ضربان قلبم حسین
کوچه کوچه دلم پر از غوغاست هر طرف خیمه عزا برپاست قدسیان سوگوار و محزونند همه هستى سیه پوش عزاست ماه خون و خروش و ماتم شد ماه خون خدا محرم شد ... ...
درباره ما
تا نفس در سینه روز و شب بُود دم حسیــــن و بازدم زینــب بُود  ما یک پیـــــاله ایم که لبریــــز باده ایم ایـن یک پیالـه را به ملک هم نداده ایم بـا هر سـلام صبح به ارباب بی کفــــن انگـــار روبروی حـــــــرم ایستــــاده ایم بـــا نوکری خانـه ی اربـــــــاب با وفـــــا احساس میکنیم که اربــــــاب زاده ایم شکر خدا که نان شب ما حسیــن شد ممنــون لطف مــــــادر این خــانواده ایم داریم با حسیـن حسیـن پیـر می شویم خوشحال از این جوانی از دست داده ایم
نویسنده
امید صبوری
آماروبلاگ
کل بازدید : 142687
تعداد نظرات : 12 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 12 مهر 1395  عدد
تعداد کل پست ها : 266
آخرین بروز رسانی : شنبه 16 بهمن 1395 
پربازدیدترین پست ها
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

روز شمار محرم
روزشمار محرم عاشورا>
دانشنامه منبرک عاشورایی
دانشنامه عاشورا
مقتل الحسین
مقتل الحسین
نذر صلوات

قالب وبلاگ | ابزار صلوات شمار
پخش زنده حرمین شریفه
پخش زنده حرم
سایت بزرگان منبرک عاشورایی
تصویر منتخب
مطالب اخیر وبگاه

نتیجه تصویری برای مسلم

سفير انقلاب كربلا 

مى‌دانيم كه «مسلم‌بن عقيل‌» پيشاهنگ نهضت كربلا و سفير امام حسين به سوى مردم كوفه بود. براى آشنايى با پيوستگى حوادث كوفه و كربلا لازم است كه خيلى كوتاه و فشرده به حوادث مقدماتى اعزام مسلم به كوفه جهت گرفتن بيعت‌به نفع امام حسين(ع) اشاره كنيم: 
معاويه، پس از بيست‌سال سلطنت استبدادى مرد. يزيد، پس از معاويه بر سر كار آمد و با تهديد و تطميع بر اوضاع مسلط شد. مى‌خواست اباعبدالله الحسين(ع) را هم به بيعت وادار كند،كه سيدالشهدا، نپذيرفت و به طور مخفيانه، همراه با جمعى از خانواده خود، شبانه از مدينه بيرون آمد و به حرم خدا در مكه پناهنده شد، تا در ضمن آن، از فرصت مناسب ايام حج در جهت آگاهانيدن مردم، بهره بردارى كند. 
سال شصت هجرى بود. اقامت چهار ماهه امام حسين(ع) در مكه و برخورد با مردم و تشكيل اجتماعات و گفتگوها، مردم را با انگيزه و اهداف امام، از امتناع از بيعت‌با يزيد، آشنا كرد;بخصوص مردم كوفه از اقدام انقلابى امام حسين(ع) خوشحال و اميد وار شدند.

