فتوای میرزا ابوالقاسم قمی
« سؤال - آیا جایز است در ایٌام عاشورا تشبیه به صورت امام یا ادعای اهل بیت به جهت گریانیدن مردم و آیا جایز است که مردان در لباس اهل بیت یا غیر ایشان متشبه شوند به همان قصد ، یا نه ؟ .
جواب - ... می گوئیم در تشبیه به معصوم و نیکان راه منعی در نظر نیست و عمومات حجان بکاء ( گریستن ) و ابکاء ( گریانیدن ) و تباکی ( خود را گریان نشان دادن ) بر سید الشهداء و تابعان ایشان دلالت بر آن دارد ... و گاهست که توهم شود که این موجب هتک حرمت بزرگان دین است . و این توهم فاسد است زیرا که مراد تشبیه نفس یه نفس و شخص یه شخص نیست بلکه تشبیه صورت و زیٌ و لباس است محض از برای تذکرهء احوال ایشان را . که مراد هتک حرمت ایشان است از جهت اینکه خواریهائی که سبت به ایشان رسیده نباید به نظر های مردم آورد، که مردم مطلع به آن خواریها بشوند پس آن نیز باطل است . زیرا که احادیثی که از ائمه اطهار علیهم السلام وارد شده و ذکر آن خواریها و ما را مامور کرده اند به خواندن آنها در مجامع ، بیش از حد و احصاء است . ما الحال تصویر آن خواریها در شخص غیر ایشان جلوه می دهیم . با وجود آنکه می گوئیم در اخبار و السنهء اخبار تشبیه امیر المؤمنین به شیر که حیوانی است و جناب سید الشهداء را به گوسفندی که سر آن را ببرند و نیکان و متقیٌان را به غرٌ محجٌلین که امیر المؤمنین قائد آنها ست بسیار است . پس چرا تشبیه به صورت شیعه ای از شیعیان و محبٌی از محبٌان ایشان جایز نباشد و این هتک حرمت باشد ؟ و همچنین تصویر عورات سواره بر شتران برهنه به اشخاص مشابه آنها چه ضرر دارد ، با وجود اخبار بسیار که چنین واقع شده و در مجالس می خوانیم آنها را -
و امٌا تشبیه به اعدای اهل بیت . پس دلیل بر آن اینست که منعی که متصور است اینست که از چیزی است که در السنه مشهور است که مت تشبٌه بقوم و هو منهم - و ظن اینست که مضمون روایت باشد و لکن الحال در نظرم نیست - و بر این وارد است که اولا" اینکه این را تشبیه نگویند. چون ظنٌ آن شبیه اینست که خواهد خود را از ایشان داند و به طوع و رغبت در آن لباس رود ، خواهد که خود را از جمله آنها شمرد ، سلٌمنا که عموم شاهد آن باشد . پس می گوئیم بعد منع سند و دلالت و تسلیم عموم ، اینکه نسبت میان آن و عمومات ابکاء ، عموم من وجه است و شکی نیست که عموم حجان ابکاء سند و دلالت و اعتضاد ارجح است بر حرمت اینگونه تشبیه .و همچنین هرگاه استدلال شود بر حرمت ، به حرمتِ اذلال مؤمن نفس خود را و همچنین جواب می گوئیم منعا" و تسلیما" و تضعیفا" . بلکه گاه است که این از اعظم مجاهدات است . و این را محض از برای رضای خدا کردن جهاد عظیم است و حقتعالی اعظم از آنست که { اگر } کسی خود را در راه او ذلیل کند ، محروم کند از فیض . و دیگر اینکه اشخاص مختلف می باشند و نسبت به بعض اشخاص اذلال نیست به جهت مهانت نفس او و غالب اینست که از این اشخاص متشبه می شوند به صورت اعادی ....»
( ادامه دارد )
مایل بکتاش . همان . صص 23 و 24 و 25 .
نویسنده علیرضا آیت اللهی . ،
چهارشنبه 26 آذر 1393 12:40 PM |