانيت بنيادي (باورها)، عقلانيت ارزشي و عقلانيت رفتاري (عقلانيت ابزاري)، (1) ذيل عقلانيت بنيادي به جهان بيني اسلامي اشاره مي شود. در جهان بيني اسلامي، بنياد هاي عقلاني د يني مطرح مي شوند. اين بنياد ها بر گرفته از اصول توحيد، نبوت، امامت و عد ل است و مؤمنان را به «مسئوليت خرد و كلان جانشيني در بهره برداري از نعمت هاي خداوند» آشنا و متعهد مي كند و ايشان را به سمت عدالت رهنمون مي سازند. ذيل عقلانيت ارزشي كليدي ترين ارزش هاي اخلاقي نظير «تعادل بين دنيا و آخرت»، «ارزشمند بودن كار و سرمايه»، «ايمان، محبت و انصاف، عناصر هويت ساز جامعه اسلامي» و «عدالت اقتصادي» بررسي مي شود. عقلانيت رفتاري (ابزاري) متكفل عملياتي است كه فرد و جامعه مسلمان را با حداكثر بازد هي و سرعت، به اهداف اعلام شد ه در عقلانيت بنياد ي و ارزشي مي رساند. بنابر اين، مي توان از طريق مطالعه فقه اسلام، با توجه به عقلانيت بنياد ي و ارزشي پيش گفته، به ابزارها و اعمالي دست يافت كه بالاترين «كارايي و بازد هي» و «بهره وري» را در زمينه توسعه عادلانه ايجاد مي كنند.
واژگان كليدي
عقلانيت اسلامي، عقلانيت، عدالت، مالكيت تام خدا، تعادل هدايت شوند ه نظام هستي، بهره وري
ادامه مطلب

ادامه مطلب
قرآن كريم براي فقر، واژه هايي مانند فقر، فقير، فاقره، ضعيف، مستضعف، مسكين و مسكنة؛ و براي غنا، واژه هايي چون غنيّ، اغنياء، ذامال، ذوعسرة، ميسرة، ملاء، مترفين و مستكبرين را به كار برده است.
در معناي كلمه ي مسكين اختلاف وجود دارد. بعضي آن را فقيري دانسته اند كه وضعيت بدتري (اَسوَاُ حالاً) دارد و برخي عكس آن را گفته اند. گاهي در قرآن، اين كلمه بكار رفته و منظور، بيش تر فقر قدرت است، نه كسي كه مال و ثروتي نداشته باشد و به عبارتي فقر مطلق، منظور نيست. اما كشتي براي مساكين بود(كهف، 79)شبيه اين تعبير در روايات ائمه نيز وجود دارد. عبارت مسكينُ ابن آدَمدر نهج البلاغه و روايات فراوان ديده مي شود.
فقر و غنا در قرآن به معاني متعدد، از قبيل معاني زير بكار رفته است:
فقر و غناي ذاتي: مي توان به اين آيه اشاره كرد.
اي مردم شما همگي نيازمند خداييد؛ تنها خداوند است كه بي نياز و شايسته ي هر گونه ستايش است (فاطر، 15)
خداوند بي نياز و شايسته ي هر گونه ستايش است (حج،64)
و هر كس كفران كند به زيان خويش نموده است كه پروردگار من غني و كريم است.(نمل،40)
فقر و غناي فرهنگي
از اين گونه فقر و غنا در قرآن با واژه هاي استكبار و استضعاف ياد شده است. مستضعفان به مستكبران مي گويند: اگر شما نبوديد ما مومن بوديم ؛ اما مستكبران به مستضعفان پاسخ مي دهند: آيا ما شما را از هدايت باز داشتيم بعد از آن كه به سراغ شما آمد و آن را به خوبي دريافتيد؟ بلكه شما خود مجرم بوديد(سباء،31و32)
ولي اشراف متكبر قوم او به مستضعفاني كه ايمان آورده بودند ، گفتند: آيا به راستي شما يقين داريد كه صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟ آن ها گفتند : ما بدان چه او ماموريت يافته، ايمان آورده ايم . متكبران گفتند: ولي ما به آن چه شما ايمان آورده ايد، كافريم(اعراف،75و76)
ادامه مطلب
سيدحسين ميرمعزى
مقدمه
بانك به شكل سنتى آن مولود نظام سرمايه دارى(1) است و در اين نظام جايگاه تعريف شده اى دارد. اهداف و وظايف بانك ها متناسب با مبانى و اصول اين نظام شكل گرفته و به عنوان جزئى از نظام, با ديگر اجزا همخوانى دارد.
