طلوع فجر انقلاب
Slideshow Image 1
Slideshow Image 2
Slideshow Image 3
Slideshow Image 4
Slideshow Image 5
Slideshow Image 6
Slideshow Image 7
درباره وبلاگ


با سلام هم اینک 35سال پیروزی انقلاب فرار رسید ،خوشحال که در 35سال بهار انقلاب شاهد 35طلوع فجر انقلاب بودیم .امسال با تهدید های زیاد آمریکا واستکبارستیزارن غربی روبه رو هستیم ،گزینه روی میز 75میلیون ایرانی راهپیمایی 22بهمن 1392هست تا ثابت کنیم ما گزینه روی میزمان وحدت هست ،پس بیاید تا همچون بهمن57حماسه سیاسی دیگری را در سال حماسه سیاسی رقم بزنیم

نويسنده
محمدرضا شاه

حسین فردوست، دوست دوران مدرسه شاه از افراد صاحب نفوذ بر محمدرضا پهلوی و به نوعی مسوول هماهنگی سازمان‌های اطلاعاتی او بود. به همین دلیل، بختیار می‌کوشید تا خود را به او نزدیک کند و از این ارتباط برای رسیدن به قدرت بهره بگیرد. فردوست در این باره گفته است:

تیمور خیلی علاقه داشت که رفاقت مرا داشته باشد، که چنین نیز بود. ولی خواسته‌های او انتها نداشت و من واقعا نمی‌دانستم که عاقبت کارهایش چه خواهد شد و لذا در ملاقات‌ها با وعده او را از سر خود باز می‌کردم. در سال 1339 که «شورای امنیت کشور» (بعدا شورای عالی هماهنگی نام گرفت) را تشکیل دادم و دبیر آن بودم، بختیار یا نمی‌آمد و اگر هم که می‌آمد، با سپهبد کیا مشاجره تندی می‌کرد. بالاخره به ستوه آمدم و به محمدرضا گفتم و او که به دنبال بهانه می‌گشت، فردای آن‌روز، هر دو را بر کنار و بازنشسته کرد. کیا، بر خلاف بختیار، در مقابل محمدرضا فرد مطیعی بود و برای این بازنشسته شد که تیمور کمتر ناراحت شود.

(م 11/ ص 419)



ادامه مطلب
سه شنبه 21 بهمن 1393 

قبل از ورود در بحث، ذکر چند نکته ضروری به نظر می‏رسد:

1- هر انقلابی بعد از گذشت مدتی از عمر آن، با خطراتی مواجه‏می‏شود که در این میان دو خطر عمده بنیان انقلاب راتهدیدمی‏نماید. اول، رویگردانی انقلابیون از اهداف انقلاب و دوم،استحاله اهداف و شعارهای انقلاب.

تاریخ ثابت کرده است گاهی همان کسانی که آفریننده انقلاب‏بوده‏اند، بعد از گذشت مدتی از عمر انقلاب، آگاهانه یا ناآگاهانه و با غفلت از ارزشهای انقلابی و میدان دادن به نیروهای‏فرصت طلب و دشمنان داخل و خارج، زمینه نابودی انقلاب را فراهم‏نموده‏اند. ازسوی دیگر گذشت زمان، بسیاری از ارزشهای انقلابی رابه فراموشی می‏کشاند و یا در مقاطع گوناگون موجب تفاسیر مغرضانه‏و جاهلانه از شعارهای انقلاب می‏شود. در این هنگام بسیاری ازشعارهای انقلاب تحریف شده، ضد ارزشها به ارزش و ارزشها به ضدارزش تبدیل می‏شود و آنان که تا دیروز مخالف باماهیت انقلاب‏بودند، امروز زیر چتر شعارهای انحرافی، از همه انقلابی‏تر جلوه‏می‏نمایند.

انقلاب اسلامی ایران نیز از چنین خطراتی مصون نیست. شاید به‏همین دلیل مقام معظم رهبری (مدظله العالی) با ملاحظه گذشت‏بیست‏سال از انقلاب، سال 78 را سال امام خمینی (ره) نامیدند تا همگان‏با مراجعه به وصیت نامه و سایر سخنان امام، شعارها و آرمانهای‏اصیل امام را مورد توجه بیشتر قرار دهند و دشمنان فرصت طلب رانیز با ملاک‏هایی که امام خمینی (ره) درسخنان خود بیان فرموده‏است. به خوبی بشناسند و دریک کلام، سال 78 را سال تجدید میثاق‏با اهداف بلند امام خمینی (ره) بدانند.

2- در اهمیت قلم همین بس که قرآن مجید به آن قسم خورده‏است:(ن و القلم و ما یسطرون)قسم به قلم و قسم به آنچه را که‏می‏نویسند.

قلم اگر در جهت رشد و تعالی انسانها به حرکت در آید، موجب‏شکوفایی افکار و استعدادها می‏شود و الا فساد و تباهی در پی‏خواهد داشت. این نقش هدایت کننده و گمراه کننده قلم است که آن‏را تا حد سوگند خوردن، بالا می‏برد و به آن بهامی‏دهد. از سوی‏دیگرایفای این دو نقش بستگی به «صاحب قلم‏» دارد. و این که‏آیا نویسنده خود را در مسیر تربیت ربانی قرار داده است‏یانه؟

اگر «صاحب قلم‏» خود را تربیت و متخلق به اخلاق الهی کرده‏باشد، قلم او نیز بها و ارزش و قداست دارد; این قلم وصاحب آن‏شایسته تکریم و تجلیل وقابل دفاع می‏باشند. اما چنان چه «صاحب‏قلم‏» قلم را رها از هرقیدالهی به حرکت در آورد و تنها به این‏انگیزه که «باید چیزی نوشته شود.» قلم را به دست گرفته باشد،هرآن چه از این قلم تراوش نماید، نتیجه‏ای ویران کننده برجای‏خواهد گذاشت. از این رو، در حدیث آمده است که: «اذا فسدالعالم‏فسدالعالم‏» هرگاه عالمی فاسد شود، عالمی را به فساد می‏کشاند. و نیز از معصوم(ع)در تفسیر آیه مبارکه (فلینظرالانسان الی‏طعامه) نقل شده است که: «منظور از طعام، این غذای ظاهری نیست‏بلکه منظور این است که به علمی که می‏آموزید، نظر کنید و از آن‏چه که اندیشه و روح را به تباهی می‏کشاند، برحذر باشید.» روشن‏است که مطبوعات اکنون نقش خوراک‏دهی فکری و روحی جامعه را ایفامی‏نمایند و از تفسیر مذکور مستثنی نیستند. همین نقش برجسته قلم‏و مطبوعات در سخنان امام خمینی(ره)نیز که خود آئینه آیین‏محمدی بودند. بارها مورد اشاره و تذکر قرار گرفته است که این‏مقاله در صدد بیان آن است.

3- از اصول مهم در آزادی قلم، این است که عنان قلم ازکف‏رهانشود و هر آن چه در ذهن نویسنده آن است، بر قلم جاری نگردد. در تمام کشورها، آزادی قلم، مقید به حدودی است که صاحبان قلم‏باید آن را مراعات نمایند. لکن در جوامع مختلف، حدود آن متفاوت‏است، به این معنا که اعتقادات و مبانی دینی حکومتی هر جامعه،میزان آزادی قلم و مطبوعات را تعیین می‏کند.

در جوامع غیر الهی که به ارزش‏های دینی حساسیت چندانی ندارنداما در مقابل، قوانین مختلفی در جهت‏حفظ جامعه و نظام وضع شده‏است که چنان چه صاحب قلم، این قوانین را زیر پا بگذارد باواکنش شدید جامعه و حکومت مواجه می‏شود.

هیچ کس دراین اختلاف نظر ندارد که یکی از دستاوردهای انقلاب‏اسلامی، «آزادی قلم و مطبوعات‏» است اما مسلما به هیچ عنوان‏معنای آن، آزادی نامحدود قلم نیست. دلیل بر این مدعا، جملات ونکاتی است که امام خمینی(ره)کرارا در سخنان خود بیان‏فرموده‏اند.

پرواضح است که او به دور از افراط و تفریط و فارغ از خطبازی‏و جناح‏بازی‏ها نظرات خود را بیان فرموده‏اند و از آن جا که ایشان‏بنیانگذار و معمار جمهوری اسلامی می‏باشند، برهمگان لازم است‏نظرات ایشان را به عنوان فصل الخطاب و محور عملکرد خود بدانند.

آزادی بیان و مطبوعات و حدود آن

الف) آزادی و اسلام و مقدسات

از مواردی که بارها در سخنان امام خمینی(ره)به عنوان یکی ازحدود مهم آزادی بدان اشاره شده است و رعایت آن را در «آزادی‏» لازم دانسته‏اند، این است که نباید آزادی تبدیل به وسیله‏ای جهت‏اهداف ضد اسلامی و ضد مقدسات شود. «آزادی مطلق که باید باشد،که آنها می‏گویند این است که... فلان دسته‏ای که هیچ اعتقادی به‏اسلام ندارند، اینها آزاد باشند و بیایند و هرچه دلشان می‏خواهد،بگویند و هرکاری می‏خواهند، بکنند ولو به ضد اسلام حرف بزنند ولو به ضد جمهوری اسلامی حرف بزنند و این هم آزادند و یک دسته‏نفهم هم می‏گویند تخیر باید این چیزها باشد.»

حفظ اسلام و شعائر دینی از مواردی است که تحت هیچ عنوان، قابل‏معامله ومعاوضه نیست. درست است که یکی از دستاوردهای انقلاب‏اسلامی، آزادی است اما مردم مسلمان ایران، آزادی‏ها را درچارچوب‏انقلاب و نهضت اسلامی خود خواسته‏اند و می‏خواهند. «معنی آزادی‏این نیست که ... حرف‏هایی را بزند که شکست نهضت ملت است... این‏آزادی نیست. ... در چهارچوب این نهضت، نهضت اسلامی، همه مردم‏آزاد هستند... اما اگر بخواهند ... اسلام را بشکنند... یک همچوچیزی نمی‏شود باشد.»

حمله به اصل ولایت فقیه که امام احیاگر آن است. و طرح‏شعارهای انحرافی وحذف علائم و اسم اسلامی در شعارها همه نشان ازروحیه اسلام‏ستیزی عده‏ای می‏باشد که تحت عنوان آزادی ودمکراسی دست‏به چنین اقداماتی می‏زنند. «شما بعدها مبتلای به این هستید،دانشگاه که باز بشود، مبتلای به یک همچو اشخاصی هستید که باصورت اسلامی وارد می‏شوند. همین مسائل که حالا مثلا طرح می‏کنند که‏باید ولایت فقیه مثلا نباشد، این دیکتاتوری است... می‏خواهند یک‏آزادی خاصی درکار باشد، دلبخواهی درکار باشد.. . یا به اسم‏دمکراسی و امثال ذلک، الفاظ جالبی که در هیچ جای دنیا معنایش‏پیدا نشده، تا حالا هرکس برای خودش یک معنایی می‏کند، به این طورچیزها گرفتار هستید» . «اینها که دم از دمکراسی می‏زنند،اینها همان دمکراتیک غربی می‏خواهند... اینها جزو غربزده‏هاهستند.»

