نسبت تعداد کسانی که فقط کار می
کنند و از انجام آن لذتی نمی برند در مقایسه با کسانی که در کار مورد علاقه
خود مشغول به فعالیت می باشند غیر قابل مقایسه است.شاید اگر بگوئیم که بیش
از ۹۵% مردم جهان مشغول به انجام کارهایی هستند که از انجام آن لذت نمی
برند و فقط بخاطر کسب درآمد در آن مشغول هستند گزافه گویی نکرده باشیم.
برای بیشتر انسانها داشتن یک کار ایده آل همانند
فتح قله های غیر قابل صعود است، در حالی که اگر هر کسی کمی اراده از خود
نشان بدهد و برای رسیدن به آن مدتی طعم تلخ بیکاری و بی پولی را بکشد
نهایتا به کار مورد علاقه خود خواهد رسید.
ممکن است شما هم یکی از این افراد باشید.از کار و
میزان درآمد خود راضی نباشید و منتظر فرصتی باشید که بتوانید شغل خود را
تغییر دهید.اما تا کی می توانید منتظر بمانید؟ یکی از خطرات انتظار کشیدن
برای رسیدن به فرصت های ایده آل این است که ممکن است شما به وضعیت موجود
عادت کنید و همین مسأله سبب شود تا شما انگیزه تان را برای تغییر شرایط از
دست بدهید و به قول معروف به وضعیت هرچه پیش آید، خوش آید تن در دهید. از
طرف دیگر با شکایت کردن هم وضعیت بهتری به سراغ شما نمی آید.
در حال حاضر نه انتظار بیهوده کشیدن و نه شکایت
کردن هیچکدام نمی توانند کمکی به شما بکنند. اکنون زمان عمل رسیده است. شما
باید اول تلاش کنید و بعد منتظر باشید تا نتایج عملکرد خود را ببینید.
اگر شما هم دوست دارید از بین بیشمار افرادی که
در جستجوی کاری مناسب با روحیات اخلاقی و توانایی های فردی شان می باشند
سربلند و موفق بیرون بیائید باید شکایت کردن از بدشانسی ها و مشکلات را
فراموش کرده و در عوض از زبان جدیدی برای بیان خود و توانایی های کاریتان
استفاده کنید.
اما قبل از اینکه شما بتوانید به این زبان با
رؤسا یا همکاران خود ارتباط برقرار کنید مراحلی وجود دارند که باید تک تک
از آن عبور کنید، این مراحل را جدی بگیرید، مطمئن باشید با عمل به موارد
مطرح شده می توانید کنترل اوضاع را در دست بگیرید و به شغل مورد علاقه تان
نزدیکتر شوید.
●مراحلی که شما باید به آنها عمل کنید به ترتیب
عبارتند از:
به خود و مهارت های کاریتان ایمان داشته باشید
در صورتی که شما از مهارت های کاری خود اطلاع
داشته باشید و از آنها درست و بموقع استفاده کنید می توانید خود را به کاری
که برای آن ساخته شده اید نزدیکتر کنید، در غیر این صورت فقط یک احساس بی
پشتوانه را هر روز با خود حمل می کنید و روز به روز از انجام کاری که در
حال حاضر مشغول به انجام آن می باشید لذت کمتری برده و افسرده تر می شوید.
ادامه چنین روندی در آینده باعث می شود کیفیت
روابط شما در محیط کار و خانواده روز به روز بدتر شده بطوری که نهایتا
دیگران علنا از شما، رفتار و عملکردتان انتقاد کنند.
در حالت عکس اگر شما به کاری که انجام می دهید
علاقه مند باشید روز به روز از انجام آن لذت بیشتری می برید و می توانید از
خلاقیت های خدادادی خود برای رسیدن به اهداف کاریتان استفاده کنید؛ از طرف
دیگر انسانهای بیشماری وجود دارند که فکر می کنند کار ایده آل، نوعی تخیل
است و آنها باید نهایت تلاش خود را برای حفظ کارشان بکنند هر چند که آن کار
به روحیات و سلایق آنها نزدیک نباشد، از نظر این افراد درآمد مهمتر از نوع
کار است.
وجود چنین تفکری باعث می شود که این افراد هیچ
وقت نتوانند شرایط ذهنی رسیدن به کار ایده آل را در دنیای واقعی فراهم
کنند.
هر کارگر، کارمند، فروشنده و... می تواند کارهای
زیادی برای خود انتخاب کند ولی آیا همه آنها می توانند به آنچه که در ذهن
خود انتخاب می کنند برسند: بله آنها می توانند در صورتی که به خود و
توانایی هایشان ایمان داشته باشند.هر انسانی در زندگی لیاقتی دارد. اگر شما
فکر می کنید لیاقت تان بیشتر از مقام و موقعیتی است که هم اکنون در آن
قرار دارید، از تفکر مثبتی برخوردار می باشید، مهم این است که شما فکر کنید
لیاقت شما بیشتر از وضعیت فعلی است. همه کسانی که در حال حاضر در کارهای
ایده آل خود مشغول به کار می باشند یک شبه به آن دست نیافته اند.
بلکه آنها برای رسیدن به آن کار برنامه ریزی
کرده، سختی ها را تحمل کرده و نهایتاً بعد از گذشت مدت زمانی(شاید چند سال)
به کار ایده آل خود رسیده اند. شاید این افراد هم با کارگری، دستفروشی
و... شروع کرده باشند و هم اکنون در موقعیتی قرار دارند که اطرافیان آنها
حسرت بودن در آن موقعیت را می خورند. کار مورد علاقه به صاحب آن هیجان می
دهد، هیجان به انگیزه منتهی می شود و انگیزه درب های خلاقیت کاری را به روی
صاحب آن باز می کند. پس شما هم فرصت را از دست ندهید، به جای اینکه منتظر
باشید تا فرصت ها به سراغ شما بیایند شما به سراغ فرصت ها بروید، بیشتر
آدمها می گویند که در زندگی هیچ فرصتی برای پیشرفت کردن نداشته اند، در
حالی که اگر رفتار آنها را با دقت در نظر بگیرید متوجه می شوید که آنها
دائما به فرصت هایشان پشت کرده اند. به جای اینکه ذهن خود را متوجه غیرممکن
ها کنید به ممکن ها فکر کنید. به خودتان و توانایی هایتان فکر کنید.
●بدون برنامه وارد رودخانه نشوید
شما برای رسیدن به کار مورد علاقه تان نیازمند یک
برنامه ریزی جامع و استراتژیک هستید.
یک ضرب المثل انگلیسی می گوید نباید بدون برنامه
وارد رودخانه ای شوید که نمی دانید عمق آن چقدر است. باید با دیگران مشورت
کنید، جنبه های عقلانی کار را در نظر بگیرید و تنها در صورتی که واقعا
مطمئن شدید انجام آن کار برای شما مقدور است اقدام کنید.
فراموش نکنید اگر بدون مشورت با افراد باتجربه و
بدون داشتن یک برنامه مطمئن و حساب شده کاری بکنید و بعدا شکست بخورید دیگر
نمی توانید کسی را بعنوان مقصر اصلی شکست های خود معرفی کنید، در این
هنگام تنها مقصر اصلی خود شما خواهید بود. بخاطر داشته باشید هنگامی که
انگشت اتهام خود را به سمت کسی می گیرید، یک انگشت به او و سه انگشت به خود
شما اشاره می کند، از طرف دیگر همیشه برای کسی که در خود اراده ای می بیند
راههای زیادی وجود دارد. داشتن یک کار ایده آل و مناسب رویا نیست، شما فقط
به یک برنامه جامع و حساب شده و کمی اراده نیاز دارید. شما با ایمان به
توانایی های خود، برنامه ریزی و تحمل سختی ها می توانید به شغل ایده آل خود
برسید. اما نکته ای که نباید فراموش کنید مرحله بعد از برنامه ریزی
است.اکثر افراد در برنامه ریزی خوب هستند ولی همه آنها نمی توانند به
برنامه ای که خود طراحی کرده اند بخوبی عمل کنند. تا قبل از این که از
منطقی و مفید بودن برنامه خود مطمئن نشده اید از کار فعلی تان خارج نشوید.
با این حرف که این کار در حد شأن و شخصیت شما
نیست از آن خارج نشوید(اگر در حال حاضر مشغول به انجام کاری می باشید).در
همان کار باقی بمانید و زمینه را برای داشتن کاری بهتر آماده کنید.در غیر
این صورت اگر یک دفعه از کار خارج شوید بدون اینکه برنامه ای برای داشتن
کار بهتری داشته باشید، اعضای خانواده، دوستان و آشنایان با بیان نظرات خود
شما را آزار می دهند.
اگر شما می خواهید کار بهتری داشته باشید باید
بستر سازی کنید و به وظایف مورد نظر برای رسیدن به آن تلاش کنید، در غیر
این صورت مطمئن باشید که فقط تصوری باطل از داشتن کاری بهتر را نصیب خود
کرده اید.
تا به حال هیچوقت اتفاق نیفتاده که کشور صربستان و مونته نگرو
خود را در بالای جدول لیگ اقتصادی جهان ببیند. اما براساس گزارش اخیر بانک
جهانی از اوضاع کسب و کار در کشورهای مختلف جهان، این کشور در یکی دو سال
اخیر اوضاع کسب و کار خود را سر و سامان تازه ای داده است.
تا به حال هیچوقت اتفاق نیفتاده
که کشور صربستان و مونته نگرو خود را در بالای جدول لیگ اقتصادی جهان
ببیند. اما براساس گزارش اخیر بانک جهانی از اوضاع کسب و کار در کشورهای
مختلف جهان، این کشور در یکی دو سال اخیر اوضاع کسب و کار خود را سر و
سامان تازه ای داده است. برای مثال، کارآفرینان این کشور از ژانویه سال
جاری برای آغاز یک کسب و کار جدید تنها به ۱۵ روز زمان و یک سپرده ۵۰۰
یورویی (معادل ۶۵۰ دلار) نیاز دارند، در حالی که یک سال قبل آنها مجبور
بودند برای برپایی کسب و کار مورد نظر خود علاوه بر صرف ۵۱ روز وقت، یک
سپرده بانکی ۵ هزار یورویی در اختیار بانک قرار دهند.
پرداخت مالیات ها نیز آسان تر شده و استخدام
کارگران پاره وقت و جمع آوری طلب های مالی از مشتریان هم خیلی به آسانی
صورت می پذیرد. در نتیجه این وضعیت، شمار بنگاه های کسب و کار این کشور در
یک سال اخیر رو به فزونی نهاده است، به طوری که تعداد شرکت های ثبت شده
نسبت به سال قبل ۴۲ درصد رشد نشان می دهد.
به عقیده کارشناسان تهیه و تنظیم این گزارش،
تشکیل یک کسب و کار جدید غالباً نشان دهنده افزایش اعتماد به نفس فرد
کارآفرین است. این در حالی است که در بیشتر کشورهای جهان قوانین دست و
پاگیر، به طور معمول مانع از بروز اعتماد به نفس در شهروندان مستعد
کارآفرینی می شوند. مثال های ذیل جملگی صدق این ادعا را آشکار می سازند. در
لائوس آغاز یک کسب و کار به صرف ۱۹۸ روز زمان نیاز دارد، در حالی که
کارآفرینان این کشور آنقدر زیاد نیستند که ریسک پذیری ایستادن در چنین صف
طولانی را داشته باشند. در سییرالئون، اگر یک شرکت بخواهد آنقدر حماقت از
خود به خرج دهد که مالیات خود را تمام و کمال بپردازد، در آن صورت حداقل
۱۶۴ درصد از سود ناخالص شرکت باید تقدیم مأموران مالیاتی گردد. خنده آور
است! یعنی علاوه بر همه آن چیزی را که کسب می کند، باید مقدار بیشتری هم
روی آن بگذارد و به عنوان مالیات بپردازد!
همچنین اگر کسی آنقدر جسور باشد که بخواهد کالا
به آفریقا وارد کند، در آن صورت باید به طور متوسط ۸ روز را در گمرکات بدون
تأسیسات و تجهیزات کافی و ۹ روز را در جاده های خراب، زمان از دست بدهد.
بدتر از دو مورد یادشده، تشریفات گمرکی در آفریقا حداقل ۴۳ روز طول می کشد.
واضح است که در یک بازار آزاد، شرکت ها با استفاده بهتر از منابع موجود،
نسبت به رقبا از شکوفایی بهتر و بیشتری برخوردار می شوند. اما در بخش های
فقیر جهان که کمبود منابع بیداد می کند، این عملکرد - یعنی استفاده بهینه
از امکانات و منابع موجود - حیاتی تر به نظر می رسد. در همین راستا، تاکنون
دولت های آفریقایی برای ضعیف تر کردن روحیه سرمایه داری رقابتی، از هیچ
کوششی فروگذاری نکرده اند.
برای مثال، در سال گذشته ۱۶ کشور غرب این قاره
تنها موفق به انجام دو اصلاح ساختاری اقتصادی شدند.یکی دیگر از مواردی که
مانع شکل گیری آسان و راحت کسب و کار در سراسر جهان می گردد، قوانین و
مقررات سختگیرانه و غیرسودمندی است که حتی علیه خود نیز وارد عمل می شوند.
به عنوان نمونه، در کشورهای فقیر جهان قوانین و مقررات سختگیرانه ساخت و
ساز همواره منجر به احداث واحدهای ساختمانی امن و مستحکم نمی شود و یا
اینکه افزایش مالیات ها غالباً به افزایش درآمدهای دولت ها منجر نمی گردد.
از این دو عامل که بگذریم، بازارهای کار انعطاف ناپذیر هم اصولاً به نفع
قشر کارگر نیستند، زیرا همه این عوامل دست به دست هم داده و اقتصاد را از
روی زمین به زیرزمین هدایت می کنند. از سوی دیگر، شرکت هایی که به صورت
مخفیانه و به دور از چشم مأموران مالیاتی فعالیت و تولید می کنند، برای
ادامه این روند مجبورند همچنان کوچک باقی بمانند.
در حقیقت، آنها با این کار خود را از بزرگتر شدن
و توسعه یافتگی محروم می کنند که البته چاره ای هم جز این ندارند، زیرا
برای در خفا فعالیت کردن، کوچک بودن یک ضرورت است. در همین راستا، بانک
جهانی تخمین زده است که به طور متوسط شرکت های رسمی نسبت به شرکت های
زیرزمینی موجود در یک صنعت خاص، ۴۰ درصد بیشتر تولید می کنند. کشور
آفریقایی بورکینافاسو تلخ ترین مثال این ادعای بانک جهانی است. با وجودی که
نام این کشور یادآور سرزمین صداقت و مردمان راست قامت است، ولی از جمعیت
۱۲ میلیونی این کشور آفریقایی تنها ۵۰ هزار نفر در بخش کسب و کارهای رسمی
فعالیت می کنند و مابقی نیروی فعال کارگری آن در بخش های زیرزمینی امرار
معاش می نمایند. کارشناسان یکی از دلایل این امر را هزینه های کمرشکن اخراج
نیروی کار برای شرکت ها در بورکینافاسو ذکر کرده اند.
به عبارت دیگر، برای اخراج هر نیروی کار، یک
شرکت موظف به پرداخت ۵۷ هفته کاری حقوق به نیروی اخراجی است. همچنین حداقل
آورده لازم برای تشکیل یک کسب و کار در این کشور، به پنج برابر متوسط درآمد
سرانه شهروندان بورکینافاسویی بالغ می شود. اما با همه موارد یاد شده،
شاخص های بانک جهانی یک راهگشای اساسی برای حل این قبیل مشکلات به شمار می
روند. در واقع، اگر در این کشورها شاخص های مورد نظر بانک جهانی به دقت
مورد توجه قرار گیرند، در آن صورت وضعیت کسب و کار آنها به گونه دیگری رقم
خواهد خورد.
متاسفانه اغلب سازمانها, از نظر
جو یا فضای سازمانی از وضعیت مناسبی برای کار کردن برخوردار
نیستند.پژوهشهای موجود نیز بیانگر آن است که سیاستها, و شرایط مالی سازمان
تاثیر چندانی در ایجاد جو مناسب ندارند .پژوهش انجام شده از طریق مصاحبه
با هزاران کارمند در یکصد شرکت برتر, چنین نشان داد که عوامل تعیین کننده
در ایجاد جو سازمانی متعالی عبارتند از : اعتبار, احترام, عدالت, افتخار و
صمیمیت.
متاسفانه اغلب سازمانها, از نظر
جو یا فضای سازمانی از وضعیت مناسبی برای کار کردن برخوردار
نیستند.پژوهشهای موجود نیز بیانگر آن است که سیاستها, و شرایط مالی سازمان
تاثیر چندانی در ایجاد جو مناسب ندارند .پژوهش انجام شده از طریق مصاحبه
با هزاران کارمند در یکصد شرکت برتر, چنین نشان داد که عوامل تعیین کننده
در ایجاد جو سازمانی متعالی عبارتند از : اعتبار, احترام, عدالت, افتخار و
صمیمیت.
● تعریف محیط متعالی
احساس کارکنان نسبت به محیط کار را می توان از سه
جنبه زیر مورد توجه قرار داد و همین ابعاد, اساس تمایز بین محیط کار
معمولی یا خوب, و محیط کار متعالی یا ایده آل است :
۱) احساس فرد نسبت به مدیریت سازمان
۲) احساس فرد نسبت به شغل خود
۳) احساس فرد نسبت به همکاران خود
مطالعات یاد شده نشان داد که, تفاوت جو سازمانی
متعالی و جو سازمانی خوب از پنج متغیر اعتبار, احترام, عدالت, افتخار و
صمیمیت آشکار می گردد. سه متغیر اول بر روی هم بیانگر مفهوم اعتماد است.
● اعتبار
این عامل بیانگر نگرش کارکنان درباره مدیریت است و
سه بعد اساسی زیر را در بر می گیرد.
۱. ارتباطات دو جانبه : این مفهوم بیانگر ارتباط
غبر رسمی و دو سویه است .
۲. قابلیت مدیران : توانایی مدیریت در هماهنگی
منابع, احساس مسئولیت, خلق و ارایه چشم اندازی روشن از فعالیتهای سازمان و
تنظیم مسیر دستیابی به آن. به عبارت دیگر عملکرد مدیریت به نوعی است که
کارکنان به صلاحیت و شایستگی او اعتماد دارند.
۳. صداقت: قابل اعتماد بودن, درستی و رفتار
اخلاقی. مدیریت در طول زمان, در کنار ارتباطات دو جانبه و قابلیت مدیریتی,
با رفتار صادقانه و پایبندی به اصول اخلاقی , کارکنان را به خود جلب می
نماید.
● احترام
این متغیر بیانگر میزان احترام سازمان به نیازهای
روحی و شخصی کارکنان است. عوامل تعیین کننده این متغیر عبارتند از:
۱- حمایت : قدردانی شرکت از کارکنان خود و ایجاد
فرصتها و تمهیداتی برای رشد و پرورش آنان
۲- مشارکت : جویا شدن از نظرا ت و دیدگاههای
کارکنان و درگیر نمودن آنان در فعالیتهای سازمان
۳- توجه : محترم شمردن علائق تک تک افراد, صرفنظر
از نیازهای کاری و شغلی آنها
● عدالت
» عدالت بیانگر نحوه برخورد عادلانه سازمان با
اقشار مختلف و پرهیز از تبعیض است . مفهوم عدالت با عبارتهای زیر آشکار می
گردد :
۱- برابری : پرداخت حقوق و مزایای مناسب و
عادلانه و نیز نگاه یکسان به عموم کارکنان به عنوان عضوی از سازمان
۲- بی طرفی : بی طرفی در تصمیم های مربوط به
گزینش و ارتقای کارکنان
۳- عدم تبعیض : اجتناب از هرگونه تبعیض واعطای
حق استیناف یا حق تجدید نظرخواهی در تصمیم ها
مدیری که از ارتباطات غیر رسمی دو جانبه با
کارکنان خویش برخوردار است, هدایت و شایستگی خود را به کارکنان اثبات نموده
و با رفتاری صادقانه و پایبندی به اصول اخلاقی آنان را به سوی خود جلب می
نماید, مدیری دارای اعتبار است.
● افتخار
عامل افتخار به مفهوم احساس غرور یا مباهات
کارکنان به شغل و دستاوردهای گروهی و سازمانی آنان مربوط است و بوسیله
عوامل زیر تعریف می شود:
۱- شغل فردی : شغل معنی خاصی برای شاغل داشته
باشد و شاغل بتواند در انجام وظیفه, خود را مطرح نماید و شایستگیهای خود را
آشکار کند.
۲- دستاوردهای تیمی: کارکنان از موفقیت های گروهی
و دستاوردهای کاری افراد در سایر واحدها احساس غرور نمایند و به خود
ببالند.
۳- انگاره سازمان (تصویر ذهنی کارکنان از
سازمان): کارکنان با مباهات, شرکت را به دیگران معرفی و به جایگاه شرکت در
جامعه افتخار کنند.
● صمیمیت
این عامل بیانگر احساس پذیرش و علاقه متقابل و
نیز احساس عضویت در یک خانواده مشترک در وجود کارکنان است. عوامل زیر
بیانگر مفهوم صمیمیت است:
۱- رفاقت: توانایی دوست بودن یا دوست شدن با
یکدیگر, احساس محرم بودن با یکدیگر
۲- مراقبت و حمایت از دیگران : جو اجتماعی
دوستانه و خوشایند در سازمان
۳- عضویت : احساس تعلق و وابستگی به سازمان مانند
احساس پیوند و یگانگی با اعضای خانواده یا تیم
● مزایای متعالی ناشی از جو سازمانی
مطالعات انجام شده نمایانگر آن است که جو متعالی
از یک طرف هزینه های جابجایی کارکنان, مقاومت آنان در برابر تغییر و هزینه
های مراقبت های بهداشتی را کاهش می دهد و از سوی دیگر با تقویت قابلیتها و
توانمندیهای کارکنان, موجب بهبود کیفیت کالا, نوآوری و ریسک پذیری و از این
طریق به افزایش بهره وری می انجامد. نتیجه نهایی این تغییرات افزایش سود
آوری و وفاداری مشتریان است. محیط مناسب برای کار کردن متاثر از احساسات
مثبت کارکنان نسبت به مدیریت, شغل خود و همکاران است. احساس اعتماد به
مدیریت, افتخار به شغل و خوشنودی از همکاران, عوامل اصلی ایجاد محیط یا جو
کار متعالی به شمار می آیند.
در سازمان متعالی بیش از هر چیز بر نیروی انسانی
تاکید می شود:
▪ رهبران این سازمانها چشم انداز و ارزشهای محوری
را تبیین می کنند, آنها را در سازمان نشر می دهند و خود را بر ایجاد جو
سازمانی متعالی متعهد می سازند.
▪ مدیران در تمام سطوح باید جانبداری مستمر از
ارزشها را وظیفه خود دانسته, اعتماد, افتخار و صمیمیت را مجدانه در سازمان
ترویج نمایند.
▪ کارکنان باید اهمیت نقش خود در خلق محیط کار
متعالی را درک کنند و رفتارهای موثر بر ایجاد اعتماد را مورد حمایت قرار
دهند.
نوشته: آمی لیمن
ترجمه: دکتر محمدعلی بابایی و دکتر بهزاد
ابوالعلایی
هدف از نگارش این مقاله مروری بر
وضعیت فعلی در بازار کار فناوری اطلاعات و تأکید بر نقش کارگشای آن به
عنوان یکی از راه حل های معضل بیکاری در جوامعی است که بخش عظیمی از جمعیت
جوان آنها علیرغم برخورداری از استعداد و انرژی کافی، همچنان از مشکل
بیکاری رنج می برند.افزایش جمعیت در کشورهای در حال رشد، کاهش منابع و
امکانات موجود در این کشورها و پیدایش نیازهای اجتماعی واقتصادی جدید همگی
سبب توجه نهادها و مقامات مسئول در این کشورها به این نیازها و چاره اندیشی
بنیادین یا مقطعی برای آنها شده است.
بنا بر بررسی های به عمل آمده و بر اساس آمارهای
موجود، یکی از مهمترین مشکلات فرا روی جوامع در حال توسعه و حتی کشورهای
صنعتی مشکل بیکاری[۲] است. مجموعه راه حلهایی که برای رفع این مشکل جهانی
ارائه شده است، اصطلاحاً "کارآفرینی"[۳] خوانده می شود.
در اقتصاد رقابتی و مبتنی بر بازار امروزی که با
تغییرات و تحولات سریع بین المللی همراه شده و فرایند گذر از جامعه صنعتی
به جامعه اطلاعاتی[۴] را سبب ساز گریده است، از کارآفرینی به عنوان موتور
توسعه اقتصادی[۵] یاد می شود که می تواند در رشد اقتصادی کشورها، ایجاد
اشتغال و رفاه اجتماعی نقش مهمی را بر عهده داشته باشد. امروزه دیگر اقتصاد
ملی جای خود را به اقتصاد جهانی داده است و در این عرصه کشورهایی موفق
خواهند بود که فرصتهای شغلی را تنها به چارچوب جغرافیایی خود محدود نسازند،
بلکه فضای کاری وسیعی به وسعت جهان در ذهن خود داشته باشند.
اما واقعاً چه ابزار یا وسیله ای می تواند چنین
فضای گسترده ای را فراهم نماید؟ فناوری اطلاعات[۶] و در رأس آن اینترنت
پاسخ این سوال را به آسانی داده است.
کاربردهای گوناگون اینترنت طی دهه اخیر سبب شده
است تا این امکان ارتباطی فرضیه ای را که در گذشته با شک و تردید تحت عنوان
"دهکده جهانی" مطرح می شد، امروز برای ساکنان زمین به واقعیتی ملموس تبدیل
نماید. امکانات منحصر به فرد اینترنت سبب پیدایش شکل جدیدی از تجارت شد که
امروزه به نام تجارت الکترونیک[۷] شناخته شده است.
انجام تعاملات تجاری به صورت پیوسته[۸] و سهولت
در پرداخت و دریافت وجوه سبب ایجاد تحولی شگرف در شکل و ماهیت تجارت گردیده
است. همه این امکانات و توانمندی ها به دست توانمند کسانی به وجود آمده
اند که فکری خلاق و ذهنی با استعداد داشته اند. اینان کارآفرینان واقعی
هستند؛ چرا که نه تنها سبب خود اشتغالی و اشتغال زایی برای مجموعه های
انسانی وابسته به خودشان شده اند، بلکه میلیونها فرصت شغلی را نیز تنها با
اتصال به اینترنت برای میلیونها نفر از ساکنان این کره خاکی فراهم ساخته
اند. بنا بر این از یک سو با فناوری اطلاعات به عنوان بستر اشتغال زای
جهانی روبرو هستیم و از سوی دیگر با کارآفرینانی مواجه می شویم که هر روز
فرصت های جدیدی را برای جویندگان شغل و کار در فضای مجازی ایجاد می نمایند.
این کارآفرینان طیف وسیعی را از ارائه کنندگان
خدمات و محصولات در اینترنت تا برنامه نویسان و متخصصان فناوری اطلاعات در
بر می گیرند. بنابراین، اقتصاد دنیای امروز بر پایه نوآوری، خلاقیت و
استفاده از دانش به ویژه دانش اطلاعات و ارتباطات استوار است. چنین اقتصادی
را اقتصاد مبتنی بر دانش یا اقتصاد دانش محور[۹] می گویند.در این مقاله از
یک سو به تشریح مشارکت فناوری اطلاعات در کارآفرینی پرداخته می شود و از
سوی دیگر تعامل دو سویه میان این دو مورد بررسی قرار می گیرد. در پرتوی
مباحث مطرح شده، کوشش می شود تصویری روشن از توانمندی های بالقوه و بالفعل
این فناوری در ایجاد فرصتهای نوین شغلی ارائه گردد. امید است مطالب مطرح
شده در این مقاله بتواند در تصمیم سازی ها و تدابیری که احتمالاً به منظور
رفع مشکل بیکاری اتخاذ خواهند شد، مورد بهره برداری قرار گیرد.
کارآفرینی چیست، کارآفرین کیست؟
کارآفرینی موضوعی است که از اواخر قرن بیستم مورد
توجه محافل آموزشی کشورهای جهان قرار گرفته است. بررسی تاریخ ادبیات
کارآفرینی مؤید آن است که این واژه اولین بار در تئوری های اقتصادی و توسط
اقتصاد دانان ایجاد شده و سپس وارد مکاتب و تئوری های سایر رشته های علوم
گردیده است. کانتیلون[۱۰] (۱۷۵۵) که ابداع کننده واژه کارآفرینی است،
کارآفرین را فردی ریسک پذیر می داند که کالا را با قیمت معلوم خریداری می
کند و با قیمت نامعلوم می فروشد. جین بپنتیست سی[۱۱] کارآفرین را هماهنگ
کننده و ترکیب کننده عوامل تولید می داند اما ویژگی خاصی را برای او در نظر
نمی گیرد]۱[. به عبارت دیگر فردی باید عوامل تولید (زمین، نیروی کار و
سرمایه) را جهت تولید، تجارت یا ارائه خدمات ترکیب کند که به این شخص
"کارآفرین" و به کار او "کارآفرینی" گفته می شود]۲[.
یکی دیگر از تعاریف کامل و جامع کارآفرینی توسط
شومپیتر[۱۲] ارائه شده است. وی در کتاب خود با عنوان "ئئوری توسعه اقتصادی"
بین مفهوم واژه نوآوری[۱۳] و اختراع[۱۴] تفاوت قائل شده است و نوآوری را
استفاده از خطرپذیری اختراع برای ایجاد یک محصول یا خدمت تجاری می داند. به
نظر وی نوآوری عامل اصلی ثروت و ایجاد تقاضاست. بنا بر این کارآفرینان
مدیران یا مالکانی هستند که با راه اندازی یک واحد تولیدی- تجاری از اختراع
بهره برداری می کنند]۳[.
با توجه به تعاریف ارائه شده در این خصوص می توان
گفت کارآفرین کسی است که:
- کار و شغل ایجاد کند.
- خوداشتغالی و دیگر اشتغالی ایجاد کند.
- ارزش افزوده ایجاد کند.
- محصولات یا خدمات جدید به وجود آورد.
- خلاقیت و نوآوری کاربردی داشته باشد.
- با خطرپذیری، فعالیت های تولیدی و
اقتصادی انجام دهد.
- نیازها را شناسایی و آنها را برآورده
سازد.
- فرصت ها را به دست آورد ها تبدیل کند.
- منابع و امکانات را به سوی هدف هدایت
کند.
- برای تقاضاهای بالقوه محصول بیافریند
(پیش بینی در عرضه و تقاضا).
- ایده خلاق را به ثروت تبدیل کند.
نما مجله الکترونیکی پژوهشگاه
اطلاعات و مدارک علمی ایران
در حوزه کسب و کار همیشه تاکید
روی موفقیت است. در سمینـــارها از موفقیت کسب و کارهای کوچک صحبت می شود و
مطبوعات به رازهای موفقیت می پردازند.
در کسب و کار قطعاً، دیر یا زود، با شکستهایی مواجه
خواهیم شد. من هم شکستهایی را در کسب و کار خود داشته ام. اما گاهی اوقات
این شکستها به بخت و اقبال تبدیل شده اند و آنها مرا مجبور کرده اند که در
اهداف، تصمیم ها، روشهای خود تجدیدنظر کنم. و سپس قــادر بوده ام که یک
روش - بهتری - را انتخاب کنم. من در شکستها تنها نیستم. خیلی از مردان
مــوفق کسب و کار هم با شکستهایی مواجه شده اند. اما آنها سعی کرده اند
رویکردها و مهارتهای تازه ای از شکستهای خود بیاموزند و آنها را در دستیابی
به فرصتهای جدید برای بالابردن کیفیت زندگی خود به کار بندند. این خود
شکست نیست بلکه نحوه برخورد شما با شکست است که رفتار شمـــــا را مشخص می
کند.
