عاشورائيان
نهضت عاشورا
صفحه نخست            پست الکترونيک           RSS           

یکی از غنی‏ترین منابع شناخت و معرفت، دعاها و زیارت‏نامه‏هاست که معصومان علیهم‏السلام بیان کرده‏اند، این دعاها و زیارت‏نامه‏ها نه مثل قرآن است که در حکم قانون اساسی و بیان کلیّات باشد و نه همچون سایر روایات، محدود به فهم و درک مخاطب می‏باشد، بلکه جملاتی دلنشین است که معصومان ـ سلام اللّه علیهم اجمعین ـ در خلوتخانه سِرّشان با خداوند سخن گفته‏اند. آنان بلندترین معارف را در زیباترین الفاظ و رساترین جملات بیان فرموده‏اند.

علامه حسن‏زاده آملی ـ دام عزه ـ در این باره نوشته است:
  «ادعیّه مأثوره هر یک مقامی از مقامات انشایی و علمی ائمه دین است، لطایفِ شوقی و عرفانی و مقامات ذوقی و شهودی که در ادعیّه نهفته‏اند و از آن‏ها مستفاد می‏شوند، در روایات وجود ندارند و دیده نمی‏شوند؛ زیرا در روایات مخاطب مردم‏اند و با آنان محاورت داشته‏اند و به فراخور عقل و فهم و ادراک و معرفت آنان با آنان تکلم می‏کردند و سخن می‏گفتند نه به کُنه عقل خودشان هر چه را که گفتنی بود، فی الکافی عن الصادق علیه‏السلام : "ما کَلَّم رَسُولُ اللّهِ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم الْعِبادَ بِکُنْهِ عَقْلِهِ قَطُّ" و در روایت دیگر نیز قال رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم : "اِنّا مَعاشِرَ الأَنْبِیاءِ أُمِرنا أَنْ نُکَلِّمَ النّاسَ عَلی قَدْرِ عُقُولِهِمْ" امّا در ادعیه و مناجات‏ها با جمال و جلال و حسنِ مطلقِ و محبوب ومعشوق حقیقی به راز و نیاز بودند، لذا آنچه در نهانخانه سِرّ و نگارخانه عشق و بیت المعمورِ ادب داشتند به زبان آوردند و به کنه عقل خودشان مناجات و دعا داشتند.»


زیارت عاشورا، دربردارنده زیباترین معارف عاشورایی است که کمتر زیارتنامه‏ای این ویژگی را داراست؛ چه این که زیارت عاشورا به اعتقاد محققان و محدّثان، حدیث قدسی است. مرحوم محدث قمی قدس‏سره در این باره نوشته است:
 

«شیخ ما ثقة الاسلام نوری قدس‏سره فرموده است: اما زیارت عاشورا، پس در فضل و مقام آن بس که از سنخ سایر زیارات نیست که به ظاهر از انشا و املای معصومی علیهم‏السلام باشد، هر چند از قلوب مطهر ایشان چیزی جز آنچه از عالم بالا به آن جا رسد بیرون نیاید. بلکه از سنخ احادیث قدسیه است که به همین ترتیب از زیارت و لعن و سلام و دعا از حضرت احدیت ـ جلّت عظمته ـ به جبرییل امین و از او به خاتم النبیین صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم رسیده و به حسب تجربه مداومت به آن در چهل روز یا کمتر در قضای حاجات و نیل مقاصد و دفع اعادی بی‏نظیر است.»
 

از جهتی محوریت زیارت عاشورا کمکی است هر چند ناچیز به بالا بردن فرهنگ عاشورایی که بحمداللّه در جامعه دینی انس خاصی با این زیارت شریف به وجود آمده است و هر کوی و برزن به حلقه عشقِ زیارت عاشورا و بزم انس با شهدا و سالار شهیدان ابا عبداللّه الحسین علیه‏السلام تبدیل شده و در خودِ زیارت عاشورا، معرفت عاشورایی و حسینی به عنوان یکی از الطاف و کرامت‏های الهی معرفی شده است



ادامه مطلب ...


چهارشنبه 25 بهمن 1391 

مام حسین علیه السلام با عمل خود به انسان های مؤمن آموخت هنگامی که اساس مکتب با خطر مواجه می شود، باید در راه حفظ آن از هیچ گونه فداکاری دریغ نورزند. امام حسین علیه السلام وقتی دید زمام جامعه اسلامی به دست فردی مثل یزید افتاده است که به صورت علنی احکام الهی را زیر پا می گذارد قیام کرد و مردم را هم برای مبارزه با یزید فرا خواند و در این راه از جان و مال و فرزندان و یارانش گذشت و اجازه نداد که مرد فاسقی چون یزید احکام الهی را پایمال سازد و فرمود: «ای شمشیرها، اگر دین محمّد صلی الله علیه و آله وسلم جز با قتل من حفظ نمی شود، مرا در بر گیرید». بدین ترتیب عمل آن حضرت الگویی شد برای تمام انسان های مومن که در مواقع به خطر افتادن ارزش های الهی با سرمشق گرفتن از عمل کرد امام حسین علیه السلام در برابر طاغوت ها قیام کرده، جلو تعدی آنها را بگیرند و از این طریق ارزش های دینی را در طول قرون متمادی از خطرها حفظ کنند

 

بقيه در ادامه مطالب ....



