حسین فردوست، دوست دوران مدرسه شاه از افراد صاحب نفوذ بر محمدرضا پهلوی و به نوعی مسوول هماهنگی سازمانهای اطلاعاتی او بود. به همین دلیل، بختیار میکوشید تا خود را به او نزدیک کند و از این ارتباط برای رسیدن به قدرت بهره بگیرد. فردوست در این باره گفته است:
تیمور خیلی علاقه داشت که رفاقت مرا داشته باشد، که چنین نیز بود. ولی خواستههای او انتها نداشت و من واقعا نمیدانستم که عاقبت کارهایش چه خواهد شد و لذا در ملاقاتها با وعده او را از سر خود باز میکردم. در سال 1339 که «شورای امنیت کشور» (بعدا شورای عالی هماهنگی نام گرفت) را تشکیل دادم و دبیر آن بودم، بختیار یا نمیآمد و اگر هم که میآمد، با سپهبد کیا مشاجره تندی میکرد. بالاخره به ستوه آمدم و به محمدرضا گفتم و او که به دنبال بهانه میگشت، فردای آنروز، هر دو را بر کنار و بازنشسته کرد. کیا، بر خلاف بختیار، در مقابل محمدرضا فرد مطیعی بود و برای این بازنشسته شد که تیمور کمتر ناراحت شود.
(م 11/ ص 419)
ادامه مطلب
قبل از ورود در بحث، ذکر چند نکته ضروری به نظر میرسد:
1- هر انقلابی بعد از گذشت مدتی از عمر آن، با خطراتی مواجهمیشود که در این میان دو خطر عمده بنیان انقلاب راتهدیدمینماید. اول، رویگردانی انقلابیون از اهداف انقلاب و دوم،استحاله اهداف و شعارهای انقلاب.
تاریخ ثابت کرده است گاهی همان کسانی که آفریننده انقلاببودهاند، بعد از گذشت مدتی از عمر انقلاب، آگاهانه یا ناآگاهانه و با غفلت از ارزشهای انقلابی و میدان دادن به نیروهایفرصت طلب و دشمنان داخل و خارج، زمینه نابودی انقلاب را فراهمنمودهاند. ازسوی دیگر گذشت زمان، بسیاری از ارزشهای انقلابی رابه فراموشی میکشاند و یا در مقاطع گوناگون موجب تفاسیر مغرضانهو جاهلانه از شعارهای انقلاب میشود. در این هنگام بسیاری ازشعارهای انقلاب تحریف شده، ضد ارزشها به ارزش و ارزشها به ضدارزش تبدیل میشود و آنان که تا دیروز مخالف باماهیت انقلاببودند، امروز زیر چتر شعارهای انحرافی، از همه انقلابیتر جلوهمینمایند.
انقلاب اسلامی ایران نیز از چنین خطراتی مصون نیست. شاید بههمین دلیل مقام معظم رهبری (مدظله العالی) با ملاحظه گذشتبیستسال از انقلاب، سال 78 را سال امام خمینی (ره) نامیدند تا همگانبا مراجعه به وصیت نامه و سایر سخنان امام، شعارها و آرمانهایاصیل امام را مورد توجه بیشتر قرار دهند و دشمنان فرصت طلب رانیز با ملاکهایی که امام خمینی (ره) درسخنان خود بیان فرمودهاست. به خوبی بشناسند و دریک کلام، سال 78 را سال تجدید میثاقبا اهداف بلند امام خمینی (ره) بدانند.

2- در اهمیت قلم همین بس که قرآن مجید به آن قسم خوردهاست:(ن و القلم و ما یسطرون)قسم به قلم و قسم به آنچه را کهمینویسند.
قلم اگر در جهت رشد و تعالی انسانها به حرکت در آید، موجبشکوفایی افکار و استعدادها میشود و الا فساد و تباهی در پیخواهد داشت. این نقش هدایت کننده و گمراه کننده قلم است که آنرا تا حد سوگند خوردن، بالا میبرد و به آن بهامیدهد. از سویدیگرایفای این دو نقش بستگی به «صاحب قلم» دارد. و این کهآیا نویسنده خود را در مسیر تربیت ربانی قرار داده استیانه؟
اگر «صاحب قلم» خود را تربیت و متخلق به اخلاق الهی کردهباشد، قلم او نیز بها و ارزش و قداست دارد; این قلم وصاحب آنشایسته تکریم و تجلیل وقابل دفاع میباشند. اما چنان چه «صاحبقلم» قلم را رها از هرقیدالهی به حرکت در آورد و تنها به اینانگیزه که «باید چیزی نوشته شود.» قلم را به دست گرفته باشد،هرآن چه از این قلم تراوش نماید، نتیجهای ویران کننده برجایخواهد گذاشت. از این رو، در حدیث آمده است که: «اذا فسدالعالمفسدالعالم» هرگاه عالمی فاسد شود، عالمی را به فساد میکشاند. و نیز از معصوم(ع)در تفسیر آیه مبارکه (فلینظرالانسان الیطعامه) نقل شده است که: «منظور از طعام، این غذای ظاهری نیستبلکه منظور این است که به علمی که میآموزید، نظر کنید و از آنچه که اندیشه و روح را به تباهی میکشاند، برحذر باشید.» روشناست که مطبوعات اکنون نقش خوراکدهی فکری و روحی جامعه را ایفامینمایند و از تفسیر مذکور مستثنی نیستند. همین نقش برجسته قلمو مطبوعات در سخنان امام خمینی(ره)نیز که خود آئینه آیینمحمدی بودند. بارها مورد اشاره و تذکر قرار گرفته است که اینمقاله در صدد بیان آن است.
3- از اصول مهم در آزادی قلم، این است که عنان قلم ازکفرهانشود و هر آن چه در ذهن نویسنده آن است، بر قلم جاری نگردد. در تمام کشورها، آزادی قلم، مقید به حدودی است که صاحبان قلمباید آن را مراعات نمایند. لکن در جوامع مختلف، حدود آن متفاوتاست، به این معنا که اعتقادات و مبانی دینی حکومتی هر جامعه،میزان آزادی قلم و مطبوعات را تعیین میکند.
در جوامع غیر الهی که به ارزشهای دینی حساسیت چندانی ندارنداما در مقابل، قوانین مختلفی در جهتحفظ جامعه و نظام وضع شدهاست که چنان چه صاحب قلم، این قوانین را زیر پا بگذارد باواکنش شدید جامعه و حکومت مواجه میشود.
هیچ کس دراین اختلاف نظر ندارد که یکی از دستاوردهای انقلاباسلامی، «آزادی قلم و مطبوعات» است اما مسلما به هیچ عنوانمعنای آن، آزادی نامحدود قلم نیست. دلیل بر این مدعا، جملات ونکاتی است که امام خمینی(ره)کرارا در سخنان خود بیانفرمودهاند.
پرواضح است که او به دور از افراط و تفریط و فارغ از خطبازیو جناحبازیها نظرات خود را بیان فرمودهاند و از آن جا که ایشانبنیانگذار و معمار جمهوری اسلامی میباشند، برهمگان لازم استنظرات ایشان را به عنوان فصل الخطاب و محور عملکرد خود بدانند.
آزادی بیان و مطبوعات و حدود آن
الف) آزادی و اسلام و مقدسات
از مواردی که بارها در سخنان امام خمینی(ره)به عنوان یکی ازحدود مهم آزادی بدان اشاره شده است و رعایت آن را در «آزادی» لازم دانستهاند، این است که نباید آزادی تبدیل به وسیلهای جهتاهداف ضد اسلامی و ضد مقدسات شود. «آزادی مطلق که باید باشد،که آنها میگویند این است که... فلان دستهای که هیچ اعتقادی بهاسلام ندارند، اینها آزاد باشند و بیایند و هرچه دلشان میخواهد،بگویند و هرکاری میخواهند، بکنند ولو به ضد اسلام حرف بزنند ولو به ضد جمهوری اسلامی حرف بزنند و این هم آزادند و یک دستهنفهم هم میگویند تخیر باید این چیزها باشد.»
حفظ اسلام و شعائر دینی از مواردی است که تحت هیچ عنوان، قابلمعامله ومعاوضه نیست. درست است که یکی از دستاوردهای انقلاباسلامی، آزادی است اما مردم مسلمان ایران، آزادیها را درچارچوبانقلاب و نهضت اسلامی خود خواستهاند و میخواهند. «معنی آزادیاین نیست که ... حرفهایی را بزند که شکست نهضت ملت است... اینآزادی نیست. ... در چهارچوب این نهضت، نهضت اسلامی، همه مردمآزاد هستند... اما اگر بخواهند ... اسلام را بشکنند... یک همچوچیزی نمیشود باشد.»
حمله به اصل ولایت فقیه که امام احیاگر آن است. و طرحشعارهای انحرافی وحذف علائم و اسم اسلامی در شعارها همه نشان ازروحیه اسلامستیزی عدهای میباشد که تحت عنوان آزادی ودمکراسی دستبه چنین اقداماتی میزنند. «شما بعدها مبتلای به این هستید،دانشگاه که باز بشود، مبتلای به یک همچو اشخاصی هستید که باصورت اسلامی وارد میشوند. همین مسائل که حالا مثلا طرح میکنند کهباید ولایت فقیه مثلا نباشد، این دیکتاتوری است... میخواهند یکآزادی خاصی درکار باشد، دلبخواهی درکار باشد.. . یا به اسمدمکراسی و امثال ذلک، الفاظ جالبی که در هیچ جای دنیا معنایشپیدا نشده، تا حالا هرکس برای خودش یک معنایی میکند، به این طورچیزها گرفتار هستید» . «اینها که دم از دمکراسی میزنند،اینها همان دمکراتیک غربی میخواهند... اینها جزو غربزدههاهستند.»
در مقطع کنونی که متاسفانه بدون هیچ گونه نظارتی از سویدولت، مطبوعات به اصطلاح تمرین آزادی مینمایند، آنچه را که امامخمینی(ره)بارها نسبتبه آن هشدار میدادند، اکنون به اسم آزادیواقع میشود. خط استحاله ارزشها و قداستزدایی، گویی جزو وظایفمهم برخی مطبوعات کنونی میباشد. آیا به اسم آزادی، میتوانمقدسات را زیر سوال ببریم؟
«روزنامهها آزادند مطالب بنویسند، اما(آیا)آزاد هستند کهاهانتبه مثلا مقدسات مردم بکنند؟!»
این که برخی از روزنامههای به اصطلاح جامعه مدنی، قیاماباعبدالله(ع)را زیر سوال ببرند، یا پیشنهاد دهند که قسمتهاییاز زیارت وارث تغییر داده شود، یا اصل ولایت فقیه که از اصولمسلم قانون اساسی و انقلاب اسلامی است، زیر سوال برده شود، آیااین نمونهها و مواردی دیگر از قبیل زیرسوال بردن ارث و دیهودهها مطلب دیگر که به وفور در مطبوعات دیده میشود، از مصادیقضدیتبا اسلام و مقدسات نیست؟ سوالی که همه مردم ایران از دولتجمهوری اسلامی دارد این است که چرا تاکنون با این مطبوعاتبرخورد نشده است؟
چرا وزارت ارشاد که وظیفه دارد از فرهنگ اسلامی دفاع نماید،خود یکی از حامیان اصلی این گونه مطبوعات شده است؟
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چه برنامهای برای اصلاح این گونهمطبوعات ارائه داده است؟
آیا نمیدانند که آزادی مطبوعات تازمانی است که در عقاید واحکام اسلامی تشکیک ایجاد نشود؟
«آزادی در حدود این است که به اسلام ضرر نخورد.»
گاه که از حامیان آزادی بیان سوال میشود که چرا این گونه بهمطبوعاتآزادی داده شده است؟
پاسخ میدهند که: آزادی در چارچوب قانون اساسی است و همه دربیان عقاید مختلف آزادند.
اما از افقی که امام خمینی (ره) به قانون نظر مینمایند، اینآزادی بیان مقید است. «آزادی در حدود قانون است، دین کشورما،اسلام است. آزادی در حدود این است که به اسلام ضرر نخورد و قانوناساسیما دین را اسلام میداند.»
«آزادی معنایش این نیست که بنشینید برخلاف اسلام صحبت کنید.»
امام خمینی(ره)این مرد بزرگ قرن بادیدگان تیزبین خود به خوبی میدانستند که آنان که فریاد «دمکراتیک» و «آزادی» را سر میدهند، هدف دیگری را دنبال مینمایند و آن، رها کردن اسلام و اصالت دادن به قومیت و ملیت است. این هشدار امام خمینی(ره)و اعلام خطر اوست که در ورای این گونه شعارها، خصومت و ضدیتبا اسلام نهفته است. «همه اقشار ... کارگرها... دهقانها... بازاریها... دانشگاهیها... بیدار باشید. من توجه شما را به این... خطر عظیم عطف میکنم. خطر بزرگ استبا صورتهای «آزادی ما میخواهیم» ، «دمکراتیک ما میخواهیم» ... در تمام حرفهایشان اسلام در کار نیست.. . بر ضد اسلام قیام نکنید.»
ستیز با اسلام جزو اصول لایتغیر دشمنان است که در وقایع اخیرنیز شاهد آن بودیم. امام خمینی(ره)باز توجه مردم به این گونهتوطئهها که به اسم آزادی انجام میگیرد، جلب مینمایند و بازهشدار میدهند: «من حجت را دارم تمام میکنم برملت ایران. منمیبینم بدبختیهایی که از دست همین اشخاصی که فریاد آزادیمیکشند... ماآزادی در پناه اسلام میخواهیم ... اساس مطلب، اسلاماست... اینها میخواهند یک مملکت غربی درست کنند برای شما کهآزادهم باشید، مستقل هم باشید، اما نه خدایی درکار باشد و نهپیغمبری و نه امام زمانی... شما شهادت را برای خودتان فوزمیدانید برای این که مثل مثلا سوئیس شوید؟!... شما برای اسلامقیام کردید... جایی که گفتند جمهوری، بدانید که توطئه توکاراست. اسم اسلام را نیاوردند. هرجا گفتند جمهوری دمکراتیک،بدانید... آزادی منهای اسلام است، استقلال منهای اسلام است.»
امام خمینی(ره)در بخش دیگری از سخنان خود، صریحا کسانی را کهاز اسم «اسلام» احتراز مینمایند و «دشمن» معرفی مینمایند: «دشمن ما فقط محمدرضاخان نبود. هرکس جمهوری را بخواهد، دشمنماستبرای این که دشمن اسلام است. هرکس پهلوی جمهوری اسلامی،ودمکراتیک بگوید: این دشمن ماست، هرکس جمهوری دمکراتیک بگوید،این دشمن ماست.»
بنابراین شناخت این گونه دشمنان امکان پذیر است و باتوجه بهشعارهای گروهها وجناحها به راحتی میتوان پرده از واقعیاتبرداشت. «مسلمین توجه داشته باشند که در حزبهایی که صحبتشاناز اسلام نیست، صحبتشان از دموکراتیک است... آزادی را میخواهنداما آزادی به غیر اسلام. ملت ما توجه کنند که لااقل داخل این طورحزبها نشوند. شما، عزیزان خودتان را برای اسلام دادید... اینهامیخواهند هدر بدهند خون شما را.»
«آنها که میخواهند یک قدری در پرده صحبت کنند جمهوریدمکراتیک اسلام. اینها همه خدعه است.... اسلام را مخالف میدانندباهواهای نفسانی خودشان.»
البته ستیز دشمن با اسلام و تمام شعائر و شعارها و ارزشهایاسلامی، طبیعی است; زیرا دشمنان انقلاب از همینها ضربه خوردهاند. ستیز آنان با اسلام قابل توجیه است ولی مسامحه و سهلانگاریدستگاههای فرهنگی کشور در قبال این گونه مطبوعات به هیچ عنوانقابل توجیه نیست.
حذف شعائر اسلامی، به معنی مقابله با «اسلام» است. و میداندادن به این گونه اعمال به اسم آزادی و نشاط، از دیدگاه امامخمینی(ره)به معنی میراندن شعائر اسلامی است: «انقلاب کردیم کهشعائر اسلام را زنده کنیم، نه انقلاب کردیم که شعائر اسلام رابمیرانیم.»
همه باید بدانند که غایت در همه چیز، اسلام است: «تماممقصدما باید اسلام باشد. » و تضعیف آن به هر اسم و عنوان، قابلدفاع نمیباشد.
جلوگیری از این نوع آزادی، وظیفهای است که مسوولین موظف بهآن میباشند:
«اکنون وصیت من به مجلس شورای اسلامی درحال و آینده و رئیسجمهور و روسای جمهور ما بعد و به شورای نگهبان و شورای قضایی ودولت در هرزمان، آن است که نگذارند این دستگاههای خبری ومطبوعات و مجلهها از اسلام و مصالح کشور منحرف شوند... و مردم وجوانان حزب اللهی اگر برخورد به یکی از امور مذکور نمودند، بهدستگاههای مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهی نمودند، خودشانمکلف به جلوگیری هستند.»
آیا مسوولین و مردم و جوانان به این بخش از وصیت نامه امامخمینی(ره)عمل نمودهاند؟!
ب- آزادی و فساد و بیبندوباری
از موارد دیگر که باید در آزادی مطبوعات و آزادی تشکلها واحزاب مورد توجه قرار گیرد و در سخنان امام پیوسته به آن اشارهشده است، فساد و بیبندوباری ناشی از آزادی است.
«اینهایی که فریاد از آزادی میزنند... اینها همان دمکراتیکغربی میخواهند، آزادی غربی را میخواهند یعنی بیبندوباری.»
«آزادی در حدود قانون است... آزاد نیستیم که فساد بکنیم.»
«اسلام از فسادها جلوگرفته.»
«ما اسلام میخواستیم، اسلام هم آزادی دارد اما آزادیبیبندوباری نه، آزادی غربی، نمیخواهیم، بیبندوباری است او.»
چاپ آگهیهای توریستی به مکانهایی که معروف به فساد وبیبندوباری است در روزنامهها و مجلات، چاپ عکسهای رقص، گزارشنویسیهای مبتذل برخی از مجلات به اسم تهیه گزارش از وضعیتفرهنگی و نقل الفاظ سخیف دختران و پسران در مصاحبهها و گزارشهاو چاپ عکسهای مهیج و موارد بسیار دیگر که در مطبوعات مشاهدهمیشود نشان دهنده این است که از آزادی کمال سوء استفاده شدهاست.
امام خمینی(ره)وظیفه مطبوعات را «خدمتبرای کشور»میدانند و ورود مطبوعات و رسانهها را در این زمینه حرکتی درخلاف خدمتبرای کشور میدانند.
«مطبوعات، سینما... اینها برایخدمتبه یک کشور است... نه این که هرکس پاشود و یک مجلهای درستکند و هرچه دلش بخواهد در آن باشد و هرعکسی بهتر مشتری داشتهباشد توی آن بیندازد. عکسهای مهیج، عکسهای مهوع در آن بیندازدکه مشتریهایش زیاد بشود. آن وقت اسمش مطبوعات است. و عرضمیکنم. ضاحب قلم است و آزادی میخواهد!»
با کمال تاسف، مشاهده میشود بازهم سیاست تساهل و تسامح دراین وادی خطرناک نیز، موجب ورود مطبوعات در فساد و بیبندوباریشده است و جلوگیری نکردن از این مطبوعات عرصه را برای ورود دراین زمینه با جسارت بیشتر فراهم نموده است و این برخلاف نص صریحسخنان امام خمینی(ره)است.

ج- آزادی و توطئه
از دیگر مواردی که دولت جمهوری اسلامی باید به شدت با آنمقابله نماید، سوء استفاده مطبوعاتی است که به اسم آزادی قلم،مطالب و تحلیلهای توطئهآمیز را به خوانندگان و مخاطبین خودالقاء مینمایند.
این جملات امام خمینی(ره)که «وقتی دیدند آزادند، توطئههاشروع شد، توطئه قلمی...» ، «آزادی بیان هست ولی آزادی توطئهو آزادی فسادکاری نیست.» «معنی آزادی این نیست که کسی بخواهدتوطئه کند. در توطئه هم آزاد است؟! نه در توطئه آزاد نیست.» ودهها جمله نظیر این جملات، همه بر دو مطلب اساسی دلالت میکنند:
اول این که، در فضای باز و آزاد، توطئهها نیز شروع میشود. دوماین که، باید از هرگونه توطئه جلوگیری شود. این که چون تمرینآزادی میکنیم نباید از انتشار این گونه مطبوعات جلوگیری شود;این استدلالی بسیار سادهلوحانه و بیپایه و اساس است. باید تمامدستگاههای نظارتی کشور که وظیفه کنترل مطبوعات را برعهدهگرفتهاند، آگاه باشند که جلوگیری نکردن از این گونه مطبوعات،خیانتبه نظام مقدس اسلامی است.
«جمهوری اسلامی از اول که پیروز شد، آزادی... داد... لیکن بهتدریج فهمیده شد که اینها یا توطئهگرند یا جاسوسی میکنند. ازطرف دیگر... نه اسلام اجازه میداد و نه عقل که یک دسته از عنواندولتیا غیر دولتبرای سرنگونی جمهوری اسلامی سوء استفاده نمودهو یا جاسوسی کنند و ماساکتباشیم. با این مقدار فداکاری... بازگذاشتن دست کسانی کهقصد توطئه نسبتبه اسلام و ملت را دارند خیانت است.»
از دیدگاه امام، سهلانگاری در این زمینه برای خوشایند غرب،جایز نیست. «امکان ندارد اجازه دهید در یک چنین محیط اسلامی،برای این که شرق و غرب خوششان بیاید سهلانگاری شود. آزادیای کهصحیح است و برای اسلام و کشور مضر نباشد. از اول بوده... خداوندبه شما کمک کند تا توطئه گرها را به سزای اعمالشان برسانید.»
این سخنان که در دیدار با جمعی از سربازان گمنام «اطلاعاتسپاه» ایراد شده است، شناسایی و برخورد باتوطئه توسط مطبوعاترا منحصر در دستگاه فرهنگی نمیداند، بلکه دستگاههای امنیتیکشور را نیز موظف به برخورد با توطئه در هر لباس و به هرعنوانمینماید.
مصادیق «توطئه» از دیدگاه امام خمینی(ره)
با نگاهی گذرا برسخنان امام، پی به این نکته میبریم که معمولادر مواردی که امام خمینی(ره) «منع از توطئه» مینمایند یکی ازمصادیق توطئه را نیز در صدر یا ذیل آن عنوان میکنند. به عبارتروشنتر «مفهوم توطئه» مبهم نیست تا برداشتهای مختلف را بهدنبال داشته باشد. با اندک توجه در عملکرد مطبوعات و جناحها وگروههای سیاسی میتوان فهمید که با نوعی توطئه رو به رو میباشیمیانه و کدام گروه و خط همچنان وفادار مانده است.
با جستجوی محدودی که در سخنان امام خمینی(ره)داشتهایم بهموارد متعددی از «مصادیق توطئه» به طور صریح و غیر صریحبرمیخوریم. ذیلا اهم این موارد برشمرده میشود:
1- مضر به انقلاب، جمهوری اسلامی و مصالح آن; انقلاب اسلامیحاصل تلاش و خونبهای هزاران شهید است که اکنون به امانتبهنسلهای بعد از خود گذاشتهاند. حفظ این نظام و رعایت مصالح آناز اولویتهای اساسی در «آزادی» است. امام خمینی(ره)در مواردمتعدد، هرحرکتی برخلاف این نظام را به عنوان «آزادی» ردمینمایند و آن را از مصادیق توطئه میشمرند. «قلم آزاد استمسائل را بنویسد لکن نه این که توطئه برضد انقلاب بکند.» وحرمت آزادی قلم تا آنجاست که مصالح کشور و انقلاب را در نظربگیرد.
«آزادی قلم و آزادی بیان معنایش این نیست که کسی برضدمصلحت کشور، قلمش آزاد است که بنویسد، برخلاف انقلابی که مردمخون پایش دادهاند بنویسد... برای مطبوعاتی، احترام قائل هستیمکه بفهمد آزادی بیان و آزادی قلم یعنی چه.»
دفاع از انقلاب اسلامی که تحفه الهی و ودیعه شهیدان است.
باید به عنوان اصل در تمام آزادیها مورد توجه قرار گیرد; چهاین که هرگونه ضدیت، با آن خیانت است. «باید مطبوعات در خدمتکشور باشند، نه برضد انقلاب کشور. مطبوعاتی که برضد انقلاب کشورهستند، اینها خائن هستند.» و این ضدیت و خیانت، همان توطئهایاست که گاهی نشانه آن به این شکل است. «ما از بعضی مطبوعاتتوطئه میفهمیم برای این که میبینیم که مسائلی که به ضد انقلاباستبا آب و تاب و با تفسیر و طول مینویسند(و)مسائلی(را)که وفقانقلاب استیا نمینویسند یا با اشاره رد میشوند. این طورمطبوعات مورد قبول ملت نیست.»
بزرگنمایی نقاط ضعف جمهوری اسلامی ایران، نیز از موارد تضعیفنظام است که از نظرگاه امام، قابل قبول نیست. «ما نبایدخودمان به جان جمهوری اسلامی بیفتیم برای این که فرض کنیداعوجاجی در فلانجا واقع شده... حالا ما قلم به دستبگیریم و. ..به رخ جمهوری اسلامی بکشید.»
کسی منکر نقاط ضعف جمهوری اسلامی نیست و ما باایدهآلها وآرمانها فاصله زیادی داریم اما آیا اگر برخی از جراید، وقایعیرا که مورد بهره برداری دشمنان قرار میگیرد به طور مرتب با آبو تاب نقل نمایند و تا آنجا بهوقایع بپردازند که خواسته خودشان را تامین نماید، آیا اینضدیت نیست؟ و آیا وقتی متوجه شدیم که فلان حادثه مورد توجهرسانههای غربی قرار گرفته است و یا تحلیلهای غلط موجبات تضعیفنظام و بدبینی را فراهم میآورد، مانیز باید به همان شیوه غربیهرچه بر قلم جاری شد بنویسیم؟ این روش ژورنالیستی ضدیتباانقلاب است که در دیدگاه امام خیانت است.
آزادی بدون رعایت مصالح کشور و انقلاب نیز از مصادیق ضدیتباانقلاب و توطئه شمرده شده است.
«... باید روی موازین مطبوعاتی... رفتار کنند. آزادی معنایشاین نیست که کسی برضد مصلحت کشور قلمش آزاد است... برخلافانقلابی که مردم خون پایش دادهاند بنویسد; همچو آزادی صحیحنیست. قلم آزاد است که مسائل را بنویسد لکن نه این که توطئهبرضد انقلاب بکند.»
چارچوب «مصالح نظام» در آزادی احزاب و تشکلهای سیاسی نیزباید مراعات شود «همه مردم آزادند، مگر حزبی که مخالف مصلحتمملکتباشد.»
ضدیتبا مصلحت نظام از طرق مختلف، قابل تشخیص است; بزرگنماییمشکلات، زیر سوال بردن ارگانها و نهادهای اساسی انقلاب به اسمانتقاد، بازگویی تحلیلهای مغرضانه و فرصت طلبانه رسانههای غربیبه وسیله مطبوعات و احزاب داخلی و... از موارد ضدیتبا نظام ومصالح آن است.
هیچ یک از نظامهای دمکراسی با تمام ادعاهایشان، مخالفتبانظام و مصالحشان را بر نمیتابند. بدون شک نظام اسلامی ما نیزآسیبناپذیر نیست و حفظ آن نیاز به دشمنشناسی در تمام ابعاددارد. باید توجه داشت که در دنیای امروز «دخالت نظامی» برایبراندازی نظامها توسط قدرتهای استکباری به عنوان آخرین راه حلاست. براندازی حکومتهای مستقل، به طرق بسیار دقیق روانی وجاسوسی در درون حکومت، یکی از روشهایی است که قدرتهای بزرگبرای به زانو درآوردن حکومتهای مخالف با خود انجام میدهند.
شعار «آزادی» و «دمکراسی» که در حال حاضر توسط رادیوهایبیگانه به زبانهای مختلف تبلیغ و ترویج میشود یکی از راهبردهایموذیانه استکبار است. این دو شعار ضمن این که عوام پسندانهترینشعار است، بسیاری از روشنفکران ممالک را نیز تحت تاثیر قرارداده است. حتی دولتمردان نیز فریب این شعارها را میخورند و گاهآن چنان مصالح و اهداف نظام با این دو شعار استحاله و نادیدهگرفته میشوند که مخالفین را به نابودی و توطئه علیه نظام ترغیبمینماید و حکومت را از هرگونه اقدام موثر که بیمه کننده نظامباشد، باز میدارد و این روش موذیانه توسط استکبار به وسیلهعوامل داخلی در حال وقوع است.
د- توطئه و تفرقه
اختلاف افکنی، خط دیگر توطئه است که در قالب آزادی به وقوعمیپیوندد. انقلاب اسلامی ایران به برکت «وحدت» مردم با مسوولینو مسوولین با یکدیگر تاکنون به حرکتخود ادامه داده است. امامخمینی(ره)بارها ضمن موثر دانستن این عامل در پیروزیها، برحفظاین نعمتبزرگ تاکید فرمودهاند. یکی از بهترین طرق حفظ وحدت،شعائر و شعارهای اسلامی است. شعارهای وارداتی غربی هیچگاهنمیتوانید بین مسوولین و مردم همدلی ایجاد نمایید و این به دودلیل است:
اول، تعارض بسیاری از شعارهای غربی با شعائر اسلامی.
دوم، نامانوس بودن این شعارها با تفکرات دینی مردم وروحانیت.
دولتمردان به جای تکرار الفاظ غربی که غایهالامال زندگی غربیبا تفکرات مادی گرایانه آنهاست، باید شعائر اسلامی را به عنوانمحور و اصل برای جوانان تشریح نمایند و در این میان، نقشروحانیت اصیل وفقهای عادل دشمن شناس، غیر قابل انکار است.
دشمنان نیز سعی کردهاند با کمرنگ کردن ارزشهای اسلامی و ترویجالفاظی که ساخته و پرداخته خودشان است، اصل وحدت را نابودکنند; پس عنوان «آزادی» نباید باعث غفلت مسوولین مربوطهازعوامل و مجریان این خط توطئه در داخل بشود. در این زمینه،تاریخ مشروطیت میتواند درسی بزرگ برای ماباشد.
اختلاف افکنی به وسیله مطبوعاتو احزاب در مشروطیتباعث تضعیف و نابودی انقلابیون و روحانیوناصیل(بهعبارت دیگر به وجود آورندگان انقلاب)و قدرتمند شدندشمنان داخلی و در نهایتبه دست گرفتن حکومت توسط آنان شد.
برهمین اساس بارها امام خمینی(ره)برعبرتگیری از مشروطیتاشاره فرمودهاند: «درصدر مشروطیت هم با ایجاد گروههای مختلفنگذاشتند که مشروطه به ثمر خودش برسد، او را برخلاف مسیر خودشراندند. امروز هم همان شیاطین، همانها که مخالف بااین نهضتبودند میخواهند نگذارند... مردم ایران بیدار باشید... اگر...خللی واقع شود... در این صف فشرده ملت ایران، خطر در پیشاست.»
در ادامه امام خمینی(ره)ضمن این که تفرقه افکن را توطئهقلمداد مینمایند بر طرد و نابودی این عناصر تاکید میکنند.
«تفرقه افکنها را از بین خودتان بیرون کنید، ما نخواهیم گذاشتکه این تفرقه افکنیها رشد کنند، آنها را در نطفه خفه میکنیم.
آزادی غیر از توطئه است... شیاطین در مخفیگاهها توطئه میکنند وباید ما باهم یک صدا باهم به پیش برویم. »
از نگاه امام، درج هر مطلب تفرقه افکنانهای، توطئهآمیز است.
«مطبوعات موظفند. .. از درج مقالاتی که مضر به انقلاب و موجبتفرقه میشود خودداری کنند که این خود توطئه محسوب میشود.»
هیاهو و جنجال آفرینی توسط مطبوعات از مواردی است که باید باآن مقابله شود. جالب است که از فضای کنونی مطبوعات، بسیاری علیرغم شعارقانون گرایی، هرگاه قانون یا مطلبی مطابق میلشان نباشدبرعلیه آن هیاهو ایجاد مینمایند. از دیدگاه امام، عاقبت اینگونه جنجال آفرینیها، به تباهی کشیده شدن و تفرقه است. «همهاین آقایانی که ادعای این را میکنند که ما طرفدار قانونهستیم... ملتزم باشند که اگر قانون بر خلاف رای من هم بودخاضعم... دیگر دعوایی پیش نمیآید، هیاهو پیش نمیآید. اگر بناشد که یک جایی... دادستان بخواهد روی قوانین عمل بکند، بخواهیمبگوییم خیر ما دادستان را قبول نداریم، این معنای دیکتاتوری(است).»
جنجال برعلیه قوای موضعه قانون، موجب استقرار دیکتاتوری و بهتباهی کشیده شدن است «دیکتاتوری همین است که نه به مجلسسرفرود آورد، نه به قوانین مجلس و نه به شورای نگهبان و نه بهتایید شورای نگهبان و نه به قوه قضاییه... بعد از آن که قانونوظیفه را معین کرد، هرکس بخواهد که برخلاف او عمل بکند، این یکدیکتاتوری است که به صورت مظلومانه حالا پیش آمده و بعد به صورتقاهرانه خواهد آمد و بعد این کشور را به تباهی خواهد کشید واین کشور وقتی به تباهی کشیده شد و این مردم متفرق شدند، اینهمان وظیفهای است که برای ابرقدرتها باید انجام بدهد، این آدمانجام داده... اگر من این نصیحتها را میکنم... از هیاهو وجنجال دستبردارید. روزنامهها از هیاهو و جنجال ستبردارند،قلم دارها از هیاهو و جنجال دستبردارند، نویسندهها دستبردارند، گویندهها دستبردارند.»
امام خمینی(ره)با توجه به نقش تاثیر گذاری تیتر روزنامههابرافکار و نیز نقش تیتر در هدایتبه سوی واقعیت، از درجتیترهای محرک و نامناسب منع مینمایند «مطبوعات موظفند ازتیترهایی که موجب تحریک... استخودداری کنند. » ، «یکی وقتیقلمی میخواهد مسالهای را که کوچک استبزرگ کند، تیتر بزرگبنویسد و هرچه دلش میخواهد بنویسد... که البته این غرضورزیاست.»
با مطالعه در نظرات امام، به خسارتهای جبران ناپذیر به وسیلهتفرقه پی میبریم و بدین جهت است که میفرمایند: «اگر یک نفر...
بخواهد به هم بزند این وحدت را، این معصیتخدا را کرده است.»
این عواقب سوء، موجب تلقی توطئه از تفرقه افکنی میشود که بههر عنوان آزادی، دمکراسی، مطبوعات و... که باشد، بایدجلوگیری شود.
3- آزادی، توطئه و همسویی با دشمنان و زمینه سازی برای سلطهاجانب
از ابعاد دیگر توطئه، «همسویی با دشمنان» است. ارائهتحلیلهایی که توسط رادیوهای بیگانه، ترویج میشود یکی از قرائنو علائم چنین مطبوعاتی است. این سؤال به طور جدی مطرح است که بهکدام دلیل، باید در داخل به مطبوعاتی اجازه انتشار و یارانهداده شود که همان اندیشهها، تحلیلها و اخبار رادیوهای دشمنانایران را تبلیغ و منعکس میکند. در اندیشه امام خمینی(ره)همسوییبا بیگانگان، خود نوعی توطئه محسوب میشود که با سوء استفاده ازفضای آزاد سیاسی و مطبوعاتی انجام میگیرد: «ما بعد... که به همه فرصت دادیم، توطئهگر را پیدا کردیم، قلمهایی کهتوطئهگر بودند و میخواستند باز سلطه اجانب را بر مملکت ما مسلطکنند. آنها را گفتیم که نباید این کار را بکنند و باید محکمهببینند که آیا اینها چکاره هستند...؟ اینها از اسرائیل خیلیشانارتزاق میکردند و بلندگوی اسرائیل بودند، بلندگوی امریکابودند، منتها با صورتهای دیگر. یک ملتی حق دارد که کسی که...توطئه کند... از آن جلوگیریکند.» (1)
عجیب آن که برخی مطبوعات نه تنها ایفاگر نقش بلندگوی آمریکاو اسرائیل میباشند بلکه گاه با تحلیلهایی خواهان ارتباط بادشمنان درجه اول ایران مانند امریکا نیز هستند. همسویی بادشمنان لزوما به معنی تامین مالی این مطبوعات به وسیلهبیگانگان نمیباشد; گرچه در صورت اثبات این ادعا، جرم آنهامضاعف خواهد شد و اگر اثبات نشود، همچنان اتهام همسویی بابیگانگان متوجه این مطبوعات میباشد و توطئهگر محسوب میشوند.
الهام گرفتن برخی مطبوعات از بیگانگان، آن چنان است که گویییک تحلیلگر رادیو اسرائیل درحال ارائه و تجزیه و تحلیل وقایعاست. این نوع عملکرد، صریحا توطئهای است که هیچ نقش مفیدینمیتواند برای انقلاب اسلامی ایفاء نماید. امام خمینی(ره)در پاسخبه این سؤال که علیرغم آزادی، چرا فلان روزنامه بسته شد؟ فرمودند: «توطئه بود در کار و با صهیونیستها روابط داشت. ازآن جا الهام میگرفت و بر ضد منافع مملکت و کشور مینوشت و درتمام آن روزنامههایی که توطئه گر بودند... این روزنامههاجلوشان گرفته شد... این خلاف آزادی نیست، این جلوگیری از توطئه است که همه دنیابوده است.» (2)
به یقین الهام گرفتن از دستگاههای خبری صهیونیست، نوعی رابطهو همسویی با آنان میباشد.
حرکت مطبوعات در مسیر خبرسازی دشمن نیز از موارد همسویی بابیگانگان است; به این معنا که جوی ایجاد شود که مطلوبدستگاههای خبر پراکنی دشمنان باشد. این نوع بازگذاشتن مطبوعاتبه اسم آزادی، قابل قبول نیست. «اگر یک روزنامهای توطئه بر ضدمسیر ملت میخواهد بکند.... اگر بخواهد توطئه بکنند و راهی برودکه دشمنهای یک ملت آن راه را میروند وترویجبکند، از کارهایدشمنهای یک ملتی بنویسد. چیزهایی که مربوط به دشمنهای یک ملتاست. اگر این طور باشد، این طور آزادی را ملت، نمیتوانندبپذیرند.» (3)
بسیاری از این گونه مطبوعات تنها در صدد بیان اخبار و وقایعنیستند بلکه با قلمزنی در مسیری که خوشایند غرب است، مقاصدیدیگر را دنبال میکنند. «این قلمها تا وقتی در اختیارامریکا... باشد... قضیه غرض و عقدهای است که دارند و میخواهنداین عقده را صاف کنند.» (4)
برخی از مطبوعات خصوصا در وقایع اخیر، آن چنان در ارائهتحلیلها و اخبار کذب، هماهنگ با رسانههای تحت نفوذ صهیونیست وآمریکا عمل مینمایند که گویی قبلا تبانی کردهاند. آزاد گذاشتنمطبوعاتی که هماهنگ و همسو با دشمنان میباشند، مردود است وقابل تحمل نمیباشد و جلوگیری نکردن از این گونه مطبوعات، سؤالبرانگیز است.
ابعاد همسویی با دشمنان
دشمنان انقلاب اسلامی از بدو انقلاب تاکنون به وسیله رسانههایخود در محورهای زیر در صدد تضعیف، براندازی و ایجاد بدبینیبودهاند. طبعا هریک از جریانها و مطبوعاتی که در این محورهاگزارش، خبر و تحلیل ارائه نمایند، به عنوان «همسو» تلقیمیشوند:
تضعیف اشخاص و نهادهایی که اسلامیت نظام را تقویت مینمایند،مانند ولایت فقیه و شورای نگهبان.
مطرح نمودن افرادی که در رژیم طاغوت یا بعد از آن به عنوانعوامل فرهنگی ضد دینی فعالیت مینمودهاند، مانند فرماسونرها،کانون نویسندگان و...
تضعیف نهاد و ارگانهایی که امام خمینی(ره)موسس و مبتکر آنبوده و یا براهمیت و نقش آنها تاکید فرمودهاند، مانند دادگاهویژه روحانیت، سپاه پاسداران، بسیج، دستگاه اطلاعاتی کشور و...
ارائه تحلیلهایی که با مصالح کشور، نظام و انقلاب تضاددارد.
ارتباط با آمریکا.
و هرگونه سوژهای که توسط این رسانهها ارائه میشود.
این موارد و دهها مورد دیگر، خوراک تبلیغاتی رادیوهای بیگانهمیباشند که به طور مستمر از جانب رسانههای مداخلهگر انجاممیگیرد و متاسفانه در داخل نیز دنبال میشود.
4- آزادی، توطئه و افراد نفوذی
تمام نظامها با مشکل «نفوذیها» مواجه میباشند و تنها نظامیتوانایی مقابله با دشمن خود را خواهد داشت که در شناسایی اینافراد موفق باشد. نفوذ در ارکان تاثیر گذار برقوانین و افکارعمومی، از اهداف عمده افراد نفوذی است. در این میان نقشدستگاههای امنیت و اطلاعات و نیز دستگاههای نظارتی، انکارناپذیرو ضروری است.
امام خمینی(ره)نیز با توجه به اهمیت فوقالعاده این امر،بارها مسوولین را متوجه این افراد در تمام دستگاهها خصوصا درمجموعه رسانههای نوشتاری و صدا و سیما نمودهاند. «باید آنهاییکه در راس مطبوعات هستند توجه داشته باشند که مبادا در بینآنها اشخاصی خودشان را جا بزنند... و میخواهند خود را در هرچهو در هرجایی که پیدا بشود به یک صورتی داخل کنند... ولی بایدشما فکر بکنید که این شخص سابقهاش چه بوده و چکاره است... انتخاب افراد برای مطبوعات امر مهمی استخصوصا برای رادیوتلویزیون; چون اشخاص زیادی در رادیو تلویزیون و مطبوعات هستندکه میخواهند وارد شوند... و راه را منحرف کنند.» (5)
گرچه هشدار امام مربوط به سالها قبل میباشد اما نه توطئهدشمنان پایانپذیر است و نه ملاکهایی که از سخنان امام به دستمیآید غیر قابل شناخت است. ایشان نفوذیها را این گونه معرفیمینمایند:
«اینک باز تفالههای رژیم سابق درصددند که با کمک و همکاریگروهکهای واپس زده و قلمداران غرب و شرق زده و تجدید حیات کنندو با قلمهای به ظاهر خلقی و زبانهای فریبنده در داخل و خارج،جمهوری اسلامی را متزلزل کنند.» (6)
ملاحظه میشود که دورویی و عدم موضعگیری شفاف در قبال نظام،شعارهای عوام پسندانه، همکاری با گروهکها و غرب و شرق زدگان درداخل و خارج، وابستگی به مجریان فرهنگی رژیم طاغوت، سوء سابقهو... از علائم شاخص «نفوذیها» است.
از سوی دیگر سوابق درخشان افراد، به هیچ عنوان نمیتواند مانعاز این باشد که برخی از انقلابیون جاهلانه یا عامدانه در دامتوطئه و همکاری با گروهکها و خودباختگان غربی داخلی و خارجینیفتند.
برخی از خودیها آن چنان با گذشت زمان دچار تغییر عقاید وافکار نسبتبه آرمانها میشوند که شاید حتی از گذشته خود بهخاطر نرسیدن به اهداف و توقعات فردی و یا حزبی، پشیمان شده ودر آینده نقش یک نفوذی را ایفاء نمایند. این گونه افراد برفرضیکه همچنان خودی محسوب شوند اما نباید رها از آرمانهای اسلامیانقلاب باشند و حتی اگر مستوجب مجازات نباشند، جلوگیری از آنهالازم است.
جیرهخواران و مزدوران نیز از فضای آزاد سیاسی، در جهت اهدافدیکته شده بیگانگان قدم بر میدارند. این گونه افراد و کسانی کهدر مسیر اینان گام برمیدارند نیز توطئهگرانی میباشند که برخوردبا آنان اجتنابناپذیر است: «وقتی که دیدند آزادند، توطئههاشروع شد; توطئه قلمی که میخواستند مسیر ملت ما را منحرف کنند واینها همان اشخاصی بودند که جیره خوار شاه سابق یا جیره خوارامریکا و امثال امریکا بودند.» (7)
تغییر در آرمان های ملت، ملاک دیگر شناخت «نفوذیها» است. ازنظرگاه امام خمینی(ره)بررسی سوابق و احوال کسانی که بر ضد اسلامو روحانیت و برضد مسیر ملت عمل مینمایند، لازم است. این گونهافراد مستقیم یا غیر مستقیم، عمال مخالفین نظام میباشند کهنمیتوان با حسن نیتبه آنان نظر نمود: «اشخاصی که قلم دستمیگیرند بر ضد اسلام، بر ضد روحانیت، بر ضد مسیر ملت قلمفرساییمیکنند، بشناسید آنهارا. سوابق اینها را به دستبیاورند. مطالعه در احوال و سوابق اینها بکنند.» (8)
در ادامه امام خمینی(ره)تمام زحمات مردم در انقلاب اسلامی رابرای اسلام میدانند و کسانی را که بر خلاف آن حرکت میکنند راعمال اجانب معرفی مینمایند: «ما احتیاج به وحدت کلمه داریم. زحمت ملتما برای اسلام بود... آنهایی که عمالشان را وادار کردندبر ضد اسلام، بر ضد روحانیت عمل کنند و قلمفرسایی کنند... » (9)
در ادامه با خطاب به همه اقشار، برشناخت این افراد که دشمناسلام میباشند، تاکید میفرمایند: «علمای اعلام! خطبای عظام! دانشگاهی! بازاری! کارگر! دهقان! همه بیدار باشید و دشمنهایخودتان را بشناسید، دشمنهای اسلام را بشناسید.» (10)
ضدیتبا اسلام و تحریف آن و زیر سؤال بردن احکام دینی، ازنشانههای بارز مطبوعاتی است که نفوذیها در آن اعمال نظرمینمایند: «وقتی ما دیدیم که در یک روزنامهای از یک اشخاصیمطالب نوشته میشود که اینها عمال اجانب هستند و میخواهند مملکتما را باز به خرابی بکشانند. از آن طرف مقالاتی و مطالبی کهراجع به... مسائل اسلام استیا تحریف میشود یا نوشته نمیشود،این طور مطبوعات را ما نمیتوانیم احترام قایلبشویم.» (11)
آنان که در مسیر توهین به مقدسات و ضدیتبا اسلام مینویسند بابررسیهای موشکافانه میتوان به ارتباطشان با خارج و یا تحریکغیر مستقیم توسط اجانب پی برد. امام خمینی(ره)در تمام اینموارد برخورد قاطع با اینان رالازم میدانند: «مطبوعات و مجلات وروزنامهها منتشر شد و هیچ کس جلوگیری نکرد; در عین حالی که بههمه مقدسات ما توهین گردید... تا آن فتنه را دیدیم و فهمیدیمشما فتنهگر هستید، شما منافقینی هستید که میخواهید فتنهکنید... توطئه کردید بر ضد اسلام، بر ضد کشور اسلام... شمااشخاصی هستید که با سرحدات و خارج روابط دارید... دیگرنمیتوانیم اجازه بدهیم آزادانه هرکاری میخواهید بکنید، شماراسرکوب خواهیم کرد.» (12)
نقش مخرب «افراد نفوذی در مطبوعات» آن چنان است که امامخمینی(ره)بارها تاکید برشناخت و جلوگیری از ورود اینگونهافراد را در مطبوعات میکنند: «چند نفری را که یقین داریدآدمهای مستقیم هستند، در مسیر ملت و کشور هستند و وابستگی بههیچ جا ندارند، مطالعه و درست در آن دقت کنند و بعد از دقت، درروزنامه یا مجله نوشته شود.» (13)
دستگاههای فرهنگی کشور در جلوگیری و شناسایی و جلوگیری ازورود افرادی که انحرافات فکری در گذشته داشتهاند، وظیفهایانکارناپذیر دارند. از منظر امامخمینی(ره)به کسانی که سوابقسوء داشتهاند، نمیتوان اعتماد کرد و نمیتوان مطبوعات را عرصهتاخت و تاز آنان قرار داد. «اگر کسی افکارش منحرف بود و حالابیاید ادعا بکند که من برگشتهام، ما باید قبول کنیم، اما نبایداو را مجله نویس کنیم... بسیاری از اشخاصی هستند که میآیند ومیگویند توبه کردیم، البته توبه آنها قبول است لکن نمیشود آنهارا سرکاری گذاشت که آن کار اهمیت دارد; برای اینکه ما نمیدانیماین شخص به حسب واقع توبه کرده استیا میخواهد با کلمه توبه،ما را بازی دهد.» (14)
اصل «برائت افراد» در عرصه مطبوعات وخوش باوری در مسائلسیاسی، از نظر امام خمینی(ره)مردود است; بدین جهتامامخمینی(ره)در ادامه میفرمایند: «نباید رادیو تلویزیون رابه دست او بدهیم... و یا مجلهای که برای تربیت افراد و برایترویج مسیر اسلامی ملت است، به دست او بدهیم و یانوشتههایش رابه دست او بسپاریم. ما نباید خوش باور باشیم.» (15)
و باز هم امام خمینی(ره)تاکید بر بررسی سوابق افراد در تمامعرصهها و خصوصا در مطبوعات مینمایند: «اشخاصی که اداره میکنندیک جایی را باید از اول ارزیابی شود که این اشخاص چکارهبودهاند; سوابقشان چیست و تحصیلاتشان در کجا بوده، چه رویهای درتحصیلات داشتهاند.» (16)
خطر فوق العاده نفوذی در مطبوعات، چنان است که ممکن استانقلاب را در جهت مخالف اهداف خود سوق دهد و باز این نقش حساسدر انتخاب درست افراد گوشزد میشود: «این از مسائل مهم کسانیاست که بخواهند خدمتی بکنند، مجلهای بیرون بدهند یا روزنامهایبنویسند. اولین مساله آنها... انتخاب افراد است. چون افراداگر چنانچه اشخاصی منحرف باشند... یک وقت متوجه میشوید کهانحراف پیدا شده است; چون اشخاصیاند که میتوانند انسان را بهدامان امریکا... بکشانند. ملتی که برای این که از زیر اینسلطهها خارج شود آن قدر مجاهده کرده است، آن قدر جوان دادهاست.. . یک وقت میبینید راه مجله، راه مطبوعات، راه رادیوتلویزیون... به واسطه ورود اشخاصی... منحرف شده... این ازمسائل مهمی است که... اغماض از آن جایز نیست.» (17)
با ملاحظه سخنان امام خمینی(ره)در مورد مطبوعات،به این نکتهپی میبریم که روش «تساهل و تسامح در عرصه مطبوعات» کاملا ازدیدگاه امام خمینی(ره)مردود است. انقلاب اسلامی ایران شجرهطیبهای است که هنوز سالها باید از آن مانند گوهری محافظتشود.
توطئهها همچنان ادامه دارد. دشمنان اکنون روزنهای برای ورودو رخنه در پیکره این نظام مقدس پیدا کردهاند و آن «عنوانآزادی» است. آنان که سالها قبل حتی با اسم اسلام مخالف بودند وآنان که دارای دیدگاههایی کاملا منحرف از شعارهای اصیل انقلاباسلامی داشتهاند، اکنون مرموزانه و موذیانه وارد میدان مطبوعاتشدهاند. امام خمینی(ره) معمار و بنیانگذار انقلاب اسلامی است وکلام او چراغی است فرا راه ما که او را پیشوای خود میدانیم. حالجای این پرسش است که به راستی در این موقعیتخطیر، فرزندانامام خمینی(ره)دردولت، مجلس و قوه قضائیه چه تدبیریاندیشیدهاند؟
پینوشتها:
1- صحیفه نور، ج 10، ص 229.
2- همان، ج 9، ص 85.
3- همان، ج 7، ص 18.
4- همان، ج 13، ص 253.
5- همان، ص 248.
6- همان، ج 14، ص 263.
7- همان، ج 10، ص 229.
8- همان، ج 7، ص 29.
9- همان، ج 7، ص 29.
10- همان، ج 7، ص 29.
11- همان، ج 6، ص 191.
12- همان، ج 8، ص 264.
13- همان، ج 13، ص 249.
14- همان، ج 13، ص 249.
15- همان، ج 13، ص 249.
16- همان، ج 13، ص 249.
17- همان، ص 248 و 249.
نویسنده:ابوالقاسم آرزومندی
ادامه مطلب

انقلاب اسلامی، تعالی معرفت 1
چكیده
انقلاب اسلامی ایران تنها برای بهبود وضع معاش مردم شكل نگرفت، بلكه فراتر از این، یك ماهیت ارزشی و دینی دارد و از این رو، اساسی ترین وصف انقلاب ایران، «اسلامی» بودن آن است. در این نوشتار، به راههای جهانی سازی انقلاب اسلامی ایران برای رسیدن به یك تمدّن اسلامی اشاره شده است.
احیای معنویت اندیشی
دستاوردهای انقلاب در زمینههای گوناگونی قابل پژوهش و بررسی هستند. اما با توجه به ماهیت دینی انقلاب اسلامی، آثار تربیتی و فكری آن بیش از همه اهمیت پیدا می كند. اگر انقلاب اسلامی فقط موجب ارتقای وضع معاش مردم شده و نوع حكومت را از استبدادی به نوعی دیگر، كه قابل تحمل باشد تغییر می داد، چندان نمی شد بر كام یابی آن اصرار ورزید؛ زیرا از انقلابی كه وصف لازم آن «اسلامی» است، انتظاراتی فراتر از این مدّنظر هستند.
انقلاب اسلامی ایران پدیده ای بی همتا بود كه از پیش، تحلیلی برای آن وجود نداشت و حتی مبانی و مقدّمات شناخت آن از اندیشههای جدید، غایب بود. البته كسانی مثل آرنولد توین بی به جایگاه معنویت در حیات و تمدن بشری نیم نگاهی انداخته و تهی شدن از معنویت را موجب زوال آن دانسته و معتقد بودند: تمدن آینده از جایی غیر از غرب باید سربرآورد. اما این مختصر برای انقلابی عظیم با آثار سرشار و جاری بسیارش، به هیچ وجه كافی نبود.
این انقلاب با بازگشت به حقایق فراموش شده فطری، دین را در منظر اندیشه بشری پررنگ و برجسته نمود و در دو سطح «ملّی» و «جهانی» چاره ای باقی نگذاشت، جز اینكه رویكردی نوین به دین، معنویت، انسان و جهان پدید آید.
انقلاب اسلامی در حقیقت، نوعی اندیشه بر مبنای جهان بینی معنوی و متفاوت با علم و فناوری رایج بر پایه جهان بینی مادی از مغرب تاریخ حقیقت و مشرق جغرافیای گیتی به طلوع كشاند و انسان، جهان، جامعه و تاریخ را با روی و نمای الهی، موضوع دانش و اندیشه قرار داد. نتیجه این رویكرد تأمین مبانی تازه ای برای دانش و فضاها و شیوههای دست نخورده ای برای اندیشه بوده است.
انقلاب ما تنها تحوّلی در جامعه و نظام سیاسی و اقتصادی آن نیست، بلكه دگرگونی در كیفیت حیات فردی و اجتماعی، اصلی ترین شاخص انقلاب اسلامی است كه با گشودن راه هدایت و ایجاد معرفت متعالی و راستین، صورت واقعی خود را می یابد و می بالد.
انقلاب اسلامی نمودار اندیشه ای معنوی است كه می تواند رنجوری و ناتوانی علم و فناوری را در ساختن تمدن طلایی برای انسانها برطرف كند. اندیشه معنوی و پاكی كه از طریق انقلاب اسلامی در قلب تاریخ رسوخ كرد، منظری سبز و روشن به روی حیات بشری گشود كه در چشم انداز آن، ظهور منجی جهانی بسیار نزدیك به چشم می آید.
بنابراین، پرسش از چیستی و چرایی دستاوردهای انقلاب اسلامی در قلمرو اندیشه، دو پیامد ارجمند به دنبال دارد: یكم. پاسخ به چیستی آن، گستره اثرگذاری انقلاب اسلامی در راستای اهداف اصیل و اولیه آن را تبیین می كند. دوم. پاسخ به چرایی، راه شكوفایی و توسعه ثمربرداری در این عرصه را فراخ می سازد.
ادامه مطلب

انقلاب اسلامی و احیای هویت امت اسلامی
انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام و اندیشه های سیاسی او نقطه مقابل این دو پدیده بودند. در واقع حضرت امام بر علیه این دو پدیده قیام كردند. علاوه بر این، اهداف و آمال انقلاب اسلامی ایران، آن طور كه حضرت امام تبیین فرمودند، فراتر از این دو پدیده و در حقیقت در فراسوی مفهوماتی مانند دولتهای ملی، نوگرایی و توسعه بود.
تا قرن 19 تركها، اعراب و ایرانیان خود را در مقایسه با ملل دیگر، در درجه نخست مسلمان می دانستند. وفاداری نخستین آنها نه به دولت امپراطوری یا خاندان سلطنتی بلكه به اسلام بود. تحت نظام اسلامی امت، آنها خود را به عنوان گروههای فرهنگی و زبانی مجزا در داخل اسلام می شناختند. استعمارزدایی تحت نظام دولت ـ ملت، مرزهایی سیاسی را در جهان اسلام به وجود آورد كه قبلاً به معنای امروزی وجود نداشتند. این عمل باعث به وجود آمدن رهبران ملی گرا و جدایی طلب رقابت پیشه در میان مردمی مثل اعراب با تاریخ و زبان مشترك گردید. در درجه اول، ایده دولت ـ ملت غیر دینی هیچ گاه به طور كامل در ایران مورد شناسایی قرار نگرفت و این اندیشه در تضاد با اندیشه های اسلامی درباره حكومت و جامعه بود. دوم دو خط متمایز و كانالهای رقابت آمیز در ارتباط با جامعه ای شد كه یكی از آنها به وسیله حكومت اداره می شد و دیگری ریشه در سنت دینی ـ سیاسی ایرانیان داشت. مثلاً در ایران كنترل قدرت سیاسی محتاج كنترل كانالهای سنتی ارتباطات به غیر از مطبوعات و رسانه های همگانی است. این قدرت مقامات سنتی است كه درباره مشروعیت رسانه های مدرن تصمیم می گیرند و عكس آن صادق نیست.
ادغام دو ساختار اساسی كانالهای مدرن و سنتی پیش شرط لازم برای هر نظام و حكومت در ایران است كه در جستجوی مشروعیت و خلوص فرهنگی است. تغییر ماهیت حكومت اسلامی طی این دوره باعث جدایی جامعه از حكومت شد. در موارد بسیاری فقط جامعه و رهبران آن حضور داشتند ولی در طرحهای آنان جایی برای حكومت وجود نداشت. در طول قرن بیستم اختلاف ایدئولوژیكی و فرهنگی بین كسانی كه روشهای مدرن غربی را قبول كرده و كسانی كه افكار سنتی ـ اسلامی را حفظ كردند، به حد زیادی آشكار شد. پیدایش حركتهای جدید اسلامی در دهه پایانی قرن بیستم تا حد زیادی می تواند گویای این حقیقت باشد كه نظام دولت ـ ملت و افزایش نامهای ملی گرایی با ماهیت عربی ـ ایرانی ـ تركی ـ پاكستانی به اتحاد كشورهای اسلامی منجر نشد. امروزه كسانی كه مخالف ملی گرایی اند و ایده اصلی نظام دولت ـ ملت را در سرزمینهای اسلامی زیر سؤال می برند، پیشنهاد می دهند كه می توان در مقابل تجاوز خارجی، از طریق قوانین معنوی ـ احساسی و اخلاقی ـ اسلامی كه در خدمت بسیج مسلمانان برای خودمختاری فرهنگی آنهاست، مقاومت كرد.
در جهان تحت اداره اسلام، از طریق اصل جدید سرزمین اجدادی اسلامی یا امت كه زمانی خانه اسلام تلقی می شد می توان از دیدگاههای میهن پرستانه و ملی فراتر رفت. بحران مشروعیت سیاسی با شماری از ذهنیتها و همچنین توسعه های سیاسی در طی دوران بعد از جنگ دوم افزایش یافت. بهتر است یادآوری شود كه متعاقب انقلاب فرانسه و پیروزی رمانتیسیسم و سكولاریزم، طبیعت گرایی آمد، تا دیدگاه جهانی غربیها را كنار زده و بر آن مسلط شود. در دیدگاه اسلامی بین طبیعت و نظم فراتر، این نظم فراتر است كه طبیعت را رهبری می نماید و بخش عظیمی از قوانین اسلام با نظم اجتماعی سر و كار دارد و امروز چگونگی تجددگرایی برای مسلمانان مهم نیست، بلكه مسلمانان به چگونگی دگرگونی و تكامل و انتقال توجه دارند. مهمترین تفاوت بارز بین تكامل و تجددگرایی این است كه اولی خارج از زمان ودومی در زمان است. هویت، یك برداشت روانی ـ اجتماعی است و از این امر ناشی می شود كه مردم در محیط و در رابطه با دیگران چه برداشتی از خود دارند. هویت مبتنی بر باورهای مشترك فرهنگی مردمی است كه به طور تاریخی یك ریشه دارند.
در درون چنین جستجوی وسیع تاریخی برای هویت و زندگی اجتماعی است كه انقلاب اسلامی در كل و افكار سیاسی ـ دینی امام به ویژه می تواند مورد تحلیل و تجزیه قرار گرفته و درك شود. نوشته ها، سخنرانیها و آثار امام در چند دهه گذشته، دو موضوع عمده را به روشنی نشان می دهد:
1- جستجو برای یافتن هویت اسلامی
2- تلاش برای فرمول بندی و مشخص كردن نظام اسلامی فراتر از نظام دولت ـ ملت جدید.
برای امام خمینی هویت یك پیش شرط برای حكومت اسلامی است و اسلام دینی است كه مشهور به عدالت حقیقی است. این دین همچنین مورد توجه كسانی است كه تمایل به استقلال و آزادی دارند و مخالف استكبار و امپریالیسم هستند. امام از طریق یك انقلاب روشن فكرانه برای تغییرات سیاسی به پا خاست. او خود آگاهی را پیش شرط آگاهی سیاسی می دانست. وحدت و هویت اسلامی موضوعهایی هستند كه به طور مكرر در بیانات حضرت امام وجود دارند. او تأكید كرد كه اسلام دینی با معیارهای غربی نیست بلكه دینی است كه نسبت به همه ابعاد زندگی اشراف دارد. حكومتی كه در تعقیب گسترش ارزشها و اعتقادات غیر دینی است، نمی تواند اسلامی باشد. قوانین مربوط به حفظ نظم اسلامی و دفاع از تمامیت ارضی و حفظ استقلال امت اسلامی، موجب می شود حكومتی اسلامی فراتر از نظام دولت ـ ملت تشكیل گردد. امام اعتقاد داشت كه وجود نظام سیاسی غیر اسلامی لزوماً منتهی به اجرا نشدن دستورات سیاسی اسلام شده و بنابراین چاره ای نیست جز از بین بردن آن نظام های حكومتی كه در درون خود فاسد هستند. این وظیفه ایست كه تمام مسلمانان باید اجرا نمایند. این وظیفه مسلمانان است كه از مظلومین حمایت كنند. امام با توجه به طبیعت تمامیت خواه انسان بر لزوم وجود رهبری تأكید داشت و حكومتی فراملی را تحت پرچم اسلام پیش بینی كرد. او دولت اسلامی را به مثابه قانون اساسی می دید، زیرا حكام در حكومت و اداره كشور مجبور به رعایت شرایط مخصوصی هستند كه در قرآن و سنت پیش بینی شده اند. دولت اسلامی، یك دولت قانون گر است و اقتدار مختص خداوند و قانون، فرمان و دستور الهی است. او تأكید كرد كه مافوق بودن فقیه بر حاكم یك اصل پذیرفته شده است. اگر حاكم پیرو اسلام است پس باید مطیع فقیه باشد.
نتیجه گیری
حضرت امام مفهوم دولتهای ملی،روانكاوی نوگرایی، بازسازی توسعه و گفتمان دموكراسی غرب را رد كردند و برای یك حكومت و نظام فراتر از دولتهای ملی كه جهان شمولی امت اسلامی را در بردارد و هویت اسلامی را بالاتر از سایر هویتهای انسانی قرار می دهد، كوشش كردند. بدین جهت مدلولات معرفت شناسی انقلاب اسلامی را نمی توان در چهارچوب فردگرایی، پلورالیزم،بازاندیشی و اصلاح دینی و فردگرایی و نمودارهای تحلیلی غرب كه بسیار متداول بوده و ترویج می شوند، درك نمود. گفتمان اسلامی حضرت امام و انقلاب اسلامی را باید در بستری فراتر از دین و سیاست، نوگرایی و سنت، مدرنیته و پست مدرنیته و واژه های مشابه مطالعه و بررسی كرد.افكار و اعمال حضرت امام از قرآن كریم سرچشمه می گیرد و هرگونه تحلیلی از اندیشه های او و انقلاب اسلامی باید یك الگوی وحدت گرا و مقدس قرآنی و توحیدی را در برداشته باشد.
25 یا 30 سال قبل نه از گفتمان جامعه مدنی در غرب و شرق خبری بود و نه از رویارویی و یا گفتگوی تمدنها و نه از جهان شمولی به معنی امروز آن. در دهه ای كه انقلاب اسلامی ایران صورت گرفت، سه مناظره و بحث بزرگ بین المللی دستور روز بحث و مذاكره سازمانهای بین المللی بود:
- تلاش برای ایجاد یك نظام جدید بین المللی اقتصادی
- تلاش برای یك نظام جدید اطلاعاتی و ارتباطی
- كوشش برای ایجاد یك محیط مسالمت آمیز بین ابرقدرتها
انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام تمام این معادلات را به هم زد. هیچ یك از این تلاشها و كوششها همان طور كه می دانیم عملی نشد. ولی گفتمان نوینی مطرح شد كه تا امروز ادامه دارد. به عقیده من تعدادی از این گفتمانها به شرح زیر است:
- این حضرت امام و انقلاب اسلامی بود كه برای نخستین بار مسأله گفتمان تمدنها را مطرح كرد و تمدن را به عنوان یك موضوع مورد بحث و مطالعه قرار داد.
- این حضرت امام و انقلاب اسلامی بود كه برای اولین بار ضرورت یك نظام فرهنگی جدید را در سطح جهانی پیش كشید و نظامهای موجود را مورد پرسش قرار داد.
- این حضرت امام و انقلاب اسلامی بود كه برای اولین بار مفهوم جهان شمولی و ابعاد اسلامی ـ امتی آن را مطرح كرد.
این حضرت امام و انقلاب اسلامی بود كه موضوع اخلاق را در روابط بین الملل ترویج و اشاعه نمود.
- این حضرت امام و انقلاب اسلامی بود كه مسأله جایگاه فرد در جامعه و انسان شناسی را در نظامهای جهانی پیش كشید.
و بالاخره این امام و انقلاب اسلامی بود كه ضرورت و شیوه جدید اطلاع رسانی را در بین امت اسلامی احیا نمود و مسلمین را در جریان اطلاعات مربوط به دنیای اسلام و مصالح مسلمین قرار داد.
قدرت امام خمینی و استعداد او در رویارویی با واقعیت جامعه نهفته است. سخنرانیها، نوشته ها و آثار او، تفكرات یك فیلسوف منزوی كه مخاطب مخصوصی دارد، نیست، بلكه تقاضای پر احساس یك رهبر سیاسی و معنوی است. امام با رد هر نوع حكومت غیر دینی به پیروان خود ساختار و نحوه ای از زندگی را توصیه نمود كه از بسیاری جهات شبیه دوران صدر اسلام را به یاد می آورد. یك حكومت چند فرهنگی، جهانی و دینی ـ سیاسی كه ویژگیهای ممتاز آن نظم، اتحاد و تعبد كامل افراد آن از خداوند است. در تاریخ معاصر اسلام هیچ كس نتوانسته است در نظریه و تجارب عملی، فراتر از امام قدم بگذارد. شاید حضرت امام اولین كسی نباشد كه حكومت اسلامی را به عنوان مهمترین رقیب نظام دولت ـ ملت موجود مورد توجه قرار داده است، اما او اولین كسی بود كه آن را به روشنی تعریف نمود و اساس یك درك ساختاری از حكومت اسلامی را بنیاد نهاد و برای اولین بار در هزاره ی گذشته، حكومت اسلامی را به مسلمین برگرداند.
منبع:ایدئولوژی رهبری و فرایند انقلاب اسلامی
ادامه مطلب

دستاوردهای جهانی و بین المللی انقلاب اسلامی (قسمت دوم)
در سایه رهبری حضرت امام (ره) عصر استراتژی دو ستونی نیكسون ـ كیسینجر كه ایران ستون نظامی آن را تشكیل میداد و به عنوان ژاندارم منافع آمریكا و رژیم صهیونیستی عمل میكرد، به پایان رسید و به طور خودكار ایران از حالت اقماری بیرون آمد. در همین زمان بود كه در چارچوب مصوبات شورای انقلاب، كشورمان از پیمان آمریكایی سنتو (ایران، تركیه، افغانستان) خارج شد و این پیمان با خروج ایران از آن عملاً متلاشی شد.
از دیگر اقدامات انقلابی، اشغال لانه جاسوسی در 13 آبان 58 و ناتوانی كاخ سفید در تصمیم گیری مؤثر درباره چگونگی برخورد با این واقعه بود كه هیبت و اقتدار مصنوعی غرب را در افكار عمومی داخل و منطقه شكست. این تحول كه امام از آن به عنوان انقلاب دوم یاد كردند از نوادر اقدامات در تاریخ سیاسی كشورهای محكوم جهان دو قطبی، در آن زمان محسوب میشد كه فضای رعب و وحشت حاكم بر جهان اسلام را شكست و شهامت و انگیزه برخورد آن را به وجود آورد.
از دیگر نتایج انقلاب اسلامی جابجایی تهدیدات و معیارهای دوستی و دشمنی میان ایران با جهان اسلام بود كه قطع رابطه با آمریكا و رژیم صهیونیستی و رژیم آفریقای جنوبی در همین راستا بود. این در حالی بود كه رژیم پهلوی عملاً به پایگاه صهیونیسم بین الملل در منطقه تبدیل شده بود و در زمینههای سیاسی و اقتصادی از مهرههای اصلی وابستگی به تشكیلات صهیونیسم جهانی بود و تنها متحد رژیم صهیونیستی در منطقه محسوب میشد و در مقابل دین و دولت جهان اسلام قرار داشت.
انقلاب اسلامی نه تنها با آمریكا و رژیم اسرائیل قطع رابطه كرد. بلكه طرح جدی و عملی و عینی مبارزه با آنها را ارائه كرد كه بعدها به عنوان الگوی استراتژی مبارزاتی ملتها و نهضتهای آزادی خواه در منطقه و جهان قرار گرفت. در فرایند دیپلماسی ایران شاهد رخدادهای بزرگ با اشكال و بعضاً ماهیت متفاوت هستیم كه نظام با اقتدار و حفظ استقلال به مبارزه با آن رفته و از مدیریت خارجی خود برای دیگران الگوسازی كرده است، از جمله در سناریو دادگاه میكونوس كه با اعتماد و اقتدار تمام عمل كرد و سازندگان آن را كه از حمایت پانزده كشور اروپایی، آمریكا و رژیم صهیونیستی برخوردار بود؛ ناكام گذاشت و یا در بحرانهای زنجیرهای پس از 11 سپتامبر در حالی كه در قضیه افغانستان سكوت مرگباری بر جهان حاكم بود و دیپلماسی جهان چشم به كاخ سفید داشت و جهان یكپارچه سیاست دنباله روی را پیشه كرده بود. مقام معظم رهبری در یك موضع حكیمانه مستقل و با لحاظ اصل عزت و مصلحت نظام، فضا را شكستند و جهان را به حیرت واداشتند و راهبرد انحصاری بوش مبنی بر كشورها یا با ما هستند یا علیه ما را با اعلام این راهبرد كه ما نه با شما هستیم نه با تروریستها به چالش كشیدند.
در بحران اخیر عراق نیز شاهد دیپلماسی فعالانه و متناسب با منافع و مصالح هستیم. پس از شكستن فضای سنگین ناشی از یازده سپتامبر بود كه جهان حتی كشورهای اروپایی با تأسی از مدیریت بحران ایران، انتقاد از سیاست خارجی آمریكا را در دستور كار خود قرار دادند كه ما در اشغال عراق و مسأله سلاحهای هستهای ایران شاهد آن هستیم.
شكست سیاستهای سلطه طلبانه آمریكا و ایستادگی و پایداری در مقابل فشارهای غرب به ویژه آمریكا یكی دیگر از دستاوردهای بزرگ انقلاب اسلامی است. ناكامی در سیاست تحریم آمریكا علیه ایران، چالش و ناكامی در استراتژی نظم نوین آمریكا در جهان پس از فروپاشی بلوك شرق، مانع سازی جدی در جهانی شدن آمریكا، شكست طرحهای آمریكا در خاورمیانه، شكست طرحهای آمریكا در حوزه دریای خزر و آسیای مركزی و قفقاز، عدم دستیابی به اهداف اساسی در حمله به افغانستان و عراق و... از جمله تقابل موفقیت آمیز جمهوری اسلامی در برابر سلطه جهان آمریكا بود.
2/ 2. دستاوردها برای كشورهای منطقه
الف. تجدید حیات اسلام در افكار مسلمانان؛ در زمانی كه دین و معنویت در انزوا بود و لائیك و لیبرالیسم حاكمیت داشت و اسلام محدود به امور فردی بود و در مساجد زندانی شده بود بار دیگر ندای امتزاج دین و سیاست در میان اندیشمندان، مراكز علمی و تحقیقات و افكار و رفتار ملتها نمایان شد. به نوشته هفته نامه آلمانی اشپیگل، انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) حیات تازهای به مسلمانان در سراسر جهان بخشید و اسلام مبارزترین مذهب دنیا با انرژی انقلاب خود 2/1 میلیارد مسلمان را برانگیخت و آنان را برای تشكیل حكومت الله در زمین به حركت درآورد.[1]دكتر میشل جانسون در مقالهای در نشریه «ژئوپولیتیكان استراتژیك» مینویسد: جامعه مسلمین (پس از انقلاب ایران) از حالت ضعف و ناتوانی خود خارج شد و به یك قدرت تبدیل شد.[2] بیداری سیاسی جهان اسلام را میتوان در صحنه مبارزات انتخاباتی، گرایش انتخاباتی، گرایش به ایجاد تحزب، تشكلهای سیاسی، هستهها و جنبشهای مقاومت در ابعاد مبارزات سیاسی و مسلحانه علیه آمریكا و صهیونیسم كه در چند سال اخیر روند تصاعدی در بیشتر جهان به خود گرفته است، مشاهده كرد كه الهام پذیری آنها از الگوهای سیاسی و مبارزاتی انقلاب اسلامی را میتوان در گفتار و نوشتارهای آنها به عینه دید.
ب. ظهور جنبشها و نهضتهای اصول گرای در منطقه؛ پس از انقلاب اسلامی اصول گرایی در قالب احزاب و جنبشهای متعدد ظهور یافت و شتاب فزایندهای گرفت، انتفاضه فلسطین، سازمانهای حماس، جهاد اسلامی، احیای مجدد اندیشه نابودی اسرائیل، حزب الله لبنان، جبهه اسلامی سودان، جبهه نجات اسلامی الجزایر، رشد اسلام گرایی در تركیه، احزاب و جنبشهای مبارزه جهادی در افغانستان در دوران اشغال به اعتراف مقامات غرب عمق استراتژی نفوذ ایران محسوب میشوند؛ از نمودهای عینی آنهاست. «رولو» اسلام شناس فرانسوی، در نشریه مطالعاتی فلسطین در خصوص تأثیر انقلاب بر جهان اسلام میگوید:
«پس از فوت عبدالناصر، خلأیی در خاورمیانه عربی پدید آمد كه رهبران ناسیونالیست و ملیگرای عرب یا احزاب چپ گرا و ماركسیست نتوانستند آن را پر كنند و در پایان، اسلام در عرصه مبارزات سیاسی ظاهر شد و آن خلأ را پر كرد.»[3]
«اسحاق رابین» وزیر دفاع وقت اسرائیل، اسلام را یك تهدید معرفی میكند و میگوید: «دشمنی ایران پس از انقلاب اسلامی به صورت یك دشمنی ایدئولوژیك و دشمن واقعی در آمده و خطر افكار تند مذهبی در ایران از هر خطری برای اسرائیل بیشتر است.» و در همین راستا «ابا آبان» نظریه پرداز صهیونیستی و وزیر خارجه وقت اسرائیل میگوید: «انقلاب اسلامی، كوته اندیشی نیست بلكه فصل جدیدی در تاریخ ایده است. من احساس میكنم این ایده در منطقه خاورمیانه شیوع یافته و پیروزی انقلاب اسلامی بیانگر این پدیدههاست.»[4]
«صالح عوض» نویسنده عرب در كتاب انتفاضه آورده است: «جهان عرب از 1967 تا سال 1982 (شكل گیری انتفاضه) راههای گوناگون فلسطینی و دولتهای عربی را آزموده و شكست طرحهای سیاسی را به چشم دیده بودند و دریافته بودند كه این شعارها زینت خود را از دست دادهاند و دیگر امیدی به نابودی اسرائیل و یا كمرنگ شدن حاكمیت آن نبود ولی پس از انقلاب اسلامی متوجه شدند خداوند سرنوشت هیچ كسی را تغییر نمیدهد بلكه خود آنها باید اقدام كنند... جنبش جدید مردم فلسطین یا انتفاضه صرفنظر از عوامل متعدد شكلگیری آن بدون هیچ وابستگی یا سازماندهی قبل از جریانهای سیاسی وابسته به دولتهای عربی با الهام از انقلاب اسلامی و توسط مسلمانان فلسطین شكل گرفت.[5]
در حال حاضر كشورهای غربی به ویژه آمریكا به واسطه نفوذ اسلام سیاسی ناشی از انقلاب اسلامی در جوامع اسلامی هراس دارند از این كه انتخابات آزادی در كشورهای اسلامی صورت گیرد، زیرا در این صورت نتیجه این انتخابات، پیروزی اسلام گرایانی است كه تأثیر جدی از انقلاب اسلامی و افكار امام خمینی (ره) گرفتهاند.
ج. احیای حج حقیقی و ابراهیمی؛ تا قبل از انقلاب اسلامی حج یك حركت صرفاً عبادی بود و بعد سیاسی آن مغفول مانده بود. امام (ره) حج را میعادگاه وحدت مسلمانان در برابر زورمندان جهان و مركز برائت از مشركان معرفی كرد و ابعاد سیاسی حج را زنده كرد. حضور قریب 5/2 میلیون مسلمان از سراسر جهان در حج به تجدید حیات اجتماعی و سیاسی اسلام و صدور و بازتاب انقلاب سرعت بخشیده است.
احیای ارزشها، سنتها، آداب و رسوم اسلامی در میان ملل مسلمان و بازگشت مسلمانان به هویت اسلامی و اصیل خود و احساس عزت و غرور از دیگر آثار انقلاب بر جهان اسلام بود كه منطقه را بار دیگر به عنوان نقطه استراتژی از نظر ژئو استراتژیك و ژئو پلیتیك در اذهان زنده كرد و امروز شاهد شكلگیری و مبارزه گسترده هستههای مقاومت متأثر از انقلاب اسلامی علیه اسرائیل و آمریكا در سراسر جهان هستیم و این از بركات انقلاب اسلامی است و این تأثیر را میتوان در گفتار دشمنان نیز كراراً مشاهده كرد.
پی نوشت :
[1] . روزنامه جام جمهوری، 4/1/71.
[2] . همان.
[3] . همشهری، 19/11/72، ص 7.
[4] . همان.
[5] . دكتر ملكوتیان، انقلاب اسلامی، چرایی و چگونگی رخداد آن، جمعی از نویسندگان، 1370، ص 313.
ادامه مطلب
- آسیب وچالش های انقلاب
- دانستنی هایی درباره انقلاب
- وقایع پیروزی انقلاب
- دستاوردهای انقلاب
- دهه فجر در کلام ولایت
- معرفی کتاب
- پرسش وپاسخ درباره انقلاب
- آلبوم تصاویر انقلاب
- نمادهای انقلابی
- انقلاب اسلامی ونهضت بیداری اسلامی
- مطالب تولیدی خودم
- اشعار فجر
- مقالاتی پیرامون دهه فجر
- کلیپ های دهه فجر
- احادیث فجر
- عاقبت پهلوی
- کل بازديد : 78995
- تاريخ ايجاد وبلاگ: دوشنبه 21 بهمن 1392
- تعداد کل نظرات : 0
- تعداد کل پست ها : 176
- آخرين بروز رساني : دوشنبه 9 آذر 1394
![]() فلكه در ساختمان كميته مشترك، اتاقهاي بازجويي از همه طرف به يك حصار استوانه منتهي مي شد، كه با ميله هاي آهني مشبك، اتاقها را از فضاي رو به حياط جدا مي كرد، كه زنداني را به آن ميله ها مي بستند يا براي اينكه ورم كف پاها بخوابد و زنداني تحمل شلاق دوباره را داشته باشد، در آن فضا مي دواندند. هرگاه زنداني از حركت مي ايستاد بازجوها با زدن كابل به سر و روي زنداني، وي را وادار به حركت مي كردند.به اين دايره اطراف اتاقهاي بازجويي، اصطلاحا فلكه مي گفتند. ![]()
|