مردم كوفه، خاطره حكومت چهارساله علوى را به ياد داشتند و در اين شهر، شخصيتهاى برجسته و چهره‌هاى درخشانى از مسلمانان متعهد و ياران اهل‌بيت‌بودند. از اين رو نامه‌ها و طومارهاى مفصلى با امضاى چهره‌هاى معروف شيعه در كوفه و بصره به امام حسين(ع) نوشتند، كه تعداد اين نامه‌ها به هزاران مى‌رسيد. كوفيان،گروهى را هم به نمايندگى از طرف خود به سركردگى «ابوعبدالله جدلى‌» به نزد آن حضرت فرستادند و نامه‌هايى همراه آنان ارسال كردند. 
در ميان نامه‌ها و امضاها، نام شخصيتهاى بزرگى از كوفه همچون «شبث‌بن ربعى‌» و «سليمان‌بن صرد» و «مسيب‌بن نجبه‌» و... به چشم مى‌خورد كه از آن حضرت مى‌خواستند مردم را به بيعت‌با خود دعوت كند و به كوفه بيايد و يزيد را از خلافت‌خلع كند.
امام، تصميم گرفت در مقابل اصرار و دعوتهاى مكرر مردم كوفه، عكس‌العمل نشان داده و اقدامى كند. براى ارزيابى دقيق اوضاع كوفه و ميزان علاقه و استقبال مردم و تهيه مقدمات لازم و شناسايى و سازماندهى و تشكل نيروهاى انقلابى، ضرورى بود كه كسى قبلا به كوفه رفته و اين ماموريت را انجام دهد و گزارشى دقيق از وضعيت‌شهر و مردم، به او بدهد. 
حضرت حسين‌بن على(ع) مناسبترين فرد براى اين ماموريت محرمانه را «مسلم‌بن عقيل‌» ديد، كه هم آگاهى سياسى و درايت كافى داشت،و هم تقوا و ديانت،و هم خويشاوند نزديك امام بود. به نمايندگانى كه از كوفه آمده بودند، فرمود:من، برادر و پسر عمويم (مسلم) را با شما به كوفه مى‌فرستم، اگر مردم با او بيعت كردند;من نيز خواهم آمد.

اين كه امام از مسلم به عنوان «برادرم‌» و «فرد مورد اعتمادم‌» نام مى‌برد، ميزان اعتبار و لياقت و كفايت مسلم‌بن عقيل را مى‌رساند. آن گاه مسلم را طلبيد و به او فرمود: به كوفه مى‌روى، اگر ديدى كه دل وزبان مردم يكى است و آنچنان كه در اين نامه‌ها نوشته‌اند متفقند و مى‌توان به وسيله آنان اقدامى كرد،نظر خودت را بر من بنويس و مسلم را وصيت و سفارش كرد، به اين كه: 
پرهيزكار و با تقوا باش;نرمش و مهربانى به كار ببر; فعاليت هاى خود را پوشيده‌دار; اگر مردم، يكدل و يكجان بودند و در ميانشان اختلافى نبود، مرا خبر كن.
امام حسين(ع) طى نامه و پيامى جداگانه كه خطاب به مردم كوفه نوشت، تكليف مردم و ماموريت مسلم را روشن ساخت.

منبع: راسخون



نویسنده امید صبوری ، شنبه 24 مهر 1395 6:17 PM | نظرات(0)

چرا از حرم امام حسين گاهی اوقات بوی سیب بر مشام ميرسد ؛جريان چيست؟:

نتیجه تصویری برای حسین



:گفته میشود کسانی که صبح زود به زیارت حرم امام حسین بروند بوی سیب بهشتی استشمام می کنند، این سخن ریشه حدیثی دارد.

✍در کتاب مناقب آمده است جبرئيل از آسمان سيب، به و اناري را از بهشت مي آورد که پيامبر و حضرت فاطمه(س) و اميرمؤمنان(ع) و امام حسن و امام حسين(ع) از آن مي خورند و آن ميوه ها به حالت اول خود باز مي گردد،

تا وقتي حضرت فاطمه زهرا(س) از دنيا مي روند ميوه انار از بين مي رود

و پس از فوت اميرمؤمنان(ع) ميوه به ناپديد مي شود و ميوه سيب موجود بوده است و

امام حسين(ع) مي فرمايد:

✍«ميوه سيب نزد برادرم بود تا هنگامي که بر اثر سم از دنيا رفت، پس از آن نزد من بود تا هنگامي که در کربلا آب بر روي ما بسته شد و من هنگام عطش آن را مي بوئيدم و از شدت عطش من کاسته مي شد و هنگامي که عطش بر من شديد شد آن را خوردم و يقين به شهادت کردم،

امام زين العابدين(ع) مي فرمايد من اين سخنان را ساعاتي قبل از شهادت آن حضرت شنيدم و هنگامي که آن حضرت شهيد شد بوي آن سيب را در محل شهادت آن حضرت استشمام نمودم. پس آن را جستجو نمودم و اثري از آن نيافتم و بوي آن همچنان پس از شهادت آن حضرت باقي بود و من قبر آن حضرت را زيارت مي نمودم و بوي‌ آن را مي يافتم،

پس هر کس از شيعيان ما که زائر آن قبر است و مي خواهد بوي آن را استشمام کند، پس وقت سحر آن را جستجو کند، پس اگر از مخلصان باشد آن را وجدان خواهد نمود.


