... وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
پژوهشگر ، از احفاد حضرت سید الشهداء امام حسین (ع) و پایبند به مرام آزادگی ، ستمستیزی و پایداری آن مدافع بزرگ « حق » و سرور آزادگان جهان است . روحانیزاده ، متولد 1324 شهر یزد ، قریب به هفتاد سال هزاران بار شخصا" در مراسم مورد نظر شرکت داشته ؛ حتی در تحصیلات دوره دکتری خود در مردم شناسی در فرانسه همیشه و در همه حال متوجه حرمت شهادت یزرگان اسلام و پاسداری خون ایشان بوده است
نویسنده
علیرضا آیت اللهی .
آماروبلاگ
کل بازدید : 74697
تعداد نظرات : 45 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 2 آبان 1393  عدد
تعداد کل پست ها : 94
آخرین بروز رسانی : شنبه 5 آبان 1397 
دیگر امکانات
مطالب اخیر وبگاه
 
بقیه فتوای میرزا ابو القاسم قمی
 
« امٌا مسئله تشبیه بر زنان . پس جواب آن نیز از آنچه گفتیم  ظنٌ می شود که ممنوع است که مراد از تشبیه این باشد که به جهت آنکه این شخص متشبه به زنان  از حیثیت آنکه تشبیه به زنان است نمیکند بلکه می خواهد که مثلا" زینب خاتون را مصوٌر کند به لباسی که صریح در زنان نیست  و اگرباشد هم مضرٌ نیست مثل چادر شب به سر کردن و مکالماتی که ایشان می فرمودند بکند به جهت ابکاء  و این را تشبیه به زنان نمی گویند . چون ظنٌ آن تشبیه به آنچه مختص به جنس زنان است بدون غرضی دیگر  و در اینجا لباس زنان پوشبدن نه از برای نمود خود است در صورت زن و فرق بسیار است میانه ء ملاحظه تشبه به شخص معین از زنان از راه  خصوصیات افعال آن زن و تشبیه جنس زنان از راه تشبیه به این جنس . پس خوب تامل کن تا بیابی .
 
( ادامه دارد . نیز نگاه کنید به توضیح - فتوای سید علی یزدی )
 
مایل بکتاش . همان . ص25 .
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، پنج شنبه 27 آذر 1393 3:47 PM | نظرات (0)
 
نظر - فتوای سید علی یزدی
 
نظربه فتوای میرزا ابو القاسم قمی در باره تعزیه ( یادداشت قبلی)
 
« ( مورد دوم را سید علی یزدی در سال 1320 هجری به این طرز بیان کرده است :
بر تقدیر ورود نهی از تشبیه به اعداء و تسلیم ورود من تشبه بقوم فهو منهم  گوئیم : نهی نه از تشبیه در مجرد هیئت و صورت است . بلکه مراد تشبه در اعمال و افعال است که متشبه خود را از آنها و در عداد آنها قرار دهد یا مراد از تشبه مودٌت و رفاقت و تزئین طریقه و استحسان رویٌه آنها است .... )
 
( ادامه دارد )
 
مایل بکتاش . همان . ص 24 .
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، پنج شنبه 27 آذر 1393 3:39 PM | نظرات (0)
 
فتوای میرزا ابوالقاسم قمی
 
« سؤال - آیا جایز است در ایٌام عاشورا تشبیه به صورت امام  یا ادعای اهل بیت به جهت گریانیدن مردم  و آیا جایز است که مردان در لباس اهل بیت یا غیر ایشان متشبه شوند به همان قصد ، یا نه ؟ .
جواب - ... می گوئیم در تشبیه به معصوم و نیکان راه منعی در نظر نیست و عمومات حجان بکاء ( گریستن )  و ابکاء ( گریانیدن ) و تباکی ( خود را گریان نشان دادن ) بر سید الشهداء و تابعان ایشان دلالت بر آن دارد ... و گاهست که توهم شود که این موجب هتک حرمت بزرگان دین است . و این توهم فاسد است زیرا که مراد تشبیه نفس یه نفس و شخص یه شخص نیست  بلکه تشبیه صورت و زیٌ و لباس است محض از برای تذکرهء احوال ایشان را . که مراد هتک حرمت ایشان است از جهت اینکه خواریهائی که سبت به ایشان رسیده نباید به نظر های مردم آورد، که مردم مطلع به آن خواریها بشوند پس آن نیز باطل است . زیرا که احادیثی که از ائمه اطهار علیهم السلام وارد شده و ذکر آن خواریها و ما را مامور کرده اند به خواندن آنها در مجامع ، بیش از حد و احصاء است . ما الحال تصویر آن خواریها در شخص غیر ایشان جلوه می دهیم . با وجود آنکه می گوئیم در اخبار و السنهء اخبار تشبیه امیر المؤمنین به شیر که حیوانی است و جناب سید الشهداء را به گوسفندی که سر آن را ببرند و نیکان و متقیٌان را به غرٌ محجٌلین که امیر المؤمنین قائد آنها ست بسیار است . پس چرا تشبیه به صورت شیعه ای از شیعیان و محبٌی از محبٌان ایشان جایز نباشد و این هتک حرمت باشد ؟ و همچنین تصویر عورات سواره بر شتران برهنه به اشخاص مشابه آنها چه ضرر دارد ، با وجود اخبار بسیار که چنین واقع شده و در مجالس می خوانیم آنها را -
و امٌا تشبیه به اعدای اهل بیت . پس دلیل بر آن اینست که منعی که متصور است اینست که از چیزی است که در السنه مشهور است که مت تشبٌه بقوم و هو منهم - و ظن اینست که مضمون روایت باشد و لکن الحال در نظرم نیست - و بر این وارد است که اولا" اینکه این را تشبیه نگویند. چون ظنٌ آن شبیه اینست که خواهد خود را از ایشان داند و به طوع و رغبت در آن لباس رود ، خواهد که خود را از جمله آنها شمرد ، سلٌمنا که عموم شاهد آن باشد . پس می گوئیم بعد منع سند و دلالت و تسلیم عموم ، اینکه نسبت میان آن و عمومات ابکاء ، عموم من وجه است و شکی نیست که عموم حجان ابکاء سند و دلالت و اعتضاد ارجح است بر حرمت اینگونه تشبیه .و همچنین هرگاه استدلال شود بر حرمت ، به حرمتِ اذلال مؤمن نفس خود را و همچنین جواب می گوئیم منعا" و تسلیما" و تضعیفا" . بلکه گاه است که این از اعظم مجاهدات است . و این را محض از برای رضای خدا کردن جهاد عظیم است و حقتعالی اعظم از آنست که { اگر } کسی خود را در راه او ذلیل کند ، محروم کند از فیض . و دیگر اینکه اشخاص مختلف می باشند و نسبت به بعض اشخاص اذلال نیست به جهت مهانت نفس او و غالب اینست که از این اشخاص متشبه می شوند به صورت اعادی ....»
 
( ادامه دارد )
 
مایل بکتاش . همان . صص 23 و 24 و 25 .
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، چهارشنبه 26 آذر 1393 12:40 PM | نظرات (0)
 