گرچه مشخصه بارز بانك ها بهره است و اسلام بهره و ربا را حرام دانسته, لكن براى استفاده از بانك در نظام اقتصادى اسلام, حذف بهره به تنهايى كافى نيست, بلكه ابتدا بايد جايگاه بانك را در نظام اقتصاد سرمايه دارى بيابيم و روشن سازيم كه بانك ها چه خلايى را در اين نظام پركرده و چه اهدافى را تعقيب مى كنند سپس به مطالعه نظام اقتصادى اسلام پرداخته و به دنبال اين باشيم كه اصولا آيا خلا مزبور در اين نظام نيز وجود دارد؟ و اگر جواب مثبت است چگونه اين خلا پر مى شود؟ و با توجه به جايگاه بانك در نظام اقتصادى اسلام الگوى مناسب بانكدارى چيست؟
ادامه مطلب
محمد فولادى
مقدمه
موضوع جامعه مدنى و طرح مسائل مربوط به آن، مدتى است كه از جمله مباحث پرمناقشه جامعه اسلامى ماست. هر چند اين الفاظ در جامعه ما نوظهور است، اما در ديار غرب، بسامد بيش ترى داشته و فراز و نشيب هاى فراوانى به خود ديده است. نقطه ابهام اين اصطلاحات در جامعه ما در اين جاست كه چرا، جامعه اسلامى را با شكل حكومت، بنيان مستحكم، اصول و ايدئولوژى خاص خود و با قدمتى بيش از هزار ساله رها كرده ايم و در پى تحقق حكومت در جامه جامعه مدنى هستيم؟
سؤال اصلى اين مقاله آن است كه آيا چنين جامعه اى برازنده حكومت و جامعه دينى هست؟ به عبارت ديگر، آيا مى توان به تحقق عينى «جامعه مدنى دينى» اقدام نمود؟ اين ابهام زمينه تصارب جدّى آراء را در عرصه جامعه فرهنگى ما پديد آورده است. برخى به عدم امكان تحقق جامعه مدنى دينى نظر داده و برخى نيز بر تحقق جامعه مدنى دينى اصرار مىورزند. اين مقال در تلاش است تا دلايل موافقان و مخالفان تحقق جامعه مدنى دينى را طرح و سپس به داورى بنشيند. طبعاً بررسى شاخص هاى عمده جامعه مدنى و بيان چالش ها و موانعى كه ممكن است در اين ميان وجود داشته باشد، از جمله قدم هاى بعدى است.
مفهوم جامعه مدنى
پيش از ورود به بحث، تذكر اين نكته ضرورى است كه آنچه محل نزاع و تضارب آراء است و تحقق يا عدم تحقق آن مورد شك و ترديد و بحث و مناقشه قرار گرفته جامعه مدنى به عنوان فرايندى خاص است كه در جوامع غربى به وقوع پيوسته و جامعه اى با اصول و بنيان هاى خاص خود و داراى معنا و مفهوم و قالب حكومتى خاص است. اما در اصطلاحى ديگر و در معنايى عام، بدون ترديد، هر جامعه دينى، جامعه اى مدنى است. بنابراين، اگر جامعه مدنى را به مفهوم عام آن در نظر بگيريم و آن را به هر جامعه متمدن; قانون مدار و قانون گرا; داراى فرهنگ، آداب، رسوم، هنجارها، ارزش هاى خاص خود و جامعه اى مردم سالار كه در آن امكان مشاركت آزادانه شهروندان در تعيين سرنوشت و نحوه اداره امور و شؤونات زندگى اجتماعى خويش و نيز امكان تشكيل انجمن ها، احزاب و تشكّل هاى سياسى، صنفى، شغلى و فعاليت آزادانه و ضابطه مند آن در عرصه فعاليت هاى سياسى، اجتماعى، فرهنگى وجود دارد، تعريف كنيم، البته جامعه دينى هيچ تعارضى با جامعه مدنى بدين معنا نخواهد داشت; زيرا جامعه دينى جامعه اى است داراى فرهنگ، آداب، رسوم، ارزش ها، هنجارها و... و به طور كلى، جامعه اى قانون مدار و قانون گرا كه در آن گروه ها، احزاب، انجمن ها و در مجموع، تشكل هاى سياسى در قالب قانون، آزادانه فعاليت مى كنند. بنابراين، آنچه محل نزاع است اين معنا از جامعه مدنى نيست، بلكه جامعه مدنى به اصطلاح خاص است.
