نامردمی دشمنان
میخواستم این را بگویم که ای خبیث! آخر بگو که وقتی بزرگان با تو میجنگیدند، زن و بچّهها چه کار کرده بودند، که آب را بر روی آنها بستی؟ برجستهترین چیز از نظر عطش در روز عاشورا این است که مگر بچّۀ شیرخواره چقدر آب میخواهد؟
روایت جانکاه از طفل شهید
مرحوم محدّث قمی مینویسد و خدا کند اینطور نباشد؛ میگویند یکی از بزرگان میگفت: خدا کند این روایت درست نباشد. امامحسین تنها شد و طلب یاری کرد، «فَتَقَدَّمَ إلی بابَ الخِیمۀ»؛ آمد در خیام حرم و صدا کرد: یا زینب! طفل شیرخوارۀ مرا بیار. در جایی دارد: «إیتینی بِوَلَدی الصَّغیر»؛ حضرتزینب بچّه را آورد و به امامحسین(علیهالسّلام) داد. محدث قمی در نفسالمحموم این را مینویسد: به دست امامحسین داد، همانجا دمِ خیام حرم، ناگهان تیر سه شعبهای آمد و به گلوی علیاصغر اصابت کرد. امامحسین بچّه را به حضرت زینب داد، دید خون سرازیر شد، دستها را زیر گلوی علیاصغر برد و خونها را به آسمان میپاشید. این صحنه، صحنۀ دردناکی است؛ خدا کند اینطور نباشد. همانی باشد که نقل کردهاند: امامحسین، طفل را مقابل آنها آورد و گفت: «إن لَم تَرحَمُونِی فَارحَمُوا هَذَا الطِفل إما تَروُنَهُ کیفَ یَتَلَظّی عَطَشاً»، اگر به من رحم نمیکنید به این بچّۀ شیرخواره رحم کنید. مگر نمیبینید که چگونه از تشنگی بتابی میکند؟ «بَینَما هُوَ یُخاطِبُهُم اِذ رَماهُ حَرمَلةُ بن کاهِل الاسدی بِسَهمٍ لَهُ ثلاث شُعَب فَذُبِحَ الطَّفلُ مِنَ الاُذُنِ الی الاُذُن»...
--------------------
مرحوم آیت الله آقا مجتبی تهرانی (ره)
ادامه مطلب