در مقطع کنونی که متاسفانه بدون هیچ گونه نظارتی از سوی‏دولت، مطبوعات به اصطلاح تمرین آزادی می‏نمایند، آنچه را که امام‏خمینی(ره)بارها نسبت‏به آن هشدار می‏دادند، اکنون به اسم آزادی‏واقع می‏شود. خط استحاله ارزشها و قداست‏زدایی، گویی جزو وظایف‏مهم برخی مطبوعات کنونی می‏باشد. آیا به اسم آزادی، می‏توان‏مقدسات را زیر سوال ببریم؟

«روزنامه‏ها آزادند مطالب بنویسند، اما(آیا)آزاد هستند که‏اهانت‏به مثلا مقدسات مردم بکنند؟!»

این که برخی از روزنامه‏های به اصطلاح جامعه مدنی، قیام‏اباعبدالله(ع)را زیر سوال ببرند، یا پیشنهاد دهند که قسمتهایی‏از زیارت وارث تغییر داده شود، یا اصل ولایت فقیه که از اصول‏مسلم قانون اساسی و انقلاب اسلامی است، زیر سوال برده شود، آیااین نمونه‏ها و مواردی دیگر از قبیل زیرسوال بردن ارث و دیه‏ودهها مطلب دیگر که به وفور در مطبوعات دیده می‏شود، از مصادیق‏ضدیت‏با اسلام و مقدسات نیست؟ سوالی که همه مردم ایران از دولت‏جمهوری اسلامی دارد این است که چرا تاکنون با این مطبوعات‏برخورد نشده است؟

چرا وزارت ارشاد که وظیفه دارد از فرهنگ اسلامی دفاع نماید،خود یکی از حامیان اصلی این گونه مطبوعات شده است؟

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چه برنامه‏ای برای اصلاح این گونه‏مطبوعات ارائه داده است؟

آیا نمی‏دانند که آزادی مطبوعات تازمانی است که در عقاید واحکام اسلامی تشکیک ایجاد نشود؟

«آزادی در حدود این است که به اسلام ضرر نخورد.»

گاه که از حامیان آزادی بیان سوال می‏شود که چرا این گونه به‏مطبوعات‏آزادی داده شده است؟

پاسخ می‏دهند که: آزادی در چارچوب قانون اساسی است و همه دربیان عقاید مختلف آزادند.

اما از افقی که امام خمینی (ره) به قانون نظر می‏نمایند، این‏آزادی بیان مقید است. «آزادی در حدود قانون است، دین کشورما،اسلام است. آزادی در حدود این است که به اسلام ضرر نخورد و قانون‏اساسی‏ما دین را اسلام می‏داند.»

«آزادی معنایش این نیست که بنشینید برخلاف اسلام صحبت کنید.»

امام خمینی(ره)این مرد بزرگ قرن بادیدگان تیزبین خود به خوبی می‏دانستند که آنان که فریاد «دمکراتیک‏» و «آزادی‏» را سر می‏دهند، هدف دیگری را دنبال می‏نمایند و آن، رها کردن اسلام و اصالت دادن به قومیت و ملیت است. این هشدار امام خمینی(ره)و اعلام خطر اوست که در ورای این گونه شعارها، خصومت و ضدیت‏با اسلام نهفته است. «همه اقشار ... کارگرها... دهقان‏ها... بازاری‏ها... دانشگاهی‏ها... بیدار باشید. من توجه شما را به این... خطر عظیم عطف می‏کنم. خطر بزرگ است‏با صورت‏های «آزادی ما می‏خواهیم‏» ، «دمکراتیک ما می‏خواهیم‏» ... در تمام حرف‏هایشان اسلام در کار نیست.. . بر ضد اسلام قیام نکنید.»

ستیز با اسلام جزو اصول لایتغیر دشمنان است که در وقایع اخیرنیز شاهد آن بودیم. امام خمینی(ره)باز توجه مردم به این گونه‏توطئه‏ها که به اسم آزادی انجام می‏گیرد، جلب می‏نمایند و بازهشدار می‏دهند: «من حجت را دارم تمام می‏کنم برملت ایران. من‏می‏بینم بدبختی‏هایی که از دست همین اشخاصی که فریاد آزادی‏می‏کشند... ماآزادی در پناه اسلام می‏خواهیم ... اساس مطلب، اسلام‏است... اینها می‏خواهند یک مملکت غربی درست کنند برای شما که‏آزادهم باشید، مستقل هم باشید، اما نه خدایی درکار باشد و نه‏پیغمبری و نه امام زمانی... شما شهادت را برای خودتان فوزمی‏دانید برای این که مثل مثلا سوئیس شوید؟!... شما برای اسلام‏قیام کردید... جایی که گفتند جمهوری، بدانید که توطئه توکاراست. اسم اسلام را نیاوردند. هرجا گفتند جمهوری دمکراتیک،بدانید... آزادی منهای اسلام است، استقلال منهای اسلام است.»

امام خمینی(ره)در بخش دیگری از سخنان خود، صریحا کسانی را که‏از اسم «اسلام‏» احتراز می‏نمایند و «دشمن‏» معرفی می‏نمایند: «دشمن ما فقط محمدرضاخان نبود. هرکس جمهوری را بخواهد، دشمن‏ماست‏برای این که دشمن اسلام است. هرکس پهلوی جمهوری اسلامی،ودمکراتیک بگوید: این دشمن ماست، هرکس جمهوری دمکراتیک بگوید،این دشمن ماست.»

بنابراین شناخت این گونه دشمنان امکان پذیر است و باتوجه به‏شعارهای گروهها وجناحها به راحتی می‏توان پرده از واقعیات‏برداشت. «مسلمین توجه داشته باشند که در حزب‏هایی که صحبتشان‏از اسلام نیست، صحبتشان از دموکراتیک است... آزادی را می‏خواهنداما آزادی به غیر اسلام. ملت ما توجه کنند که لااقل داخل این طورحزب‏ها نشوند. شما، عزیزان خودتان را برای اسلام دادید... اینهامی‏خواهند هدر بدهند خون شما را.»

«آنها که می‏خواهند یک قدری در پرده صحبت کنند جمهوری‏دمکراتیک اسلام. اینها همه خدعه است.... اسلام را مخالف می‏دانندباهواهای نفسانی خودشان.»

البته ستیز دشمن با اسلام و تمام شعائر و شعارها و ارزشهای‏اسلامی، طبیعی است; زیرا دشمنان انقلاب از همین‏ها ضربه خورده‏اند. ستیز آنان با اسلام قابل توجیه است ولی مسامحه و سهل‏انگاری‏دستگاه‏های فرهنگی کشور در قبال این گونه مطبوعات به هیچ عنوان‏قابل توجیه نیست.

حذف شعائر اسلامی، به معنی مقابله با «اسلام‏» است. و میدان‏دادن به این گونه اعمال به اسم آزادی و نشاط، از دیدگاه امام‏خمینی(ره)به معنی میراندن شعائر اسلامی است: «انقلاب کردیم که‏شعائر اسلام را زنده کنیم، نه انقلاب کردیم که شعائر اسلام رابمیرانیم.»

همه باید بدانند که غایت در همه چیز، اسلام است: «تمام‏مقصدما باید اسلام باشد. » و تضعیف آن به هر اسم و عنوان، قابل‏دفاع نمی‏باشد.

جلوگیری از این نوع آزادی، وظیفه‏ای است که مسوولین موظف به‏آن می‏باشند:

«اکنون وصیت من به مجلس شورای اسلامی درحال و آینده و رئیس‏جمهور و روسای جمهور ما بعد و به شورای نگهبان و شورای قضایی ودولت در هرزمان، آن است که نگذارند این دستگاههای خبری ومطبوعات و مجله‏ها از اسلام و مصالح کشور منحرف شوند... و مردم وجوانان حزب اللهی اگر برخورد به یکی از امور مذکور نمودند، به‏دستگاههای مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهی نمودند، خودشان‏مکلف به جلوگیری هستند.»

آیا مسوولین و مردم و جوانان به این بخش از وصیت نامه امام‏خمینی(ره)عمل نموده‏اند؟!

ب- آزادی و فساد و بی‏بندوباری
از موارد دیگر که باید در آزادی مطبوعات و آزادی تشکل‏ها واحزاب مورد توجه قرار گیرد و در سخنان امام پیوسته به آن اشاره‏شده است، فساد و بی‏بندوباری ناشی از آزادی است.

«اینهایی که فریاد از آزادی می‏زنند... اینها همان دمکراتیک‏غربی می‏خواهند، آزادی غربی را می‏خواهند یعنی بی‏بندوباری.»

«آزادی در حدود قانون است... آزاد نیستیم که فساد بکنیم.»

«اسلام از فسادها جلوگرفته.»

«ما اسلام می‏خواستیم، اسلام هم آزادی دارد اما آزادی‏بی‏بندوباری نه، آزادی غربی، نمی‏خواهیم، بی‏بندوباری است او.»

چاپ آگهی‏های توریستی به مکان‏هایی که معروف به فساد وبی‏بندوباری است در روزنامه‏ها و مجلات، چاپ عکس‏های رقص، گزارش‏نویسی‏های مبتذل برخی از مجلات به اسم تهیه گزارش از وضعیت‏فرهنگی و نقل الفاظ سخیف دختران و پسران در مصاحبه‏ها و گزارش‏هاو چاپ عکس‏های مهیج و موارد بسیار دیگر که در مطبوعات مشاهده‏می‏شود نشان دهنده این است که از آزادی کمال سوء استفاده شده‏است.

امام خمینی(ره)وظیفه مطبوعات را «خدمت‏برای کشور»می‏دانند و ورود مطبوعات و رسانه‏ها را در این زمینه حرکتی درخلاف خدمت‏برای کشور می‏دانند.

«مطبوعات، سینما... اینها برای‏خدمت‏به یک کشور است... نه این که هرکس پاشود و یک مجله‏ای درست‏کند و هرچه دلش بخواهد در آن باشد و هرعکسی بهتر مشتری داشته‏باشد توی آن بیندازد. عکس‏های مهیج، عکس‏های مهوع در آن بیندازدکه مشتری‏هایش زیاد بشود. آن وقت اسمش مطبوعات است. و عرض‏می‏کنم. ضاحب قلم است و آزادی می‏خواهد!»

با کمال تاسف، مشاهده می‏شود بازهم سیاست تساهل و تسامح دراین وادی خطرناک نیز، موجب ورود مطبوعات در فساد و بی‏بندوباری‏شده است و جلوگیری نکردن از این مطبوعات عرصه را برای ورود دراین زمینه با جسارت بیشتر فراهم نموده است و این برخلاف نص صریح‏سخنان امام خمینی(ره)است.

ج- آزادی و توطئه

از دیگر مواردی که دولت جمهوری اسلامی باید به شدت با آن‏مقابله نماید، سوء استفاده مطبوعاتی است که به اسم آزادی قلم،مطالب و تحلیل‏های توطئه‏آمیز را به خوانندگان و مخاطبین خودالقاء می‏نمایند.

