حرکت حضرت امام رضا (ع) به طرف خراسان
نویسنده : Admin | تاریخ : جمعه 25 تیر 1395
ارسال شده در : امام رضا (ع)
اشاره
در سال دویست و یک هجری مأمون رجاء بن ابیضحاک و یاسر خادم را به مدینه منوره فرستاد تا حضرت رضا علیهالسلام را به طرف خراسان حرکت دهند، این دو نفر با دعوتنامهای که از مأمون در دست داشتند، به مدینه منوره رفتند و پس از گفتگوهای زیادی که در این مورد صورت گرفت، حضرت رضا ناچار شد که به طرف خراسان حرکت کند.
در موضوع دعوت مأمون از حضرت رضا علیهالسلام و تعیین آن جناب به عنوان ولایتعهدی سخن بسیار گفته شده، و مورخین هر یک در این باره چیزی گفتهاند، و ما اینک برای روشن شدن موضوع حوادث و انقلاباتی که در روزگار مأمون پیش آمد به طور اختصار تا آنجا که با این کتاب تناسب داشته باشد بیان میکنیم و جویندگان میتوانند تفصیل قضایا را در کتب تاریخ و سیر بررسی کنند.
مکارم اخلاق و خصوصیات حضرت امام رضا (ع)
نویسنده : Admin | تاریخ : جمعه 25 تیر 1395
ارسال شده در : امام رضا (ع)
1- نادر خادم گوید: غلامان و خدمتگزاران حضرت رضا (ع) در خدمت آن جناب میوه میخوردند، پس از اینکه سیر شدند مقدار باقیمانده را به دور انداختند.
حضرت رضا (ع) فرمود: سبحان الله! اگر شما سیر شدید و از بقیه میوهها بینیاز شدید، مردم که از اینها بینیاز نیستند، میخواستید بقیه را به نیازمندان بدهید.
2- صفوان گوید: برای محمد بن خالد از حضرت رضا (ع) اذن ورود خواستم و به آن جناب اطلاع دادم که وی به امامت شما اعتقادی ندارد و لیکن او در نظر دارد با ملاقات شما از عقیدهی خود دربارهی شما دست بردارد و به امامت شما معتقد گردد.
حضرت رضا (ع) فرمود: او را نزد من بیاورید، محمد بن خالد خدمت آن حضرت رسید و عرض کرد:
قربانت گردم من از حد خود تجاوز کردم و به جان خود ستم روا داشتم، و بعضی گمان میکردند که محمد بن خالد از حضرت رضا علیهالسلام عیبجوئی میکند و سخنهای ناروا میگوید.
وی گفت: من از آنچه گفتهام استغفار میکنم، و دوست دارم عذر مرا قبول کنی، و از آنچه درباره من شنیدهای درگذری.
حضرت رضا علیهالسلام فرمود: آری میپذیرم و از گذشتههای تو چشمپوشی میکنم، و اگر از لغزشهای تو درنگذرم گفتههای صفوان و یاران وی باطل خواهد شد، و گفتههای مخالفین اینها مورد تصدیق قرار خواهد گرفت.
خداوند متعال به پیغمبرش فرمود: تو با نرمش و مهربانی که خداوند به تو ارزانی داشته با این مردم معامله میکنی، و اگر تند و درشتخو، بودی جماعت از اطراف تو پراکنده میشدند.
اینک از آنها درگذر و برای آنان استغفار کن و از آنها در امور زندگی مشورت بخواه، محمد بن خالد از وضع پدرش موسی بن جعفر از آن حضرت سئوالاتی کرد و آن جناب فرمود: پدرم درگذشته و سپس برای محمد بن خالد طلب آمرزش کردند.
اولاد حضرت امام رضا (ع)
نویسنده : Admin | تاریخ : جمعه 25 تیر 1395
ارسال شده در : امام رضا (ع)
در باب فرزندان حضرت رضا علیهالسلام بین علماء اختلاف شده است.
گروهی از دانشمندان برای آن جناب غیر از یک فرزند که حضرت جواد (ع) باشد فرزند دیگری ننوشتهاند، و معتقد هستند که امام رضا اولاد دیگری نداشته است.
و جماعتی دیگر نیز تا پنج فرزند ذکور و اناث برای حضرت رضا نوشتهاند، و ما اینک آنچه در این مورد گرد آوردهایم ذیلاً به اطلاع اهل علم و تحقیق قرار میدهیم.
شیخ مفید رضوان الله علیه گوید:
حضرت رضا علیهالسلام درگذشت و از او فرزندی جز ابوجعفر جواد (ع) به جای او نماند، و سن او در هنگام وفات پدرش هفت سال و چند ماه بود.
طبرسی رحمة الله علیه گفته:
حضرت رضا علیهالسلام جز فرزندی به نام ابوجعفر جواد علیهالسلام نداشت.
علی بن عیسی اربلی گوید:
حضرت رضا علیهالسلام شش فرزند داشت، یک دختر و پنج پسر، فرزندان او محمد قانع، حسن، جعفر، ابراهیم، حسین، و عایشه نام داشتند.
وقایع بین حضرت امام رضا (ع) و مأمون
نویسنده : Admin | تاریخ : جمعه 25 تیر 1395
ارسال شده در : امام رضا (ع)
1- یاسر خادم و ریان بن الصلت گویند: پس از اینکه مأمون بر اوضاع و احوال مسلط شد و برادرش امین کشته گردید نامهای برای حضرت رضا (ع) نوشت و از آن جناب دعوت کرد که به خراسان تشریففرما شوند، حضرت رضا (ع) به جهات و عللی از این پیشنهاد استقبال نکردند.