ابن شهرآشوب، المناقب، ج3، ص 39



نویسنده امید صبوری ، شنبه 24 مهر 1395 6:06 PM | نظرات(0)

وقتی هلال ماه محرم الحرام نمایان می شد، امام صادق (علیه السلام) پریشان حال می شدند و دیگر کسی خنده به لب های مبارک ایشان نمی دید و این پریشان حالی تا روز دهم محرم هر روز بیشتر و بیشتر می شد. اما روز دهم دیگر روز غم و اندوه و روز مصیبت ایشان بود.

از ایشان (علیه السلام) پرسیدند : آقای من! به فدایتان شوم ... وقتی کسی می میرد یا که کشته می شود، برای او جلسه نوحه می گیرند. اما من مشاهده می کنم که شما و شیعیانتان از اول ماه محرم اقامه جلسه عزا می کنید.
حضرت فرمودند: این چه حرفی است! هنگامی که هلال ماه محرم دمیده می شود ملائکه پیراهن امام حسین (علیه السلام) را آویزان می کنند در حالی که پاره پاره شده از ضربه های شمشیر و آغشته به خون است. ما و شیعیانمان این پیراهن را با چشم بصیرت و نه بَصَر می بینیم ، پس اشک های ما سرازیر
 نه شود.(2)
***********************
منابع :
1- امالی شيخ صدوق، ص 191
2- ثمرات الاعواد، ص 36.37



نویسنده امید صبوری ، شنبه 24 مهر 1395 6:04 PM | نظرات(0)

نتیجه تصویری برای نافع بن هلال

نافع بن هلال جَمَلی، صحابی امام علی و از شهدای کربلا. او در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان شرکت داشت. نافع در عذیب هجانات به کاروان امام حسین پیوست و روز عاشورا در کربلا به شهادت رسید. او در سخنانی حمایت و وفاداری خود را نسبت به امام حسین نشان می‌د‌اد.

نام و نسب

در بعضی از منابع تاریخی و مقاتل، نام نافع بن هلال با نام هلال بن نافع اشتباه ثبت شده است.[۱] در حالی‌که هلال بن نافع نیز در واقعه کربلا حضور داشته ولی جزو سپاهیان عمر بن سعد و از گزارشگران آن واقعه است.[۲]

نافع بن هلال از تیرۀ جمل، یکی از شاخه‌های قبیلۀ مَذحَج بوده و تبار یَمَنی داشته است. در منابع تاریخی با نسبت جَمَلی، بَجَلی، مُرادی، و بَجَلی مرادی از او یاد شده است.[۳]

حکومت حضرت علی

نافع از یاران امیرالمؤمنین علی(ع) بود[۴] و در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان شرکت جست.[۵] گفته شده که نافع فردی شجاع و تیرانداز بوده است. از ابومِخنَف نقل شده که امیرمؤمنان علی (ع) او را آیین رزم آموخته بود.[۶]

واقعه کربلا

نافع بن هلال قبل از شهادت مسلم بن عقیل از کوفه خارج شد[۷] او یکی از چهار نفری بود که در عذیب الهجانات، به امام حسین (ع) پیوستند. حضرت از آنان احوال مردم کوفه را پرسید و آنان در پاسخ گفتند: اشراف و بزرگان کوفه به جهت رشوه‌هایی که گرفته‌اند علیه شما هستند و بقیه مردم، دلشان با شما ولی شمشیرشان علیه شما است.[۸] در برخی منابع به جای نافع بن هلال از جابر بن حارث سلمانی یاد شده است.[۹]

تجدید بیعت با امام(ع)