ادامه مطلب ...


یک شنبه 22 بهمن 1391 

يكي از موضوعات قابل بررسي و تحليل جدّي در حماسه عاشورا ملاقاتها و گفتگوهائي است كه در ميان امام و تعدادي از اشخاص صورت گرفتهاست و بخش قابل توجه اين ملاقاتها در كتب تاريخ و مقاتل فريقين منعكس شدهاست.

 

 بقيه در اداهمه مطالب .....



ادامه مطالب ...


دوشنبه 21 آذر 1390 

همراهی امام سجاد و حضرت زينب در کربلا
1-دو تا خبرنگار با خودش برد. يکی مرد، امام زين العابدين (عليه السلام) و يکی زن حضرت زينب (سلام الله عليها) يک چهل، پنجاه تا ضبط و صوت با خودش برد بچه‏های کوچولو آمدند با چشم‏های خود فيلم برداری کردند با گوشهايشان حرف‏ها را ضبط کردند هر بچه کوچولو می‏گفتند تو کربلا بودی، تا می‏گفت بودم و ديدم و شنيدم، روضه خوانی می‏شد، اين بچه‏ها را برد آنجا پر بشوند يک مهر کوچک هم با خودش برد علی اصغر که اين مهر گرچه کوچک است ولی به نامه بزرگ ارزش می‏دهد که فردا نگويند بابا دو نفر بودند سر سلطنت دعوا کردند علی اصغر چه گناهی داشت، با اينکه کوچک است، مهر کوچک است اما نامه را بهش ارزش می‏دهد. وقتی هم می‏رود نامه، نامه‏ها، به اين منطقه می‏دهد دارم می‏روم کربلا بيائيد. سؤال: امام حسين (عليه السلام) که می‏داند شهيد می‏شود حالا چهار تا هم از شهر و روستا بيايند يا نيايند

 

بقيه در ادامه مطالب ....



ادامه مطالب ...


چهارشنبه 16 آذر 1390 

ايستادگی امام حسين (ع) در برابر بيعت با يزيد
امام حسين (عليه السلام) رفت فرمانداری گفتند: شما بايد بيعت کنی فرمود که: من بيعت نمی‏کنم خلاصه بگو، مگو، شلوغ شد، فرماندار هم يه خورده جا خورد تشری امام حسين (عليه السلام) زد، تو از من به نفع يزيد يه خورده سر و صدا که بلند شد مثل اينکه ديدند نه مثل اينکه امام حسين (عليه السلام) آماده باش است علی ای حال گفتند: باشد يکی هم اونجا گفت: بابا بايد بيعت بگيری امام حسين برود ديگه دستت بهش نمی‏رسد، به هر حال آمد امام حسين نگفته رفت مکه، خوب نگفته رفتن خود يک درس است، مسئله‏ای است. مثلاً حساب کنيد يه مرتبه مردم می‏بينند که امام (ره) در جماران نيست. مثلاً مقام معظم رهبری پيداش نيست يه آدمی که همه او را می‏شناسند می‏بينند نيست اين خودش ايجاد موج می‏کند. ايجاد موج، حالا سياسی يا مديريتی می‏خواهيد بگوئيد هرچه می‏خواهيد تحليل کنيد. نگفته رفت و مردم پا شدند گفتند: امام حسين (عليه السلام) نيست به شما نگفت، گفتند يه خبری است، آن 30 نفری که همراه خود برده بود، آنها گفتند از پريروز هرچه بوده معلوم می‏شود می‏خواسته‏اند از امام بيعت اجباری بگيرند. رها کرده رفته مکه، حالا چرا مکه؟ مکه يک آيه داريم «من دخله کان ءامنا» يعنی هرکس داخل مکه شد جانش در امان است.

بقيه در ادامه مطالب .....



ادامه مطالب ...


چهارشنبه 16 آذر 1390 

حماسه عاشورا داراي اهميت و برجستگي زيادي است هم از لحاظ شهرت و هم از جهت جاودانگي در ميان نهضت‌هاي ديگر برتري بيشتري دارد. هر روز که مي‌گذرد بر اهميت رخداد واقعه عاشورا افزوده مي‌شود. در قرن سوم هجري مقارن با حکومت ديلميان که زمان ظهور شيخ مفيد بود مراسم عزاداري امام حسين (ع) مرسوم شد و در سال 252 روز عاشورا را تعطيل رسمي اعلام کردند. دلائل زيادي براي جاودانگي نهضت عاشورا وجود دارد از جمله دلائل زير:




ادامه مطلب ....


چهارشنبه 16 آذر 1390 

بسم الله الرحمن الرحیم


السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک


ماه محرم ماه حزن و اندوه مسلمین است ، ماه عبرت گرفتن است و خوشا به حال آنانی که از این ماه درسها آموختند و در زندگی خود بکار بستند .




