وقف پنجره ای رو به روشنایی
 
  وقف عشق ،وقف مردم بی کس
 

 

 نقش موقوفات در پایداری زندگی اجتماعی آمل
نقش موقوفات در پایداری زندگی اجتماعی آمل پس از آتش سوزی سال 1335 قمری در بازار آمل


 

نويسنده: دكتر شهرام يوسفي‌فر*
معصومه يدالله‌پور** 



 

نقش موقوفات در پایداری زندگی اجتماعی آمل

چكيده
اين مقاله بر آن است تا با مطالعة اسناد مربوط به آتش‌سوزي 1335 قمري- كه در شهر آمل رخ داد- مشخص گرداند ساختار فضايي اين شهر قبل از اين حادثة ناگوار به چه صورت بوده و موقوفات چه نقشي در پايداري زندگي اجتماعي در اين شهر، بعد از اين حادثة مهيب داشته‌ است. با توجه به اين‌كه بخش مهمي از شهر آمل- بازار- در آتش‌سوزي بزرگ 1335 قمري تبديل به خاکستر شد و اماکن مهم وقفي به همراه وقف‌نامه‌هاي آن از بين رفت بازنويسي اسناد مربوط به اين آتش‌سوزي امري ضروري به نظر مي‌رسد.
کليدواژه: بازار، آمل، بازار آمل ، موقوفات، رقبات، وقف‌نامه‌، اسناد، آتش‌سوزي 1335 قمري
مقدمه
شهر آمل از شهرهاي مهم استان مازندران است که در گذشته به دروازۀ طبرستان معروف بود. توانمندي اقتصاد تجاري و توليدي شهر سبب گرديد تا داد و ستد در آن رونق يافته و بازار شهر به عنوان مرکز فعاليت‌هاي اقتصادي و داد‌و‌ستدي از رشد کالبدي و اهميت‌ کارکردي بسياری برخوردار گردد. بازار آمل جزء بازار آمل به همراه عناصر كالبدي آن سرپوشيدۀ شمال کشور است که کارکردهاي خاص بازارهاي ايراني را دربرداشته است. از جمله عناصر کالبدي مهم شهر که در بازار ظاهر شده، عناصر اقتصادي (راسته، تيمچه، سرا و کاروانسرا) عناصر مذهبي(مساجد، تکايا و امام زاده) عناصر ارتباطي(دروازه، پل، ميدان و گذر) عناصر خدماتي(‌حمام، آب انبار، قهوه خانه و نانوايي) قابل ذکر است. 
سازمان فضایی شهر آمل در دورهُ ساسانی، شارستان، بازار، برج و بارو، دروازهُ شهر و سواد بود که به نظر می رسد بعد از اسلام نیز اسلام نیز تداوم یافت و مسجد جامع به ساخت شهر افزوده شد(3)
در عصر صفوی شهر آمل رونق یافت و اقدامات زیادی در جهت توسعهُ شهر انجام شد. اما در دورهُ قاجار چندان رشدی نداشت.
عصر روز شنبه يازدهم حمل سال 1335 ق، آتش‌سوزي مهيبي در شهر روي داد كه منشأ آن، يك دكان آهنگري بود. شدت باد، آتش را مشتعل و شروع به سوختن خانه و بازار مي‌كند. از 530 دكان واقع در بازار آمل 470 باب و اصل راستة بازار - كه در دو طرف پل هراز واقع بود- به طور كامل سوخت و از چهار هزار خانه، دكاكين و كاروانسرا، سيصد خانه باقي ماند و دويست هزار بار برنج و مقدار زيادي از آذوقة شهر از بين رفت. 
چهار مسجد از جمله مسجد جامع با يك مدرسه سوخت و اموال بسياري از تاجران و كسبه‌ها در اين آتش‌سوزي از بين رفت و از نفوس نيز جمعي از زن و مرد در آتش سوختند و ده هزار نفر آواره شدند. درواقع از شش دانگ آمل يك دانگ آن سالم ماند. 
به دنبال اين حادثه، مردم شهر آمل در تنگدستي بسياري به سر بردند تا جايي كه، برخي از طايفه‌هاي آمل، نامه‌هايي براي هيئت دولت نوشتند و خواستار كمك به حريق‌زدگان، به‌ويژه تاجران و پيشه‌وران شدند. به دستور احمد شاه قاجار در 24 جمادي‌الاولي، كميسيون اعانه‌اي براي استمداد از مردم كشور براي ياري رسانيدن به آسيب‌ديدگان آمل تشكيل شد. برآورد خسارات اولية اين آتش‌سوزي 189686 تومان بوده است.(4)
وزارت معارف و اوقاف از مدير‌ان مدارس دخترانه کشور دعوت كرد تا هر کدام، در حد امكان با تهيه نمودن نمونه‌هاي خوب و مرغوب از انواع دست‌رنج ، (دوزندگي و بافندگي) به‌عنوان کار مدارس دختران ، به وزارت معارف ارسال، تا در ايام نمايش‌هاي خيريه (که در عمارت بهارستان برگزار مي‌شد) به‌معرض فروش گذاشته شود و عايدات آن به‌عنوان اعانه، به مردم آمل تسليم کميسيون مخصوص شود.
اين حادثة بزرگ نه تنها سراسر ايران بلكه خارج از ايران را متأثر كرد. عده‌اي از تاجران در مدرسة اتحاد ايرانيان در بادکوبه، در تاریخ 3 رجب به منظور جمع آوری اعانه برای حریق¬زدگان حاضر شدند و مبلغ سه هزار و پانصد منات جمع آوری کردند و به کمیسیون اعانهُ حریق¬زدگان آمل تحویل دادند. کشور آذربایجان نیز در تاریخ 24 آگوست 1917 مبالغی را توسط بانک وولژسکی کامسکی به منظور اعانه برای حریق¬زدگان آمل به ایران تقدیم کرد.
تجارت‌خانة طومانيانس مبلغ 50 هزار منات براي اعانه به متضرران اين حريق فرستاد و آمادگي خود را با ترجمة روزنامة اچيق‌سوز و ارسال وجه اعانة ديگران به شهر آمل اعلام كرده بود.
زمان و منشأ دقيق اين حادثه به صورت‌ گوناگون گزارش شده‌است ازاين روي مي‌توان گفت: اساس حريق به طور دقيق مشخص نيست و علت گسترش آتش را شدت وزش باد دانست.

موقوفات و رقبات شهر آمل

قدمت و ويژگي‌هاي اجتماعي شهر آمل سبب شده‌است تا بسياري از مؤسسات دینی و اقتصادی شهر (بازار) وقف باشد. صورت واقفان، موقوفات، رقبات و موارد مصرف به شرح زیر است:
مساجد: مسجد جامع، مسجد آقاعباس، مسجد هاشمي(شاهاندشت محله)، مسجد حاج‌علي‌كوچك(پايين بازار)، مسجد سبزه‌ميدان ، مسجد امام‌حسن عسگري (ع) (پايين بازار) (مساجد محله يا محلات بازار)، مسجد ايرائي (ايرائي‌راسته)، مسجد صاحب‌الزمان (عج) (ايرائي‌راسته)، مسجد نياكي(نياكي‌محله) و مسجد حاجي گشتاسبي.
بازار مسجد جامع، در مجاورت بازار چهارسو و نوراسته ، 22/7/1387
تكايا: تكية مشائي(مشائي‌محله)،تكية آملي(پايين‌بازار)، تكية ميربزرگ(سبزه‌ميدان)(از تكاياي محلات بازار)، تكية آملي(چاكسر)، تكية ايرائي(ايرائي‌راسته)، تكيه نياكي(نياكي‌محله)، تكيه‌قادي(قادي‌ محله محدودة بازار)، تكية اسكي(خيابان فرهنگ)، تكية كاسمده(ليتكوه)، تكية گرچك نوايي(گرچك)، تكية قرية نوا(لاريجان)، تكية قرية درمه‌كلا(ليتكوه)، تكية زارنده(ليتكوه)، تكية هارون‌كلا(دشت‌سر) و تكية بهروستاقي‌ها(بهروستاق).
امام‌زاده¬ها: امام‌زاده قاسم، امام‌زاده ابراهيم و حيدر و امام‌زاده تقي (علیهم السلام)

بقعه: بي‌بي‌رقيه

حمام: حمام‌آقاعباس، حمام نياكي، حمام چاكسر و حمام لوط لاريجان

واقفان:

حاج اسماعيل آملي، حاج ... قلي و آقا محمد و غيره (اهالي پايين بازار)، اهالي محلة چاكسر، حاج‌علي ثاني و غيره (طايفة مشائي)، حاج‌علي ارباب(طايفة اسكي)، خيرالنساء و غيره( طايفة قادي) ، اسدالله ليتكوهي و محمد ...(طايفة ليتكوه)، ميرزا مهدي نوائي(طايفة گرچك)، حسينعلي و نرجس خاتون( طايفة نوايي)،ميرزا ديلارستاقي(طايفة درمه كلا)، آخوند ملامحمد( طايفة زارنده)، طايفة نياكي( منوچهر فرزانه و غيره) ، طايفة هارون‌كلا و طايفة بهروستاق،حاج ميرهدايت و سيد جليل و غيره( طايفة شاهاندشتي)، طايفة ايرائي،رضا صالحي، ابوالحسن ارباب و نائيج‌آباد، حاجي‌گشتاسب و غيره، آقاغلامرضا و غيره، شريعتمدار و غيره، آقاعباس و غيره ، حاج‌علي كوچك و... 

موقوفه:

دكاكين، اراضي(مزارع و مراتع)، خانه، حياط و قريه(هارون‌كلا، پولكيا‌ده ، اسپايي‌كلا و ‌موقوفات قرية كهنه‌دان)، محصولاتي چون مركبات حياط مسجد و...

موارد مصرف:

تعميرات و روشنايي،خادم، فرش طلاب، عزاداري(مساجد)، عزاداري و اطعام(تكايا)، عزاداري، تعميرات و روشنايي(امام‌زاده‌ها)، تعميرات حمام و عزاداري در تكيه(حمام‌ها) 

حیات مجدد موقوفات در آمل

بازار در گذشته مرکز شهر به شمار مي‌رفت و با توجه به اين‌كه مهم‌ترين رقبة شهر آمل به همراه بسياري از موقوفات در بازار آن قرار داشته در آتش‌سوزي سال 1335 قمري از بين رفت. ازين روي اسناد مربوط به اين آتش‌سوزي بزرگ مورد بازنويسي قرار گرفته تا مشخص گردد اين حادثة مهيب تا چه اندازه در دگرگوني ريخت شهر و بازار آن نقش داشته‌ و شهر بعد ازين آتش‌سوزي تا چه زماني دوران ركود را پشت‌سر گذاشت. و موقوفات چه نقشي در برپايي مجدد اين شهر داشته‌ است(5)
الف.بازنويسي رونوشت اخبار نامه و صورت موقوفات مسجد و مدرسة آقاعباس:
چون سنة ماضيه ]...[ سال 1335 اکثر از مساجد و ابنيه آمل طعمه حريق گرديد، به آنچه تاريخ نظيرش را نشان نداد، من جمله مسجد مرحوم آقاعباس طعمه حريق بدبخت شده، چون مسجد مزبور بلده طيبه آمل، يکي از بناي قديم به شمار مي‌رود و مختصر موقوفاني که متعلق به مسجد مزبور است، وقفنامجات در دست و موجود نيست، عليهذا محض رضاي اداره محترم اوقاف آمل، اين مختصر ترتيب داده شد که موقوفات مسجد مزبور، در ذيل درج شده، هم ادارة محترم اوقاف ثبت نمايد و نيز اينورقه به تمبر و مهر و امضاء اداره رسيده، در نزد متولي مسجد مسطور ضبط باشد که در هيچ عصر، کسي نتواند املاک موقوفة مزبور را طمع نمايند و يا ادعاي ملکيت نمايند و ]...[ به واسطه ترتيب فوق‌الذکر در هر عصر موقوفات مزبور حيف ]و[ ميل نخواهد شد و موقوفات از قرار ذيل است که هريک باسم توضيح داده ميشود.
نوسا ].......[ 3 سال سه تومان مي‌دهند ، 3 سال نيم سالي چهار تومان مي‌دهند، ندارد]...[ ندارد.
مستدعي است که دکان مسکوني کربلايي غلام آملي، واقع در پيش تکيه مشايي، دکان آقا ابوالحسن مرحوم حاج سيد غلامعلي نياکي، دکان مسکوني مشهديعلي متصل به مسجد مزبور، يکباب دکان سلماني متصل بدرب مسجد که فعلاً مخروبه ميباشد، يکباب دکان مسکوني استاد ابراهيم متصل به دکان سلماني مزبور، يکباب دکان مسکوني استاد عبدالعظيم واقع در چهار سوق، يکباب دکان مشهديعلي اصغر آهنگر، يکباب دکان مسکوني مشهدي علي اکبر امير دودانکي، يکباب]...[ ، مرتع کنک واقع در دهلارستاق يک تالار، خورتاب سرا واقع در دنيلارستاق يک تالار]...[ باج به متولي بدهند، مزرع و مرتع]...[ واقع]در[ پايين بلده آمل قريه قرق ششدانکي، مرتع واقع در کدوک في محل قشلاقي ]...[ موسوم است به وفقيات، قریه نوسا ]........ [3 سال سه تومان می¬دهند، 3 سال نیم سالی چهار تومان می¬¬دهند، مستدعی است که حضرات حجج اسلام و نوّاب امام - عليه‌السلام- ذيل اينورقه را مرقوم و مختوم فرمايند تا موقوفات مزبور، در هيچ عصر و قرن حيف و ميلي نشود. بتاريخ دويم شهر رجب‌المرجب 1336. توضيح آنکه موقوفات مندرجه در اينورقه، فعلا در تصرف وقف است و متولي فعلي مسجد مزبور، جناب مستطابي شيخ ابوالحسن پسر آخوند ملاعلي جان دنيلارستاقي لاريجاني است به تاريخ فوق.
]حاشية بالا وسط[: تاريخ 5 برج ثور 1336]...[ در دفتر اوقاف آمل ثبت شد. امين اوقاف آمل ]...[ ( ادارة اوقاف آمل]...[)
]حاشية بالا چپ[: بلي در وقف بودن املاک و دکاکين و به عمل کردن و متولي بودن جناب مستطاب ملا ابوالحسن، شبهه ندارد ( حسين ابن]...[)
]حاشية بالا چپ[: در وقف بودن املاک و دکاکين مسطور به متن و عمل کردن بوقف و متولي بودن ]...[ ملا ابوالحسن لاريجاني دهلارساني ضبط است ] مهر: [ ابوالحسن 
]حاشية حاشية بالا راست[: ثبت دفتر وقفنامجات آمل، عبدالحسين آسوري، محل مهر )اداره اوقاف آمل)، 1299، 7هـ.ش 
¬]حاشیهُ وسط راست[: مقابله، صحیح است. ]امضاء: ... [
]بالا چپ[: بلي اين از جمله معلومات بدانچه در ورقه درج شد، شبهه ندارد ( محمد باقر)
]حاشية پايين وسط[: سواد مطابق اصل است که اصل آن نزد اينجانب شيخ ابوالحسن دلارستانی ضبط است ]مهر: ...¬-[
]حاشية پايين چپ[: بسم الله الرحمن الرحيم 
کَوْنُ الْاَعْيان]...[ مَوْقُوفَةٌ عَليَ‌الْمَسْجِدِ الْمَزْبُورْ وَ کَوْنُ الجِناب شيخ ابوالحسن بِتَوْلِيَت لَهُ تَماماً بِدايَتها ثوب ]...[ و لا يفار تَمارين الرّيبْ و اَنَا الْاَحْقَر ( اللهم صلي علي محمد و آل محمد)
]حاشية پايين راست[: بسم اله تعالي، از ضروريات است که املاک ]...[ از موقوفات مسجد آقاعباس و مدارس است در بلدة آمل که فعلاً مخروبه ميباشد و در يد متولي مذکور ميباشد او شيخ ابوالحسن ابن آخوند ملا علي‌خان في عشر شهر رجب المرجب و انا الاحقر ]...[ محل مهر ( عبده احد). 
ب. اسناد استنساخ شده مربوط به آتش‌سوزي سال 1335 قمري
سند شماره 1:
]گزارش نصرالسلطان، حاکم آمل از جريان آتش‌سوزي شهر آمل و خسارات وارده به بازار اين شهر، مورخ 16 جمادي الثاني 1335 ق [
] نشان شير ، خورشيد و تاج[
حکومت مازندران
سواد: سواد رقعة نصر‌السلطان حاکم آمل
مورخه : 16 جمادي الثاني 1335
نمره 14
قصة پرغصة حريق آمل را به شرح مراسله حاجي مهدي‌خان سلطان، از بارفروش معروض و اين‌که محض تکميل استحضار خاطر مبارک به عرض مي‌رساند که ]...[ عصر روز شنبه يازدهم حمل، يک دکان آهنگري در آمل آتش گرفته]بود[ در موقعي که باد در کمال شدت مي‌وزيده، آتش مشتعل ]مي‌شود[ و از طرفي که باد بوده، شروع به سوختن خانه‌ها و بازار مي‌کند و به طوري باد آتش را دامان مي‌زده که از ابتداي حريق تا انتها ] ي آن[ دو ساعت و نيم طول کشيد و به هيچ وجه مهلت جلوگيري]ناخوانا[ نداد. آن‌چه مسلم است از پانصد و سي دکان و مغازه و غيره که در بازار آمل داير بود، چهارصد و هفتاد باب آن سوخته ]‌است[ و قريب پنجاه شصت دکان‌هاي محقر که در سر محلات آن قسمت شهر- که سوخته و عقب باد بوده‌اند- نسوخته، باقي به کلي سوخته ]اند[ که اصل راستة بازار آمل- که در دو طرف پل رودخانه اراز]هراز[ واقع است- يک منظره هولناکي شده است و از خانه‌هاي شهر هم، آن‌چه در هرون]هارون[‌محله واقع و آن طرف پل و خارج از شهر بوده، تمام سوخته‌]اند[ جز خانه آقا ميرزا محمد باقر مجتهد و هفت‌هشت خانه هيچ باقي نمانده و قريب يکصد و بيست خانه سوخته است. آن‌چه در اين طرف پل و داخل شهر است]عمدتاً[ محلة مشايي‌ها سوخته، که تقريباً پنجاه شصت خانه سوخته است. مال‌التجاره و اساس ]اثاث... [به قدري که دست رس]ي[ داشته‌اند خارج کرده از]...[ ولي ]...[ را آتش مهلتي نداد]ه[ و سوخته است. تلفات نفوس هم کم از ده پانزده نفر زن و بچه نبوده است. چهار مسجد که من جمله مسجد جامع و از بناهاي بزرگ آمل بوده با يک مدرسه سوخته است. هرون]هارون[ محله را که احتمال نمي‌دهند صاحبان آن قادر بشوند مجدداً بسازند و آباد نمايند ولي دکاکين و خانه‌هاي داخل شهر را هر کدام صاحبانش استطاعتي دارند مشغول ساختن شده و چاکر هم مشغول تشويق آن‌ها در ساختن هستم. خيلي مردم آه و ناله دارند و تقاضاي اعانه ]عمدتاً[ از دولت مي‌نمايند. گذشته از ضعفا که هستي آن‌ها رفته، خيلي از تجار و کسبه هم هستند که مي‌گويند از بيست هزار تومان تا هزار و کمتر مال آن‌ها سوخته و بکلي محتاج و پريشان شده‌اند. اين است خلاصه حريق آمل با اين حال اهالي، معلوم است که از چه قرار است و ترتيب حکومت چاکر هم اين ايام معين است تا بعد چه پيش آمد و چگونه اصلاح کار اين مردم بشود.
چاکر نصر‌السلطان، سواد مطابق اصل است.
]مهر:[ حکومت مازندران(6)
سند شمارۀ2:
] گزارش تلگرافي آتش‌سوزي آمل به آقاي حاجي ملک‌التجار، مورخ 3 حمل 1335 ق [
]نشان شير ، خورشيد و تاج[
وزارت داخله
سواد تلگراف از بار فروش
مورخه 3 حمل 1335
نمرة 221
جنب قيصريه حضرت آقاي حاجي ملک‌التجار
تمامي آمل از خانه و بازار سوخته]است و[ ديگر زندگي از کلية آمل باقي نيست. تلگرافي حضرات اشراف کردند، البته اقدام فرمائيد. ( علي اصغر)(7) 
سند شمارۀ 3: 
]تلگراف امير مکرم محمد لاريجاني به حاجي ملک‌التجار مازندراني، در مورد آتش‌سوزي شهر آمل، به تاريخ سيزدة حمل 1335ق[
]نشان شير ، خورشيد و تاج[
وزارت داخله
تلگراف امير مکرم
مورخه : 13 حمل 1335ق
330
جنب قيصريه آقاي حاجي‌ملک‌التجار مازندراني و فرزند ]...[ عظيم‌الملک
اگرچه هر قدر تلگراف مي‌کنم جوابي نمي‌دهيد شهر آمل آتش گرفته ]است[. از تمام شهر اگر يک قسمت باقي مانده باشد آن هم نصف خراب ، نصف آباد]است[، چندين مرد، زن، بچه سوخته]و[ تلف شده‌اند. از دم پل منزل آقا‌محمد باقر و کلية آن صفحه الي هارون‌محله، چهار خانه باقي مانده]است[. از اول امام‌زاده ابراهيم الي دم اجود آينه، دم پل، بکلي بکلي سوخته است. تصريحاً مي‌نويسم در کلية آمل فقط يک خانه، شخص ملک‌زاده اجود آينه اعظام‌الدوله اسپائي باقي مانده، بقية شهر بکلي سوخته و منهدم شده]است[. اصلاً معلوم نيست کلية شهر آمل در چه نقطه واقع بود. ده هزار نفوس بياباني شد. بکلي آذوقه ندارند، محتاج شام شب]هستند[ ، هنوز هم مي‌سوزد و معلوم نيست که چه اشخاص تلف شدند. لازم است شما و عظيم‌الملک به فوريت حرکت کنيد. ببينم چه بايد کرد. براي معيشت کلية خلق چيست. به ساير لاريجاني که در تهران هستند، اطلاع بدهيد. فوري فوري حرکت کنيد. حرکت نمودنتان را هم تلگرافاً اطلاع بدهيد ( محمد لاريجاني)(8) 
سواد در اداره ضبط شده. 
سند شمارۀ4:
]گزارش تلگرافي آتش‌سوزي آمل به وزارت داخله، به تاريخ شانزدهم حمل 1335 ق[
]نشان شير ، خورشيد و تاج[
ادارة تلگرافي دولت عِليّه ايران
نمونه نمره 16، نمره کتاب 84، modele 16 ، سنه 1335 از بارفروش ، نمره قبض 408 ، عدد کلمات 74، تاريخ اصل 15، توضيحات ، تاريخ وصول 16 حمل، اسم گيرند ]...[ به طهران، نمره تلگراف 257، سنه 1335.
مقام منيع وزارت جليلة داخله، آتش گرفتن، اول بلاي آسماني بود. از چهار هزار خانه، دکاکين ، کاروانسرا، مغازه، سي‌صد خانه باقي مانده]است[. اجناس خارجة داخله اسب، قاطر، گاو، الاغ، دويست هزار بار برنج، دوازده نفر ايشان سوخته]اند[ تا بعد چه عدّه از زير خاک بيرون بيايد. از شش‌دانگ آمل يک‌دانگ سالم مانده، اول يک خانه آتش گرفته، شدت باد همه را آتش زده]است[. 478 امضا: الدوله، مهر: ... 
حاشية وسط پايين :
ادارة شمال 
به حکومت مازندران تلگراف شود در خصوص حريق تأثر] ... [ آمل. لازم است تحقيقات عميق بفرمائيد که اين حريق غير عمد و از سوء اتفاق و حوادث يا عمدي بوده است چنانچه در اينجا ]...[ اخير، بيشتر شايع است. نتيجة تحقيقات عميقه را اطلاع ]...[ بعلاوه لازم است هر‌چه زودتر معلوم داريد که ترميم اين پيشامد چگونه و به چه وسايل مقدور است به مجلس اعانه.(9)
سند شماره 5:
]اقدام کارگذاري مهام خارجة مازندران، جهت درخواست اعانه براي حريق‌زدگان آمل از وزارت امور خارجه، مورخ 14 جمادي‌الثاني 1335 ق[
]نشان شير ، خورشيد و تاج[
وزارت امور خارجه
کارگذاري مهام خارجه مازندران
مورخه 14 جمادي الثاني 1335ق
نمره 48
ضميمه
مقام منيع وزارت جليله امور خارجه، دامت شوکته 
از قرار تحقيقاتي که به عمل آمده، سه شنبه، هفتم شهر جاري در آمل، حريق فوق‌العاده‌اي روي داده ]است[. تقريباً در شش قسمت شهر، فقط يکي از قسمت از حريق محفوظ مانده و بقية سوخته ] است[. حتي مقدار ]...[ آذوقة شهر از برنج و غير حتي انبارهاي ]...[ براي حمل نمودن به تهران در آنجا بوده، تماماً آتش گرفته]اند[. جمعي از اهالي، از زن و مرد نيز سوخته‌اند. اگرچه کاملاً اساس حريق معلوم نبود ولي بيشتر ادامة آتش‌سوزي به واسطة آن بود که باد هم بشدت مي‌وزيده است. فعلاً حالتي]...[ و روحية آمل و حريق‌زدگان آنجا خيلي باعث رقت گرديد. در اين صورت معلوم است اهالي بيچارة آنجا در عين عسرت و تنگدستي و قحطي مي‌باشند. علي‌هذا به موقع و ]...[ است. هيئت محترم دولتي، اقدامي براي رفاهيت مالي حريق‌زدگان آمل و اهالي بيچاره آنجا فرموده، امر و مقرر فرمايند ترتيبي اعانه براي اهالي آمل داده]...[ که تا اندازه‌اي به حال اهالي فقر و بي‌بضاعت حريق‌زده آنجا کمک شده ]باشد[تا در تنگدستي و عسرت]...[ يابند. ديگر شرط به امر مبارک است. ]مهر: ...[ (10)
سند شمارۀ 6:
] درخواست اعانه براي حريق‌زدگان آمل از جانب طايفة اسکي[
عرض و استدعاي اين قليل بيچارگان، حريق زدگان رنجبران بي‌خانمان اهل آمل از طايفة اسکي
به حضور حضرت بندگان ]...[ آقاي سيد‌العلما، مدير مبارکة اقدسيه، آن است که، چنانچه به سمع مبارک بندگان عالي و جميع مسلمان و وطن‌خواهان رسيد. کار بر اين بيچارگان بي‌خانمان به قدري سخت است که ما فوق آن متصور نيست. از يک طرف]...[، از يک طرف نداشتن معونه ]...[ و نداشتن منزل و مأوا چنين مرغان بي‌پر و بال بي‌آشيانه و لانه و بعضي از روي اضطرار در زير جدارهاي سوخته که احتمال خطر کلي دارد چنانچه بعضي از جدارها خراب شده]اند[. اطفال چندي]...[ مغز سر پراکنده و بعضي در شرف موتند. لذا عرض اين بيچارگان به حضور مبارک بندگان عالي آن است که از طرف اولياي محترم دولت و ملت، اعانه از براي اين حريق‌زدگان بي‌خانمان فرستاده مي‌شود چون شخص حضرت مستطاب بندگان عالي را امين باد يافت و بي‌غرض مي‌دانيم. اعانه اين حقير خانمان سوخته به شما رسيد و شما از روي تخمين اين مرحمت بيچارگان لطف فرمائيد.

اسم
 

شغل
 

ضرر
 

آقا‌حاجي ميرزا  احمد
آقاي شمس‌الذاکريي
کربلايي حاجي
حاجي کرمعلي
آقا‌محمد
پسران حاج محمد علي
مشهدي حسين
مشهدي ميرزاجاني
مشهدي ميرزا يوسف
اسماعيل خان
پسران عموخان
پسر شيخ‌محمد علي
آقا‌مهدي
روح‌الله
پسران حاجي اسماعيل
آقا ميرزا عبداله
کريم
احمد حاجي حسن
استادرضا
آقاداوود
کربلائي تقي
مشهدي جعفر قلي
مشهدي محمد ابراهيم
ملا محسن
آقالطف الله
قربانعلي
صفرايي کربلايي ابوالقاسم
کربلائي باقر
مشهدي آقا جان
ميرزا حيدر آقا جان
اسدالله
عموجعفر
پسران مشهدي قربان
رضا حاجي نصرالله
آقارضا مشهدي نوبخت
آقا‌محمد آقا
احمد جان ارباب
ذکريا
نورالدين
مشهدي محمد قلي 
مشهدي حسن
بابا حسين
 

اهل علم
اهل علم
تجارت برنج
تجارت برنج
تجارت برنج
تجارت املاک
تجارت
تجارت
فلاحت
فلاحت
کسب 
طلبه
فلاحت
عطاري
فلاحت
علم
عطاري
تجارت برنج
کفاش
تجارت
اجاره‌داري
تجارت
فلاحت
نانوا
فلاحت
مکاري
مکاري
مکاري
مکاري
تجارت
تجارت
بقال
مکاري
نوکري
ملاک
تجارت
تجارت برنج
تجارت
قهوه‌چي
نفت‌فروش
فلاحت
تجارت
 

1500 تومان
2500 تومان
1500 تومان
2000 تومان
2000 تومان
3000 تومان
1500 تومان
1000 تومان
600 تومان
800 تومان
500 تومان
400 تومان
200 تومان
600 تومان
1000 تومان
300 تومان
300 تومان
1000 تومان
100 تومان
500 تومان
1000 تومان
500 تومان
700 تومان
200 تومان
700 تومان
500 تومان
400 تومان
100 تومان
50 تومان
300 تومان
300 تومان
500 تومان
300 تومان
300 تومان
1500 تومان
500 تومان
200 تومان
100 تومان
100 تومان
50 تومان
1500 تومان
100 تومان
 