روز دوم محرم، امام حسین(ع) وارد کربلا شد. حضرت اهل بیت(ع) و یارانش را جمع کرد و خطاب به آنان سپس سخنانی ایراد کرد. پس از سخنان امام(ع) اصحاب در حمایت از آن حضرت(ع)، یکی پس از دیگری برخاستند و بر بیعت مجدد خود با ایشان پای فشردند. نافع، پس از زُهِیر بن قِین سخنانی در حمایت از امام ایراد کرد.[۱۰]

آوردن آب

پس از این که به دستور عمر بن سعد، آب را بر اردوگاه امام حسین(ع) بستند، امام حسین(ع) حضرت ابوالفضل را شبانه با سی سوار و بیست پیاده از جمله نافع بن هلال، به سوی فرات برای آوردن آب فرستاد. نافع در جلوی آنان در حرکت بود تا به شریعه فرات رسیدند. آنان مقداری آب به خیمه‌ها رساندند.[۱۱]



نویسنده امید صبوری ، شنبه 24 مهر 1395 5:49 PM | نظرات(0)

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

بیوگرافی حاج عبدالرضا هلالی هیئت الرضا میدان امام حسین خ دماوند قاسم آباد حسینه صباقچی متولد 1360 , اصالتا خرمشهری است و بزرگ شده تهران است ,متاهل و دارای دو کودک , دیپلمه نقشه کشی ساختمان و دانشجوی انصرافی حقوق قضایی , در حال حاضر در تهران پارس سکونت می کند.

نتیجه تصویری برای هلالی

در سن, 12 13 سالگی در هیئت الرضا قاری قرآن بود و در همان سنین با شرکت در مجالس حاج منصور ارضی تقریبا آداب مداحی را آموخت , تا قبل از سال 1379 تنها اهالی منطقه محله مجیدیه او را به عنوان مداحی جوان میشناختند , اما از سال 1382 با برپایی هیئت الرضا در مسجد جامع ابوذر نام او نیز به عنوان مداحان سرشناس اضافه شد , از سال 1383 هیئت الرضا به حسینیه قهرودی ها نقل مکان کرد و شاید بتوان گفت بهترین و مساعدترین شرایط برای هیئت فراهم شده بود چرا که بعد از محرم 84 دشمنی ها علیه اهل بیت علیهم السلام خیلی جدی آغاز شد , تا آنجا که چندین بار هلالی را در خیابان و حتی یکبار در حسینیه . . . جلوی چشم خلق الله به باد کتک گرفتند ,

و یا از بدترین نامروتی ها و دشمنی ها می توان به پخش کردن فیلم خصوصی عبدالرضا هلالی در بین عموم اشاره کرد , که او به خاطر شرایط روحی بدی که داشت هیئت را برای مدتی تعطیل کرد اما از آنجا که همه چیز به ضرر او تمام می شد و نیز با اصرار و نامه های برخی مراجع تقلید برای ادامه مجدد کار , او بار دیگر با استمداد از اهل بیت علیهم السلام با برگزاری رمضان 1385 در حسینیه شهدای صباغچی فراغت خود از این جامعه نا آگاه را ثابت کرد.



نویسنده امید صبوری ، جمعه 23 مهر 1395 7:00 PM | نظرات(0)

پوستر علمدار

آب‌رسانی

روز هفتم محرم، سه روز پیش از شهادت امام، عبیداللّه به عمر سعد نگاشت: «...به هوش باش! وقتی نامه‌ام به دستت رسید، به حسین(علیه‌السلام) سخت بگیر و اجازه نده از آب فرات حتی قطره‌ای بنوشد و با آنان همان کاری را بکن که آنان با بنده پرهیزگار خدا عثمان بن عفان کردند. والسلام.»
امام، حضرت عباس(علیه‌السلام) را فرا خواند و سی سوار را به اضافه بیست پیاده با او همراه کرد تا بیست مشکی را که همراه داشتند، پر از آب نمایند و به اردوگاه امام بیاورند. پانصد سواره‌نظام دشمن در کرانه فرات استقرار یافته و مانع برداشتن آب شدند. حضرت عباس(علیه‌السلام) به مبارزه با نگاهبانان فرات پرداخت و افراد پیاده، مشک‌ها را پر کردند.