ادامه مطلب


چهارشنبه 16 آذر 1390 

حسین (ع ) معلم بشریت
حسین بن على درس غیرت به مردم داد، درس تحمل و بردبارى به مردم داد، درس تحمل شداید و سختى ها به مردم داد، اینها براى ملت مسلمان درس هاى بسیار بزرگى بود، پس اینکه مى گویند: حسین بن على چه کرد و چطور شد که دین اسلام زنده شد، جوابش همین است ؟ حسین بن على روح تازه دمید، خونها را به جوش آورد، غیرتها بار تحریک کرد، عشق و ایده آل به مردم داد، حس استغناء در مردم به وجود آورد، درس صبر و تحمل و بردبارى و مقاومت و ایستادگى در مقابل شداید به مردم داد، ترس ‍ را ریخت ، همان مردمى که تا آن مقدار مى ترسیدند، تبدیل به یک عده مردم شجاع و دلاور شدند.

درس زندگى همراه عزت
مى آییم روز عاشورا، مى بینیم تا آخرین لحظات حیات حسین علیه السلام مکرمت و بزرگوارى ؛ یعنى همان محور اخلاق اسلامى ، محور تربیت اسلامى در کلمات او وجود دارد. در جواب فرستاده ابن زیاد مى گوید: لا اعطیکم بیدى اعطاء الذلیل و لا افر فرار العبید؛ من مانند یک آدم پست و دست به دست شما نمى دهم ، مانند یک بنده و برده هرگز نمى آیم اقرار بکنم که من اشتباه کردم ، چنین چیزى محال است ، بالاتر از این در همان حالى که دارد مى جنگد؛ یعنى در حالى که تمام اصحابش کشته شده اند، تمام نزدیکان و اقاربش شهید شده اند، کشته هاى فرزندان رشیدش ‍ را در مقابل چشمش مى بیند، برادرانش را قلم شده در مقابل چشمش ‍ مى بیند و به چشم دل مى بیند که تا چند ساعت دیگر مى ریزند در خیام حرمش و اهل بیتش را هم اسیر مى کنند، در عین حال در همان حال که مى جنگد شعار مى دهد، شعار حکومت سیادت و آقایى ، اما نه آقایى به معنى اینکه من باید رئیس باشم و تو مرئوس (بلکه به این معنى که ) من آقایى هستم که آقاییم به من اجازه نمى دهد که به یک صفت پست تن بدهم :الموت خیر من رکوب العار
والعار اولى من دخول النار

درس ظلم ستیزى
امام حسین علیه السلام در کمال صراحت فرمود: اسلام دینى است که به هیچ مؤ منى (حتى نفرموده به امام ) اجازه نمى دهد که در مقابل ظلم ، سبم ، مفاسد و گناه بى تفاوت بماند.





چهارشنبه 16 آذر 1390 

 
درس اول : امر به معروف و نهی از منکر


درس دوم : اخلاص در بندگی خدا



درس سوم : اقامه نماز


درس چهارم : حضور همگانی


درس پنجم : عشق به رهبری

 

بقيه در ادامه مطالب .....



ادامه مطلب ...


چهارشنبه 16 آذر 1390 

ابن قولویه (ره) و مسعودى نوشته‏اند: وقتى كه امام (علیه السلام) روز عاشورا نماز صبح را با اصحاب بجاى آورد، رو به سوى نمازگزاران نمود و پس از حمد و ثناى پروردگار فرمود: خداوند به كشته شدن شما و من در این روز اجازه داده است، بر شما است كه صبر و پایدارى نمائید و با دشمن بجنگید.

پس از آن، صفوف لشكر خود را كه هشتاد و دو نفر سواره و پیاده بودند منظم نمود(4) زهیر بن قین را در میمنه و حبیب بن مظاهر را در میسره قرار داد، خود افراد خاندانش نیز در قلب آن قرار گرفتند، و پرچم را بدست برادرش عباس داد زیرا حضرت ابوالفضل را كه قمر بنى هاشم بود با كفایت‏تر از دیگران براى اینكار مى‏دانست، چه او حق و حرمت آن را بیشتر حفظ میكرد و براى نگاهدارى آن دلسوزتر و براى دعوت به حق داعى‏تر و براى حفظ رحم مرتبطتر و براى عهد و امان زینهارتر و براى مبارزه استوارتر، و در اضطراب و آشفتگى، خوددارترین همه بود. عمر سعد نیز با سى هزار نفر بسوى حسین (علیه السلام) آمده بود، و رؤساى چهارگانه كوفه در آن روز عبارت بودند از:

1 - عبدالله بن زهیر بن سلیم ازدى، رئیس محله اهل مدینه.

2 - عبدالرحمن بن أبى سبره حنفى، رئیس محله مذحج و اسد.

3 - قیس بن اشعث، رئیس محله ربیعه و كنده.

4 - حر بن یزید ریاحى، رئیس محله تمیم و همدان.(5) كه تمام این رؤسا و قبایلشان غیر از حر ریاحى در جنگ حسین بن على (علیه السلام) شركت كرده بودند.

عمر سعد، عمرو بن حجاج زبیدى را در میمنه و شمر بن ذى الجوشن را در مسیره و عزره بن قیس أحمسى را بر سواره‏ها و شبث بن ربعى را بر پیاده‏ها فرمانده قرار داد، و پرچم را به غلام خود ذوید(6) سپرد.

لشكر ابن سعد در اطراف خیمه‏ها تاخت و تاز مى‏كردند كه چشمشان به آتش برافروخته در خندقى كه آنرا شب عاشورا، در پشت خیمه‏ها، حفر كرده بودند، افتاد.

شمر با صداى بلند گفت: یا حسین، قبل از آتش قیامت با آتش دنیا خودت را مى‏سوزانى؟

حسین بن على (علیه السلام) فرمود: مثل اینكه این گوینده شمر بن ذى الجوشن است؟

پس از آنكه جواب دادند و معلوم شد كه شمر است حضرت فرمود:

اى پسر زن بزچران، تو به آتش جهنم از من سزاوارترى كه در آن بسوزى یابن الراعیه المعزى أنت أولى بها منى صلیاً.

در همین هنگام مسلم بن عوسجه تصمیم گرفت او را هدف تیر خود قرار دهد. امام (علیه السلام) او را منع فرمود و گفت: من دوست ندارم آغازگر جنگ بوده باشم اكره آن أبدءهم بقتال.

 





یک شنبه 13 آذر 1390 

شهادت مظلومانه سید الشهدا و یارانش در كربلا، تأثیر بیدارگر و حركت آفرین داشت و خونى تازه در رگهاى جامعه اسلامى دواند، جو نامطلوب را شكست و امتداد آن حماسه، در طول تاریخ، جاودانه ماند. حتى در همان سفر اسارت اهل بیت (ع ) نیز، تأثیرات سیاسى این حادثه در اندیشه‏هاى مردم آشكار شد. گروهى از اسرا را كه به شام مى ‏بردند، چون به«تكریت» رسیدند، مسیحیان آنجا در كلیساها جمع شدند و به نشان اندوه بر كشته شدن حسین علیه السلام،ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند. به شهر«لینا» نیزکه رسیدند،مردم آنجا همگى گرد آمدند و بر حسین (ع )و دودمانش سلام و درود فرستادند، امویان را لعن كردند و سربازان را از آنجا بیرون كردند. چون خبر یافتند كه مردم«جهینه» هم جمع شدند تا با سربازان بجنگند وارد آن نشدند. به قلعه« كفر طاب » رفتند، به آنجا نیز راهشان ندادند. به«حمص» كه وارد شدند، مردم تظاهرات كردند و شعار دادند:«اكفرا بعد ایمان و ضلالا بعد هدى؟» و با آنان درگیر شدند و تعدادى را كشتند. برخى از تأثیرات حماسه عاشورا از این قرار است:

بقيه در ادامه مطالب ...

 

 



ادامه مطلب ....


یک شنبه 13 آذر 1390 

عاشورا وكربلا در نگاه امام جایگاه ویژه ای دارد وامام نظر گاه بلندی به عاشورا افـكنـده وآن رادست مایه سترگي براي آفریـنـش انقلاب اسلامی یافته واز آن الهام گرفته است امام خمینی(ره) قیام خودرابرگرفته ازقیام سیدالشهدامعرفی میكندوبه آن افتخارمی كندو یادآورمی شـودكه مابـایستی  درسـهای شجاعـت،شهـادت،عدالـت، عدالـت خـواهی،مبارزه باظـلم، ودفاع از مكتب رافراگیریم.وبااستدلال به شیوهوسیره ی زندگی امام حسین(ع)منطق راحـت طلبـان بـی درد سازشگران دنـیاطلب و تماشاچیان توجیه گر رامردودمی شمارد.

 

 

بقيه در ادامه مطالب ....



ادامه مطالب ...


یک شنبه 13 آذر 1390 

عظمت نهضت كربلا  
داستان كربلا در هزار و دويست سال پيش روى صفحه كتاب آمده ، يك وقتى آمده كه كسى فكر نمى كرده كه اين حادثه اين قدر گسترش پيدا خواهد كرد. متن تاريخ حادثه گويى اساسا براى يك نمايشنامه نوشته شده است ، شبه پذير است ، گويى دستور نداده اند كه آنرا براى صحنه بودن بسازند. شهادت هاى فجيع ما زياد داريم ولى اين داستان به اين شكل آيا مى تواند تصادف باشد و تعمد نباشد و ابا عبدالله به اين مطلب توجه نكرده باشد؟ من نمى دانم ، ولى بالاخره قضيه اين طور است و باور هم نمى كنم كه تعمدى در كار نباشد.

