مقدمه:
آب
مایه حیات است و به گفته خداوند:(و من جعلنا من ماء کل شئ حی.)(و هر چیزی
را از آب زنده کردیم)و این نعمت الهی غیر قابل جایگزین و از جمله انفال
متعلق به همه ساکنین یک سرزمین بوده و دسترسی به آب به خصوص برای شرب و
بهداشت حق همه انسانهاست.
روند
رو به تزاید جمعیت و گسترش شهر نشینی نیاز مند تامین آّب شرب و بهداشت
جامعه,امنیت غذایی,محیط زیست افراد,تامین آب کشاورزی وصنعت که به عنوان
ارکان حیات انسانهاست, میباشد.لذا به دلیل محدود و ثابت بودن مقدار آب
تجدید شونده,رقابت بین مصرف کنندگان آب شرب,کشاورزی و صنعتی از یک سو و
رقابت در سطح حوضه های آبریز از سوی دیگر در آینده می تواند تشدید شود و
یا چلشهای جدیدی را موجب شود.از طرفی آلودگی آب گسترش یافته و در دوره های
خشکسالی و توزیع نا همگون نزولات آسمانی در سر زمین و آثار تخریبی آبهای
جاری ناشی از سیلابها شرایطی را به وجود آورده است که اگر منابع آب مديریت
نشود و کیفیت و کمیت آنها مورد توجه قرار نگیرد ممکن است تنشهای غیر قابل
پیش بینی را برای کشورها به وجود آید.
درسطح
منطقه ای نیزدرخاورمیانه آب به عاملی برای جبهه گیری بین تعدادی ازکشورها
علیه یکدیگر مبدل شده است.بر خلاف نفت و کالاهای دیگر آب را نمی توان در
حجم زیاد از جایی به جای دیگر انتقال داد و لذا مصرف آن فقط به منابع محلی
محدود است در این صورت باید بپذیریم که اکثر مناطق کشور با کم آبی مواجه
می باشد.به طوری که کمبود آب در بعضی مناطق کشورامنیت و سلامت اقتصادی را
به مخاطره خواهدافکند.به خصوص این که تغییرات اقلیم و اثر گازهای گلخانه
ای الگوی بارندگی را تغییر داده و در آینده نیز مسئله حادتر از وضعیت
کنونی خواهد شد.
زیرا
سابقه بارندگی ها در چند سال گذشته اگر ناشی از تغییر اقلیم باشد نشان می
دهد که شرایط نا مطلوب است,لذا برای جلوگیری از این بحران قدم اول ایجاد
فرهنگ صحیح و منطقی مصرف آب و ارتقای آن از طریق تدوین مصرف بهینه آب
برنامه ریزی و اجرای طرحهای مدیریت مصرف آب در کشاورزی و اصلاح تعرفه ها
برای مشترکین پر مصرف و اعمال طرحهای تشویقی نظیر سوبسیتهای صحیح در جهت
توسعه طرحهای آبیاری مدرن است.
1-تدوین صحیح مصرف بهینه آب
نگاهی
حکومتی و فرا گیر به جمعیت یک کشور اگر فعالیت در زمینه منابع و با دیدگاه
مملکتی و ملی و تامین منافع کل کشور انجام شود می تواند برنامه ریزی صحیح
بهره برداری از منابع خدا دادی را تکلیف و ترسیم کند. آب مانند نفت از
منابع ملی است و به نقطه خاصی تعلق ندارد و باید در قالب برنامه ریزی های
حکومتی و ملی تخصیص یابد.این بدان معناست که پس از تامین نیازهای شرب و
بهداشتی که بدون توجه به مسایل اقتصادی آن اجتناب نا پذیر است آب را باید
با مصرف هزینه حداقل به نقاط مستعدی که بیشترین و بهترین استعداد را برای
تولید ملی نسبت به سایر نقاط در اختیار دارند منتقل نموده و در آمدهای آن
را از طریق خزانه دولت صرف هزینه های ملی و آبادانی کشور نمود.