وقتی همه مشک‌ها پر شد، حضرت عباس(علیه‌السلام) دستور بازگشت به اردوگاه را داد و محاصره دشمن را شکسته و توانست آب را به اردوگاه برساند.
از آن پس حضرت عباس(علیه‌السلام) به «سقّا» مشهور شد.

یکی از شعارهای بنی‌امیه در مقابله اهل‌بیت(علیهم‌السلام)خونخواهی عثمان بوده است. اما ادعای عبیداللّه در این نامه افترایی بیش نیست؛ زیرا امام علی(علیه‌السلام) و فرزندان او آب را بر عثمان نبستند و این قاتلین عثمان بودند که برای بیرون کشیدن او از خانه‌اش آب را به خانه او بستند و در واقع این امیرمؤمنان(علیه‌السلام) بود که در اعتراض به این حرکت، به امام حسین(علیه‌السلام) دستور داد تا به او و خانواده‌اش آب برساند



نویسنده امید صبوری ، جمعه 23 مهر 1395 6:51 PM | نظرات(0)

نقش‌آفرینی حضرت عباس(علیه‌السلام) در حماسه عاشورا

نقش‌آفرینی حضرت عباس(ع) در حماسه عاشورا

حضرت عباس در کربلا نقش های متفاوتی را داشت که در این چند روز سعی بر ارائه آن در چند پست متفاوت داریم که لینک هر کدام در این پست می کذاریم و عناوین مربوطه نیز در زیر اشاره می شود...

منبع: راسخون

پی نوشت:

 

1ـ نهایة الارب، ج20، ص427؛ بغیة‌الطلب، ج6، ص262.
2ـ تاریخ‌الطبری، ج5، ص412؛ نفس‌المهموم، ص214؛ الکامل‌فی‌التاریخ، ج3، ص283؛ تذکرة الخواص، ص248؛ اعیان‌الشیعه، ج7، ص43؛ مقاتل‌الطالبیین، ص78.
3ـ تسلیة‌المجالس، ج2، ص264؛ الثقات، ج1، ص559؛ السیرة النبویة، ج1، ص559؛ بحارالانوار، ج44، ص378 ؛ مُثیر الاحزان، ص51.
4ـ مروج‌الذهب، ج2، ص701.
5ـ الإرشاد، ج2، ص92؛ مناقب آل‌ابی‌طالب، ج4، ص98؛ بحارالأنوار، ج44، ص391؛ تاریخ الطبری، ج5، ص416؛ اعیان الشیعة، ج7، ص430؛ تجارب الامم، ج2، ص68.
6ـ تاریخ‌الطبری، ج5، ص415؛ الفتوح، ج5، ص166؛ الکامل‌فی‌التاریخ، ج3، ص284.
7ـ مقتل الحسین(ع) للخوارزمی، ج1، ص246؛ عمدة الطالب، ص394؛ اللهوف، ص88.
8ـ الإرشاد، ج2، ص91؛ بحارالأنوار، ج44، ص390، اعلام‌الوری، ص233؛ مقتل‌الحسین(ع) للخوارزمی، ج1، ص246؛ الکامل‌فی‌التاریخ، ج3، ص284؛ المنتظم، ج5،پص337.
9ـ جمهرة النسب، ج2، ص321.
10ـ وسیلة الدارین، ص270 ؛ مقتل‌الحسین(ع) بحرالعلوم، ص314؛ معالی‌السبطین، ج1، ص443.
11ـ مقتل‌الحسین(ع) بحرالعلوم، ص314؛ کبریت الأحمر، ص386؛ بطل‌العلقمی، ج1، ص97.
12ـ شرح الاخبار، ج3، ص182؛ بحارالأنوار، ج45، ص4؛ تذکرة‌الخواص، ص251 ؛ الأخبارالطوّال، ص256.
13ـ تاریخ‌الطبری، ج5، ص446؛ الکامل‌فی‌التاریخ، ج3، ص293؛ اعیان‌الشیعة، ج7، ص430؛ معالی‌السبطین، ج1، ص443؛ العیون‌العبری، ص126.
14ـ ینابیع‌المودة، ج2، ص340؛ المنتخب، ج2، ص441؛ مقتل‌ابی‌مخنف، ص57؛ بطل‌العلقمی، ج2، ص357.
15ـ الامالی‌الخمیسیة، ج1، ص175؛ بحارالأنوار، ج45، ص38؛ مقاتل‌الطالبیین، ص54؛ اعلام الوری، ص243؛ الإرشاد، ج2، ص113.
16ـ بطل‌العلقمی، ج3، ص433.
17ـ اعیان‌الشیعة، ج1، ص610.
18ـ بحارالانوار، ج45، ص62؛ مناقب آل‌ابی‌طالب، ج4، ص12؛ العوالم، ج17، ص343.
19ـ کبریت الأحمر، ص387.
20ـ همان.

