آداب الصلوة 4

تنبيهٌ عرفانىٌ‏

شايد در تقديم «ربّ» و ذكر «رحمن» و «رحيم» پس از آن، و تأخير «مالك»، اشاره‏اى لطيفه باشد به كيفيّت سلوك انسانى از نشئه ملكيّه دنياويّه تا فناى كلّى يا تا مقام حضور نزد مالك الملوك. پس، سالك تا در مبادى سير است، در تحت تربيت تدريجى «ربّ العالمين» است، زيرا خود نيز از عالميان و سلوكش در تحت تصرّف زمان و تدريج است. و چون به قدم سلوك از عالم طبيعتِ متصرّم منسلخ شد، مرتبه اسماء محيطه كه به عالم- كه جنبه سوائيّت در او غالب است- فقط تعلّق ندارد در قلب او تجلّى كند؛ و چون اسم شريف «رحمن» را در بين اسماء محيطه مزيد اختصاصى است، آن مذكور گرديده. و چون «رحمن» ظهور رحمت و مرتبه بسط مطلق است، مقدّم شده بر «رحيم» كه به افق بطون نزديكتر است؛ پس، در سلوك عرفانى اول اسماء ظاهر تجلّى كند؛ پس از آن، اسماء باطنه، چون سير سالك من الكثرة الى‏ الوحدة مى‏باشد؛ تا منتهى مى‏شود به اسماء باطنه محضه كه اسم «مالك» از آنها است. پس، در تجلّى به مالكيّت، كثرات عالم غيب و شهادت مضمحل شود و فناى كلّى و حضور مطلق دست دهد. و چون از حجب كثرت به ظهور وحدت و سلطنت الهيّه تخلّص يافت و به مشاهده حضوريّه نائل گرديد، مخاطبه حضوريه كند و ايّاك نعبد گويد.

پس تمام دايره سير سايرين نيز در سوره شريفه مذكور است: از آخرين حجب عالم طبيعت تا رفع جميع حجب ظلمانيّه و نورانيّه و دست دادن حضور مطلق. و اين حضورْ قيامت كبراى سالك و قيام ساعت او است. و شايد در آيه شريفه فَصَعِقَ مَنْ فى السَّمواتِ وَ مَن في الْارضِ إلّا مَنْ شاءَ اللَّه «458» مقصود از «مستثنى» اين نوع از اهل سلوك باشد كه براى آنها قبل از نفخ صور كلّى، صعق و محو حاصل شده. و شايد يكى از محتملات فرمايش رسول خدا كه فرمودند: انَا وَ السّاعَةُ كَهاتَيْن «459»- و جمع فرمودند بين دو سبّابه شريفه خود- همين معنى باشد.


ادامه مطلب
[ شنبه 25 دی 1395  ] [ 10:12 AM ] [ غلامرضا اشرفی ]

آداب الصلوة 3

فصل چهارم‏

اكنون كه مراتب اخلاص و مقامات عبادات را تا اندازه‏اى دانستى، خود را مهيا كن براى تحصيل آن، كه علم بدون عمل را ارزشى نيست و بر عالم حجت تمامتر و مناقشه بيشتر است. افسوس كه ما از معارف الهيّه و از مقامات معنويّه اهل اللَّه و مدارج عاليه اصحاب قلوب بكلّى محروميم. يك طايفه از ما به كلّى مقامات را منكر و اهل آن را به خطا و باطل و عاطل دانند؛ و كسى كه ذكرى از آنها كند يا دعوتى به مقامات آنها نمايد، او را بافنده و دعوت او را شطح محسوب دارند. اين دسته از مردم را اميد نيست كه بتوان متنبّه به‏ نقص و عيب خويش كرد و از خواب گران بيدار نمود- انّكَ لا تَهْدى مَنْ احْبَبْتَ. «253» و ما انْتَ بمُسْمِعٍ مَنْ فى الْقُبُور.


ادامه مطلب
[ شنبه 25 دی 1395  ] [ 10:09 AM ] [ غلامرضا اشرفی ]

آداب الصلوة 2

فصل دوم در بعض آداب اباحه مكان است‏

سالك الى اللَّه چون مراتب مكان را به حسب مقامات و نشئات وجوديه خود فهميد، در آداب قلبيّه اباحه آنها بايد بكوشد تا نماز او از تصرّفات غاصبانه ابليس پليد خارج شود. پس، در مرتبه اولى به آداب صوريّه عبوديّت و بندگى قيام كند و وفا به عهود سابقه عالم ذرّ و يوم الميثاق بنمايد و دست‏

تصرّف ابليس را از ملك طبيعت خود دور كند تا با صاحب بيت مراوده و محابّه پيدا نمايد و تصرّفاتش در عالم طبيعت غاصبانه نباشد. بعضى از اهل ذوق گويد كه معنى آيه شريفه يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اوْفُوا بِالعُقُودِ احِلَّتْ لَكُمْ بَهيمَةُ الْانْعام. «170» به حسب باطن، آن است كه حلّيّت بهيمه انعام موقوف به وفاء به عهد ولايت است. و در احاديث شريفه وارد است كه جميع ارض از امام است و غير شيعيان غاصب آن هستند. «171» و اهل معرفت ولىّ امر را مالك جميع ممالك وجود و مدارج غيب و شهود دانند و تصرّف كسى را در آن بى‏اذن امام روا ندارند.


ادامه مطلب
[ شنبه 25 دی 1395  ] [ 10:08 AM ] [ غلامرضا اشرفی ]

آداب الصلوة 1

مقدمه

بسمه تعالى كتاب آداب الصلاة كه تاريخ ختم نگارش آن در تاريخ شنبه دوم ربيع الثانى 1361 ه. ق. (30 فروردين 1321 ه. ش) است، بيان تفصيلى آداب قلبى و اسرار معنوى نماز است. سه سال پيش از تأليف اين كتاب، در يكى از تصانيف گرانقدر حضرت امام (س) به نام سرّ الصّلاة همين معانى به طور موجز و به زبان خواص اهل عرفان به نگارش در آمده بود «1»، لكن آن حضرت به اين منظور كه عده بيشترى از مطالب آن كتاب فايده برند به تأليف كتاب حاضر به زبانى ساده‏تر پرداختند:

پيش از اين رساله‏اى فراهم آوردم كه به قدر ميسور از اسرار صلاة در آن گنجانيدم. و چون آن را با حال عامه تناسبى نيست، در نظر گرفتم كه سطرى از آداب قلبيه اين معراج روحانى را در سلك تحرير در آورم، شايد برادران ايمانى را از آن تذكرى و قلب قاسى خود را تأثرى حاصل آيد.

قبلًا مطاوى كتاب آداب الصلاة با توضيحات و تصرفات، با عنوان پرواز در ملكوت به چاپ رسيد، و پس از آن خود كتاب منتشر گرديد، اما چاپهاى قبلى به عللى، كه شايد يكى از آنها نداشتن نسخه خطى بوده است، به نحو مطلوب صورت نگرفت؛ از اين رو «مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى» با رعايت كمال دقت و امانتدارى، پس از بررسى نسخه بدلها و تطبيق با نسخه اصل كه در اختيار مؤسسه است، به چاپ و نشر اين اثر همت گماشت.

كتاب داراى دو مقدمه است كه حضرت امام در سال 1363 ه. ش نگاشته‏اند و در آنها اين اثر را به فرزند گراميشان، حضرت حجة الاسلام و المسلمين حاج سيد احمد خمينى و خانم فاطمه طباطبايى (همسر جناب حاج سيد احمد خمينى) اهدا فرموده‏اند. متن دستخط اين دو مقدمه نيز در اين كتاب چاپ شده است.

اين چاپ همراه با پاورقيها و توضيحاتى است كه در آنها منابع و مآخذ احاديث و اقوال ذكر گرديده و جملات عربى داخل متن ترجمه شده است؛ همه اين حواشى- بجز معدودى از آنها كه حضرت امام خود مرقوم فرموده‏اند و با علامت ستاره (*) مشخص شده- و همچنين فهارس مختلف اين كتاب توسط اين مؤسسه تهيه و تنظيم گرديده است.


ادامه مطلب
[ شنبه 25 دی 1395  ] [ 10:00 AM ] [ غلامرضا اشرفی ]