این جملات امام خمینی(ره)که «وقتی دیدند آزادند، توطئه‏هاشروع شد، توطئه قلمی...» ، «آزادی بیان هست ولی آزادی توطئه‏و آزادی فسادکاری نیست.» «معنی آزادی این نیست که کسی بخواهدتوطئه کند. در توطئه هم آزاد است؟! نه در توطئه آزاد نیست.» ودهها جمله نظیر این جملات، همه بر دو مطلب اساسی دلالت می‏کنند:

اول این که، در فضای باز و آزاد، توطئه‏ها نیز شروع می‏شود. دوم‏این که، باید از هرگونه توطئه جلوگیری شود. این که چون تمرین‏آزادی می‏کنیم نباید از انتشار این گونه مطبوعات جلوگیری شود;این استدلالی بسیار ساده‏لوحانه و بی‏پایه و اساس است. باید تمام‏دستگاههای نظارتی کشور که وظیفه کنترل مطبوعات را برعهده‏گرفته‏اند، آگاه باشند که جلوگیری نکردن از این گونه مطبوعات،خیانت‏به نظام مقدس اسلامی است.

«جمهوری اسلامی از اول که پیروز شد، آزادی... داد... لیکن به‏تدریج فهمیده شد که اینها یا توطئه‏گرند یا جاسوسی می‏کنند. ازطرف دیگر... نه اسلام اجازه می‏داد و نه عقل که یک دسته از عنوان‏دولت‏یا غیر دولت‏برای سرنگونی جمهوری اسلامی سوء استفاده نموده‏و یا جاسوسی کنند و ماساکت‏باشیم. با این مقدار فداکاری... بازگذاشتن دست کسانی که‏قصد توطئه نسبت‏به اسلام و ملت را دارند خیانت است.»

از دیدگاه امام، سهل‏انگاری در این زمینه برای خوشایند غرب،جایز نیست. «امکان ندارد اجازه دهید در یک چنین محیط اسلامی،برای این که شرق و غرب خوششان بیاید سهل‏انگاری شود. آزادی‏ای که‏صحیح است و برای اسلام و کشور مضر نباشد. از اول بوده... خداوندبه شما کمک کند تا توطئه گرها را به سزای اعمالشان برسانید.»

این سخنان که در دیدار با جمعی از سربازان گمنام «اطلاعات‏سپاه‏» ایراد شده است، شناسایی و برخورد باتوطئه توسط مطبوعات‏را منحصر در دستگاه فرهنگی نمی‏داند، بلکه دستگاههای امنیتی‏کشور را نیز موظف به برخورد با توطئه در هر لباس و به هرعنوان‏می‏نماید.

مصادیق «توطئه‏» از دیدگاه امام خمینی(ره)

با نگاهی گذرا برسخنان امام، پی به این نکته می‏بریم که معمولادر مواردی که امام خمینی(ره) «منع از توطئه‏» می‏نمایند یکی ازمصادیق توطئه را نیز در صدر یا ذیل آن عنوان می‏کنند. به عبارت‏روشن‏تر «مفهوم توطئه‏» مبهم نیست تا برداشت‏های مختلف را به‏دنبال داشته باشد. با اندک توجه در عملکرد مطبوعات و جناح‏ها وگروههای سیاسی می‏توان فهمید که با نوعی توطئه رو به رو می‏باشیم‏یانه و کدام گروه و خط همچنان وفادار مانده است.

با جستجوی محدودی که در سخنان امام خمینی(ره)داشته‏ایم به‏موارد متعددی از «مصادیق توطئه‏» به طور صریح و غیر صریح‏برمی‏خوریم. ذیلا اهم این موارد برشمرده می‏شود:

1- مضر به انقلاب، جمهوری اسلامی و مصالح آن; انقلاب اسلامی‏حاصل تلاش و خون‏بهای هزاران شهید است که اکنون به امانت‏به‏نسل‏های بعد از خود گذاشته‏اند. حفظ این نظام و رعایت مصالح آن‏از اولویت‏های اساسی در «آزادی‏» است. امام خمینی(ره)در مواردمتعدد، هرحرکتی برخلاف این نظام را به عنوان «آزادی‏» ردمی‏نمایند و آن را از مصادیق توطئه می‏شمرند. «قلم آزاد است‏مسائل را بنویسد لکن نه این که توطئه برضد انقلاب بکند.» وحرمت آزادی قلم تا آنجاست که مصالح کشور و انقلاب را در نظربگیرد.

«آزادی قلم و آزادی بیان معنایش این نیست که کسی برضدمصلحت کشور، قلمش آزاد است که بنویسد، برخلاف انقلابی که مردم‏خون پایش داده‏اند بنویسد... برای مطبوعاتی، احترام قائل هستیم‏که بفهمد آزادی بیان و آزادی قلم یعنی چه.»

دفاع از انقلاب اسلامی که تحفه الهی و ودیعه شهیدان است.

باید به عنوان اصل در تمام آزادی‏ها مورد توجه قرار گیرد; چه‏این که هرگونه ضدیت، با آن خیانت است. «باید مطبوعات در خدمت‏کشور باشند، نه برضد انقلاب کشور. مطبوعاتی که برضد انقلاب کشورهستند، اینها خائن هستند.» و این ضدیت و خیانت، همان توطئه‏ای‏است که گاهی نشانه آن به این شکل است. «ما از بعضی مطبوعات‏توطئه می‏فهمیم برای این که می‏بینیم که مسائلی که به ضد انقلاب‏است‏با آب و تاب و با تفسیر و طول می‏نویسند(و)مسائلی(را)که وفق‏انقلاب است‏یا نمی‏نویسند یا با اشاره رد می‏شوند. این طورمطبوعات مورد قبول ملت نیست.»

بزرگنمایی نقاط ضعف جمهوری اسلامی ایران، نیز از موارد تضعیف‏نظام است که از نظرگاه امام، قابل قبول نیست. «ما نبایدخودمان به جان جمهوری اسلامی بیفتیم برای این که فرض کنیداعوجاجی در فلان‏جا واقع شده... حالا ما قلم به دست‏بگیریم و. ..به رخ جمهوری اسلامی بکشید.»

کسی منکر نقاط ضعف جمهوری اسلامی نیست و ما باایده‏آل‏ها وآرمان‏ها فاصله زیادی داریم اما آیا اگر برخی از جراید، وقایعی‏را که مورد بهره برداری دشمنان قرار می‏گیرد به طور مرتب با آب‏و تاب نقل نمایند و تا آنجا به‏وقایع بپردازند که خواسته خودشان را تامین نماید، آیا این‏ضدیت نیست؟ و آیا وقتی متوجه شدیم که فلان حادثه مورد توجه‏رسانه‏های غربی قرار گرفته است و یا تحلیل‏های غلط موجبات تضعیف‏نظام و بدبینی را فراهم می‏آورد، مانیز باید به همان شیوه غربی‏هرچه بر قلم جاری شد بنویسیم؟ این روش ژورنالیستی ضدیت‏باانقلاب است که در دیدگاه امام خیانت است.

آزادی بدون رعایت مصالح کشور و انقلاب نیز از مصادیق ضدیت‏باانقلاب و توطئه شمرده شده است.

«... باید روی موازین مطبوعاتی... رفتار کنند. آزادی معنایش‏این نیست که کسی برضد مصلحت کشور قلمش آزاد است... برخلاف‏انقلابی که مردم خون پایش داده‏اند بنویسد; همچو آزادی صحیح‏نیست. قلم آزاد است که مسائل را بنویسد لکن نه این که توطئه‏برضد انقلاب بکند.»

چارچوب «مصالح نظام‏» در آزادی احزاب و تشکل‏های سیاسی نیزباید مراعات شود «همه مردم آزادند، مگر حزبی که مخالف مصلحت‏مملکت‏باشد.»

ضدیت‏با مصلحت نظام از طرق مختلف، قابل تشخیص است; بزرگنمایی‏مشکلات، زیر سوال بردن ارگان‏ها و نهادهای اساسی انقلاب به اسم‏انتقاد، بازگویی تحلیل‏های مغرضانه و فرصت طلبانه رسانه‏های غربی‏به وسیله مطبوعات و احزاب داخلی و... از موارد ضدیت‏با نظام ومصالح آن است.

هیچ یک از نظام‏های دمکراسی با تمام ادعاهایشان، مخالفت‏بانظام و مصالحشان را بر نمی‏تابند. بدون شک نظام اسلامی ما نیزآسیب‏ناپذیر نیست و حفظ آن نیاز به دشمن‏شناسی در تمام ابعاددارد. باید توجه داشت که در دنیای امروز «دخالت نظامی‏» برای‏براندازی نظام‏ها توسط قدرت‏های استکباری به عنوان آخرین راه حل‏است. براندازی حکومت‏های مستقل، به طرق بسیار دقیق روانی وجاسوسی در درون حکومت، یکی از روش‏هایی است که قدرت‏های بزرگ‏برای به زانو درآوردن حکومت‏های مخالف با خود انجام می‏دهند.

شعار «آزادی‏» و «دمکراسی‏» که در حال حاضر توسط رادیوهای‏بیگانه به زبان‏های مختلف تبلیغ و ترویج می‏شود یکی از راهبردهای‏موذیانه استکبار است. این دو شعار ضمن این که عوام پسندانه‏ترین‏شعار است، بسیاری از روشنفکران ممالک را نیز تحت تاثیر قرارداده است. حتی دولتمردان نیز فریب این شعارها را می‏خورند و گاه‏آن چنان مصالح و اهداف نظام با این دو شعار استحاله و نادیده‏گرفته می‏شوند که مخالفین را به نابودی و توطئه علیه نظام ترغیب‏می‏نماید و حکومت را از هرگونه اقدام موثر که بیمه کننده نظام‏باشد، باز می‏دارد و این روش موذیانه توسط استکبار به وسیله‏عوامل داخلی در حال وقوع است.

د- توطئه و تفرقه

اختلاف افکنی، خط دیگر توطئه است که در قالب آزادی به وقوع‏می‏پیوندد. انقلاب اسلامی ایران به برکت «وحدت‏» مردم با مسوولین‏و مسوولین با یکدیگر تاکنون به حرکت‏خود ادامه داده است. امام‏خمینی(ره)بارها ضمن موثر دانستن این عامل در پیروزی‏ها، برحفظ‏این نعمت‏بزرگ تاکید فرموده‏اند. یکی از بهترین طرق حفظ وحدت،شعائر و شعارهای اسلامی است. شعارهای وارداتی غربی هیچگاه‏نمی‏توانید بین مسوولین و مردم همدلی ایجاد نمایید و این به دودلیل است:

اول، تعارض بسیاری از شعارهای غربی با شعائر اسلامی.

دوم، نامانوس بودن این شعارها با تفکرات دینی مردم وروحانیت.

دولتمردان به جای تکرار الفاظ غربی که غایه‏الامال زندگی غربی‏با تفکرات مادی گرایانه آنهاست، باید شعائر اسلامی را به عنوان‏محور و اصل برای جوانان تشریح نمایند و در این میان، نقش‏روحانیت اصیل وفقهای عادل دشمن شناس، غیر قابل انکار است.

