غسل های مستحب
644 غسلهاى مستحب در شرع مقدس اسلام بسيار است و از آن جمله است: 1- غسل جمعه، و وقت آن از اذان صبح است تا ظهر، و بهتر است نزديك ظهر بجاآورده شود. و اگر تا ظهر انجام ندهد بهتر است كه بدون نيت ادا و قضا تا عصر جمعه بجا آورد. و اگر در روز جمعه غسل نكند، مستحب است از صبح شنبه تا غروب قضاى آن را بجا آورد. و كسى كه مىترسد در روز جمعه آب پيدا نكند،مىتواند روز پنجشنبه غسل را انجام دهد، بلكه اگر در شب جمعه غسل را به اميد آنكه مطلوب خداوند عالم است بجا آورد صحيح است. و مستحب است انسان در موقع غسل جمعه بگويد: "اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و ان محمدا عبده و رسوله اللهم صل على محمد و آل محمد و اجعلنى من التوابين و اجعلنى من المتطهرين". 2- غسل شب اول ماه رمضان و تمام شبهاى طاق مثل شب سوم و پنجم و هفتم. ولى از شب بيست و يكم مستحب است همه شب غسل كند، و براى غسل شب اول و پانزدهم و هفدهم و نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم و بيست و پنجم و بيست و هفتم و بيست و نهم بيشتر سفارش شده است. و وقت غسل شبهاى ماه رمضان تمام شب است، و بهتر است مقارن غروب آفتاب بجا آورده شود، ولى از شب بيست و يكم تا آخر ماه بهتر است غسل را بين نماز مغرب و عشا بجا آورد. و نيز مستحب است در شب بيست و سوم غير از غسل اول شب، يك غسل هم در آخر شب انجام دهد. 3- غسل روز عيد فطر و عيد قربان، و وقت آن از اذان صبح است تا غروب، و بهتر است آن را پيش از نماز عيد بجا آورد. و اگر از ظهر تا غروب بجا آورد، احتياط واجب آن است كه بقصد رجاء انجام دهد. 4- غسل شب عيد فطر، و وقت آن از اول مغرب است تا اذان صبح، و بهتر است در اول شب بجا آورده شود. 5- غسل روز هشتم و نهم ذىالحجه، و در روز نهم بهتر است آن را نزديك ظهر بجا آورد. 6- غسل روز اول و پانزدهم و بيست و هفتم و آخر ماه رجب. 7- غسل روز عيد غدير، و بهتر است در وقت چاشت صدر نهار آن را انجام دهد. 8- غسل روز بيست و چهارم ذى الحجه. 9- غسل روز عيد نوروز و پانزدهم شعبان و نهم و هفدهم ربيع الاول و روز بيست و پنجم ذى قعده، ولى غسل روز پانزدهم شعبان و غسلهاى ديگرى كه تا آخر مساله ذكر شده را رجاءا انجام دهد. 10- غسل دادن بچهاى كه تازه بدنيا آمده. 11- غسل زنى كه براى غير شوهرش بوى خوش استعمال كرده است. 12- غسل كسى كه در حال مستى خوابيده. 13- غسل كسى كه جايى از بدنش را به بدن ميتى كه غسل دادهاند رسانده. 14- غسل كسى كه در موقع گرفتن خورشيد و ماه نماز آيات را عمدا نخوانده، در صورتى كه تمام ماه و خورشيد گرفته باشد. 15- غسل كسى كه براى تماشاى دار آويخته رفته و آنرا ديده باشد. ولى اگر اتفاقا يا از روى ناچارى نگاهش بيفتد، يا مثلا براى شهادت دادن رفته باشد، غسل مستحب نيست.
ادامه مطلب
احکام محتضر
533 مسلمانى را كه محتضر استيعنى در حال جان دادن مىباشد، مرد باشد يا زن، بزرگ باشد يا كوچك، بايد به پشت بخوابانند به طورى كه كف پاهايش به طرف قبله باشد. و اگر خواباندن او كاملا به اين طور ممكن نيست، بنابر احتياط واجب تا اندازهاى كه ممكن است، بايد به اين دستور عمل كنند. و چنانچه خواباندن او به هيچ قسم ممكن نباشد به قصد احتياط او را رو به قبله بنشانند. و اگر آن هم نشود، باز به قصد احتياط او را به پهلوى راستيا به پهلوى چپ، رو به قبله بخوابانند.