مأمون بار دیگر درخواست خود را تکرار کرد و اصرار نمود که باید به طرف خراسان حرکت کند، حضرت رضا چون اصرار مأمون را در این مورد مشاهده کرد دانست که وی دست بردار نیست، و ناچار درخواست او را اجابت کرد و عازم سفر خراسان گردید.
مأمون از آن جناب خواست که از طریق بصره و اهواز و فارس به خراسان بیایند و از طرق کوفه و بغداد و قم عبور نکنند.
حضرت رضا (ع) پس از اینکه وارد مرو شد مأمون پیشنهاد کرد که خلافت را بپذیرد امام رضا به شدت با این تقاضا مخالفت نمود.
مأمون گفت: پس ولایتعهدی را قبول کن، حضرت فرمود با شروطی این را میپذیرم.
مأمون گفت: شروط شما چیست؟
امام رضا فرمود: شرط من این است که در هیچ امری از امور سیاستی و حکومتی مداخله نکنم، و در عزل و نصب حکام و فرمانداران دخالتی نداشته باشم و از اوامر و نواهی برکنار باشم.
مأمون شروط را پذیرفت.
یاسر گوید: در یکی از اعیاد مأمون به امام رضا (ع) گفت: اینک روز عید است، سوار شوید و امامت نماز عید را به عهده گیرید، و برای مردم خطبه عید را بخوانید.
حضرت رضا در جواب مأمون فرمود خود میدانی که من پیشنهاد شما را با شروطی پذیرفتم و یکی از آن شرطها عدم شرکت در این گونه مراسم است.
امامت حضرت امام رضا (ع)
نویسنده : Admin | تاریخ : جمعه 25 تیر 1395
ارسال شده در : امام رضا (ع)
1- کلینی رضوان الله علیه - از حسین بن نعیم صحاف روایت کرده گفت: من و هشام بن حکم و علی بن یقطین در بغداد بودیم، علی بن یقطین گفت: من در نزد بندهی صالح بودم که فرزندش «علی» وارد شد، موسی بن جعفر علیهماالسلام فرمود: ای علی بن یقطین این فرزند من علی بزرگ و سرور فرزندان من است، و من کنیه خود را به او بخشیدهام.
در این هنگام هشام بن حکم کف دست خود را به پیشانیش زد و سپس گفت: وای بر تو چه گفتی؟ علی بن یقطین گفت: به خداوند سوگند خودم این سخن را از وی شنیدم، هشام گفت: من تو را مطلع سازم که وی امام بعد از خود را به شما معرفی کرده است.
2- نعیم قابوسی از حضرت کاظم (ع) روایت کرده که فرمود: فرزند من علی بزرگترین فرزندان من است، و از همه فرزندانم نزد من گرامیتر و نیکوتر است، و او با من در «جفر» مینگرد، و جز پیغمبر و یا وصی پیغمبری حق ندارد در «جفر» نگاه کند.
تولد حضرت امام رضا (ع) و حالات مادر آن حضرت
نویسنده : Admin | تاریخ : جمعه 25 تیر 1395
ارسال شده در : امام رضا (ع)
1- محمد بن یعقوب کلینی رضوان الله علیه گوید امام رضا (ع) در سال 148 هجری متولد شد، و در ماه صفر سال 203 در حالی که 55 سال از عمر شریفش میگذشت جهان را وداع گفت، در تاریخ تولد و وفات حضرت رضا (ع) اختلاف شده و لیکن مطلب قابل توجه و مورد اعتماد همان است که ما گفتیم و مادرش امولدی بود که او را امالبنین میگفتند.
2- شیخ صدوق رحمة الله علیه گفته: بزنطی گوید به حضرت ابوجعفر جواد (ع) عرض کردم: گروهی از مخالفین شما گمان میکنند که مأمون پدرت را به «رضا» ملقب ساخت در آن هنگام که او را به ولایتعهدی برگزید، حضرت جواد علیهالسلام فرمود: به خداوند دروغ گفتهاند و از طریق حق منحرف شدهاند، بلکه خداوند او را به «رضا» نامگذاری کرده، زیرا وی محل رضایت خداوند و پیغمبر و ائمه بعد از وی قرار گرفته است.
گوید: عرض کردم آیا همه پدران گذشتهات علیهمالسلام مورد رضایت خداوند و پیغمبر و ائمه نبودند، فرمود: چرا؟ گفتم: پس چگونه پدرانت از بین آنها «رضا» نامیده شد؟ فرمود: برای اینکه دشمنان و مخالفین او به وی رضایت دادند همانطور که دوستان و موافقین او راضی بودند و هیچ یک از پدرانش این چنین نبودند و از این رو پدرم از میان آنها ملقب به رضا گردید.
آخرین مطالب
» مکارم اخلاق و خصوصیات حضرت امام رضا (ع)
» اولاد حضرت امام رضا (ع)
» وقایع بین حضرت امام رضا (ع) و مأمون
» امامت حضرت امام رضا (ع)
» تولد حضرت امام رضا (ع) و حالات مادر آن حضرت
» نماز امام حسن علیه السلام
» زیارتنامه امام حسن مجتبی(ع)
» سیره قرآنی امام حسن مجتبى علیه السلام
» صلح امام حسن مجتبى (ع) ۲۵ ربیع الاول
» قرآن در سخن امام حسن مجتبی (علیه السلام)
» اهل بیت در کلام امام حسن (علیه السلام)
» نگاهى به شخصیّت و فضایل امام حسن مجتبى (ع) در منابع اهل سنّت
» امام حسن (ع) و آموزه هاى تربیتى

