دو مؤلفه بارز و شاخص در شعار سال وجود دارد؛ يكي توليد ملي است و ديگري حمايت از كار و سرمايه كه هر كدام از اينها به عنوان محور اساسي ميتواند شاخصها و سنجههايي داشته باشند تا براساس آن بتوان مفهوم پيام را به خوبي درك و براساس آن اقدام كرد.
شايد بتوان گفت روح اين شعار و پيام در سند چشمانداز آمده و تأكيد شده كه ايران در افق آينده قدرت اول اقتصادي منطقه است، بنابراين براي رسيدن به روح پيام كه در سند چشمانداز ذكر شده است خود پيام و شعار بايد به عنوان راهبرد ملي در عرصه اقتصادي تلقي گردد، آن وقت اين راهبرد ملي تحت عنوان توليد ملي ميتواند راهبردهاي تعريف شدهاي به خود اختصاص دهد و جهتهاي توليد ملي را معرفي كند، مثلاً در افق آينده، كشور دنبال كدام صنعت است و چه اولويتهايي براي بخشهاي مختلف صنعتي و اقتصادي قائل است؟
در مالزي مهاتير محمد با نگاه راهبردي به موضوع اقتصادي و صنعتي توانست با برنامهريزي كشورش را طي دوره ۲۰ ساله به رشد قابل توجهي برساند.
مردم مالزي در طول تاريخ با درگيريهاي قومي و تهاجمات خارجي از سوي پرتغال، هلند، انگليس و ژاپن مواجه بودهاند و مدتها اين وضعيت نابسماني در آن كشور حاكم بود تا اينكه در سال ۱۹۷۰ مالزي با انتخاب راهبردي در حوزه اقتصاد راه خويش را به سوي رشد و توسعه آغاز كرد و امروز اين كشور در ميان كشورهاي تازه صنعتي شده شرق آسيا مانند تايوان، كرهجنوبي، سنگاپور و هنگ كنگ به عنوان يك ستاره در حال اوج شناخته شده است و طي ۲۰ سال اخير اين كشور به سرعت صنعتي شده و در مسير رشد قرار گرفته است.
علت موفقيت كشور مالزي نگاه راهبردي در سطح ملي و فراملي به عنصر صنعت و اقتصاد بود كه او را از يك وضعيت بيثبات اقتصادي به اوج رساند يا كشور چين با اتخاذ سياستهاي اصولي و اجتناب از سياستهاي شتابزده و با برگزيدن سياستهاي هدفمند و برنامهريزي شده در حوزههاي علوم، فناوري، تحقيقات و تجارت شرايط رو به رشد و پيشرفت را فراهم كرد و در گذار از دوران سنتي به دوران مدرن و صنعتي نوين، موفق شد بر تمام چالشهاي داخلي و خارجي فائق آيد و با تكيه بر مدل و الگوي توسعه كه عبارت از رشد اقتصادي و رفاه عمومي بر مدار اقتدار سياسي و امنيتي بود، موتور اقتصادي را به حركت درآورد، در اصل مدل توسعه چيني بر مبناي مدل راهبردي صورت گرفت كه تركيبي از عقلانيت و نظم عقلايي همراه با ويژگيهاي بومي چيني بود.
بديهي است در هر كشوري «راه رشد و توسعه» و تحقق آرزوهاي ملي با عبور از چالشهاي فراوان و توجه به بسترها، ارزشها و داشتههاي بومي و ملي ممكن و مقدور است. براين اساس شايد نتوان گفت كه الگوي ساير كشورها در مدار رشد اقتصادي جمهوري اسلامي قابل پيادهسازي يا كپيبرداري است، اما بهرهگيري از تجربههاي آن كشورها، مرور اشتباهات و انحرافات آنها و نگرش بر شيوههاي موفقيت آميزشان ميتواند در مسير توليد ملي و رشد اقتصادي ما را كمك كند.
بدين ترتيب كشور ما به لحاظ ظرفيتهاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و مديريتي از جايگاه ويژهاي برخوردار است، انتظار ميرود در چارچوب سند چشمانداز و سياستهاي كلي كه در برنامه چهارم و پنجم توسعه تعريف شده است گامهاي علمي و عملي در ترسيم توليد ملي به عنوان راهبرد ملي بردارد.
حمايت از كار و سرمايه ايراني نيز تنها با رويكرد راهبرد قابليت تحقق دارد، نگاه ملي و راهبردي به آن همه دستگاههاي دولتي و اشخاص حقيقي و حقوقي را وادار ميكند تا توليدكنندگان را مورد تشويق قرار دهند و زمينههاي لازم را براي تحقق رقابتپذيري كالاها و خدمات كشور در سطح بازارهاي داخلي و خارجي و ايجاد ساز و كارهاي مناسب براي رفع موانع توسعه صادرات غيرنفتي فراهم نمايند و شرايطي در امر تلاش براي دستيابي به اقتصاد متنوع و متكي به منافع دانش و آگاهي، سرمايه انساني و فناوري نوين به وجودآورند.
حمايت از كار و سرمايه و كارآفريني، نوآوري و استعدادهاي فني و پژوهشي زمينههاي ايجادساز و كار مناسب براي رشد بهرهوري عوامل توليد(انرژي، سرمايه، نيروي كار و...) را به دنبال خواهد داشت. نكته ديگر و عنايت جدي بر مشاركت عامه مردم در فعاليتهاي اقتصادي كشور با رعايت مصالح ملي و منافع عمومي است. بنابراين جنبههاي راهبردنگري در مباحث اساسي شعار و پيام سال ۹۱ بسيار حائز اهميت است كه تكيه بر آنها توفيقات ما را در همافزايي و گسترش فعاليتهاي اقتصادي و توليد ملي از جمله صنعت، معدن، تجارب گردشگري و... به طور چشمگيري افزايش ميدهد.
منبع: سایت جوان آنلاینسید علی مرادخانی
لينک مطلب