... وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
پژوهشگر ، از احفاد حضرت سید الشهداء امام حسین (ع) و پایبند به مرام آزادگی ، ستمستیزی و پایداری آن مدافع بزرگ « حق » و سرور آزادگان جهان است . روحانیزاده ، متولد 1324 شهر یزد ، قریب به هفتاد سال هزاران بار شخصا" در مراسم مورد نظر شرکت داشته ؛ حتی در تحصیلات دوره دکتری خود در مردم شناسی در فرانسه همیشه و در همه حال متوجه حرمت شهادت یزرگان اسلام و پاسداری خون ایشان بوده است
نویسنده
علیرضا آیت اللهی .
آماروبلاگ
کل بازدید : 74690
تعداد نظرات : 45 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 2 آبان 1393  عدد
تعداد کل پست ها : 94
آخرین بروز رسانی : شنبه 5 آبان 1397 
دیگر امکانات
مطالب اخیر وبگاه
 
شاه اسمعیل صفوی
 
« شاه اسمعیل صفوی ( متوفی به سال 930 هجری ) با بهره گیری از ارزش های معنوی تشیع و با تقویت سنت های مذهبی آن پرچم سیاسی شیعه را در آذربایجان بر افراشت . او خود یک ابداع گر نیز بود . شعر مذهبی در فضائل حضرت علی و امام حسین می سرود و از آن برای بسیج و بر انگیختن نیروهای انسانی در راه  رسیدن به مقاصد اجتماعی و ملٌی خود کمک می گرفت . در این زمینه مفهوم شعری از شاه اسمعیل که با تخلص خطائی سروده شده قابل توجه است  . وی در آن نیکمردان مذهب شیعه را سرمشق راه خود و مریدانش قرار داده است :
 
از ازل آن شه بود سلطان ما
پیر ما ، مرشد ما ، هم خان ما
ما به قربانش رویم از جان و دل 
چون کلام شه بود ایمان ما
مرگبار است بر حسود و بر دو رو
تیر آن حرفی که شد برهان ما
در حق شه پا نهادیم در طریق
ما حسینی ایم و هست دوران ما
ما غلام هستیم امام را از وفا
جانفشان نام و شهید عنوان ما
راه ما راهی خطیر هم پر خطر
سر نهادن در طریق ، ارکان ما
« خطائی » سرٌ حیدر را بهانه
منکران بر شاه حق خصمان ما » *
* مایل بکتاش . همان . ص 15


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، دوشنبه 17 آذر 1393 2:27 PM | نظرات (0)
 
به دلیل تآلم ناشی از درگذشت خواهر مؤمنه ام
حاجیه وجیهه خانم آیت اللهی
چند روزی از فیض خدمتتان در این وبلاگ معذور می باشم
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، چهارشنبه 12 آذر 1393 3:33 PM | نظرات (1)
 
تغییر مسیر تعزیه و عزاداری در دوره سلطنت صفویان
 
از نوشته های بعضی از نویسندگان چنین  بر می آید که از جمله اهداف مراسم عزاداری حسینی در زمان صفویان نیز تحریک و بسیج مردم و به نوعی مانور نظامی بر علیه دشمن ، امٌا این بار نه بر علیه دشمن خارجی ( چون متوکل عباسیکه مقبره امام حسین (ع) را به آب بست ، یا خلفای عباسی جانشین و نظیر وی ، یا خلفاء ؟ و سلاطین ترک ، و ... ) بلکه بر علیه دشمن داخلی ، یا دشمن فرضی داخلی  ، یا عرض اندام در مقابل وی  ، یا حتی پیشگیری از قدرت گرفتن گروه و دسته رقیب  چون یک گروه و دسته از محله ی همسایه بوده است ؛ عوام : 
- به جای خصومت قومی ، در رقابت محلی در مقابل یکدیگر صف آرائی می کنند .
- عزاداری محرم را « بهانه » یا در واقع  فرصت مغتنمی در این راه یافته اند .
کار به زد و خورد های متعدد بین هیئت هایعزاداری می کشد ؛ و گاه حتی از زخمی کردن و کشتن یکدیگر دریغ نمی کنند ! .
شاید بنیانگذار این امر،  شاه اسماعیل صفوی ، یا در واقع مشاوران وی باشند که سوء استفاده گرایانه از این مراسم عقیدتی - ملٌی ، آن را ابزار غلبه بر گروه های رقیب شمرده به این « بهانه » که رقبا از حسینیان اصیل و حقیقی نیستند بر آنان می تاخته اند .
احتمالا" قتل عام بسیار فجیعی که شاه اسماعیل صفوی در یزد تا حدودی شافعی مذهب ، امٌا در عین حال پایگاهی بزرگ و تاریخی از تشیع  ، به راه انداخته است بنابر همین سیاست بوده است ؛ و شاید در این مقتل حدود ثلث مردم شهر یزد را بدون آن که باوی به مبارزه برخاسته باشند بی گناه قتل عام کرده باشد ...
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، چهارشنبه 12 آذر 1393 12:02 PM | نظرات (0)
 
اصل تشبٌه نزد ملٌا حسین واعظ کاشفی
 
« ملٌا حسین واعظ کاشفی ( متوفی به سال 910 هجری  ) در زمان سلطنت سلطان حسین میرزا بایقرا در هرات کتاب « روضة الشهداء » را که نخستین مقتل به زبان فارسی است نوشت و محمد بن سلیمان فضولی ( متوفی به سال 973 ) به تبعیت از او در بغداد نخستین مقتل را در زبان ترکی بنام « حدیقة الشهداء » به قلم آورد . هردو توجه خود به زمخشری را اعلام داشتند و اصل تشبه و تمثل در جهت همانند سازی فضیلت جویانه را هدف روایت پردازی مذهبی خویش قرار دادند . این مقتل ها که اساسا" در ذکر واقعه ء دشت کربلا بود هر ماه محرم در مجالس و محافل عزاداری  به قصد بر انگیختن  و گریا نیدن حاضرین خوانده می شد . این کار که روضه خوانی نامیده می شد مقارن با روی کار آمدن دولت صفویه که شیعی مذهب بودند رواج گرفت . این موقعی است که اصل تشبٌه نقش اجتماعی خود را به ظهور می رساند . » 
از جزوهء دستنویس مایل بکتاش . همان


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، سه شنبه 11 آذر 1393 11:12 PM | نظرات (0)
 
ابو المؤید موفق خوارزمی
 
« ابو المؤید موفق خوارزمی ( متوفی به سال 568 هجری ) با گرد آوری اخبار و حدیث های دینی به شرح مناقب و فضائل پیغمبر و اهل بیت او همٌت گماشت و مقتلی در شرح ماجرای شهادت امام حسین نوشت که به « مقتل الحسین خوارزمی » معروف است . در این مقتل حدیثی از پیغمبر در جهت تاکید و تقویت تشبه به صورتی دیگر روایت شده است به این شرح  :
قال رسول الله یا علی  اوٌل من یدخلون الجنة اربعة انا و انت والحسن والحسین و ذرارینا خلف ظهورنا و ازواجنا خلف ذرارینا و شیعتنا علی ایماننا و شمائلنا.
( رسول خدا خطاب به علی گفت اولین کسانی که وارد بهشت می شوند چهار نفرند ؛ من و تو و حسن و حسین ، سپس اولاد و نسل زوجه های ما و سپس شیعیان ما که از ایمان و شمائل ما پیروی نمایند . ) »
 
از جزوه دستنویس مایل بکتاش . 1355 . ص 13 .
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، یک شنبه 9 آذر 1393 7:39 PM | نظرات (0)
 
حکمت عملی تعزیه
 
« ابو القاسم محمود بن عمر زمخشری ( متولد 467 - متوفی 538 ) که یکی از آخرین علمای معروف علم کلام و ایرانی بود، و در تهذیب اخلاق نیز کتابی بنام  « اطواق الذهب فی المواعظ والخطب » دارد ، بیان کرد که بنا بر روایتهای مذهبی هرکس بر حسین به گرید بهشت او را واجب شود و افزود هرکس خود را گریان نماید و دیگران را بگریاند  به حکم « من تشبه بقوم فهو منهم » از زمره نیکان است و همان ثواب بر او حاصل گردد . یعنی وی زمینه نظری تشبه را هموار کرد و برای گریانیدن به هر واسطه ای اهمیت و ارزش بخشید . مقتل خوانی ، یعنی روایت بیانی واقعه کربلا از جمله وسائلی است که از برخی جنبه ها نظریه زمخشری الهامبخش آن بوده است .
تشبه و در واقع حکمت عملی تعزیه به مرور طی تجربه های آئینی پیدا شده بود . و خصلتی انسانی داشت و رسیدن به یک شناخت و تهذیب روحی از طریق ارادت به نیکان بود . نوعی خویشتن یابی واقعی بود ، و با نوع دیگری از همانندی که در تصوف آن دوره ها جلوه گر شد و ( تشبه به اله ) نامیده شد و مبنای خیالی داشت ، مغایر بود .
حکم زمخشری در تشبه در مقتل نویسی و مقتل خوانی  یا به عبارتی روضه خوانی تبعیت شد . »
 
از جزوه دستنویس مایل بکتاش . 1355 . صص 12 و 13 . 
 
 
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، شنبه 8 آذر 1393 10:48 PM | نظرات (0)
 
« شبیه سازی » ( تعزیه ) ، اصلی مسلٌم در فلسفه شیعه
 
 
به نظر مخالفان شیعه یا همان پیروان مذهب « جبر » ، هر رنجی که انسان می کشد ، چون از سوی خداست ، بی حکمت نیست و بنابر این لازم است .  پیروان مانی هم که در سه - چهار قرن نخستین ورود  اسلام به ایران هنوز هم متعدد بودند به نحوی دیگر رنج و ظلم را توجیه و استقبال می کردند  به این صورت که معتقد بودند هرشکست مقدمه ی یک پیروزی است ؛ و باصطلاح در پس هر گریه ای خنده ای است . حال آنکه قاضی عبدالجبار همدانی اسدآبادی ( متوفی 1052م / 444 ه . ق) ، استاد علم کلام و قاضی القضاة ری که نظراتش مورد استفاده ی معتزله و شیعیان قرار گرفته است معتقد بود که در هر ظلم ، رنج و گریه ای اگر خود به خود و در همان زمان نفعی نهفته نباشد ، چه بسا سبب دفق یک شرٌ آنی یا شرٌ مداوم و آتی مثل ظلم گردد ، و بنابر این گریه بر علیه ظلم ، خوب و مفید است .
این نظریٌه ، عزاداری در عاشورا با گریستن و گاه خود را رنج دادن ( در مثالِ امروز : زنجیر زنی ) به منظور مشارکت در عزای شهادت امام حسین ( ع) و یارانش ، را مشارکت در اقدام کربلائیان برعلیه  ظلم زمان به منزله ی ظلم در تمام دوران و طول تاریخ بشری ، و به منظور تبلیغ علیه ظلم و تضعیف و رفع ظلم از این راه ، دانسته است .
به این ترتیب مجالس برخی از رهبران و بزرگان شیعه ، مثل صاحب بن عباد ، اصولا" مبتنی بر عزا و گریه  بوده است و ، در جهت مخالف آن مجالس برخی از  بزرگان و رهبران اهل تسنن به خصوص خلفائی از عباسیان ، مبتنی بر شادی و دلقک بازی و تفریح و مسخره بازی بوده است .
توجیه ، تائید و تصویب گریه کردن برای خاطر نشان ساختن بدی ظلم ، اسباب و ابزار و دلایلی می طلبیده است که مهم تر از همه واقعه کربلا بوده است . منتهی در نشان دادن آن و اثر بخشی هرچه بیشتر آن واقعه تا این که سبب عزا داری و گریه هرچه بیشتر گردد به راه و ابزاری چون شبیه سازی یا باصطلاح ادبی آن « تشبٌه » توسل جسته اند . از اینجاست که شبیه سازی ، شبیه درآوری ، شبیه گردانی ، و... باصطلاح متداول تر آن در زمان حاضر « تعزیه » ، عملا" به نفع و تحکیم حکومت شیعه مذهب و بر علیه خلافت سنٌی مذهب ، بین شیعیان آل محمد (ص) تداول یافت ، و روز به روز بیش از پیش متداول گشت ؛ به خصوص با استناد به این حدیث :
من تشبه بقوم و هو منهم
هرکس که خود را به گروهی همانند سازد در زمره آن گروه قرار می گیرد .
تشبٌه در قرن ششم هجری یک اصل رایج در فلسفه معتزله و شیعه ، بلکه حتی به صورت یک اصل مسلٌط بوده است . 
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، پنج شنبه 6 آذر 1393 6:08 PM | نظرات (0)
 
تعزیه و فلسفه آن (1)
 
عزاداری و گریه برای امام حسین (ع) ریشه در « فلسفه ی شیعیگری » دارد که این فلسفه نیز به سهم خود با «  فلسفه معتزله » مرتبط ، و دارای مشابهت هائی قابل توجه است .
بر خلاف اشاعره که هر امری را مقدٌر الهی و مشمول « جبر » انسان در اعمال زند گیش تلقی می دانستند ؛ و بنابر این « روابط اجتماعی - اقتصادی بین افراد  را خارج از اختیار آنان می شمردند ؛ و بدینترتیب و به این بهانه فاجعه ی کربلا را نیز مشیٌت الهی معرفی می کردند ، معتزله انسان را « اختیار دار اعمال خود » می شمردند و بنابر این معتقد بودند که انسان در هر امری در چارچوب اسلامی میبایست به « عقل » خود نیز رجوع کند ؛ آنچه که یزیدیان در صحرای کربلا از آن اجتناب کردند ؛ و ظلم و گناهی عظیم را مرتکب شدند .
 در این حوزه ی فلسفی - دینی  ، صاحب بن عباد  ، وزیر مشهور معزالدوله دیلمی بزرگترین مؤید ، مشوق و حامی معتزله و شیعیان به شمار می رفت . وی :
« از جمله مردم را به شناخت و قبول مذهب مذهب فلسفی ابو هاشم جبٌانی ( متوفی به سال 321 هجری ) که از متکلمین بزرگ تاریخ اسلام است  دعوت نمود . یکی دیگر از علمای بزرگ معتزله بنام قاضی عبدالجبٌار  ( متوفی در سال 414 هجری ) که اصلا" ایرانی بود به دعوت صاحب بن عبٌاد در سال 360 هجری به ری آمد و در این شهر مکتب معتزلی را تاسیس نمود و به تعلیم و انتشار عقاید خود پرداخت .
عبٌاد که به تعزیت حسین ازج فراوان می نهاد و در مصیبت مرگ حسین مرثیه می سرود آنچه را که در عمل می جست در نظریات معتزله می یافت و شیعه نیز در بسیاری از این آراء توافق داشتند ....
... مذهب فلسفی معتزله مبنی بر این اصل بود که انسان در اعمال خود اختیار دارد و بنابر این مسؤول اعمال خیر و شرٌ خود نیز می باشد و به این جهت استحقاق پاداش و مکافات را دارد . این اعتقاد اشاعره را که می گفتند عمل اجتماعی انسان خارج از اراده اوست و در حیطه تقدیر خداوند قرار دارد ؛ « ظلم » می خواندند و آن را دور از « عدل » خدا می دانستند .
آئین تعزیه داری حسین که در معنا عبارت از تقبیح ظلم  و تائید اراده مقاومت انسان در مقابل ظالمان بود ، تعبیری از مفهوم عدل در جهت کاملا" خلاف نظر خللفت و فقها و متفکرام رسمی آن ، و تائید مشروط نظریه اختیار به عنوان « الامر بین الامرین » به شمار می رفت ... » (1)
(1) . مایل بکتاش . تعزیه و فلسفه آن . جزوهء دستنویس .  
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، چهارشنبه 5 آذر 1393 5:42 PM | نظرات (0)
 
 
ظلم بس است !
 
قرن های دوم و سوم هجری ، قرون شکل گیری معتزله و مذهب شیعه دوازده امامی در برابر « تسنن در واقع اموی و سپس ، از زمان متوکل ، عباسی » بود ؛ که آل بویه و بزرگانی چون صاحب ابن عباد ، که خود در عین تشابه عقیدتی بسیار با معتزله ، شرکت در عزاداری های حسینی و سرودن مرثیه ای در عزای سید الشهداء در ترویج و تبلیغ تشیع بسیار فعال بود ، در این امر سهمی کاملا" به سزا داشتند .
استدلال عقلی و جدل معتزله و علمای شیعه با مخالفان که به همین دلیل به متکلمین مشهور شدند از این مباحث ، به ویژه طرفداری معتزله و شیعیان از « عدل الهی » و « اختیار » در تعیین سرنوشت خود شروع شد .
« آئین تعزیه داری حسین که در معنا عبارت از تقبیح ظلم و تائید ارادهء مقاومت انسان در مقابل ظالمان بود ، تعبیری از مفهوم عدل  در جهت کاملا" خلاف نظر خلافت و فقها و متفکران رسمی آن  و تائید مشروط نظریه ء اختیار به عنوان « الامر بین الامرین » ، به شمار می رفت . »   
بنا به عقیده ء سنٌی های اموی ، و در چهارچوب مذهب « جبرِ » اشاعره ، تقدیر الهی بر این بوده است که امام حسین (ع) در صحرای کربلا شهید شود و در عمل ، یزید ، ابن زیاد ، ابن سعد ، شمر ، و... تقصیری نداشته اند که خدا ایشان را ، در عمل به « اجبار » مامور بلا اراده کرده بوده است . بنا به تعبیر معتزله و به خصوص شیعیان ، جریان کربلا نه خواست خدا ( که ظالم نیست و عادل است ) و نه در اجبار و بلاارادگی لشکر اموی ، بلکه در بی عقلی کامل مزتکبین این جنایت عظیم است ؛ و اینجاست که عدل الهی مورد اعتقاد شیعیان در برابر « ظلم » سنٌی های اموی ( به بهانه مقدٌر بودن آن ) صف آرائی می کند و جریاناتی چون طرفداران حسین بن علی (ع) در برابر طرفداران عایشه و طلحه و زبیر در بغداد در سال 363 هجری قمری را به وجود می آورد ؛ که تا حدودی تا به امروز همچنان ادامه یافته است .
آنچه که امویان انجام داده اند از سر « اجبار » و تقدیر الهی نبوده است ؛ از سر بی عقلی و یک « ظلم محض » بوده است ( و مشابه آن نیز چنین خواهد بود . ظلم بس است ! ) ؛ و آنچه که نواده پیامبر اسلام ، و فرزند امیر مؤمنان علی (ع) ، امام حسین علیه السلام انجام داده است بنابر اختیار ، عقل و ایثار در راه حق بوده است . تا در راه امر به معروف از انحراف کامل اسلام جلوگیری کند و در این راه خود و یارانش مظلومانه شهید شده اند که براین مظلومیت می بایست گریست و طرفداری خود از حق بر علیه ظلم ناحق را نشان داد . 
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، یک شنبه 2 آذر 1393 1:22 PM | نظرات (0)

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم