مقدمه
اقبال لاهوری در كتاب فلسفه خودی پیشبینی میكند كه تهران در آینده قرارگاه مسلمانان خواهد شد. همین طور هم شد و پس از انقلاب اسلامی، ایران به صورت امالقرای اسلام در آمد. حتی ایران میتواند به علت موقعیت منحصر به فرد، منابع عظیم و بیپایان انرژی، ابزار فرهنگی و اعتقادی نیرومند پا را از این فراتر گذارد و به مركز ساماندهی تمدن نوین اسلامی درآید؛ زیرا انقلاب اسلامی ایران، در پیدایش، در كیفیت مبارزه و در انگیزه... از سایر انقلابها جداست، و از این رو، میتواند در پیامدها و دستاوردها نیز، متمایز و پیشروتر از سایر انقلابها باشد و البته این ویژگیها، ریشه در دین و باورهای برخاسته از مذهب دارد. به عبارت دیگر، این انقلاب بر آمده از مذهب، به احیای دین و تجدید حیات اسلام در ایران و جهان مدد رساند كه یكی از ابعاد آن، تولد و تداوم بخشی به حیات جنبشهای سیاسی اسلامی معاصر در دو دهه اخیر است. به این دلیل، چند سؤال در اینباره پیش روی ماست، از جمله:
1 ـ چرا انقلاب اسلامی ایران بر جنبشهای سیاسی اسلامی معاصر تأثیر گذاشت ؟
2 ـ انقلاباسلامیایران، چه تأثیراتی بر حركتهای سیاسیاسلامیمعاصرگذاشت؟
3 ـ میزان تأثیرگذاری انقلاب اسلامی بر نهضتهای سیاسی اسلامی چقدر است ؟
بسترهای تأثیرپذیری جنبشهای اسلامی از انقلاب اسلامی
در پاسخ به این سؤال كه چرا انقلاب اسلامی ایران بر جنبشهای سیاسی اسلامی معاصر تأثیر گذاشت میتوان به موارد مشترك فراوان موجود بین انقلاب اسلامی ایران و آن جنبشها اشاره كرد. از این وجوه یا زمینههای مشترك كه از آنها به عنوان عوامل همگرایی یا عناصر همسویی و همرنگی نیز میتوان یاد كرد، می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
1 ـ ایده واحد: از آنجا كه انقلاب اسلامی ایران، یك انقلاب اسلامی است، همانند هر جنبش اسلامی دیگر، بر پایه وحدانیت خدا (لاالهالاالله) و رسالت پیامبر اكرم صلیاللهعلیهوآله (اشهدانمحمدارسولالله) بنا شده است، كعبه را قبله آمال و آرزوهای معنوی خود میداند، قرآن را كلام خداوند سبحان و آن را منجی بشریت گمراه تلقی میكند، و به دنیای پس از مرگ و قبل از آن، به صلح، برادری و برابری ایمان دارد همانگونه كه امام خمینی رحمهالله فرمود:
«در كلمه توحید كه مشترك بین همه است، در مصالح اسلامی كه مشترك بین همه است، با هم توحید كلمه كنید.»
البته ویژگی كاریزمایی امام خمینی(ره) و مواضع ضداستعماری ایشان كه بیشتر مسلمانان جهان بر آن اتفاق نظر دارند را میتوان بر تأثیر متقابل انقلاب اسلامی و جنبشهای اسلامی افزود.
2 ـ دشمن یكسان: انقلاب اسلامی و جنبشهای اسلامی دارای دشمن مشتركند. این دشمن مشترك كه همان استكبار جهانی به سركردگی آمریكا(شیطان بزرگ) و اسرائیل(غده سرطانی) است، همانند كفار قریش، مغولان وحشی،صلیبیونمسیحی، استعمارگران اروپایی و صربهای نژادپرست و... كیان اسلام را تهدید میكند، در حالی كه انقلاب اسلامی با طرح شعار «نه شرقی و نه غربی» عَلَم مبارزه علیه دشمن مشترك جهان اسلام را به دوش گرفته است. امام خمینی رحمهالله در این باره فرمود:
«دشمن مشترك ما كه امروز اسرائیل و آمریكا و امثال اینهاست كه میخواهند حیثیت ما را از بین ببرند، و ما را تحت ستم دوباره قرار بدهند، این دشمن مشترك را دفع كنید.»