دشمنان نیز سعی کرده‏اند با کمرنگ کردن ارزش‏های اسلامی و ترویج‏الفاظی که ساخته و پرداخته خودشان است، اصل وحدت را نابودکنند; پس عنوان «آزادی‏» نباید باعث غفلت مسوولین مربوطه‏ازعوامل و مجریان این خط توطئه در داخل بشود. در این زمینه،تاریخ مشروطیت می‏تواند درسی بزرگ برای ماباشد.

اختلاف افکنی به وسیله مطبوعات‏و احزاب در مشروطیت‏باعث تضعیف و نابودی انقلابیون و روحانیون‏اصیل(به‏عبارت دیگر به وجود آورندگان انقلاب)و قدرتمند شدن‏دشمنان داخلی و در نهایت‏به دست گرفتن حکومت توسط آنان شد.

برهمین اساس بارها امام خمینی(ره)برعبرت‏گیری از مشروطیت‏اشاره فرموده‏اند: «درصدر مشروطیت هم با ایجاد گروههای مختلف‏نگذاشتند که مشروطه به ثمر خودش برسد، او را برخلاف مسیر خودش‏راندند. امروز هم همان شیاطین، همان‏ها که مخالف بااین نهضت‏بودند می‏خواهند نگذارند... مردم ایران بیدار باشید... اگر...خللی واقع شود... در این صف فشرده ملت ایران، خطر در پیش‏است.»

در ادامه امام خمینی(ره)ضمن این که تفرقه افکن را توطئه‏قلمداد می‏نمایند بر طرد و نابودی این عناصر تاکید می‏کنند.

«تفرقه افکن‏ها را از بین خودتان بیرون کنید، ما نخواهیم گذاشت‏که این تفرقه افکنی‏ها رشد کنند، آنها را در نطفه خفه می‏کنیم.

آزادی غیر از توطئه است... شیاطین در مخفی‏گاهها توطئه می‏کنند وباید ما باهم یک صدا باهم به پیش برویم. »

از نگاه امام، درج هر مطلب تفرقه افکنانه‏ای، توطئه‏آمیز است.

«مطبوعات موظفند. .. از درج مقالاتی که مضر به انقلاب و موجب‏تفرقه می‏شود خودداری کنند که این خود توطئه محسوب می‏شود.»

هیاهو و جنجال آفرینی توسط مطبوعات از مواردی است که باید باآن مقابله شود. جالب است که از فضای کنونی مطبوعات، بسیاری علی‏رغم شعارقانون گرایی، هرگاه قانون یا مطلبی مطابق میلشان نباشدبرعلیه آن هیاهو ایجاد می‏نمایند. از دیدگاه امام، عاقبت این‏گونه جنجال آفرینی‏ها، به تباهی کشیده شدن و تفرقه است. «همه‏این آقایانی که ادعای این را می‏کنند که ما طرفدار قانون‏هستیم... ملتزم باشند که اگر قانون بر خلاف رای من هم بودخاضعم... دیگر دعوایی پیش نمی‏آید، هیاهو پیش نمی‏آید. اگر بناشد که یک جایی... دادستان بخواهد روی قوانین عمل بکند، بخواهیم‏بگوییم خیر ما دادستان را قبول نداریم، این معنای دیکتاتوری(است).»

جنجال برعلیه قوای موضعه قانون، موجب استقرار دیکتاتوری و به‏تباهی کشیده شدن است «دیکتاتوری همین است که نه به مجلس‏سرفرود آورد، نه به قوانین مجلس و نه به شورای نگهبان و نه به‏تایید شورای نگهبان و نه به قوه قضاییه... بعد از آن که قانون‏وظیفه را معین کرد، هرکس بخواهد که برخلاف او عمل بکند، این یک‏دیکتاتوری است که به صورت مظلومانه حالا پیش آمده و بعد به صورت‏قاهرانه خواهد آمد و بعد این کشور را به تباهی خواهد کشید واین کشور وقتی به تباهی کشیده شد و این مردم متفرق شدند، این‏همان وظیفه‏ای است که برای ابرقدرت‏ها باید انجام بدهد، این آدم‏انجام داده... اگر من این نصیحت‏ها را می‏کنم... از هیاهو وجنجال دست‏بردارید. روزنامه‏ها از هیاهو و جنجال ست‏بردارند،قلم دارها از هیاهو و جنجال دست‏بردارند، نویسنده‏ها دست‏بردارند، گوینده‏ها دست‏بردارند.»

امام خمینی(ره)با توجه به نقش تاثیر گذاری تیتر روزنامه‏هابرافکار و نیز نقش تیتر در هدایت‏به سوی واقعیت، از درج‏تیترهای محرک و نامناسب منع می‏نمایند «مطبوعات موظفند ازتیترهایی که موجب تحریک... است‏خودداری کنند. » ، «یکی وقتی‏قلمی می‏خواهد مساله‏ای را که کوچک است‏بزرگ کند، تیتر بزرگ‏بنویسد و هرچه دلش می‏خواهد بنویسد... که البته این غرض‏ورزی‏است.»

با مطالعه در نظرات امام، به خسارتهای جبران ناپذیر به وسیله‏تفرقه پی می‏بریم و بدین جهت است که می‏فرمایند: «اگر یک نفر...

بخواهد به هم بزند این وحدت را، این معصیت‏خدا را کرده است.»

این عواقب سوء، موجب تلقی توطئه از تفرقه افکنی می‏شود که به‏هر عنوان آزادی، دمکراسی، مطبوعات و... که باشد، بایدجلوگیری شود.
 
 
3- آزادی، توطئه و همسویی با دشمنان و زمینه سازی برای سلطه‏اجانب
از ابعاد دیگر توطئه، «همسویی با دشمنان‏» است. ارائه‏تحلیل‏هایی که توسط رادیوهای بیگانه، ترویج می‏شود یکی از قرائن‏و علائم چنین مطبوعاتی است. این سؤال به طور جدی مطرح است که به‏کدام دلیل، باید در داخل به مطبوعاتی اجازه انتشار و یارانه‏داده شود که همان اندیشه‏ها، تحلیل‏ها و اخبار رادیوهای دشمنان‏ایران را تبلیغ و منعکس می‏کند. در اندیشه امام خمینی(ره)همسویی‏با بیگانگان، خود نوعی توطئه محسوب می‏شود که با سوء استفاده ازفضای آزاد سیاسی و مطبوعاتی انجام می‏گیرد: «ما بعد... که به همه فرصت دادیم، توطئه‏گر را پیدا کردیم، قلم‏هایی که‏توطئه‏گر بودند و می‏خواستند باز سلطه اجانب را بر مملکت ما مسلطکنند. آنها را گفتیم که نباید این کار را بکنند و باید محکمه‏ببینند که آیا اینها چکاره هستند...؟ اینها از اسرائیل خیلی‏شان‏ارتزاق می‏کردند و بلندگوی اسرائیل بودند، بلندگوی امریکابودند، منتها با صورتهای دیگر. یک ملتی حق دارد که کسی که...توطئه کند... از آن جلوگیری‏کند.» (1)

عجیب آن که برخی مطبوعات نه تنها ایفاگر نقش بلندگوی آمریکاو اسرائیل می‏باشند بلکه گاه با تحلیل‏هایی خواهان ارتباط بادشمنان درجه اول ایران مانند امریکا نیز هستند. همسویی بادشمنان لزوما به معنی تامین مالی این مطبوعات به وسیله‏بیگانگان نمی‏باشد; گرچه در صورت اثبات این ادعا، جرم آنهامضاعف خواهد شد و اگر اثبات نشود، همچنان اتهام همسویی بابیگانگان متوجه این مطبوعات می‏باشد و توطئه‏گر محسوب می‏شوند.

الهام گرفتن برخی مطبوعات از بیگانگان، آن چنان است که گویی‏یک تحلیل‏گر رادیو اسرائیل درحال ارائه و تجزیه و تحلیل وقایع‏است. این نوع عملکرد، صریحا توطئه‏ای است که هیچ نقش مفیدی‏نمی‏تواند برای انقلاب اسلامی ایفاء نماید. امام خمینی(ره)در پاسخ‏به این سؤال که علی‏رغم آزادی، چرا فلان روزنامه بسته شد؟ فرمودند: «توطئه بود در کار و با صهیونیستها روابط داشت. ازآن جا الهام می‏گرفت و بر ضد منافع مملکت و کشور می‏نوشت و درتمام آن روزنامه‏هایی که توطئه گر بودند... این روزنامه‏هاجلوشان گرفته شد... این خلاف آزادی نیست، این جلوگیری از توطئه است که همه دنیابوده است.» (2)

به یقین الهام گرفتن از دستگاههای خبری صهیونیست، نوعی رابطه‏و همسویی با آنان می‏باشد.

حرکت مطبوعات در مسیر خبرسازی دشمن نیز از موارد همسویی بابیگانگان است; به این معنا که جوی ایجاد شود که مطلوب‏دستگاههای خبر پراکنی دشمنان باشد. این نوع بازگذاشتن مطبوعات‏به اسم آزادی، قابل قبول نیست. «اگر یک روزنامه‏ای توطئه بر ضدمسیر ملت می‏خواهد بکند.... اگر بخواهد توطئه بکنند و راهی برودکه دشمن‏های یک ملت آن راه را می‏روند وترویج‏بکند، از کارهای‏دشمن‏های یک ملتی بنویسد. چیزهایی که مربوط به دشمن‏های یک ملت‏است. اگر این طور باشد، این طور آزادی را ملت، نمی‏توانندبپذیرند.» (3)

بسیاری از این گونه مطبوعات تنها در صدد بیان اخبار و وقایع‏نیستند بلکه با قلمزنی در مسیری که خوشایند غرب است، مقاصدی‏دیگر را دنبال می‏کنند. «این قلم‏ها تا وقتی در اختیارامریکا... باشد... قضیه غرض و عقده‏ای است که دارند و می‏خواهنداین عقده را صاف کنند.» (4)

برخی از مطبوعات خصوصا در وقایع اخیر، آن چنان در ارائه‏تحلیل‏ها و اخبار کذب، هماهنگ با رسانه‏های تحت نفوذ صهیونیست وآمریکا عمل می‏نمایند که گویی قبلا تبانی کرده‏اند. آزاد گذاشتن‏مطبوعاتی که هماهنگ و همسو با دشمنان می‏باشند، مردود است وقابل تحمل نمی‏باشد و جلوگیری نکردن از این گونه مطبوعات، سؤال‏برانگیز است.

ابعاد همسویی با دشمنان
دشمنان انقلاب اسلامی از بدو انقلاب تاکنون به وسیله رسانه‏های‏خود در محورهای زیر در صدد تضعیف، براندازی و ایجاد بدبینی‏بوده‏اند. طبعا هریک از جریان‏ها و مطبوعاتی که در این محورهاگزارش، خبر و تحلیل ارائه نمایند، به عنوان «همسو» تلقی‏می‏شوند:

تضعیف اشخاص و نهادهایی که اسلامیت نظام را تقویت می‏نمایند،مانند ولایت فقیه و شورای نگهبان.

مطرح نمودن افرادی که در رژیم طاغوت یا بعد از آن به عنوان‏عوامل فرهنگی ضد دینی فعالیت می‏نموده‏اند، مانند فرماسونرها،کانون نویسندگان و...