جامعه مدنى در اصطلاح خاص نيز فراز و نشيب هاى فراوانى به خود ديده است. براى اجتناب از اطاله كلام، در اين جا فقط، به چند تعريف از جامعه مدنى اشاره مى شود:
ادامه مطلب
حجت الاسلام سيدرضا حسيني
در آغاز براي آشنايي بيشتر خوانندگان بفرماييد كه چه مدت است در زمينه «اقتصاد اسلامي» مطالعه و پژوهش داريد و جهتگيري مطالعات و تحقيقات حضرتعالي در مباحث اقتصادي بيشتر در چه زمينهاي است؟
تحقيقات اقتصادي را از سال 1373 در مركز تحقيقات دارالحديث شروع كردم و زمينه كاري من هم تحقيق در موضوعات اقتصادي قرآن و روايات بوده است. علاوه بر آن در مراكز ديگري نيز فعاليت داشتهام. در اين مدت مقالات و كتابهايي منتشر كردهام كه از ميان كتابها، به كتابي به نام «الگوي تخصيص درآمد و رفتار مصرفكننده مسلمان» اشاره ميكنم.
حضرتعالي كتاب ديگري هم به نام «التّنمية الاقتصادية» داريد.
كتاب «التّنمية الاقتصاديه في الكتاب و السنّة»، موضوع توسعه اقتصادي را از ديدگاه كتاب و سنّت به بحث گذاشته است. ما ميديديم كه مفهوم توسعه يك مفهومي است انتزاعي كه به طور مستقيم در كتاب و سنت مطرح نشده و به خاطر اينكه منبع و مرجع مشخصي در دست محققين نبود، احساس ميكرديم كه لازم است يك كتاب منبع كه نصوص مربوط به توسعه اقتصادي را در خودش جمع كرده باشد، تأليف و در اختيار جامعه علمي قرار دهيم كه اين كار شد و الحمدللّه كتاب موفقي هم بوده، با اينكه به زبان عربي هم تدوين شده، در عرض 6 ماه چاپ اول آن تمام شد و انشاءاللّه اصل عربي همراه با ترجمه فارسي آن نيز در اختيار علاقه مندان قرار خواهد گرفت.
ادامه مطلب
سيد عبدالحميد ثابت
چكيده
در نظام اقتصادى اسلام، اصولاً مساله حذف ربا به طور سلبى مطرح است. بنابراين، براى داشتن يك نظام پولى، مالى و بانكى غير ربوى، بايد گام هايى فراتر از حذف ربا برداشت. اين مقاله درصدد ارائه طرحى نو در اين خصوص براساس تنزيل مى باشد. لذا با بيان اين كه مبادلات در بخش پولى در يك نظام پولى مالى در هر اقتصادى، مبتنى بر چهار روش اساسى قرض، ربا، تنزيل (بيع دين) و بيع دين به دين امكان پذير است، با روشن فرض نمودن احكام فقهى قرض و ربا به بحث شرعى تنزيل (بيع دين) و بيع دين به دين اشاره مى شود كه در نزد مشهور فقهاى شيعه، تنزيل (بيع دين) پذيرفته شده ولى بيع دين به دين محكوم به حرمت است.
در پايان با معرفى تنزيل به عنوان يك ابزار مهم، اساسى و شرعى (علاوه بر پذيرش قرض) در شكل دهى نظام پولى ـ مالى اسلامى در بخش پولى، طرحى در راستاى عملى و اجرايى شدن آن ارائه و به آثار و نتايج آن از منظر تحليل نظرى و اقتصادى مى پردازد.
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.


