خاندان نبوّت در اسارت
خاندان حسين(عليهالسّلام) را از كربلا به كوفه و از كوفه به شام به اسارت بردند. به اين خانواده خيلي سخت گذشت. تنها مسئلة اينكه ايشان خاندان نبوّت هستند نيست بلكه حتّي در بين مردم، اينها شخصيّتهاي بزرگ بودند. بيجهت نيست كه وقتي از زينالعابدين(صلواتاللهعليه) سؤال ميكنند: در كجاي اين سفر به شما خيلي سخت گذشت؟ اين طور كه شنيدهام، حضرت ميفرمايند: «اَلشّام، اَلشّام». در آنجا به آنها خيلي سخت گذشت. حتّي اين را نميدانم صادر شده يا نه؟ «یالَیت اُمِّی لَم تَلِدنِی»؛ كاش مادر مرا نزاده بود تا وضع شام را ببينم.
پايكوبي در عزاي حسين(عليهالسّلام)!
سهل بن سعدساعدي پيرمردي از اصحاب پيغمبر است؛ ميگويد: از بيتالمقدّس وارد شام شدم و ديدم چه غوغايي است. جشن گرفتهاند، آزين بستهاند و پايكوبي ميكنند. ميگويد: من خبر نداشتم. ديدم چند نفر ايستادهاند و با هم حرف ميزدند جلو. رفتم و سؤال كردم و گفتم: شما اهل شام، عيدي داريد كه من آن عيد را نميشناسم؟ چه خبر است؟ رو كردند و گفتند: «يَا شَيْخُ نَرَاكَ أَعْرَابِيّا»؛ اي پيرمرد! انگار تو از عربهاي بياباني هستي و از دنيا بيخبري؟ گفتن: نه؛ من سهلساعدي، از اصحاب پيغمبر هستم و پيغمبر را درك كردم. بعد رو كردند و به من گفتند: «مَا أَعْجَبَكَ السَّمَاءُ لَا تَمْطُرُ دَماً»؛ تو در شگفت نيستي كه چرا آسمان خون نميبارد؟ «وَ الْأَرْضُ لَا تَنْخَسِفُ بِأَهْلِهَا»؛ و چرا زمين اهل خود را فرو نميبرد؟ گفتم: «وَ لِمَ ذَاكَ؟»؛ براي چه؟ گفتند: «هَذَا رَأْسُ الْحُسَيْنِ(عليهالسّلام) عِتْرَةِ مُحَمَّدٍ(صلّياللهعليهوآلهوسلّم) يُهْدَى مِنْ أَرْضِ الْعِرَاقِ»؛ دارند سر حسين را از عراق ميآورند و مردم شادي ميكنند. گفتم: «وَا عَجَبَاهْ يُهْدَى رَأْسُالْحُسَيْنِ وَ النَّاسُ يَفْرَحُونَ؟». گفتم: از كدام طرف؟ گفتند: «فَأَشَارُوا إِلَى بَابٍ يُقَالُ لَهُ بَابُ سَاعَات»؛ برو آنجا؛ از دروازة ساعات ميآورند. ميگويد: آمدم و رسيدم. يكوقت ديدم سوارها و نيزهدارهايي وارد شدند. ديدم كه اوّلين سوار و نيزهدار سري بر نيزه دارد كه شبيهترين به پيغمبراكرم است و روي مركبي بيبياي سوار است. رفتم جلو و سلام كردم. به او گفتم: « مَنْ أَنْتِ؟»؛ شما چه كسي هستيد؟ گفت: «أَنَا سُكَيْنَةُ بِنْتُ الْحُسَيْنِ». گفتم: من سهلساعدي از اصحاب جدّ شما هستم. اگر كاري با من داريد بفرماييد تا انجام دهم. گفت: اي سعد! به اين نيزهدار پولي بده تا اين نيزهها و سرها را از ما جدا كنند، كه اينقدر مردم به ما نگاه نكنند...
ادامه مطلب