به گفته کارول هیئث و لیندا گوتلیب در کتــاب
افراد هوشمند چه زمانی شکست می خورند - پنگوپن - ۱۹۹۳) شکست در خود رویداد
نهفته نیست بلکه شکست در نحوه نگاه ما به رویداد نهفته است. اگر شما یک فرد
آموزنده باشید در آن صورت امکان دارد - بدون تغییر رویدادها - که مفهوم
شکست را نابود سازید.ناگفته نماند که برخی شکستها اثر اقتصادی عمده ای برای
زندگی شما دارند مثل ورشکستگــــی. اما ما همین شکست را هم می توانیم برای
شروع یک راه جدید به فال نیک بگیریم. در اینجا به چند مورد از نحوه برخورد
بهترین کارآفرینان با شکست اشاره می شود:
- شکست را دوباره تعریف کنید: از یک شرکت بزرگ
پرسیدیم آنها با شکست کارکنان خود چگونه برخورد می کنند که در جواب شنیدیم:
ما شکست نداریم بلکه ما تجربه های جدید می آموزیم. من در سیلیکون ولی در
کالیفرنیا فعالیت می کنم و یک دلیلی که این منطقه محل پرورش نوآوری است،
این است که وقتی فردی شرکتی را راه می اندازد و بعداً دچار شکست می شود،
این مورد شکست محسوب نمی شود. بلکه در عوض به آن فرد کارآفرین باتجربه گفته
می شود.
- شکست را تجزیه و تحلیل کنید: بیل والش مربی
فوتبال می گوید که اکثر مردم بدون توجه به این نکته کـــه تیم بازنده از
باخت خود چه می آموزد، بازی ها را به عنوان بازنده - برنده نگاه می کنند.
وقتی شما با یک شکست مواجه می شوید ابتدا علتهای آن را بررسی کنید. بعداز
هر شکست، چه کوچک و چه بزرگ، آنچه را که اتفاق افتاده، یک بار دیگر مرور
کنید.
- خودتان را سرزنش نکنید: این اتفاقی است که ممکن
است برای هر کسی بیفتد. زیاد خود را سرزنش نکنید. به هنگام ارزیابی
اشتباهات، تا زمانی که مدام خود را سرزنش می کنید، هیچ درسی از شکستهای خود
نخواهید گرفت.
- آن را تغییر دهیـــد: بسیار خوب. اکنون دریافته
اید که اشتباهات شما در کجاست در اینجا سخت ترین کار این است که مجبورید
رفتار خود را تغییر دهید. حالا که با این شکستها مواجه شدید بازهم کاری را
بدون مشورت و تحقیقات کافی آغاز می کنید؟ چنانچه در شرایط مشابه قرار
گرفتید، آموزه های قبلی خود را به کار بندید و سعی کنید رفتار خود را تغییر
دهید. صبور باشید و بدانید که تغییر یک شبه اتفاق نمی افتد و زمان بر است.
- بر شکست غلبه کنید: به جلو حرکت کنید. مدام از
موفقیتها و شکستها حرف نزنید. زندگی شما جریان دارد و هر روزتان روز
باارزشی است و به همین خاطر همه چیز را از اول شروع کنید.
رد مستعد بازی را میبرد اما تیم به قهرمانی میرسد. (مایکل
جردن)
فکر کردن درباره موفقیت ذهن را به سوی نقشههای
موفقیتآمیز رهنمون میکند. (دکتر شوارتز)
وقتی ایمان
بیاورید که کاری غیر ممکن است فکرتان پی دلایلی میگردد که این مطلب را
اثبات کند ولی وقتی ایمان دارید که کاری شدنی است، فکرتان راه آن را
مییابد. (اسکاول شین)
به جای محدود کردن هزینهها به
افزایش درآمدها فکر کنید. (دکتر رابینز)
انسان تنها
میتواند به جایی برسد که خود را در آنجا میبیند. (جک ولش)
مهمترین
گام برای رسیدن به خواستهها، "درست طلبیدن" است. (بیل گیتس)
اگر
در یک طبقه نمیتوانید اول باشید طبقه دیگری درست کنید و در آن اول باشید.
(گوستاو لوبون)
سعی نکنید بهتر باشید، بکوشید
متفاوت باشید. (فرانسیس بیکن)
فقر برای کسانی است که فاقد
رویایی پویا هستند. (مالتز)
شما میتوانید با دست روی دست گذاشتن نوآوری کنید اگر آگاهانه این کار
را بکنید. (هرب کلهر)
دومین
راه نوآوران موفق، تقلید خلاق است. (پیتر دراکر)
اول
بودن بهتر از بهترین بودن است. (ریچارد باخ)
چالش عمده
مدیریت امروز باید این باشد که هیچ کس بیتفاوت و بدون اندیشه بر سر کار
نیاید. (پیتر دراکر)
افراد خلاق
سعی دارند راههای خطا را امتحان کنند. اگر همیشه راه درست را بروی هرگز
خلاق نخواهی بود زیرا "راه صحیح" یعنی راه کشف شده توسط دیگران. (رابینز)
خلاقیت
نوع نگرش تو به وقایع و اشیا است (اشو)
هرچه دیده و
لمس میشود، روزگاری ایدهای نادیدنی بوده است که سرانجام کسی جان بخشیدن
به آن را انتخاب کرده است. (ریچارد باخ)
هرگاه کسی
عقیده نویی را ارائه میکند، میداند که دهها نفر پیش از او نیز آن را در
سر داشتهاند؛ اما تنها در سر. (جک ولش)
اندیشههایی
که دیروز در سرتان میگذشت؛ امروز شما را آفریده. اندیشههایی که امروز در
سرتان میگذرد، فردای شما را خواهد ساخت. (کاترین پاندر)
یک ایده میتواند به خاک بخورد و یا به جادو تبدیل شود، این بستگی به
فردی دارد که با آن برخورد میکند. (ویلیام برنباخ)
همیشه
جنبه مثبت و روشن هرچیزی را بنگرید. سعی کنید نظر خوشبینانه شما واقعیت
پیدا کند. (گوستاو لوبون)
موجودی که در اعماق دریا زندگی
میکند، آخرین چیزی که کشف میکند، آب است. (لینتون)
در
دل هر مشکلی فرصتهای پنهان زیادی وجود دارد. (جان گاردنر)
من
به ندرت قادر به دیدن یک فرصت بودم، تا این که دیگر وجود نداشت. (مارک
تواین)
منتظر نباش که فرصتهای عالی رخ دهد بکوش که از
موقعیتهای عادی استفاده کنی. (مایکل دل)
توجه به هر
چیزی به آن ارزش میدهد. (مارک تواین)
برای نوآوری موثر و
هدفمند، کافی است موفقیت یا شکست پیشبینی نشده به یک فرصت تبدیل شود.
(پیتر دراکر)
هیچ گاه، هیچ وقت، هیچ چیز
آنقدر كه بنظر میرسد مهم نیست.
انتخاب
این که چگونه با یک بحران برخورد کنید، با خود شماست.بحران مالی ( Crisis ) یا بعبارت دیگر ( depression ) یک مسئله پیش پا افتاده و کم اهمیت
نیست و هر ساله آمار قابل ملاحظه ای از خودکشی ها دراین ارتباط در دنیا به
ثبت رسیده است.
مهمتر
از احساس بوجود آمده اعم از شادی یا افسردگی ، بقا و ماندگاری پس از رخداد
یک بحران است. یکی از کلیدهای بازماندن و دوام آوردن در یک بحران مالی از
دیدگاه روانشناختی ، تشخیص دادن این است که شما چه کارهایی می توانید
بکنید؟ و چه چیزهایی را نمی توانید کنترل کنید؟و زمانیکه در
برابر مسئله ای نا توان و فاقد اختیار هستید کارهای مخرب و غیر سازنده
انجام ندهید.
لازم
به یادآوری است که تاریخ ثابت کرده است که این بحرانها بصورت دوره ای و در
یک چرخه مشخص تقریبا" قابل پیش بینی هر چند سال یکبار تکرار می شوند ، پس
تصمیم بگیرید حداقل یکبار در زندگیتان برخورد صحیح با بحران را بیاموزید.
درک
و شناخت رفتار صحیحدر یک بحران مالی
کنترل
اظهارات و ادعاها :
در سال 1950
« جولین راتر» روانشناس، یک مفهوم جدید به نام" مکان هندسی کنترل" را ثابت
کرد و گسترش داد ، برخلاف عقیده فروید که به شکل گیری تدریجی شخصیت
انسانها معتقد بود ، راتر استدلال کرد که شخصیت انسانها تابعی از عملکرد
متقابل و کنش و واکنش با محیط است . بسته به اینکه آنها از تلاشهایشان در
گذشته چه نتایجی گرفته اند ، هرکسی یک مکان هندسی کنترل درونی دارد ، که
همچون یک باور درونی است که موفقیت یا شکست را حاصل تلاشهای خودش می داند و
بالعکس در بعضی از افراد این مکان هندسی خارج از وجود آنان است بطوریکه
باور کرده اند که خوشبختی و شانس تنها بر اثر عوامل خارجی مشخص می شود.
درون
/ بیرون :
بر
اساس این نظریه، راتر بعد از تحقیق و مطالعه بسیار دریاف که چنانچه پزشکان
و پرستاران بیمارستان با یک حس کنترل قویتر با بیماران برخورد کنند نتیجه و
پیامدش در سلامتی بیشتر بیماران بستری یا در منزل موثرتر بوده است.
در ارتباط
با این که چه مکان هندسی حدودی از کنترل می تواند به مردم کمک کند تا از
عهده سر در گمی و دردسر ناشی از بحران مالی بر بیایند، راتر گفت :
Ø« کسانی هستند که بیشتر تمایل درونی به سرزنش و
ملامت کردن خودشان دارند ، زیرا آنها فکر می کنند که بر روی آنچه اتفاق
افتاده است کنترل داشته اند.»
Ø« مردمی هم هستند که یک تفکر ( بیرونی )
دارند ، که در واقع همه این موضوع را مربوط به شانس یا خوشبختی می دانند و
اغلب به اینگونه حوادث بی اعتنا هستند.»
Øاز طرف دیگر راتر می گوید :
روش برخورد با این مسئله بیشتر از هرچیز به این بستگی دارد که افراد هر
حادثه و پیشامد را پیش از وقوع چگونه طبقه بندی می کنند. بسیاری از مردم
درونگرا هستند اما به این واقعیت پی می برند که در شروع و پایان این حادثه
آنها هیچ کنترلی نمی توانند روی بازار داشته باشند، به خصوص اگر آنها قبلا"
خودشاندر جایی سرمایه گذاری کرده باشند. اما اگر به جای
فکر کردن و درگیر شدن با مسئله موسسه یا شخصی دیگر برای آنها انتخاب کرده
باشد ، شانس بیشتر را در درگیر شدن و فکر کردن خودشان روی مسئله می دانند.
Øهمچنین بعضی افراد که در
این اوضاع و احوال موقتا" از کار بیکار می شوند ، ممکن است که عملکرد و
کارآیی خودشان را سرزنش کنند و خودشان را مقصر و هلاک شده در این طوفان و
بحران اقتصادی تصور کنند.
Øایندسته مردمی هستند که
بیشتر یک استراتژی درونی دارند و اغلب معتقدند که چنانچه شدیدتر کار کنند
مانع از آن می شوند که دفعه بعد دوباره این اتفاق بیافتد.
راتر می
گوید : « رفتار افراد درونگرا معمولا" شبیه آن است که بعضی از اقدامات را
برای درست کردن اوضاع انجام می دهند، اما واقعیت این است که هرچیزی در این
جهان نمی تواند توسط یک فرد خاص کنترل بشود. محققان در این ارتباط با بررسی
میزان خرج کردن مصرف کنندگان پی به این نکته بردند که یک وضعیت بحرانی و
ضعیف ، میل و اشتیاق مصرف کنندگان را در جهت مصرف و خرید بیشتر افزایش می
دهد ، که به دلیل احساس قدرت پایین و فقدان کنترل بوجود می آید، به این
معنی که در یک وضعیت ضعف و ناتوانی بسیاری افراد به اشتباه تصور می کنند با
داشتن چیزهای بیشتر ، قدرت بیشتری پیدا می کنند و می توانند اوضاع را
کنترل کنند.
راههای
قدرت :
زمانیکه
دچار بحران مالی می شوید و برایتان مقابلهبا این مسئله مشکل
یا غیر ممکن شده است تنها راهی که در پیش دارید این است که رفتارتان را
تغییر بدهید و خودتان را کنترل کنید.
خارج
از کنترل :
عکس العمل
دیگر که
یک دیدگاه فقیرانه محسوب می شود ، تصور مردمی است که احساس
می کنند
که روی اوضاع هیچوقت کنترلی ندارند. این دسته افراد تصورات
منفی بیشتری از حادثه نسبت به آنچه در واقعیت وجود دارد ، دارند .
همه چیز در این جهان خارج از کنترل است تنها یک
چیز است که همیشه کنترل و مراقبت از آن به تصمیم و اختیار شماست.
◄ هشدار :
چه بسیارند
افرادی که پس از بیکار شدن بدلیل احساس ضعف تمایل به بیشتر خرج کردن دارند.
در اینگونه موارد کافیست پیش از هر چیز فکر کنید :
üچرا آن محصول را می
خواهید ؟
üآیا به خاطر آن است که
شما احساس ضعف می کنید؟
üآیا راه دیگری برای
باز گرداندن احساس قدرت به جز خرج کردن ندارید؟
بازگرداندن
قدرت :
محققین
یافته اند که چند عامل اصلی در بازگرداندن احساس قدرت به افراد ضعیف و
ناتوان موثر بودند:
Øدانش و
آگاهی
Øنگرش مثبت به اوضاع
و احوال
Øقدرت فکر : مهمترین
عامل و تنها چیزی است که همیشه کنترل آن به دست شماست.
Øارتباط با دیگران :
ارتباط با یک دوست صمیمی و مورد تائید وارزشمند برای شما لازم است ، زیرا
در چنین شرایطی این کافی نیست که تنها به خودتان فکر کنید . چرا که شما خوب
هستید اما نیاز به جاری شدن حمایت از جانب دیگران نیز دارید. صحبت کردن با
دیگران درباره مسائل مالی به شما کمک می کند تا به آنچه می توانید کنترل
کنید آگاه باشید :
·مدیریتخرج کردن
·بالا بردن و ازدیاد درآمد از طریق یک شغل دوم یا
فروش محصولات
·ارزیابی این کهشما واقعا" به چه
مقدار ریسک آسوده و راضی هستید؟
Øبرنامه ریزی : اهداف
قابل دستیابی برای خود تنظیم کنید. به جای افکار منفی ، مخرب و
انتقامجویانه ، برای آینده نزدیک ، برنامه ریزی برای شروع یک پس انداز جدید
بکنید.
◄
نهایتا"تلاش
کنید به جای اینکهبحران را تنها به چشم یک مسئله شخصی نگاه
کنید توجهتان را به واقعیت اجتماعی و تاریخی بودن اوضاع معطوف کنید.
بایدها: 1. صبر کنید و به دنبال کسب و کاری
باشید که کاملا برای شما مناسب باشد. شما برای از دست دادن فرصتها جریمه نخواهید شد اما در صورت انتخاب
نامناسب یا شکست میخورید و یا سالها زجر خواهید کشید. فرآیند انتخاب که نیاز به برنامهریزی فراوان و
تجربه و دانش کافی دارد برای موفقیت شما حیاتی است.
2. در عین حال فرصتطلب باید باشید. یک
اشتباه بزرگ غفلت است. یعنی نتوانید فرصتی را که درست در مقابل شما است
ببینید.
3. برای
تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق باید اراده قوی و از خودگذشتگی لازم برای
دستیابی به هدفتان را داشته باشید.
4. باید پیش از شروع به
کار در مورد کسب و کاری که قصد راهاندازی آن را دارید، دانش فنی لازم را
داشته باشید.
5. سعی کنید کسب و کاری را بیابید که دارای
پتانسیل اقتصادی بلندمدت باشد. این نصیحت را به خاطر داشته باشید: «به جایی
بروید که گوی در حال رفتن به آن جا است، نه جایی که الان هست».
6. به دنبال کسب و کاری باشید که در بازار
امروز و فردا رشد کند. بسیاری فروشگاههای کوچک خردهفروشی دیگر از دور
خارج شدهاند زیرا فروشگاههای عظیمی چون شهروند، رفاه و سایرین اجناس را
با امکانات بیشتر و قیمت کمتر ارائه میکنند. حداقل به لحاظ مکانی دنبال
جایی باشید که رقبای بزرگ شما را قورت ندهند.
7. در اکثر کسب و کارهای خدماتی شما قدرت
قیمتگذاری دارید و میتوانند مناسب باشند.
8. اگر قصد تولید و فروش یک محصول را دارید،
معایب و مزایای سپردن تولید به یک تولیدکننده ارزان قیمت را مورد توجه
قرار دهید.
9. واقعبین باشید. فریب سودهای کلان را
نخورید. سود کلان در صورتی به دست میآید که کسب و کار درست را انتخاب کنید
و پیش از شروع آن همه موارد را به دقت مورد بررسی قرار داده باشید.
10. برای ارزیابی ایده محصول یا خدمت خود
سعی حتما از دیدگاه مشتریان آتی به آن بنگرید و بفهمید چه چیزی محصول یا
خدمت شما را برای ایشان جذاب میکند.
نبایدها: 1.
کارآفرینی فعالیتی جدی است که با مخاطراتی نیز همراه است، در صورتی که
هنوز در تصمیم خود برای راهاندازی یک کسب و کار تردید دارید، نباید دست به
کار شوید.
2. به کسب و کارهایی که ممکن است بسیار
چالشبرانگیز باشند نپردازید. بهتر است یک مانع یک متری را انتخاب کنید تا
این که سعی کنید از روی یک مانع هفت متری بپرید.
3. فعالیت کارآفرینانه نیاز به سرمایه دارد.
پیش از تخمین درست هزینهها و پیشبینی منابع تامین مالی شروع به کار
نکنید.
4. اجازه ندهید اعتماد به نفس بیجا سبب عدم
تحلیل دقیق برای انتخاب کسب و کارتان شود. شما نباید از شنیدن موارد منفی
بترسید؛ بسیار بهتر است که از آنها آگاهی داشته باشید و هر چه سریعتر با
آنها مواجه شوید.
5. کسب و کارهایی که باید از آنها پرهیز
کرد، عرضه کالاهای مصرفی معمولی است. جایی که شما باید تماما روی قیمت
رقابت و کنید و باید پایینترین قیمت را داشته باشید تا باقی بمانید.
6. وجود شرایط و اطلاعات مبهم، ناقص،
غیرقطعی، سازماننیافته و غیرشفاف در شروع فعالیت هر کسب و کار طبیعی است.
این شرایط نباید موجب هراس و دلسردی شما از ادامه کار شود.
7. یک ایده برای شروع یک کسب و کار را تنها
به این دلیل که تکراری است کنار نگذارید. بسیاری موارد ایدهها تکراری در
عمل موفقتر از ایدهها نوآورانه هستند.
8. اگر از نحوه انجام برخی فعالیتها همچون
حسابداری اطلاعات کافی ندارید، به تنهایی عمل نکنید و حتما از کسانی که آن
زمینه تخصص دارند مشاوره بخواهید.
9. اجازه ندهید صرف خلاقانه بودن یک ایده
شما را بفریبد و چشم شما را به روی سایر واقعیات ببندد. پیش از سنجیدن همه
جوانب (مواردی که در درس اول به آنها اشاره شده است) کار خود را شروع
نکنید.
10. هنگام برآورد هزینههای راهاندازی
خوشبین نباشید، معمولا اقلام هزینهای وجود دارند که تا پیش از شروع کار
نادیده گرفته میشوند و سبب غیرواقعی شدن تخمینهای شما خواهند شد.
ر اساس گزارش جدید صندوق بین المللی پول ، ایران رتبه اول را در آمار
مهاجرت نخبگان از میان 91 كشور در حال توسعه یا توسعه نیافته دنیا كسب كرده
است .
به گزارش عصر ایران صندوق بینالمللی پول در این مورد گزارش داده است كه
سالانه حدود 180 هزار ایرانی تحصیلكرده به امید زندگی و یافتن موقعیت های
شغلی بهتر از كشور خارج میشوند . این صندوق بین المللی در گزارش خود می
افزاید كه رقم خروج حدود 180 هزار نخبه تحصیلكرده از ایران ، به معنی خروج
سالانه 50 میلیارد دلار ارز از كشور است .
طبق این آمار هماكنون بیش از 250 هزار مهندس و پزشك ایرانی و بیش از
170 هزار ایرانی با تحصیلات عالیه در آمریكا زندگی میكنند و طبق آمار رسمی
اداره گذرنامه، در سال 87 روزانه 3/2 نفر با مدرك دكترا، 15 نفر با مدرك
كارشناسی ارشد، و صدها نفر با مدرك كارشناسی از كشور مهاجرت كرده اند .
این آمارها ی تكان دهنده - كه واقعا فاجعه آمیز است - باید خواب را از
چشم مدیران دولتی و مسئولان عالی رتبه كشور برباید و " هم وغم " آنها این
باشد كه با برنامه ریزی اصولی و ایجاد فضایی مناسب زندگی در كشور جلوی این
روند بنیان بر افكن مهاجرت نخبگان را بگیرند و یا لااقل شیب صعودی مهاجرت
نخبگان و تحصیلكردگان را كند كنند .
باید توجه داشت كه مهاجرت هر نخبه تحصیلكرده از كشور به معنای بر باد
دادن فرصت های توسعه ملی است و كشور را تبدیل به كارگاه مجانی تربیت نیروی
انسانی متخصص برای كشورهای توسعه یافته دنیا می كند .
اگر آمار صندوق بین المللی پول درباره زیان 50 میلیارد دلاری فرار
نخبگان از كشور درست باشد باید گفت كه سالانه از روند مهاجرت نخبگان از
كشور تقریباً معادل درآمد فروش نفت ، زیان مالی و اقتصادی متحمل می شویم .
این آمار تكان دهنده ضرورت توجه ویژه مسئولان را به موضوع را می طلبد و
به نظر می رسد برای جلوگیری از زیان های مترتب بر پدیده فرار مغزها باید
كمیته ویژه یا ستاد بحرانی با حضور مسئولان عالی رتبه دولتی و كارشناسان
خبره تشكیل شود .
البته امید است كه این ستاد بحران صرفا محملی برای دریافت حقوق و مزایای
برخی مدیران ناكارآمد دولتی نشود و این ستاد واقعا با حس وطن دوستی و
احساس دفاع از منافع ملی كشور راهكارهایی را برای مقابله با پدیده فرار
مغزها اندیشیده و به مورد اجرا بگذارد .
مخلص كلام اینكه ، امسال از سوی مقام رهبری با نام " اصلاح الگوی مصرف "
نامگذاری شده است و گمان نمی رود كه زیان های وارده از ناحیه فرار مغزها
قابل مقایسه با ضررهای مصرف بالای آب و برق و سوخت و.... باشد . بنابراین
اگر از این زاویه به موضوع نگریسته شود باید در سال اصلاح الگوی مصرف
جلوگیری از زیان های ناشی از پدیده مهاجرت نخبگان از كشور در صدر برنامه
ریزی های ملی نظام قرار گیرد .
مجله معتبر فوربس به رسم هر ساله خود یك بار دیگر فهرست ثروتمندترین
افراد دنیا را اعلام و منتشر كرده است تا به این ترتیب بتوانیم با بررسی آن
سایه سنگین ركود اقتصادی بر سرمایههای در جریان جهان را بیشتر احساس
كنیم. شاید عجیب باشد، اما این مجله در سال میلادی گذشته 1125نفر را در
فهرست میلیاردرهای خودش قرار داد، در حالی كه این فهرست حالا و امسال تنها
میزبان 793نفر از ثروتمندترین افراد جهان است. به این ترتیب حتی فهرست
ثروتمندترین افراد جهان هم امسال با كاهش 30درصدی در تعداد مواجه بوده
است. بر اساس گزارش فوربس، از 1125 ثروتمند دنیا در سال 2008، 373نفر به
دلیل ورشكستگی و تاثیر بحران اقتصادی از فهرست بیرون ماندهاند. این در
حالی است كه علاوه بر اینها 18نفر از ثروتمندان فهرست سال 2008، نیز امسال
فوت كردهاند. در مقابل اما در فهرست امسال 38 نفر ثروتمند جدید هم وارد
شدهاند. با تمام اینها، اما گویا روزگار با تكنولوژی و طرفدارانش هنوز
موافق است تا همچنان ثروتمندترین فرد جهان، مرد شماره یك دنیای تكنولوژی
باشد. با این مقدمه قرار است ثروتمندترین مردان عرصه تكنولوژی را در سال
2009 به انتخاب مجله فوربس معرفی كنیم. 1 - بیل گیتس: ثروتمندترین مرد
دنیا كه رییس بزرگترین شركت نرمافزاری جهان هم هست، با تمام مشكلات جدی
اقتصادی همچنان توانسته است جایگاه خود را به عنوان ثروتمندترین فرد دنیا
حفظ كند. برای توضیح نفوذ بحران اقتصادی شاید كاهش 18میلیارد دلاری سرمایه
و داراییهای بیل گیتس در یك سال گذشته، بهترین سند باشد. گیتس این روزها
بیشترین سرمایه و انرژی خودش را در بنیاد خیریه «بیل و ملیندا» صرف میكند
تا جایی كه تا ماه ژانویه گذشته بیش از 30میلیون دلار برای این بنیاد
هزینه كرد. او در سال 2009 تصمیم گرفت تا با صرف هزینه 8/3میلیارد دلاری
كه نسبت به سال گذشته با رشد 15درصدی همراه بود، در زمینه بهبود وضع تغذیه
در كشورهای فقیر، توسعه آموزش و افزایش میزان واكسیناسیون برای
بیماریهایی مانند مالاریا، سل و ایدز فعالیتهای بهتری انجام دهد. دارایی
خالص بیل گیتس هم اکنون 50میلیارد دلار برآورد میشود. 2 - كارلوس
اسلیم هلو: اینمیلیاردر مكزیكی در سن 69 سالگی و با سرمایه خالص
35میلیارد دلار عنوان سومین مرد ثروتمند دنیا و دومین ثروتمند جهان
تکنولوژی را به خودش اختصاص داده است. او كه پسر یك مهاجر لبنانی است در
سال 1990 بزرگترین اپراتور مخابراتی مكزیك را با نام Telmex خرید تا امروز
بیش از 90درصد صنعت مخابرات این كشور را در دست داشته باشد. 3 - لورنس
الیسون: پر درآمدترین مدیر عامل جهان در سال 2007 و رییس شرکت اوراکل حالا
با دارایی خالص 5/25میلیارد دلاری در جایگاه چهارم فهرست ثروتمندترین
افراد دنیا ونفر سوم لیست ثروتمندان تکنولوژی قرار گرفته است. الیسون كه
در سال 2009 از طرف مجله CNNMoney به عنوان دومین مدیر عامل پر درآمد دنیا
انتخاب شده است، سهامی با ارزش 300میلیون دلار در بازار بورس دارد. این در
حالی است كه حجم سرمایه خالص او در سال 2008 به بیش از 84میلیارد دلار
رسیده است. 4 - مایكل دل: مدیر عامل یكی از بزرگترین شركتهای
كامپیوتری دنیا سال 2009 را با كاهش 60درصدی قیمت سهام شركتش طی كرده است.
او در رده بیست و پنجمین ثروتمند جهان و چهارمین ثروتمند جهان تکنولوژی
قرار میگیرد. این در حالی است كه كارشناسان پیشبینی كردهاند فروش شركت
Dell تا سال 2011 با سقوط سالانه 17درصد تا 4میلیارد دلار كاهش پیدا
میكند. از طرفی گویا مایكل دل هم مانند بیل گیتس به امور خیریه علاقهمند
بوده و همراه با همسرش بنیادی خیریه به نام «مایكل و سوزان دل» را تاسیس
كرده و حتی در سال 2009 بیش از یكمیلیارد دلار از داراییهای خود را صرف
انجام امور خیریه در آن كردهاند. مدیر عامل شركت Dell كه سال گذشته یك بار
سمت مدیرعاملی این شرکت را برعهده گرفته در حال حاضر سرمایه خالصی برابر
3/12میلیارد دلار دارد. 5 - سرگی برین و لری پیج: موسسان بزرگترین و
محبوبترین موتور جست و جوی اینترنتی دنیا كه روزی از روزهای سال 1998 و
بعد از فارغالتحصیلی از دانشگاه استنفورد در یك گاراژ كوچك شركتی به نام
Google را تاسیس كردند، حالا عنوان 26 را در فهرست ثروتمندترین افراد دنیا و
رتبه پنجم ثروتمندان جهان تکنولوژی را به خودشان اختصاص دادهاند. اگرچه
این شركت در ماه ژانویه و با وجود موج بحران اقتصادی به شرایط بهتری نسبت
به پیشبینی كارشناسان رسید، اما در شش ماه اول سال 2009 كاهش 30درصدی را
در سهام خود تجربه كرد. سرگی برین در این سال كاهش 9/3میلیارد دلاری را در
سرمایه خالص خود تجربه كرد و لری پیج هم این تجربه را با كاهش 4میلیارد
دلاری داراییهای خالصش داشت. با این همه اما موسسان Google در حال حاضر
ثروت خالصی برابر 12میلیارد دلار را در اختیار دارند. 6 - استیو بالمر:
رییس غول نرمافزاری دنیا حالا با سرمایه خالص 11میلیارد دلار، عنوان
بیست و نهمین مرد ثروتمند دنیا و ششم جهان تکنولوژی را به خودش اختصاص داده
است. در حالی كه او با ایدههایی مانند موبایلهای هوشمند و افزایش
فرصتهای بازاریابی به دنبال افزایش میزان فروش و سود Microsoft است، اما
شركتش با كاهش 40درصدی قیمت سهام خود در شش ماه اول سال 2009 مواجه شده
است. این در حالی است كه درآمد حاصل از فروش این شركت در سال 2008 برابر
60میلیارد دلار بوده است. 7 - پاول آلن: یكی از موسسان شركت بزرگ
نرمافزاری Microsoft در 12 ماه گذشته كاهش 65درصدی را در میزان
داراییهای خالص خود تجربه كرده است تا امروز با ثروت 5/10میلیارد
دلاری در این جایگاه قرار بگیرد. این در حالی است كه با وجود كاهش 40درصدی
قیمت سهام این شركت، Microsoft بیش از 25درصد از سرمایه خالص آلن را
تامین میكند. به عقیده بسیاری از كارشناسان او بیشترین حجم سرمایهگذاری
خودش را در صنعت مخابرات انجام داد و حالا بیشترین ضرر را هم از همین بخش
كرده است. 8 - كارل آیكان: ثروتمندترین سهامدار فعال آمریكا كه یكی از
مدیران ارشد شركت Yahoo هم هست در حال حاضر 9میلیارد دلار سرمایه خالص
دارد. این در حالی است كه داراییهای خالص آیكان در سال 2008 برابر
14میلیارد دلار بوده است. او در جدول ثروتمندان جهان نیز در رتبه چهل و
سوم قرار دارد. 9 - جفری بزوس: مدیر 45ساله بزرگترین بازار مجازی
دنیا یعنی Amazon كه در سال 2008 عنوان بهترین مدیر آمریكایی را هم به خودش
اختصاص داده است، حالا سرمایه خالصی برابر 8/6میلیارد دلار را در اختیار
دارد. در حالی كه شركت او در فصل تعطیلات سال 2008 بیشترین فروش را در
تاریخش تجربه كرد، اما در شش ماه اول سال 2009 با كاهش 30درصدی قیمت سهام
خود مواجه شد. 10 - جیمز گودنایت: مدیر عامل 66ساله شركت نرمافزاری
SAS در حال حاضر دارایی خالصی برابر 1/6میلیارد دلار دارد. او در واقع
مدیر یكی از بزرگترین شركتهای نرمافزاری دنیا است كه در سال 2008 به
فروشی برابر 3/2میلیارد دلار دست پیدا كرد. با این حال، اما سهام این شركت
در نیمه اول سال 2009 تا بیش از 30درصد سقوط كرد. 11 - استیو جابز:
مدیر عامل محبوب یكی از بزرگترین شركت كامپیوتری دنیا یعنی Apple اگرچه در
فهرست ثروتمندترین افراد دنیا در سال 2009 قرار نگرفته است، اما در فهرست
ثروتمندترین آمریكاییهای جهان رتبه چهل و سوم را در اختیار دارد. حجم
داراییهای خالص او در سال 2009 برابر 1/5میلیارد دلار است كه میتواند او
را در میان ثروتمندترین افراد دنیا قرار دهد. 12 - اریك اشمیت: مشاور
ارشد رییس جمهور آمریكا در زمینه تكنولوژی این روزها در سن 53سالگیاش
سرمایه خالصی برابر 4/4میلیارد دلار در اختیار دارد. او با وجود داشتن این
عنوان، اما همچنان علاقهمند است كه به عنوان مدیر عامل بزرگترین موتور
جستوجوی اینترنتی دنیا Google در بخش خصوصی فعالیت كند. این در حالی است
كه سهام شركت متبوع اشمیت در نیمه اول امسال ركود 30درصدی را تجربه كرده
است. 13 - پیر امیدیار: مدیر ایرانیالاصل بزرگترین حراجی اینترنتی
دنیا یعنی eBay حالا حجم داراییهای خالصش را به 6/3میلیارد دلار سانده
است. او حالا در سن 41سالگی توانسته است كه تعداد كاربرانش را تا
84میلیون نفر افزایش دهد. این در حالی است كه نیمه اول سال 2009 با ركود
مالی خود سقوط 55درصدی سهام شركتش را برای او به همراه داشته است.
بزرگترین بازنده با تمام اینها، اما گویا در میان ثروتمندترین
مردان تكنولوژی دنیا بیل گیتس همچنان بزرگترین بازنده بوده است، چون ثروت
خالصش از 57میلیارد دلار در سال 2008 به 50میلیارد دلار در سال 2009
رسیده است. بعد از او هم پاول آلن و استیو بالمر به ترتیب با از دست دادن
5/4 و 7/1میلیارد دلار بازندگان بزرگ بعدی این رقابت هستند.
داشتن یك شغل خوب و پردرآمد همیشه آرزوى هر انسانى بوده است. به خصوص در
شرایط كنونى كه اوضاع اقتصادى به طرز ناگوارى به هم ریخته و آشفته شده است
همه به دنبال شغلى مى گردند كه بتواند در شرایط مختلف زندگى آنها را تأمین
كند. تحلیل گران با بررسى جوامع مختلف مشاغل پردرآمد را به شرح زیر معرفى
كرده اند: 1) صیادان خرچنگ: شغل صیادان خرچنگ از
جمله پرخطرترین ها در میان مشاغل به حساب مى آید. این شغل به وفور در
آمریكا و آبهاى سرد و خطرناك آلاسكا مشاهده مى شود. مسلم است كه در این شغل
صیادان با وجود آبهاى زیر صفر درجه و سپرى كردن ماه هاى طولانى به دور از
خانه تا حد زیادى زندگى خود را به خطر مى اندازند و تنها چیزى كه صیادان را
در این راه استوار نگه مى دارد عشق به كار و توجه به میزان درآمد مالى در
این حرفه است. طبق آمار میزان درآمد یك صیاد خرچنگ در طول ۸ هفته برابر است
با ارزش ۵۰۰۰۰ دلار كه مطمئناً مبلغ چشمگیرى براى این مدت كوتاه محسوب مى
شود. 2) متخصصان بیمارى هاى معده و روده: بیشترین
مشكلى كه انسان را تهدید مى كند بیمارى هاى مرتبط با نواحى معده و روده است
كه موجب مشكلات بزرگى در دستگاه گوارش مى شود. متخصصان این بیمارى یكى از
پردرآمدترین قشرهاى دنیا محسوب مى شود. با توجه به اطلاعات درج شده در سایت
salary.com درآمد یك متخصص بیمارى معده و روده در هر سال حدود ۲۶۹۵۰۰ دلار
برآورد شده است. 3) متخصصان پا و مفاصل: این شغل
یكى از حرفه هایى است كه در عین جذاب نبودن به افرادى كه به دنبال كار
پرمنفعت مى گردند پیشنهاد مى شود. زیرا میانگین درآمد این قشر حدود ۱۴۹۵۲۷
دلار گزارش شده است.البته این شغل تا حد زیادى سلیقه اى است.شاید بعضى ها
علاقه اى به درمان ناخن ها، پینه و زخم هاى پا نداشته باشند. 4)
حسابداران: حسابداران اغلب در جوامع مشاغل كم رنگى دارند و
حسابدارى به عنوان شغلى ابتدایى شناخته مى شود. كار كردن در محیطى آرام و
سر و كله زدن مداوم با آمار و ارقام تكرارى زیر نور یكنواخت شاید مورد پسند
همه كس نباشد. اما براى آن دسته از افرادى كه طالب محیطى آرام هستند این
شغل مى تواند یكى از جذاب ترین ها محسوب شود. چه چیز براى علاقه مندان به
اعداد و ارقام بهتر از محیطى به دور از هرگونه شلوغى است! میانگین دریافتى
در ابتداى كار براى یك حسابدار حدود ۴۱۰۰۰ دلار است كه این رقم با بالا
رفتن تجربه كارى مى تواند از ۲۰۰۰۰۰ دلار نیز عبور كند. 5)
كمیسیونرها: ۹۰ درصد از افرادى كه به دنبال موقعیت هاى شغلى
مناسب هستند از انجام فعالیت هایى كه حقوق دریافتى ثابتى نداشته باشد سر
باز مى زنند. آنها معتقدند نباید به انجام كارى پرداخت كه هیچ ضمانتى براى
پرداخت ثابت و حتمى در آن وجود ندارد. اما در عوض آن دسته از افرادى كه
ریسك پذیر هستند و در عین حال اعتماد به نفس و جسارت بالایى دارند معتقدند
پرداختن به چنین مشاغلى مى تواند بهترین رفاه و امكانات رفاهى را براى آنها
به همراه داشته باشد. موفق ترین این افراد مشاغلى در زمینه تبادلات ماشین،
تولیدات الكترونیكى و یا سرمایه گذارى هاى بانكى انتخاب مى كنند و مى
توانند به طور میانگین مبلغ ۱۰۰۰۰۰ دلار یا بیشتر در هر سال به دست آورند. 6)
كارمندان فناورى اطلاعات: مجریان برنامه ها، اطلاعات، شبكه و
تكنولوژى از جمله كارمندان پردرآمد جامعه محسوب مى شوند زیرا به نظر مى رسد
كه نه تنها نیاز جامعه به این قشر كمتر نمى شود بلكه هر روز بر میزان نیاز
جوامع به چنین گروه هایى افزوده خواهد شد. این حرفه از دهه ۹۰ اهمیت فوق
العاده اى پیدا كرده و از آن به بعد بر اهمیت آن افزوده شده است. خوشبختانه
بر سر این كار مانند مشاغل دیگر رقابت چندانى مشاهده نمى شود. علیرغم
اینكه میانگین درآمد آنها ۱۰۳۴۰۰ دلار است اما بسیارى از افراد هیچ علاقه
اى به سپرى كردن روز خود در یك اتاقك كسل كننده ندارند. 7)
كارگران صنعتى: این افراد با سپرى كردن ۱۲ ساعت از شبانه روز
در مشاغل صنعتى حقوقى در حدود ۴۶۸۶۷ دلار دیافت مى كنند. محیط كارى آنها
نسبت به مشاغل قبل كاملاً متفاوت است. آنها باید در محیطى شلوغ فعالیت كنند
كه برقرارى ارتباطشان تنها از طریق حركت و نشانه هاى دست امكان پذیر است.
هواى تنفسى آنها پر از مواد سمى و شیمیایى و كارشان بسیار پرخطر است. اما
پس از مدتى كه تجربه كافى را كسب كنند مى توانند با تغییر منصب خود به
«ناظر» حقوق خود را به ۱۰۰۰۰۰ دلار نیز برسانند. 8) خلبانان
سمپاش: اكثر افرادى كه مدرك خلبانى خود را مى گیرند قصد دارند
به رؤیاى پرواز كردن انسان تحقق بخشند. آنها دوست دارند در ارتفاع بلند به
پرواز پرداخته و از نزدیك آسمان و ابرها را لمس كنند اما این خلبانان حرفه
اى متفاوت دارند. برخلاف آنهایى كه همیشه در ارتفاع هستند این خلبانان باید
ارتفاع خود را در فاصله اى نزدیك زمین و مزارع حفظ و با سمپاشى و آفت كشى
به حفظ صنعت كشاورزى كمك كنند. میانگین درآمد این قشر در هر سال ۸۰۰۰۰ دلار
برآورد شده است. 9) جمع كنندگان زباله: اگرچه این
حرفه وجهه اجتماعى جالبى ندارد اما مسلماً هر منطقه اى نیاز به چنین قشرى
دارد. شاید جالب باشد اگر بدانید حقوق دریافتى این قشر چیزى حدود ۸۰۰۰۰
دلار در سال برآورده شده است. البته با توجه به محل زندگى نوسان دارند.
مثلاً اگر در شمال فلوریدا این مبلغ برابر ۸۰۰۰۰ دلار است در نواحى جنوبى
به ۳۵۰۰۰ دلار مى رسد. حتى ۳۵۰۰۰ دلار هم براى خالى كردن سطل آشغال در یك
ماشین بزرگ آشغال مبلغى مناسب و مكفى خواهد بود. 10) رانندگان
كامیون: این قشر از جمله افرادى هستند كه بدون نیاز به تحصیلات
دانشگاهى و تحمل مشكلات در گرفتن مدرك و یا حتى تعلیم دیدن مى توانند چیزى
حدود ۴۳۲۰۰ دلار در سال درآمد داشته باشند كه البته این مبلغ با كسب تجربه
بیشتر و ثبت سوابق كارى موفق مى تواند از مرز ۸۵۰۰۰ دلار نیز عبور كند.
البته نباید فراموش كرد كه رانندگى مداوم، كمبود خواب و غذاهاى مملو از
چربى عواقب بسیار بدى را براى ذهن و جسم این افراد به بار خواهد آورد. 11)
پاك كنندگان صحنه جنایت: مسلماً بعد از هر حادثه اى به گروهى
نیاز است كه با كشیدن خطوط به دور مقتول، محدوده جنایت را مشخص كرده و پس
از آن آلودگى ها و خون را از صحنه پاك كنند. این كار سخت و طاقت فرسا روحیه
متناسب با شرایط را مى طلبد. كسانى كه روحیه هیجانى و جستجوگرى دارند از
پس چنین شرایطى برخواهند آمد. حقوق دریافتى این قشر به طور میانگین ۵۰۴۰۰
دلار برآورد شده است. 12) بازرسان چاه ها: ماهیت
غیرمطلوب این حرفه هیچ نیازى به توصیف و توضیح ندارد.فقط اینكه نباید
فراموش كرد كه محیط كار آنها سراسر تاریكى، رطوبت، پر از موش و سوسك است.
آنها باید در چنین محیطى به تعمیر مسیرهاى زیرگذر و لوله هاى شكسته
بپردازند. اگرچه حقوق دریافتى آنها در ابتداى كار ۳۴۹۶۰ دلار است اما با
كسب تجربه به ۶۱۰۰۰ دلار نیز خواهد رسید. 13) تعمیركاران: زندگى
تعمیركاران همیشه پر از جنب و جوش است. آنها باید هر لحظه منتظر اتفاقى
باشند كه در جایى باعث خرابى مى شود. فرقى نمى كند كه محل كار آنها كجا
باشد، از كار در كنار یك بزرگراه پرترافیك گرفته تا بر روى پلى بلند بر روى
سطح آب همیشه و همه جا خطر حاضر و در كمین است. میانگین حقوق سالانه این
قشر كه در آفتاب سوزان و سرماى شدید باید فعالیت خود را به اتمام برسانند
از ۴۹۵۱۷ آغاز شده و با توجه به تجربه كارى و نوع كارشان افزایش خواهد
یافت.در پرونده بعد به بررسى ادامه این مشاغل پردرآمد خواهیم پرداخت.
حق الناس را دست نزن . مصمم باش . عاشق تصمیمت باش .
آن وقت است که محال پا به فرار میگذارد.
شخصی است که در جهان هتلداری چهره ای موفق است و از
معدود ایرانیانی است که توانسته خود را در میان هتلداران جهان مطرح کند .
وی دارای بیش از 5000 تخت در جزایر قناری اسپانیا و چندین هتل و پارك مدرن
در ایران است.
او مهندس حسین ثابت است.
متولد مشهد . نمی توانی سنش را حدس بزنی . یک پارچه
انرژی است با حافظه ای قوی . شعر بلند عقاب دکتر خانلری را با شور و احساسی
میهن پرستانه میخواند . در مشهد درس خوانده . نهج البلاغه را خوب
میشناسد . از قرآن نمونه میدهد و به شش زبان زنده دنیا حرف میزند . او
یک ایرانی مسلمان است که به ذره ذره این خاک اهورایی عشق میورزد .
اتاقش جمع و جور است و مثل تمامی هتل بزرگ داریوش
روح ایرانی به وسیله ، نقش برجسته ها و تصاویر هخامنشی موج میزند . حسین
ثابت شعر میخواند . از عرفان میگوید و از ایران .
حسین ثابت ابتدا اقدام به ساخت هتل بزرگ داریوش نمود
(این هتل مجلل ترین هتل کشور است)
سوئیت های ان در زمان های عادی سال هر شب 400 هزار
تومان و در ایام عید نوروز و .. تا 700 – 800 هزار تومان هر شب اجاره داده
میشود.
وی پس از ان اقدام به ساخت پارک دلفین ها و پارک
شیرها و چندین پروژه تفریحی دیگر در کیش نمود.
پس از مدت یکسال از فعالیت پروژه هایش تصمیم گرفت
تنها هتل دار کیش شود و اقدام به خرید 6 هتل آماده دیگر کرد با قیمت های
تقریبی هر هتل 8 -9 میلیارد تومان به بالا
البته برخی هتل داران زیر بار این کار نرفته و وی
نتوانست به این آرزوی خود برسد.
حسین ثابت در این زمان موفق شد چند هتل نیز در جزایر
قناری اسپانیا تاسیس کند و هم اکنون نیز بزرگترین شرکت هتل داری اسپانیا
را صاحب است و خود وی نیز در یکی از دو جزیره اختصاصی خود در اسپانیا زندگی
میکند.
میپرسم: آقای ثابت هتل داریوش با این همه مجسمه ،
نقش برجسته و تصاویر بزرگ و کوچک ، تخت جمشید کوچک و مدرنی است در دل آبهای
خلیج فارس. در این هتل دو مورد مد نظر بوده یکی مساله اقتصاد و دیگری مطرح
کردن فرهنگ و هنر ایرانی . من با اقتصادش کاری ندارم اما قسمت دوم را نمی
دانم که "ثابت" در مطرح کردن هویت ایرانی ، سیاسی کار است یا عاشق ؟
ثابت : همانطور که خودتان گفتید ساختن هتل دو وجه
دارد . یکی سرمایه گزاری و بازدهی آن و دیگری هویت بخشی به یک فرهنگ است .
فرهنگ ایرانی .
میپرسم: ثابت عاشق ایران است یا دیدگاه سیاسی دارد.
که البته هر دو به یک سرچشمه بر میگردد . جنبه سیاسی و عشقی به یک فرهنگ ؟
ثابت: او دفترچه راهنما ی هتل داریوش را که عکسی از
21 سالگی اش را در تخت جمشید در صفحه اول چاپ شده نشان میدهد و شعری
میخواند، میگوید : عشق . عشق ناممکن را ممکن میسازد . من در 21 سالگی
گفتم روزی تخت جمشید را میسازم . امروز آن را در قالب یک هتل ساخته ام که
یک مقام عالی رتبه اسپانیا میآید و مقابل آن فرهنگ زانو میزند و آن را
ستایش میکند.
ثابت برای اثبات حرفش از گنجینه شعر فارسی به خوبی
استفاده میکند . بیشتر نمونه هایی که میدهد عاشقانه و اجتماعی است .
میپرسم: شما که در خارج ایران آدم موفقی هستند چرا
پس از موفقیت به ایران توجه کردید ؟
ثابت: هشت سال جنگ را ما نبودیم . جوانان ما جنگیدند
و نگذاشتند حتی یک سانتی متر از مملکت از دست برود . ما چه کار کردیم ؟ من
امروز آمده ام برای خدمت به ایران ، به فرهنگ ایرانی ، به فرهنگ اسلامی .
انتظاری هم ندارم . نمی خواهم حتی یک دسته گل برای من بیاورید . من
میخواهم همانطور که جوانان ، ایران را نگاه داشتند من هویت ایران را به
جهان بشناسانم . من کلکسیونی شامل 30،000 پروانه که برخی از آنها نسلشان
منقرض شده برای ایران خریده ام که میدانم تا سیصد سال دیگر هم سرمایه
اولیه اش بر نمی گردد ، اما این پروانه ها در یک موزه میتواند انگیزه ای
باشد برای جلب توریست . من حاظرم این مجموعه ی بی نظیر را به ایران تقدیم
کنم اما در جایی که با این رنگ ها ، دانش ، نوع زندگی و ارزش آن ها همامنگی
داشته باشد.
میپرسم : من میخواستم بپرسم آیا شما تنها از طریق
هتل و هتلداری میخواهید به هویت بخشی و گسترس آن بپردازید یا برنامه های
دیگری هم دارید ؟
ثابت: نه . فقط به هتل و هتلداری فکر نمی کنم . شما
میبینید که در کیش کنار 7 هتل مطرح و مدرن پارک دلفین ها را ساخته ام .
پارکی با وسعت 640000 متر مربع که برای اولین بار در خاورمیانه ساخته شده
با مجموعه ای از پرندگان و گیاهان نایاب دنیا و نمایش دلفین هایی که مربیان
ایرانی دارند، یا در همین رابطه برای نمایش هزاران پرنده از گونه های
مختلف بزرگترین قفس دنیا را به ابعاد ( 550 * 400 متر ) مطابق با محیط زیست
طبیعی زندگی اشان ساخته ایم . این مجموعه دیدنی از طرف دیگر 2 تا 3 درجه
دمای جزیره را پایین آورده است .
میپرسم: آقای ثابت من بر میگردم روی هویت ایرانی
که شما بیشتر به آن پرداخته اید و آن فرهنگ و هنر قبل از اسلام است . برای
بعد از اسلام چکار کردید ؟
ثابت : اسلام یک دین برتر است . من نهج البلاغه را
حفظ هستم . نهج البلاغه دنیایی از ادب ، فلسفه و ترتیب است . قرآن که جهانی
دیگر دارد . ایران قبلا فرهنگ و هنر خودش را داشته و بعد اسلام را پذیزفته
چون به فرامین و مقررات آن نیازمند بوده است . حضرت محمد (ص) هم انسانی
والا بوده که خداوند بر اساس توانایی هایش او را به پیامبری برگزید . او به
امر اقتصاد در کنار تعالیم دینی توجه داشت و حج توانست از همان آغاز تا
امروز وضعیت مادی و اقتصادی مکه و در نتیجه عربستان را بهبود بخشد . اما ما
در ایران تفکر اسلامی را مثلا در مورد زیارت امام رضا انجام ندادیم. اسلام
از اشخاص دعوت میکند که به حج بیایند که استطاعت مادی داشته باشند و در
نتیجه پول خرج کنند . در حالی که ما زیارت امام رضا را حج فقرا مینامیم و
رویش تبلیغ میکنیم .
میپرسم: چرا شما که مشهدی هستید برنامه هایی برای
مشهد ندارید ؟
ثابت: داشتم و دارم . از سالهای گذشته سعی داشتم کار
بزرگی در مشهد انجام دهم . اما برنامه هایم بنا به دلایلی مورد تصویب قرار
نگرفت . امروز هم برای فردوسی برنامه دارم . همین امروز با یک آلمانی معدن
شناس قرار ملاقات دارم تا بزرگترین سنگ را به مشهد حمل کنیم ، برای ساختن
مجسمه فردوسی ، کسی که زبان و هویت ایرانی را زنده نگاه داشت . امیدوارم
بتوانم برنامه هایم را برای فردوسی به پایان برسانم و مسئولین در این امر
کمک کنند .
میپرسم: میانه شما با روزنامه نگاران چگونه است ؟
ثابت: من 700 صفحه خاطره دارم . در آلمان که درس
میخواندم برای گذران زندگی روزنامه میفروختم ولی بعد همان روزنامه را
خریدم . از روزنامه نگاری اطلاعی نداشتم . منتقدان من این را مطرح کردند .
من بهترین مفسران وخبره های هر بخشی را دور هم جمع کردم و از آنها آموختم و
تجربه کسب کردم . اعتقاد دارم تجربه از علم و ثروت بالاتر است .
میپرسم: حرف آخرتان ؟
ثابت: وقتی با انگشت به طرف دیگری نشان
میروید، توجه کنید که سه انگشت خودتان را نشان میدهد . اول باید تکلیف
خودتان را مشخص کنید . عمر دنیا کوتاه است . عشق آن نیست که غم بر در
غمخواری برد .
این را در سردر دفتر آلمانم نوشته ام : " حق الناس
را دست نزن . مصمم باش . عاشق تصمیمت باش . آن وقت است که محال پا به فرار
میگذارد " برخی میگویند خوب است آدم فقیر باشد اما سالم باشد . اما من
اعتقاد دارم آدم باید هم سالم باشد و هم ثروتمند.