 

 

 



نویسنده امید صبوری ، جمعه 23 مهر 1395 6:43 PM | نظرات(0)

رفع یک شبهه


از گفتگویی که بین شمر و فرزندان امّ‌البنین(علیهاالسلام) صورت گرفت، شبهه‌ای در اذهان به وجود می‌آید که مراد شمر از جمله «أین بنو أختنا» چه بوده است؟ برخی گفته‌اند: بین عرب رسم بوده، دختران قبیله خود را خواهر صدا می‌زده‌اند. باتوجه به زندگی عشیره‌ای اعراب در آن دوران و انسجام ناگسستنی پیوندهای خونی در چنین جوامعی، بعید به نظر نمی‌رسد، چنین رسمی بین آنان حاکم بوده باشد. اما تا چه اندازه این انگاره درست و قابل اثبات باشد، معلوم نیست.

در هر حال، روشن کردن نسبت خانوادگی امّ‌البنین(علیهاالسلام) با شمر تا اندازه‌ای می‌تواند مطلب را شفاف‌تر سازد. 
گفتنی است: امّ‌البنین(علیهاالسلام) و شمر هر دو از قبیله «بنی‌کلاب» می‌باشند. نسب خانوادگی آنان این گونه است:
بنابراین امّ‌البنین(علیهاالسلام)از عموزادگان شمر می‌باشد. دلیل واضح‌تر این خطاب از سوی شمر، جنبه روانی و کارکرد روان‌شناختی آن است. بدین معنا که شمر با توجه به این که روحیات حضرت عباس(علیه‌السلام) را می‌شناخته، احتمال می‌داده که او امان‌نامه را نپذیرد.

شمر با اتخاذ این لحن، می‌خواست که حضرت را متوجه پیوند خانوادگی‌اش با خود نماید و شرایط روحی عباس(علیه‌السلام) را برای پذیرش امان‌نامه بیشتر آماده سازد. گذشته از آن، شمر این سخن را در حضور دیگران و با صدای بلند اظهار می‌کند تا عرصه را بر حضرت بیشتر تنگ نموده و او را وادار به مصالحه نماید.



نویسنده امید صبوری ، جمعه 23 مهر 1395 6:40 PM | نظرات(0)

دوبيتي هاي عطش

دوبيتي هاي عطش

برعهد بزرگ خود وفا کرد عمو
نامرد تمام کوفيان، مرد عمو
يک جرعه نگاه تو عطش را کافي است 
من آب نمي خواهم ، برگرد عمو!
مهناز سپهري



عمو در تن ندارد تاب، بي آب 
علي اصغر ندارد خواب، بي آب 
عمو خيمه را انداخت مولا
که يعني کودکانم! آب بي آب
محمد حسين ابوترابي



عجب پاييز زردي ، ياس من کو؟
نکشت اين غم مرا ، احساس من کو
نمي خواهم نمي خواهم دگر آب
خداوندا! عمو عباس من کو؟
حميد رضا شکارسري



گرفته بغض غم راه گلومو
نمي بينم خدايا رو به رومو
گمونم تا حرم راهي نمونده 
نريز اي مشک برخاک آبرومو
حسن بياتاني



نویسنده امید صبوری ، جمعه 23 مهر 1395 6:38 PM | نظرات(0)

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir