جوانان با شور و شوق مجمع فاطمیون خرمدره با برپائی ایستگاه صلواتی و با ماشین نویسی خودروهای علاقه مندان، حال و هوای شهر خرمدره را “محرمی” کرده اند.

%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c-7 %d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c-8 %d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c-9 %d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c-6


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 18 مهر 1395  | 12:51 PM | نویسنده : حمدالله مرادی | نظرات 0
 

  به مناسبت فرارسیدن ایام عزاداری سالار شهیدان، کتاب "سه مقتل گویا در حماسه عاشورا" که توسط جمعی از محققین اسلامی گردآوری و توسط عبدالرحیم عقیقی بخشایشی ترجمه شده است.

 
دانلود کتاب

مشخصات دیگر کتاب:
  • سرشناسه : عقیقی بخشایشی، عبدالرحیم
  • مشخصات نشر : قم: نویداسلام ، 1382
  • مشخصات ظاهری : 319 صفحه
  • چاپ اول: 1379
  • موضوع : واقعه کربلا

عناوین اصلی کتاب:
  • برخی از مصائب و سرگذشت آنان
  •  فهرست یاران طبق حروف اول اسامی آنان
  • روایت علامه ی مجلسی از روز عاشورا
  • روایت نصر بن مزاحم از جود و کرامت و شجاعت ابا عبدالله الحسین
  • توصیفی از لیله الهریر؛ جنگ حنین؛ جنگ خیبر؛ جنگ احد؛ یاران و اصحاب ابا عبدالله الحسین
  • نصایح بیست گانه نسبت به وعاظ کرام و مداحین اهل بیت عظام
 
 • دانلود و مشخصات فایل

   دانلود مقتل نفس المهموم
حجم نرم افزار اندروید: 5 مگابايت
حجم فایل پی دی اف : 2.5 مگابات
نوع فایل: apk و PDF

انتهای پیام/

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 18 مهر 1395  | 10:07 AM | نویسنده : حمدالله مرادی | نظرات 0
مسلم بن عوسجه بن سعد بن ثعلبه بن دودان بن اسد بن خزیمه ابو جحل الاسدی السّعدی اهل کوفه و از بزرگان شهر و از طایفه بنی سعد بود.

زمان پیوستن به اباعبدالله
روز چهارم  محرم همراه  همسرش ام خلف و فرزندش خلف در کربلا به اباعبدالله پیوست.

نحوه شهادت
مسلم در جناح سپاه در یورش عمرو بن حجّاج ربیدی نبردی شجاعانه کرد. وی حدود پنجاه تن را به خاک افکند و در محاصره افتاد و مسلم بن عبدالله ضبایی و عبدالرحمن بن ابو خشکاره بجلی به وی ضربه زدند. وقتی غبار نشست امام کنارش رسید. هنوز رمقی داشت. به وی فرمود: رحمک الله یا مسلم فمنهم من قضی نخبه و منهم من یتنظر و ما بدلو تبدیلا. و مسلم در کنار امام به شهادت رسید.
سن : حدود 80 سال

ویژگی ها و فضایل
 از اصحاب پیامبر و امیر المومنین، یاور پیامبر در احد و حنین ، فداکار عرصه های جمل، صفین و نهروان، فصیح و بلیغ، شجاع و فداکار، دین شناس، راوی احادیث، مفسر قرآن بصیر و صبور، سرشناس و محبوب، پاکباز راه اباعبدالله الحسین. وی در دوران امام مجتبی نیز یار و مدافع آن بزگوار بود در فتوحات صدر اسلام به ویژه فتح آذربایجان حضور داشت.
 
نام در زیارتنامه ها و منابع
در زیارت ناحیه مقدسه آمده است: السلام علی مسلم بن عوسجه الاسدی ... و کنت اول من شری نفسه و اول شهیدٍ شهدالله ... فقال : یرحمک الله یا مسلم بن عسوجه و قرا فمنهم من قضی نحبه و منهم من یتنظ و ما بدلو تبدیلا . لعن الله المشترکین فی قتلک.
در کتب معتبر مانند مقاتل الطالبین :ص100 . تنقیح المقال : ج 3 ص 214 . فرسان الهیجاء: ج 2 ص 116 . الاعلام ج 7 ص 222 ، انصار الحسین : ص 108 الکامل فی التاریخ : ج 4 ص 30 ، تاریخ طبری : ج 5 ص 269 . ابصار العین : ص 109 الارشاد ج 2 ص 96 نهایه الارب ج 20 ص 435 بحار الانوار ج 44 ص 393 . الفتوح ج 5 ص 170 اسد الغابه ج 5 ص 172 الکلیل ص 142 منتهی الامال ج 1 ص 359 از وی یاد شده است.