در عرصه درونی نیز، مسلمانان دشمن مشتركی دارند، این دشمن مشترك، عقبماندگی است و همین مسأله است كه تمامی كشورهای جهان اسلام را در سطح كشورهای جهان سوم باقی نگاه داشته است.
3 ـ آرمان مشترك :انقلاب اسلامی ایران و جنبشهای اسلامی معاصر، خواهان برچیده شدن ظلم و فساد و اجرای قوانین اسلام و استقرار حكومت اسلامی در جامعه مسلمانان و به اهتزاز در آوردن پرچم لاالهالاالله در سراسر جهان از طریق نفی قدرتها و تكیه بر قدرت لایزال الهی و تودههای مردمند. به سخن امام خمینی(ره)، در این مورد توجه كنید:
«همه در میدان باشند، با هم باشند، ما میخواهیم اسلام را حفظ بكنیم، با كنارهگیری نمیشود حفظ كرد، خیال نكنید كه با كنارهگیری تكلیف از شما سلب میشود.»
البته برخی از جنبشهای سیاسی اسلامی، تنها خواستار عمل به احكام اسلام در كشورهای خود و برخی نیز در پی تشكیل یك حكومت مستقل، بدون تاكید بر شكل اسلامی حكومت هستند. از این رو، میتوان گفت جنبشهای اسلامی معاصر حیات خود را مدیون انقلاب اسلامیاند؛ زیرا انقلاب اسلامی به اسلام و مسلمانان حیاتی تازه بخشید، آنها را از عزلت و حقارت نجات داد، بر ناتوانی ماركسیسم، لیبرالیسم و ناسیونالیسم در اداره و هدایت مسلمانان مهر تایید زد و اسلام را به عنوان تنها راه حل برای زندگی سیاسی مسلمین مطرح ساخت. شیخ عبدالعزیز عوده، روحانی برجسته فلسطین گفته است:
«انقلاب خمینی رحمهالله ، مهمترین و جدیترین تلاش در بیدارسازی اسلامی...ملت های مسلمان بود.»
بنابراین، موجودیت و هستی سیاسی جنبشهای سیاسی اسلامی به انقلاب اسلامی وابسته است. این امر زمینههای لازم برای تأثیرپذیری جنبشهای اسلامی از انقلاب اسلامی را فراهم آورده است.
4ـ وحدتگرایی : تأكید انقلاب اسلامی و رهبری آن بر لزوم وحدت همه قشرها و همه مذهبهای اسلامی در نیل به پیروزی در صحنه داخلی و خارجی، زمینه دیگر گرایش جنبشهای سیاسی اسلامی معاصر به سوی انقلاب اسلامی است؛ چون، انقلاب اسلامی با الگوپذیری از اسلام ناب محمدی صلیاللهعلیهوآله هیچ تفاوتی بین مسلمانان سیاه و سفید، اروپایی و غیر اروپایی قائل نیست، بر جنبههای اختلاف برانگیز در بین مسلمین پای نمیفشارد، بلكه با ایجاد دارالتقریب فِرَق اسلامی، برپایی روز قدس، صدور فتوای امام خمینی(ره)علیه سلمان رشدی و برگزاری هفته وحدت و...در جهت اتحاد مسلمانان گام برداشته است. به همین دلیل، طیف گستردهای از گروههای غیرشیعی و حتی جنبشهای آزادیبخش غیراسلامی، انقلاب اسلامی ایران را الگو و اسوه خود قرار دادهاند. بنابراین، جای شگفتی نیست كه مسلمانان سنی مذهب فلسطینی به نام و یاد امام خمینی رحمهالله به عملیات شهادت طلبانه دست میزنند. مجیبالرحمان شامی، روزنامهنگار پاكستانی در این باره میگوید:
«تأثیر بزرگ دیگر امام این است كه گر چه ایشان یك رهبر شیعه بودند...با این وجود مبلّغ جدایی نبودند، فریاد او برای اسلام بود.»
5 ـ مردم مداری : مردمگرایی انقلاب اسلامی، عاملی در گسترش انقلاب و پذیرش آن از سوی ملتهای مسلمان بوده است. رهبری انقلاب 1357، بر این باور بود كه باید به ملتها بها داد نه به دولتها.
همه آنچه كه بین ایران انقلابی و جهان اسلام وجود دارد، وجوه مشترك نیست. بلكه اختلافها و دشواریهایی نیز در این باره به چشم میخورد. از جمله:
الف) تشیع امامیه: نسبت شیعیان به كل مسلمانان جهان، ده درصد است. آنها بجز در ایران و سوریه، حاكم بر قدرت سیاسی نیستند، با این كه در كشورهایی چون عراق و بحرین و احتمالاً در لبنان، اكثریت با شیعیان است. نوعی معارضه تاریخی بین شیعه و سنی وجود داشته و دارد. البته تضاد تسنن وهابی و نزدیكی تسنن سوری با انقلاب اسلامی بیشتر است و حتی تسنن متأثر از تصوف نیز، تضاد كمتری با شیعه دارد. سپاه صحابه در پاكستان و طالبان در افغانستان از مصادیق بارز مخالفین تشیع در جهان اسلامند. به هر روی، علی رغم وحدتخواهی و وحدتطلبی انقلاب ایران، تضاد اهل سنت با شیعه، بكلی از بین نرفته است.
ب) عرب و فارس : تعارض بین عرب و عجم، از آغاز ورود اسلام به ایران پدید آمد. بر پایه این تعارض، خلیفه دوم (عمر) سهم كمتری از بیتالمال به ایرانیان مسلمان میداد و ایرانیان مسلمان با عنوان موالی شناخته میشدند كه وضعیتی بین برده و آزاد بود. این تعارض، بعدها از سوی جریانهایی چون شعوبیه تشدید شد. عباسیان و امویان و نیز عثمانیان و صفویان،به نوعی دیگر این معارضه را دامن زدند و جنگ عراق علیه ایران به عنوان جنگ قادسیه یا مهمترین جنگ بین مسلمانان و ساسانیان و در واقع بین ایرانیان و عربها توجیه میشد. به هر روی، آنان ایرانیان را مجوس میدانستند و بر این اساس، اعراب را برابر با اسلام و ایرانیان را مخالف با آن میدیدند.
ج) صدور انقلاب اسلامی: برخی از شعارها و پیامهای انقلاب اسلامی، مثل این سخن امام رحمهالله «نهضت ما دارد توسعه پیدا میكند و میرود توی ملتها...» از سوی برخی به منزله قصد ایران برای مداخله در سایر كشورها و براندازی نظامهای سیاسی آنها تلقی شد. در حالی كه، یك سال بعد از این سخن ، امام فرمود:
«صدور با سرنیزه، صدور نیست. صدور آن وقتی است كه اسلام، حقایق اسلام، اخلاق اسلامی، اخلاق انسانی، اینها رشد پیدا كند.»
ایشان در جای دیگر فرمود:
«معنای صدور انقلاب ما، این است كه همه ملتها بیدار شوند و همه دولتها بیدار بشوند و خودشان را از این گرفتاری هایی كه دارند...نجات بدهند.»
در مجموع، علیرغم همه دشواریهایی كه برای برقراری روابط ایران انقلابی و جهان اسلام و تأثیرپذیری متقابل آن دو وجود دارد، ولی وجوه مشترك آن دو، بسیار بیشتر است.
ادامه مطلب
گفتار پیشین: بازتاب سیاسی انقلاب
ب) تأثیر فرهنگی :امور فرهنگی از آن جهت مهم هستند كه پایه و اساس امور سیاسی و حركت های سیاسی را فراهم میآورند. به دیگر سخن، امور فرهنگی زمینهساز امور سیاسیاند؛ به همین دلیل، رنگ وبوی سیاسی به خود میگیرند و در مقوله سیاسی، شایستگی مطرح شدن را مییابند. از این رو، در این بخش، صرفا چند مقوله فرهنگی بازگشت به ارزش های مبارزه اسلامی، پیروی شعائر و شعارهای انقلابی ایران و... را مطرح میكنیم. البته ذكر این چند مورد به معنای آن نیست كه سایر امور فرهنگی بی اهمیت است.
انقلاب اسلامی ایران ارزش های فرهنگی نوینی را در مبارزه سیاسی جنبشهای اسلامی مطرح كرد. یكی از این ارزش ها، گرایش به جهاد است. جنبشهای اسلامی پس از انقلاب اسلامی ایران، جهاد، شهادت و ایثار جان را به عنوان اصول اساسی پذیرفتهاند.
انقلاب اسلامی ایران ارزش های فرهنگی نوینی را در مبارزه سیاسی جنبشهای اسلامی مطرح كرد. یكی از این ارزشها، گرایش به جهاد است. جنبشهای اسلامی پس از انقلاب اسلامی ایران، جهاد، شهادت و ایثار جان را به عنوان اصول اساسی پذیرفتهاند. به بیان دیگر، اصولی چون جهاد، شهادت و فداكاری كه سمبل حركت های انقلابی شیعیان و شعار انقلاب اسلامی بود، به عنوان اصول اساسی مبارزه پذیرفته و به صورت تكلیف و فریضه دینی جلوهگر شد. سخنگوی جنبش جهاد اسلامی فلسطین در دیدار با امام رحمهالله و در خطاب به ایشان گفت:
«با ظهور انقلاب شما، ملت مسلمان و بزرگ ما فهمید كه راهش، راه جهاد و مبارزه است.»
شیخ اسعد تمیمی یكی از رهبران فلسطینی در این باره گفت:
«تا زمان انقلاب ایران، اسلام از عرصه نبرد غایب بود، حتی در عرصه واژگان؛ مثلاً به جای جهاد از كلماتی چون نضال و كفاح استفاده میشد.»
البته جنبشهای سیاسی اسلامی معاصر، این كلمات را به شكلهای مختلفی چون عملیات شهادت طلبانه(مثل فلسطین)و یا مبارزه مسلحانه و جنگ(مانند افغانستان) به كار گرفتهاند.
مردمی بودن كه یكی از ویژگی های انقلاب اسلامی ایران است، در جنبشهای سیاسی اسلامی راه یافته است. به عبارت دیگر، این جنبشها دریافتهاند كه اسلام توانایی بسیج تودههای مردم را دارد. بر این اساس، آنها از اتكا به قشر روشنفكر به سوی اتكا به مردم گرایش یافتهاند و در نتیجه پایگاه مردمی خود را گسترش دادهاند؛ مثلاً هسته اصلی مبارزه در فلسطین را روحانیون، دانشجویان، جوانان و نوجوانان تشكیل میدهند. به هر روی، پس از انقلاب اسلامی ایران، جنبشها مبارزات خود را به صورت مردمی پی میگیرند. به عقیده دكتر حسن الترابی رهبر جبهه اسلامی سودان، انقلاب اسلامی، اندیشه كار مردمی و استفاده از تودههای مردم را به عنوان هدیهای گرانبها، به تجارب دعوت اسلامی در جهان اسلام عطا كرد. گرایش به اندیشه كار مردمی، جنبشهای اسلامی را به سوی وحدتطلبی مذهبی و قومی سوق داد؛ به عنوان مثال، یكی از مواد بیانیه شش مادهای مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، بر وحدت اسلامی تكیه دارد. در مجموع، این امر، جنبشهای اسلامی سیاسی را از اختلاف و تفرقه دور ساخته و آنها را از تشكیلات قویتر، امكانات وسیعتر، حمایت گستردهتر و پایداری بیشتر برخوردار ساخت.
شكل دیگر تأثیرات انقلاب اسلامی ایران بر جنبشهای سیاسی اسلامی معاصر، به تقلید شعارهای انقلاب اسلامی از سوی جنبشگران مسلمان بر میگردد؛ مثلاً، در سال 1358، شیعیان احساء در عربستان سعودی، برای نخستین بار مراسم زیارت عاشورا را در ملأ عام بر پا كردند. شعار مردم مسلمان معترض تركیه، قبل از كودتای 1359 آن كشور، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود. شهروندان كابل برفراز بام منازل خود فریاد اللهاكبر سر میدادند، در پلاكاردهای مسلمانان مصر شعار لاشرقیه و لاغربیه دیده شده است. مردم كشمیر در راهپیمایی دویست هزار نفری 1369 شعار اللهاكبر و خمینی رهبر را مطرح كردند. جهاد اسلامی فلسطین بر آن است كه فلسطینیها همان شعارهایی را سر میدهند كه انقلاب اسلامی منادی آن بود. آنها فریاد میزنند: لاالهالاالله، اللهاكبر، پیروزی از آن اسلام است. در واقع، آنها شعارهای قومگرایی و الحادی را به یك سو انداختند و شعارهای انقلاب اسلامی را برگزیدند. در سال های 1369تا1379 در خیابان های كیپ تاون آفریقای جنوبی ندای الله اكبر، بسیار شنیده شد. این، یادآور و مؤید این كلام رهبری انقلاب است كه فریاد اللهاكبر مردم الجزایر بر پشت بام ها درس گرفته از ملت انقلابی ایران است.