ادامه مطلب
غسل های واجب
غسلهاى واجب هفت است: اول: غسل جنابت. دوم: غسل حيض. سوم: غسل نفاس. چهارم: غسل استحاضه. پنجم: غسل مس ميت. ششم: غسل ميت. هفتم: غسلى كه به واسطه نذر و قسم و مانند اينها واجب مىشود.
ادامه مطلب
وضو
236 در وضو واجب است صورت و دستها را بشويند و جلوى سر و روى پاها را مسح كنند.
237 درازاى صورت را بايد از بالاى پيشانى - جايى كه موى سر بيرون مىآيد - تا آخر چانه شست، و پهناى آن به مقدارى كه بين انگشت وسط و شست قرار مىگيرد، بايد شسته شود، و اگر مختصرى از اين مقدار نشويد، وضو باطل است. و براى آنكه يقين كند اين مقدار كاملا شسته شده، بايد كمى اطراف آن را هم بشويد.
238 اگر صورت يا دست كسى كوچكتر يا بزرگتر از معمول مردم باشد، بايد ملاحظه كند كه مردمان معمولى تا كجاى صورت خود را مىشويند، او هم تا همان جا را بشويد. و اگر دست و صورتش هر دو بر خلاف معمول باشد، ولى با هم متناسب باشند، لازم نيست ملاحظه معمول را بكند، بلكه به دستورى كه در مساله پيش گفته شد،وضو بگيرد. و نيز اگر در پيشانى او مو روييده يا جلوى سرش مو ندارد، بايد بهاندازه معمول پيشانى را بشويد.
239 اگر احتمال دهد چرك يا چيز ديگرى در ابروها و گوشههاى چشم و لب او هست كه نمىگذارد آب به آنها برسد، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، بايدپيش از وضو وارسى كند كه اگر هست برطرف نمايد.
ادامه مطلب
احکام ظرفها
225 ظرفى كه از پوستسگ يا خوك يا مردار ساخته شده خوردن و آشاميدن از آن ظرف حرام است و نبايد آن ظرف را در وضو و غسل و كارهايى كه بايد با چيز پاك انجام داد، استعمال كنند. بلكه احتياط واجب آن است كه چرم سگ و خوك و مردار را اگر چه ظرف هم نباشد، استعمال نكنند.
226 خوردن و آشاميدن از ظرف طلا و نقره و استعمال آنها حرام است. ولى استعمال آنها در زينت اتاق حرام نيست. و نگاه داشتن نيز حرام نمىباشد.
227 ساختن ظرف طلا و نقره و مزدى كه براى آن مىگيرند، حرام نيست.
228 خريد و فروش ظرف طلا و نقره و پول عوضى هم كه فروشنده مىگيرد، حرام نيست.
229 گيره استكان كه از طلا يا نقره مىسازند اگر بعد از برداشتن استكان،ظرف به آن گفته شود، استعمال آن چه به تنهايى و چه با استكان حرام است. واگر ظرف به آن گفته نشود، استعمال آن مانعى ندارد.
230 استعمال ظرفى كه روى آن را آب طلا يا آب نقره دادهاند، اشكال ندارد.
231 اگر فلزى را با طلا يا نقره مخلوط كنند و ظرف بسازند، چنانچه مقدار آن فلز به قدرى زياد باشد كه ظرف طلا يا نقره به آن ظرف نگويند، استعمال آن مانعى ندارد.
232 اگر انسان غذايى را كه در ظرف طلا يا نقره است در ظرف ديگر بريزد، اين استعمال جايز است. ولى اگر بخواهد از ظرف دوم غذا بخورد و خالى كردن ظرف براى آن نباشد كه غذا خوردن از ظرف طلا يا نقره جايز نيست، اين استعمال حرام مىباشد.
233 استعمال بادگير قليان و غلاف شمشير و كارد و قاب قرآن، اگر از طلا يا نقره باشد، اشكال ندارد. و همچنين عطردان و سرمهدان و مثل اينها.
234 استعمال ظرف طلا يا نقره در حال ناچارى اشكال ندارد، استعمال كرد، بلكه گاهى واجب است.
235 استعمال ظرفى كه معلوم نيست از طلا يا نقره استيا از چيز ديگر، اشكال ندارد.
ادامه مطلب
مطهرات
148 ده چيز، نجاست را پاك مىكند و آنها را مطهرات گويند: اول: آب.دوم: زمين. سوم:آفتاب. چهارم: استحاله. پنجم: انتقال. ششم: اسلام. هفتم: تبعيت. هشتم: برطرف شدن عين نجاست. نهم: استبراء حيوان نجاستخوار. دهم: غايب شدن مسلمان. و احكام اينها بطور تفصيل در مسايل آينده گفته مىشود.
ادامه مطلب
نجاسات
83 نجاسات يازده چيز است: اول: بول. دوم: غائط. سوم منى. چهارم: مردار.پنجم: خون. ششم و هفتم: سگ و خوك. هشتم: كافر. نهم: شراب. دهم: فقاع. يازدهم عرق شتر نجاستخوار.
ادامه مطلب
احکام طهارت
آب مطلق و مضاف
15 آب يا مطلق استيا مضاف: آب مضاف آبى است كه آن را از چيزى بگيرند،مثل آب هندوانه و گلاب، يا با چيزى مخلوط باشد، مثل آبى كه به قدرى با گل و مانند آن مخلوط شود كه ديگر به آن آب نگويند. و غير اينها آب مطلق است و آن بر پنج قسم است: اول: آب كر. دوم: آب قليل. سوم: آب جارى. چهارم: آب باران.پنجم: آب چاه.
ادامه مطلب
تقلید
توضيح المسائل حضرت امام خمينى (قدس سره الشريف)
بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين، و الصلاة و السلام على خير خلقه محمد و آله الطاهرين ، و لعنة الله على اعدائهم اجمعين الى يوم الدين
ادامه مطلب
نماز
نماز (واژهای فارسی و معادل کلمه عربی «صَلاة») عملی عبادی است که پنج بار در اوقات معینی از شبانه روز واجب است. در این عبادت، نمازگزار رو به قبله میایستد و ذکرهای ویژهای را خوانده و اعمال ویژهای مانند رکوع و سجده را به جا میآورد. نماز به دو شکل فردی (فُرادا) و جماعت خوانده میشود.
ادامه مطلب
امام رضا علیه السلام
(امام رضا معروف به علی بن موسی بن جعفر
۱۴۸–۲۰۳ق) هشتمین امام شیعه اثناعشری. امام رضا ۲۰ سال امامت را بر عهده داشت. مأمون عباسی او را به اجبار به خراسان آورد و به اکراه، ولیعهد خویش کرد. آن حضرت در طوس به دست مأمون شهادت رسید.
حرم او در مشهد زیارتگاه مسلمانان است. جلسات مناظره حضرت که مأمون عباسی میان وی و بزرگان دیگر ادیان و مذاهب تشکیل میداد، معروف است.
ادامه مطلب
شیخ فضل الله نوری که بود و چرا اعدام شد؟
شیخ فضلالله نوری، پسر ملاعباس نوری مازندرانی معروف به شیخ فضلالله یا حاجی شیخ نوری از روحانیون متنفذ شیعه و منتقدین حکومت مشروطه ایران بود. وی در ماه ذیحجه سال ۱۲۵۸ هجری قمری در تهران به دنیا آمد. دروس مقدماتی را در همین شهر خواند و سپس برای ادامه تحصیلات عازم عتبات گردید. وی از درس شیخ راضی نجفی استفاده برد و سپس به همراه داییاش ـ محدث نوریـ و در ۱۲۹۲ق به سامرا رفت و چند سال از درس میرزای شیرازی استفاده کرد، تقریرات او را نوشت و از شاگردان بارز میرزا به شمار میرفت.
شیخ فضلالله پس از تحصیل علوم دینی به سال ۱۳۰۰ هجری قمری به تهران بازگشت و به تدریس پرداخت. وی در سال ۱۳۰۹ در جریان جنبش تنباکو به رهبری میرزای شیرازی نیز مشارکت داشت. پس از درگذشت میرزای شیرازی و احتمال مرجعیت وی و میرزا حسن آشتیانی، شبنامههایی در ذیقعده ۱۳۱۲ قمری علیه وی پخش شد. با این حال طبق پیشبینی دوست و دشمن، شیخ فضلالله پس از درگذشت میرزای آشتیانی عالم و مجتهد اول تهران شد.

ادامه مطلب
صحیفه سجادیه:دعاي (21)- دعاي آن حضرت به وقت رويدادهاي اندوه بار
(21) وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام اِذا حَزَنَهُ اَمرٌ وَ اَهَمَّتْهُ الْخَطايا
« چون برنامهاى او را اندوهگين مىساخت »
اَللَّهُمَّ يا كافِىَ الْفَرْدِ الضَّعيفِ، وَ واقِىَ الْاَمْرِ الْمَخُوفِ،
الهى اى كفايت كننده تنهاى ناتوان، و اى نگهبان از حادثه ترسناك،
اَفردَتني الخَطايا فَلاصاحبَ مَعي, وَ ضَعفت عَن غَضَبکٍَ
خطاها مرا به تنهايى كشانده و يار و ياورى با من نيست، و از تحمل خشمت ناتوان شدهام و
فَلا مُؤَيِّدَ لى، وَاَشْرَفْتُ عَلى خَوْفِ لِقآئِكَ فَلا مُسَكِّنَ
پشتيبانى ندارم، و در معرض ترس لقاى توام و براى ترسم آرامبخشى
لِرَوْعَتى، وَ مَنْ يُؤْمِنُنى مِنْكَ وَ اَنْتَ اَخَفْتَنى؟ وَ مَنْ يُساعِدُنى
نيست، اگر بيمم دهى چه كسى مرا ايمنى دهد؟ و اگر تنهايم گذارى كيست
وَ اَنْتَ اَفْرَدْتَنى؟ وَ مَنْ يُقَوّينى وَ اَنْتَ اَضْعَفْتَنى؟ لايُجيرُ،
كه مرا يارى دهد؟ و اگر ناتوانم سازى چه كسى توانم دهد؟
يااِلهى، اِلاّ رَبٌّ عَلى مَرْبُوبٍ، وَ لايُؤْمِنُ اِلاّ غالِبٌ عَلى
الهى، پرورده را جز پروردگار پناه ندهد، و مغلوب را جز غالب
مَغْلُوبٍ، وَ لايُعينُ اِلاّ طالبٌ عَلى مَطْلُوبٍ، وَ بِيَدِكَ يا
امان نبخشد، و مطلوب را جز طالب يارى نكند، و اى
ادامه مطلب
نهج البلاغه:خطبه (21)- خطبه در توجه به قيامت
از خطبه هاى آن حضرت است
در توجه به قيامت
فَاِنَّ الْغايَةَ اَمامَكُمْ، وَ اِنَّ وَرَاءَكُمُ السّاعَةَ تَحْدُوكُمْ.
همانا آخرت پيش روى شماست، و مقدمات قيامت از پشت سرْ شما را مى راند.
تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا، فَاِنَّما يُنْتَظَرُ بِاَوَّلِكُمْ آخِرُكُمْ.
سبكبار شويد تا ملحق گرديد، كه رفتگان شما را بازداشته اند تا آخرين شما به آنها ملحق گردند.
] اَقُولُ: اِنَّ هذَا الْكَلامَ لَوْ وُزِنَ بَعْدَ كَلامِ اللّهِ سُبْحانَهُ وَ بَعْدَ كَلامِ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى
مى گويم: اين سخن را پس از كلام حق و گفتار پيامبر صلّى اللّه عليه وآله
اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِكُلِّ كَلام لَمالَ بِهِ راجِحاً، وَ بَرَّزَ عَلَيْهِ سابِقاً. فَاَمّا قَوْلُهُ عَلَيْهِ السَّلامُ:
با هر سخن ديگر بسنجند بر آن برترى دارد، و از آن پيشى مى گيرد. اين كه فرمود:
«تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا» فَما سُمِعَ كَلامٌ اَقَلُّ مِنْهُ مَسْمُوعاً، وَ لا اَكْثَرُ مَحْصُولاً، وَ ما اَبْعَدَ
«سبكبار شويد تا ملحق گرديد» سخنى از اين كوتاه تر و پرمعناتر شنيده نشده، چه جمله اى
غَوْرَها مِنْ كَلِمَة، وَ اَنْقَعَ نُطْفَتَها مِنْ حِكْمَة! وَ قَدْ نَبَّهْنا فى كِتابِ الْخَصائِصِ عَلى
عميق، و سرچشمه اى از معرفت و حكمت است! و ما در كتاب خصائص
عِظَمِ قَدْرِها وَ شَرَفِ جَوْهَرِها.[
عظمت و شرافت اين كلام را شرح داده ايم.
پایگاه اطلاع رسانی شیخ حسین انصاریان
ادامه مطلب