تضعیف نهاد و ارگان‏هایی که امام خمینی(ره)موسس و مبتکر آن‏بوده و یا براهمیت و نقش آنها تاکید فرموده‏اند، مانند دادگاه‏ویژه روحانیت، سپاه پاسداران، بسیج، دستگاه اطلاعاتی کشور و...

ارائه تحلیل‏هایی که با مصالح کشور، نظام و انقلاب تضاددارد.

ارتباط با آمریکا.

و هرگونه سوژه‏ای که توسط این رسانه‏ها ارائه می‏شود.

این موارد و دهها مورد دیگر، خوراک تبلیغاتی رادیوهای بیگانه‏می‏باشند که به طور مستمر از جانب رسانه‏های مداخله‏گر انجام‏می‏گیرد و متاسفانه در داخل نیز دنبال می‏شود.

4- آزادی، توطئه و افراد نفوذی
تمام نظام‏ها با مشکل «نفوذی‏ها» مواجه می‏باشند و تنها نظامی‏توانایی مقابله با دشمن خود را خواهد داشت که در شناسایی این‏افراد موفق باشد. نفوذ در ارکان تاثیر گذار برقوانین و افکارعمومی، از اهداف عمده افراد نفوذی است. در این میان نقش‏دستگاههای امنیت و اطلاعات و نیز دستگاههای نظارتی، انکارناپذیرو ضروری است.

امام خمینی(ره)نیز با توجه به اهمیت فوق‏العاده این امر،بارها مسوولین را متوجه این افراد در تمام دستگاهها خصوصا درمجموعه رسانه‏های نوشتاری و صدا و سیما نموده‏اند. «باید آنهایی‏که در راس مطبوعات هستند توجه داشته باشند که مبادا در بین‏آنها اشخاصی خودشان را جا بزنند... و می‏خواهند خود را در هرچه‏و در هرجایی که پیدا بشود به یک صورتی داخل کنند... ولی بایدشما فکر بکنید که این شخص سابقه‏اش چه بوده و چکاره است... انتخاب افراد برای مطبوعات امر مهمی است‏خصوصا برای رادیوتلویزیون; چون اشخاص زیادی در رادیو تلویزیون و مطبوعات هستندکه می‏خواهند وارد شوند... و راه را منحرف کنند.» (5)

گرچه هشدار امام مربوط به سالها قبل می‏باشد اما نه توطئه‏دشمنان پایان‏پذیر است و نه ملاکهایی که از سخنان امام به دست‏می‏آید غیر قابل شناخت است. ایشان نفوذی‏ها را این گونه معرفی‏می‏نمایند:

«اینک باز تفاله‏های رژیم سابق درصددند که با کمک و همکاری‏گروهک‏های واپس زده و قلمداران غرب و شرق زده و تجدید حیات کنندو با قلم‏های به ظاهر خلقی و زبان‏های فریبنده در داخل و خارج،جمهوری اسلامی را متزلزل کنند.» (6)

ملاحظه می‏شود که دورویی و عدم موضع‏گیری شفاف در قبال نظام،شعارهای عوام پسندانه، همکاری با گروهک‏ها و غرب و شرق زدگان درداخل و خارج، وابستگی به مجریان فرهنگی رژیم طاغوت، سوء سابقه‏و... از علائم شاخص «نفوذی‏ها» است.

از سوی دیگر سوابق درخشان افراد، به هیچ عنوان نمی‏تواند مانع‏از این باشد که برخی از انقلابیون جاهلانه یا عامدانه در دام‏توطئه و همکاری با گروهک‏ها و خودباختگان غربی داخلی و خارجی‏نیفتند.

برخی از خودی‏ها آن چنان با گذشت زمان دچار تغییر عقاید وافکار نسبت‏به آرمان‏ها می‏شوند که شاید حتی از گذشته خود به‏خاطر نرسیدن به اهداف و توقعات فردی و یا حزبی، پشیمان شده ودر آینده نقش یک نفوذی را ایفاء نمایند. این گونه افراد برفرضی‏که همچنان خودی محسوب شوند اما نباید رها از آرمان‏های اسلامی‏انقلاب باشند و حتی اگر مستوجب مجازات نباشند، جلوگیری از آنهالازم است.

جیره‏خواران و مزدوران نیز از فضای آزاد سیاسی، در جهت اهداف‏دیکته شده بیگانگان قدم بر می‏دارند. این گونه افراد و کسانی که‏در مسیر اینان گام برمی‏دارند نیز توطئه‏گرانی می‏باشند که برخوردبا آنان اجتناب‏ناپذیر است: «وقتی که دیدند آزادند، توطئه‏هاشروع شد; توطئه قلمی که می‏خواستند مسیر ملت ما را منحرف کنند واینها همان اشخاصی بودند که جیره خوار شاه سابق یا جیره خوارامریکا و امثال امریکا بودند.» (7)

تغییر در آرمان های ملت، ملاک دیگر شناخت «نفوذی‏ها» است. ازنظرگاه امام خمینی(ره)بررسی سوابق و احوال کسانی که بر ضد اسلام‏و روحانیت و برضد مسیر ملت عمل می‏نمایند، لازم است. این گونه‏افراد مستقیم یا غیر مستقیم، عمال مخالفین نظام می‏باشند که‏نمی‏توان با حسن نیت‏به آنان نظر نمود: «اشخاصی که قلم دست‏می‏گیرند بر ضد اسلام، بر ضد روحانیت، بر ضد مسیر ملت قلمفرسایی‏می‏کنند، بشناسید آنهارا. سوابق اینها را به دست‏بیاورند. مطالعه در احوال و سوابق اینها بکنند.» (8)

در ادامه امام خمینی(ره)تمام زحمات مردم در انقلاب اسلامی رابرای اسلام می‏دانند و کسانی را که بر خلاف آن حرکت می‏کنند راعمال اجانب معرفی می‏نمایند: «ما احتیاج به وحدت کلمه داریم. زحمت ملت‏ما برای اسلام بود... آنهایی که عمالشان را وادار کردندبر ضد اسلام، بر ضد روحانیت عمل کنند و قلمفرسایی کنند... » (9)

در ادامه با خطاب به همه اقشار، برشناخت این افراد که دشمن‏اسلام می‏باشند، تاکید می‏فرمایند: «علمای اعلام! خطبای عظام! دانشگاهی! بازاری! کارگر! دهقان! همه بیدار باشید و دشمن‏های‏خودتان را بشناسید، دشمن‏های اسلام را بشناسید.» (10)

ضدیت‏با اسلام و تحریف آن و زیر سؤال بردن احکام دینی، ازنشانه‏های بارز مطبوعاتی است که نفوذی‏ها در آن اعمال نظرمی‏نمایند: «وقتی ما دیدیم که در یک روزنامه‏ای از یک اشخاصی‏مطالب نوشته می‏شود که این‏ها عمال اجانب هستند و می‏خواهند مملکت‏ما را باز به خرابی بکشانند. از آن طرف مقالاتی و مطالبی که‏راجع به... مسائل اسلام است‏یا تحریف می‏شود یا نوشته نمی‏شود،این طور مطبوعات را ما نمی‏توانیم احترام قایل‏بشویم.» (11)

آنان که در مسیر توهین به مقدسات و ضدیت‏با اسلام می‏نویسند بابررسی‏های موشکافانه می‏توان به ارتباطشان با خارج و یا تحریک‏غیر مستقیم توسط اجانب پی برد. امام خمینی(ره)در تمام این‏موارد برخورد قاطع با اینان رالازم می‏دانند: «مطبوعات و مجلات وروزنامه‏ها منتشر شد و هیچ کس جلوگیری نکرد; در عین حالی که به‏همه مقدسات ما توهین گردید... تا آن فتنه را دیدیم و فهمیدیم‏شما فتنه‏گر هستید، شما منافقینی هستید که می‏خواهید فتنه‏کنید... توطئه کردید بر ضد اسلام، بر ضد کشور اسلام... شمااشخاصی هستید که با سرحدات و خارج روابط دارید... دیگرنمی‏توانیم اجازه بدهیم آزادانه هرکاری می‏خواهید بکنید، شماراسرکوب خواهیم کرد.» (12)

نقش مخرب «افراد نفوذی در مطبوعات‏» آن چنان است که امام‏خمینی(ره)بارها تاکید برشناخت و جلوگیری از ورود این‏گونه‏افراد را در مطبوعات می‏کنند: «چند نفری را که یقین داریدآدم‏های مستقیم هستند، در مسیر ملت و کشور هستند و وابستگی به‏هیچ جا ندارند، مطالعه و درست در آن دقت کنند و بعد از دقت، درروزنامه یا مجله نوشته شود.» (13)

دستگاههای فرهنگی کشور در جلوگیری و شناسایی و جلوگیری ازورود افرادی که انحرافات فکری در گذشته داشته‏اند، وظیفه‏ای‏انکارناپذیر دارند. از منظر امام‏خمینی(ره)به کسانی که سوابق‏سوء داشته‏اند، نمی‏توان اعتماد کرد و نمی‏توان مطبوعات را عرصه‏تاخت و تاز آنان قرار داد. «اگر کسی افکارش منحرف بود و حالابیاید ادعا بکند که من برگشته‏ام، ما باید قبول کنیم، اما نبایداو را مجله نویس کنیم... بسیاری از اشخاصی هستند که می‏آیند ومی‏گویند توبه کردیم، البته توبه آنها قبول است لکن نمی‏شود آنهارا سرکاری گذاشت که آن کار اهمیت دارد; برای اینکه ما نمی‏دانیم‏این شخص به حسب واقع توبه کرده است‏یا می‏خواهد با کلمه توبه،ما را بازی دهد.» (14)

اصل «برائت افراد» در عرصه مطبوعات وخوش باوری در مسائل‏سیاسی، از نظر امام خمینی(ره)مردود است; بدین جهت‏امام‏خمینی(ره)در ادامه می‏فرمایند: «نباید رادیو تلویزیون رابه دست او بدهیم... و یا مجله‏ای که برای تربیت افراد و برای‏ترویج مسیر اسلامی ملت است، به دست او بدهیم و یانوشته‏هایش رابه دست او بسپاریم. ما نباید خوش باور باشیم.» (15)

و باز هم امام خمینی(ره)تاکید بر بررسی سوابق افراد در تمام‏عرصه‏ها و خصوصا در مطبوعات می‏نمایند: «اشخاصی که اداره می‏کنندیک جایی را باید از اول ارزیابی شود که این اشخاص چکاره‏بوده‏اند; سوابقشان چیست و تحصیلاتشان در کجا بوده، چه رویه‏ای درتحصیلات داشته‏اند.» (16)

خطر فوق العاده نفوذی در مطبوعات، چنان است که ممکن است‏انقلاب را در جهت مخالف اهداف خود سوق دهد و باز این نقش حساس‏در انتخاب درست افراد گوشزد می‏شود: «این از مسائل مهم کسانی‏است که بخواهند خدمتی بکنند، مجله‏ای بیرون بدهند یا روزنامه‏ای‏بنویسند. اولین مساله آنها... انتخاب افراد است. چون افراداگر چنانچه اشخاصی منحرف باشند... یک وقت متوجه می‏شوید که‏انحراف پیدا شده است; چون اشخاصی‏اند که می‏توانند انسان را به‏دامان امریکا... بکشانند. ملتی که برای این که از زیر این‏سلطه‏ها خارج شود آن قدر مجاهده کرده است، آن قدر جوان داده‏است.. . یک وقت می‏بینید راه مجله، راه مطبوعات، راه رادیوتلویزیون... به واسطه ورود اشخاصی... منحرف شده... این ازمسائل مهمی است که... اغماض از آن جایز نیست.» (17)

با ملاحظه سخنان امام خمینی(ره)در مورد مطبوعات،به این نکته‏پی می‏بریم که روش «تساهل و تسامح در عرصه مطبوعات‏» کاملا ازدیدگاه امام خمینی(ره)مردود است. انقلاب اسلامی ایران شجره‏طیبه‏ای است که هنوز سالها باید از آن مانند گوهری محافظت‏شود.

توطئه‏ها همچنان ادامه دارد. دشمنان اکنون روزنه‏ای برای ورودو رخنه در پیکره این نظام مقدس پیدا کرده‏اند و آن «عنوان‏آزادی‏» است. آنان که سالها قبل حتی با اسم اسلام مخالف بودند وآنان که دارای دیدگاه‏هایی کاملا منحرف از شعارهای اصیل انقلاب‏اسلامی داشته‏اند، اکنون مرموزانه و موذیانه وارد میدان مطبوعات‏شده‏اند. امام خمینی(ره) معمار و بنیانگذار انقلاب اسلامی است وکلام او چراغی است فرا راه ما که او را پیشوای خود می‏دانیم. حال‏جای این پرسش است که به راستی در این موقعیت‏خطیر، فرزندان‏امام خمینی(ره)دردولت، مجلس و قوه قضائیه چه تدبیری‏اندیشیده‏اند؟

پی‏نوشتها:

1- صحیفه نور، ج 10، ص 229.

2- همان، ج 9، ص 85.

3- همان، ج 7، ص 18.

4- همان، ج 13، ص 253.

5- همان، ص 248.

6- همان، ج 14، ص 263.

7- همان، ج 10، ص 229.

8- همان، ج 7، ص 29.

9- همان، ج 7، ص 29.

10- همان، ج 7، ص 29.

11- همان، ج 6، ص 191.

12- همان، ج 8، ص 264.

13- همان، ج 13، ص 249.

14- همان، ج 13، ص 249.

15- همان، ج 13، ص 249.

16- همان، ج 13، ص 249.

17- همان، ص 248 و 249.
 

نویسنده:ابوالقاسم آرزومندی
 
 
 



ادامه مطلب
شنبه 18 بهمن 1393 
 
انقلاب اسلامی، تعالی معرفت
انقلاب اسلامی، تعالی معرفت 1

 

چكیده

انقلاب اسلامی ایران تنها برای بهبود وضع معاش مردم شكل نگرفت، بلكه فراتر از این، یك ماهیت ارزشی و دینی دارد و از این رو، اساسی ترین وصف انقلاب ایران، «اسلامی» بودن آن است. در این نوشتار، به راه‌های جهانی سازی انقلاب اسلامی ایران برای رسیدن به یك تمدّن اسلامی اشاره شده است.

احیای معنویت اندیشی

دستاوردهای انقلاب در زمینه‌های گوناگونی قابل پژوهش و بررسی هستند. اما با توجه به ماهیت دینی انقلاب اسلامی، آثار تربیتی و فكری آن بیش از همه اهمیت پیدا می كند. اگر انقلاب اسلامی فقط موجب ارتقای وضع معاش مردم شده و نوع حكومت را از استبدادی به نوعی دیگر، كه قابل تحمل باشد تغییر می داد، چندان نمی شد بر كام یابی آن اصرار ورزید؛ زیرا از انقلابی كه وصف لازم آن «اسلامی» است، انتظاراتی فراتر از این مدّنظر هستند.
انقلاب اسلامی ایران پدیده ای بی همتا بود كه از پیش، تحلیلی برای آن وجود نداشت و حتی مبانی و مقدّمات شناخت آن از اندیشه‌های جدید، غایب بود. البته كسانی مثل آرنولد توین بی به جایگاه معنویت در حیات و تمدن بشری نیم نگاهی انداخته و تهی شدن از معنویت را موجب زوال آن دانسته و معتقد بودند: تمدن آینده از جایی غیر از غرب باید سربرآورد. اما این مختصر برای انقلابی عظیم با آثار سرشار و جاری بسیارش، به هیچ وجه كافی نبود.
این انقلاب با بازگشت به حقایق فراموش شده فطری، دین را در منظر اندیشه بشری پررنگ و برجسته نمود و در دو سطح «ملّی» و «جهانی» چاره ای باقی نگذاشت، جز اینكه رویكردی نوین به دین، معنویت، انسان و جهان پدید آید.
انقلاب اسلامی در حقیقت، نوعی اندیشه بر مبنای جهان بینی معنوی و متفاوت با علم و فناوری رایج بر پایه جهان بینی مادی از مغرب تاریخ حقیقت و مشرق جغرافیای گیتی به طلوع كشاند و انسان، جهان، جامعه و تاریخ را با روی و نمای الهی، موضوع دانش و اندیشه قرار داد. نتیجه این رویكرد تأمین مبانی تازه ای برای دانش و فضاها و شیوه‌های دست نخورده ای برای اندیشه بوده است.
انقلاب ما تنها تحوّلی در جامعه و نظام سیاسی و اقتصادی آن نیست، بلكه دگرگونی در كیفیت حیات فردی و اجتماعی، اصلی ترین شاخص انقلاب اسلامی است كه با گشودن راه هدایت و ایجاد معرفت متعالی و راستین، صورت واقعی خود را می یابد و می بالد.
انقلاب اسلامی نمودار اندیشه ای معنوی است كه می تواند رنجوری و ناتوانی علم و فناوری را در ساختن تمدن طلایی برای انسان‌ها برطرف كند. اندیشه معنوی و پاكی كه از طریق انقلاب اسلامی در قلب تاریخ رسوخ كرد، منظری سبز و روشن به روی حیات بشری گشود كه در چشم انداز آن، ظهور منجی جهانی بسیار نزدیك به چشم می آید.
بنابراین، پرسش از چیستی و چرایی دستاوردهای انقلاب اسلامی در قلمرو اندیشه، دو پیامد ارجمند به دنبال دارد: یكم. پاسخ به چیستی آن، گستره اثرگذاری انقلاب اسلامی در راستای اهداف اصیل و اولیه آن را تبیین می كند. دوم. پاسخ به چرایی، راه شكوفایی و توسعه ثمربرداری در این عرصه را فراخ می سازد.



ادامه مطلب
سه شنبه 14 بهمن 1393 
انقلاب اسلامی و احیای هویت امت اسلامی
انقلاب اسلامی و احیای هویت امت اسلامی

نویسنده:حمید مولانا
بستر سیاسی و اقتصادی جهان در قرن بیستم و روابط بین الملل در یكصد سال اخیر با دو پدیده مهم آمیخته و در عین حال دگرگون شده است. اول پدیده واحدهایی به نام دولتهای ملی یا نظام معروف به ملت ـ دولت است كه بر اساس حاكمیت ملی و حقوق بین الملل غرب با مرزهای ویژه سیاسی بنا شده و دومی پدیده مدرنیته یا نوگرایی غربی است كه ساختارهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی جوامع را به سوی یك تمدن صنعتی و فراصنعتی سكولار یعنی جدا از دین و معنویات هدایت كرده است. این دو پدیده، اساسی ترین عوامل تغییر در سطح جهانی در قرون بیستم و بدون تردید زیرساختهای نظام یا نظامهای حاكم بر دنیای امروز می باشد.
انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام و اندیشه های سیاسی او نقطه مقابل این دو پدیده بودند. در واقع حضرت امام بر علیه این دو پدیده قیام كردند. علاوه بر این، اهداف و آمال انقلاب اسلامی ایران، آن طور كه حضرت امام تبیین فرمودند، فراتر از این دو پدیده و در حقیقت در فراسوی مفهوماتی مانند دولتهای ملی، نوگرایی و توسعه بود.
تا قرن 19 تركها، اعراب و ایرانیان خود را در مقایسه با ملل دیگر، در درجه نخست مسلمان می دانستند. وفاداری نخستین آنها نه به دولت امپراطوری یا خاندان سلطنتی بلكه به اسلام بود. تحت نظام اسلامی امت، آنها خود را به عنوان گروههای فرهنگی و زبانی مجزا در داخل اسلام می شناختند. استعمارزدایی تحت نظام دولت ـ ملت، مرزهایی سیاسی را در جهان اسلام به وجود آورد كه قبلاً به معنای امروزی وجود نداشتند. این عمل باعث به وجود آمدن رهبران ملی گرا و جدایی طلب رقابت پیشه در میان مردمی مثل اعراب با تاریخ و زبان مشترك گردید. در درجه اول، ایده دولت ـ ملت غیر دینی هیچ گاه به طور كامل در ایران مورد شناسایی قرار نگرفت و این اندیشه در تضاد با اندیشه های اسلامی درباره حكومت و جامعه بود. دوم دو خط متمایز و كانالهای رقابت آمیز در ارتباط با جامعه ای شد كه یكی از آنها به وسیله حكومت اداره می شد و دیگری ریشه در سنت دینی ـ سیاسی ایرانیان داشت. مثلاً در ایران كنترل قدرت سیاسی محتاج كنترل كانالهای سنتی ارتباطات به غیر از مطبوعات و رسانه های همگانی است. این قدرت مقامات سنتی است كه درباره مشروعیت رسانه های مدرن تصمیم می گیرند و عكس آن صادق نیست.
ادغام دو ساختار اساسی كانالهای مدرن و سنتی پیش شرط لازم برای هر نظام و حكومت در ایران است كه در جستجوی مشروعیت و خلوص فرهنگی است. تغییر ماهیت حكومت اسلامی طی این دوره باعث جدایی جامعه از حكومت شد. در موارد بسیاری فقط جامعه و رهبران آن حضور داشتند ولی در طرحهای آنان جایی برای حكومت وجود نداشت. در طول قرن بیستم اختلاف ایدئولوژیكی و فرهنگی بین كسانی كه روشهای مدرن غربی را قبول كرده و كسانی كه افكار سنتی ـ اسلامی را حفظ كردند، به حد زیادی آشكار شد. پیدایش حركتهای جدید اسلامی در دهه پایانی قرن بیستم تا حد زیادی می تواند گویای این حقیقت باشد كه نظام دولت ـ ملت و افزایش نامهای ملی گرایی با ماهیت عربی ـ ایرانی ـ تركی‌ ـ پاكستانی به اتحاد كشورهای اسلامی منجر نشد. امروزه كسانی كه مخالف ملی گرایی اند و ایده اصلی نظام دولت ـ ملت را در سرزمینهای اسلامی زیر سؤال می برند، پیشنهاد می دهند كه می توان در مقابل تجاوز خارجی،‌ از طریق قوانین معنوی ـ احساسی و اخلاقی ـ اسلامی كه در خدمت بسیج مسلمانان برای خودمختاری فرهنگی آنهاست، مقاومت كرد.
در جهان تحت اداره اسلام، از طریق اصل جدید سرزمین اجدادی اسلامی یا امت كه زمانی خانه اسلام تلقی می شد می توان از دیدگاههای میهن پرستانه و ملی فراتر رفت. بحران مشروعیت سیاسی با شماری از ذهنیتها و همچنین توسعه های سیاسی در طی دوران بعد از جنگ دوم افزایش یافت. بهتر است یادآوری شود كه متعاقب انقلاب فرانسه و پیروزی رمانتیسیسم و سكولاریزم، طبیعت گرایی آمد، تا دیدگاه جهانی غربیها را كنار زده و بر آن مسلط شود. در دیدگاه اسلامی بین طبیعت و نظم فراتر، این نظم فراتر است كه طبیعت را رهبری می نماید و بخش عظیمی از قوانین اسلام با نظم اجتماعی سر و كار دارد و امروز چگونگی تجددگرایی برای مسلمانان مهم نیست، بلكه مسلمانان به چگونگی دگرگونی و تكامل و انتقال توجه دارند. مهمترین تفاوت بارز بین تكامل و تجددگرایی این است كه اولی خارج از زمان ودومی در زمان است. هویت، یك برداشت روانی ـ اجتماعی است و از این امر ناشی می شود كه مردم در محیط و در رابطه با دیگران چه برداشتی از خود دارند. هویت مبتنی بر باورهای مشترك فرهنگی مردمی است كه به طور تاریخی یك ریشه دارند.
در درون چنین جستجوی وسیع تاریخی برای هویت و زندگی اجتماعی است كه انقلاب اسلامی در كل و افكار سیاسی ـ دینی امام به ویژه می تواند مورد تحلیل و تجزیه قرار گرفته و درك شود. نوشته ها، سخنرانیها و آثار امام در چند دهه گذشته، دو موضوع عمده را به روشنی نشان می دهد:
1- جستجو برای یافتن هویت اسلامی
2- تلاش برای فرمول بندی و مشخص كردن نظام اسلامی فراتر از نظام دولت ـ ملت جدید.
برای امام خمینی هویت یك پیش شرط برای حكومت اسلامی است و اسلام دینی است كه مشهور به عدالت حقیقی است. این دین همچنین مورد توجه كسانی است كه تمایل به استقلال و آزادی دارند و مخالف استكبار و امپریالیسم هستند. امام از طریق یك انقلاب روشن فكرانه برای تغییرات سیاسی به پا خاست. او خود آگاهی را پیش شرط آگاهی سیاسی می دانست. وحدت و هویت اسلامی موضوعهایی هستند كه به طور مكرر در بیانات حضرت امام وجود دارند. او تأكید كرد كه اسلام دینی با معیارهای غربی نیست بلكه دینی است كه نسبت به همه ابعاد زندگی اشراف دارد. حكومتی كه در تعقیب گسترش ارزشها و اعتقادات غیر دینی است، نمی تواند اسلامی باشد. قوانین مربوط به حفظ نظم اسلامی و دفاع از تمامیت ارضی و حفظ استقلال امت اسلامی،‌ موجب می شود حكومتی اسلامی فراتر از نظام دولت ـ ملت تشكیل گردد. امام اعتقاد داشت كه وجود نظام سیاسی غیر اسلامی لزوماً منتهی به اجرا نشدن دستورات سیاسی اسلام شده و بنابراین چاره ای نیست جز از بین بردن آن نظام های حكومتی كه در درون خود فاسد هستند. این وظیفه ایست كه تمام مسلمانان باید اجرا نمایند. این وظیفه مسلمانان است كه از مظلومین حمایت كنند. امام با توجه به طبیعت تمامیت خواه انسان بر لزوم وجود رهبری تأكید داشت و حكومتی فراملی را تحت پرچم اسلام پیش بینی كرد. او دولت اسلامی را به مثابه قانون اساسی می دید، زیرا حكام در حكومت و اداره كشور مجبور به رعایت شرایط مخصوصی هستند كه در قرآن و سنت پیش بینی شده اند. دولت اسلامی، یك دولت قانون گر است و اقتدار مختص خداوند و قانون، فرمان و دستور الهی است. او تأكید كرد كه مافوق بودن فقیه بر حاكم یك اصل پذیرفته شده است. اگر حاكم پیرو اسلام است پس باید مطیع فقیه باشد.

نتیجه گیری

حضرت امام مفهوم دولتهای ملی،‌روانكاوی نوگرایی، بازسازی توسعه و گفتمان دموكراسی غرب را رد كردند و برای یك حكومت و نظام فراتر از دولتهای ملی كه جهان شمولی امت اسلامی را در بردارد و هویت اسلامی را بالاتر از سایر هویتهای انسانی قرار می دهد، كوشش كردند. بدین جهت مدلولات معرفت شناسی انقلاب اسلامی را نمی توان در چهارچوب فردگرایی، پلورالیزم،‌بازاندیشی و اصلاح دینی و فردگرایی و نمودارهای تحلیلی غرب كه بسیار متداول بوده و ترویج می شوند، درك نمود. گفتمان اسلامی حضرت امام و انقلاب اسلامی را باید در بستری فراتر از دین و سیاست، نوگرایی و سنت، مدرنیته و پست مدرنیته و واژه های مشابه مطالعه و بررسی كرد.
افكار و اعمال حضرت امام از قرآن كریم سرچشمه می گیرد و هرگونه تحلیلی از اندیشه های او و انقلاب اسلامی باید یك الگوی وحدت گرا و مقدس قرآنی و توحیدی را در برداشته باشد.
25 یا 30 سال قبل نه از گفتمان جامعه مدنی در غرب و شرق خبری بود و نه از رویارویی و یا گفتگوی تمدنها و نه از جهان شمولی به معنی امروز آن. در دهه ای كه انقلاب اسلامی ایران صورت گرفت، سه مناظره و بحث بزرگ بین المللی دستور روز بحث و مذاكره سازمانهای بین المللی بود:
- تلاش برای ایجاد یك نظام جدید بین المللی اقتصادی
- تلاش برای یك نظام جدید اطلاعاتی و ارتباطی
- كوشش برای ایجاد یك محیط مسالمت آمیز بین ابرقدرتها
انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام تمام این معادلات را به هم زد. هیچ یك از این تلاشها و كوششها همان طور كه می دانیم عملی نشد. ولی گفتمان نوینی مطرح شد كه تا امروز ادامه دارد. به عقیده من تعدادی از این گفتمانها به شرح زیر است:
- این حضرت امام و انقلاب اسلامی بود كه برای نخستین بار مسأله گفتمان تمدنها را مطرح كرد و تمدن را به عنوان یك موضوع مورد بحث و مطالعه قرار داد.
- این حضرت امام و انقلاب اسلامی بود كه برای اولین بار ضرورت یك نظام فرهنگی جدید را در سطح جهانی پیش كشید و نظامهای موجود را مورد پرسش قرار داد.
- این حضرت امام و انقلاب اسلامی بود كه برای اولین بار مفهوم جهان شمولی و ابعاد اسلامی ـ امتی آن را مطرح كرد.
این حضرت امام و انقلاب اسلامی بود كه موضوع اخلاق را در روابط بین الملل ترویج و اشاعه نمود.
- این حضرت امام و انقلاب اسلامی بود كه مسأله جایگاه فرد در جامعه و انسان شناسی را در نظامهای جهانی پیش كشید.
و بالاخره این امام و انقلاب اسلامی بود كه ضرورت و شیوه جدید اطلاع رسانی را در بین امت اسلامی احیا نمود و مسلمین را در جریان اطلاعات مربوط به دنیای اسلام و مصالح مسلمین قرار داد.
قدرت امام خمینی و استعداد او در رویارویی با واقعیت جامعه نهفته است. سخنرانیها، نوشته ها و آثار او، تفكرات یك فیلسوف منزوی كه مخاطب مخصوصی دارد، نیست، بلكه تقاضای پر احساس یك رهبر سیاسی و معنوی است. امام با رد هر نوع حكومت غیر دینی به پیروان خود ساختار و نحوه ای از زندگی را توصیه نمود كه از بسیاری جهات شبیه دوران صدر اسلام را به یاد می آورد. یك حكومت چند فرهنگی، جهانی و دینی ـ سیاسی كه ویژگیهای ممتاز آن نظم، اتحاد و تعبد كامل افراد آن از خداوند است. در تاریخ معاصر اسلام هیچ كس نتوانسته است در نظریه و تجارب عملی، فراتر از امام قدم بگذارد. شاید حضرت امام اولین كسی نباشد كه حكومت اسلامی را به عنوان مهمترین رقیب نظام دولت ـ ملت موجود مورد توجه قرار داده است، اما او اولین كسی بود كه آن را به روشنی تعریف نمود و اساس یك درك ساختاری از حكومت اسلامی را بنیاد نهاد و برای اولین بار در هزاره ی گذشته، حكومت اسلامی را به مسلمین برگرداند.
منبع:ایدئولوژی رهبری و فرایند انقلاب اسلامی

 



ادامه مطلب
یک شنبه 20 بهمن 1392 
دستاوردهای جهانی و بین المللی انقلاب اسلامی (قسمت دوم)
دستاوردهای جهانی و بین المللی انقلاب اسلامی (قسمت دوم)