زمان آغا محمد خان قاجار ، فتحعلیشاه
 
« در زمان آغا محمد خان قاجار که سنٌت تعزیه و نشان دادن وقایع عاشورا  رو به توسعه نهاد  نخستین حکم معروف مربوط به « شبیه خوانی » توسط میرزا ابو القاسم بن حسن گیلانی معروف به فاضل قمی که از بزرگترین مجتهدین و علما و فقهای امامیه در دوره قاجاریه است صادرشد . وی که بر آغا محمد خان قاجار  و فتحعلیشاه نفوذ معنوی داشت و از احترام فوق العاده ای نزد علمای امامیه برخوردار است صریحا" نظر داد که « شبیه خوانی » نه تنها حرام نیست و جایز است بلکه از اعظم مجاهدات است .
فتوای معروف میرزا ابو القاسم قمی بعدها در سال 1234 قمری در کتاب فقهی او بنام « جامع الشِتات » نیز انتشار یافت و بارها چاپ آن تجدید شد .
و ما اینک 158 سال خورشیدی پس از چاپ اوٌل این سند  تاریخی و مذهبی که در آن آزادی اصول تئاتر بنام « شبیه » اعلام و شناخته شده است یکبار دیگر متن آن را در اینجا به آگاهی جویندگان حقیقت می رسانیم : »
 
(ادامه دارد )
 
مایل بکتاش . همان . ص 22 
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، چهارشنبه 26 آذر 1393 12:36 PM | نظرات (0)
 
آیا شبیه درآوردن جایز است ؟
 
« ... تعزیه یا شبیه چه رابطه ای باشریعت اسلام پیدانمود. آیا این ابداع از نظر شریعت پذیرفته شد یا رد گردید . با توجه به این واقعیت محرز که « تعزیه » از ایمان منشاء گرفت و در گهواره مذهبی رشد یافت برهان آن واضح به نظر می رسد . امٌا چون از هنگام آغاز انتقال جامعه سنتی به جامعه جدید ریشه های ذهنی و فرهنگی آن قطع شد شناخت جامعه از تعزیه دچار خطا گردید و گاه تعزیه و گاه دین از نظر روابط آنها در معرض تخطئه قرار گرفتند . صرفنظر از جریان انکار نا پذیر پدیدار دینی « تعزیه » برای رسیدن به رای قاطع در باره تعزیه یا شبیه  و مفهوم کلی تآتر  از نظر گاه دین اسلام ابتدا باید به نظرات  عالمان دین مراجعه نمود . زیرا که سوء تفاهمات بر اثر عدم آگاهی  درست از این نظریات ناشی شده اند . مسائل دینی اسلام اطور کلی در دو زمینه  علم کلام و علم اصول فقه بررسی شده اند . در مباحث علمای علم کلام  که کار آنها بحث نظری در عقاید دینی  از طریق تفسیر کلام و قرآن است اتفاقا" مسئله ای بنام « تشبیه » از اساسی ترین مسائل مورد بحث است  . امٌا این موضوعِ علم کلام مربوط به الهیات و در زمینه توحید است . مربوط به امکان یا عدم امکان « تشبیه » به ذات خداوند است که عموما" از طرف علمای معتزله و اشاعره رد شد ه است . البته نسبت به امکان رؤیت خداوند که مورد توجه برخی متصوفه نیز واقع شده نظرهای مثبتی دارند . پس این نوع « تشبیه » هیچ ارتباطی به تشبیه انسانی که تعزیه به آن رسیده است ندارد .
ناچار برای راطلاع از موضع و نظرگاه اسلام نسبت به تشبیه انسانی  و به عبارت دیگر « شبیه » بایستی به نظریات وفقهای اسلام که کار آنها بحث در احکام عملی شریعت است رجوع کرد . باید گفت که فقیهان شیعه در همان مقارن پیدایش شکل « تعزیه » به این مسئله جواب دادند و حکم شریعت را همزمان با توسعه شبیه خوانی جاری ساختند . شبیه یا درام مذهبی در اسلام آزاد و مجاز شناخته شد . »
 
مایل بکتاش . همان . صص 21 و 22 .
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، سه شنبه 25 آذر 1393 7:47 PM | نظرات (0)
 