اين تخميني که عرض شد، تخمين خيلي کم گرفته شد. زياده عرضي نيست.
]مهر:[ علي‌بن‌عبدالله؛ ]مهر:[ يازکريا؛ ]مهر: [غلامرضا؛ ]مهر:[ حسن؛]مهر:[ يا محمد؛ ]مهر:[ محمد‌حسين؛]مهر:[ حسين‌بن‌عباس؛ ]مهر:[ علي‌اکبر؛]مهر:[ محمد حسين؛ ]مهر:[ محسني؛ ]مهر:[ محمد؛ ]مهر:[ يا حسين؛]مهر: ... [؛]مهر: ...[؛ ]مهر: ...[؛ ]مهر: ...[؛]مهر: ...[؛]مهر: ...[
]حاشية بالا چپ[: بسم‌الله تعالي، مراتب مرقومه در متن صحيح است. تمامي اسامي خانمان سوخته و اسباب معيشت محروقه در خزاين ما مشغول به دعا گويي ]...[. اعلا حضرت ضل‌اله علي رؤس عباد مشغول من الاحقر المحروق مسکناً و اساساً امهر‌الاقل، ]مهر: يا احمد[
]حاشية بالا راست[: افوض امري الي‌الله ان الله بصير بالعباد
]مهر: نالي[: من اي بعد اسمه احمد(11)
سند شماره 7:
]گزارش تلگرافي در مورد علت آتش‌سوزي شهر آمل به وزارت داخله و تشکيل کميسيوني براي باز کردن دفتر اعانه در ساري و هم‌کاري تجارت‌خانة طومانيانس در اين خصوص، مورخ 21 حمل 1335 ق[
] نشان شير ، خورشيد و تاج[
ادارة تلگرافي دولت عليه ايران
نمونة نمرة 16، نمرة کتاب، 217، model 16، از ساري ، نمرة قبض 308، عدد کلمات 172، تاريخ اصل 21، توضيحات دولتي، تاريخ وصول 21 حمل، اسم گيرنده]...[، به طهران، نمرة تلگراف 148،سنة 1335
مقام منيع وزارت جليلة داخله، دامت شوکته. راپورت حريق آمل]را[ ديروز مختصراً عرض]كرده‌[ و دستور داده‌ام عميقاً تحقيقات نمايند که، منشأ قضا و قدر ]بوده[ يا دست تحريک هم داخل بوده‌است و کميسيوني در آمل مُبيّن کنند که صورت خسارات و خسارت‌زده‌گان و مخارج مرمت کلية شهر و دکاکين و مساجد]به چه صورت است[. و اشخاصي که تمکين دارند که بسازند و فقرا غير متمکن هم را به حکومت بفرستد و در ساري هم کميسيوني مُبيّن خواهد شد که دفتر اعانه باز نموده و هشت نفر از محترمين خير طهران هم افتخاراً بعضويت اين کميسيون]حضور دارند[ بديهي است قبول خواهند فرمود که با تحويل‌داري و نظارت در خرج تجارت‌خانة محترم طومانيانس و نمايندگي آقاي حاجي ملک‌التجار آملي که طرف وثوق تجارت‌خانه]...[ وجه اعانه از هر بلاي]ي[ به تجارت‌خانه تحويل و از دولت عِلِيّه مبذل، مرحمت و کمکي خواهند فرمود و به اطلاع حاجي ملک و کميسيون تعمير مساجد]... [ به فقرا خسارت ]...[ کمک شود ]...[ با پست وزارت جليله تقديم مي‌شود 1392] ...[الدوله، ]مهر: ...[.
حاشية وسط بالا :
ادارة شمال 
در جواب معتمد‌الدوله، تلگراف بشود که مسئله حريق آمل و حريق‌زدگان يک آفت و بلاي بزرگي است که فراموش نمي‌شود يا ]...[ اين مسئله را از نظر دور کرد. مخصوصاً ذات اقدس همايوني و هيأت دولت، نظريات عطوفانه در اين موضوع دارند که کميسيوني در مرکز متقدس، از تمام ولايات ايران دفتر اعانه باز خواهد شد که بر طبق]...[ صحيحه که]...[ وجه اعانه براي آن‌ها جمع شود. يک شبه از آن کميسيون هم مامور این مي‌شود که به مراتب اين کار يعني موضوع اصلي اين حريق و ضرر و خسارات اهالي را به دقت]...[ کرده، راپرت صحيح به مرکز بدهند. اهالي مازندران هم در اين اعانه بايد شرکت داشته، صد قسم همراهي کنند به مجلس اعانه(12)
سند شماره 8:
] درخواست وزارت معارف و اوقاف از مديران مدارس دخترانه براي کمک به حريق‌زدگان آمل ، مورخ 1335 ق[
]نشان شير ، خورشيد و تاج[
وزارت معارف و اوقاف
طهران: 2 به تاريخ ثور ئيلان ئيل 1335 ، اسم نويسنده : ، صادره ، ضميمه : ، نمرة کتابت ثبت: ، 444، کارتن : ، دوسيه ، ذکر نمره قبل: ، اداره: ،خروج 2
مديره‌هاي محترمه مدارس نسوان
حريق آمل و بيچاره‌گي جمعي اهالي آن شهر از بزرگ و کوچک و زن ]و[ مرد البته به سمع عموم رسيده و يقين است در اين موقع، همة برادران و خواهران نوعي از مصيبت اين عده بلازدگان که فعلاً حالي بسيار پريشان و آشفته دارند متأثر و متألم]اند[. و البته چنانچه]...[ است همه در اين موقع، وظيفه خود مي‌دانند به هر نحوي که ]...[ کمک مالي و فوري به اين جمع هم‌نوعان و هم‌وطنان آشفته حال بنمايند. نظر به اين مراتب و اين نکته که، مخدرات و دوشيزگان وطن نيز در اين وظيفه عمومي ]...[ شرکت و مساعدت نمايند. از عموم خانم‌هاي محترمة مديره‌هاي مدارس دختران دعوت مي‌شود که هر کدام، در حدود ممکنه خود از انواع دست‌رنج و بافندگي و دوزندگي دوشيزگان مدارس، پارچه‌ها و نمونه‌هائي که خوب و مرغوب]...[ تهيه نمايند که به وزارت معارف ارسال دارند که در ايام کارون ]...[ و نمايش‌هاي خيريه که به‌همت اولياي دولت ابد‌مدت در عمارت بهارستان از جمعة آيندة شروع مي‌شود به‌عنوان کار مدارس دختران به‌معرض فروش گذاشته شود و عايدات آن به‌عنوان اعانه تسليم کميسيون مخصوص که شرح آن را در جرائد ديده‌اند، بشود و مصرف حوائج فوري حريق‌زدگان آمل بشود. البته آنچه ممکن شود بدون قيمت از نمونه‌هاي کار متعلماً]...[ که هم قيمت آن‌ها به‌مصرف اعانه‌بري بهتر است و البته اسامي هديه‌دهندگان در جرائد منتشر خواهد ]...[. چنان‌چه بعضي نمونه‌هاي مرغوب که متعلق به دختراني ]...[ بکلي از آن صرف‌نظر کنند مخصوصاً سفارش مي‌شود براي هر پارچه، قيمت معتدلي، معين کنند که بعد از فروش آن، قيمت به صاحبان هر يک پرداخته شود. مسلم است آن‌چه به فروش]نرود [ عينان به صاحبان مسترد خواهد شد. در خاتمه تأکيد مي‌شود هر يک از مديره‌هاي محترم که اين دعوت را به حسن قبول استقبال مي‌کنند فوراً در مقام اقدام بر آمده تا روز چهارشنبه آينده نتيجة اقدامات خود را يعني اشيايي‌که تدارک کرده‌اند با صورت و فهرست و علامت مخصوص و قيمت به‌ وزرارت معارف ]...[ کل ارسال داشته، قبض دريافت دارند.(13) ]امضا : ...[ 
سند شمارة 9:
]گزارش تجارت‌خانة طومانيانس به وزارت امور خارجه، در زمينة آتش‌سوزي شهر آمل و هم‌کاري براي جمع‌آوري اعانه براي حريق‌زدگان ، به تاريخ 24 جمادي‌الاخر 1335 ق[
] نشان شير ، خورشيد و تاج[
دارالترجمه وزارت امور خارجه
ترجمه اچيق‌سوز ]...[ مورخه 24 جمادي الاخر 1335 ق، 441 در ايالت مازندران
تجارت‌خانة برادران تومانيانس به ادارة ما به اين مضمون، کاغذي نوشته: 
از تجارت‌خانة ما در]...[ اطلاع داده‌اند که در ايالت مازندران، شهر آمل به تمامه سوخته ، از چهار هزار خانه فقط سيصد خانه باقي مانده]است.[ اهالي شهر در يک احتياج بزرگي هستند و بلاتاخير کمک نمودن آن‌ها لازم است. به اين جهت خواهش نموده، که در جريده خود، اخطاريه درج کرده، نسبت به اشخاصي که در آمل از اين حريق متضرر شده‌اند و محتاج دستگيري و اعانت هستند. لازم است که هر يک از برادران مسلمان، به آن‌ها اعانتي نمايند. تجارت‌خانة ما براي اعانت متضررين، پنج هزار منات فرستاده ]است[. هرگاه ساير اشخاص بخواهند اعانه بدهند تجارت‌خانة ما در ارسال وجه مزبور به محل مذکور حاضر مي‌باشد. از اين مکتوب مهم، تجارت‌خانة تومانيانس و اخباري که داده‌اند بيان تشکر]داشته[ و در اخطارية آن تجارت‌خانه شرکت کرده و ]به[ برادران ديني خود اظهار مي‌داريم :
اي برادران ما و اي برادران ديني، بلا و فلاکت هم‌ديگر را تعقيب مي‌کنند. علاج يک دردي را پيدا ننموده، درد ديگري افزوده مي‌شود. در اين روزهاي سخت سياه، به هر درد و بلائي چاره پيدا نمودن، خيلي دشوار مي‌شود ولي اصل مطلب اينجا است اي برادران ديني، در اين قبيل روزها چه بايد بکنند نبايد فراموش کرد در مقابل هر بلائي سينه سپر نمائيد.
دارايي و تمول، ذاتاً در اين قبيل روزها به درد مي‌خورد. به هر حال در مقابل بلائي که از هر طرف روي مي‌دهد به قوة روحيه و فعاليت و تدابير بايد حرکت کرد و به همة آن‌ها چاره نمود و براي هر کاري کوشش لازم ]است[ و حالا هم يک درد تازه به دردها اضافه شد]...[ اي برادران مسلمان به هر طرف با دقت ملاحظه نمود]ن[ خوب است که نظر خود را به شهر محترق شدة آمل انداخته و دست اعانتي به برادران ديني خود دراز نمائيد(14)
سند شمارۀ10:
] نامة حکومت آمل و دو فقرة احکام علما در مورد عمدي بودن آتش‌سوزي دکان‌ها و دست‌گيري مرتکبان آن و درخواست اعانه براي حريق‌زدگان، مورخ 16جمادي‌الثاني 1335 ق[
]نشان شير ، خورشيد و تاج[
حکومت مازندران
نمرة 1398
به تاريخ 16 شهر جمادي‌الثاني سنة 1335ق
ضميمة سواد رقعة حکومت آمل و دو فقره احکام علما
مقام منيع وزارت جليلة داخله، دامت شوکته
تعقيب تلگراف 1389 و 1392 که به طور اختصار، رؤس مطالب راجعه به آمل عرض شده]است[. اينک محض تکميل اطلاع مفصل نيز به عرض مي‌رساند دارالحکومت جديد و دست‌گيري بعضي از سارقين و تصرف بانصر کلا حسن، اثري در آمل نموده و عموم مردم متشکر شده]اند[. در خصوص حريق، سواد راپرت آقاي نصرالسلطان حاکم ]...[ و در سال، سواد راپرت‌هاي ديگر را احتراز از تطويل خودداري]نموديم[. امضا در]...[ مي‌کند که غير از حريق کلي، يک شب قبل از حکومت اين‌دفعه قطعاً به اغراض، دو دکان ديگر را آتش زده بودند که جلوگيري شد و حکومت شصت هفتاد نفر شب‌گرد معين نموده و روز دار الحکومت يک دکان گير آتش گرفته بود که در آن هم جلوگيري]به عمل آمد[ و جداً در تعقيب مرتکبين مشغول است. از حکومت عظام‌الدوله، عموم مجتهدين و علما اظهار است و بعضي نسبت‌ها داده بودند از غرض و اظهار آن، قلم شرم دارد. در خصوص جان برار، سارق معروف، تمام مجتهدين و علما با يک اصراري، اعدام او را تقاضا دارند و با ملاحظه اين پيش‌آمدهاي آمل و سراي عبرت ساير سارقين و رفع بعضي هرج و مرج‌ها اين‌طور صلاح ديدم که با حضور علما در خود آمل، مجازات جان برار واقع شود و به حکومت آمل نوشتم که حکم شرع مطاع را اجرا نمايد.
در خصوص ترتيب اعانة ما هم که شهد اله لازم است ترتيب را به قرار يقين، کميسيون و مذاکره به عرض خواهد رساند(15)
]امضا:[ معتمد‌الدوله، ]مهر:[ حکومت مازندران ، ادارة شمال ، 24 جمادي‌الثانيه
سند شماره 11:
] مجلس جمع‌آوري اعانه براي حريق زدگان آمل‌ در مدرسۀ اتحاد ايرانيان در بادکوبه، با حضور يک عده تجار، مورخ 3 رجب 1335 ق[
]نشان شير ، خورشيد و تاج[
قونسولگري دولت عليه ايران در بادکوبه
به تاريخ 3 رجب 1335 ]ق[
نمرة 525
ضميمه
مقام منيع وزارت جليلة امور خارجه
اگرچه اولياي محترم امور از واقعة جان‌گداز حريق آمل اطلاعي نداده بودند ولي فردي پس از اطلاع به واسطة آنکه سکنة بدبخت آن، امروز لامکان]ند[ و در حقيقت وظيفة ابنا وطن، هم‌راهي و مساعدت به فلک‌زدگان آن ]...[. لهذا با يک حديث‌ورزي هرچه تمام‌تري در خيال جمع‌آوري وجهي براي اعانه ]...[ و فوراً مجلسي با حضور يک عده از تجار در مدرسة اتحاد ايرانيان تشکيل داده]اند[. ميرزا محمدخان رعد‌الوزرا، رئيس قونسول تفليس هم که براي تفليس به بادکوبه آمده بود حضور داشت. به اين طريق اظهار مطلب نمودم که اين واقعۀ اسف‌انگيز، اثرات جان‌سوزي در تمام ايران کرده]است[ مخصوصاً اولياي محترم امور با يک حديث فوق‌العاده در جمع‌آورري اعانه مشغول و ]...[ داده است]...[ و في‌المجلس مبلغ سه هزار و پانصد منات از]...[ بودند جمع‌آوري و آقايان تجار چند نفري را ]...[خود انتخاب نموده ]...[ قرار شد که از کلية تجار و کسبه و اهالي متمول بادکوبه به هر اندازه که بتوانيد اعانه جمع نمايند و کليه وجوه‌ام به امين‌التجار که يکي از تجار معتبر معروف است سپرده و کتابچه براي اين‌کار ترتيب داده]‌است كه[ صورت وجوه‌اي که اخذ مي‌شود در کتابچه قيد و ثبت مي‌گردد. آقايان تجار عقيده بر آن دارند پس از جمع شدن کلية وجوه توسط عمال خودشان که در مازندران شبيه به هيئتي که ناچار براي اين عمل تشکيل داده شد‌ه‌است بفرستد تا صرف حريق‌زدگان بدبخت آمل گردد ولي قدري تصور مي‌کنم که ناچار از طرف دو ]...[ را تعيين فرموده‌اند که کلية وجوهات به آن‌جا ]...[. اين است ]...[ به اطلاع خاطر مبارک مي‌رساند که برحسب وظيفة شرعي در اين مقصود خيلي کوشش کرده، وجهي جمع‌آوري شده‌است تا اگر جاي معيني را اولياي محترم امور تعيين فرموده‌اند اطلاع امر فرمايند که وجه به آن نقطه ارسال گردد.
]امضا:[ محمدي ، به کميسيون محترم اعانة حريق‌زدگان آمل(16)
سند شمارۀ 12:
]گزارشي از فهرست کمک‌هاي مالي کشور آذربايجان به مردم شهر آمل به دليل آتش‌سوزي ، توسط بانک وولژشکي کاميسکي ، به تاريخ 24 آگوست 1917[
کساني که در شهر آمل دچار حادثه آتش‌سوزي شده‌اند از اين حال اسفناک و پريشان آن‌ها ياد مي‌کنيم. من آقاي لره به خاطر حس انسانيت به آنها کمک مالي کرده‌اند، تشکر مي‌کنيم و اين احساس آن‌ها را گرامي مي‌داريم. براي اطلاع عموم آن‌هايي که به اين شهر کمک مالي کرده‌اند در پايين صفحه نام آن‌ها درج شده‌است پولي که جمع شد به مبلغ 710 منات و 40 کپک توسط بانک وولژسکي کامسکي در تاريخ 24 آقوست 1917 به شماره چک 39325 به کنسولگري جنرال ايران فرستاده شده]است[. و آن مبلغي هم که از شهر قفقاز جمع شده به نزد کساني که تحت رياست مستوفي‌الممالک هستند فرستاده شود. 
عباد عليوف جارجودان100 منات، شاهزاده نادر ميرزا 50 ، الماس خانم رفعيووا 30، حاجي سيد ولي نجف اوف 25، مشهدي محمد علي صادق زاده 25، اسفنديار بک شامخورسکي 25، پاويل واسيل يويچ چوماکوف 25، علي مردعلي اوغلي 25، لطيف کربلاي زينال اوغلي 15، مشهدي قاسم علي يوف10، مشهدي محمد آغا عليوف 10، مشهدي صادق عليوف 10، مشهدي علي برات زاده 10، استپان اوسي يوويچ قره گوزوف 10، کاظم عبداله يوف 5 ، مشهدي رستم يوسف اوف 5 ، مشهدي شکور کربلاي حسين اوغلي 5 ، عليقلي حاجي محمود اوغلي 5 ، مشهدي اکبر علي اوغلي 5 ، مشهدي حسن مشهدي ملا اوغلي 5 ، صادق کربلاي محمود اوغلي 5 ، کربلاي جواد نريمان اوغلي 5 ، رضي ميرزا علي اوغلي 7، جواد بگ صافي کوردسکي5 ، ملا محمد تقي آخوند زاده 5 ، ابراهيم علي اکبر اوف 5 ، مشهدي رحيم عليوف 3، مشهدي عباس ميرزامحمد اوغلي 3، مشهدي محمود سليم اوف 3، مشهدي عباسقلي لطفعلي اوغلي 3، قنبر شير محمد اوغلي 3، هدايت مشهدي يوسف اوغلي 3، قنبر شير محمد اوغلي 3، هدايت مشهدي يوسف اوغلي 3، کيويرک هامباسوم خاچاطور اوف 3، مشهدي قره علي ميرزا اوغلي 3، يوسف باقر زاده 3، شکور بک طهماس اوغلي 3، داداش زوار بوويچ تيمرازيانس 3، خان محمد محمد اوغلي 3، اسماعيل شيغلي اوغلي 3، مشهدي حسين محمد اوغلي 3، آنتون نه ستوروويچ قوتسريدزه 3، مشهدي ميکائل غلام زاده 3، حسين مشهدي کريم اوغلي 2، مشهدي يوسف حسين اوغلي 2، مشهدي قاسم علي محمد اوغلي 2، مشهدي حسينقلي برات زاده 2، رضا محمد اوغلي 2، تالي کوتيدره‌لي 2، رضا ابراهيم اوغلي 2، عطا آراکليوف پوغوس يانس 2، اله‌ويردي آواک اوغلي 2،علي عبدالحمد اوغلي 2، مشهدي جبرئل حقويرديوف2، بهلول محمد حسين اوغلي 2، محمد رزاق اوغلي 2، مشهدي اله ويودي 7 مشهدي علي نقي اوغلي 2، حسينقلي مشهدي مراد اوغلي 2، حبيب مشهدي عبداله اوغلي 2، سيد علي سيد کريم اوغلي 2، علي قاسموف 2، مشهدي عباس احمد اوف 2، سرافيل بک حيدر خانوف 2، مشهدي بايرام خان ملا علي اصغر اوغلي 2، زينال بک آغا حسين اوف 2، کربلاي علي حسين اوغلي 2، جعفر علي نقي اوغلي 2، علي بک محمد اوغلي 2،مشهدي اسماعيل محمد علي اوغلي2، استا محمد کربلاي علي اوغلي 1، حسينقلي لطفعلي اوغلي 1، فرخ حضرتقلي اوغلي 1، مشهدي عبدالکريم محمد رحيم اوغلي 1، کربلاي بخشعلي فتح اله اوغلي 1، صادق ابراهيم اوغلي 1،محمد همت علي اوغلي 1، حسنقلي لطفعلي اوغلي 1، کريم عباس اوغلي 1، مشهدي علي زينال زاده 1،مشهدي حسن کربلاي علي بايا اوغلي 1، مشهدي مهدي کربلايي علقلي اوغلي 1، حاجي ملا يعقوب برات زاده 1، آغا بالا بک کاظم بک اوف 1،آغا علي حاجي عسکر اوغلي عسکر اوف 1، عباسقلي زينال اوغلي 1، مشهدي ابراهيم علي محمد اوغلي 1، غلام حسين رسول اوغلي 1، کريم قربانوف 1، حيدرکربلاي داش دمير اوغلي 1، مشهدي کاظم کربلاي محمد جعفر اوغلي 1، رحيم بک شيخ لنسکي 1، قره عليوف 1، مشهدي زينال عابدين ابراهيم اوغلي 1، قره عليوف 1، مشهدي زينال عابدين ابراهيم اوغلي 1، حبيب محمد حسين اوغلي 1، حاجي عباس حاجي باقر اوغلي 1، محمد علي فار حسين اوف 1، قربان قربان اوغلي 1، قاراپت تير خاچاتوروف 1، زين العابدين کربلاي ابراهيم اوغلي 1، مشهدي هاشم احد اوغلي 1، غفار بک حاجي علي بک اوغلي 1، مشهدي يوسف دنيامعلي اوغلي 1، جليل بک عسکر آغا اوغلي 1، مشهدي محمد علي باباسماعيل زاده 1، هادي کربلاي جبار اوغلي 1، محمد علي اوغلي 1، قره بک بابابوف 1، ملا غايوف 1، آبي تارويردي اوغلي 1، عبداله حاجي عباس اوغلي 1، مشهدي محمد علي کريم اوغلي 1، ميرزا محمد آغا محمد اوغلي 1، علي رحيم اوغلي 1، مشهدي مير حيدر سيد حسين اوغلي 1، ملا قنبر علي‌زاده 1، ئه‌رنست آنديريويچ به ک 1، علي يوسف اوغلي 1، علي عباس اوغلي 1، محمد حسين کربلاي عباس اوغلي 150، مشهدي مصيب بک صادق بگوف 50 ، جبار سلطانعلي اوغلي 50 ، ميکائل کربلاي حسين اوغلي 50 ، عباس سلمان اوغلي 50 ، مشهدي محمد فتح اله اوغلي 50 ، محمد علي محمدرضا اوغلي 50 ، مشهدي رضا شيخ‌جواد اوغلي 50 ، ملک بايرام اوغلي 50 ، مختار بايرامعلي 50 ، آغدامده گنجه قونسولگري سينک نايبي ، واسطه سي ايله جمع اولوب(17)
جمع (منات 169 كپك 40)/(منات 747 كپك 40) ؛ اعلان خرجي32/(منات 715 كپك 40 باقي) .
سند شمارۀ 13:
]رونوشت کارگزاري اروميه به وزارت امور خارجه در مورد باز کردن دفتر اعانه در تهران، تبريز و جاهاي ديگر، مورخ 27 رمضان 1335 ق[ .
]نشان شير ، خورشيد و تاج[
کارگذاري اروميه
نمرة 38
ضميمه
به تاريخ 27 شهر رمضان1335ق
مقام منيع وزارت جليلة امور خارجه
قبل از وقوع واقعة جان‌گداز نهب و غارت و حرق بازار و دکاکين، فردي مشغول جمع‌آوري اعانه براي حريق‌زدگان شهر آمل بود. به هزار زحمت يکصد و کسري نقد جمع و چند فقره هم در کتابچه نوشته شده، هنوز نداده‌اند. به ملاحظة اين که تتمه را هم وصول نمود. يک مرتبه برات بفرستد مأمل داشت که اين حادثة ناگوار پيش آمد و مردم بيچاره را به خاک سياه نشانيد. با اهالي بدبخت آمل هم درد شدند. بااين حالت و ايصال اعانه از اين يک مشت مردم ]...[ نخواهد بود سهل است به طوري‌که در لايحة جداگانه معروض افتاد. سزاوار است که در تهران و در تبريز و جاهاي ديگر دفتر اعانه باز شده، به دست‌گيري اين بيچارگان توجه و اقدامي شود در اين صورت هرگاه تصويب مي‌فرمايند وجه موجوده معروضه در ميان چند نفر از اهالي که الحق از هستي ساقط شده و نان يوميه ندارند به اطلاع حکومت جليله و اعاظم بلاتقسيم شود. اگرچه يکصد و پنجاه تومان چه بدرد اين فلک‌زدگان دوا مي‌کند ولي آن قدر هست که يکي دو روز لامحاله چند نفر قوت لايموت را خواهند داشت تا اينکه اولياي دولت ابد، آيت فکر صحيحي دربارة آن‌ها فرمايند. قطع نظر از اين که استحقاق و پريشاني اين بدبخت‌ها مقتضي دادن اعانه است. باز نشدن دفتر اعانه، نکات باريک سياسي دارد. بديهي است در صورت تصويب مقرر خواهند فرمود زودتر اقدام شود(18).
ج. مشخصات موقوفه و رقبه‌هاي شهر و بازار آمل

نقش موقوفات در پایداری زندگی اجتماعی آمل

نقش موقوفات در پایداری زندگی اجتماعی آمل

نقش موقوفات در پایداری زندگی اجتماعی آمل

نقش موقوفات در پایداری زندگی اجتماعی آمل

نقش موقوفات در پایداری زندگی اجتماعی آمل

مأخذ: سازمان اسناد و كتابخانة ملي ايران، سند شمارة 250000183
  
پيوست اصل سند ،مربوط به آتش‌سوزي سال 1335 قمري

نقش موقوفات در پایداری زندگی اجتماعی آمل

مأخذ: ادارة اسناد و تاريخ ديپلماسي وزارت امور خارجه، سند شمارۀ 11-73-46-1335 قمري

نقش موقوفات در پایداری زندگی اجتماعی آمل

مأخذ: 
ادارة اسناد و تاريخ ديپلماسي وزارت امور خارجه، سند شمارۀ 10-73-46-1335 قمري
نتيجه
بر اساس وقف‌نامه‌هاي به دست آمده، موقوفات يكي از مهم‌ترين عامل برپايي اين شهر و بازار آن بعد از اين حادثة هولناك مي‌باشد. با اين‌كه بسياري از وقفنامه‌ها بعد از اين آتش‌سوزي به ظاهر از دسترس خارج شده‌بود چگونگي مسجل كردن آن‌ها نيز واجد اهميت بسياري است.

پي نوشت ها :
 

* دانشيار تاريخ ايران، بخش تاريخ اجتماعي، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، shyousefifar@yahoo.com
** كارشناس ارشد ايران‌شناسي گرايش تاريخ، دانشگاه شهيد بهشتي ، masoom8227@yahoo.com 
- یدالله پور، 1388: 43.
- (وحيد، 1352: 76-75).
- (براي توضيح بيشتر، ر.ج شرايط تداوم موقوفات در موقعيت بحران جامعة شهري ايران، ميراث جاويدان، شمارة 68). 
- سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ايران، سند شمارۀ 240028024
- سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ايران، سند شمارة 293001521
- سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ايران، سند شمارۀ 293001521
- سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ايران، شمارۀ سند 240028024
- ادارة اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه، سند شمارۀ 87-73-46-1335 ق
- سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ايران ، سند شمارۀ 296011706
- سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ايران، سند شمارۀ 240028024
- سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ايران ، سند شمارۀ 297003860
- ادارة اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه، سند شمارۀ 2-3-63-1335 ق
- سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ايران، سند شمارۀ 240028024
- ادارة اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه، سند شمارۀ 63-73-46-1335 ق 
- ادارة اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه، سند شمارۀ 8-73-46-1335 ق
- ادارة اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه، سند شمارۀ 89-73-46-1335 ق

منابع
آرشيوي
ادارة اسناد و تاريخ ديپلماسي وزارت امور خارجه
ادارة اوقاف و امور خيرية شهرستان آمل
سازمان اسناد و کتابخانۀ ملي ايران
شهرداري آمل
مجله
صورت جمع و خرج اعانه حريق‌زدگان آمل، سنۀ ئيلان ئيل 1335-1336؛در:مجله وحيد(خاطرات)،ش26،آذر- آبان،1352، ص: 75-76؛همان،ش 30،فروردين– ارديبهشت 1353، ص: ؛ و همان،ش 32، 1353، ص: 73-74.
پايان‌نامه
يدالله‌پور، معصومه(1388) بازار آمل، بنياد ايران‌شناسي- دانشگاه شهيد بهشتي
 Abstract 
In this article, an effort has been made to specify Amol previous spacial status relying on available documents concerned with firing occured in Amol at 1335. It has also showed what functions endowments have had in stability of social life after this terrible event.
It is necessary to read and rewrite the documents related to this firing because an important part of Amol - bazar - was burnt in fire at 1335 and different waqfi(endowment) places were destroyed along with their waqfnamehs.
Keyword: 
Bazar,Amol, Amol Bazar,endowments(Waqf),documents,Firing at 1335

فصلنامه وقف میراث جاویدان ش73
/ع

 


[سه شنبه 21 آبان 1392 ]  [10:37 PM]  [حسین عرب جعفری]

 

وقف، عاملی مهم در اقتصاد اسلام
وقف، عاملی مهم در اقتصاد اسلام


 

نویسنده : سید علی حسینی قورتانی 
منبع : اختصاصی راسخون




 

 

چکیده:
 

در این نوشتار سعی شده که بیان شود که به نظر اسلام وقف یکی از عوامل بسیار مهم برای فقر زدائی در دین مقدس معرفی گردیده وحتی یکی از موارد مهم ذخائر آینده مستضعفین معرفی گردیده است. زیرا قرآن تأکید بسیار نموده است که
تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى‏ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ(1)یعنی: (در انجام نيكى‏ها و دورى از ناپاكى‏ها يكديگر را يارى دهيد، و هرگز در گناه و ستم، به هم يارى نرسانيد).همچنین در این نوشته بیان شده که وقف و موقوفات جزء بهترین باقیات الصالحات شمرده شده است و در پایان برخی از موقوفاتی که رائج بوده و هست بیان کرده است.
کلید واژه:
وقف، فقر، باقیات الصالحات، مصرف موقوفات، آتش دوزخ

مقدمه
 

مسأله وقف یکی از مهمترین مسئله های مورد تأکید اسلام می باشد. حتی برای جذب ثروت برای نیازمندان ، یکی از راهکارهای مهم دین ما همان وقف و یا موقوفات است به طور کلی می توان وقف را از مهمترین شاخه ها و زیر مجموعه های انفاق دانست.انفاق یا به صورت خیریات و یا از طریق افراد اشخاص نیکو کار در جامعه قابل توزیع می باشد.
فقهای بزرگ اسلام در مورد تقسیم وقف میفرمایند: وقف بر دو قسم است:
الف ) وقف عام ب) وقف خاص. در وقف خاص منافع يك مال به عده مخصوصى اختصاص داده مى‏شود (مانند فرزندان واقف)، ولى در وقف عامِ كه اكثر موارد وقف را تشكيل مى‏دهد- عين موقوفه به عموم يا بخش عظيمى از اجتماع تعلّق پيدا كرده و جزو اموال عمومى مى‏گردد.علامه مصباح یزدی در کتاب خود در این زمینه می فرماید: تشويق اسلام به مسأله وقف، و اقدام پيشوايان بزرگ به آن، سبب شده بخش قابل توجّهى از اموال از شكل خصوصى درآمده و رنگ عمومى به خود گيرد و در خدمت توده‏هاى عظيم اجتماع به كار افتد، كه اين خود گام ديگرى براى توزيع عادلانه ثروت محسوب مى‏گردد .از نظر اسلام، مالكيّت «واقعى و مطلق» مخصوص خداست و مالكيّت او نسبت به همه چيز و همه موجودات در پهنه جهان هستى، مالكيّت حقيقى است و جنبه «تكوينى» دارد، نه قراردادى و قانونى و تشريعى چرا كه او آفريدگار همه چيز و مدير و مدبّر آنهاست. 
لَّهُ مَا فِى السَّمَاواتِ وَ مَا فِى الْأَرْضِ (2) یعنی: آنچه در آسمان‏ها و زمين است از آن اوست.بنابراين مالكيّت ديگران بايد با اجازه و فرمان خدا و طبق قوانين او صورت گيرد. اسلام مالكيّت شخصى را محترم شناخته و هركس را مالك دسترنج خود مى‏داند، و كار را پايه مالكيّت مى‏شناسد. اين يك قانون طبيعى است كه اسلام آن را امضا كرده است، چرا كه هركس مالك طبيعى خود و نيروهاى خويش است. دسترنج و فرآورده‏هاى هركس در واقع تبلورى از نيروهاى وجودى او محسوب مى‏گردد، بنابراين همان‏طور كه انسان مالك خود و نيروهاى خويش است مالك كار و دسترنج خود نيز مى‏باشد. (3)

تأکید اسلام بر امر صدقات جاریه و موقوفات 
 

در روایاتی هم که از ائمه معصومین (علیهم السلام) نقل شده خیلی به این واژه مهم اهتمام ورزیده اند. و حتی یکی از راهکارهای مهم برای فقر زدائی شمرده شده است. به طور نمونه این روایت را نقل می کنیم که واقدى از محمد بن بشر بن حميد، از پدرش نقل مى‏كند كه مى‏گفته است که عمر بن عبد العزيز به هنگامى كه خليفه بود در خناصرة (که شهرکی در نواحی حلب می باشد)شنيدم كه مى‏گفت در مدينه و در حضور مردم از پير مردان مهاجران و انصار شنيدم كه مى‏گفتند نخلستانهاى هفت‏گانه رسول خدا كه وقف بر مسلمانان است از اموال مخيريق بوده است، و مخيريق وصيت كرده بود كه اگر كشته شدم اموال من از رسول خدا خواهد بود كه در راه خدا مصرف فرمايد. مخيريق در جنگ احد كشته شد و پيامبر (ص) فرمود: مخيريق بهترين يهودى است. گويد، آن گاه عمر بن عبد العزيز دستور داد از خرماهاى آن نخلستانها بياورند و طبقى خرما آوردند، گفت ابو بكر بن حزم براى من نوشته كه اين خرما محصول همان درختى است كه در روزگار پيامبر (ص) هم بوده و پيامبر هم از خرماى آن تناول فرموده است. گويد، گفتم: اى امير المؤمنين اين خرما را ميان ما تقسيم كند و تقسيم كرد و به هر يك از ما نه خرما رسيد. عمر بن عبد العزيز مى‏گفت: به هنگام فرماندارى مدينه به اين نخلستان رفته و از خرماى همين درخت خورده‏ام، و هيچ خرمايى به آن عطر و شيرينى نديده‏ام. (4)در کتاب المغازی داستانی نقل شده که فقط به شاهد آن اکتفا می کنیم که چون پيامبر (ص) كنار چاه همّ رسيد، مسلمانان گفتند: اى رسول خدا آيا اين چاه را مصادره نمى‏كنيد؟ فرمودند: خير، ولى يك نفر اين چاه را بخرد و بهاى آن صدقه داده شود. طلحة بن عبيد الله آن را خريد و وقف كرد.(5)و یا مرحوم کلینی در کافی از نقل پبامبر اکرم( ص) می فرماید: إِنَّ الصَّدَقَةَ تَدْفَعُ مِيتَةَ السَّوْءِ عَنِ الْإِنْسَانِ (6) یعنی : صدقه بد مردن را دفع مي‌كند.اگر بگوئیم که انفاق نمودن هم در حقیقت همان صدقات جاریه باشد ،به دلیل اینکه انفاق یک لفظ عام است که شامل همه امور می شود، می توانیم این حکایتی که استاد قرائتی بیان داشتند را شاهد خوبی برای بحث قرار دهیم. استاد قرائتی داستانی را در سلسله گفتارهایشان در رسانه ملی بیان کرده اند که در «بشاگرد» که در ایام جنگ تحمیلی منطقه‌اي واقعاً محروم بود. از آنجا پيرزني براي جبهه يك بزغاله آورده است. هر كاري كردند كه از او بزغاله را نگيرند، گريه كرده و گفته: چرا از من نمي‌گيريد. مگر من چه هستم؟ دلم مي‌خواهد به جبهه بدهم. آن وقت کسي که ماهي فلان قدر درآمد دارد، کمک نمي‌کند. كسي كه تمام هستي‌اش يك بزغاله است، بزغاله‌اش را براي جبهه مي‌دهد. (7)

وقف راهکاری مناسب در زدودن فقر و بی عدالتی
 

يكى از مشكلات بزرگ اجتماعى كه همواره انسان دچار آن بوده و هم اكنون با تمام پيشرفتهاى صنعتى و مادى كه نصيب بشر شده نيز با آن مواجه است مشكل فاصله طبقاتى است به اين معنى كه فقر و بيچارگى و تهيدستى در يك طرف و تراكم اموال در طرف ديگر قرار گيرد. عده‏اى آن قدر ثروت بيندوزند كه حساب اموالشان را نتوانند داشته باشند و عده ديگرى از فقر و تهيدستى رنج برند، بطورى كه تهيه لوازم ضرورى زندگى از قبيل غذا و مسكن و لباس ساده براى آنان ممكن نباشد. بديهى است جامعه‏اى كه قسمتى از آن بر پايه غناء و ثروت و بخش مهم ديگر آن بر فقر و گرسنگى بنا شود قابل دوام نبوده. و هرگز به سعادت واقعى نخواهد رسيد. در چنين جامعه‏اى دلهره و اضطراب و نگرانى و بدبينى و بالاخره دشمنى و جنگ اجتناب‏ناپذير است. گر چه در گذشته اين اختلاف در جوامع انسانى بوده است ولى بايد گفت متاسفانه در زمان ما اين فاصله طبقاتى به مراتب بيشتر و خطرناك‏تر شده است. زيرا از يك سو، درهاى كمكهاى انسانى و تعاون به معنى حقيقى، به روى مردم بسته شدهَ .
تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى‏ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ(8)یعنی: (در انجام نيكى‏ها و دورى از ناپاكى‏ها يكديگر را يارى دهيد، و هرگز در گناه و ستم، به هم يارى نرسانيد). و رباخوارى كه يكى از موجبات بزرگ فاصله طبقاتى است با شكلهاى مختلف به روى آنها باز است. 
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ(9) یعنی: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! تقواى الهى پيشه كنيد و آنچه را از (مطالبات) ربا باقى مانده است، رها كنيد، اگر ايمان داريد پيدايش كمونيسم و مانند آن و خونريزيها و جنگهاى كوچك و بزرگ و وحشتناك كه در قرن اخير اتفاق افتاد و هنوز هم در گوشه و كنار جهان ادامه دارد و غالبا از ريشه اقتصادى مايه مى‏گيرد و عكس العمل محروميت اكثريت جوامع انسانى است، گواه اين حقيقت است. (10)با اين كه دانشمندان و مكتبهاى اقتصادى جهان به فكر چاره و حل اين مشكل بزرگ اجتماعى بوده‏اند و هر كدام راهى را انتخاب كرده‏اند، كمونيسم از راه الغاى مالكيت فردى، و سرمايه‏دارى از راه گرفتن مالياتهاى سنگين و تشكيل مؤسسات عام المنفعه (كه به تشريفات بيشتر شبيه است تا به حل فاصله طبقاتى) به گمان خود به مبارزه با آن برخاسته‏اند ولى حقيقت اين است كه هيچكدام نتوانسته‏اند گام مؤثرى در اين راه بر دارند زيرا حل اين مشكل با روح ماديگرى كه بر جهان حكومت مى‏كند ممكن نيست.
با دقت در آيات قرآن مجيد آشكار مى‏شود كه يكى از اهداف اسلام اين است كه اختلافات غير عادلانه‏اى كه در اثر بى‏عدالتيهاى اجتماعى در ميان طبقه غنى و ضعيف پيدا مى‏شود از بين برود و سطح زندگى كسانى كه نمى‏توانند نيازمنديهاى زندگيشان را بدون كمك ديگران رفع كنند بالا بيايد و حد اقل لوازم زندگى را داشته باشند، اسلام براى رسيدن به اين هدف برنامه وسيعى در نظر گرفته است- تحريم رباخوارى بطور مطلق، و وجوب پرداخت مالياتهاى اسلامى از قبيل زكات و خمس و صدقات و مانند آنها و تشويق به انفاق، وقف و قرض الحسنه و كمكهاى مختلف مالى قسمتى از اين برنامه را تشكيل مى‏دهد، و از همه مهم‏تر زنده كردن روح ايمان و برادرى انسانى در ميان مسلمانان است.
واقف ، معامله با خدا می کند
أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (11)
یعنی : آيا ندانستند كه تنها خداوند از بندگانش توبه را مى‏پذيرد و صدقات را مى‏گيرد و اينكه خداوند، بسيار توبه‏پذير و مهربان است.این آیه شریفه این گفتار را بیان می کند که صدقات و زكاتى كه به پيامبر و امام داده مى‏شود، در حقيقت گيرنده‏اش خداوند است .چون پيامبر به فرمان خدا زكات مى‏گيرد، در حقيقت خدا زكات گيرنده است.امام صادق (عليه السلام) فرمود: صدقه در دست فقير قرار نمى‏گيرد، مگر آنكه در دست خدا قرار گيرد. آن گاه اين آيه را تلاوت فرمود. (12)از امام صادق( عليه السلام) سؤال شد كه آيا گرفتن زكات مخصوص پيامبر است يا بعد از آن حضرت نيز ادامه دارد؟ حضرت فرمودند: آرى، ادامه دارد. (13)
وباز در جای دیگری قرآن صدقات جاریه و بخشش را دارای اجر عظیم یعنی پاداشی بسیار بزرگ یاد نموده است که می فرماید: ......... وَ الْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمِينَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً(14) یعنی : .......... و مردان انفاق‏گر و زنان انفاق‏گر، و مردان روزه دار و زنان روزه دار، و مردان پاكدامن و زنان پاكدامن، و مردانى كه خدا را بسيار ياد مى‏كنند و زنانى كه بسيار به ياد خدا هستند، خداوند براى (همه‏ى) آنان آمرزش و پاداشى گرانقدر و بزرگ آماده كرده است.

موقوفات باید در جای خود مصرف شود
 

در بسیاری از موارد متاسفانه توجیه کردن کارها ،جزء اصول افعال روزمره ما میباشد. شاید برخی اوقات ، مصارف انفاقات ما در جای خاص آن نباشد. البته ناگفته پیداست که در سال های اخیر متولیان موقوفات و موسسات خیریه به این امر اهتمام جدی بسته اند.قرآن کریم در این مورد می فرماید: 
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ(15) یعنی : اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! بسيارى از دانشمندان و راهبان، (با سوء استفاده از موقعيّت خود،) اموال مردم را به ناحق مى‏خورند و آنان را از راه خدا باز مى‏دارند. و كسانى كه طلا و نقره مى‏اندوزند و آن را در راه خدا انفاق نمى‏كنند، پس آنان را به عذابى دردناك، بشارت بده.برخی از مفسرین ذیل آیه شریفه که فرمود: وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ (16)بیان نموده اند که: كسانى كه متولّى موقوفات‏اند و آنها را در مسير اهداف وقف شده مصرف نمى‏كنند، از مصاديق اين آيه مى‏باشند.(17)ابو ذر غفارى، صحابى بزرگوار پيامبر، در اعتراض به زراندوزى‏هاى معاويه و عثمان و عمّال حكومت و حيف و ميل اموال عمومى، صبح و شام اين آيه را با صداى بلند در برابر معاويه و سپس در مقابل عثمان مى‏خواند و مى‏گفت: اين آيه مخصوص مانعان زكات نيست و هر نوع زراندوزى را شامل مى‏شود. (18)از امام صادق عليه السلام پرسيدند: در چه مقدار مال، زكات واجب مى‏شود؟ حضرت فرمود: زكات ظاهر يا باطن؟ گفتند: هر دو. حضرت ابتدا نصابى را براى زكات ظاهر بيان نموده و آن گاه در بيان زكات باطن فرمودند: «فلا تستأثر على اخيك بما هو احوج اليه منك» آنچه را برادر دينى‏ات به آن نيازمندتر از توست، او را انتخاب و ترجيح دهید.(19)در روايتى ديگر، آن حضرت مى‏فرمايد: 
انّما اعطاكم اللَّه هذه الفضول من الأموال لتوجّهوها حيث وجّهها اللَّه تعالى و لم تُعطِّلوها لتكنِزوها خداوند اين مال‏هاى اضافى را به شما عطا كرد تا در مسير رضاى او خرج كنيد، نه آنكه احتكار و گنج كنيد. (20)

وقف ، راه نجات از آتش دوزخ
 

حضرت على (عليه السلام) آن گاه كه اموالى را در راه خدا وقف مى‏كردند، در وقفنامه‏ى خود مى‏نوشتند: اين اموال را وقف كردم، تا بدين وسيله از آتش دوزخ در امان باشم و آتش دوزخ نيز از من دور باشد.(21)ویا و از جمله انفاقهاى گرانبار امير المؤمنين «ع» به مردم نيازمند و كمك رسانى به آنان چنين است كه در منابع حديث و تاريخ آمده است اینکه: در آمد على «ع» چهل هزار دينار بود، او همه را صدقه قرار داد (و وقف كرد) و شمشيرش را فروخت و فرمود: لو كان عندي عشاء ما بعته (1) اگر خوراك شام را مى‏داشتم آن را نمى‏فروختم». و از غفلت است كه اين موضوع با عنوان «كثرة مال امير المؤمنين فراوانى مال امير المؤمنين» ياد شود، يا بگويند كه آن امام مال فراوان داشته است، كه در آن صورت براى اشخاص بى‏اطلّاع اين توهّم پيش آيد، كه او اين اموال را براى خود نگاه مى‏داشت و آنها را معيشت و رفاه گرايى خود و نزديكانش مى‏كرد. و اين امر دستاويزى فراهم سازد براى نيكو جلوه دادن تكاثر و ثروتمندى، به توسّط شياطين متكاثر يا فريب‏خوردگان نيرنگهاى آنان و اين ناروا است. و حق آن است كه گفته شود: «انفاق گرانبار امير المؤمنين» يا «زهد بسيار او» يا «فقر اختيارى او» يا «اهتمام شديد او به بى‏نياز كردن مردم و زدودن فقر از اجتماع» و نظاير اينها. آن مال چگونه مى‏تواند عنوان مالدارى وافر داشته باشد، در صورتى كه دارنده آن شمشيرش را مى‏فروشد و مى‏گويد: «اگر خوراك شام را مى‏داشتم آن را نمى‏فروختم»؟ پس امير المؤمنين «ع» مال را براى انفاق به دست مى‏آورد نه براى نگاه داشتن و ذخيره كردن و بهره‏مند شدن.(22)ياد معاد از ويژگى‏هاى بندگان خاصّ خداست. رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ (23) بندگان خاصّ خداوند، بيش از آنكه طمع بهشت داشته باشند، از آتش دوزخ خوف دارند. يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ (24)در ذیل این آیه شریفه که می فرماید: نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ (25) یعنی : آن چه را از پيش فرستاده‏اند و آثارشان را مى‏نويسيم . فرموده اند: نه فقط اعمال، بلكه همه آثار آن نيز ثبت مى‏شود و در حساب قيامت لحاظ مى‏گردد. خواه آثار خير نظير وقف و صدقه جاريه و آموختن علم به مردم و يا آثار شرّ مثل تأسيس مراكز فحشا(26)

وقف ، مصداق باقیات الصالحات

در خصال از امام صادق (ع) روايت آورده كه فرمود: انسان بعد از مردنش ديگر هيچ أجر و ثوابى دنبالش نمى‏آيد، مگر از چند راه: يكى اينكه در زندگيش صدقه‏اى پايدار تاسيس كرده باشد كه تا روز قيامت ثواب آن عايد وى مى‏شود. دوم صدقه‏اى كه به صورت وقف در آورده باشد كه ديگر ورثه‏اش آن را به ارث نبرند. سوم سنت هدايتى كه باب كرده باشد و بعد از مرگش مردم به آن سنت عمل كنند و راه درست را بروند. و چهارم فرزند صالحى كه بعد از مردن خود او براى پدر استغفار كن (27)همچنین در ثواب الاعمال ذیل روایتی مفصل پیامبر اکرم (ص)فرمودند که: هر كس چاهى براى آب حفر كند تا بآب رسد و آن را بر مسلمانان ببخشد و يا وقف آنها كند براى او همانند هر كه از آن آب وضو گيرد و نماز بخواند ثواب باشد، و نيز بشماره موى بدن هر انسان يا چهار پا يا درنده و يا پرنده‏اى كه از آن استفاده كرده و ميكند براى او ثواب آزاد نمودن هزار بنده باشد، و در روز قيامت بعدد ستارگان آسمان مردمى بشفاعت او بر حوض قدس وارد شوند، عرض كرديم يا رسول اللَّه حوض قدس كدام است؟ سه بار فرمود حوضى كه مخصوص من است . (28)باز آن حضرت فرمودند که : هر كس چاهى براى آب حفر كند تا بآب رسد و آن را بر مسلمانان ببخشد و يا وقف آنها كند براى او همانند هر كه از آن آب وضو گيرد و نماز بخواند ثواب باشد، و نيز بشماره موى بدن هر انسان يا چهار پا يا درنده و يا پرنده‏اى كه از آن استفاده كرده و ميكند براى او ثواب آزاد نمودن هزار بنده باشد، و در روز قيامت بعدد ستارگان آسمان مردمى بشفاعت او بر حوض قدس وارد شوند، عرض كرديم يا رسول اللَّه حوض قدس كدام است؟ سه بار آن حضرت فرمودند حوضى كه مخصوص من است. (29)حتی از نظر اهل البیت (علیهم السلام) اینکه موقوفات جزء بهترین باقیات الصالحات می باشد . از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که: حضرت علی (علیه السلام) خانه خود را در مدینه وقف نمود.(30)
همچنین مرحوم علامه مجلسی چندین حدیث در مورد موقوفات پیامبر اکرم نقل نموده است که هفت زمین حصار دار (اعم از باغات و غلات) که یکی از آنها باغ فدک بود که وقف حضرت فاطمه و فرزندان آن حضرت نمودند.(31)و باز هم در این مورد صاحب مستدرک الوسائل نقل نموده که امام حسین (علیه السلام) نواحی قبرش را از نینوا و غاضریه به شصت هزار خرید و وقف کرد برای زوارش که از آنها تا سه روز پذیرائی شود. (32)

چند روش مصرف موقوفات
 

بطور کلی از منطق اسلام چنین استنباط می شود که در هر فعل و عملی که موجب به تعبیر قرآن کریم باقیات الصالحات گردد، می توان وقف نمود . کتاب آسمانی ما قرآن کریم در سوره مریم می فرماید
: ...... وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ مَرَدًّا (33)یعنی : ......و نيكى‏هاى ماندگار، ثوابش نزد پروردگارت بهتر و خوش فرجام‏تر است.در اینجا به برخی از نمونه های وقف که از مهمترین موقوفات ماندگار می باشد را یاد آور می شویم:

الف) وقف بر کارهای خیر
 

استاد قرائتی این داستان را از عمویش نقل نموده که حضرت آیت الله بروجردی می فرمودند: روزگاری که در اصفهان درس میخواندم ، پدرم ماهی 3 تومان به حواله یکی از بازرگانان اصفهان برایم می فرستاد. من چون پیش از ظهر و بعد از ظهر به درس و بحث مشغول بودم ، اول ظهربرای گرفتن پول نزد آن حاجی می رفتم و می دیدم که کاسه گلینی پر از دوغ در پیش خود نهاده و می خورد و من هم با تعجب به او می نگریستم که با این ثروت هنگفت چرا چنین بر خود سخت می گیرد، اما چیزی نمی گفتم. یک سالی یکی از پل های بین راه اصفهان را آب برد ، در آن روزها هزینه ساخت آن پل را سی هزار تومان تخمین زده بودند، طبق معمول تنی چند به دوره افتادند وبه سر وقت این و آن رفتند و مأیوسانه سری هم به حاجی زدند. حاجی پرسید خرج آن چقدر است؟ گفتند سی هزار تومان. گفت: تمام خرج با من. و او تمام هزینه را متقبل شد.هر چند این جوان مردی از چنین شخصی شگفت انگیز به نظر می رسید ولی از آن شگفت تر قسمت بعدی داستان است که مرحوم بروجردی فرمودند: ماه دیگر برای گرفتن مقرری به نزد آن حاجی رفتم ، مرا کنار کشید و گفت : آقا سید من می دیدم به نان و دوغ خوردن من با تعجب نگاه می کنی حالا از تو می پرسم که من عمری بر خود سخت بگیرم و بندگان خدا از پول من آسایش یابند بهتر است یا خوب بخورم و بپوشم و احیاناً را هم در کار خیر مصرف کنم؟(34)

ب) وقف بر کتاب و کتابخانه
 

وقف کتاب و کتابخانه و یا اماکنی که عام المنفعه میباشد که یک وقف معنوی میباشد که باعث تعالی و رشد جامعه و فرد می گردد.حتی بسیاری از بزرگان و علماء قدیم از چنین کتابخانه هائی بهره ها و استفاده های شایان و زیادی می نمودند.

ج) وقف بر جلسات روضه خوانی اهل البیت (علیهم السلام)
 

شاید بهترین نوع از موقوفات ، این نوع از وقف میباشد چون جزء برترین تعظیم شعائر نیز می باشد. شاهد بر مدعا دلیل قرآنی است که می فرماید:
ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ (35)یعنی : اين است (دستورات خداوند درباره‏ى حج) و هر كس شعائر خدا را گرامى بدارد، پس اين از تقواى دل‏هاست

د) وقف بر ساختمان هائی نظیر( مسجد، درمانگاه ، حوزه های علمیه ، اماکن مقدسه و اعتاب ،حسینیه) و تعمیر آن
 

خوشبختانه این گونه از وقف در کشور بزرگ ایران اسلامی بسیار رواج پیدا کرده است. البته کافی هم نیست و باید متولیان وقف و واقفان بیشتر در این مورد همت گمارند.از امام صادق عليه السلام فرمودند: 
مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً، یعنی : و هر كس كه جانى را زنده كند، گويى چنان است كه همه مردمان را زنده كرده باشد. (36)

پي‌نوشت‌ها:
 

1 . (المائدة،آيه2 )
2 . (البقرة ، آيه 11)
3 . (اسلام در يك نگاه، ص 89)
4 . (طبقات كبرى ،ج‏1،ص:472)
5 . ( ترجمه مغازى واقدى ،ص415)
6 . (كافى، ج‏4، ص‏5)
7 . (سخنرانی محسن قرائتی، اسفند ماه 1364)
8 . (المائدة،آيه2 )
9 . ( البقرة،آيه 278)
10 . (تفسير نمونه، ج‏2، 316)
11 . (التوبة ، آيه 104)
12 . (تفسير برهان ، ذیل آیه شریفه)
13 . (تفسير نور الثقلين، ذیل آیه شریفه)
14 . (أحزاب ، آيه 35)
15 . (التوبة ، آيه 34)
16 . (التوبة ، آيه 34)
17 . ( تفسير نور، ج‏5، ص: 55)
18 . ( تفسير نور، ج‏5، ص: 55)
19 . ( تفسير صافی، ذیل آیه شریفه)
20 . ( تفسير صافی، ذیل آیه شریفه)
21 . ( صافى، ج 2، ص 104)
22 . ( الحياة با ترجمه احمد آرام، ج‏3، ص: 305)
23 . (الفرقان ، آیه 65)
24 . (الفرقان ، آیه 65)
25 . (يس ، آيه 1)
26 . ( تفسير نور، ج‏9، ص 527)
27 . (خصال، ج 1، ص 151، ح 184)
28 . (ثواب الاعمال.ترجمه غفارى ، 678)
29 . (ثواب الاعمال.ترجمه غفارى ، 678)
30 . ( من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص248)
31 . (بحار الانوار،ج22،ص297)
32 . (مستدرک الوسائل،ج 10،ص321)
33 . (مريم ، آيه 7)
34 . ( توشه تبلیغ، بحث وقف)
35 . (حج ، آيه 32)
36 . (احتجاج،ترجمه جعفرى ، ج‏1 ، 560 )
 

منابع
1 . قرآن كريم.
2 . ابن ابى الحديد، عبدالحميد بن حميداله; شرح نهج البلاغه، بيروت، موسسه اعلمى، 1415هـ.ق، چاپ يكم.
3 . حر عاملى، محمد بن حسن; وسايل الشيعه، قم، موسسة آل البيت(ع)، 1405هـ . ق ، چاپ دوم.
4 . حويزى، عبد على بن جمعه،تفسير نور الثقلين، قم، اسماعيليان، 1415، چاپ چهارم.
5 . طباطبايى، محمدحسين; الميزان، بيروت، موسسه اعلمى، 1411 هـ . ق ، چاپ يكم. 
6 . مکارم شیرازی،ناصر، اسلام در يك نگاه، تهران،دار الکتب الاسلامیه،چ 1،1388
7 . مکارم شیرازی،ناصر،تفسیر نمونه،چ اول،تهران،دار الکتب الاسلامیه،1374 ش
8 . ملا محسن كاشاني، فيض، تفسير صافي، بيروت، موسسه الاعلمي للمطبوعات،بی تا،
9 . قرائتی،محسن،تفسیر نور،مرکز فرهنگی درسهائی از قرآن، چ 11،تهران،1383ش
10 . مکارم شیرازی،ناصر،تفسیر نمونه،چ اول،تهران،دار الکتب الاسلامیه،1374 ش
11 . کلینی،ثقه الاسلام،ترجمه اصول کافی،چ اول،حاج سید جواد مصطفوی،تهران،اسلامیه،1377
12 . شيخ‌ صدوق: ثواب‌ الاعمال‌، تحقيق‌ علي‌ اكبر غفاري‌، كتابفروشي‌ صدوق، تهران‌،1392 ق.
13 . حكيمي‌، محمدرضا، محمد و علي‌، الحياه، ترجمه احمد آرام‌،تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی،چ مکرر،1380ش.
14 . شیخ صدوق ،خصال ، انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه، 1403 ه.ق، قم، ایران
15 . نوري الطبرسي، حاج ميرزا حسين، مستدرک الوسائل ،بیروت،موسسه آل البیت،چ 1،1408
16 . ابن سعد، محمد بن سع، طبقات، بيروت، دارصادر، بى تا، چاپ يكم.
17 . طبرسى، احمد بن على، احتجاج، تهران، انتشارات منير، 1378، چاپ يكم
18 . شيخ‌ صدوق: خصال، كتابفروشي‌ صدوق،بی جا، تهران‌،1392 ق.
19 –قرائتی، محسن، ره توشه تبلیغ، نرم افزار
20 . قرائتی، محسن، سایت درسهائی از قرآن

 


[سه شنبه 21 آبان 1392 ]  [10:36 PM]  [حسین عرب جعفری]

 

پيدايش و چشم انداز وقف خانواده
پيدايش و چشم انداز وقف خانواده

 

نويسنده:ماجده اسماعيل عبد المحسن
مترجم : سید باقر حسینی 


 
از نظر تاريخي بايد گفت که نهاد غير انتفاعي وقف ، نقش قابل توجهي در پيشبرد جوامع اسلامي همچنين در کمک به دولت اسلامي براي تهيه خدمات اساسي آنطور که هست ايفا کرده است.اين نهاد از بخش هاي تربيتي بهداشتي حمايت، زير بناهاي اساسي را تدارک ، تامين شغل، بالابردن فعاليت هاي تجاري، تهيه غذا براي گرسنگان ، پناه دادن به مستمندان و نيازمندان و علاوه بر حمايت از بخش هاي کشاورزي صنعتي بدون هزينه براي دولت است.
بهرحال، اين نقش از پايان قرن نوزدهم تاکنون که دولت ها در کشورهاي مختلف مسلمان اين حق را به خود دادند که امور حکومتي خود را متمرکز و وقف خانواده را ضبط و ملغي اعلام کنند، وخيم تر شده چراکه با انجام چنين کاري، دولت ها اميد داشتند ، تمام مشکلاتي که براي اموال وقفي در آن زمان اتفاق افتاد بود را حل خواهند کرد،ولي آنها درک نکردند که نقش قابل توجه وقف در طول قرن هاي گذشته ، را از بين مي برند. 
اين مقاله به پيدايش قانون و پيشرفت وقف خانواده خواهد پرداخت. اين مبحث نيز اهميت ايجاد وقف خانواده در زمان حضرت پيامبر(صلي الله عليه وآله) و علل ابطال آن تقريبا در همه کشورهاي اسلامي از سال هاي 1950 ميلادي مطرح خواهد کرد. علاوه برآن، در اين مقاله توصيه اي براي بازبيني قانون وقف خانواده و تشويق مردم براي ايجاد وقف هاي جديد تقديم خواهم کرد. 

تعريف و طبقه بندي وقف

واژه هاي وقف (جمع آن اوقاف ) و حبس (جمع آن احباس)، هردو به معناي متوقف کردن، جلوگيري کردن، امتناع کردن يعني الحبس و المنع. واژه تسبيل نيز به همان معني بکاربرده مي شود، يعني، ايثار در راه خدا(في سبيل الله ).
وقف را مي توان بدين صورت تعريف کرد: 
نگهداري اموال (منقول يا غير منقول) توسط باني(بانيان) و اهداي به ذي حقِ انتفاع از نمائات چه صاحبان حق عموم باشند و يا خانواده. 
وقف به سه نوع تقسيم مي شود، وقف خيري (وقف عموم)، الوقف الاهلي (وقف خانوادگي) و الوقف المشترک (آميزه اي از وقف عام و خانواده). 

وقف خيري/ وقف عمومي

موقوفه يک واقف جهت حمايت از رفاه عموم مستمندان و نيازمندان در جامعه است. واقفين در اين مورد، اين نوع وقف را به صورت غير منقول مانند ساخت مساجد، مدارس، بيمارستان ها، دار الايتام و مهمانخانه ها يا اموال غير منقول مانند کتاب، اسلحه، غلات، پول و غيره را ايجاد مي کنند. 

الوقف الاهلي/ وقف خانوادگي

الوقف الاهلي، الوقف الذري ، وقف علي الولد همگي مانند هم و به وقف خانوادگي مربوط مي شود. واقف، در اين مورد، اموال خود را وقف فرزندان خود، نوادگان، آشنايان يا اشخاص ديگر که خود تعيين مي کند. اگر افراد ذي نفع به تشخيص واقف ديگرزنده نيستند، در اين صورت، اموال وقفي تنها براي مقاصد رفاه عموم واگذار مي شود. اين نوع وقف توسط حضرت پيامبر(صلي الله عليه وآله) مورد تأييد واقع شد، چون ايشان اصحاب خود را جهت وقف به نزديک ترين خويشاوندان تشويق مي کرد. علاوه براين، حضرت پيامبر(صلي الله عليه وآله) اعلام کرد که بهترين کار نيک، توجه به خواسته هاي خويشاوندان است که اين عمل، نيک تر از آن است که صدقه به متکدي داده شود. 

الوقف المشترک / آميزه وقف عمومي خانوادگي

وقف يک واقف جهت حمايت از عموم و خانواده است، يعني، واقف قسمتي از اموال خود را به خانواده خود وقسمتي ديگر به عموم اهدا مي کند. اين نوع وقف توسط حضرت پيامبر(صلي الله عليه وآله) توصيه و همسران واصحابش بدان عمل کردند. 

قانون وقف خانوادگي

قانون وقف خانوادگي از همان قانون وقف عمومي تبعيت مي کند. به عنوان نمونه، براي اينکه وقف خانوادگي معتبر باشد، شرايط و محدوديت هاي مشخصي وجود دارد که توسط اکثريت فقهاي مسلمان مورد اتفاق قرارگرفته است. ما معتقديم، در حال حاضر، طرح اين شرايط و محدوديت ها بدليل اهميت احياي قانون وقف خانوادگي، سودمند است. 

شرايط اعتبار وقف

پنج شرط اعتبار وقف به شرح زير است: 
* واقف بايد عاقل باشد ، بالغ و حر و وي بايد توانايي انتقال اموال از ملکيت خود به ملکيت خدا را دارا باشد. اين بدان معني است که وي مالک اين اموال يا از درآمد خود يا از طريق ميراث باشد. 
*اموال اهدايي را مي توان منقول يا غير منقول تقسيم بندي کرد. 
* واقف بايد يک متولي (مورد اعتماد) منصوب نمايد، يا خود را منصوب يا شخص معيني به جهت اداره امور و مديريت وقف تعيين کند. وي نيز بايد حق تعيين جانشين متولي خود در صورتي که متولي فوت کند يا ناتوان از انجام وظايف خود شود، داشته باشد. 
* افراد ذي نفع بايد توسط واقف در باره وقفيه (عمل وقفي) خود، تعيين شوند. اين افراد ذي نفع را مي توان يا خويشاوندان واقف يا براي عموم در صورتي که آنان وقف را در خصوص مسجد، مدرسه، بيمارستان و غيره باشد. 
*ايجاد وقف مي تواند شفاهي، يعني، کلامي همراه باعملي، چون ساخت مسجد و دعوت مردم به نماز خواندن در آن باشد. يا وقف نيز مي تواند به شکل نوشته موسوم به عمل وقف باشد. از آنجائي که اين اعلام وقف به صورت نوشته توسط فقيه مسلمان بيشتر از نوع شفاهي آن سفارش شده است، ما سفارش مي کنيم اگر همه سوابق و مستندات در پوشه هاي مناسبي در کامپيوترها به عنوان ذخيره حفظ و نگهداري شود، بهتر است. اين امر از طرفي بر مديريت مناسب تأکيد دارد، و از طرفي ديگراسناد را براي نسل آينده حفظ مي کند. 

محدوديت هاي کليدي وقف خانوادگي

فقهاي مسلمان در باره محدوديت هاي وقف، متفقند همين که اموالي به عنوان وقف شامل وقف خانوادگي بحساب آيد، بايد تحت سه محدوديت کليدي قرار بگيرد. 

* قطعيت

مهم ترين شاخص وقف است زيرا که اجماعي ميان فقهاي مسلمان وجود دارد که واقف نمي تواند اهدا را که از قبل به عنوان وقف اعلام کرده است، باطل کند. اين يعني همينکه يک واقف اعلام کند که اموالش وقف(عمومي يا خانوادگي) است، قطعيت پيدا مي کند و وارثان وي نمي توانند اعتبار آن را عوض کند. اين محدوديت ها تأکيد دارند که تا آنجايي که وقف براي اهداف انساني واگذار شده، واقف يا نوادگان ايشان هيچگونه حق استرداد آن را ندارند. بنابراين، در اين صورت، اين امر به سود دهي اکثريت مردم ادامه و واقف، در همان حال، از خدا سبحانه و تعالي ثواب مي گيرد. 

* ابدي بودن

وقف درست از لحظه واگذاري است. اکثريت فقهاي مسلمان متفقند که وقف از لحظه واگذاري ابدي مي شود. اين مهم ، از طرفي، تأکيد دارد که هيچ مصادره اموال وقفي توسط دولت يا افراد صورت نمي گيرد. و از طرف ديگر، اين امر تآکيد دارد که هيچ مصادره اموال وقفي توسط دولت يا افراد صورت نمي گيرد. و از سوي ديگر، اين امر بر حمايت منظم و مستمر از وقف نسبت به خرج براي اماکن خيريه چون مسجد، بيمارستان، دارالايتام، مدرسه و غيره تآکيد مي کند. 
برخي بر اين باورند که غير قابل انتقال بودن وقف از لحظه اعلام آن است. اين مهم از لحظه انتقال اموال وقفي به خدا، شروع مي شود، اگر چه حق انتفاع از مستغلات غير از آن استنباط مي شود، بتواند به نفع انسان باشد. همه فقها متفق القول هستند که هيچ کس نمي تواند آن را مصادره کند و بنابراين اموال وقفي همچون سرمايه مسدود ( بلوکه شده) است. اموال غير قابل انتقال نمي توانند در معرض فروش، حل و فصل، رهن، هديه، ميراث يا هرگونه مصادره همانطورکه در حديث زير مشخص شده است. همه اين شرايط و محدوديت ها براي نسل هاي حال و آينده سودمند خواهد بود. 

پيدايش وقف خانوادگي

اگر چه خداوند سبحانه و تعالي به واژه وقف در قرآن اشاره اي نکرده است، اما چند آيه اي در باره مسائل نيکوکاري حامل اصل وقف، همانطورکه در آيه زير بدان اشاره شده است، وجود دارد.
لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‏ءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ
ابو طلحه اين آيه قرآني را تفسير کرده بود. عبيد الله يکي از اصحاب حضرت پيامبر(صلي الله عليه وآله) عزيزترين باغ خود به نام "بروحه" پر از نخل که روبروي مسجد النبي بود را وقف کرد. حضرت پيامبر(صلي الله عليه وآله) به آنجا مي رفت و از آب شيرين آن مي نوشيد. لذا، هنگامي که اين آيه نازل شد، ابو طلحه به حضرت پيامبر(صلي الله عليه وآله) گفت: 
اي رسول خدا! خداوند سبحان مي فرمايد: شما به نيکي (پاداش بهشت) نخواهي رسيد، مگر اينکه آنچه را که دوست مي داريد، در راه خدا انفاق کنيد. و بدون شک، باغ نخل "بروحه" عزيزترين اموال من است. بنابراين، من مي خواهم آن را به عنوان کارنيک ، در راه خدا بدهم. توقع ثواب آن را از خدا دارم. اي رسول خدا! آن را، هرجا که خدا مي خواهد، خرج کن. در اين باره، حضرت پيامبرفرمود: اين اموال مناسبي است. اي ابو طلحه ! آنچه را که گفتي، شنيدم. و من فکر مي کنم مناسب است که آن را به خويشوندان خود بدهي. ابوطلحه گفت: اي رسول خدا! اين چنين خواهم کرد. ابوطلحه، سپس، آن باغ را در ميان خويشاوندان و پسر عموهاي خود تقسيم کرد. 
پيامبر اکرم (صلي الله عليه وآله) ، در بسياري از احاديث ايجاد وقف خانوادگي را تشويق کرده است. به عنوان نمونه، حديث زير نه تنها ايجاد وقف خانوادگي را مشخص مي کند، بلکه قانون و مديريت آن را نشان مي دهد: 
ابن عمر نقل کرد: در زمان حيات پيامبر اکرم (صلي الله عليه وآله) ، عمر قسمتي از اموال خود را، يعني باغ خرما به نام "صمغ" داد. و سپس گفت: يا رسول الله! اموال بسيار گرانبها دارم و مي خواهم به عنوان امر خير بدهم. پيامبر اکرم (صلي الله عليه وآله) فرمود: 
آن را به عنوان وقف، همراه با زمين و درختان، بدهيد، به شرط اينکه زمين و درختان نه بفروش برسند، نه اهدا شوند و نه به ارث گذاشته شوند، اما ميوه ها در راه خير مصرف شوند. بنابراين، عمر آن را وقف کرد. در راه خدا، آزادي برده ها در راه مستمندان، مهمانان، مسافرين و خويشاوندان بود. شخص شاغل به عنوان مدير آن مي تواند به طور معقول و منصفانه از آن بخورد و اجازه دهد دوست خود از آن ميل نمايد به شرط اينکه قصد ثروتمند شدن از آن را نداشته باشد.
حديث فوق قوانين بسياري را به تصوير مي کشد. در مثال نخست، همينکه اموال وقف شود، نبايد فروخته يا به ارث برده يا به عنوان هديه داده شود. دوم اينکه، بستگي به واقف دارد که کسي يا نهادي احساس کند بيشتر بدان نياز دارد، يعني، به عموم يا به خانواده اش وقف نمايد. در اين صورت، خليفه عمر هر دو را به عموم و خانواده اش اختصاص داد. سوم اينکه اداره امور وقف نيز از زماني که خود واقف وقف خود را اداره نمايد، مشخص مي شود ودر همان وقت وي مي تواند تا زماني که انسان زنده اي به طور معقول از آن استفاده نمايد. 
نمونه هاي مشابه از اصحاب رسول اکرم (صلي الله عليه وآله) چون الحميدي و شيخ البخاري که نام صحابه ، وقف ها و استفاده هاي آن را برده است، به استحضار رسيد. وي گفت که خليفه ابوبکر خانه اش را به فرزندانش وقف کرد، عمر بن الخصاب زمين خود در "صمغ" را به فرزندان خود وقف کرد. سعد بن ابي وقاص خانه اش در مدينه و مصر را به فرزندان خود وقف کرد. زبير بن عوام خانه هاي خود در مکه و مصر و پول اش در مدينه را به فرزندان خود وقف کرد. عمر بن عاص خانه اش در مکه را به فرزندانش وقف کرد. و حکيم بن حزام خانه هاي خود در مکه و مدينه را به فرزندان خود وقف کرد. علاوه بر اين، اکثر همسران حضرت پيامبر(صلي الله عليه وآله) وقف خانوادگي داشتند. به عنوان نمونه، عايشه، ام سلمه، ام حبيبه، صفيه و حفصه اموال خود را به بنفع خويشاوندان وقف کردند. 
همه اينها مثال هاي مناسبي هستند که وقف خانوادگي را از زمان حضرت پيامبر(صلي الله عليه وآله) را نشان مي دهد. اين گواه مناسبي براي کشورهايي که اين نوع وقف را امروزه فسخ کرده اند، مي باشد و ما آن را در زير به بخث خواهيم گذاشت. 

تغيير و تحولات وقف خانوادگي

سوء مديريت قضيه وقف خانوادگي از زمان ممالک شروع شد. اما بدليل قدرت فقهاي مسلمان طي آن دوره که در برابر سلاطين و حاکمان مقاومت مي کردند و از هرگونه ضرر به اموال وقفي جلوگيري مي کردند، نهاد وقف زنده ماند. پيش از دوره ممالک ، هيچگونه زمين وقفي کشاورزي نبود، زيرا که در آن دوره همه زمين ها متعلق به دولت بود، يعني، مالکيت را مجددا بدست آورد، و آنچه را که به شهروندان عادي و کشاورزان صرفا حقوق مالکيت و حق انتفاع از مستغلات غير بود. با اين وجود، در دوران ممالک، وقف زمين کشاورزي مجوز داشت مردم، از آن زمان به بعد، شروع به وقف بسياري، از جمله زمين هاي کشاورزي کردند. افزايش تعداد وقف ها، دولت را مجبور به ايجاد سه وزارتخانه نظارت بر چنين وقف هايي کرد: ديوان الاحباس و المساجد، ديوان الحرمين الشريفين و ديوان الاوقاف الاهليه. سوء مديريت امنا، باگذشت زمان و افزايش تعداد اموال وقفي، به وقوع پيوست. اين قضيه اوضاع را بدتر کرده بود. به عنوان نمونه، بعضي از امنا سعي مي کردند بعضي از اموال وقفي را از راه استبدال مصادره کنند. نمونه مناسب اين مورد، در کتاب خطط المقريزي بدان اشاره شده است. ايشان مي گفت که امين جمال الدين يوسف دو شاهد آورد که به قاضي القضاه کمال الدين شهادت بدهند که وقف همسايه به آنها ضرر رسانده است. لذا، آن اموال وقفي باپول معاوضه و سپس امين آن را گرفت. اما فقهاي مسلمان در آن وقت قوانين و مقرراتي براي حمايت از هرگونه آسيب به اموال وقفي صادر مي کردند. به عنوان نمونه، در باره آن مورد، فتوايي که تبادل اموال وقفي تنها براساس تبادل هرگونه اموال وقفي با اموال ديگر صادر کردند. علاوه براين، در دوران الضاهر بيبرز که سعي مي کرد تمام زمين ها از جمله زمين وقفي را مصادره کند، امام محيي الدين النووي از انجام چنين کاري بازداشت. بهرحال، ماليات برزمين هاي ملکي از جمله زمين وقفي ماليات وضع کرد. محمد علي پاش همان کار را تکرار کرد. مضاف براين، برقوق اتابک در قرن هشتم تلاش کرد تا وقف خانوادگي را لغو کند. دليل وي اين بود که اغلب اين وقف ها براساس زمين ملکي دولت، يعني، زمين "ميري" بود. بنابراين، اکثر وقف هاي حکام، چون وقف خانوادگي، وقف هاي غير مناسب بودند. لذا، فتوايي از سوي فقهاي مسلمان در باره اين قضيه صادر گرديد. اين فتوا مي گويد که هرگونه وقف خانوادگي درباره زمين "ميري" بايد لغو شود، به استثناي وقف عمومي. بااين وجود، در سال 827 هجري، وقتي که حکام شروع به وقف مشترک، يعني، خانوادگي و عمومي در زمين هاي "ميري" کردند، اين قانون مشکل ديگري را ايجاد کرد. با انجام چنين کاري، آنان از لغو وقف خود اجتناب کردند، زيرا که اين وقف عمومي بود، اما هدف اين قضيه اختصاص سهم بزرگ در آمد براي خانواده است. 
در اواخر امپراطوري عثماني و در قرن 19 رژيم سلطان محمود دوم اصلاحاتي صورت گرفت که منجر به جدايي دولت از دين شد. اين اصلاح برنهاد وقف اثر کرد و وزير اوقاف از فقهاي مسلمان جدا شد. هدف اين اصلاح ادغام مراکز محلي و نظارت بروقف موجود با دفتر مرکزي استانبول است. مديران وقف جديد جهت اداره امور اوقاف منصوب شدند. در همان وقت ، فقهاي مسلمان که زير نظر مستقيم دولت کارمي کردند، کنترل اموال وقفي را از دست دادند، يعني، تمرکز امور باعث تضعيف مقام آنان در جامعه شد. اين امر منجر به گسترش سوء مديريت و خرابي خود سامانه وقف شد، زيرا که بسياري از مديران انتصابي بامسائل حقوقي اين نهاد آشنا نبودند. 
ايجاد تمرکززايي وقف دري براي بسياري از مشکلات بازکرد. به عنوان نمونه، بيکاري را ايجاد کرد، زيرا که امنا توسط واقف منصوب مي شدند (در بسياري از موارد، پسران واقف) و به حقوق ماهانه وابسته بودند تا اداره وقف خود. علاوه براين، سوء مديريت در درون خود نهاد اتفاق افتاد، زيرا که اکثر اموال وقفي با مديريت امناي انتصابي که هيچ قصد حمايت از اين اموال را نداشتند، بود. اين امر بغير از دريافت حقوق ماهانه يا داشتن فرصت جمع آوري مال از عايدات وقف براي خود بود. اين امر، به نوبه خود، بسياري از اموال وقفي را بلا استفاده کرده است، زيرا پول کافي نبود آنها را نگه دارد. مضافا، افراد ذي نفع اصلي باسود شروع به دريافت قرض کردند و محصولات کشاورزي خود را از زمين وقفي گرو مي گذاشتند. اين عمل منجر به اينکه قرض دهندگان دست هاي خود را برروي محصولات کشاورزي زمين هاي وقفي قرض گيرندگان بگذارند. علاوه بر اين، مردم شروع به ايجاد وقف خانوادگي کردند تا دختران خود را از ارث محروم کنند. اين وضعيت تا زمان رژيم محمد علي پاش در قرن 19 ادامه داشت. وي از ميان دو ميليون زمين کشاورزي که به صورت زمين وقفي شده بود، 600000 فدان پيدا کرد، يعني، يک سوم زمين کشاورزي وقفي بدون پرداخت ماليات بود. اين بار دوم وضع ماليات بر اموال وقفي بود. اما اين بار، وي نيمي از ماليات بر زمين وقفي را وضع کرد، در حالي که ايشان تمام ماليات برزمين هاي کشاورزي خصوصي وضع کرد. زيرا اکثر مردم با اين سياست موافق نبودند و ادعا مي کردند که عايدات همه اين وقف ها حمايت از همه مساجد بود. محمد علي براي حفظ مساجد تلاش بسياري کرد و ماليات تمام بر زمين وقفي کشاورزي مانند زمين هاي ملکي خاص ديگر، وضع کرد. علاوه بر اين، بدليل مشکلاتي که از تمکززايي مديريت وقف ، مرقوم در بالا و بجاي يافتن راه کارهايي جهت حل آن معضلات، محمد علي پاش بدنبال فتوايي که به اول اجازه ضبط همه اموال وقفي چه خانوادگي و چه عمومي بود. وي، براساس اعتراضات سه فقيه مسلمان عبد الله بن مسعود، عبدالله بن عباس وقاضي شريح نسبت به ايجاد وقف، همه اموال وقفي را در سال 1862 لغو کرد. اين کار، تقريبا در همه کشورهاي خاورميانه که تحت سلطه امپراطوري عثماني بودند، دنبال شد. اگر چه وي در کاهش ايجاد اموال وقفي جديد موفق شد، اما، بهرحال، ايشان نمي توانست مانع از ايجاد وقف هاي جديدي توسط مردم و خويشاوندان خود شود. 
علاوه براين، استعمار تقريبا در همه کشورهاي اسلامي تشنج زا بود. خرابي اين نهاد حتي پس از استقلال از حکومت استعماري همراه با مشکلات و لغو وقف خانوادگي ادامه داشت. 

لغو وقف خانوادگي

آغاز انقلاب در 23 ژولاي 1952 در مصر شاهد نقطه آغازين لغو وقف خانوادگي نه تنها در مصر شد، بلکه در سوريه، تونس و پس از آن در ساير کشورهاي مسلمان بوده است. علاوه براين، اين قانون به وزارت اوقاف که در سال 1913 ايجاد شده بود، حقوق بسياري براي اموال وقفي داده بود. به عنوان نمونه، اين قانون اين حق را داده است که تمام وقف عمومي را مديريت، حق تغيير شرايط واقف و حق ابطال وقف به واقفين را داده است. نتها اين امر، بلکه مردم را از ايجاد وقف هاي جديد نااميد کردند. لذا، بسياري از واقفين شروع به لغو کردن اموال وقفي خود، به استثناي وقف مساجد، کردند. اين امر، در نتيجه سوء مديريت اموال وقفي، همانطور که در بالا ذکر شد، بخصوص وقف خانوادگي که در آن دوره اهداف را محقق نمي سازد، شروع شد. در واقع و بدليل نظارت نامناسب و سوء مديريت اموال وقفي قديمي براي خانواده ها، اختلافات متعددي و موارد غير نظامي اتفاق افتاد که روحيه برادري را تضعيف کرد و منجر به دشمني و نفرت در ميان اعضاي خانواده گرديد. علاوه براين، دولت متوجه شد که اين امر قسمت عظيمي از ثروت ملي که از بهره گيري مناسب آن به نحوي که به جامعه سود برساند و شايسته احزاب باشد، جلوگيري بعمل آيد. 
مشکلات اشاره شده در فوق در باره وقف خانوادگي به عنوان عامل تشنج زا در مصر براي ضبط و لغو وقف خانوادگي عمل مي کرد. در سال 1952 اولين قانون شماره 180 به منظور لغو وقف خانوادگي صادر شده است. بدنبال آن قانون شماره 525 صادره در سال 1954 به وزارت، حق و ضبط و لغو هرگونه وقف خانوادگي و مبادله آن باپول و تقسيم سهام بين اعضاي خانواده را داد. در سال 1958 قانون ديگري به شماره 122 صادر شد که به وزارت اوقاف حق مديريت همه اموال وقفي را داد. بنابراين، تمرکززايي مديريت وقف نه تنها در مصر بلکه در اکثر کشورهاي اسلامي به وقوع پيوست. 

فراخوان قانون نوين وقف خانوادگي

از نقطه نظرات فوق متوجه مي شويم که هر وقت سوء مديريت يا آزاررساني ها براي وقف خانوادگي اتفاق مي افتاد، دولت يا حکومت فورا بدنبال فتوا مي افتاد تا براي چنين وقفي راه و چاره حمايت از وقف خانوادگي مورد نظرحضرت پيامبر(صلي الله عليه وآله) و عامل به اصحاب و همسران وي را ضبط و يا لغو مي کردند. ما نير متوجه شديم بجاي اينکه هر کس در اين راستا به اين اموال مانند روزهاي صدر اسلام آسيب مي رساند، تنبيه مي شد، حکومت اين آزاررساني ها را تحمل کرد. قاضي القضاه هر اميني که گناه سوء مديريت در چنين اموالي وي ثابت مي شد، اورا در ملاء عام تنبيه مي کرد. 
لذا، ما اعتقاد داريم وقت آن رسيده است که قانون وقف را بازبيني و مردم را به ايجاد وقف خانوادگي به سود آنان، خانواده ها و عموم باشد با درنظر گرفتن توصيه هاي زير، تشويق نمائيم . 
*توصيه مي شود اين قانون که حق مصادره و لغو وقف خانودگي به حکومت در تمام کشورهاي مسلمان با پيروي از همان قانون مي دهد، بازبيني گردد. 
* توصيه مي شود به واقفين حق مديريت وقف خود داده و حکومت و يا نهاد مذهبي به عنوان مجمع ناظر بتواند امنا را در صورت هرگونه سوء استفاده از اموال وقفي تنبيه نمايد. 
* همچنين توصيه مي شود هيئت وقف ايجاد گردد. در اين هيئت اعضا از ميان واقفين انتخاب و بر مديريت وقف خود نظارت نمايند. همچنين سپاسگزاريم که افراد از دولت يا نهاد و مذهبي به عنوان عضو در اين هيئت دعوت و ارشادات خود را به واقفين به منظور نظارت مستقيم بر امنا ابلاغ نمايند. 
* اگر چه ما به انعطاف بيشتر در ايجاد وقف خانوادگي توصيه مي کنيم. بهرحال، ايجاد چنين وقفي، در صورتي که حاکم شرع متوجه شود که قصد واقف ضد منافع اسلام، مانند محروم کردن بعضي اعضا از ميراث يا وصيت نامه هاي خود شود، بايد محدود گردد. 
در پايان، اميد است که با طرح نقش تاريخي دولت اسلامي نسبت به نهاد وقف، حکومت ها در کشورهاي مسلمان قانون وقف خانوادگي را بازبيني و واقفين جديد جهت ايجاد اين نوع وقف با دادن اختيارات در مديريت وقف خود، تشويق نمايند. بهرحال، نظارت مستقيم حکومت يا نهاد ديني بر امنا بسيار توصيه مي گردد.
منبع: فصلنامه وقف میراث جاویدان ش 69

 


[سه شنبه 21 آبان 1392 ]  [10:35 PM]  [حسین عرب جعفری]

 

 

وقف در كرمان؛ از اسلام تا مشروطه
وقف در كرمان؛ از اسلام تا مشروطه


 

نويسنده: اطهره قاسم‌زاده عقياني*




 
چكيـده وقف، امر خداپسندانه‌اي است كه پس از ورود اسلام، در ايران، گسترش چشمگيري داشته و از سابقه ديرينه‌اي برخوردار مي‌باشد. اما سوابق تحقيق در اين موضوع بسيار مختصر و پراكنده است و شايد بتوان گفت: مشخصات واقفان و موقوفات آنها از بدو ورود اسلام گردآوري نشده و در اغلب موارد ثبت نگرديده است. اين امر باعث شده تحقيقات امروزي چندان قطعي و درست نباشد، و یا بر مبناي نقل قول‌ها بوده نه بر مبناي اسناد دقيق. در قرون اخير، براي ثبت و ضبط موقوفات دقت بيشتری شده و ما شاهد گزارش‌هاي دقيق‌تري هستيم.
در شهر كرمان هم، مانند ساير شهرهاي ايران، اماكن متعددي وقف شده‌اند از جمله؛ مزرعه، بازار، حمام، مدرسه، مقبره و... كه اين وقف‌ها هم از جانب توده مردم بوده و هم از جانب حكام و امراء حاكم.
آنچه در سده‌هاي اخير مشهود است این كه واقفان اغلب بخشي از درآمدهاي حاصل از موقوفات را به امور ديني اختصاص مي‌داده‌اند. از آن جمله است هزینه برگزاري مراسم مذهبي در ماه‌هاي محرم، صفر و رمضان که شامل تعزيه‌داري، روضه‌خواني و افطاري‌ مي‌شد. نیز براي كمك به در راه‌ماندگان، فقراء، تدريس دروس ديني، مواجب دادن به مؤذن‌ها و خدام مدارس و مساجد.
با توجه به اهميت وقف و اقبال خوب مردم كرمان به اين سنت حسنه و از آنجا كه پيشينه تحقيق در اين‌باره بسيار محدود و پراكنده بود، تصميم گرفتم در حد امكان در باب وقف در شهر كرمان پس از ورود اسلام و تا قبل از دوران مشروطيت تحقيقي انجام دهم و در قالب مقاله‌اي تقدیم نمایم. 
كليدواژه‌ها : «وقف» ، «موقوفات» ، «ايران» ، «كرمان» ، «اسلام» ، «مشروطه» .
مقـدمـه در طول تاريخ، سنت حسنه وقف يكي از مصاديق بارز احسان و خيرخواهي بوده و در دوره‌هاي مختلف در ايران، با بهره‌گيري از تعاليم پيامبر گرامي اسلام(ص) ‌از آن، در صحنه حيات اجتماعي به كار گرفته شده است. مردم در قبال ديگر همنوعان، خود را مسؤول دانسته و به ابعاد نوع‌دوستي و خيرخواهي و مردم‌گرايي توجه نشان داد و موقوفات بسياري را ايجاد كردند. 
سؤالي در اينجا مطرح است؛ موقوفات اسلامي در ايران، چه كاركردهايي داشته‌اند؟ و يا به عبارت ديگر، واقفان با چه اهدافي وقف مي‌كرده‌اند؟ 
اين موقوفات، كاركردهاي بسياري داشته كه با بررسي‌هاي انجام شده، در طول تاريخ سه نوع كاركرد در انجام وقف مشاهده گرديده است؛

1 – كاركرد فرهنگي ـ مذهبي؛

از آنجا كه حكومت‌هاي حاكم بر شهرها و نواحي ايران، عموماً مجري دين نبوده‌اند، بنابراين بودجه مالي نيز براي امورات مذهبي مردم ايران در نظر نمي‌گرفتند و مردم متدين و سخاوتمند، براي برگزاري مراسم ديني و زنده نگه‌داشتن اين آيين‌ها، در اين زمينه وقف‌هايي انجام مي‌دادند، كه بيشتر در جهت تكريم ماه مبارك رمضان و افطاري دادن به فقراء و همچنين تعظيم و بزرگداشت مراسم سوگواري امام حسين(ع) در ماه‌هاي محرم و صفر بوده و باعث شده امروزه پس از گذشت 1400 سال از تولد اسلام، تشيع همچنان پابرجا و مستحكم بماند.

2 – كاركرد اجتماعي؛

انجام وقف با اين كاركرد، سبب ارائه خدمات عمراني در جهت كمك به مردم بوده است، از جمله: وقف آب‌انبار، قنات، بازار، حمام، مزرعه و ... و دستگيري از ايتام و فقراء و رسيدگي به امورات آنها از محل درآمدهاي حاصله از موقوفات، كه باعث گسترش محبت در بين مردم و كم شدن فاصله طبقاتي گرديده است.

3 – كاركرد آموزشي؛

وقف كردن با كاركرد آموزشي، باعث ايجاد مدارس ديني و گسترش و توسعه آموزش علوم ديني و گرايش بيشتر دانش‌آموزان به علم‌آموزي شده و در رشد و تعالي و پيشرفت ايران اسلامي و تربيت دانشمنداني پرآوازه نقش به‌سزايي داشته است.
در اين كاركرد، وقف به عنوان يك منبع مالي مستمر در مراكز علمي و پشتوانه مهمي جهت برآورده ساختن نيازهاي آموزشي دانش‌آموزاني بوده كه توانايي مالي نداشتند. بسياري از علماء و دانشمندان بزرگ با استفاده از درآمد موقوفات در اين دوره توانستند به مدارج علمي برسند. واقفان باتوجه به نياز آموزشي جامعه، اقدام به وقف مدرسه، كتابخانه، مكاني براي زندگي و استراحت دانش‌آموزان و يا لوازم مورد نياز تحصيل آنان همچون كتاب مي‌نمودند.
علماء امور ديني هم از ديرباز در امر وقف، چه به عنوان متولي و چه به عنوان واقف شركت داشتند كه اين خود، گوياي نقش مهم آنها در گسترش امور مذهبي و ديني در بين مردم مي‌باشد. 
در هر صورت ایجاد وقف توسط اقشار مختلف جامعه، كاركردهاي مذهبي، آموزشي و اجتماعي را به دنبال داشته و موجب ‌خدمات مادي و معنوي در جهت رفاه و آسايش شده و كمك شاياني به ارتقاء فرهنگ، رشد افكار عمومي و دينداري مردم ايران نموده است. 
در كرمان نیز موقوفات سابقه ديرينه دارد و پاره‌اي از اسناد اين موقوفات متعلق به روزگار تركان خراختائي و صفويه است. در اين ميان دوره قاجاريه را مي‌توان دوره مهمي در وقف دانست. 
سوابق تحقيق درباره موضوع وقف در كرمان، بسيار مختصر است و تا آنجا كه نگارنده تحقيق كرده، صرفاً يك مقاله با عنوان «آثار و خدمات اجتماعي وكيل‌الملك محمداسماعيل خان نوري اسفندياري» توسط شمس‌الدين نجمي نوشته شده كه در فصل‌نامه «وقف، ميراث جاويدان» منتشر گرديده است. اين خلأ پژوهشي نگارنده را بر آن داشت تا با بهره‌گيري از منابع و اسناد موجود و قابل دسترسي، به بررسي جديدي از موضوع وقف در شهر كرمان در دوره زماني «اسلام تا قاجاريه» و «قاجاريه تا مشروطه» بپردازد و دلايل، انگيزه‌ها و اهداف اصلي واقفان را بررسي نمايد.
در واقع هدف از اين پژوهش، مشخص کردن حضور شاهان و حکام و همچنين اقشار مختلف در اين دوره در کارهاي عام‌المنفعه، با تکيه بر اسناد وقفي است و مي‌خواهيم معين کنيم تا چه اندازه اين گروه‌ها به مسائل اجتماعي، مذهبي و آموزشي اهميت قائل بودند و نيز شناساندن اسناد وقفي به جامعه كه هم به دليل نوع و ماهيتشان کمتر مورد تحريف بوده‌اند و هم گوياي زواياي تاريک تاريخ دوره قاجاريه در شهر کرمان مي‌باشند و ما را به هدف نهايي اين تحقيق كه روشن ساختن موقعيت و شرايط تاريخي اجتماعي اين دوره كرمان بر اساس اطلاعات وقفنامه‌ها مي‌باشد، مي‌رساند.

وقف در كرمان از اسلام تا قاجاريه:

موقوفات شهر كرمان در طول تاريخ در ارتباط با حكومت‌هاي حاكم به اين سرزمين صورت گرفته است. قديمي‌ترين موقوفات برجاي‌مانده در شهر كرمان، مربوط به قرن پنجم هجري مي‌باشد. در اين دوره، سلجوقيان در كرمان تحولات شهرسازي ايجاد كردند به طوري كه در بيرون شهر بناي حكومتي يا ارگ ساختند و در كنار آن، مسجد، مدرسه، خانقاه، شفاخانه، بازار و ديگر بناهاي عام‌المنفعه ايجاد نمودند و براي پايداري اين ابنيه، موقوفاتي بر آنها قرار دادند. 
بناي اين ابنيه، تأثير چنداني در وضع فرهنگي، آموزشي و اجتماعي كرمان نداشت، زيرا اين امور موقتي بود. شايد اينگونه تصور شود كه موقوفات آنها باعث پايداري و بقاي آنها شود. (اين محله جديد را به مناسبت لقب حاكم، عادل‌شاه يا پادشاه عادل، «محله شاه عادل» ناميدند كه امروزه نيز به عنوان قديمي‌ترين محله شهر كرمان به حساب مي‌آيد). اما از اين مجموعه تنها مسجد ملك‌تورانشاه (مسجد امام) باقي مانده كه بناي آن در سال 478 هجري به پايان رسيده است.
كرمان در دوره سلاجقه به واسطه موقوفات، يكي از آبادترين شهرهاي ايران بود. حتي در دوران تيموري و قراقويونلو و آق‌قويونلوها هم در محدوده شهرهاي آباد بود(2)
در باب وقف مسجد ملك و اطراف آن، چنين آمده است: ارسلان‌شاه فرزندان زيادي داشت، پسر بزرگش معزالدين و نام مادري‌اش زيتون خاتون بود. وي در كرمان موقوفاتي دارد شامل مدرسه، كاروانسرا، آب‌انبار و ... لقبش عصمت‌الدوله و موقوفاتش به "عصمتيه" معروف بود.(3) موقوفات عصمتيه بقا و دوامي نداشت و چندي بعد در حملات و جنگ‌ها از ميان رفت. البته عصمتيه سلجوقي با عصمتيه قراختائي فرق دارد. 
سلجوقيان در واقع يك شعبه مهم امپراطوري در سرزمين كرمان ايجاد كردند كه حدود 200 سال عمر كرد. پايان كار آنها با هجوم غزها (568 هـ. ق) صورت گرفت و موجب مهاجرت گروه كثيري از مردم بومي و افراد قبايل سلجوقي به شهرهاي ديگر شد(4)
در سال 611 هجري، خواجه قوام‌الدين زوزني از طرف خوارزم حاكم كرمان شد و دستور داد علماء و روحانيون به شهر وارد نشوند. علت آن هم، مخالفتي بود كه علماء نسبت به رفتار او انجام دادند. «زيرا حاكم گفته بود تمام وقفنامه‌ها را پيش او ببرند و مجموع آنها را در آب شست و رقبات را در حوزه ديوان گرفت»(5). اين رفتار وي موجب عصبانيت علماء شد و او را مجبور به اخراج علماء كرد. 
پس از فوت حاكم قراختائي كرمان ــ براق حاجب (632 هجري) ــ برادرزاده‌اش سلطان قطب‌الدين جانشين او شد و قتلغ تركان (تركان خاتون) همسر براق را به ازدواج خود درآورد. «تركان به عصمة‌الدين ملقب شد و پس از مرگ شوهر، حكومت را به دست گرفت و كاروانسراها ، قنوات، مساجد و مدارس متعددي در كرمان ساخت»(6)
همچنين مرقد شوهرش ــ سلطان قطب‌الدين ــ را تعمير و همانجا مدرسه‌اي بنا كرد و از اموال و املاك خود موقوفاتي در آنجا گذاشت و نام آن محل را «قطبيه» نهاد و استاداني هم براي تدريس علوم ديني در آن استخدام نمود. 
اين مدرسه اگرچه موقوفاتي داشت، اما پس از گذشت مدت زماني كوتاه از بين رفت و آن به اين صورت بود كه پس از انقراض حكومت وي، شهاب‌الدين از علماء آن زمان فتوي داد كه كليه موقوفات اين ملكه باطل است،‌ زيرا در عفت او شك داشتند. بنابراين كليه وقفيات از كف رفت و مسجد جامع را نيز خراب كردند. مدرسه و موقوفات همه معدوم و مخروب شدند. 
تركان‌خاتون همچنين براي جد خطيب محرابي شيخ برهان‌الدين، دو خانقاه ساخت و موقوفاتي به آن اختصاص داد. تصدي امور خانقاه و موقوفه به نويسنده كتاب مزارات كرمان ــ سعيد خطيب محرابي ــ به ارث رسيد. اما در عصري كه كتاب تأليف شد، خانقاه، آبادي خود را از دست داده بود(7)
امروز اثري از موقوفات عصمتیه نيست و قرآن‌هاي آن به موزه شاه‌نعمت‌الله ولي انتقال يافته است. بعدها به جاي آن مدرسه قديمي كه روزي قطبيه و چندي عصمتيه و زماني ترك‌آباد نام داشت، دبيرستاني دخترانه به نام عصمتيه ساخته‌اند.(8)
در دوره صفويه، گنجعلي‌خان زيك كه جزء خدام معتبر درگاه عباس‌ميرزا وليعهد صفوي در هرات بود، به پاس نجات وليعهد از مرگ، لقب خاني يافت و با فوت ولي‌خان، حاكم كرمان (999 هجري)، شاه‌عباس حكومت كرمان را به وي داد. 
در اوايل حكومتش، فردي به نام ملاحسين نامي، گنجي يافت و آن را نزد حاكم برد. حاكم هم با مكاتباتي كه با شاه‌عباس داشت، دستور داد تا بازاري عالي به انضمام چهار سوق و حمام بزرگ، ميدان، مدرسه، ضراب‌خانه، مساجدي چند با حوض، انبار بزرگ، ‌با طراحي معماري يزدي و اصفهاني بنا كنند و همه آنها را وقف نمود. 
گنجعلي‌خان از 1005 تا 1034 هجري حاكم كرمان بود. (پس از وي پسرش حكومت يافت) وي نیز اموال خود را در كرمان وقف نمود(9). او علاوه بر آن، قنوات و باغاتي چون بيرم‌آباد و شهرآباد را نيز وقف نمود. البته از اين باغات جز ميداني به نام بيرم‌آباد، چيزي باقي نمانده و متوليان آنها نيز درصدد آباد نمودنشان برنيامدند. 
از ديگر آثار گنجعلي‌خان، كاروانسرايي به نام گلشن است در چهار حد مجموعه گنجعلي‌خان، نيز چهار مسجد كوچك بوده كه در حال حاضر دوتاي آن باقي مانده است(10)
در دوره صفويه نيز، موقوفات بسياري از سوي گنجعلي‌خان ايجاد شد. اما وي با سياست فراواني كه داشت، همه موقوفات را در جهت آباداني كرمان و حفظ ابنيه بازار و غيره ايجاد نمود و باعث گسترش و آباداني شهر كرمان شد كه با حمله ويرانگر آقامحمدخان به كلي نابود و موجب مهاجرت مردم به شهرهاي ديگر گرديد.
بعد از عهد صفويه، با روي كار آمدن افشاريه، مسجد الاسلام، خاندان قلي‌بيك افشار حكومت كرمان را در دست داشت و در كرمان صاحب طايفه و قبيله بسيار و مكنت بي‌شمار بود و چون طبعاً طرفدار آبادي و سرسبزي بود، سيصد قنات در اطراف زرند و حومه كرمان و ساير بلوكات كرمان حصر و داير نمود. دو مدرسه بسيار عالي هم به نام دو پسرش (يكي كاظميه و ديگري حسنيه) بنا نمود و املاك بسياري به آنها وقف کرد كه اينك يكي از آن دو مدرسه با مختصر موقوفاتش باقي مانده است(11)
وزيري در باب اين مدرسه گويد: «مخفي نماند كه خاندان قلي‌بيك مزبور، املاك موقوفه كرامند در حومه شهر و در رفسنجان و مدرسه معموري از محدثات آن مرحوم جنب مسجد جامع بنا كرده است. اميرمحمد مظفر و موقوفات و طلابي دارد. مدرسه كاظميه منسوب به محمدكاظم‌بيك كه در ركاب نادرشاه افشار در سفر به هند به سر برده است».(12)
وقفنامه كاظميه در سال 1144 هـ ق تنظيم شد و 112 سال وقف بود. در سال 1256 هـ ق، 9 نفر از فرزندان محمدخان (پسر حسنعلي بيك) به حاج محمدباقر رشتي ــ مرجع تقليد در اصفهان ــ مراجعه و با كمك محرر، حكم بر بطلان و تقسيم وقف گرفتند كه گويا زمين كاروانسراي وكيل فعلي هم، رقبه‌اي از اين موقوفه بوده است، بعدها قسمتي از آن املاك مجدداً احيا گرديد.(13)

وقف در كرمان از دوره قاجاريه تا مشروطه:

كرمان در صد سال حكومت قاجاريه، با حكامي كه كوتاه‌مدت (يك يا دو سال) به حكومت مي‌رسيدند، ايام تقريباً آشفته‌اي را پشت‌سر گذاشت. آنها يكي پس از ديگري عزل مي‌شدند.
اين امر موجب پيشرفت و آباداني كمتر كرمان شد. شايد بتوان به طور انگشت‌شمار گفت كه: حكام اين شهر موقوفاتي داشته‌اند؛ 
يكي از اين حكام، ابراهيم‌خان ظهيرالدوله است كه در سال 1216 هـ. ق به حكومت رسيد. ابراهيم خان ملقب به ظهيرالدوله و متخلص به طغرل، پسر مهدي‌قلي‌خان برادر آقامحمدخان قاجار است. وي تا سال 1240 هـ ق يعني تا پايان عمرش حاكم كرمان بود» (14).
همچنين وي ارگ شهر را ساخت و مزارع زيادي را در حومه شهر سرسبز كرد. تا جايي كه آوازه عدل وي و آبادسازي شهر كرمان توسط وي در همه‌جا پيچيد. اهل علم و كسب و تجارت از هر جايي به شهر روي آوردند، كه از جمله آنها روحاني بانفوذ، آخوند ملاعلي‌ اعمي بود. ابراهيم‌خان تدريس مدرسه و انتظام موقوفات را به ايشان واگذاشت. هريك از علماي كرمان كه ترقي كردند، از بركت وجود آن‌جناب بود»(15)
فرزند خود محمد كريمخان را جهت فراگيري علوم ديني و تدريس در اين مدرسه و عتبات عاليات فرستاد. او نيز به حوزه شيخ احمد احسائي راه يافت و آنقدر پيشرفت كرد كه بعد از سيدكاظم رشتي به عنوان جانشين وي به تبليغ عقايد شيخيه پرداخت. 
شيخيه اصول دين را در چهار اصل مي‌دانند؛ توحيد، نبوت، امامت، و ركن رابع، به عقيده ايشان با ركن رابع دين‌شناختي شيعه كامل است كه همان مبلّغ و ناطق اول است و او واسطه‌اي بين شيعيان و امام غايب است و ديگران نسبت به اوصاف او خاموشند. وي احكام را بلاواسطه از امام مي‌گيرد و به شيعيان مي‌رساند(16). شيخيه قائل به معاد روحاني و پاره‌اي از مسائل ديني خاصي هستند و چون تابع نظريات شيخ احمد احسائي‌اند، شيخيه خوانده مي‌شوند(17)
محمد كريمخان بعد از فوت پدر به كرمان آمد و توليت موقوفات پدر را به دست گرفت. وي وقفنامه پدر را تغيير داد و تنظيماتي در آن ايجاد كرد و توليت را در خانواده خود باقي گذاشت. وي به تأليف كتب زيادي همچون ارشاد العلوم و دقايق العلاج پرداخت.
در اين زمان بود كه مسائل حكومت و تسلط سياسي شاهزادگان در كرمان، از جنبه سياسي به جنبه مذهبي و روحاني نيز كشيده شد و پايه‌هاي حكومت با عقايد و آراء مذهبي محكم شد و جمعي به پيروي از هوش و قدرت بيان محمد كريمخان، ‌به روح و جان‌ها نفوذ يافتند.(18)
از ابراهيم خان، 21 دختر و 20 پسر و همسران متعدد ماند. 37 سال پس از ابراهيم خان، محمداسماعيل‌خان نوري اسفندياري (وكيل‌الملك اول) و سپس پسرش مرتضي قلي خان (وكيل‌الملك ثاني) در مجموع 20 سال بر كرمان حكومت كردند. 
ميرزا محمداسماعيل‌خان نوري (1277 هـ. ق)، ‌9 سال حكومت كرد و در اين مدت بارها كفايت خود را به ناصرالدين‌شاه نشان داد. او در كنار مجموعه گنجعلي‌خان و ابراهيم‌خان،‌ مجموعه ديگري شامل بازار، كاروانسرا، حمام، مسجد و آب‌انبار بنا نهاد و بعدها سراي سردار را نيز به اين مجموعه افزود. اين مجموعه امروزه در بازار كرمان برپا است و اصناف از آن استفاده مي‌كنند. همچنين وي املاكي از خالصجات ديواني به تيول داشت و همت زيادي در آبادي املاك گماشت(19)
از نمونه‌هاي آثار و خدمات وي مي‌توان به اين موارد اشاره نمود:
1. بازار بزرگ وكيل 2. كاروانسراي وكيل 3. خانه‌هاي اطراف بازار 4. دو باب حمام بزرگ و كوچك براي مردان و زنان 5. تالارهاي بزرگ و رفيع در باغ گلشن (ارگ حكومتي) 6. دو انبار بزرگ غله 7. يك داروفروشي بزرگ 8. دو دروازه جديد به نام‌هاي ناصري و وكيل و بسياري از باغ‌ها و عمارت‌هاي عالي و بازسازي بسياري از عمارت‌ها و دروازه‌هاي شهر. 
وي همچنين مدرسه‌اي براي عالمان و طلاب علوم ديني در قريه لنگرود ساخت و براي آن موقوفاتي قرار داد. همچنين موقوفاتي جهت ابنيه ديگر قرار داد. هدف وي، برقراري پايداري و آباداني ابنيه بود و اينكه آنها را از نابودي حفظ نمايد. 
پس از او مرتضي‌قلي‌خان وكيل‌الملك ثاني ــ پسر بزرگش ــ در سال 1277 هـ. ق حاكم كرمان شد و همچون پدر به دولت‌خواهي،‌ مردم‌داري و نظم شهر پرداخت و بناهاي ناتمام پدر را به اتمام رساند و با پرداخت 85 هـزار تومان كار حفر نهر نجف ‌اشرف را به پايان رسانيد. همچنين سردر عظيمي بر عمارت حضرت معصومه(س) بنا نهاد و مزار حاج محمدحسين نائيني را تعمير كرد و بسياري مساجد، ميدان، باغ و عمارت ساخت. وي نيز موقوفات بسياري بر اين بناها قرار داد تا همچنان پايدار و استوار بمانند. ديگر حكام قاجاريه در كرمان هيچ‌يك نه بنايي ساختند و نه موقوفاتي داشتند. بنابراين تنها به ذكر نام و سال حكومتشان بسنده مي‌شود. 

وقف در كرمان؛ از اسلام تا مشروطه

وقف در كرمان؛ از اسلام تا مشروطه

مشروطيت

واقفان کرمان از دوره قاجاريه تا مشروطه:

با بررسي واقفان عصر قاجاريه در شهر كرمان، مي‌توان تا حدودي به كاركردهاي وقف در اين دوره در كرمان پي برد. به طور مثال با مطالعه طبقه حاكم يا طبقه مردم عادي جامعه مي‌توان ميزان كاركرد غيرمذهبي و يا در جهت امور اجتماعي يا آموزشي را دريافت كرد.
در كرمان اين عصر، طبقات مختلف اجتماعي خود را محک زده و به موقوفاتي دست زدند که تأثير زيادي در جامعه و شهر کرمان داشت. چه کساني که داراي موقعيت اجتماعي بودند مانند: حاکم، امام جمعه، تاجر، خان و... و چه کساني که چنان موقعيتي نداشتند و از مردم عادي جامعه بودند. 
در کرمان چنين روندي موجب شد تا واقفان از طبقات مختلف جامعه و حتي گاهي با ديني غير از اسلام، به وقف اموال و املاک خود بپردازند. چه اين املاک متصرفي و يا ملکي بود و چه به تيول داده شده بود. 
به همین منظور و برای سهولت مطالعه، ابتدا طبقه واقفین بصورت کلی و سپس جدول واقفان با شرح رقابت و موارد مصرف، نیز طبقه اجتماعی آنان، تنظیم گردیده است.
1. طبقه حاکم، اشراف و شاهان قاجاريه
2. طبقه متوسط جامعه و يا عامه مردم
3. اقليت‌هاي مذهبي 

جـــــدول واقفــــــان


ردیف

نام واقف

تاريخ

طبقه‌اجتماعي

رقبـــات

مـوارد مصـرف

1

ميرزا حسن

1222 هـ ق

خان

گوک سفلي و محله اسفرنج

تعزيه‌داري

2

ابراهيم بن حسن

1249 هـ ق

از عامه مردم

مزرعه در حومه کرمان

تعزيه‌داري

3

قاضي رستم بن فريدون

1253 هـ ق

زرتشتي

خانه در محله قپه سبز

خرج گهنبار

4

همايون سلطان بيگم

1253 هـ ق

بنت فتحعلي‌شاه

مزرعه فتح آباد در حومه کرمان

تعمير مزار شاه نعمت الله ولي و بذل به مساکين و تعزيه و آب و آش وقف خاص

5

محمدشاه قاجار

1255 هـ ق

شاه قاجار

مزرعه فرميتن از خالصه ديواني

دو قسمت عوايد صرف تعمير آستانه شاه نعمت الله ولي و کمک به غربا و مساکين

6

قاضي کيخسرو بن منوچهر

1259 هـ ق

زرتشتي

خانه در محله قپه سبز و قريه شش

خرج گهنبار در فصل آبان ماه

7

فاطمه خانم

1266 هـ ق

بنت فتحعلي‌شاه

قراء صالح‌آباد، انفيديه و مظفرآباد

وقف خاص

8

ناصرالدين شاه

1267 هـ ق

شاه قاجار

مزرعه فرميتن و بابا حسين از خالصه ديواني

تعمير بقعه شاه نعمت الله ولي و کمک به غربا و مساکين و فقراء

9

اسدالله بن علي

1267 هـ ق

از عامه مردم

مزرعه فوسک

تعزيه‌داري

10

اسدالله بن ابوالقاسم

1270 هـ ق

تاجر

خانه در کوچه ذقاق وسط محله خيابان مظفري و بعلياباد و خير آباد باغين

روضه‌خواني و تعزيه‌داري

11

رستم بن فولاد

1271 هـ ق

زرتشتي

مزرعه طاهر آباد  در حومه کرمان

خرج گهنبار

12

مشهدي رضا بن محمد

1274 هـ ق

کدخدا

مبذر فرمتين اربابي و باغ بنگاه لالايي در قصبه ماهان

تعزيه‌داري و آب و آش

13

محمد اسماعيل خان وکيل‌الملک نوري

1278 هـ ق

حاکم کرمان

مزرعه در جوپا-رودخانه‌اي در شهر کرمان

تعزيه‌داري و آب و آش

14

رجبعلي بن ابوالقاسم

1278 هـ ق

کدخدا

مزرعه رق آباد در حومه کرمان

عزاداري سيدالشهداء(ع)

15

خاتون جان

1288 هـ ق

همسر وکيل‌ الملک نوري

محله شيخ بهاءالدين و سر آسياب ونگار

تعزيه‌داري

16

ابوالحسن محمدآبادي

1284 هـ ق

از عامه مردم

مزرعه  محمدآباد

تعزيه داري و در روز هشتم محرم طعام طنج نماينه

17

اسماعيل و خسرو و خيرالله و بيگم

1284 هـ ق

ورثه ابراهيم‌خان ظهيرالدوله حاکم کرمان

مزرعه سلسبيل و مدرسه ابراهيميه و دکاکين و حمام ابراهيميه

تعزيه و آب و آش و روضه خواني وخريد کتاب و هديه کلام الله و کمک به طلبه علوم دينيه و تعمير مدرسه و افطار صائمين وابناء‌السبيل و مؤذن و کتابدار و خادم مدرسه

18

مرتضي‌قلي خان وکيل‌الملک ثاني

1286 هـ ق

حاکم کرمان

مزرعه مهدي‌آباد ماهان

تعمير مقبره شاه نعمت الله و عزاداري و آب و آش در ماه محرم

19

سيد محمد جواد کرماني

1287 هـ ق

امام جمعه

شش دانگ باغ سروستان محي‌آباد و صدوپنجاه من بذر حسن‌آباد

جهت حق‌التدريس و مخارج تعميرات مدرسه معصوميه و مرمت بوريا و مواجب خادم و طلاب سکنه مدرسه و محصلين علوم دينيه

20

رجبعلي گلکار

1292 هـ ق

کدخدا

باغ باج و کبري و مياه باج در جوپار

تعزيه‌داري

21

حسن بناء کرماني

1293 هـ ق

از عامه مردم

بقعه يخچال تازه احداثي جنب يخچال وقفي آب

تعزيه‌داري و آب و آش

22

اکبر بن حسين

1294 هـ ق

از عامه مردم

خانه در ماهان و دروازه قاجار و کوچه شاه عادل

احداث تکيه نزديک کوچه شاه عادل

23

ابوتراب صباغ

1295 هـ ق

از عامه مردم

دکان در بازار اختياري قرب سراي گلشن

روشنايي مسجد ملاحسين در کرمان

24

رستم بن خداد يزدي

1297 هـ ق

زرتشتي

قريه شش و سرآسياب

خرج گهنبار

25

مريم جان از طرف دخترش‌خاتون‌جان

1299 هـ ق

مادر همسر حاکم

قريه رق آباد و مزرعه حسين‌آباد نگار و اراضي مزروعي خيرآباد و گوک

تعمير  و تهيه لوازم تکيه خاتون و تعزيه و اطعام فقراء و سادات

26

بي بي کوچک

1302 هـ ق

از عامه مردم

خانه در محله گلبازخان

عزداري سيدالشهداء(ع)

27

حسين خان بن اسد الله کلباسي

1303 هـ ق

از عامه مردم

مزرعه بشير آباد

خيرات و مبرات براي موصي

28

آمنه بنت حسن

1304 هـ ق

از عامه مردم

مزرعه در باغ سرآسياب

عزاداري سيدالشهداء(ع)

29

گوهر بنت جهانبخش يزدي

1306 هـ ق

زرتشتي

محله خانه در محله جواهر خضر و کهن چند جوپار

خرج گهنبار و اطعمه در روز موعد

30

قاضي كيخسرو بن منوچهر

1309 هـ ق

زرتشتي

خانه در خارج دروازه ناصريه کرمان

خرج گهنبار فقراي زرتشتي

31

حسين بن حسين دهيا

1309 هـ ق

از عامه مردم

خانه خود واقف

تعزيه‌داري

32

آقا کوچک بنت حسين

1310 هـ ق

از عامه مردم

مزرعه جلال آباد در حومه کرمان

تعزيه‌داري و افطار صائمين

33

حسين‌ بن ‌غلامحسين

1317 هـ ق

تاجر

مزرعه سفيدآباد در کوير شمالي کرمان

عزاداري سيدالشهداء(ع)

34

حسين بن غلامحسين

1318 هـ ق

تاجر

کاروانسراي آب بيد در راه مشهد

زوار امام رضا(ع)

35

احمدبن‌محمد کرماني

1319 هـ ق

تاجر

مزرعه حسن آباد

عزاداري سيدالشهداء(ع)

36

تاج بي بي بنت حسين خان

1322 هـ ق

از عامه مردم

مزرعه باب بيدويه و ابراهيم‌آباد

تعزيه‌داري

37

احمد بن ‌علي‌اکبر

1322 هـ ق

خان

مزرعه گودر و خانه‌

عزاداري سيدالشهداء(ع)

38

شيخ نعمت الله بحراني

1238 هـ ق

امام جمعه

تمامي 260 من بذرافشان مزرعه بهجبرد و يک درب حمام شيرچي باشي و دو درب دکان جنب حمام

مسجد جامع مظفري کرمان و اجرت خادم و روشنايي و تعميرات آن

نتيجـه‌گيــري 
با بررسي 25 وقفنامه موجود و قابل دسترسي از دوره قاجاريه تا مشروطه در شهر کرمان، مي‌توان نتيجه گرفت که؛ موقوفات در اين دوره کارکردهاي فراواني داشته‌اند. از جمله اين کارکردها، کارکرد مذهبي‌ ـ‌ فرهنگي، اجتماعي و آموزشي مي‌باشد.
از کارکردهاي مذهبي ـ فرهنگي، ارتباط نهاد وقف با نهاد روحانيت است به طوري که در بسياري از موقوفات، واقفان امر توليت را که براي آنها بسيار مهم بود، به علماء و روحانيون داده‌ اند، حتي گاهي خود اين موقوفات توسط علماء و روحانيون ايجاد شده است. بنابراين، ايشان از احترام فراواني چه از سوي حکومت قاجار و چه از سوي عامه مردم برخوردار بودند. 
همچنين وقف تأثير فراواني در پيشرفت مراسم و اعياد مذهبي و شيعي در بين مردم داشت به خصوص اينکه عقايد و افکار تشيع را پررنگ‌تر جلوه مي‌داد. برپايي مراسم عزاداري، تعزيه، روضه‌خواني، افطاري در ماه مبارک رمضان، برپايي سفره‌ها و ميهماني‌ها در اعياد بزرگ مسلمين، همه مديون موقوفاتي است که در اين دوره توسط واقفان در قشرهاي مختلف، چه در سطح حاکمان، همچون حاکم، شاه و ... و چه درسطح طبقات مهم جامعه همچون امام‌جمعه و تاجر ويا در سطح پايين و معمولي جامعه مانند مردم عادي جامعه انجام مي‌گرفته است. 
از ديگر نتايج کارکردهاي مذهبي ـ فرهنگي، گسترش سفرهاي زيارتي به خصوص براي افرادي است که تمکن مالي نداشته و فقر و تهيدستي مانع رفتن آنها به سفرهاي زيارتي و زيارت اماکن مقدسه مي‌شده. همچنين نقش مهم موقوفات در توسعه بناهاي مذهبي و مساجد و تکايا است. اين موقوفات چه در جهت تعمير و مرمت مساجد و تکايا و چه در جهت لوازم مورد نياز آنها، همچون روشنايي، چراغ، فرش، خادم و مؤذن، واگذار شده كه موجب پايداري، حفظ و بقاي بناهاي مذهبي و گسترش مراسم و اعمال ديني شده است. درصد بيشتر موقوفات اين دوره کارکرد مذهبي ـ فرهنگي دارند.
از کارکردهاي آموزشي وقف مي‌توان به نقش آن در گسترش و پيشرفت آموزش، به خصوص آموزش ديني اشاره کرد. آموزش حوزوي و ديني در مدارس ديني اين دوره رونق يافت و بازار تدريس توسط علماء با دعوت آنها از شهرهاي ديگر توسط حاکم کرمان بسيار گرم شد. واقفان با موقوفات خود چه در جهت بقاء و پايداري مدارس و چه در جهت برآورده ساختن مايحتاج طلاب و معلمان و مدرسان، کمک شاياني به رونق درس و مدارس ديني داشتند.
از کارکردهاي اجتماعي وقف، تأثير موقوفات در کاهش فقر و رشد عدالت اجتماعي است. همچنين اين موقوفات در جهت بهره‌مندي همه اقشار جامعه از خدمات اجتماعي به طور يکسان مؤثر واقع شد. اين نوع وقف باعث ايجاد بناهاي عام‌المنعفه نيز گردید و نيازمندان و محرومان جامعه را با امکان همزيستي مسالمت‌آميز در محيطي مملو از دوستي و اخوت، نجات داد و زمينه پيشرفت جامعه را فراهم ساخت. 
موقوفات اين دوره در جهت درمان و برطرف کردن بيماري‌ افراد، منجر به تأسيس دارالشفاء و بيمارستان‌هايي شد که در آن هيچ ارجحيت و امتيازي بين مردم ثروتمند و فقير قائل نمي‌شدند. همچنين محيطي را فراهم کرد تا در آن اطباء و کارکنان از جوان و پير، به خصوص اهل شهر کرمان به راحتي مشغول به کار شوند و هدفي جز خدمت به مردم نداشته باشند.
شرايط موجود در وقفنامه‌هاي اين دوره بسيار قابل توجه و تأمل است. زيرا اين شرايط موجب گسترش اهداف واقف و پايداري و بقاء موقوفه تا به امروز شده است. ضمن اينکه متوليان موقوفات، همه شرايط را تا به امروز حفظ و رعايت مي‌کنند. امر توليت نيز در اين وقفنامه‌ها اهميت شاياني دارد، زيرا اکثر واقفان توليت را در نسل خود حفظ کرده‌ و در صورت انقراض نسل، آن را به اعلم و اصلح سپرده‌اند. تا به امروز متوليان اين موقوفات، نوادگان واقفان هستند كه به حفظ و رعايت شرايط موقوفات مي‌پردازند.

پي نوشت ها :
 

* – اطهره قاسم‌زاده عقياني، مقطع كارشناسي ارشد، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات، گروه تاريخ و تمدن ملل اسلامي.
1 – نجمي، شمس‌الدين، گاهشمار تاريخ كرمان، كرمان، كرمان‌شناسي، 1381 ، ص 12 .
2 – همت كرماني، محمود، تاريخ مفصل كرمان، كرمان، كرمان‌شناسي، 1378 ، ص 65 .
3 – كرماني، افضل‌الدين ابوحامد، سلجوقيان و غز در كرمان، تصحيح محمدابراهيم باستاني‌پاريزي، تهران، صفا، 1373 ، ص 155 .
4 – خوافي، شهاب‌الدين عبدلله حافظ ابرو، جغرافياي حافظ ابرو، تصحيح صادق سجادي، بي‌جا، بنيان، 1375 ، نسخه ملك، ص134 .
5 – باستاني پاريزي، محمدابراهيم، راهنماي آثار تاريخي كرمان، كرمان، كرمان‌شناسي، 1378 ، ص 96 .
6 – منشي‌كرماني، ناصرالدين، تاريخ شاهي قراختائيان، تصحيح محمدابراهيم باستاني‌پاريزي، كرمان، كرمان‌شناسي، 1368،ص 235.
7 – خطيب محرابي كرماني، سعيد، تذكره الاولياء (مزارات كرمان)، كرمان، كرمان‌شناسي، 1383 ، ص 36 .
8 – باستاني پاريزي، محمدابراهيم، گنجعلي‌خان، تهران، اساطير، 1353 ، ص 40 و 46 .
9 – همت كرماني، محمود، تاريخ مفصل كرمان، ص 148 .
10 – مؤمن كرماني، ملامحمد، صحيفه الارشاد، تصحيح محمدابراهيم باستاني پاريزي، تهران، نشر علم، 1384 ، ص 104 .
11 – وزيري، احمدعلي خان، تاريخ كرمان، به كوشش محمدابراهيم باستاني پاريزي، تهران، نشر علم، 1364 ، ص 671 .
12 – مؤمن كرماني، ملامحمد، صحيفه الارشاد، ص 106 .
13 – سعادت نوري، حسين، رجال دوره قاجار، چاپ اول، تهران، وحيد، 1364 ، ص 28 .
14– احمدي‌كرماني، يحيي، فرماندهان كرمان، تصحيح محمدابراهيم باستاني‌پاريزي، چاپ اول، تهران، نشرعلم،1367، ص142تا146.
15 – كرماني، ميرزا آقاخان، هفتاد و دو ملت، ترجمه ميرزامحمدخان بهادر، چاپ اول، تهران، آرمان، 1362 ، ص 152 .
16 – همت كرماني، محمود، تاريخ مفصل كرمان، ص 252 تا 257 .
17 – باستاني پاريزي، محمدابراهيم، پيغمبر دزدان، تهران، نشر علم، 1379 ، ص 76 .
18 – هدايت، رضاقلي خان، تاريخ روضه الصفاي ناصري، تهران، پيروز، 1339 ، ج 9 ، ص 4 .

فهرست منـــابـــع
1 – احمدي‌كرماني، يحيي، فرماندهان كرمان، تصحيح محمدابراهيم باستاني‌ پاريزي، چاپ اول، تهران، نشرعلم، 1367 .
2 – باستاني پاريزي، محمدابراهيم، پيغمبر دزدان، تهران، نشر علم، 1379 .
3 – باستاني پاريزي، محمدابراهيم، راهنماي آثار تاريخي كرمان، كرمان، كرمان‌شناسي، 1378 .
4 – باستاني پاريزي، محمدابراهيم، گنجعلي‌خان، تهران، اساطير، 1353 .
5 – خطيب محرابي كرماني، سعيد، تذكرة الاولياء (مزارات كرمان)، كرمان، كرمان‌شناسي، 1383 .
6 – خوافي، شهاب‌الدين عبدلله حافظ ابرو، جغرافياي حافظ ابرو، تصحيح صادق سجادي، بي‌جا، بنيان، 1375 .
7 – سعادت نوري، حسين، رجال دوره قاجار، چاپ اول، تهران، وحيد، 1364 .
8 – سليمي‌فر، مصطفي، نگاهي به آثار اجتماعي وقف، مشهد، آستان قدس رضوي، 1370 .
9 – كرماني، افضل‌الدين ابوحامد، سلجوقيان و غز در كرمان، تصحيح محمدابراهيم باستاني ‌پاريزي، تهران، صفا، 1373 .
10 – كرماني، ميرزا آقاخان، هفتاد و دو ملت، ترجمه ميرزامحمدخان بهادر، چاپ اول، تهران، آرمان، 1362 .
11 – معراجي، سعيد، وقف سنت ماندگار، تهران، اسوه، 1385 .
12 – منشي ‌كرماني، ناصرالدين، تاريخ شاهي قراختائيان، تصحيح محمدابراهيم باستاني ‌پاريزي، كرمان، كرمان‌شناسي، 1368 .
13 – مؤمن كرماني، ملامحمد، صحيفة الارشاد، تصحيح محمدابراهيم باستاني پاريزي، تهران، نشر علم، 1384 .
14 – نجمي، شمس‌الدين، گاهشمار تاريخ كرمان، كرمان، كرمان‌شناسي، 1381 .
15 – وزيري، احمدعلي خان، تاريخ كرمان، به كوشش باستاني پاريزي، تهران، نشر علم، 1364 .
16 – همت كرماني، محمود، تاريخ مفصل كرمان، كرمان، كرمان‌شناسي، 1378 .
17 – هدايت، رضاقلي خان، تاريخ روضة الصفاي ناصري، تهران، پيروز، 1339 . 
18-فصلنامه وقف میراث جاویدان ش73
 

 

 


[سه شنبه 21 آبان 1392 ]  [10:35 PM]  [حسین عرب جعفری]