 



نگاهى به حادثه كربلا  
حادثه كربلا يك جنايت و يك تراژدى است ، يك مصيبت است ، يك رثاء است . اين صفحه را كه نگاه مى كنيم ، در آن ، كشتن بيگناه مى بينيم ، كشتن جوان مى بينيم ، شير خوار مى بينيم ، اسب بر بدن مرده تاختن مى بينيم ، آب ندادن به يك انسان مى بينيم ، زن و بچه را شلاق زده مى بينيم ، آب ندادن به يك انسان مى بينيم ، اسير را بر شتر بى جهاز سوار كردن مى بينيم ، از اين نظر قهرمان حادثه كيست ؟ واضح است وقتى كه حادثه را از جنبه جنايى نگاه كنيم ، آنكه مى خورد قهرمان نيست ، آن بيچاره مظلوم است . قهرمان حادثه در اين نگاه يزيد بن معاويه است ، عبيدالله بن زياد است ، عمر سعد است ، شمر ذى الجوشن است ، خولى است و يك عده ديگر. لذا وقتى كه صفحه سياه اين تاريخ را مطالعه مى كنيم ، فقط جنايت و رثاء بشريت را پس ‍ مى بينيم . پس اگر بخواهيم شعر بگوييم چه بايد بگوييم ؟ بايد مرثيه بگوييم و غير از مرثيه گفتن چيز ديگرى نيست كه بگوييم . بايد بگوييم :

امام آيا تاريخچه عاشورا فقط همين مصيبت است و چيز ديگرى نيست ؟
اشتباه ما همين است . اين تاريخچه يك صفحه هم دارد كه قهرمان آن صفحه ديگر پسر معاويه نيست ، پسر زياد نيست ، پسر سعد نيست ، شمر نيست . در آنجا قهرمان حسين است . در آن صفحه ، ديگر جنايت نيست ، تراژدى نيست ، بلكه حماسه است ، افتخار و نورانيت است ، تجلى حقيقت و انسانيت است ، تجلى حق پرستى است . آن صفحه را كه نگاه كنيم ، مى گوييم بشريت حق دارد به خودش ببالد. اما وقتى صفحه سياهش را مطالعه مى كنيم مى بينيم كه بشريت سر افكنده است و خودش را مصداق آن آيه مى بيند كه مى فرمايد: قالوا اتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك مسلما جبرئيل امين در مقابل اعلام خدا كه فرمود: انى جاعل فى الارض خليفه سوالى نمى كند، بلكه آن دسته از فرشتگان كه فقط صفحه سياه بشريت را مى ديدند و صفحه ديگر آنرا نمى ديدند، از خدا اين سوال را كردند كه : آيا مى خواهى كسانى را در زمين قرار دهى كه فساد كنند و خونها بريزند؟ و خدا در جواب آنها فرمود: انى اعلم ما لا تعلمون ؛ من مى دانم چيزى را كه شما نمى دانيد. آن صفحه ، صفحه اى است كه ملك اعتراض مى كند؛ بشر سرافكنده است و اين صفحه صفحه اى است كه بشريت به آن افتخار مى كند. چرا بايد حادثه كربلا را هميشه از نظر صفحه سياهش مطالعه كنيم ؟ و چرا بايد هميشه جنايت هاى كربلا گفته شود؟ چرا هميشه بايد حسين بن على از آن جنبه اى كه مورد جنايت جانيان است مورد مطالعه ما قرار بگيرد؟ چرا شعارهايى كه به نام حسين بن على مى دهيم و مى نويسيم ، از صفحه تاريك عاشورا گرفته شود؟ چرا ما صفحه نورانى اين داستان را كمتر مطالعه مى كنيم ، در حالى كه جنبه حماسى اين داستان صد برابر جنبه جنايى آن مى چربد، و نورانيت اين حادثه بر تاريكى آن خيلى مى چربد پس بايد اعتراف كنيم كه يكى از جانى هاى بر حسين بن على ما هستيم كه از اين تاريخچه فقط يك صفحه اش را مى خوانيم ، و صفحه ديگرش را نمى خوانيم . جانى هاى بر امام حسين آنها هستند كه اين تاريخچه را از نظر هدف منحرف كرده و مى كنند.




یک شنبه 13 آذر 1390 

در مورد علل و انگیزه قیام امام حسین علیه السلام آنچه به اختصار می توان اشاره کرد بدین قرار است:

1-بیعت خواهی یزید: یزید به والی خود در مدینه نوشت: حسین و عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر را احضار نموده و از آنها بیعت بگیر و اگر بیعت نکردند آنها را گردن بزن و سرشان را برای من به شام بفرست.

و امام در جواب فرمود: هنگامیکه امت اسلامی به پیشوائی مثل یزید گرفتار گردد باید فاتحه اسلام را خواند.  و بدین جهت از بیعت با یزید امتناع ورزید.

2- دعوت مردم کوفه از امام (ع) و  اقامه حجت بر امام (ع): بجهت اینکه وظیفه امام این است که در صورت آماده بودن زمینه، در جامعه اسلامی حکومت حقه اسلامی را تشکیل دهد و بحسب ظاهر چنین زمینه ای آماده بود، چون مردم کوفه با ارسال حدود 12 هزار نامه برای امام (ع) آمادگی خود را برای کمک به امام با لشکر صد هزار نفری اعلان نمودند، معلوم است که اگر امام اجابت نمی فرمود، چه بسا در برابر خدا و امت اسلامی و تاریخ مسئول بوده و مواخذه می گردید.

خلافت و حکومت، حق مسلم آن حضرت بوده است، چنانکه فرموده: به جانم قسم امام نیست مگر آنکه به کتاب خدا عمل کند و به عدل و قسط رفتار نماید و بر حسب قانون و حق مجازات کند و خود را در مسیر رضای خدا قرار دهدو روشن است در آن زمان تنها کسی که بتواند همه این شرائط را به طور کامل رعایت نماید خود امام علیه السلام بوده اند.

3-اصلاح امت و مبارزه با فساد:

چنانکه خود حضرت فرمود: انگیزه ام از قیام، اصلاح امت جدم رسول خدا است.  و به عبارت دیگر یکی از علل قیام امام حسین (ع) زنده کردن ارزشهای اسلامی بوده است. همان ارزشهایی که حکومت اموی سعی می نموده آنها را نابود کند. برخی از ارزشهایی که حکومت بنی امیه سعی در محو آن داشت بدین قرار است:

الف- وحدت اسلامی، حکومت بنی امیه از طریق احیای تعصبات قبیله ای و وادار کردن شعرای قبایل بر هجو قبیله رقیب، و نیز از طریق ایجاد اختلاف میان اعراب اصیل و موالی، سعی می کرد ریشه های وحدت اسلامی را متزلزل کند. در حالیکه شکوه و عظمت اسلام وابسته به همین وحدت میان امت اسلامی است.

ب- حریت: منطق حکومت اموی شمشیر و شکنجه و ترس و ارعاب بود و از این طریق حریت و آزادی و آزادگی را از میان امت اسلامی برداشته بودند ولی امام با شهادت خود درس آزادی و آزادگی به مردم داد. و مردم نیز برای بدست آوردن حریت بعد از شهادت امام حسین علیه السلام قیامهای متعددی برپا نمودند.

ج- اخلاق اسلامی و انسانی: چون حکومت فاسد با جامعه و مردم صالح نمی تواند کنار بیاید و حکومت ها باید مردم را همانند خود بسازند، چنانکه خود معاویه پس از پیمان با امام حسن بن علی علنا اظهار داشت که به هیچ یک از شرایطی که در قرار داد به نفع امام حسن بن علی قرار داده شده است عمل نخواهد کرد، عملا دروغ و نیرنگ و فساد را در جامعه ترویج می داد. و لذا امام حسین (ع) می فرماید: همانا سنت رسول خدا (ص) را بدست فراموشی سپردند و بدعت ها را زنده کردند. یا فرمود: شما را به زنده کردن معارف حق و از بین بردن بدعتها دعوت می کنم

خلاصه اینکه در جامعه آن روز فسادی بالاتر از تصدی ظالمین و ستمگران در مناسب حکومتی نبوده است، که در حقیقت ریشه همه فساد و بدبختی در جامعه است. چنانکه امام در برابر لشکر حر فرمود: ای مردم! همانا رسول خدا (ص) فرمود: هر کس سلطان ستمکاری را ببیند که محرمات الهی را حلال می شمارد و با خدا پیمان شکنی می کند، و با سنت و روش رسول خدا مخالفت می ورزد، ولی با او مخالفت نکند بر خداست او را با همان ستمگر محشور گرداند و در جایگاه ستمکاران قرار دهد

البته این علت و انگیزه سومی را که بیان داشتیم می توان تحت عنوان وسیعتری به نام «امر به معروف و نهی از منکر» هم جای داد که در بیان امام حسین علیه السلام به عنوان هدف قیامشان طرح شده است آنجا که می فرماید: منظورم (از این قیام) امر به معروف و نهی از منکر است

«مگر نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل جلوگیری نمی گردد. (اگر برای تغییر این وضعیت) مومن مشتاق دیدار پروردگارش باشد ( و جان خود را فدا کند) شایسته است.»

البته علل و عوامل دیگری نیز در حادثه قیام امام حسین وجود دارد که به نوعی به یکی از سه عوامل بر می گردد. مانند طرح ترور امام در مکه و... .

نکته دیگر اینکه به نظر می رسد علت و انگیزه اصلی قیام امام حسین یک چیز بوده است و بقیه به منزله شاخه ها و زیر مجموعه آن علت اصلی می باشند و آن عبارتست از پاسداری از آئین اسلام و ترویج و گسترش آن در جامعه و تبیین و توضیح معارف آن برای مردم، و چون دین در واقع باز نمود فطرت و سرشت انسان است پس می توان از این هدف تعبیر به «بیداری و آگاهاندن مردم» نمود. چنانکه در زیارت اربعین امام حسین (ع) می خوانیم: (خدایا من شهادت می دهم که امام حسین) خون پاکش را در راه تو به خاک ریخت تا بندگانت را از جهالت و گمراهی نجات دهد
 





یک شنبه 13 آذر 1390 

در طول تاریخ نهضت‌ها و انقلاب‌های بسیاری به دست انسان‌ها صورت گرفته است كه بر اساس سنت تنها آثار بعضی از آنها بر جای مانده ‌است كه از میان آن نهضت عاشورای حسینی نمود ویژ‌‌ه ای دارد.

 

بقيه در ادامه مطالب .....




ادامه مطالب ...


پنج شنبه 10 آذر 1390 

عاشورا روز دهم ماه محرم است. شهرت این روز نزد شیعیان به دلیل وقایع عاشورای سال ۶۱ هجری قمری است که با گاه‌شماری هجری خورشیدی این روز مطابق است با ۲۱ مهر ۵۹

در این روز امام حسین (ع) و یارانش در واقعه کربلا در جنگ با لشکر یزید به شهادت رسیدند و مسلمانان در آن روز سوگواری می‌کنند.


دین

بقيه در ادامه مطالب ....




ادامه مطالب ...


پنج شنبه 10 آذر 1390 

روز عاشورا و دعای امام حسین

در آسمان دنيا هيچ سپيده ي بامدادي همچون فجر روز دهم محرم با مصيبتها و غمهايش ندميده است و خورشيد، هيچگاه همچون خورشيد آن روز با اندوه و دردهايش طلوع نکرده است...؛ زيرا در تاريخ هيچ حادثه اي وجود ندارد که با فجايع و دردهايش از آن صحنه هاي اندوهبار برتر باشد که در روز عاشورا (1) بر صحراي کربلا نمايان گشت؛ چون محنتي از محنتهاي دنيا و غصّه اي از غصه هاي روزگار باقي نماند که بر ريحانه ي رسول خدا صلي اللَّه عليه و آله جاري نگشته باشد.
امام زين العابدين عليه السلام مي فرمايد: «هيچ روزي بر رسول خدا صلي اللَّه عليه و آله سخت تر از روز احد نبود که عموي آن حضرت يعني حمزة بن عبدالمطلب، شير خدا و پيامبرش، در آن کشته شد و پس از آن روز، واقعه ي مؤته که در آن، عموزاده اش جعفر بن ابي طالب کشته شد، سپس فرمود: و روزي نيست چون روز حضرت حسين عليه السلام که سي هزار نفر به سوي او شتافتند و ادعا مي کردند از اين امّت هستند و هر کدام از آنان با (ريختن) خون آن حضرت به خداوند تقرب مي جستند در حالي که وي، آنان را به ياد خدا مي انداخت ولي پند نگرفتند تا اينکه او را به ظلم و ستم و تعدي به قتل رساندند» (2) .
امام بزرگوار در سپيده دم روز عاشورا، نماز را آغاز کرد که که بنا به گفته مورخان، خود و يارانش، به علت عدم وجود آب نزد آنان، براي نماز تيمم ساختند و خانواده و يارانش به آن حضرت اقتدا نمودند (3) ، پيش از آنکه تعقيب نمازشان را به پايان برسانند، طبلهاي جنگ در اردوگاه ابن زياد، نواخته شد و دسته هاي کاملاً مسلحي از سپاه به پيش آمدند در حالي که فرياد مي زدند: يا جنگ مي کنيم يا به فرمان فرزند مرجانه گردن نهيد.

 

دعاي امام

سرور آزادگان، خارج شد، صحرا را ديد که از سواران و پيادگان پر شده است و شمشيرها و نيزهاي خود را کشيده و تشنه ي ريختن خون وي و نيکان اهل بيت و يارانش هستند تا مزد ناچيزي از فرزند مرجانه به دست آورند.
حضرت، مصحفي را طلبيد و آن را بر سر خود گذاشت و تضرع کنان روي به خدا کرد و گفت:
«خداوندا! تو مورد اعتماد من در هر اندوه، و اميد من در هر سختي هستي، تو در هر امري که بر من نازل شود، مايه ي اطمينان و قدرت من مي باشي، چه بسيار اندوهي که قلب در آن سست مي گردد و قدرت در آن اندک مي شود و دوست در آن فرومي گذارد و دشمن در آن زبان به طعنه مي گشايد، آن را به درگاه تو عرضه نمودم و از آن به پيشگاهت شکايت بردم- به خاطر رغبت من به تو نه به ديگري- تو آن را گشايش دادي و آن را دور ساختي و کفايت نمودي، تو سرپرست هر نعمت و دارنده ي هر نيکي و سرانجام هر خواسته اي هستي» (4) .
در اين دعا، عمق ايمان حضرت ديده مي شود که در همه ي کارهاي مهمش به سوي خدا باز مي گردد و به او اخلاص مي يابد، خداوند سرپرست او و پناهگاهي است که در هر امر مهمي که بر او پيش آيد به آن پناه مي برد.





پنج شنبه 10 آذر 1390 

آثار و بركات مرقد شريف و حرم مطهر سيدالشهدا (ع) عبارتند از:   

1-      مرقد حسينى ، نيروبخش است
با ذكر اجمالى تحولاتى كه در عمارت مرقد مطهر امام حسين (ع) صورت گرفته است به خوبى معلوم مى‏گردد كه زيارت قبر آن حضرت در مبارزه با حكومت بنى عباس تأثير مهمى داشته است ، و به همين دليل بود كه عباسيان قبر آن امام را دشمن خود مى‏دانستند و به ويرانى آن دست مى‏زدند ، زيرا اين قبر شريف به مركز تجمع مخالفان و مبارزان تبديل شده بود.
مشاهده مزار و مرقد شهيدان كربلا و به نظر در آوردن آن مصائب جانگذار ، حالت بيننده را دگرگون ساخته و استقامت حال او را به هم زده و وارونه مى سازد، كه چگونه عده‏اى قليل در مقابل جمعى كثير و سپاهى مجهز و مهيا تن به مرگ داده و روى عقيده و ايمان خود ثبات قدم داشته و تا آخرين قطره خون خود مبارزه و جانفشانى نمودند.


2- محل نزول فرشتگان الهى
امام صادق (ع) فرمود: «ما بين قبر حسين (ع) تا آسمان، محل رفت و آمد فرشتگان الهى است ».
  و نيز فرمود: «قبر حسين بن على (ع) بيست ذراع در بيست ذراع است . آن باغى از باغهاى بهشت ، و محل عروج فرشتگان به آسمان مى‏باشد هيچ فرشته مقرب و پيامبر مرسلى نيست جز آنكه از خدا مى‏خواهد كه او را زيارت كند پس گروهى فرود مى‏آيند و گروهى بالا مى‏روند» .


3- نماز قبول مى‏شود
اگر انسان زائر ، حق امام را شناخته و با معرفت و ولايت او در كنار قبر مطهرش نماز گذارد ، مورد قبول حق تعالى قرار مى‏گيرد . چنانكه امام صادق (ع) در شأن و مقام كسى كه به مرقد و بارگاه شريف حضرت مشرف شده و نماز بخواند ، فرمود: «خداوند متعال اجر نمازش را قبولى آن قرار مى‏دهد»

4- تمام خواندن نماز
حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمود: «نماز در چهار مكان تمام خوانده مى‏شود (يعنى اگر چه از حد مسافت شرعى هم بيشتر باشد اما شكسته نمى‏شود) : 1- مسجد الحرام (مكه) ، 2- مسجد الرسول (مدينه)، 3- مسجد كوفه، 4- حرم امام حسين (ع) »
و نيز روايت شده كه «ابن شبل» از امام صادق (ع) پرسيد: آيا قبر امام حسين (ع) را زيارت كنم ؟ فرمود: پاك و خوب زيارت كن و نمازت را در حرمش تمام بخوان . پرسيد نمازم را تمام بخوانم؟ فرمود: تمام. عرض كرد : بعضى از اصحاب و شيعيان شكسته مى‏خوانند؟ فرمود: اينان دو چندان عمل مى‏كنند »
لذا چنانكه در رساله‏هاى عمليه نيز آمده است ، در حرم امام حسين (ع) مى‏توان نماز را، هم شكسته خواند و هم به بركت آن حضرت تمام بجا آورد.

5- اجابت دعا و برآورده شدن حاجت
خداوند سبحان در ازاى ايثار و فداكارى سيدالشهدا (ع) و تحمل هرگونه سختى چون تشنگى و غم و اندوه فراوان براى حفظ اسلام، در مرقد شريفش بركاتى را قرار داده كه از جمله آنها اجابت دعا و برآورده شدن حاجات است . چنانكه امام صادق (ع) فرمود: «هر كس دو ركعت كنار قبر حسين (ع) نماز بخواند ، از خداوند چيزى رإ؛88ّّ مسئلت نكند جز اينكه به او عطا شود» .
و نيز فرمود: «خداوند در عوض قتل امام حسين (ع) امامت را در ذريه آن حضرت ، شفا را در تربتش ، اجابت دعا را در كنار مرقدش قرار داده ، و ايام زيارت كنندگان او از عمرشان حساب نمى‏شود»





پنج شنبه 10 آذر 1390 



( کل صفحات : 2 )    1   2   
پيوندها
  • كعبه دلها
  • راسخون
  • فطرس
  • محرم 1390
  • قالب وبلاگ راسخون
  • موسسه فرهنگي راسخون
  • آمار وبلاگ
    • کل بازديد : 79944 بار
    • تعداد کل نظرات : 19 نظر
    • تعداد کل پست ها : 86 پست
    • تاريخ ايجاد وبلاگ :
      سه شنبه 8 اسفند 1391 
    • آخرين بروز رساني :
      سه شنبه 8 اسفند 1391 
    فال حافظ- اشاره اي فرما
    Google


    در اين سايت
    در كل اينترنت
    onLoad and onUnload Example

    دريافت كد ستاره باران وبلاگ

    Digital Clock - Status Bar