تبریز در قرن یازدهم
 
« اولیاء چلبی سیٌاح و نویسنده عثمانی که در زمان سلطنت شاه صفی در سال 1050 به تبریز آمده است در سیاحتنامه خود  در باره عزاداری عاشورا چنین نوشته است :
در دهم هرسال در میدان چوگان تبریز اعیان و اشراف و اهالی شهر از صغیر و کبیر خیمه و خرگاه بر پا ساخته و در آنجا برای شهیدان کربلا گریه و زاری می کنند . در این مدت سقاخانه ها در جام های بلورین آب به مردم می دهند . خان یا بیگلر بیگی تبریز در چادر منقش خود می نشیند و جمیع اعیان و اشراف تبریز در این مجلس در حضور خان بوده و کتاب و مقتل امام حسین را می خوانند . جمله محبٌان حسینی با خضوع و خشوع نشسته گوش فرا می دهند . خواننده کتاب وقتی که به این مطلب رسید که شمر لعین حضرت امام حسین مظلوم را چگونه شهید کرد همان ساعت از سراپرده شهدای روز عاشورا شبیه اجساد کشته شدگان اولاد امام حسین را به مبدان می آورند . در تماشای این منظر ، از مردم غریو ناله و فریاد واحسینا به آسمان بلند می شود و تمام تمشا کنندگان گریه و زاری می کنند و صدها عاشقان حسینی با شمشیر ها و قمه ها ی برٌان سر و صورت و بدن خود را شکافته و مجروح می سازند . به عشق امام حسین خون جاری می کنند . سبزه زار میدان خون آلود و لاله زار می شود . و بعد از آن شبیه کشته گان را از میدان برده کتاب مقتل امام حسین را تمام می کنند . »
 
مایل بکتاش . همان . ص 20 .
 
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، سه شنبه 25 آذر 1393 10:48 AM | نظرات (0)
 
باز هم تعزیه در اصفهان صفوی
 
 پی یترو دلاواله در مورد مراسمی که در سال 1027 در اصفهان ناظربوده است نوشته است :
« با فرارسیدن روز دهم محرم ، یعنی روز قتل حسین ، از تمام اطراف و محلات اصفهان دسته های بزرگی به راه می افتند درحالیکه با خود بیرق و علم حمل می کنند و بر روی اسب هائی که همراه دسته ها است سلاح های مختلف و عمامههای متعدد قرار دارد . علاوه بر این چندین شتر نیز همراه دسته ها هستند که بر روی آنها جعبه هائی حمل می شود که درون هریک سه چهار بچٌه به علامت بچٌه های حسین شهید قرار دارند . علاوه بر اینها هریک از دسته ها تابوت هائی حمل می کنند که دور تا دور آنها مخمل سیاهرنگی پیچیده شده  و در روی آنها یک عمٌامه که احیانا" به رنگ سبز است و همچنین یک شمشیر قرار داده اند . همچنین روی طبق های متعدد که بر سر عده ای قرار دارد اشیاء و سلاح های گوناگونی چیده شده است. این عده به آهنگ سنج و نای جست و خیز می کنند و دور خود چرخ می زنند . تمام طبق نیز به این نحو می چرخند و منظره جالبی پیدا می کنند . دور تا دور حاملین طبق را عده ای چماقدار گرفته اند ... »
 
مایل بکتاش . همان . ص 19 .
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، دوشنبه 24 آذر 1393 12:20 PM | نظرات (0)
 
 
عزاداری و تعزیه حدود 400 سال پیش در شیراز
 
« در باره پیدایش مقدمات شبیه در زمان صفویه آگاهیهائی از یادداشت های جهانگردان می توان بدست آورد . آنتونیو دو گووه آ در مورد مراسمی که در سال 1011 هجری در شهر شیراز دیده نوشته است :
پیشاپیش دسته های عزادار شترانی دیده می شد که بر پشت هریک پارچه ای سبز رنگ افکنده و زنان و کودکان را بر آنها سوار کرده بودند . سر و روی زنان زخمی و تیر خورده بود . و گریان و نالان به نظر می آمدند . سپس جمعی مردان مسلح گذشته که با تفنگ بر هوا تیر می انداختند ( که این نکته حاکی از درام و زندگی است ) بعد از آنها چند تابوت گذشت . حاکم شهر ( الله وردیخان ) و سایر بزرگان حکومت هم از دنبال ابشان می رفتند و همگی به مسجد بزرگ شیراز داخل شدند . در آنجا ملٌائی بالای منبر رفت و روضه خواند و همه گریستند ... »
 
مایل بکتاش . همان . صص 18 و 19 .
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، یک شنبه 23 آذر 1393 2:24 PM | نظرات (0)
 
شاه عباس اول
 
دو دستگی و زد و خوردهای مرسوم ؟!
 
« پی یترو دلٌا واله جهانگرد ایتالیائی که چندسال بعد ، در همان زمان شاه عباس اوٌل  ، در اصفهان بوده است ، نوشته است :
در ایٌام محرم دور تا دور دسته هائی را که مراسم عزاداری بجا می آوردند عدٌه ای چماقدار گرفته اند که هر آن اماده هستند با دسته های دیگر نه فقط به خاطر تقدم و تاخر ، بلکه به قصد مبارزه جوئی وارد دعوا و زد و خورد شوند تا به نحوی در عزای حسین شرکت کرده باشند . زیرا معتقدند اگر کسی در این روز ضمن دعوائی کشته شود یکسر به بهشت خواهد رفت . در میدان شهر و در محل های اصلی تقاطع  تعداد زیادی از سواران وزیر و بزرگان دیگر آماده اند که نگذارند دسته ها درگیر شوندو آنها را از یکدیگر دور نگهمیدارند .  با وجود این روزی که خود من سوار بر اسب ناظر بودم دیدم این اقدامات سودمند واقع نشد و جلوی قصر شاهی عدٌه ای با یکدیگر به نزاع برخاستند و به همین قیاس در خیابان های دیگر نیز زد و خوردهائی در گرفت که در نتیجه جماعتی با سر و دست شکسته به خانه خود رفتند . در نزاعی که من شاهد آن بودم دیدم عده ای که به خانه شاه نزدیک تر بودند موقعی که مورد حمله قرار می گرفتند طبق ها و علم ها و سایر وسایل خود را به داخل قصر می بردند تا از گزند دستبرد در امان باشند . زیرا در موقع نزاع رسم است که اینگونه اشیاء از طرف حریف به یغما برود و برای دسته ای که آنها را از دست بدهد موجبات ننگ و شرمساری عظیمی فراهم می شود . در سال 1028 هجری شاه عباس در یکی از ایوان های سردر عالی قاپو دسته ها را تماشا می کرد و چون نمی خواست زد و خوردی روی دهددستور داد که دسته ها با رعایت نظم و ترتیب بکی بعد از دیگری بگذرند . ».
 
مایل بکتاش ، جزوه دستنویس « تعزیه و فلسفه آن » ، شیراز ، مرداد 1355 .  سمپوزیوم تعزیه
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، چهارشنبه 19 آذر 1393 4:21 PM | نظرات (0)
 
دودستگی
 
« جهانگردانی که در زمان صفویه از ایران دیدن کرده اند یادداشت هائی در این باره دارند . آنتونیو دو گووه آ ( 1011 هجری ) Antonio de gouvea کشیش اسپانیولی که در زمان شاه عباس اوٌل به ایران آمده می نویسد :
در ده روز محرم دسته های محرم در حالی که مرتب فریاد می زنند و شاه حسین وای حسین می گویند در کوی ها می کردند و با آهنگ نوحه می خوانند . بعضی از دسته ها مسلح و بعضی بدون اسلحه هستند . عده زیادی از مردم چماق هائی به بلندی پنج یا شش ذرع  در دست دارند ؛ غالبا" دو دسته می شوند و با آن چماق ها به جان یکدیگر می افتند ؛ و چنان به سختی می زنند که معمولا" چند نفر می میرند . 
وی این اوضاع را در شیراز دیده بود . »
 
مایل بکتاش . همان . ص 16 .
 
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، سه شنبه 18 آذر 1393 12:03 AM | نظرات (0)

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم