حرّ در دریای رحمت الهی
شروع کرد این جملات را گفتن: «إلَهِى إلَيْكَ أَنَبْتُ فَتُبْ عَلَىَّ فَإنِّى وَ قَدْ أرْعَبْتُ قُلُوبَ أولِيَائِكَ وَ أولَادَ بِنْتِ نَبِيَّك»، خدایا توبه کردم! من دل اولیائت را لرزاندم، دلِ فرزندان پیغمبرت را لرزاندم! نزدیک خیام حسین(علیهالسّلام) رسید. از مرکب پیاده شده بود و صورت روی خاک گذاشته بود. ولی میگویند حسین(علیهالسّلام) آمد و گفت: «إرْفَعْ رَأْسَكَ يَا شِيْخ»، سرت را بلند کن. ببین! حسین دریای رحمت و اقیانوس رحمت است. حرّ یک جمله گفت: «هَلْ لِى مِنْ تَوبَة؟» آیا برای من توبه است؟ حضرت فرمود: بله! خداوند توبهپذیر است ولی امامحسین به این اکتفا نکرد.
ذکر مصیبت
حرّ به میدان رفت و از مرکب به زیر افتاد. مگر می تواند حسین(علیهالسّلام) را صدا بزند. جلو امامحسین را گرفته و به اینجا آورده است. یک وقت چشم باز کرد و دید سرش به دامن حسین(علیهالسّلام) است. یا اباعبدالله! یا اباعبدالله! اوّلین شب جمعه ماه مبارک رمضان است؛ میشود ما را هم سربلند کنی؟ در روایت است که شب جمعه فرشتهای در آسمان ندا میکند.: بیایید! بیایید! امشب شب رحمت است؛ امشب شب مغفرت است؛ امشب شب برآوردن حاجات است. یا حسین...
________________
مرحوم آیت الله آقا مجتبی تهرانی(ره)
ادامه مطلب