جنبش سیاسی اسلامی معاصر به تأثیر از انقلاب اسلامی ایران از مسجد سرچشمه میگیرد و به مسجد و اماكن مقدسه ختم میشود. حتی دانشجویان انقلابی، حركت های ضد دولتی خود را از مسجد دانشگاهها سامان میدهند. بدینسان، مساجد رونق تازهای یافتهاند و مرتب بر ساخت مساجد تازه افزوده میگردد؛ به عنوان مثال، تعداد مساجد ساخته شده در فلسطین طی سال های 1378 و 1379سه برابر سال های قبل از آن بود. همچنین برنامههای مساجد افزایش یافته، گفتگوهای سیاسی در مساجد زیاد شده، گرایش به مسجد و نمازهای جمعه و جماعت فزونی گرفته و مساجد بیش از گذشته به مركز مخالفت های ضد دولتی تبدیل گردیده است. هستههای اصلی مبارزه از درون مساجد و با فكر و اندیشه اسلامی شروع و گسترش یافت و مبارزات به شكلی مردمی و همهجانبه درآمد. به همین دلیل، دومین مرحله انتفاضه كه در ماههای پایانی 1379 شكل گرفت، به انتفاضةالاقصی معروف است، قبل از آن نیز، به انتفاضه، انقلاب مساجد میگفتند. شاید به این علت، امام جماعت مسجدالاقصی میگوید مسجد به صورت منبع الهام، ثبات و پیوستگی مبارزان فلسطینی علیه اشغالگران درآمده است.
از دیگر مظاهر انقلاب اسلامی ایران كه در پیروان جنبشهای سیاسی اسلامی معاصر دیده میشود، حجاب است. با پیروزی انقلاب اسلامی، گرایش به حجاب اسلامی در اقصی نقاط جهان اسلام فزونی گرفت. حتی در برخی از كشورهای اسلامی چون لبنان و الجزایر، چادر كه سمبل حجاب ایرانی است، مورد استفاده قرار گرفت. در تركیه، علی رغم مخالفت های دولتی، رعایت حجاب رو به گسترش است. زنان فلسطینی گرایش بیشتری به حجاب پیدا كردهاند، در كنار آن، گرایش به نماز بیشتر شده، انتشار مجلات و نشریات اسلامی افزایش یافته و مشروب فروشی ها و مراكز فساد و فحشا مورد حملات زیادی قرار میگیرند. حجاب اسلامی، حتی تا دل اروپا هم نفوذ كرده است، به گونهای كه گرایش به حجاب در مدارس فرانسه و مخالفت مكرر دولت این كشور با حجاب، پدیدهای به نام جنگ روسری را پدید آورده و اینك، به منع استفاده از حجاب در مدارس و ادارات عمومی و دولتی فرانسه انجامید
یكی دیگر از آثار فرهنگی انقلاب اسلامی ایران بر حركت های اسلامی و سیاسی معاصر، تظاهرات به سبك ایران است كه در برخی از كشورهای اسلامی اتفاق افتاد؛ مثلاً، مردم شهرهای عراق، چون نجف و كربلا در تأیید انقلاب اسلامی ایران و به تأسی از آن، در روز 23 بهمن 1357، تظاهراتی شبیه به ایران برپا نمودند. در پی آن، تظاهراتی به شكل ایران در شهرهای كاظمین، الثوره، بغداد و دیاله به رهبری آیتالله محمد باقر صدر برقرار شد. حتی در آغاز انتفاضه جدید مردم عراق؛ یعنی در 1370، آنها همانند تظاهرات كنندگان ایرانی مخالف شاه در سالهای 1356 و 1357، شهر حلبچه را به خمینی شهر نامگذاری كردند و كنترل شهرها را به دست گرفتند. شیعیان عربستان سعودی اندكی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در شهرهای قطیف، صفرا، اباقیق، خنجی و شیهات دست به تظاهرات زدند. تظاهرات مشابهی در سال 1357 در شهرهای قونیه، یوزكات و كوجائیلی تركیه صورت گرفت. این روند، كم و بیش در سالهای بعد نیز ادامه یافت.
شعارنویسی به شیوه مبارزان انقلابی ایران مورد توجه جنبشگران مسلمان است. به عنوان مثال، مردم مصر در مخالفت با رژیم مبارك، شعارهای لاالهالاالله، محمد رسول الله(ص) و آیات قرآن را بر روی شیشه اتومبیل مینویسند. در نجف، شعارهایی از قبیل «بله به اسلام» و «نه به عفلق» بر روی دیوارها نوشته میشد. در انتفاضه 15 شعبان 1370 عراق، شعار «النجدی یا ایران» به چشم میخورد. علاوه بر آن، اعلامیهها، سخنرانی ها و پوسترها به شكل مشابه آنچه در ایران اتفاق افتاد، در كشورهای اسلامی چاپ و انتشار مییابد. هنوز در منطقه شیعه نشین بیروت؛ یعنی ضاحیه، شعارهای انقلاب اسلامی و تصاویر رهبری آن وجود دارد.
ادامه مطلب
بزک نشدنی، سلسله گزارش های فساد پهلوی ها (2)
از جمله فسادهای چشمگیر رژیم پهلوی قاچاق مواد مخدر در سراسر جهان بوده است بطوری که سران این رژیم از چهره های درجه یک مافیای بین المللی مواد مخدر در جهان شناخته می شدند
این در حالی بود که هر از چندگاهی دستگاه های تبلیغاتی پهلوی با تبلیغات گسترده و کنفرانس های فراوان علیه قاچاق مواد مخدر و دستگیری عده ای قاچاقچی خرده پا، ژست مبارزه با مواد مخدر را به خود می گرفتند اما در عمل خود از بزرگان قاچاق مواد مخدر بودند.
ساواک: فرانسه والاحضرت اشرف را به خاطر قاچاق مواد مخدر ممنوع الورود کرده است!
در اسفند 1337 در سندی از ساواک در خصوص بازتاب قاچاق مواد مخدر در نشریات خارجی چنین آمده است:
«در محافل مطلع مطبوعاتی تهران شایع است كه شمارههای اخیر مجله تایم كه به ایران ارسال شده تماماً از طرف سازمان اطلاعات و امنیت كشور سانسور و دو صفحه وسط آن بریده شده است..گفته میشود مندرجات این دو صفحه كه توسط یك مخبر آمریكایی تهیه شده بود مربوط به قاچاق مواد مخدره و باند قاچاقچیان هروئین و كوكائین در ایران بوده و والاحضرت اشرف پهلوی و اعلیحضرت همایون شاهنشاه و علیاحضرت ملكه مادر به ترتیب از گردانندگان باند فروشندگان مواد مذكور در خاورمیانه و ایران معرفی شدهاند.
ادامه مطلب
بزک نشدنی، سلسله گزارش های فساد پهلوی ها (1)
رویدادها و حوادثی که در گذر زمان رخ می دهد و پس از چندی به مسئله ای به نام «تاریخ» تبدیل می شود، اگر همراه با روشنگری وبازکاوی هوشمندانه نباشد، گردی به نام «تحریف» بر تارک تاریخ می نشاند که نه تاریخ که «شبح تاریخ» نام دارد و در واقع «دستکاری در تاریخ» و «قلب حقیقت به نفع واقعیت!» خواهد بود.
اگر چه فساد و تباهی رژیم پهلوی بر کسی پوشیده نیست اما سالهاست مخالفین مردم و نظام سعی در تحریف تاریخ و فراموشی حافظه تاریخی ملت به نفع خود را دارند.
در همین راستا مقام معظم رهبری در 17 دی 1393 فرمودند: «آنها می خواهند حقایق انقلاب تحریف بشود، به دست فراموشى سپرده بشود؛ پول خرج میکنند، کار دارند میکنند. کسى که آشنا باشد، آگاه باشد با دنیاى کتاب و مطبوعات و مقاله می بیند که دشمنان چهکار دارند می کنند؛ امروز اینها سعى می کنند چهرهى خاندان خبیث و منحوس پهلوى را - رژیم فاسد و وابسته و خبیث و ظالم که کشور ما را سالهاى متمادى به عقب انداختند و ملّت ایران را آنجور دچار مشکلات عظیم کردند - بَزک کنند، آرایش کنند امروز سعى مىشود [توسّط ]همان جبههى مقابل نظام اسلامى. پشتیبانها همان کسانى هستند که با اصل انقلاب مخالف بودند، با مردمى که انقلاب کردند مخالف بودند، با وفادارى این مردم به انقلاب بشدّت مخالفند. تا کنون موفّق نشدند؛ امید بسته بودند بلکه بتوانند نسل دوّم و سوّم انقلاب را روىگردان کنند، نتوانستند. نسل سوم انقلاب را نتوانستند از انقلاب روى گردان کنند.»
لذا رجا نیوز در سلسله گزارش هایی با عنوان «بزک نشدنی» ضمن بازخوانی اسناد فساد گسترده خاندان پهلوی و دربار شاهنشاهی در عرصه های مختلف، تنها بخشی از جنایات و مفاسد این رژیم در موضوعات مختلف از جمله فساد مالی، فساد جنسی، وادادگی به غرب، فساد های سیاسی درون حاکمیت، شرط بندی و قمار، اعتیاد و قاچاق مواد مخدر، تاثیر بهائیت بر رژیم پهلوی و نقش پر رنگ رژیم صهیونیستی بر پهلوی ها را بازخوانی می کند.
هم چنین سعی شده در این گزارش ها از اسناد بجا مانده از ساواک، دربار شاهنشاهی، نخست وزیری شاهنشاهی و دیگر سازمان های رسمی نظام شاهنشاهی آن زمان استفاده گردد تا کمترین شبهه و اشکالی نسبت به روایات تاریخی مورد اشاره وارد نباشد.
در ادامه در نخستین سلسله از این گزارش ها اسناد و روایات تاریخی مرتبط با گوشه ای از فساد جنسی شاه و دربار را مشاهده می فرمایید:
ادامه مطلب
به گزارش خبرگزاری تسنیم، یکى از پلیدترین توطئه هاى دشمنان اسلام در تاریخ معاصر، توطئه کشف حجاب است. رضا خان که با طرح کودتاى سوم اسفند 1299 و با حمایت و هدایت انگلیسى ها بر سر کار آمد، درصدد اجراى تز اسلام زدایى و جایگزینى ارزش هاى لیبرالیستى در جامعه بود. از مهم ترین جلوه هاى این طرح، پدیده کشف حجاب بود.
جهت آماده ساختن زمینه کشف حجاب، مجلس، در ششم دى ماه 1307 قانون متحدالشکل نمودن البسه را تصویب کرد که بر اساس آن، پوشیدن کت و شلوار و کراوات و کلاه فرنگى براى مردان الزامى شد. تلاش هاى رضا خان باعث شد تا عده اى از زنان غرب زده، به ویژه زنان دربارى و دولتمردان، به صورت بى حجاب یا بدحجاب، در مجامع و معابر عمومى ظاهر شوند و مردم نیز تحت تأثیر اختناق و ظلم رضاخانى، حساسیت لازم را از خود نشان ندادند.
در سال 1313 رضا خان عازم ترکیه شد و با مشاهده تغییراتى که رژیم لائیک ترکیه به رهبرى مصطفى کمال آتاتورک در جهت غربى کردن جامعه مسلمان ترکیه اجرا کرده بود، تحت تأثیر قرار گرفته و شدیدتر از گذشته در راستاى اسلام زدایى و به ویژه حجاب زدایى گام برداشت. در بهمن 1313، در افتتاح دانشگاه تهران، به دختران دستور دادند که بدون حجاب به تحصیل مشغول شوند. اقدامات رضاخان در این جهت، واکنش و مخالفت هاى زیادى از سوى مردم به رهبرى روحانیت را باعث شد که ازجمله مهم ترین آن ها مى توان به سرکوب قیام مسجد گوهرشاد و کشتار مردم مظلوم اشاره کرد.
حدود شش ماه پس از فاجعه مسجد گوهرشاد، رضا خان با بى اعتنایى به علما و مردم، در روز 17 دى 1314 در جشن فارغ التحصیلى دانشسراى مقدماتى دختران در تهران، قانون کشف حجاب زنان را به طور آشکار و رسمى اعلام کرد و خود به اتفاق همسر و دخترانش که بدون حجاب بودند، در این جشن که به ابتکار على اصغر حکمت، وزیر معارف و فراموسونر معروف تشکیل گردید، شرکت و سخنرانى کرد و دوره اى سیاه براى زنان ایران در تاریخ شروع شد. ماموران رضاخان در اجراى این قانون، شب و روز در کوچه ها و خیابان ها گشت مى زدند و هرجا زن با حجابى را مى یافتند، با خشونت چادر و روسری اش را برمى داشتند و مردها را مجبور مى کردند تا زن هایشان را سر برهنه به خیابان ها و مجالس ببرند.
رضاخان به عنوان مامور انگلیس هیچگاه نتوانست با زور و اجبار حجاب را از سر زنان عفیفه ایرانى بردارد اما این خواست دشمن با سقوط رژیم پهلوى متوقف نشد و در دوران پس از انقلاب اسلامى نیز با ابزارهاى دیگر که مهم ترین آن ابزار رسانه است دنبال شده که در این نوشتار به بخش هایى از آن اشاره مى کنیم.
کودتاى سوم اسفند 1299 سرآغاز یک دوره سیاسى خاص همراه با تحولات اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و سیاسى در ایران بود. اساس این تحولات تثبیت نظام سیاسى، ترویج ناسیونالیسم باستان گرایانه افراطى با تأکید بر اصالت و اهمیت نژاد آریایى و تجددطلبى به شیوه اروپایى بود. تجددطلبى، با بهره گیرى از الگوهاى اروپایى، مهم ترین رکن پیشرفت اجتماعى محسوب مى شد. انتخاب شیوه زندگى به روش اروپایى از دوران قاجاریه آغاز شده بود لیکن در دوران پهلوى به صورت یک دستورالعمل حکومتى براى دگرگونى زندگى ایرانى دیکته شد.
به طور کلى سیاست هاى فرهنگى پهلوى در چند مرحله شکل گرفت:
1) وضع قوانین غیرشرعى و تجدید سازمان عدلیه
2) ایجاد سازمان هاى آموزشى به شیوه نوین
3) متحدالشکل کردن لباس و رواج پوشاک اروپایى
به منظور تغییر فرم لباس، کشف حجاب زنان و تغییر پوشش مردان از همان آغاز سلطنت رضاشاه جزو دستور کار حکومت قرار گرفت. این طرح تنها مخصوص کشور ایران نبود، بلکه به طور هم زمان در سه کشور ترکیه، افغانستان و ایران اجرا شد. به همین دلیل علاوه بر برنامه هایى که در داخل کشور انجام مى شد، حرکت هایى نیز خارج از مرزهاى ایران صورت مى پذیرفت تا روند کشف حجاب و تغییر لباس را تسریع بخشد.
نخستین حرکت ها، توسط نویسندگان وابسته در مطبوعات و کتاب ها برداشته شد. مقالات و دست نوشته ها تحت این عنوان که تجددمآبى مانعى در مقابل دین نیست و شیوه نوین زندگى گامى در جهت آزادسازى زنان و رهایى نیروهاى تولید است، قلم زدند.
علاوه بر این برنامه هایى مانند تئاترهاى نمایشى، فیلم، برگزارى جشن ها و سخنرانى ها تهیه و اجرا شد. زمینه سازى هاى مذکور با توجه به ریشه هاى عمیق مذهبى در جامعه ایرانى بود. با وجود تمام توجیهاتى که در این زمینه انجام مى شد، حساسیت فوق العاده مردم در طبقات مختلف اجتماع سبب شد این حرکت بسیار کند صورت پذیرد.
ادامه مطلب
- آسیب وچالش های انقلاب
- دانستنی هایی درباره انقلاب
- وقایع پیروزی انقلاب
- دستاوردهای انقلاب
- دهه فجر در کلام ولایت
- معرفی کتاب
- پرسش وپاسخ درباره انقلاب
- آلبوم تصاویر انقلاب
- نمادهای انقلابی
- انقلاب اسلامی ونهضت بیداری اسلامی
- مطالب تولیدی خودم
- اشعار فجر
- مقالاتی پیرامون دهه فجر
- کلیپ های دهه فجر
- احادیث فجر
- عاقبت پهلوی
- کل بازديد : 79008
- تاريخ ايجاد وبلاگ: دوشنبه 21 بهمن 1392
- تعداد کل نظرات : 0
- تعداد کل پست ها : 176
- آخرين بروز رساني : دوشنبه 9 آذر 1394
![]() فلكه در ساختمان كميته مشترك، اتاقهاي بازجويي از همه طرف به يك حصار استوانه منتهي مي شد، كه با ميله هاي آهني مشبك، اتاقها را از فضاي رو به حياط جدا مي كرد، كه زنداني را به آن ميله ها مي بستند يا براي اينكه ورم كف پاها بخوابد و زنداني تحمل شلاق دوباره را داشته باشد، در آن فضا مي دواندند. هرگاه زنداني از حركت مي ايستاد بازجوها با زدن كابل به سر و روي زنداني، وي را وادار به حركت مي كردند.به اين دايره اطراف اتاقهاي بازجويي، اصطلاحا فلكه مي گفتند. ![]()
|



















