ضربان قلبم حسین
کوچه کوچه دلم پر از غوغاست هر طرف خیمه عزا برپاست قدسیان سوگوار و محزونند همه هستى سیه پوش عزاست ماه خون و خروش و ماتم شد ماه خون خدا محرم شد ... ...
درباره ما
تا نفس در سینه روز و شب بُود دم حسیــــن و بازدم زینــب بُود  ما یک پیـــــاله ایم که لبریــــز باده ایم ایـن یک پیالـه را به ملک هم نداده ایم بـا هر سـلام صبح به ارباب بی کفــــن انگـــار روبروی حـــــــرم ایستــــاده ایم بـــا نوکری خانـه ی اربـــــــاب با وفـــــا احساس میکنیم که اربــــــاب زاده ایم شکر خدا که نان شب ما حسیــن شد ممنــون لطف مــــــادر این خــانواده ایم داریم با حسیـن حسیـن پیـر می شویم خوشحال از این جوانی از دست داده ایم
نویسنده
امید صبوری
آماروبلاگ
کل بازدید : 142649
تعداد نظرات : 12 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 12 مهر 1395  عدد
تعداد کل پست ها : 266
آخرین بروز رسانی : شنبه 16 بهمن 1395 
پربازدیدترین پست ها
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

روز شمار محرم
روزشمار محرم عاشورا>
دانشنامه منبرک عاشورایی
دانشنامه عاشورا
مقتل الحسین
مقتل الحسین
نذر صلوات

قالب وبلاگ | ابزار صلوات شمار
پخش زنده حرمین شریفه
پخش زنده حرم
سایت بزرگان منبرک عاشورایی
تصویر منتخب
مطالب اخیر وبگاه

زمانی که سر عبیدالله بن زیاد را به مدینه نزد امام سجاد ـ علیه السلام ـ آوردند امام فرمودند:

«که هیچ کس از بنی هاشم نبود مگر اینکه به مختار درود فرستاد و در حق وی دعا کرد و نسبت به وی سخن نیک گفت.»  طبقات الکبری، جلد۵   صفحه  ۲۸۵

امیرالمومنین علی (علیه السلام ) در مورد مختار می فرمایند:

«به زودی ستمکاران، توسط کسی که خداوند برای انتقام ما بر آنان خواهد فرستاد، به بلایی گرفتار خواهند شد و این به خاطر فسق و جنایتی است که مرتکب شده‌اند، همان‌گونه که بنی‌ اسرائیل گرفتار عذاب شدند … او جوانی از قبیله ثقیف است که او را مختار بن ابی عبید می‌گویند.» 

 بحار الانوار جلد ۱۰ صفحه ۲۸۰

حضرت ابا عبدالله علیه‌السّلام هم پس از خطبه‌ای که در راه کربلا ایراد نمودند، می‌فرمایند:

«پروردگارا، آن جوانمرد ثقیفی را بر آنان مسلط کن تا جام تلخ مرگ و ذلت را به ایشان بچشاند و از قاتلان ما احدی را معاف نکند. به جای هر قتلی، کشتنی و به جای ضربت، ضربتی؛ و انتقام مرا و خواندن و دوستان و شیعیانم را از این‌ها بگیرد»           

  بحارالانوار، جلد ۴۵، صفحه ۳۴۰

داستانک:

عبدالله بن شریک می گوید:

 روز عید قربان نزد امام محمدباقر(علیه السلام) رفتم و در مجلس ایشان نشسته بودم که مردی از اهل کوفه وارد شد.

مرد کوفی اصرار داشت بر دست امام(علیه السلام) بوسه زند و ابراز ارادت بسیار کرد. حضرت از او پرسیدند؛ تو کیستی؟

مرد کوفی عرض کرد؛ من «ابومحمد، حکم بن مختار» هستم.

 امام (علیه السلام) او را در کنار خود نشانید و تکریم کرد.

فرزند مختار گفت؛ ای پسر رسول خدا(صلی الله علیه و آله ) مردم درباره پدرم سخن ها گفته اند ولی به خدا سوگند آنچه شما در حق پدرم بفرمایید را حق می دانم.

 حضرت پرسیدند: مگر درباره پدرت چه گفته اند؟

حکم بن مختار در پاسخ گفت؛ می گویند پدرم کذاب بوده است!

امام محمدباقر فرمودند:

سبحان الله ! پدرم به من خبر داد که مهریه مادرم از آنچه مختار فرستاده بود تامین شد . سپس دو مرتبه فرمود رحم الله ابوک رحم الله ابوک. مختار هیچ حقی از ما را نگرفته نگذاشت. قاتلان ما را کشت و به خونخواهی ما برخواست   

منبع:

منبرک

بحارالانوار، جلد  ۴۵  صفحه  ۳۵۱



نویسنده امید صبوری ، دوشنبه 19 مهر 1395 1:13 PM | نظرات(0)
نویسنده امید صبوری ، یک شنبه 18 مهر 1395 7:53 PM | نظرات(0)

افراد بسیاری در واقعه عاشورا به ایفای نقش در جبهه حق و باطل پرداختند. گروهی عاشقانه از حریم ولایت دفاع کردند و دسته دیگر، سرنوشتی ذلت‌بار را برای خود در دنیا و آخرت رقم زدند.

به گزارش مشرق به نقل از فارس،  دهم محرم سال 61 هجری، حادثه‌ عظیم قیام عاشورا، شهادت حسین بن علی علیه‌السلام و هفتاد و دو تن از یاران باوفای ایشان رقم خورد. قیامی که حضرت اباعبدالله(ع) برای برپایی و اقامه دین مبین اسلام، همراه خانواده خویش، حج خود را نیمه‌تمام رها کرد و برای ادای رسالت مهمی به سوی کربلا حرکت کرد.

افراد بسیاری در واقعه عظیم عاشورا به ایفای نقش در جبهه حق و باطل پرداختند. آنهایی که دل در گروی محبوب حقیقی نهاده بودند، در یاری امام زمان خویش بر یکدیگر سبقت ‌گرفته، عاشقانه از حریم ولایت و حرمت فرزند رسول خدا(ص) دفاع و حمایت کردند.

اما گروهی که فریفته مال و مقام دنیوی شده بودند در جبهه مقابل حق، ایستادند و سرنوشتی ذلت‌بار را برای خود در دنیا و آخرت رقم زدند.

 

ردیف نام نقش وی در کربلا سرانجام و چگونگی مرگ
1 شمر بن ذی‌الجوشن نقش‌آفرین اصلی جنایات کربلا، صدور دستور یورش همه جانبه به امام حسین(ع) و یارانش دستگیری توسط مختار ثقفی، گردن زدن او و انداختن وی در روغن داغ
2 محمد بن اشعث بن قیس نقش‌آفرین و فراهم کننده حوادث روز عاشورا، فرمانده نیرویی بود که مسلم را دستگیر کردند روز عاشورا در پی نفرین امام حسین(ع) عقرب سیاهی او را نیش زد و با خواری تمام مُرد
3 عبیدالله بن زیاد در حادثه کربلا، همه جنایت‌ها به دستور مستقیم عبیدالله تحقق یافت و بعد از یزید بیشترین نقش را در فاجعه عاشورا داشت چکیدن قطره خونی از سر مبارک امام حسین(ع) بر ران او و باقی ماندن آن زخم تا آخر عمر، جسدش توسط ابراهیم بن مالک اشتر به آتش کشیده شد 
4 یزید بن معاویه چوب زدن بر دندان‌های مبارک امام حسین(ع) هنگام رقص و مستی به زمین خورد و مغزش متلاشی شد و صورتش همچون قیر، سیاه شد
5 سنان بن انس نقش مؤثری در کشتن  اباعبدالله الحسین(ع) داشت زبانش گرفت، عقلش زائل شد و با وضع ناگواری از دنیا رفت
6 عمر بن سعد مجرم شماره سوم فاجعه کربلا و فرماندهی عملیات کربلا را بر عهده داشت به دستور مختار ثقفی به قتل رسید و سرش از تن جدا شد
7 حرملة بن کاهل پرتاب تیر بر گلوی علی‌اصغر(ع) مختار ثقفی دستور داد تا بدنش را تیرباران کنند
8 حصین بن نُمیر فرمانده تیراندازان لشکر عمر بن سعد و تیراندازی به امام حسین(ع)  ابراهیم بن اشتر جسد او را سوزاند و سرش را برای مختار به کوفه فرستاد، سر او در مکه و مدینه آویزان ماند تا درس عبرتی برای دیگران باشد
9 مالک بن نُسیر کِندی فرود آوردن ضربه بر فرق مبارک سیدالشهدا(ع) قطع دستانش توسط همسرش و تا آخر عمر فقیر ماند
10 زرعه دامی از قاتلان امام(ع) هنگام مرگ از گرمای شکم و سردی پشتش صیحه می‌زد و می‌گفت به من آب دهید
11 عبدالله بن حَوزه تیراندازی به سوی لشکر اباعبدالله(ع) قطع پای راست او توسط مسلم بن عوسجه. اسب با حرکت تند سر او را به هر سنگ و کلوخی کوبید تا به دوزخ رفت  
12 شبث بن ربعی با شمشیر به صورت مبارک امام حسین(ع) زد ابراهیم بن مالک اشتر آنقدر ران‌هایش را برید تا مرد. سپس سرش را جدا کرد و جسدش را سوزاند
13 ابحر بن کعب برداشتن مقنعه حضرت زینب(س) و کشیدن گوشواره از گوش ایشان ابراهیم بن مالک اشتر، دست و پاهایش را قطع کرد، چشم‌هایش را از حدقه درآورد
14 شرحبیل از پشت بر صورت امام حسین(ع) زد مختار او را با آتش سوزاند
15 عمرو بن حجاج در روز عاشورا آب را بر روی اباعبدالله الحسین(ع) و یارانش بست، امام(ع) را خارج شده از دین نامید و از جمله حاملان سرهای شهداء به کوفه بود به نفرین امام حسین(ع) گرفتار و از شدت تشنگی در بیابان هلاک شد
16 احبش بن مرثد(اخنس) با اسب بر بدن مبارک امام حسین(ع) تاخت و عمامه حضرت را به غارت برد پس از واقعه عاشورا وقتی در صحنه جنگ ایستاده بود، تیری از کمان، رها و به قلبش اصابت کرد و مرد
17 عبدالله بن ابی حُصین آب را بر سیدالشهداء(ع) بست و با بی‌شرمی به امام گفت: ای حسین! به خدا سوگند، جرعه‌ای از آب نخواهی چشید تا از تشنگی بمیری به نفرین امام حسین(ع) مبتلا و به بیماری استسقاء گرفتار شد، هرچه آب می‌نوشید تشنگی‌اش برطرف نمی‌شد تا اینکه هلاک شد
18 بَجدل بن سُلیم انگشت مبارک امام(ع) را برای در آوردن انگشتر برید مختار او را دستگیر، دست و پاهایش را برید آنقدر در خون غلتید تا هلاک شد
19 اسحاق بن حَیوه حضرمی داوطلبانه بر پیکر امام حسین(ع) تاخت و پیراهن حضرت را به غارت برد با پوشیدن پیراهن اباعبدالله(ع) به مرض پیسی مبتلا شد و موهایش ریخت، توسط مختار دستگیر شد و دستور داد بر بدنش تاختند تا به هلاکت رسید

 



نویسنده امید صبوری ، یک شنبه 18 مهر 1395 7:39 PM | نظرات(0)

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

سعید حدادیان همه او را مداح موفق اهل بيت (ع) مي شناسند که صداي گرم و دلنشين اش هر اهل دلي را خيلي زود مهمان سفره ي اشک ميکند . مداحي بزرگترين افتخار براي حاج سعيد حداديان که مسئول دفتر ادبيات و هنر نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه تهران است ، محسوب مي شود

.نتیجه تصویری برای سعید حدادیان

او قرآن را با صوتي زيبا مي خواند و وجودش با کلام خدا انس و الفتي شيرين دارد . در ميان هنرهاي فراواني که در وجود ايشان يافت مي شود مي توان به " شاعر " بودن ايشان اشاره کرد . حاج سعيد حداديان شاعر توانايي است که شعر را خوب مي شناسد و خوب مي سرايد . خواندن اشعاري از ايشان لطف ديگري دارد



نویسنده امید صبوری ، یک شنبه 18 مهر 1395 7:33 PM | نظرات(0)

 

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت

بر دور تو ماه تاب باید بخورد

بر صورت تو نقاب باید بخورد

هفتاد و دو صفحه عشق امضاش تویی

انگشت تو بر کتاب باید بخورد

این تیر خمار تا به مستی برسد

از حنجره ات شراب باید بخورد

هر جور حساب کرده نام تو علی است

با فرض بر این حساب ، باید بخورد

از نوع کشیدن کمان معلوم  است

با شدت و با شتاب باید بخورد

پاسخ به سوال تشنگی تیر نبود

پرسش که به این جواب باید بخورد؟

یک عمر پس از تو غصه ات را مادر

با این جگر کباب باید بخورد

آب آمده و رباب بی تاب تر است

بعد از تو گونه آب باید بخورد

بعد از تو که نور چشم مادر بودی

بر صورتش آفتاب باید بخورد

سید حسن رستگار


حضرت علی اصغر(ع)-شهادت

 

بر فراز دست خورشید آفتاب دیگری است

هر علی از نور حیدر بازتاب دیگری است

فرق دارد با علی اکبر به میدان رفتنش

اضطراب اهل خیمه اضطراب دیگری است

پاسخ لب های در حال تلظی روشن است

آب؟ نه اصغر به دنبال جواب دیگری است

مطمینم حاجتی این تیر دارد که پس از

چشم سقا باز هم دنبال باب دیگری است

تیر لالایی به گوش اصغرت خوانده رباب!

تیر لالایی بخواند خواب، خواب دیگری است

داغ پیرش کرده شاید هیچ کس نشناسدش

آن کسی که باز میگردد  رباب دیگری است !

 

حسین صادقی



نویسنده امید صبوری ، یک شنبه 18 مهر 1395 7:06 PM | نظرات(0)
نویسنده امید صبوری ، یک شنبه 18 مهر 1395 7:04 PM | نظرات(0)

مظلومیت حضرت علی اصغر علیه‌السلام از دیدگاه جرجی زیدان

جرجی زیدان یکی از نویسندگان مشهور مسیحی در کتاب خود درباره‌ی این طفل شیرخوار می‌نویسد: «شهادت این طفل بی گناه، مظلومیت حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام را ثابت می‌کند چرا که اگر شهادت این طفل نبود، امکان داشت دستگاه تبلیغاتی بنی‌امیه واقعه عاشورا را طوری دیگر و وارونه جلوه دهد و بگویند ای مردم این‌ها مردانی مسلح بودند که برای تصاحب قدرت و حکومت دست به مبارزه زده‌اند و ما باتمام قدرت در مقابل آن‌ها ایستاده‌ایم.

ولی با شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام این نقشه دستگاه تبلیغات بنی‌امیه را نقش بر آب کرده هر انسانی به هر آئین و مذهبی این سئوال را از بنی‌امیه می‌کند که طفل شیرخوار گناهی نداشت که شما او را کشتید. (1)

منبع:

 زندگی اباعبدالله الحسین علیه‌السلام، ترجمه لهوف/ ص 132.



نویسنده امید صبوری ، یک شنبه 18 مهر 1395 6:59 PM | نظرات(0)

نتیجه تصویری برای سر فرستادن خون علی اصغر علیه‌السلام به آسمان

مسلمان شدن بانوی آمریکایی به برکت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

در هندوستان، نسبت به امام حسین علیه‌السلام، علاقه و ارادت عجیبی موج می‌زند. نه تنها ارادتمندان امام حسین علیه‌السلام گروه مسلمانان هستند، بلکه هندوها هم نسبت به عزیز زهرا علیها السلام عرض ادب می‌نمایند.
چنان که داستان «امام باره» (یعنی عاشورا) روزی که آتش پرستان به امام علیه‌السلام اختصاص داده و در گودالی بزرگ آتش می‌افروزند و آن را برای عاشورا یا روز معین پر از آتش حاضر می‌سازند،

آن گاه هر کدام لباسی سپید بر تن نموده و از آتش عبور کرده و از طرف دیگر به سلامت بیرون می‌روند و حرارت آتش به آن‌ها هیچ صدمه‌ای نمی‌زند. باری در هند مجلس سوگواری تشکیل شده بود، جمعی از زنان مسلمان در منزلی اجتماع کرده و بر مصیبت‌های امام حسین علیه‌السلام می‌گریستند.

در همسایگی این خانه، زنی از اهالی آمریکا زندگی می‌کرد، پرسید: اینجا چه خبر است؟ گفتند: مجلس سوگواری سومین پیشوای شهید شیعیان است. گفت: بسیار مایلم من هم در این مجلس بروم و ببینم چگونه است. او را به مجلس بردند و در جایی که باید جای دادند. آن گاه مرثیه خوان توسل به حجت الهی علی اصغر علیه‌السلام پیدا کرد.

صدای گریه و شیون زینان برخاست، این زن غیر مسلمان با توجه به جریان شهادت کودک شیرخواره‌ی امام حسین علیه‌السلام گریان شد و اشک فراوان ریخت. سپس از سایر زنان و از گوینده خواست تا جریان را مفصل برایش توضیح دهند. آنان صحنه‌ی کربلا را برایش مجسم و بیان نمودند.

با استماع این حقیقت و پی بردن به اصل داستان، گفت: «من می‌خواهم مسلمان شوم، زیرا حقایقی در این مذهب احساس می‌کنم که شایسته نیست به حال کفر باقی باشم. به عبارت دیگر، مکتبی که این گونه مردان فداکار تربیت کند که حاضر باشند به قیمت جان کودک عزیز خود در راه آن مکتب و دین فداکاری نمایند تا انحرافی نیابد، معلوم می‌شود این دین، دینی است حق و با حقیقت توأم، بنابراین مسلمان می‌شوم.»
شیعیان در همان مجلس شهادتین را به وی تلقین کردند و بانوی آمریکایی از صمیم دل مسلمان گردید. (1)

پی نوشت:

الوقایع و الحوادث/ ج 3/ ص 98.



نویسنده امید صبوری ، یک شنبه 18 مهر 1395 6:56 PM | نظرات(0)

نتیجه تصویری برای سر فرستادن خون علی اصغر علیه‌السلام به آسمان

سر فرستادن خون علی اصغر علیه‌السلام به آسمان

در لحظاتی که تمام اصحاب و یاران امام حسین علیه‌السلام به درجه رفیعه شهادت رسیده بودند از یک طرف تحمل این همه داغ و مصیبت، نظاره کردن ابدان قطعه قطعه و تیرخورده‌ی شهداء، در صدای العطش اطفال، گریه و زاری اهل حرم، تشنگی بر آن حضرت غلبه کرده، در این لحظات حساس، صدای استغاثه‌ی عزیز زهرا سلام الله علیها بلند شد، آیا کسی هست به فریاد ما برسد و ما را کمک کند... (1)

کسی استغاثه امام علیه‌السلام را پاسخ نداد. امام به سوی خیمه آمد و به خواهرش حضرت زینب سلام الله علیها فرمود: «کودک صغیر من را بیاورید تا با او وداع کنم که حرمله لعنه‌الله با پرتاب تیر سه شعبه قلب امام علیه‌السلام را به درد می‌آورد و علی اصغر علیه‌السلام را شهید می‌کند». با توجه به این موقعیت چرا امام علیه‌السلام خون علی اصغر را به آسمان پرتاب می‌کند؟ حتماً در این کار حکمتی وجود دارد. شاید سرش این باشد که مراتب عبودیت و فناء حسینی را اهل آسمان ببینند و همت عالیه او معلوم شود که در راه حق طفل شیرخوار خود را فدای دین جدش رسول خدا نمود.
و یا سرش این است که خواست قطره‌ای از آن خون به زمین نریزد که مبادا زمین منخف (متلاشی) شود.
و یا سرش این است که آسمان را مشرف نمود و او را گنجینه خون این طفل شیرخوار قرار داد. (2)
ولی صاحب کتاب وقایع الایام می‌گوید: بعضی گمان کردند که علت بازنگشتن خون علی اصغر علیه‌السلام به جهت این است که عذاب نازل نشود ولی چنین نیست چون افضل از خون گلوی علی اصغر خون گلوی حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام است پس به اقتضای حکمت کامله رب‌العالمین و از برکت وجود بقیه الله فی الارضین حضرت سید سجاد علیه‌السلام عذاب نازل نشد. خلاصه کلام اینکه امام علیه‌السلام بدین وسیله خون را به آسمان فرستاد که ملائکه اسمان آن را هدیه به بهشت ببرند. (3)
و یا سِرش این است – و روایاتی وارد است- که چون ملائک آسمان‌ها در روز قیامت این منظره وحشت انگیز شهداء را ببینند، اشک بریزند و لعنت بر کشندگان آن‌ها بفرستند. (4)

پی نوشت ها:

(1)- لهوف/ ص 49.
(2)- منتخب التواریخ/ص 270.
(3)- وقایع الایام/ ص 514.
(4)- غنچه خونین/ ص 86-87 به نقل از زندگانی قمر بنی هاشم حضرت علی اکبر و علی اصغر شهید، عمادزاده/ ص 386؛



نویسنده امید صبوری ، یک شنبه 18 مهر 1395 6:51 PM | نظرات(0)

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir