تولد حضرت امام رضا (ع) و حالات مادر آن حضرت
نویسنده : Admin | تاریخ : جمعه 25 تیر 1395
ارسال شده در : امام رضا (ع)
1- محمد بن یعقوب کلینی رضوان الله علیه گوید امام رضا (ع) در سال 148 هجری متولد شد، و در ماه صفر سال 203 در حالی که 55 سال از عمر شریفش میگذشت جهان را وداع گفت، در تاریخ تولد و وفات حضرت رضا (ع) اختلاف شده و لیکن مطلب قابل توجه و مورد اعتماد همان است که ما گفتیم و مادرش امولدی بود که او را امالبنین میگفتند.
2- شیخ صدوق رحمة الله علیه گفته: بزنطی گوید به حضرت ابوجعفر جواد (ع) عرض کردم: گروهی از مخالفین شما گمان میکنند که مأمون پدرت را به «رضا» ملقب ساخت در آن هنگام که او را به ولایتعهدی برگزید، حضرت جواد علیهالسلام فرمود: به خداوند دروغ گفتهاند و از طریق حق منحرف شدهاند، بلکه خداوند او را به «رضا» نامگذاری کرده، زیرا وی محل رضایت خداوند و پیغمبر و ائمه بعد از وی قرار گرفته است.
گوید: عرض کردم آیا همه پدران گذشتهات علیهمالسلام مورد رضایت خداوند و پیغمبر و ائمه نبودند، فرمود: چرا؟ گفتم: پس چگونه پدرانت از بین آنها «رضا» نامیده شد؟ فرمود: برای اینکه دشمنان و مخالفین او به وی رضایت دادند همانطور که دوستان و موافقین او راضی بودند و هیچ یک از پدرانش این چنین نبودند و از این رو پدرم از میان آنها ملقب به رضا گردید.
3- حضرت عبدالعظیم از سلیمان بن حفص روایت کرده که گفت موسی ابن جعفر علیهماالسلام فرزندش علی را «رضا» خطاب میکرد و او را به این عنوان نام میبرد و میگفت: فرزندم «رضا» را بگوئید نزد من بیاید و یا به فرزندم رضا چنین گفتم و یا فرزندم رضا چنین گفت و هرگاه او را مورد خطاب قرار میداد وی را «ابوالحسن» نام میبرد.
4- علی بن میثم که از همگان درباره ائمهی اطهار علیهمالسلام اطلاعاتش بیشتر بود و از اوضاع خانوادگی و خصوصیات زناشوئی آنان مطلع بود میگفت حمیدة المصفاة مادر موسی بن جعفر که از اشراف و بزرگزادگان عجم بود کنیزی را که از مادری مسلمان متولد شده بود خریداری کرد، نام این جاریه، «تکتم» بود و از نظر عقل و دیانت از بهترین زنان عصر خود به شمار میرفت و به حمیدة المصفاة بسیار احترام میکرد تا آنجا که هیچگاه در نزد وی نمینشست حمیده به فرزندش موسی گفت: ای فرزند، «تکتم» بهترین زنی است که من دیدهام و شک ندارم که خداوند متعال فرزندان پاکی به او خواهد بخشید، من اینک او را به تو میدهم وی را به راه خیر و سعادت رهنما باش.
پس از اینکه حضرت رضا علیهالسلام متولد شد «تکتم» را طاهره نامگذاری کرد، حضرت رضا شیر زیاد میخورد و نیروی جسمانیش قوی بود، مادرش گفت: برای فرزندم یک مرضعه تهیه کنید که مرا یاری کند، گفتند: آیا شیرت کم شده است؟ گفت: نه به خداوند سوگند شیرم کم نشده است، بلکه من از روز ولادت فرزندم از اوراد و اذکار خود بازماندهام.
صولی گوید: دلیل بر اینکه نام مادر امام رضا علیهالسلام «تکتم» بوده گفتار شاعریست که در مدح حضرت رضا سلام الله علیه گوید:
الا ان خیر الناس نفسا و والدا
و رهطا و اجدادا علی المعظم
اتتنا به للعلم و الحلم ثامنا
اماما یؤدی حجة الله تکتم
گروهی این شعر را به عموی ابوابراهیم بن عباس نسبت دادهاند و لیکن من روایتی در این باره ندارم و از کسی نشنیدهام و صحت و سقم آن را تأیید نمیکنم و لیکن شک ندارم که این ابیات از ابوابراهیم بن عباس است:
کفی بفعال امریء عالم
علی أهله عادلا شاهدا
اری لهم طارقا مونقا
و لا یشبه الطارف التالدا
یمن علیکم بأموالکم
و تعطون من مائة واحدا
فلا یحمد الله مستبصرا
یکون لاعدائکم حامدا
فضلت قسیمک فی قعدد
کما فضل الوالد الوالدا
صولی گوید: من این ابیات را به خط پدرم در پشت دفتری که متعلق به او بود پیدا کردم و او نوشته بود: من این ابیات را از برادرم که از عمویش روایت میکرد شنیدم و او این اشعار را درباره امام رضا علیهالسلام گفته بود، و تکتم یکی از نامهای زنان عرب است که در اشعار ذکر آن آمده است:
طاف الخیالان فهاجا سقما
خیال تکنی و خیال تکتما
صولی گوید: ابراهیم بن عباس عموی پدرم اشعار و مدایح بسیاری دربارهی حضرت رضا علیهالسلام داشت که همه آنها را منتشر کرده بود، پس از آن حوادثی پیش آمد که او ناگزیر شد آن ابیات را جمعآوری نماید، گروهی گفتهاند: که مادر امام رضا «سکن النوبیه» نام داشته است، و نیز گفتهاند: که نام او نجمه و یا «سمان» و مکنی به امالبنین بوده است.
5- علی بن میثم از پدرش روایت میکند که وی گفت: هنگامی که حمیدة المصفاة مادر حضرت رضا علیهالسلام را خریداری کرد، متذکر شد که حضرت رسول صلی الله علیه و آله را در خواب دیده است که آن حضرت امر کرده که «نجمه» را به فرزندت موسی ببخشی، زیرا به زودی از وی فرزندی که بهترین مردم روی زمین است متولد خواهد شد.
هنگامی که حضرت رضا متولد شد او را طاهره نام گذاشت، مادر آن حضرت چند نام داشت: اروی، سکن، سمان و تکتم که آخرین نام او بوده است، علی بن میثم گوید: از مادرم شنیدم که نجمه در هنگام خریداری بکر بوده است.
6- علی بن میثم از پدرش روایت کرده که گفت: از مادرم شنیدم که میگفت: نجمه مادر حضرت رضا علیهالسلام میگفت:
هنگامی که فرزندم علی در رحم من قرار گرفت، من سنگینی بارداری را ندیدم، و در هنگام خواب صدای تسبیح و تهلیل از درون خود میشنیدم و این جهت مرا به ترس و وحشت وامیداشت و هرگاه بیدار میشدم چیزی نمیشنیدم.
هنگامی که وضع حمل کردم و کودک بر زمین قرار گرفت دست خود را بر زمین گذاشت و سر خود را به طرف آسمان بلند کرد در حالی که لبهای خود را حرکت میداد و مانند بزرگسالان سخن میگفت.
در این هنگام پدرش موسی بن جعفر وارد شد و گفت: ای نجمه کرامت پروردگار بر تو گوارا باد، من کودک را در حالی که در یک پارچه سفیدی پوشانیده شده بود به او دادم، وی در گوش راست کودک اذان و در گوش چپ اقامه گفت و با آب فرات گلوی او را گرفت، سپس به من برگردانید و گفت: بگیر این کودک را که از برگزیدگان خداوند در روی زمین است.
