حضرت امام حسین علیه السلام به خیمه ها آمد تا با اهل بیت علیهم السلام کند. دو وداع برای حضرت نوشته اند؛ یکی وداع رسمی که این وداع، خیلی دردناک است ودیگری، وداع موقتی و غیر رسمی بوده است. نوشته اند که حضرت با دشمن جنگ کرده، وارد فرات شد. دشمنان ترسیدند که امام حسین علیه السلام آب بخورد. یک نفر صدا زد: اباعبدالله! تو آب می خوری؛ در حالی که دشمنان به خیمه ها ریخته اند! حضرت با لب تشنه از فرات بیرون آمده و به خیمه ها برگشت و دید که خبری نیست.(1) باز به بچه هایش سری زده، وصیت و سفارش کردو برگشت. در این وداعی که حضرت با اهل بیت علیهم السلام کرده، هم تصور حال امام حسین علیه السلام برای ما مشکل است و هم تصور حال اهل بیت علیهم السلام. یکی از دوستان ما که اهل تهران بود، می گفت: وقتی به مکه می رفتم، گفتند: پرواز تأخیر دارد. گفتم: با تاکسی به خانه بروم و باز هم زن و بچه ام را ببینم و برگردم. می گفت:
ادامه در ادامه مطلب.....
ادامه مطلب****