در
واقع این برنامه و تخصیص در قالب یک بهینه سازی انجام می پذیرد.برای مثال
هدف ملی در راستای خود کفایی و بی نیازی از واردات گندم و سایر تولیدات
کشاورزی است.برای تولید یک تن گندم و در جایی که منابع آب و خاک فراهم و
مناسب باشد مسلما هزینه کمتری صرف خواهد شد تا انتقال آن به نقطه ای دور
دست و کشت زمینهای نا مرغوب تر.بنا بر این تامین گندم مورد نیاز مردم که
امری حکومتی است باید در قالب برنامه ریزی های حکومتی قرار گیرد و توزیع
آب منابع مختلف نیز بر همین اساس صورت گیرد.
شکی
نیست که توسعه و اجرای طرحهای آبی از نظر بالابردن استاندارد و سطح زندگی
مردم الزامی است و اگر بخواهیم به مردم کمک شود می بایست توسعه برنامه های
آبی صورت گیرد؛اما این کار بدون تخلیه ابهای زیر زمینی,خشک شدن رود خانه
ها و یا از بین رفتن جنگلها به آسانی حاصل نخواهد شد.از منابع آبی نمی
توان استفاده بهینه کرد مگر آنکه سه اصل عمده یعنی کارآیی مصرف آب ,عدالت
در توزیع آب و حفظ تعادل بوم شناختی و زیست محیطی رعایت شده باشد.
شواهد
بسیاری نشان میدهد که توزیع آب در کشور ما عادلانه نیست و این روند نمی
تواند برای همیشه دوام داشته باشد.باید بپذیریم که در کویر زندگی می کنیم
و لذا می بایست آب را جور دیگر دید و قبل از آن که هر روز با بحران جدیدی
از آب رو به رو شویم لازم است مصرف آب را از درون دگرگون
کرد.اگر
آب را با کار آیی بالا مصرف کنیم بدون قطع نیاز شهری می توان نیاز دیگر
شهروندان را بر آورده ساخت.با استفاده از روشهای کار آمد می توان از مصرف
آب در بخش کشاورزی 10 تا 15 در صد,در صنایع 40 تا 90 درصد و در شهر ها تا
30 در صد کاست.یا حد اقل طوری برنامه ریزی کرد که با مصرف همین مقدار آب
محصول بیشتری برداشت و یا افراد بیشتری را سیراب کرد.
فناوری
جدید و به کار بستن روشهای جدید می تواند ما را در هدف همین تامین آب کافی
یاری کند اما نخواهد توانست تا بی نهایت همراه باشد.به خصوص د رشرایط کشور
ما که رشد جمعیت در آن زیاد است تنها صرفه جویی در مصرف آب نمی تواند کار
ساز باشد بلکه باید نرخ رشد جمعیت را نیز کاهش داد و چه بسا ممکن است تنها
راه مقابله با کم آبی کاهش جمعیت باشد.باید قبول کنیم که درمورد آب چه در
کشور ما چه در سطح جهان دوران جدیدی شروع شده است.
موضوع
فقط تخلیه منابع زیر زمینی و امثال آن نیست بلکه مشکلات
اقتصادی,سیاسی,امنیتی و زیست محیطی در پیش است.لیکن زمان آن فرا رسیده که
در دیدگاه ها و ارتباط خود با آب,زمین و محیط زندگی تغییر اساسی دهیم.بنا
براین تدوین سیاستها و راه بردهای مربوط به آب از اهمیت بیشتری نسبت به
گذشته بر خوردار می گردد و یکی از مسایل امنیت ملی و عنصری اساسی در
ساختار و رفتار سیاست خارجی و عامل مهمی در استقرار جمعیت و فعالیت به
شمار می رود.
2-برنامه ریزی و اجرا ی طرحهای مدیریت مصرف آب در بخش کشاورزی
قبل
از برنا مه ریزی و اجرای طرحها"مصارف آب در کشور"را بررسی میکنیم. در حال
حاضر مصارف آبی در کشور جمعا حدود 5/84میلیارد متر مکعب تخمین زده می شود
که 47 درد آن از آبهای سطحی و 53درصد دیگر آن از منابع زیر زمینی تامین
میگردد.در این میان توزیع مصرف آب در بخشهای مختلف به صورت زیر است:
1-بخش کشاورزی 93 درصد
2-بخش صنعت 1 درصد
3-بخش شرب شهری 4 درصد
4- بخش شرب روستایی 1 درصد
5-سایر مصارف 1درصد
جمع=%100
آبریزدریاچه
نمک بزرگترین مصرف کننده آب کشور است.از مجموع جریانهای سطحی در کشور کمتر
از 6 در صد به مصارف شرب و صنعت و خدمات عمومی می رسد و بالغ بر 94 درصد
آن با کارآیی نسبتا کم در کشاورزی مورد مصرف قرار میگیرد.تقریبا تمام
جریان پایه رود خانه ها از طریق بندها و انهار سنتی و یا پمپاژ فصلی به
مصرف کشاورزی می رسد.مدیریت تقسیم و توزیع ونظارت این بخش از آبهای سطحی
با مدیریت مصرف ارتباط نداشته و فقط در حد وصول حقابه مورد عمل قرار می
گیرد.
آن
قسمت از اراضی کشاورزی که در آبخور این سدها قرار داردمعادل 1460 هزار
هکتار می باشد که از این مقدار تاکنون شبکه های آبیاری اصلی 1و2 در سطح
2/1278 هزار هکتار اجرا گردیده است.ولی شبکه های توزیع 3و4 برای رساندن آب
به مصرف کننده فقط در سطح 487 هزار هکتار به اجرا در آمده است.به همین
دلایل است که گفته شده کارآیی آب در این قسمت اندک بوده و تارسیدن به
اهداف اصلی از احداث سدها و استفاده بهینه از آب در بخش کشاورزی فاصله
زیادی وجود دارد.از نظر استفاده از آبهای زیر زمینی ونتایج بیلان این
منابع عدم توازن در اکثر آبخوان های کشور مشاهده می شود.بررسی داده ها در
سالهای اخیر نشان می دهد که:
الف-به
دلیل برداشت اضافی از ذخایر ثابت آبخوان ها توسط 115 هزار حلقه چاه جدید
در 168 دشت کشور که 73درصد کل برداشت آبخوان ها را به خود اختصاص میدهند
افت سطح آبهای زیرزمینی بیش از یک متر در سال است.این وضعیت از نظر
اقتصادی و سرمایه گذاری موجب افزایش هزینه های تولید آب و کاهش کیفیت آب
در بخش کشاورزی شده ودر نهایت بهره دهی آب کاهش می یابد.
ب-تغذیه
آبهای زیر زمینی نه تنها به دلیل مشکلات مدیریتی بلکه به دلیل تخلخل لایه
های آبدار در اثر برداشت آب و متراکم شدن لایه ها مرتب در حال تقلیل
است.بنابر این نباید انتظار داشت که به همان میزان تخلیه بتوانیم در
سالهای پر آب تغذیه آبخوان ها را صورت دهیم.
ج-برداشت اضافه آب باعث افت سطح ایستایی ودر نتیجه خشک شدن اکثر قناتهای کشور شده است که احیای آنها عملا نا ممکن است.
د-اضافه برداشت آبهای زیر زمینی باعث پیشروی جبهه آبها ی شور و در نتیجه زوال آبهای زیر زمینی گردیده است.
ه-در
استفاده از آب مدیریت یکپارچه بین مصرف کنندگان از نظر مشارکت های مردمی
بر قرار نبوده و این امر باعث شده است که تلفات آب در انهار کوچک افزایش
یابد.
و-مشکلات
و مسایل