عاشورائيان
نهضت عاشورا
صفحه نخست            پست الکترونيک           RSS           

انتقام از جنایتكاران قیام عاشورا عموماً به دست مختار و اطرافیانش صورت گرفت . به عنوان نمونه اولین گروهی كه مختار از آنها انتقام گرفت ، كسانی بودند كه با اسب بر بدن امام حسین ( ع) تاخته بودند . مختار دستور داد آنها را دستگیر كرده ، آوردند . سپس آنها را به پشت خوابانده،دست و پاهایشان را به زمین میخکوب کرد،آنگاه دستور داد که اسب بر بدن آنها تاختند تا پیکرهای آنان سرکوب شد و بعدا آنان را سوزاندند. اما عاقبت حرمله بن كاهل اسدی ( لعنت اله علیه ) كه طفل شش ماهه را به شهادت رسانده بود . چون حرمله را آوردند مختار دستور داد دستهای او را قطع کنند و بعد از آن پاهایش را و بدن او را در آتش انداختند و وی را زنده زنده به هلکت رساندند.

یكی دیگر از جنایتكاران سنان بن انس نیز از كوفه به بصره گریخت . طرفداران مختار خانه او را ویران كردند و در اطراف بصره كمین كردند تا او را دستگیر كنند . روزی انس از بصره بسوی قادسیه در حركت بود . نیروهای مختار بر وی یورش برده و او را بین عذیب و قادسیه دستگیر كردند .نخست انگشتان او را بریدند،سپس دستها و چاهایش را قطع کردند.آنگاه در دیگ روغن زیتون که جوشیده بود انداختند. چرا كه سنان سینه حضرت را نشانه رفته بود و بنابر قولی تیری بر گلوی آن حضرت زده و بدن ایشان را با نیزه سوراخ كرده بود .

و خولی بن یزید اصبحی نیز در خانه خویش مخفی گشته بود . نیروهای اطلاعاتی مختار ، جایگاه او را گزارش داده و ماموران گشتی وارد خانه او شده . زن خولی به نام نوار كه مخالف او بود و وی را در شهادت امام حسین ( ع) توبیخ می كرد در خانه بود . از او خواستند تا جایگاه خولی را نشان دهد . نوار گفت نمی دانم ، ولی با دستش به مخفیگاه شوهرش اشاره كرد  .  ماموران خولی را پیدا كرده و بدنش را به آتش کشیدند.





شنبه 26 آذر 1390 

مختار به خولی گفت در کربلا چه کردی ؟ گفت : نزد علی بن حسین (ع) آمده پوستین زیر او را برداشتم و مقنعه و گوشواره زینب (ع) را هم برداشتم . مختار گریه کرد و گفت او به تو چه گفت ؟ گفت : او به من گفت : خداوند دست ها و پاهای تو را قطع خواهد کند و خداوند تو را قبل از آتش آخرت به آتش دنیا بسوزاند مختار (ره) گفت : به خدا قسم دعای آن طاهره مظلومه (ع) را مستجاب خواهم کرد.

 





شنبه 26 آذر 1390 

مختار در آن روزهایی كه دست به انتقام خون شهدای كربلا زد ، نسبت به عمر سعد بیش از همه حساس بود . از طرفی قبلاً به خاطر مصالحی امان نامه ای به عمر سعد داده بود و از طرف دیگر عمر سعد هم بهانه ای به دست مختار نمی داد تا در شورش علیه مختار شریك نباشد و لذا مجازات وی به تاخیر افتاده . هنگامی كه عمر سعد متوجه شد كه مختار در صدد دستگیری و مجازات اوست یك شب از كوفه پا به فرار گذاشت . مختار متوجه ماجرا شد ، لذا خوشحال شده و این حادثه را بهانه ای برای نقص پیمان بشمار آورد . از این رو كسی را به دنبال فرزند عمر سعد یعنی حفص فرستاد . از وی پرسید پدرت كجاست ؟ گفت در منزل خود است . مختار ابوعمره را مامور جلب عمر سعد كرد ، وی نیز فوراً اطاعت كرده و عمر سعد را برای مختار جلب كرد . عمر سعد قصد نبرد داشت كه ابوعمره فرصت نداد وشمشیر خود را بر فرق عمر سعد شد و او را به درک واصل کرد و سر از بدنش جدا کرده و برای مختار آورد. مختار رو به حفص كرد و گفت آیا این سر را می شناسی ؟ گفت : این سر پدرم است . سپس مختار دستور داد حفص را هم به پدرش ملحق كنند كه سر وی را جدا كرده ، كنار سر پدرش نهادند .

 





شنبه 26 آذر 1390 

عبید اله بن زیاد را كه ابن مرجانه  نیز می گویند ( زیرا نام مادرش كنیزی زناكار و مجوسی به نام مرجانه بود ) او والی كوفه در زمان حادثه عاشورا بود كه شهادت امام حسین ( ع) و یارانش به دستور او صورت گرفت مختار نیروهایش را آماده كرد و فرماندهی آن را به ابراهیم بن مالك اشتر داد . ابراهیم با شجاعتی كه داشت ، لشگر  ابن زیاد را متواری ساخت و تعدادی از فرماندهان و سربازان او را به هلاكت رساند . تا سرنجام به سراغ عبید اله ابن زیاد رفته وبا ضربت شمشیر او را دو نیم ساخت و سر بریده اش را برای مختار هدیه آورد و جسد آن خبیث را در آتش سوزاندند.






شنبه 26 آذر 1390 

شمر ( لعنت الله علیه ) در روز عاشورا فرمانده جناح چپ میدان بود كه بعد از به شهادت رساندن امام حسین ( ع) عبید اله سر امام حسین را همراهشمر ( لعنت الله علیه ) در روز عاشورا فرمانده جناح چپ میدان بود كه بعد از به شهادت رساندن امام حسین ( ع) عبید اله سر امام حسین را همراه او به شام نزد یزید فرستاد و بعد از آن به كوفه بازگشت .

وی پس از جنگ شورشیان كوفه با مختار كه فرماندهی چند گروه را بر عهده داشت از كوفه متواری شد . اما مختار در تعقیب این عنصر خبیث بود . لذا ابوعمره كه از یاران صمیمی مختار بود و كینه قاتلان امام حسین ( ع) را در دل داشت ، از طرف مختار مامور كشتن شمر شد . وی شمر را در یكی از روستاهای بصره یافت . ابوعمره طی یك درگیری شمر را زخمی كرد و سپس به اسارت در آورد . او را نزد مختار آوردند .مختار دستور داد او را گردن زده و جسد او را در دیگ روغن جوشیده قرار دهند و سر شمر را با پای لگد کوب کنند.

 

او به شام نزد یزید فرستاد و بعد از آن به كوفه بازگشت .

وی پس از جنگ شورشیان كوفه با مختار كه فرماندهی چند گروه را بر عهده داشت از كوفه متواری شد . اما مختار در تعقیب این عنصر خبیث بود . لذا ابوعمره كه از یاران صمیمی مختار بود و كینه قاتلان امام حسین ( ع) را در دل داشت ، از طرف مختار مامور كشتن شمر شد . وی شمر را در یكی از روستاهای بصره یافت . ابوعمره طی یك درگیری شمر را زخمی كرد و سپس به اسارت در آورد . او را نزد مختار آوردند .مختار دستور داد او را گردن زده و جسد او را در دیگ روغن جوشیده قرار دهند و سر شمر را با پای لگد کوب کنند.

 





شنبه 26 آذر 1390 

امام رضا عليه السلام از بركات اشك بر امام حسين عليه السلام مي گويد.


امام رضا (سلام الله عليه) : إن بَكَيتَ عَلَى الحُسَينِ حَتَّى تَصيرَ دُموعُكَ عَلى خَدَّيكَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنبٍ أذنَبتَهُ

امام رضا عليه السلام فرمود : اگر بر حسين بگريى، چندان كه اشك‏هايت بر گونه‏ات جارى شود، خداوند هر گناهى را كه مرتكب‏شده‏اى، مى‏آمرزد.
اگر كسي به مقام و منزلت امام حسين عليه السلام بينديشد به نكات سازنده اي پي خواهد برد شأن حضرتش در حدي است كه وراي ذهن و باور ماست ، و آن هنگام كه بينديشيم آدمياني از جنس خود ما با آن فخر عالم بشريت چه كردند و ياد مصايب حضرت كه در راه هدايت و نجات من و شما متحمل شدند ،اگر اشك از چشممان جاري شود اين اشك نورانيت مي آورد،اين اشك شوينده است صفا مي بخشد و اين اشك هاست كه گناهان و زشت كرداري هاي ما را برطرف خواهد كرد و براي حسيني شدنمان زمينه را آماده مي كند.

 التماس دعا





پنج شنبه 24 آذر 1390 

پیرامون زنان در حادثه كربلا در دو محور سخن می توان گفت:ی كی آنكه آنان چند نفر و چه كسانی بودند، دیگر آنكه چه نقشی داشتند. زنانی كه در كربلا حضور داشتند، برخی از اولاد علی - علیه السلام - بودند، و برخی جز آنان، چه از بنی هاشم یا دیگران.زینب، ام كلثوم، فاطمه، صفیه، رقیه و ام هانی، از اولاد علی - علیه السلام - بودند، فاطمه و سكینه، دختران سیدالشهدا - علیه السلام - بودند، رباب، عاتكه، مادر محسن بن حسن، دختر مسلم بن عقیل، فضه نوبیه، كنیز خاص امام حسین - علیه السلام - و مادر وهب بن عبد الله نیز از زنان حاضر در كربلا بودند. [1] 5 نفر زن كه از خیام حسینی به طرف دشمن بیرون آمدند

بقيه در ادامه مطالب ...