7- عتاب بن اسید گوید: از گروهی که اهل مدینه بودند شنیدم میگفتند: علی بن موسی الرضا علیهماالسلام روز پنجشنبه یازدهم ربیعالاول سال یکصد و پنجاه و سه متولد شد و این دو سال بعد از وفات حضرت صادق علیهالسلام بود.
8- هشام بن احمر گوید: حضرت موسی بن جعفر علیهالسلام به من فرمود: آیا اطلاع داری کسی در این روزها از طرف مغرب به مدینه وارد شده باشد؟ عرض کردم: اطلاع ندارم، فرمود: چرا مردی از اهل مغرب وارد مدینه شده است، بیائید با هم نزد او برویم، حضرت سوار شد و من هم با او سوار شده به نزد آن مرد رهسپار شدیم، در این هنگام مشاهده کردم مردی از اهالی مغرب با چند غلام و کنیز ایستاده است، گفتم: غلام و کنیزان خود را به ما نشان بده، وی هفت جاریه را به ما نشان داد و هیچ کدام مورد علاقه حضرت موسی بن جعفر نشدند.
سپس فرمودند: بقیه را نشان بدهید، مرد مغربی گفت: فقط یک جاریه دیگر که آن هم مریض است باقی مانده است موسی بن جعفر گفت: پس چرا او را نشان نمیدهی آن مرد از نشان دادن آن کنیز امتناع کرد و حضرت از آن جا مراجعت فرمودند، روز دیگر مرا بار دیگر برای خریدن آن کنیز نزد آن مرد فرستادند، و فرمودند: از آن مرد سؤال کن و بگو آخرین نظرت درباره او چیست؟ و اگر قیمت آن را معین کرد قبول کن.
هشام بن احمر گوید: من طبق فرمودهی امام علیهالسلام نزد آن مرد رفتم، وی گفت: من برای این کنیز قیمت معینی در نظر گرفتهام و از آن مقدار کم نخواهم کرد گفتم: من به این قیمت او را خریدم، فروشنده گفت: کنیز مال تو است، و لیکن به من بگو این مرد که دیروز همراه تو آمده بود، گفتم: مردی از بنیهاشم بود، گفت: از کدام قبیله بنیهاشم، گفتم: بیش از این اطلاعی ندارم.
آن مرد گفت: اینک از جریان خریداری این کنیز تو را مطلع سازم، هنگامی که من او را در انتهای مغرب خریداری کردم، زنی از اهل کتاب با من برخورد کرد و گفت: این کنیزی که همراه داری چیست؟ گفتم: وی را برای خود خریداری نمودهام، آن زن گفت: این چنین کنیزی شایسته نیست نزد مانند تو باشد.
این کنیز باید در نزد بهترین اهل زمین باشد، این جاریه پس از اندکی که در نزد صاحبش بگذراند، از وی فرزندی متولد خواهد شد که در شرق و غرب عالم مانند او نخواهد بود، آن مرد گوید: من کنیز موردنظر را به مدینه آوردم، و پس از اینکه موسی بن جعفر علیهماالسلام او را خریداری کرد چندی نگذشت که حضرت رضا علیهالسلام از او متولد شد.
9- طبری - رضوان الله علیه - گوید: حضرت رضا علیهالسلام در سال یکصد و چهل و هشت در شهر مدینه متولد شد.
و گفته میشود: تولد آن بزرگوار در شب یازدهم ذیقعده در روز جمعه سال یکصد و پنجاه و سه واقع شده است.
و در این هنگام پنج سال از وفات حضرت صادق علیهالسلام گذشته بود، و گفته شده که تولد آن حضرت روز پنجشنبه بوده است و مادرش کنیزی بود که او را امالبنین میگفتند، و نام او نجمه و سکن نوبیه و یا تکتم میباشد.
10- ابن شهر آشوب گفته: علی بن موسی علیهماالسلام مکنی به ابوالحسن و ابوعلی و ملقب به سراج الله، نور الهدی، قرة عین المؤمنین، مکیدة الملحدین، کفو الملک، کافی الخلق، رب السریر، دأب التدبیر، الفاضل، الجار، الوفی، الصدیق، و الرضی بود.
بزنطی گوید: او را از این جهت رضا میگفتند که خداوند و رسول و ائمه اطهار از وی خشنود بودند، و گفتهاند: آن حضرت را از این جهت «رضا» میگفتند، که مخالف و موافق او را برگزیدند، و گفته شده که مأمون او را به این عنوان انتخاب کرد، مادرش کنیزی بود که او را سکن نوبیه، و خیزران مرسیه میگفتند، و گفته میشود که نام او را نجمه میگفتند این مطلب را میثم روایت کرده است و گفته میشود: که نام او صقر و یا امالبنین و اروی بوده است. و هنگامی که حضرت رضا علیهالسلام متولد شد او را طاهره نامگذاری کردند.
تولد آن جناب روز جمعه و یا روز پنجشنبه یازدهم ربیعالاول سال یکصد و پنجاه و سه، پنج سال بعد از وفات حضرت صادق علیهالسلام واقع شد، و گفته میشود که تولد آن بزرگوار در سال یکصد و پنجاه و یک اتفاق افتاده است.
11- اربلی گفته است: آن حضرت در سال یکصد و چهل و هشت در شهر مدینه متولد شد، و گفته میشود که در روز جمعه یازدهم ماه ذیقعده سال یکصد و پنجاه و سه، پنج سال بعد از وفات حضرت صادق علیهالسلام متولد شده است، و گفته شده که تولد آن بزرگوار روز پنجشنبه بوده است، و مادرش کنیزی بود که او را امالبنین میگفتند و نام او نجمه، و سکن و یا تکتم میباشد.
12- حافظ عبدالعزیز جنابذی گوید: تولد حضرت رضا علیهالسلام در سال یکصد و پنجاه و سه واقع شده و مادرش را امالبنین میگفتند.
13- در دروس گوید: امام رضا علیهالسلام در سال یکصد و چهل و هشت در مدینه متولد شد، و گفته شده که تولد آن جناب روز پنجشنبه یازدهم ذیالقعده بوده است.
14- محمد بن طلحه گوید: تولد حضرت رضا علیهالسلام روز یازدهم ذیحجة در سال یکصد و پنجاه و سه، پنج سال بعد از وفات جدش حضرت صادق علیهالسلام واقع شد.
پدرش موسی بن جعفر و مادرش کنیزی بود که او خیزران مرسیه و یا شقراء نونیه میگفتند، نام آن بانو اروی و ملقب به شقراء بود، نام امام رضا علیهالسلام «علی» بود و او را سومین علی میگفتند، علی اول جدش امیرالمؤمنین و علی دوم جد دیگرش حضرت سجاد زینالعابدین علیهالسلام بودند، و القاب آن جناب عبارتند از: رضا، صابر، رضی، وفی، و رضا از همه القاب آن حضرت مشهورتر است.
15- غفاری در تاریخ خود گفته: حضرت امام رضا علیهالسلام روز جمعه یازدهم ذیقعده متولد شد.
16- کفعمی گفته: روز پنجشنبه یازدهم ذیقعدهی سال یکصد و چهل و هشت در شهر مدینه متولد گردید.
17- فتال نیشابوری گوید: تولد حضرت روز جمعه و در روایت دیگری روز پنجشنبه یازدهم ذیالقعده سال یکصد و چهل و هشت در شهر مدینه واقع شد.
18- مسعودی گوید: امام رضا علیهالسلام در سال یکصد و پنجاه و سه، پنج سال پس از وفات جدش حضرت صادق علیهالسلام در مدینه متولد شد، ولادت او مانند تولد پدرانش انجام گرفت و مانند آنان نشو و نما یافت.
از حضرت موسی بن جعفر علیهالسلام روایت شده که آن بزرگوار هنگامی که تکتم مادر حضرت رضا را خریداری کرد گروهی از یاران خود را جمع کرد و فرمود:
به خداوند سوگند که من این جاریه را به امر خداوند متعال خریداری کردم، از آن حضرت جریان خریداری تکتم را پرسیدند، فرمود: هنگامی که در خواب بودم جدم و پدرم نزد من آمدند در حالی که یک پارچه حریری را در دست داشتند، آنها پارچه حریر را بر زمین پهن کردند و از هم باز نمودند.
ناگهان من صورت این جاریه را در آن پارچه حریر دیدم، جدم و پدرم گفتند:
ای موسی از این کنیز بهترین خلق خداوند در روی زمین بعد از تو متولد خواهد شد، سپس به من امر کردند هنگامی که فرزندم تکتم متولد شد او را «علی» نامگذاری کنم و فرمودند خداوند بوسیله او عدل و داد و محبت و رحمت را ظاهر میگرداند، خوشا به حال کسی که او را تصدیق کند و امامت وی را بپذیرد، وای بر آنکه فردی که با او دشمنی کند و حق او را منکر گردد و با او عناد ورزد.
و در مروج الذهب گوید: تولد آن حضرت در سال یکصد و پنجاه و سه بوده است.
19- ابن الوردی گفته: تولد علی بن موسی در سال یکصد و چهل و هشت بوده است.
20- ابن اثیر گوید: علی بن موسی در سال یکصد و چهل و هشت در مدینه متولد شد.
مؤلف گوید:
مورخین و محدثین و اهل تراجم گفتهاند: که مادر حضرت رضا علیهالسلام از مردمان مغرب اقصی بوده است، یکی از بردهفروشان او را از مغرب خریداری کرد و به مدینه آورد، حمیدة المصفاة مادر حضرت موسی بن جعفر علیهالسلام او را برای فرزندش موسی خریداری نمود و حضرت رضا از آن کنیز مغربیه متولد شد، در موطن این بانوی معظم که از کدام شهر ناحیه مغرب بوده است در میان اهل تاریخ و حدیث اختلاف است.
گروهی او را از اهل نوبه میدانند، و نوبه منطقه وسیعی در افریقا است که امروز آن جا را سودان میگویند.
و نیز «نوبه» نام قبیلهای از سیاهان آفریقا هم میباشد، و جماعتی نیز مادر حضرت رضا علیهالسلام را از اهل «مرسیه» میدانند، و تصریح نکردهاند که آن بانو از مرسیه آفریقا بوده و یا از مرسیه اندلس، و ما اینک در این مورد توضیحاتی در اختیار مطالعه کنندگان محترم قرار میدهیم.
مسلمانان بعد از اینکه افریقا و شهرهای آسیای صغیر و روم شرقی را فتح کردند و خود را به اندلس رسانیدند، و نواحی دو طرف دریای روم (مدیترانه) را تصرف کردند در ساحل این دریای بزرگ در طرف جنوب و شمال لنگرگاههای زیادی برای پهلو گرفتن کشتیهای جنگی و مسافربری تأسیس کردند و ارتباطات سیاسی و نظامی و تجاری را میان شهرها برقرار ساختند.
این بنادر جدیدالتأسیس را به جهت اینکه کشتیها در آن پهلو میگرفتند «مرسی» میگفتند، و مرسی در لغت عرب محلی است که کشتی در آن لنگر میاندازد و متوقف میگردد، و در نسبت «مرسیه» میشود، سید مرتضی زبیدی در تاج العروس گوید:
مرسیه بضم میم و مردمان مغرب آن را بفتح میم تلفظ میکنند، نام شهری است در مشرق اندلس که امیر عبدالرحمن بن حکم اموی آن را ساخته است.
«مرسیه» شهری است بسیار خرم و دارای باغها و بوستانهای فراوان و ابوغالب تمام بن غالب لغوی از این شهر است.
ابوغالب کتاب نفیسی در علم لغت تألیف کرد، هنگامی که ابواسحاق بر اندلس غلبه کرد هزار دینار برای ابوغالب فرستاد تا نام آن را در کتاب بنویسد، ابوغالب از پیشنهاد وی امتناع ورزید و گفت اگر تمام جهان را به من بدهی این کار را نخواهم کرد، من کتاب خود را برای طلاب علوم تألیف کردهام.
سیوطی در تاریخ الخلفاء گفته: عبدالرحمن بن حکم اموی نخستین امیری است، که سلطنت بزرگ و باشکوهی در اندلس تأسیس کرد و دولت مستقل با تشکیلاتی وسیع پایهگذاری کرد، در دوره حکومت او در اندلس دارالضرب تأسیس شد و مردم لباسهای گلدار و رنگارنگ و منقش پوشیدند، و از هنگامی که مسلمانان عرب وارد اندلس شده بودند تا عصر عبدالرحمان دارالضربی نداشتند، و معاملات مسلمانان با درهم و دیناری که از بلاد شرقی به آنجا حمل میشد انجام میگرفت عبدالرحمن در سال 239 درگذشت.
از گفتههای زبیدی و سیوطی که در بالا نقل شد معلوم گردید که «مرسیه» اندلس در قرن سوم پایهگذاری شده، عبدالرحمان بن حکم اموی چند سال بعد از شهادت حضرت رضا (ع) به امارت اندلس رسید و سپس «مرسیه» را ساخت، بنابراین مادر حضرت رضا (ع) از «مرسیه» اندلس نبوده است.
یاقوت حموی گوید: «مرس الخرز» بفتح و سکون راء و سین مهمله و خرز بفتح خاء و راء جای آبادی است در ساحل افریقا بین آن و بونه سه روز راه است، و از این مکان مرجان استخراج میکنند، و ابن حوقل گوید: «بونه» شهریست متوسط در کنار دریا که بازارهای زیبا و تجارتخانههای فراوانی دارد، قیمت اجناس در این شهر متوسط است، و در آنجا انواع و اقسام میوهها و خوردنیهای ارزان دیده میشود و باغهای زیادی در نزدیک شهر هست.
نتیجه بحث این است که مادر حضرت رضا (ع) که گاهی به عنوان «خیزران مرسیة» و زمانی به عنوان «شقراء نوبیه» در کتب عنوان شده باید از همین مراسی افریقا باشد، و احتمال میدهد که از اهل همین «بونه» باشد که بعدا به «نوبه» تصحیح شده است، و العلم بحقائق الامور عند الله تعالی.
با مطالبی که در بالا نقل کردیم ادعای یکی از نویسندگان معاصر که گفته است: مادر حضرت رضا (ع) از اهل «مارس» فرانسه بوده باطل میشود، در صورتی که قبول کنیم که بندر مارس در فرانسه همان «مرسیه» اندلس اسلامی باشد باز ادعای وی درست نیست، و ما در چند سطر قبل تحقیق کردیم که «مرسیه» را عبدالرحمان بن حکم اموی ساخته و او چند سال پس از شهادت امام رضا (ع) به جای پدرش حکم به خلافت و امارت نشست.
منبع : قائمیه اصفهان
آخرین مطالب
» مکارم اخلاق و خصوصیات حضرت امام رضا (ع)
» اولاد حضرت امام رضا (ع)
» وقایع بین حضرت امام رضا (ع) و مأمون
» امامت حضرت امام رضا (ع)
» تولد حضرت امام رضا (ع) و حالات مادر آن حضرت
» نماز امام حسن علیه السلام
» زیارتنامه امام حسن مجتبی(ع)
» سیره قرآنی امام حسن مجتبى علیه السلام
» صلح امام حسن مجتبى (ع) ۲۵ ربیع الاول
» قرآن در سخن امام حسن مجتبی (علیه السلام)
» اهل بیت در کلام امام حسن (علیه السلام)
» نگاهى به شخصیّت و فضایل امام حسن مجتبى (ع) در منابع اهل سنّت
» امام حسن (ع) و آموزه هاى تربیتى