 
در آن زمان ایران به سبب داشتن سیاست خارجی وابسته به بلوك غرب علاوه بر این كه رابطه خود را با ملت و اعتقادات آنها در داخل قطع كرده بود، رابطه و تعامل با جهان اسلام نیز در قاموس خارجی وی جایی نداشت. دگردیسی ناشی از انقلاب اسلامی، فصل جدیدی از روابط حاكمیت با مردم در داخل و در روابط با جهان اسلامی و جهان آزاد را به وجود آورد و به عبارتی انقلاب، ایران را از حالت مستعمره سیاسی بیرون آورد و به كشور كاملاً مستقل در تصمیم‌گیری و سیاست سازی مبدل كرد و معادلات سیاسی امنیتی منطقه را دچار فروپاشی و بهم ریختگی جدی كرد.
در سایه رهبری حضرت امام (ره) عصر استراتژی دو ستونی نیكسون ـ كیسینجر كه ایران ستون نظامی آن را تشكیل می‌داد و به عنوان ژاندارم منافع آمریكا و رژیم صهیونیستی عمل می‌كرد، به پایان رسید و به طور خودكار ایران از حالت اقماری بیرون آمد. در همین زمان بود كه در چارچوب مصوبات شورای انقلاب، كشورمان از پیمان آمریكایی سنتو (ایران، تركیه، افغانستان) خارج شد و این پیمان با خروج ایران از آن عملاً متلاشی شد.
از دیگر اقدامات انقلابی، اشغال لانه جاسوسی در 13 آبان 58 و ناتوانی كاخ سفید در تصمیم گیری مؤثر درباره چگونگی برخورد با این واقعه بود كه هیبت و اقتدار مصنوعی غرب را در افكار عمومی داخل و منطقه شكست. این تحول كه امام از آن به عنوان انقلاب دوم یاد كردند از نوادر اقدامات در تاریخ سیاسی كشورهای محكوم جهان دو قطبی، در آن زمان محسوب می‌شد كه فضای رعب و وحشت حاكم بر جهان اسلام را شكست و شهامت و انگیزه برخورد آن را به وجود آورد.
از دیگر نتایج انقلاب اسلامی جابجایی تهدیدات و معیارهای دوستی و دشمنی میان ایران با جهان اسلام بود كه قطع رابطه با آمریكا و رژیم صهیونیستی و رژیم آفریقای جنوبی در همین راستا بود. این در حالی بود كه رژیم پهلوی عملاً به پایگاه صهیونیسم بین الملل در منطقه تبدیل شده بود و در زمینه‌های سیاسی و اقتصادی از مهره‌های اصلی وابستگی به تشكیلات صهیونیسم جهانی بود و تنها متحد رژیم صهیونیستی در منطقه محسوب می‌شد و در مقابل دین و دولت جهان اسلام قرار داشت.
انقلاب اسلامی نه تنها با آمریكا و رژیم اسرائیل قطع رابطه كرد. بلكه طرح جدی و عملی و عینی مبارزه با آنها را ارائه كرد كه بعدها به عنوان الگوی استراتژی مبارزاتی ملتها و نهضت‌های آزادی خواه در منطقه و جهان قرار گرفت. در فرایند دیپلماسی ایران شاهد رخدادهای بزرگ با اشكال و بعضاً ماهیت متفاوت هستیم كه نظام با اقتدار و حفظ استقلال به مبارزه با آن رفته و از مدیریت خارجی خود برای دیگران الگوسازی كرده است، از جمله در سناریو دادگاه میكونوس كه با اعتماد و اقتدار تمام عمل كرد و سازندگان آن را كه از حمایت پانزده كشور اروپایی، آمریكا و رژیم صهیونیستی برخوردار بود؛ ناكام گذاشت و یا در بحرانهای زنجیره‌ای پس از 11 سپتامبر در حالی كه در قضیه افغانستان سكوت مرگباری بر جهان حاكم بود و دیپلماسی جهان چشم به كاخ سفید داشت و جهان یكپارچه سیاست دنباله روی را پیشه كرده بود. مقام معظم رهبری در یك موضع حكیمانه مستقل و با لحاظ اصل عزت و مصلحت نظام، فضا را شكستند و جهان را به حیرت واداشتند و راهبرد انحصاری بوش مبنی بر كشورها یا با ما هستند یا علیه ما را با اعلام این راهبرد كه ما نه با شما هستیم نه با تروریستها به چالش كشیدند.
در بحران اخیر عراق نیز شاهد دیپلماسی فعالانه و متناسب با منافع و مصالح هستیم. پس از شكستن فضای سنگین ناشی از یازده سپتامبر بود كه جهان حتی كشورهای اروپایی با تأسی از مدیریت بحران ایران، انتقاد از سیاست خارجی آمریكا را در دستور كار خود قرار دادند كه ما در اشغال عراق و مسأله سلاح‌های هسته‌ای ایران شاهد آن هستیم.
شكست سیاست‌های سلطه طلبانه آمریكا و ایستادگی و پایداری در مقابل فشارهای غرب به ویژه آمریكا یكی دیگر از دستاوردهای بزرگ انقلاب اسلامی است. ناكامی در سیاست تحریم آمریكا علیه ایران، چالش و ناكامی در استراتژی نظم نوین آمریكا در جهان پس از فروپاشی بلوك شرق، مانع سازی جدی در جهانی شدن آمریكا، شكست طرحهای آمریكا در خاورمیانه، شكست طرحهای آمریكا در حوزه دریای خزر و آسیای مركزی و قفقاز، عدم دستیابی به اهداف اساسی در حمله به افغانستان و عراق و... از جمله تقابل موفقیت آمیز جمهوری اسلامی در برابر سلطه جهان آمریكا بود.

2/ 2. دستاوردها برای كشورهای منطقه

الف. تجدید حیات اسلام در افكار مسلمانان؛ در زمانی كه دین و معنویت در انزوا بود و لائیك و لیبرالیسم حاكمیت داشت و اسلام محدود به امور فردی بود و در مساجد زندانی شده بود بار دیگر ندای امتزاج دین و سیاست در میان اندیشمندان، مراكز علمی و تحقیقات و افكار و رفتار ملتها نمایان شد. به نوشته هفته نامه آلمانی اشپیگل، انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) حیات تازه‌ای به مسلمانان در سراسر جهان بخشید و اسلام مبارزترین مذهب دنیا با انرژی انقلاب خود 2/1 میلیارد مسلمان را برانگیخت و آنان را برای تشكیل حكومت الله در زمین به حركت درآورد.[1]
دكتر میشل جانسون در مقاله‌ای در نشریه «ژئوپولیتیكان استراتژیك» می‌نویسد: جامعه مسلمین (پس از انقلاب ایران) از حالت ضعف و ناتوانی خود خارج شد و به یك قدرت تبدیل شد.[2] بیداری سیاسی جهان اسلام را می‌توان در صحنه مبارزات انتخاباتی، گرایش‌ انتخاباتی، گرایش به ایجاد تحزب، تشكل‌های سیاسی، هسته‌ها و جنبش‌های مقاومت در ابعاد مبارزات سیاسی و مسلحانه علیه آمریكا و صهیونیسم كه در چند سال اخیر روند تصاعدی در بیشتر جهان به خود گرفته است، مشاهده كرد كه الهام پذیری آنها از الگوهای سیاسی و مبارزاتی انقلاب اسلامی را می‌توان در گفتار و نوشتارهای آنها به عینه دید.
ب. ظهور جنبش‌ها و نهضتهای اصول گرای در منطقه؛ پس از انقلاب اسلامی اصول گرایی در قالب احزاب و جنبش‌های متعدد ظهور یافت و شتاب فزاینده‌ای گرفت، انتفاضه فلسطین، سازمان‌های حماس، جهاد اسلامی، احیای مجدد اندیشه نابودی اسرائیل، حزب الله لبنان، جبهه اسلامی سودان، جبهه نجات اسلامی الجزایر، رشد اسلام گرایی در تركیه، احزاب و جنبش‌های مبارزه جهادی در افغانستان در دوران اشغال به اعتراف مقامات غرب عمق استراتژی نفوذ ایران محسوب می‌شوند؛ از نمودهای عینی آنهاست. «رولو» اسلام شناس فرانسوی، در نشریه مطالعاتی فلسطین در خصوص تأثیر انقلاب بر جهان اسلام می‌گوید:
«پس از فوت عبدالناصر، خلأیی در خاورمیانه عربی پدید آمد كه رهبران ناسیونالیست و ملی‌گرای عرب یا احزاب چپ گرا و ماركسیست نتوانستند آن را پر كنند و در پایان، اسلام در عرصه مبارزات سیاسی ظاهر شد و آن خلأ را پر كرد.»[3]
«اسحاق رابین» وزیر دفاع وقت اسرائیل، اسلام را یك تهدید معرفی می‌كند و می‌گوید: «دشمنی ایران پس از انقلاب اسلامی به صورت یك دشمنی ایدئولوژیك و دشمن واقعی در آمده و خطر افكار تند مذهبی در ایران از هر خطری برای اسرائیل بیشتر است.» و در همین راستا «ابا آبان» نظریه پرداز صهیونیستی و وزیر خارجه وقت اسرائیل می‌گوید: «انقلاب اسلامی، كوته اندیشی نیست بلكه فصل جدیدی در تاریخ ایده است. من احساس می‌كنم این ایده در منطقه خاورمیانه شیوع یافته و پیروزی انقلاب اسلامی بیانگر این پدیده‌هاست.»[4]
«صالح عوض» نویسنده عرب در كتاب انتفاضه آورده است: «جهان عرب از 1967 تا سال 1982 (شكل گیری انتفاضه) راههای گوناگون فلسطینی و دولتهای عربی را آزموده و شكست طرحهای سیاسی را به چشم دیده بودند و دریافته بودند كه این شعارها زینت خود را از دست داده‌اند و دیگر امیدی به نابودی اسرائیل و یا كمرنگ شدن حاكمیت آن نبود ولی پس از انقلاب اسلامی متوجه شدند خداوند سرنوشت هیچ كسی را تغییر نمی‌دهد بلكه خود آنها باید اقدام كنند... جنبش جدید مردم فلسطین یا انتفاضه صرف‎نظر از عوامل متعدد شكل‎گیری آن بدون هیچ وابستگی یا سازماندهی قبل از جریانهای سیاسی وابسته به دولت‌های عربی با الهام از انقلاب اسلامی و توسط مسلمانان فلسطین شكل گرفت.[5]
در حال حاضر كشورهای غربی به ویژه آمریكا به واسطه نفوذ اسلام سیاسی ناشی از انقلاب اسلامی در جوامع اسلامی هراس دارند از این كه انتخابات آزادی در كشورهای اسلامی صورت گیرد، زیرا در این صورت نتیجه این انتخابات، پیروزی اسلام گرایانی است كه تأثیر جدی از انقلاب اسلامی و افكار امام خمینی (ره) گرفته‌اند.
ج. احیای حج حقیقی و ابراهیمی؛ تا قبل از انقلاب اسلامی حج یك حركت صرفاً عبادی بود و بعد سیاسی آن مغفول مانده بود. امام (ره) حج را میعادگاه وحدت مسلمانان در برابر زورمندان جهان و مركز برائت از مشركان معرفی كرد و ابعاد سیاسی حج را زنده كرد. حضور قریب 5/2 میلیون مسلمان از سراسر جهان در حج به تجدید حیات اجتماعی و سیاسی اسلام و صدور و بازتاب انقلاب سرعت بخشیده است.
احیای ارزش‌ها، سنت‌ها، آداب و رسوم اسلامی در میان ملل مسلمان و بازگشت مسلمانان به هویت اسلامی و اصیل خود و احساس عزت و غرور از دیگر آثار انقلاب بر جهان اسلام بود كه منطقه را بار دیگر به عنوان نقطه استراتژی از نظر ژئو استراتژیك و ژئو پلیتیك در اذهان زنده كرد و امروز شاهد شكل‌گیری و مبارزه گسترده هسته‌های مقاومت متأثر از انقلاب اسلامی علیه اسرائیل و آمریكا در سراسر جهان هستیم و این از بركات انقلاب اسلامی است و این تأثیر را می‌توان در گفتار دشمنان نیز كراراً مشاهده كرد.

پی نوشت :

[1] . روزنامه جام جمهوری، 4/1/71.
[2] . همان.
[3] . همشهری، 19/11/72، ص 7.
[4] . همان.
[5] . دكتر ملكوتیان، انقلاب اسلامی، چرایی و چگونگی رخداد آن، جمعی از نویسندگان، 1370، ص 313.

منبع: خبر نامه تیپ 83 امام صادق (ع)، ویژه نامه انقلاب اسلامی

 



ادامه مطلب
شنبه 19 بهمن 1392 



( کل صفحات : 2 )    1   2   
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8112807018/u.jpg

آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 78995
  • تاريخ ايجاد وبلاگ: دوشنبه 21 بهمن 1392 
  • تعداد کل نظرات : 0
  • تعداد کل پست ها : 176
  • آخرين بروز رساني : دوشنبه 9 آذر 1394 
امکانات جانبي