ادامه مطالب ...


چهارشنبه 23 آذر 1390 

فرستادگان خداوند تبارك و تعالی و ائمه معصومين (ع) همگی با هدفی واحد كه اجرای عدل الهی و احيای فرايض اسلامی است بپا خاسته‌اند و نهضت حسينی که از بارزترين وقايع حق طلبی است، به قيام مهدوی كه منجی عالم بشريت و مجری برپايی عدل الهی بر زمين است پيوند خورده است.

 

بقيه در ادامه مطالب ...



ادامه مطالب ...


سه شنبه 22 آذر 1390 

تمامي اندوهها، بيتابي ها و گريه ها مکروه است غير از اندوه گريه براي حسين(ع)

با تقدير و سپاس از برگزار کنندگان محترم اين همايش بزرگ و با قدرداني و خيرمقدم از عموم حضار محترم، از ائمه محترم جمعه و جماعات و هيئتهاي محترم عزاداري شمال استان و عموم مسئولين بزگوار حاضر در جلسه.

با توجه به اينکه در آستانه ماه محرم و ماه حزن و اندوه اهل بيت(ع) قرار داريم، برگزاري اين همايش مناسب و لازم بوده و با در نظر داشتن اينکه يکي از موضوعات مهم در زمينه عزاداريها بحث آسيب شناسي عزاداري ها مي باشد لذا بر خود لازم مي دانم در اين فرصت محدود که در اختيار من است مواردي را تحت عنوان آسيبهاي عزاداري مطرح کنم.

بقيه در ادامه مطالب ...



ادامه مطالب ...


دوشنبه 21 آذر 1390 

يكي از موضوعات قابل بررسي و تحليل جدّي در حماسه عاشورا ملاقاتها و گفتگوهائي است كه در ميان امام و تعدادي از اشخاص صورت گرفتهاست و بخش قابل توجه اين ملاقاتها در كتب تاريخ و مقاتل فريقين منعكس شدهاست.

 

 بقيه در اداهمه مطالب .....



ادامه مطالب ...


دوشنبه 21 آذر 1390 

حماسه عاشورا در کوتاه ترين زمان جوامع بشري را تحت تأثير خود قرار داد.

دو نمونه از آثار و پيامدهاي آن را مورد اشاره قرار مي دهيم :

 

بقيه در ادامه مطالب ...



ادامه مطالب ...


دوشنبه 21 آذر 1390 

در بخش شيعه نشين اين كشور ، مسلمانان شيعه ، به تشكيل دسته‌هاي عزاداري حسيني مي‌پردازند و از كوچه‌ها و خيابان‌ها ، به سوي ميادين اصلي مناطق به راه افتاده ، سينه‌زني و زنجير زني مي‌كنند . مساجد مناطق آزاد شده‌ي اين كشور ، با پخش نوحه‌هاي حسيني ، براي مسلمانان مبارز اين منطقه ، الهام بخش مقاومت و ايستادگي در برابر ظلم و ستم رژيم صهيونيستي هستند . مردان و زنان لبناني ، با خواندن زيارت عاشورا آغاز به عزاداري كرده و همراه با پرچم‌هاي سياه ، با شكوه تمام به عزاداري مي‌پردازند

 





شنبه 19 آذر 1390 

روز عاشورا را گرامي مي‌دارند و برگزاري مراسم ويژه‌اي در روزهاي تاسوعا و عاشورا تا چندي پيش جزء سنت‌‌هاي مذهبي تونس محسوب مي‌گرديد . تاسوعا و عاشوار در تونس به پاس حماسه‌ي سالار شهيدان روز عزا و غم بوده و مراسم ويژه مربوط به اين ايام نيز يادآور آن حماسه بوده‌است .

عاشورا تا چندي قبل جزء تعطيلات رسمي تونس بود ولي پس از تعديل تعطيلات در كشور اين روز ديگر جزء تعطيلات ساليانه محسوب نمي‌گردد . برگزاري مراسم عاشورا از آن هنگام جزء سنت‌هاي اجتماعي و مذهبي مردم تونس شد و از نسلي به نسل ديگر تا عصر حاضر منتقل گرديد .

از جمله سنت‌ها و مراسم در ايام عاشورا : خوردن نان فطير و گوشت نوعي پرنده و هم‌چنين خشكبار مثل بادام و كشمش در روز تاسوعا و پرهيز از خوردن غذاي سنتي و تشريفاتي  است. در اين ايام از برگزاري هرگونه مراسم شادي بخش مثل عروسي و ختنه‌كنان و … خودداري مي‌شود . يكي ديگر از مراسم در روز عاشورا رفتن به قبرستان در صبح عاشورا است.

 





شنبه 19 آذر 1390 

مراسم عاشورا و شهادت مظلومانه‌ي حضرت ابي عبدالله الحسين( ع)  و ياران باوفايش در بحرين شور و حال خاصي دارد، از ابتداي ماه محرم نماي حسينيه‌هاي بحرين يكپارچه سياه‌پوش مي‌شود و شعارهاي عاشورايي و پرچم‌هاي سياه در خارج از محدوده‌ي حسينيه‌ها نيز نصب مي‌گردد . در اغلب حسينيه‌ها به ويژه‌ حسينيه‌هاي شيعيان عرب بحريني ، صبح و شب  وعاظ به روضه‌خواني و مرثيه سرايي مي‌پردازند . روزها و شب‌‌هاي هفتم ، هشتم ، نهم و دهم محرم مراسم سينه‌زني و زنجير‌زني برگزار مي‌شود و دسته‌هاي عزاداري در كوچه‌ها و خيابان‌ها به صورت منظم به راه مي‌افتند .مراسم تعزيه‌خواني نيز هنوز در مناطقي از بحرين رواج دارد .

پيش پيش دسته‌هاي سينه‌زني پرچم‌هاي سياه و شعارهاي عاشورا و بعضاً اسب‌هاي سياه‌پوش به صورت ذوالجناح امام به حركت در مي‌آيند . بعضي از دسته‌هاي سينه‌زني به نواختن سنج و دمام اقدام مي‌كنند . اطعام عمومي و پخش شربت در اين چند روز به صورت گسترده‌اي صورت مي‌گيرد . حسينيه‌هاي بحرين در تمام مدت دو ماه محرم و صفر داير هستند و مراسم عزاداري و روضه‌خواني برپا مي‌دارند .

در بحرين براي حسينيه‌ اصطلاح « حاتم » به كار برده مي‌شود و شيعيان تمام مراسم اجتماعي ، اعياد مذهبي و حتي مراسم عروسي فرزندانشان را  در حاتم‌ها برگزار مي‌كنند .

 





شنبه 19 آذر 1390 

به علت حاكميت وهابيت در اين كشور شيعيان به صورت پنهان و در خانه‌هاي خود عزاداري مي‌كنند. آن‌ها در مناطقي كه اكثريت با شيعيان است از آزادي عمل بيشتري برخور دارند و در مساجد و تكايا به عزاداري مي‌پردازند ولي امكان رفتن به كوچه و خيابان را ندارند.

 





شنبه 19 آذر 1390 

داستان نهضت‏ حسینی و قصه جان سوز ایثار و شهادت حضرت امام حسین (ع) و یاران وفادارش، آن چنان بر قلب‏ها تاثیر گذارده که پس از گذشت چهارده قرن از آن حادثه عظیم، غبار کهنگی و فراموشی را بر خود ندیده است.

بقيه در ادامه مطالب ....



ادامه مطالب ...


پنج شنبه 17 آذر 1390 

شعر و داستان عاشورایی، شاخه‌ای جدی از ادبیات مذهبی و دینی ماست که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مورد توجه اهالی فرهنگ و ادب قرار گرفت . در این مطلب سخنان 14 شاعر و نویسنده در این زمینه گردآوری شده است که با هم می خوانیم .

 

بقيه در ادامه مطالب ....



ادامه مطالب ...


پنج شنبه 17 آذر 1390 

مدح مذهبی و مرثیه‏سرائی در قرن‏های ششم تا هشتم هجری قمری

در ادبیات فارسی، شعله‏های تابناک مرثیه‏های مذهبی در قرون ششم تا هشتم به خوبی ملاحظه می‏گردد، به بیانی دیگر:

در قلمرو شعر کهن این سه قرن کمتر شاعری را می‏توان یافت که قصیده یا ترکیب‏بند و ترجیع‏بندی را در ستایش پیامبر اسلام‏صلی الله علیه وآله و ائمه معصومین‏علیهم‏السلام نسروده باشد و چنین به نظر می‏آید که شاعران، این کار را زکاة طبع و قریحه خود به شمار می‏آورده‏اند، و از انجام آن، به عنوان یک وظیفه محتوم دینی غفلت نداشته‏اند، نعت رسول اکرم‏صلی الله علیه وآله و مدح ائمه معصومین‏علیهم‏السلام (که غالباً پس از توحیدهای آغازین در منظومه‏های شاعران قدیم وجود دارد) و تجلیل‏های خردمندانه‏ای که سرایندگان راستین ما، از مکارم اخلاقی بزرگان دین و دانش به عمل آورده‏اند، مبین حق دوستی و کمال‏طلبی آنان می‏تواند باشد در آثار شعر کهن فارسی، بعد از حضرت محمدصلی الله علیه وآله ، از حضرت امام علی‏علیه السلام، به عنوان عالی‏ترین نمونه تربیتی و اخلاقی اسلام و جامع جمیع صفات پسندیده انسانی یاد شده و با سروده‏های نغز و آموزنده، تجلیل به عمل آمده است. غیر از منظومه‏های مزبور که دورنمای آنهارا نعت رسول اکرم‏صلی الله علیه وآله و ستایش ائمه معصومین‏علیهم‏السلام تشکیل می‏دهد، در مرثیه‏هائی که بعضی از شاعران گذشته ما، درباره وفات و شهادت بزرگان اسلام به خصوص در سوگ واقعه جان‏سوز کربلا، و شهید شدن مظلومانه حضرت امام حسین‏علیه السلام سروده‏اند، سعی کرده‏اند تا پایگاه راستین مردان حق و پاسداران عدالت و مردمی را در برابر جباران روزگار مشخص سازند و فضائل و آزادگیها و مجاهدات آنان را در راه تامین بهروزی انسان شرح و نشر دهند.

 

بقيه در ادامه مطالب .....



ادامه مطالب ...


پنج شنبه 17 آذر 1390 

همراهی امام سجاد و حضرت زينب در کربلا
1-دو تا خبرنگار با خودش برد. يکی مرد، امام زين العابدين (عليه السلام) و يکی زن حضرت زينب (سلام الله عليها) يک چهل، پنجاه تا ضبط و صوت با خودش برد بچه‏های کوچولو آمدند با چشم‏های خود فيلم برداری کردند با گوشهايشان حرف‏ها را ضبط کردند هر بچه کوچولو می‏گفتند تو کربلا بودی، تا می‏گفت بودم و ديدم و شنيدم، روضه خوانی می‏شد، اين بچه‏ها را برد آنجا پر بشوند يک مهر کوچک هم با خودش برد علی اصغر که اين مهر گرچه کوچک است ولی به نامه بزرگ ارزش می‏دهد که فردا نگويند بابا دو نفر بودند سر سلطنت دعوا کردند علی اصغر چه گناهی داشت، با اينکه کوچک است، مهر کوچک است اما نامه را بهش ارزش می‏دهد. وقتی هم می‏رود نامه، نامه‏ها، به اين منطقه می‏دهد دارم می‏روم کربلا بيائيد. سؤال: امام حسين (عليه السلام) که می‏داند شهيد می‏شود حالا چهار تا هم از شهر و روستا بيايند يا نيايند

 

بقيه در ادامه مطالب ....



ادامه مطالب ...


چهارشنبه 16 آذر 1390 

ايستادگی امام حسين (ع) در برابر بيعت با يزيد
امام حسين (عليه السلام) رفت فرمانداری گفتند: شما بايد بيعت کنی فرمود که: من بيعت نمی‏کنم خلاصه بگو، مگو، شلوغ شد، فرماندار هم يه خورده جا خورد تشری امام حسين (عليه السلام) زد، تو از من به نفع يزيد يه خورده سر و صدا که بلند شد مثل اينکه ديدند نه مثل اينکه امام حسين (عليه السلام) آماده باش است علی ای حال گفتند: باشد يکی هم اونجا گفت: بابا بايد بيعت بگيری امام حسين برود ديگه دستت بهش نمی‏رسد، به هر حال آمد امام حسين نگفته رفت مکه، خوب نگفته رفتن خود يک درس است، مسئله‏ای است. مثلاً حساب کنيد يه مرتبه مردم می‏بينند که امام (ره) در جماران نيست. مثلاً مقام معظم رهبری پيداش نيست يه آدمی که همه او را می‏شناسند می‏بينند نيست اين خودش ايجاد موج می‏کند. ايجاد موج، حالا سياسی يا مديريتی می‏خواهيد بگوئيد هرچه می‏خواهيد تحليل کنيد. نگفته رفت و مردم پا شدند گفتند: امام حسين (عليه السلام) نيست به شما نگفت، گفتند يه خبری است، آن 30 نفری که همراه خود برده بود، آنها گفتند از پريروز هرچه بوده معلوم می‏شود می‏خواسته‏اند از امام بيعت اجباری بگيرند. رها کرده رفته مکه، حالا چرا مکه؟ مکه يک آيه داريم «من دخله کان ءامنا» يعنی هرکس داخل مکه شد جانش در امان است.

بقيه در ادامه مطالب .....



ادامه مطالب ...


چهارشنبه 16 آذر 1390 

عاشورا وكربلا در نگاه امام جایگاه ویژه ای دارد وامام نظر گاه بلندی به عاشورا افـكنـده وآن رادست مایه سترگي براي آفریـنـش انقلاب اسلامی یافته واز آن الهام گرفته است امام خمینی(ره) قیام خودرابرگرفته ازقیام سیدالشهدامعرفی میكندوبه آن افتخارمی كندو یادآورمی شـودكه مابـایستی  درسـهای شجاعـت،شهـادت،عدالـت، عدالـت خـواهی،مبارزه باظـلم، ودفاع از مكتب رافراگیریم.وبااستدلال به شیوهوسیره ی زندگی امام حسین(ع)منطق راحـت طلبـان بـی درد سازشگران دنـیاطلب و تماشاچیان توجیه گر رامردودمی شمارد.



بقيه ادامه مطلب


چهارشنبه 16 آذر 1390 

حادثه خونبار كربلا، تاريخ حيات يك تفكر است كه هر ساله پرطراوت و جوشان پيام انقلاب بزرگ عاشورا را در سطح جهان تكرار مي كند و جهان بشري را به آزادي و آزادگي مي خواند. گذر روزگاران را بر اين نهضت بزرگ در طول تاريخ دستي نيست. هر چه زمان مي گذرد پيام عاشورا روشنتر به گوش جهانيان مي گذرد و حوادثي كه طي قرنها بر جامعه مسلمين گذشته است نتوانسته سيماي آفتابي و روشن اين نهضت عظيم را در تاريكي و محاق قرار دهد.

 

بقيه در ادامه مطالب ....



ادامه مطلب


چهارشنبه 16 آذر 1390 

حماسه عاشورا داراي اهميت و برجستگي زيادي است هم از لحاظ شهرت و هم از جهت جاودانگي در ميان نهضت‌هاي ديگر برتري بيشتري دارد. هر روز که مي‌گذرد بر اهميت رخداد واقعه عاشورا افزوده مي‌شود. در قرن سوم هجري مقارن با حکومت ديلميان که زمان ظهور شيخ مفيد بود مراسم عزاداري امام حسين (ع) مرسوم شد و در سال 252 روز عاشورا را تعطيل رسمي اعلام کردند. دلائل زيادي براي جاودانگي نهضت عاشورا وجود دارد از جمله دلائل زير:




ادامه مطلب ....


چهارشنبه 16 آذر 1390 

بسم الله الرحمن الرحیم


السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک


ماه محرم ماه حزن و اندوه مسلمین است ، ماه عبرت گرفتن است و خوشا به حال آنانی که از این ماه درسها آموختند و در زندگی خود بکار بستند .




ادامه مطلب


چهارشنبه 16 آذر 1390 

حسین (ع ) معلم بشریت
حسین بن على درس غیرت به مردم داد، درس تحمل و بردبارى به مردم داد، درس تحمل شداید و سختى ها به مردم داد، اینها براى ملت مسلمان درس هاى بسیار بزرگى بود، پس اینکه مى گویند: حسین بن على چه کرد و چطور شد که دین اسلام زنده شد، جوابش همین است ؟ حسین بن على روح تازه دمید، خونها را به جوش آورد، غیرتها بار تحریک کرد، عشق و ایده آل به مردم داد، حس استغناء در مردم به وجود آورد، درس صبر و تحمل و بردبارى و مقاومت و ایستادگى در مقابل شداید به مردم داد، ترس ‍ را ریخت ، همان مردمى که تا آن مقدار مى ترسیدند، تبدیل به یک عده مردم شجاع و دلاور شدند.

درس زندگى همراه عزت
مى آییم روز عاشورا، مى بینیم تا آخرین لحظات حیات حسین علیه السلام مکرمت و بزرگوارى ؛ یعنى همان محور اخلاق اسلامى ، محور تربیت اسلامى در کلمات او وجود دارد. در جواب فرستاده ابن زیاد مى گوید: لا اعطیکم بیدى اعطاء الذلیل و لا افر فرار العبید؛ من مانند یک آدم پست و دست به دست شما نمى دهم ، مانند یک بنده و برده هرگز نمى آیم اقرار بکنم که من اشتباه کردم ، چنین چیزى محال است ، بالاتر از این در همان حالى که دارد مى جنگد؛ یعنى در حالى که تمام اصحابش کشته شده اند، تمام نزدیکان و اقاربش شهید شده اند، کشته هاى فرزندان رشیدش ‍ را در مقابل چشمش مى بیند، برادرانش را قلم شده در مقابل چشمش ‍ مى بیند و به چشم دل مى بیند که تا چند ساعت دیگر مى ریزند در خیام حرمش و اهل بیتش را هم اسیر مى کنند، در عین حال در همان حال که مى جنگد شعار مى دهد، شعار حکومت سیادت و آقایى ، اما نه آقایى به معنى اینکه من باید رئیس باشم و تو مرئوس (بلکه به این معنى که ) من آقایى هستم که آقاییم به من اجازه نمى دهد که به یک صفت پست تن بدهم :الموت خیر من رکوب العار
والعار اولى من دخول النار

درس ظلم ستیزى
امام حسین علیه السلام در کمال صراحت فرمود: اسلام دینى است که به هیچ مؤ منى (حتى نفرموده به امام ) اجازه نمى دهد که در مقابل ظلم ، سبم ، مفاسد و گناه بى تفاوت بماند.





چهارشنبه 16 آذر 1390 

 
درس اول : امر به معروف و نهی از منکر


درس دوم : اخلاص در بندگی خدا



درس سوم : اقامه نماز


درس چهارم : حضور همگانی


درس پنجم : عشق به رهبری

 

بقيه در ادامه مطالب .....



ادامه مطلب ...


چهارشنبه 16 آذر 1390 

واقعه عاشورا گرچه حقيقتاً تلخ و جانسوز است اما در درون خود تابلوي زيبايي است از آزادگي و شناخت انسان‌ها و همچنين بزرگي مقام زن، دوشادوش زن و مرد را مي‌توان به شكل كامل در حادثه كربلا مشاهده كرد.




ادامه مطلب....


چهارشنبه 16 آذر 1390 

با اندكى تأمل در زندگانى اكثر شهداى كربلا و بررسى سوابق و سیره آنان، به خصوص با دقت در رجزهایى كه در میدان نبرد مى خواندند، به چهار صفت ممتاز در آنان دست مى یابیم كه مى توان آن ها را به عنوان برجسته ترین امتیازات یاران اباعبدالله(علیه السلام) از سایر مسلمانان و شیعیان آن روز قلمداد كرد.

 

امام حسین

 






ادامه مطلب ....


یک شنبه 13 آذر 1390 

گریه ها، شیونها،عزاداری بر شهدا و تحریک عواطف مردم، به ماجری کربلا عمق بخشید و بر احساسات نیز تاثیر گذاشت واز این رهگذر، ماندگارتر شد.

شهادت مظلومانه سید الشهدا و یارانش در کربلا،تاثیر بیدارگر و حرکت آفرین داشت و خونی تازه در رگهای جامعه اسلامی دواند و جو نامطلوب را شکست و امتدادهای آن حماسه،در طول تاریخ،جاودانه ماند.حتی در همان سفر اسارت اهل بیت نیز تاثیرات سیاسی این حادثه در اندیشه های مردم آشکار شد.گروهی از اسرا را که به شام می بردند،چون به تکریت رسیدند، مسیحیان آنجا در کلیساها جمع شدند و به نشان اندوه بر کشته شدن حسین «ع »،ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند.به شهر«لینا» نیز رسیدند.

مردم آنجا همگی گرد آمدند و بر حسین و دودمانش سلام و درود فرستادند وامویان را لعن کردند و سربازان را از آنجا بیرون کردند.چون خبر یافتند که مردم «جهینه » هم جمع شدند تا با سربازان بجنگند وارد آن نشدند.به قلعه «کفر طاب »رفتند،به آنجا نیزراهشان ندادند.به حمس که وارد شدند،مردم تظاهرات کردند و شعار دادند:«اکفرا بعدایمان و ضلالا بعد هدی؟»و با آنان درگیر شدند و تعدادی را کشتند.





یک شنبه 13 آذر 1390 

همان گونه که می دانیم، حفظ و نگهداری یک نهضت و انقلاب، از انجام آن مهمتر است. حضرت زینب (علیهاالسلام) بعد از حادثه جانسوز دهم محرم الحرام سال 61 هجری، پیام رسای خویش را از دشت خونین کربلا برای مسلمانان ابلاغ نمود و آن را برای همیشه در تاریخ، زنده نگاه داشت.

 


حضرت زینب


ادامه مطلب ....


یک شنبه 13 آذر 1390 

زینب کبری و ام کلثوم، دختران امیرالمومنین«ع»،همچنین فاطمه دختر امام حسین«ع» نیز جزء اسیران بودند و در کوفه و... سخنرانیهای افشاگر داشتند.

     

پس از واقعه تلخ عاشورا، رسالت سنگین بانوان کاروان حسینی آغاز گردید. آنان با وجود شرایط سخت جسمی و روحی، می بایست از اندیشه و کلام و احساس یاری گرفته و با خطبه های پرشور خویش، مردمی که در عمق نادانی به سر می بردند را از حقانیت راه امام حسین(علیه السلام) و مظلومیت ایشان آگاه سازند و به رهبری زینب(علیهاالسلام)، به نشر معارف اسلام و رساندن پیام شهیدان بپردازند تا اسلام را از هدم و زوال نجات بخشند.

اینجاست که به هدف والای امام حسین(علیه السلام) از همراه نمودن زنان و کودکان، با خویش پی می بریم.

شهید مطهری می فرمایند: ...« ابا عبدالله(علیه السلام) اهل بیت خودش را حرکت می دهد، برای اینکه در تاریخ رسالتی عظیم را انجام دهند. برای اینکه نقش مستقیمی در ساختن این تاریخ عظیم داشته باشند، اما با قافله سالاری زینب، بدون آنکه از مدار خودشان خارج شوند، از عصر عاشورا زینب(علیهاالسلام) تجلی می کند و از آن به بعد به او واگذار شده بود.»

فعالیت ها و حماسه زن عاشورایی را پس از قیام، می توان به دو بخش تقسیم نمود:

1) حماسه آفرینی زینب(علیهاالسلام)، در نهضت عاشورا

2) نقش و فعالیت سایر بانوان، در این نهضت

 

 






یک شنبه 13 آذر 1390 

ابن قولویه (ره) و مسعودى نوشته‏اند: وقتى كه امام (علیه السلام) روز عاشورا نماز صبح را با اصحاب بجاى آورد، رو به سوى نمازگزاران نمود و پس از حمد و ثناى پروردگار فرمود: خداوند به كشته شدن شما و من در این روز اجازه داده است، بر شما است كه صبر و پایدارى نمائید و با دشمن بجنگید.

پس از آن، صفوف لشكر خود را كه هشتاد و دو نفر سواره و پیاده بودند منظم نمود(4) زهیر بن قین را در میمنه و حبیب بن مظاهر را در میسره قرار داد، خود افراد خاندانش نیز در قلب آن قرار گرفتند، و پرچم را بدست برادرش عباس داد زیرا حضرت ابوالفضل را كه قمر بنى هاشم بود با كفایت‏تر از دیگران براى اینكار مى‏دانست، چه او حق و حرمت آن را بیشتر حفظ میكرد و براى نگاهدارى آن دلسوزتر و براى دعوت به حق داعى‏تر و براى حفظ رحم مرتبطتر و براى عهد و امان زینهارتر و براى مبارزه استوارتر، و در اضطراب و آشفتگى، خوددارترین همه بود. عمر سعد نیز با سى هزار نفر بسوى حسین (علیه السلام) آمده بود، و رؤساى چهارگانه كوفه در آن روز عبارت بودند از:

1 - عبدالله بن زهیر بن سلیم ازدى، رئیس محله اهل مدینه.

2 - عبدالرحمن بن أبى سبره حنفى، رئیس محله مذحج و اسد.

3 - قیس بن اشعث، رئیس محله ربیعه و كنده.

4 - حر بن یزید ریاحى، رئیس محله تمیم و همدان.(5) كه تمام این رؤسا و قبایلشان غیر از حر ریاحى در جنگ حسین بن على (علیه السلام) شركت كرده بودند.

عمر سعد، عمرو بن حجاج زبیدى را در میمنه و شمر بن ذى الجوشن را در مسیره و عزره بن قیس أحمسى را بر سواره‏ها و شبث بن ربعى را بر پیاده‏ها فرمانده قرار داد، و پرچم را به غلام خود ذوید(6) سپرد.

لشكر ابن سعد در اطراف خیمه‏ها تاخت و تاز مى‏كردند كه چشمشان به آتش برافروخته در خندقى كه آنرا شب عاشورا، در پشت خیمه‏ها، حفر كرده بودند، افتاد.

شمر با صداى بلند گفت: یا حسین، قبل از آتش قیامت با آتش دنیا خودت را مى‏سوزانى؟

حسین بن على (علیه السلام) فرمود: مثل اینكه این گوینده شمر بن ذى الجوشن است؟

پس از آنكه جواب دادند و معلوم شد كه شمر است حضرت فرمود:

اى پسر زن بزچران، تو به آتش جهنم از من سزاوارترى كه در آن بسوزى یابن الراعیه المعزى أنت أولى بها منى صلیاً.

در همین هنگام مسلم بن عوسجه تصمیم گرفت او را هدف تیر خود قرار دهد. امام (علیه السلام) او را منع فرمود و گفت: من دوست ندارم آغازگر جنگ بوده باشم اكره آن أبدءهم بقتال.

 





یک شنبه 13 آذر 1390 

 

عبدالله بن سنان روز عاشورا خدمت امام صادق (علیه السلام) رسید، دید حضرت چهره مباركش گرفته و غمگین است و قطرات اشك از چشمان مباركش مانند مروارید بر گونه هایش مى‏غلطد. از وى پرسید: براى چه مى‏گریید یابن رسول الله؟

حضرت فرمود: مگر تو غافلى! و نمیدانى مصیبت ابى عبدالله در امروز بوده است؟ سپس به او دستور داد حال و شكل خود را مانند عزاداران و مصیبت دیدگان درست كند، تا بندها و تكمه‏هاى خود را بگشاید، آستین‏ها را بالا بزند و سر را برهنه نماید، آن روز را روزه كامل نگیرد ساعتى پس از عصر با آب افطار نماید كه در آن لحظات آتش جنگ خاموش شد، اگر پیغمبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) زنده بود او صاحب عزا بود.(2)

امام كاظم (علیه السلام) هرگز در ایام دهه محرم خنده بر لبانش دیده نشد و پیوسته حزن و اندوه بر چهره‏اش نقش بسته بود، و روز دهم از غم و غصه، و اندوه و مصیبت حضرت بود.

امام هشتم على بن موسى الرضا (علیه السلام) مى‏فرمود: همه باید براى حسین بگریند زیرا در روز شهادت حسین، چشمان ما را جریحه دار و عزیزانمان را در كربلا بى كس و یار كردند.

در زیارت ناحیه مقدسه امام زمان (علیه السلام) مى‏فرماید:

(اى جد بزرگوارم) هر صبح و شب در غمت ناله مى‏زنم و عوض اشك برایت خون مى‏گریم فلاندبنك صباحاً و مساء و لأبكین علیك بدل الدموع، دما.

با توجه به آنچه بیان شد آیا بر ما واجب نیست جامه انس و معمولى را باز كرده و لباس حزن و اندوه و گریه بپوشیم؟ و بدانیم چگونه مى‏بایست با سرپا كردن مجالس عزا، براى شهید عطشان در عاشوراى او احترام بگذاریم و تعظیم شعائر كنیم!!؟

 





یک شنبه 13 آذر 1390 

مراسم عزاداری باید  به روش سنتی انجام شود و نگذاریم این عزاداری ها از حالت سنتی خودخارج شود.

عزاداری محرم

هدف اصلی از برپایی مراسم عزاداری محرم زنده نگه داشتن نهضت عاشورا در دل مردم به ویژه نسل جوان و تاثیر جامعه است، اما به نظر می‌رسد همزمان با تغییر شرایط جامعه در طول چند دهه گذشته،مراسم عزاداری های محرم نیز با ورود برخی بدعت‌ها با تغییراتی همراه شود و اثرات مخربی بر جای بگذارد.

متاسفانه در طول سال های گذشته شاهد انجام برخی اعمال خرافی مانند نصب شمایل منتسب به ائمه معصومین و واقعه كربلا، قمه‌زنی و ...در برخی از شهرها، شهرستان ها و روستاهای کشورمان بوده ایم که می توان مدعی شد که اصالت هیچ کدام از این اعمال با ذات سنت عزاداری امام حسین (ع) سنخیتی نداشته و عده ای از سر جهل و نادانی و بر اساس اعتقادات خرافی به نام عزاداری و ادای احترام به سرور و یالار شهیدان آنها را انجام می‌ دهند.

شاید بتوان ریشه پررنگ شدن مظاهر غلط عزاداری‌های محرم را در ناآگاهی برگزاركنندگان این مراسم ها از فرهنگ عاشورا و و اهداف آن دانست که اکنون سبب شده تا برخی خرافات و بدعت ها در تار و پود انگیزه اصلی برگزاری سوگواری‌های امام حسین(ع) ریشه بدواند و رواج پیدا کند. این در حالی است که با وجود تاکیدات فراوان آیات عظام و مراجع دینی هنوز هم در برخی از شهرها،شهرستان ها و روستاها شاهد انجام برخی اعمال خرافه گرایانه هستیم اعمالی که سبب شده تا رهبر معظم انقلاب نیز نسبت به آنها هشدار دهند. مقام معظم رهبری بارها در سخنانی بر این نکته تاکید داشته اند که مراسم عزاداری در ماه محرم در اصل باید منطبق و متناسب با فرهنگ اصیل و ارزش های اهل بیت (ع) باشد.

اکنون این تهدیدها و ورود خرافات و بدعت ها در هیات های عزاداری را می توان آسیب جدی بر پیکره اهداف اصلی عاشورا و قیام امام حسین (ع) دانست.





یک شنبه 13 آذر 1390 

شهادت مظلومانه سید الشهدا و یارانش در كربلا، تأثیر بیدارگر و حركت آفرین داشت و خونى تازه در رگهاى جامعه اسلامى دواند، جو نامطلوب را شكست و امتداد آن حماسه، در طول تاریخ، جاودانه ماند. حتى در همان سفر اسارت اهل بیت (ع ) نیز، تأثیرات سیاسى این حادثه در اندیشه‏هاى مردم آشكار شد. گروهى از اسرا را كه به شام مى ‏بردند، چون به«تكریت» رسیدند، مسیحیان آنجا در كلیساها جمع شدند و به نشان اندوه بر كشته شدن حسین علیه السلام،ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند. به شهر«لینا» نیزکه رسیدند،مردم آنجا همگى گرد آمدند و بر حسین (ع )و دودمانش سلام و درود فرستادند، امویان را لعن كردند و سربازان را از آنجا بیرون كردند. چون خبر یافتند كه مردم«جهینه» هم جمع شدند تا با سربازان بجنگند وارد آن نشدند. به قلعه« كفر طاب » رفتند، به آنجا نیز راهشان ندادند. به«حمص» كه وارد شدند، مردم تظاهرات كردند و شعار دادند:«اكفرا بعد ایمان و ضلالا بعد هدى؟» و با آنان درگیر شدند و تعدادى را كشتند. برخى از تأثیرات حماسه عاشورا از این قرار است:

بقيه در ادامه مطالب ...

 

 



ادامه مطلب ....


یک شنبه 13 آذر 1390 

عاشورا وكربلا در نگاه امام جایگاه ویژه ای دارد وامام نظر گاه بلندی به عاشورا افـكنـده وآن رادست مایه سترگي براي آفریـنـش انقلاب اسلامی یافته واز آن الهام گرفته است امام خمینی(ره) قیام خودرابرگرفته ازقیام سیدالشهدامعرفی میكندوبه آن افتخارمی كندو یادآورمی شـودكه مابـایستی  درسـهای شجاعـت،شهـادت،عدالـت، عدالـت خـواهی،مبارزه باظـلم، ودفاع از مكتب رافراگیریم.وبااستدلال به شیوهوسیره ی زندگی امام حسین(ع)منطق راحـت طلبـان بـی درد سازشگران دنـیاطلب و تماشاچیان توجیه گر رامردودمی شمارد.

 

 

بقيه در ادامه مطالب ....



ادامه مطالب ...


یک شنبه 13 آذر 1390 

عظمت نهضت كربلا  
داستان كربلا در هزار و دويست سال پيش روى صفحه كتاب آمده ، يك وقتى آمده كه كسى فكر نمى كرده كه اين حادثه اين قدر گسترش پيدا خواهد كرد. متن تاريخ حادثه گويى اساسا براى يك نمايشنامه نوشته شده است ، شبه پذير است ، گويى دستور نداده اند كه آنرا براى صحنه بودن بسازند. شهادت هاى فجيع ما زياد داريم ولى اين داستان به اين شكل آيا مى تواند تصادف باشد و تعمد نباشد و ابا عبدالله به اين مطلب توجه نكرده باشد؟ من نمى دانم ، ولى بالاخره قضيه اين طور است و باور هم نمى كنم كه تعمدى در كار نباشد.

 



نگاهى به حادثه كربلا  
حادثه كربلا يك جنايت و يك تراژدى است ، يك مصيبت است ، يك رثاء است . اين صفحه را كه نگاه مى كنيم ، در آن ، كشتن بيگناه مى بينيم ، كشتن جوان مى بينيم ، شير خوار مى بينيم ، اسب بر بدن مرده تاختن مى بينيم ، آب ندادن به يك انسان مى بينيم ، زن و بچه را شلاق زده مى بينيم ، آب ندادن به يك انسان مى بينيم ، اسير را بر شتر بى جهاز سوار كردن مى بينيم ، از اين نظر قهرمان حادثه كيست ؟ واضح است وقتى كه حادثه را از جنبه جنايى نگاه كنيم ، آنكه مى خورد قهرمان نيست ، آن بيچاره مظلوم است . قهرمان حادثه در اين نگاه يزيد بن معاويه است ، عبيدالله بن زياد است ، عمر سعد است ، شمر ذى الجوشن است ، خولى است و يك عده ديگر. لذا وقتى كه صفحه سياه اين تاريخ را مطالعه مى كنيم ، فقط جنايت و رثاء بشريت را پس ‍ مى بينيم . پس اگر بخواهيم شعر بگوييم چه بايد بگوييم ؟ بايد مرثيه بگوييم و غير از مرثيه گفتن چيز ديگرى نيست كه بگوييم . بايد بگوييم :

امام آيا تاريخچه عاشورا فقط همين مصيبت است و چيز ديگرى نيست ؟
اشتباه ما همين است . اين تاريخچه يك صفحه هم دارد كه قهرمان آن صفحه ديگر پسر معاويه نيست ، پسر زياد نيست ، پسر سعد نيست ، شمر نيست . در آنجا قهرمان حسين است . در آن صفحه ، ديگر جنايت نيست ، تراژدى نيست ، بلكه حماسه است ، افتخار و نورانيت است ، تجلى حقيقت و انسانيت است ، تجلى حق پرستى است . آن صفحه را كه نگاه كنيم ، مى گوييم بشريت حق دارد به خودش ببالد. اما وقتى صفحه سياهش را مطالعه مى كنيم مى بينيم كه بشريت سر افكنده است و خودش را مصداق آن آيه مى بيند كه مى فرمايد: قالوا اتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك مسلما جبرئيل امين در مقابل اعلام خدا كه فرمود: انى جاعل فى الارض خليفه سوالى نمى كند، بلكه آن دسته از فرشتگان كه فقط صفحه سياه بشريت را مى ديدند و صفحه ديگر آنرا نمى ديدند، از خدا اين سوال را كردند كه : آيا مى خواهى كسانى را در زمين قرار دهى كه فساد كنند و خونها بريزند؟ و خدا در جواب آنها فرمود: انى اعلم ما لا تعلمون ؛ من مى دانم چيزى را كه شما نمى دانيد. آن صفحه ، صفحه اى است كه ملك اعتراض مى كند؛ بشر سرافكنده است و اين صفحه صفحه اى است كه بشريت به آن افتخار مى كند. چرا بايد حادثه كربلا را هميشه از نظر صفحه سياهش مطالعه كنيم ؟ و چرا بايد هميشه جنايت هاى كربلا گفته شود؟ چرا هميشه بايد حسين بن على از آن جنبه اى كه مورد جنايت جانيان است مورد مطالعه ما قرار بگيرد؟ چرا شعارهايى كه به نام حسين بن على مى دهيم و مى نويسيم ، از صفحه تاريك عاشورا گرفته شود؟ چرا ما صفحه نورانى اين داستان را كمتر مطالعه مى كنيم ، در حالى كه جنبه حماسى اين داستان صد برابر جنبه جنايى آن مى چربد، و نورانيت اين حادثه بر تاريكى آن خيلى مى چربد پس بايد اعتراف كنيم كه يكى از جانى هاى بر حسين بن على ما هستيم كه از اين تاريخچه فقط يك صفحه اش را مى خوانيم ، و صفحه ديگرش را نمى خوانيم . جانى هاى بر امام حسين آنها هستند كه اين تاريخچه را از نظر هدف منحرف كرده و مى كنند.




یک شنبه 13 آذر 1390 

متأسفانه قبل از آن كه ايرانيان به ارزش فرهنگ عوام خود و آنچه كه فرهنگ عوام را در برمي‌گيرد پي ببرند و از آن سود جويند، بيگانگان به اهميت آن دست يافته‌اند. «علت آن هم از يك سو جذابيت طبيعي فرهنگ عوام و غنا و ريشه‌ي آن بود و از سوي ديگر حس كنجكاوي و غنيمت اندوزي بيگانگاني كه نخستين بار به ايران پاي نهاده و همه چيز برايشان جالب مي‌نمود.» (ممنون، 1367) و هيچ سفرنامه‌اي نيست كه از دوره‌ي صفويه به بعد درباره‌ي ايران نوشته شده و نامي از عزاداري ماه محرم در آن برده نشده باشد.

كنت گوبينو، ويلمس، ادوارد برون، الكساندر خوچكو، چكلوفسكي، برزين، از معروف‌ترين مستشرقاتي مي‌باشند كه در اين باره به تحقيق و در آثار خود به اظهار نظر پرداخته‌اند.

براي نمونه ادوارد برون معتقد است كه «تنها نمايش بومي كه مي‌توان نام برد همان تعزيه‌ي ايام محرم مي‌باشد.» (همايوني، 1380، ص 231)

و ويلمس كه مدت زيادي را در ايران به سر برده بود و به صف علاقه‌مندان تعزيه‌خواني‌ها پيوسته، مي‌نويسد كه «شايد تعزيه‌خواني‌ها جالب‌ترين نمايشي باشد كه تاكنون اجرا شده است بدين علت كه داستان‌هايي چون آدم و حوا، هابيل و قابيل، هاجر و اسماعيل پيش واقعه‌ي زنجيري هستند كه به اوج اعلاء يعني شهادت امام حسين(ع) و ياران، و خانواده‌اش منتهي مي‌شود.» (برون، 1345، ص 327)

پس از دوران مشروطيت عواملي باعث افول و يا فراموشي كم شدن جاذبه‌هاي اجتماعي و فرهنگي تعزيه در ايران شد كه از آن عوامل مي‌توان تأثير مظاهر فرهنگ و تمدن غرب، اعيان زدگي‌، جنبه‌ي تشريفاتي يافتن اين مراسم، ابتذال و فساد دروني آن، مخالفت برخي از روشنفكران و روحانيون و علماي مذهبي و برخي از سياست‌هاي خاص رضاشاه را نام برد. اما جامعه‌ي ديني - سنتي ايران تعزيه را بوجود آورد تا با آن تاريخ حماسه‌هاي خود را روايت كند و با روايت و بازنمايي آن‌ها رفتارهاي مردم را به انگاره‌هاي ازلي نزديك سازد. حال اين پرسش مطرح است كه آيا با تحولات اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي دهه‌هاي اخير همچون گذشته مي‌توان از تعزيه‌خواني در هدايت اعضاي جامعه سود جست و يا تعزيه به نخستين وزش باد تجدد ناپديد خواهد گشت.» (شهيدي، 1380، ص 48، به نقل از رشيدبن شنب، نمايش در ممالك عربي، ص 50)






یک شنبه 13 آذر 1390 

متن تعزيه‌هايي كه تاكنون به دست آمده به گفته‌ي نگارنده‌ي كتاب «تعزيه در ايران» حدود 150 نسخه مي‌باشد كه هر كدام آن‌ها از جنبه‌هاي سياسي، اجتماعي، هنري، مذهبي، تاريخي، روان‌شناسي و ... قابل بررسي و تحليل است.

اما تعزيه‌ها را به لحاظ موضوع و مضمون مي‌توان به دسته‌هاي زير تقسيم نمود:

-1 از لحاظ موضوع

الف: وقايع كربلا و مصائب خاندان پيامبر (شهادت امام حسين(ع)، شهادت حضرت عباس(ع)، شهادت امام رضا(ع) و ...)

ب: داستان‌ها و قصه‌هاي تاريخي و مذهبي (جنگ پيامبر، به آتش انداختن ابراهيم، يوسف و زليخا و ...)

ج: افسانه‌ها و اساطير (ليلي و مجنون، جابلقا و جابلسا، شاه شمس و ...)

د: اعتقادات و آداب و رسوم (صحراي محشر، عاق والدين، حوض كوثر و ...)

-2 از لحاظ مضمون

الف: تعزيه‌هاي غم‌انگيز (شهادت مسلم، وفات حضرت زهرا(س)، شهادت امام حسين(ع) و ...)

ب: تعزيه‌هاي شادي‌بخش (عروسي حضرت زهرا(س)، عروس قريش، ابن ملجم و ...)

ج: تعزيه‌هاي عاشقانه و حماسي و اخلاقي (يوسف و زليخا، شيرافكن، مرد و نامرد و ...)

چنانكه مي‌دانيم اكثر تعزيه‌ها در ايران از نظر مضمون در گروه تعزيه‌هاي غم‌انگيز قرار مي‌گيرند.

عناصر و اركان سازنده و پردازنده‌ي تعزيه

تعزيه مجموعه‌اي شيرين و دلپذير و زيباست كه از چندين نمود ذوقي و عاطفي و اجتماعي بوجود آمده است و با صرف نظر از عوامل اجتماعي كه در تكامل آن دخيل بوده است مي‌توان برخي عوامل مهم و پردازنده‌ي آن را بدين گونه بيان كرد:

الف) شعر ب) نقالي ج) موسيقي د) استفاده از اشياء مختلف.





یک شنبه 13 آذر 1390 

در مورد چگونگي پيدايش تعزيه خواني‌ها در ايران نظر واحدي وجود ندارد و پژوهشگران و نويسندگان ايراني و غيرايراني در اين مورد نظرات گوناگوني در نوشته‌هاي خود ارائه كرده‌اند، اين گونه كه مي‌نمايد اين نظرات و نوشته‌ها و آثار، به صورت اشاره و اظهارنظرهاي پراكنده و نقل قول‌هاي تكراري و متناقض و بر اساس احتمال و حدس و گمان بيان شده است. درباره‌ي اين موضوع يعني منشأ پيدايش تعزيه در ايران و بررسي داشته‌هاي آن به اين نتيجه مي‌توان رسيد كه: برخي پيدايش تعزيه را به اوايل دوره‌ي قاجار و بعضي به دوره‌ي زنديه و گروهي به اواسط يا اواخر دوره‌ي صفويه مربوط مي‌دانند. حتي برخي تاريخ‌نويسان و نويسندگان مراسم سوگواري‌هاي ديلميان را آغاز تعزيه پنداشته‌اند. ناگفته نماند كه مقصود از تعزيه در اين گفتار معني و مفهوم مطلق نمايشي آن مي‌باشد.





یک شنبه 13 آذر 1390 

يكي از پديده‌هاي كهنسال و فرهنگي كه عموماً با شعائر مقدس ديني و اساطيري پيوندي عميق يافته و با مايه گرفتن از اسطوره‌هاي ايراني در رفتار و مناسك كهن ما ريشه دوانيده است تعزيه مي‌باشد كه بي‌ترديد مي‌توان آن را رفتار آييني نمايشي ايراني دانست.

واژه‌ي تعزيه در لغت به معناي سوگواري، روضه، تسلي دادن، امر كردن به صبر و ... بيان شده است (دهخدا، ج 4، ص 5962) و در اصطلاح به گونه‌اي نمايش مذهبي منظوم گفته مي‌شود كه اشخاصي اهل ذوق و كار آشنا، در مناسبت‌هايي خاص كه امروزه مناسبات مذهبي صورت غالب آن مي‌باشد و با بهره‌گيري از ابزارها و نواها و گاه نقوش، حوادث و داستان‌هاي تاريخي و مذهبي مورد نظر را در پيش چشم بينندگان بازآفريني مي‌كنند.





یک شنبه 13 آذر 1390 

در مورد علل و انگیزه قیام امام حسین علیه السلام آنچه به اختصار می توان اشاره کرد بدین قرار است:

1-بیعت خواهی یزید: یزید به والی خود در مدینه نوشت: حسین و عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر را احضار نموده و از آنها بیعت بگیر و اگر بیعت نکردند آنها را گردن بزن و سرشان را برای من به شام بفرست.

و امام در جواب فرمود: هنگامیکه امت اسلامی به پیشوائی مثل یزید گرفتار گردد باید فاتحه اسلام را خواند.  و بدین جهت از بیعت با یزید امتناع ورزید.

2- دعوت مردم کوفه از امام (ع) و  اقامه حجت بر امام (ع): بجهت اینکه وظیفه امام این است که در صورت آماده بودن زمینه، در جامعه اسلامی حکومت حقه اسلامی را تشکیل دهد و بحسب ظاهر چنین زمینه ای آماده بود، چون مردم کوفه با ارسال حدود 12 هزار نامه برای امام (ع) آمادگی خود را برای کمک به امام با لشکر صد هزار نفری اعلان نمودند، معلوم است که اگر امام اجابت نمی فرمود، چه بسا در برابر خدا و امت اسلامی و تاریخ مسئول بوده و مواخذه می گردید.

خلافت و حکومت، حق مسلم آن حضرت بوده است، چنانکه فرموده: به جانم قسم امام نیست مگر آنکه به کتاب خدا عمل کند و به عدل و قسط رفتار نماید و بر حسب قانون و حق مجازات کند و خود را در مسیر رضای خدا قرار دهدو روشن است در آن زمان تنها کسی که بتواند همه این شرائط را به طور کامل رعایت نماید خود امام علیه السلام بوده اند.

3-اصلاح امت و مبارزه با فساد:

چنانکه خود حضرت فرمود: انگیزه ام از قیام، اصلاح امت جدم رسول خدا است.  و به عبارت دیگر یکی از علل قیام امام حسین (ع) زنده کردن ارزشهای اسلامی بوده است. همان ارزشهایی که حکومت اموی سعی می نموده آنها را نابود کند. برخی از ارزشهایی که حکومت بنی امیه سعی در محو آن داشت بدین قرار است:

الف- وحدت اسلامی، حکومت بنی امیه از طریق احیای تعصبات قبیله ای و وادار کردن شعرای قبایل بر هجو قبیله رقیب، و نیز از طریق ایجاد اختلاف میان اعراب اصیل و موالی، سعی می کرد ریشه های وحدت اسلامی را متزلزل کند. در حالیکه شکوه و عظمت اسلام وابسته به همین وحدت میان امت اسلامی است.

ب- حریت: منطق حکومت اموی شمشیر و شکنجه و ترس و ارعاب بود و از این طریق حریت و آزادی و آزادگی را از میان امت اسلامی برداشته بودند ولی امام با شهادت خود درس آزادی و آزادگی به مردم داد. و مردم نیز برای بدست آوردن حریت بعد از شهادت امام حسین علیه السلام قیامهای متعددی برپا نمودند.

ج- اخلاق اسلامی و انسانی: چون حکومت فاسد با جامعه و مردم صالح نمی تواند کنار بیاید و حکومت ها باید مردم را همانند خود بسازند، چنانکه خود معاویه پس از پیمان با امام حسن بن علی علنا اظهار داشت که به هیچ یک از شرایطی که در قرار داد به نفع امام حسن بن علی قرار داده شده است عمل نخواهد کرد، عملا دروغ و نیرنگ و فساد را در جامعه ترویج می داد. و لذا امام حسین (ع) می فرماید: همانا سنت رسول خدا (ص) را بدست فراموشی سپردند و بدعت ها را زنده کردند. یا فرمود: شما را به زنده کردن معارف حق و از بین بردن بدعتها دعوت می کنم

خلاصه اینکه در جامعه آن روز فسادی بالاتر از تصدی ظالمین و ستمگران در مناسب حکومتی نبوده است، که در حقیقت ریشه همه فساد و بدبختی در جامعه است. چنانکه امام در برابر لشکر حر فرمود: ای مردم! همانا رسول خدا (ص) فرمود: هر کس سلطان ستمکاری را ببیند که محرمات الهی را حلال می شمارد و با خدا پیمان شکنی می کند، و با سنت و روش رسول خدا مخالفت می ورزد، ولی با او مخالفت نکند بر خداست او را با همان ستمگر محشور گرداند و در جایگاه ستمکاران قرار دهد

البته این علت و انگیزه سومی را که بیان داشتیم می توان تحت عنوان وسیعتری به نام «امر به معروف و نهی از منکر» هم جای داد که در بیان امام حسین علیه السلام به عنوان هدف قیامشان طرح شده است آنجا که می فرماید: منظورم (از این قیام) امر به معروف و نهی از منکر است

«مگر نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل جلوگیری نمی گردد. (اگر برای تغییر این وضعیت) مومن مشتاق دیدار پروردگارش باشد ( و جان خود را فدا کند) شایسته است.»

البته علل و عوامل دیگری نیز در حادثه قیام امام حسین وجود دارد که به نوعی به یکی از سه عوامل بر می گردد. مانند طرح ترور امام در مکه و... .

نکته دیگر اینکه به نظر می رسد علت و انگیزه اصلی قیام امام حسین یک چیز بوده است و بقیه به منزله شاخه ها و زیر مجموعه آن علت اصلی می باشند و آن عبارتست از پاسداری از آئین اسلام و ترویج و گسترش آن در جامعه و تبیین و توضیح معارف آن برای مردم، و چون دین در واقع باز نمود فطرت و سرشت انسان است پس می توان از این هدف تعبیر به «بیداری و آگاهاندن مردم» نمود. چنانکه در زیارت اربعین امام حسین (ع) می خوانیم: (خدایا من شهادت می دهم که امام حسین) خون پاکش را در راه تو به خاک ریخت تا بندگانت را از جهالت و گمراهی نجات دهد
 





یک شنبه 13 آذر 1390 

 مندی نوجوان مسلمان را به گوش جهانیان برساند.

الگوپذیری و سرمشق گرفتن از رفتار دیگران از ویژگی هایی است که به حکم آفرینش در وجود انسان به ودیعه نهاده شده است. این ویژگی در گروه سنی کودک و به ویژه نوجوان نمود بیشتری دارد. به همین دلیل، در این قسمت، برخی از ویژگی های کودکان و نوجوانان حاضر در کربلا را که قابلیت الگودهی به کودکان و نوجوانان امروزی را دارند، بیان می کنیم:

بقيه در ادامه مطالب .....



ادامه مطالب ...


شنبه 12 آذر 1390 

در جنگ ها، اگر نیروهای نظامی در برابر یکدیگر قرار بگیرند، مردم تلفات جانی و مالی آن را عادی می دانند و عواطف آنان جز برای مدتی کوتاه برانگیخته نمی شود. با این حال، اگر جنگ به شهرها و مناطق غیرنظامی سرایت کند و زنان و کودکان و نوجوانان و افراد بی طرف، طمعه آتش جنگ شوند، حتی انسان های سنگ دل و بی عاطفه نیز عاملان آن را سرزنش می کنند. در واقعه عاشورا، کودکان و نوجوانان همپای بزرگ سالان، نقش مؤثری ایفا کردند که در سه جنبه قابل بررسی است:

الف) زنده نگه داشتن یاد عاشورا

شهادت و اسارت کودکان و نوجوانان در کربلا، دلِ سنگ را می شکند و دیده هر خشک چشمی را تر می کند و این مسئله، سبب زنده نگه داشتن یاد و خاطره عاشورا می شود.

ب) هدایت گنه کاران

شهادت کودکان و نوجوانان سبب هدایت گنه کاران می شود؛ زیرا عواطف آنها را برمی انگیزد و آنها را متأثر می سازد و اشکشان را جاری می کند. آشکارا است که اشک چشم، آلودگی های دل را شست وشو می دهد و هنگامی که این مسئله تکرار شود، سرانجام چشم دل او باز می شود و چراغ پر فروغ هدایت و کشتی نجات را می بیند و به آن سو حرکت می کند.

ج) پیام رسانی نهضت عاشورا

کودکان و نوجوانان عاشورا یا جنگیدند و به شهادت رسیدند یا به اسارت درآمدند و پیام نهضت عاشورا را به مردم رساندند.





شنبه 12 آذر 1390 

واقعه عاشورا گرچه حقیقتاً تلخ و جانسوز است اما در درون خود تابلوی زیبایی است از آزادگی و شناخت انسان‌ها و همچنین بزرگی مقام زن، دوشادوش زن و مرد را می‌توان به شکل کامل در حادثه کربلا مشاهده کرد.

 

مردان در صحنه نبرد جنگیدند به شهادت رسیدند و زنان پیام ایشان را شهر به شهر ابلاغ کردند و به اسیری رفتند.

نمی‌توان بدون تعمق این جمله را بر زبان جاری ساخت بی آنکه مفهوم عمیق‌اش را دریافت. وقتی مطرح می‌شود که  «کربلا می‌مرد اگر زینب نبود» در این کلام رازی نهفته است که نیاز به شناخت مکتب عظیم عاشورا دارد.

بقيه در ادامه مطالب ....




ادامه مطالب ...


شنبه 12 آذر 1390 

زینب(س)، الگوی ایثار و از خودگذشتگی


  ایثار به معنای دیگری را بر خود ترجیح دادن، از سجایای اخلاقی و از صفات حسنه است، این که انسان، در عین نیاز، دیگری را بر خویشتن برگزیند. در روایات ما به «بالاترین درجه ایمان» و «برترین درجه احسان» تعبیر شده است. کربلا مدرسه عشق و ایثار بود: ایثار جان و دست شستن از زن و فرزند و مال. این بالاترین نوع ایثار است و همین است که عامل تقدس قیام عاشورا و عامل تمایز آن از سایر قیام هاست.
   
  زینب(س)؛ الگوی شهامت و شجاعت
   
  انسان اگر عظمت خداوند در نظرش مجسم شود، دیگر غیر خدا را کوچک بلکه هیچ وفاقد اثر می بیند. سر شجاعت اولیای الهی نیز در همین است. امیر مؤمنان علی(ع) که او را در شجاعت و شهامت سر آمد می دانیم؛ در سایه خدا باوری به این درجه رسیده است. طبیعی است که فرزندان و دست پروردگان او نیز چنین باشند. اگر دشمن تا دندان مسلح در مقابل امام حسین(ع) می گریزد و توان مقابله با او را ندارد. اگر عباس بن علی(ع) چون شیر به دشمن یورش می برد و حتی طفل نابالغ خاندان علی (عبدالله بن الحسن) از دشمن خوفی ندارد، به خاطر همین ارتباط محکم است که با منبع قدرت پیدا کرده اند. زینب (س) نیز از همین خاندان است. او دختر آزاده زهرا (س) و تربیت شده علی(ع) است.
  او یک زن است ولی چون مردان بر سر دشمن فریاد می زند ، تحقیرشان می کند واز احدی هم هراس به دل ندارد. او از زوزه سگان یزید و از برق شمشیر خون چکان آدمکشان او واهمه ای ندارد.
   
  زینب(س)؛ الگوی عفت و پاکی
   
  عفت و پاکدامنی، برازنده ترین زینت زنان است و گرانقیمت ترین چیزی است که یک فرد می تواند به آن ستوده شود. یکی از درس های عاشورا، همین درس عفت و پاکدامنی است. در این حادثه استثنایی تنها چیزی که زینب کبری(س) و دیگر زنان حتی کودکان را به شکوه وامی داشت، همین مسأله بود. اهل بیت آموخته اند که از کسی درخواستی نداشته باشند، ولی در این مورد بخصوص در تاریخ می خوانیم که حتی از شمر هم درخواست می کنند که مثلاً اسیران را جلوتر ببرند تا به تماشای سرهای مقدس بریده شده مشغول شوند.




شنبه 12 آذر 1390 

یام رسانی و افشاگری از اهداف اصلی نهضت عاشورا بوده است که بر این مطلب شواهد و قرائن عدیده ای وجود دارد، پاسخ امام حسین(ع) به اطرافیان مبنی بر این که: «ان الله شاء ان یراهن سبایا» دلیل بر آن است که خداوند بدینوسیله می خواسته نهضت عاشورا زنده بماند. زینب(س) و همراهان، تعمداً در مقابل مردم اقدام به سخنرانی، سوگواری و مرثیه خوانی می کردند تا عواطف آنها تحریک شود و با برشمردن آنچه بر آنان و مردانشان گذشته، مردم را علیه طاغوت بشورانند. از این رو اسیران اهل بیت و در رأس آنان زینب(س) دختر علی(ع)، با طرح و نقشه قبلی، از هر فرصتی برای تحقق این هدف مقدس استفاده می کردند.





شنبه 12 آذر 1390 

زینب کبری(س)، دختر علی و زهرا (علیهما السلام) در روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم هجرت، در مدینه منوره دیده به جهان گشود. در پنج سالگی مادرش را از دست داد و از همان دوران طفولیت با مصیبت آشنا شد. او در دوران عمر بابرکت خویش، مشکلات و رنج های زیادی را متحمل شد.

زینب (س) و سرپرستی کاروان کربلا
   
  آن گاه که مشکلات و مصائب، یکی پس از دیگری به انسان هجوم می آورد یا وقتی که انسان بیمار می شود و از سنگینی مصائب می کاهد. در ماجرای غم انگیز کربلا، آقا ابا عبدالله الحسین (ع) وظیفه حفظ و مراقبت از زنان و کودکان و پرستاری از بیماران را به خواهرش 
  زینب کبری(س) سپرده بود، چرا که خوب می دانست زمانی که تازیانه دشمن فرود می آید، وقتی که کف پای اطفال یتیم تاول می زند یا آنگاه که فرزند دلبند امام از فرط ضعف و گرسنگی از مرکبش می افتد و وقتی که آن ملعون خواستار کنیزی یادگار امام می شود، در تمامی این موارد فقط زینب(س) است که می تواند پناهگاه و تکیه گاهشان باشد. آری، او که مصائب روز عاشورا چون باران بر سرش می بارد و مشکلات چون توفان او را در برمی گیرد و داغ های پی درپی آزارش می دهد، حتی لحظه ای از وظیفه اش نسبت به «پرستاری و مراقبت» از کاروان اسرا و از امام سجاد(ع) کوتاهی نمی کند. جمعی زن و کودک که داغدار، گرسنه و تنشه و بی پناه هستند، شدیداً به یک سرپرست نیازمندند و آن فرد کسی جز دختر آزاده زهرا(س) نیست.
  عصر عاشورا، اگر چشم دل باز کنیم، خواهیم دید که یک خانم مضطرب و حیران در کنار خیمه ای آتش گرفته بر سر و سینه می زند و ناله می کند و می گوید: خدایا چه کنم؟ بیمارم در میان خیمه در حال سوختن است. خواهیم دید که او اشک چشم کودکان را پاک کرده و آتش دامنشان را خاموش می کند. برای این که تازیانه دشمن بدن ضعیف و لاغر کودکی را نیازارد، خود را سپر او قرار می دهد و خاطره تازیانه های دشمن بر بدن عزیز مادرش زهرا را زنده می کند. دستور حرکت صادر شده و کاروان بدون کاروان سالار را به اسیری می برند. کاروان اسیران درخواست می کنند که جهت وداع، از کنار قتلگاه عبور داده شوند. همین که زنان داغدار و کودکان عزادار به قتلگاه می رسند، با منظره دلخراشی مواجه می شوند: لاله های گلستان محمدی پرپری که درآغوش می کشند. در این میان امام علی بن الحسین(ع) وضع خاصی دارد. او بیمار است و علاوه بر آن پاهای مبارک و دستان مطهرش را بسته اند. او فقط از بالای مرکب به گلزار خزان دیده می نگرد و اشک می ریزد. بوی خون، منظره غیرقابل باور قتلگاه و اجساد افتاده در آن، به امام حالت عجیبی داده است. بدن های پاک و قطعه قطعه پدر، برادر، عمو و عموزاده و دیگران، تاب و توان از او برده است.





شنبه 12 آذر 1390 

در طول تاریخ نهضت‌ها و انقلاب‌های بسیاری به دست انسان‌ها صورت گرفته است كه بر اساس سنت تنها آثار بعضی از آنها بر جای مانده ‌است كه از میان آن نهضت عاشورای حسینی نمود ویژ‌‌ه ای دارد.

 

بقيه در ادامه مطالب .....




ادامه مطالب ...


پنج شنبه 10 آذر 1390 

عاشورا روز دهم ماه محرم است. شهرت این روز نزد شیعیان به دلیل وقایع عاشورای سال ۶۱ هجری قمری است که با گاه‌شماری هجری خورشیدی این روز مطابق است با ۲۱ مهر ۵۹

در این روز امام حسین (ع) و یارانش در واقعه کربلا در جنگ با لشکر یزید به شهادت رسیدند و مسلمانان در آن روز سوگواری می‌کنند.


دین

بقيه در ادامه مطالب ....




ادامه مطالب ...


پنج شنبه 10 آذر 1390 



( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
پيوندها
  • كعبه دلها
  • راسخون
  • فطرس
  • محرم 1390
  • قالب وبلاگ راسخون
  • موسسه فرهنگي راسخون
  • آمار وبلاگ
    • کل بازديد : 79885 بار
    • تعداد کل نظرات : 19 نظر
    • تعداد کل پست ها : 86 پست
    • تاريخ ايجاد وبلاگ :
      سه شنبه 8 اسفند 1391 
    • آخرين بروز رساني :
      سه شنبه 8 اسفند 1391 
    فال حافظ- اشاره اي فرما
    Google


    در اين سايت
    در كل اينترنت
    onLoad and onUnload Example

    دريافت كد ستاره باران وبلاگ

    Digital Clock - Status Bar