رجز
ان تالو عنی فانی ذو لبد                 و ان بیتی فی ذری بنی اسد
فمن یغانی حائد عن الرشد             و کافر بدین جبّار صمد

اطلاعات دیگر
1- پس از شهادت او کنیز وی شیون کرد و صدای او در هلهله سپاه دشمن پیچید .
 
 
2- شبث بت ربعی از فرماندهان سپاه عمر سعد، یاران خود را به دلیل شادی و شعف پی از کشتن مسلم بن عسوجه سرزنش کرد و گفت: به خدا قسم او جایگاه رفیعی در میان مسلمانان داشت و در فتح آذربایجان دیدم  که پیش از رسیدن سپاه اسلام ، شش تن از کفار را به هلاکت رساند.
 
3- در آخرین لحظات وقتی حبیب کنارش رسید، گفت: تحمل شهادت تو سخت است. تو را به بهشت بشارت می دهیم. تقدیر چنین است که به زودی به تو پیوندم. اگر این گونه نبود، برای پیوند دینی و خانوادگی که میان ماست، دوست داشتم خواسته های تو را بشنوم و بدان جامعه عمل بپوشانم. مسلم با اشاره انگشت امام خود را نشان داد و گفت تو را وصیّت می کنم که تا پای جان از او حمایت کنی. حبیب گفت: به خدای کعبه قسم آن حضرت را یاری خواهم کرد.
 
 
4- تقش مسلم در جریان قیام مسلم بن عقیل در کوفه بسیار مهم بوده است.

5- اعلام وفاداری و سخنرانی وی در شب عاشورا درتهییج و ایجاد روح حماس در یاران بسیار مؤثر بود .
 
 

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 18 مهر 1395  | 10:04 AM | نویسنده : حمدالله مرادی | نظرات 0
داء می‌گوید.
  در میان کتاب‌هایی که به موضوع عاشورا می‌پردازند، کتاب‌هایی وجود دارند که سخنان امام حسین (ع) را نقل کرده‌اند.

از جمله آنها کتاب «فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع )» است. این کتاب توسط گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم منتشر شد و ترجمه آن را «علی مویدی» عهده دار بود. در این اثر ترجمه کلمات امام حسین (ع) را مشاهده می‌کنیم. پیش از این کتاب، در سال 73 نیز گروه حدیث دانشکده باقرالعلوم آن را تهیه و منتشر کرده است. 

«قیام جاودانه» نام کتابی از «محمدرضا حکیمی» است که دفتر نشر فرهنگ اسلامی آن را منتشر کرد. در آن عناوینی چون عاشورا و جهان اسلام، عاشورا و انسان نو، عاشورا و عدالت، عاشورا انقلاب و حکومت ها، اسلام و مردم، طاغوت‌زدایی تنها راه رهایی و عدالت محو سیمای فقر دیده می‌شود.
 
«زندگانی امام حسین (ع)» اثر «سید هاشم رسولی محلاتی» توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر شده است. این کتاب با هدف ترویح ابعاد زندگی و سیره امام حسین (ع) در 591 صفحه و هفده بخش تدوین شده است. کتاب دیگر «در کربلا چه گذشت» اثر «مرحوم شیخ عباس قمی» است. این کتاب را «آیت الله کمره ای» ترجمه کرد و از سوی انتشارات مسجد مقدس جمکران منتشر شد.
 
«تاریخ سیدالشهدا» را «شیخ عباس صفائی حائری» تالیف و انتشارات مسجد مقدس جمکران آن را منتشر کرد. در این اثر ابعاد مختلف قیام امام حسین (ع) بررسی و پرداخته شده است.



انتهای پیام/

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 17 مهر 1395  | 10:06 AM | نویسنده : حمدالله مرادی | نظرات 0
عاشورا، سراسر مدرسه عشق است و آموزگار هدایتگر آن، حسین بن علی علیه السلام. این واقعه سترگ، در تاریخ بشرى موجى ‏پدید آورد و مسلمان و غیرمسلمان را با ارزش‏هاى متعالى و مفهوم حیات هدفدار آشنا ساخت. هر اندازه که انسان‏ها با درس‏هاى نهفته در آن حرکت ‏خونین و ژرف آشناتر شوند، به همان میزان عزتمند خواهند زیست و پایه‏‌هاى حکومت طاغوت‏ها را خواهند لرزاند. 
 
درس‏هایى که از عاشورا مى‌‏توان گرفت، در گفتار و کردار امام حسین علیه السلام و یارانش دیده می‏شود و کسى که ‏به دقت در مجموعه این واقعه بنگرد و آن را فرا راه خود قرار دهد، با این درس‏های انسان‏‌ساز آشنا می‌شود. براساس نظریات ارائه شده می‌توان درسهای این واقعه تاریخی را به شرح ذیل برشمرد.
 
توکل
 
امام محمد باقر علیه السلام در سخنی گهر بار فرمودند: "کسی که به خدا توکل کند، شکست نمی‏خورد"و قیام خونین عاشورا، سرشار از این آموزه نیک الهی است که فرجامی جز پیروزی حق بر باطل را نوید نبخشید. امام حسین علیه السلام گرچه به استناد دعوت‏نامه‌‏های کوفیان به سمت آنان حرکت کرد، ولی توکل آن حضرت به خداوند متعال بود. به همین دلیل، وقتی میان راه، خبر بی‏‌وفایی مردم و شهادت مسلم بن عقیل علیه السلام را شنید، تصمیم خویش را تغییر نداد و برای انجام تکلیف، با توکل به خدا راه خود را ادامه داد. نیز بر این اساس بود که صبح عاشورا و با شروع حمله همه‌‏جانبه و بی‏‌رحمانه دشمن، در نیایشی به درگاه خدا، اعتماد به پروردگارش را چنین بیان فرمود: 
 
"خداوندا! تو تکیه‏‌گاه من در هر اندوه، و امید من در هر سختی هستی. تو در هر پیشامدی تکیه‏گاه و مایه پشت‏گرمی منی."
 
 
رضا و تسلیم 
 
یکی از آموزه‌‏های کربلا، راضی بودن به رضای الهی است. هدف امام حسین علیه السلام فقط خشنودی خدا و پیامبر او بود. اگر در آن قیام خونین، جان عزیزش را نثار کرد، اگر سخت‏ترین مصیبت‏ها را به جان خرید، و اگر خاندان گرامی‏‌اش را به دست اسارت سپرد، هدفی جز کسب رضای الهی نداشت. امام حسین علیه السلام هنگامی که قصد داشت از مکه به سمت عراق خارج شود، خود در خطبه‌‏ای به این ویژگی اشاره فرموده است:
"ما اهل بیت به آنچه خدا راضی است، راضی و خشنودیم. در مقابل بلا و امتحان او، صبر و استقامت می‌‏ورزیم . او اجر صبرکنندگان را به ما عنایت خواهد فرمود."
 
 
عمل به تکلیف
 
از آموزه‏‌های ارزشمند کربلا، عمل به تکلیف است. هنگامی که دعوت‏نامه‏‌های پیاپی مردم کوفه به امام حسین علیه السلام رسید، ایشان هرچند از سست‏ عهدی کوفیان آگاه بود، ولی آن اعلام حمایت‏‌ها را تکلیف‏آور دانست و به سوی آنان حرکت کرد. امام خمینی رحمه الله که خود سال‏ها بعد با همین انگیزه، قیامی عزت‏ آفرین را پایه ریخت، در سخنانی درباره این آموزه عاشورایی می‏‌فرماید:
 
"اینکه حضرت ابی عبداللّه علیه السلام قیام کرد با عدد کم، برای اینکه گفتند تکلیف من این است که نهی از منکر کنم."
"حضرت سیدالشهدا علیه السلام تکلیف برای خودشان دانستند که بروند و کشته هم بشوند و محو کنند آثار معاویه و پسرش را. "
" لکن تکلیف بود که قیام بکند و خونش را بدهد تا اینکه ملت را اصلاح کند و عَلَم یزید را بخواباند."
 
آزادگی
 
عاشورا، نماد آزادگی است و حضرت سیدالشهدا علیه السلام سرور آزادگان. ایشان در پاسخ کسانی که بیعت با یزید را از ایشان می‏خواستند تا در امان بماند، می‏‌فرمود:
آگاه باشید! ناپاک زاده فرزند ناپاک زاده، مرا میان دو چیز مجبور کرده است: بین مرگ و ذلت، ولی هیهات که ما ذلت و خواری را بپذیریم. خداوند پذیرش ذلت را بر ما و بر پیامبر و مؤمنان روا نداشته است و دامن‌‏های پاک و دارای اصالت و شرف و خاندان دارای همت والا و عزت نفس ما هرگز اجازه نمی‏‌دهد اطاعت فرومایگان را بر مرگ شرافتمندانه ترجیح دهیم.
 
 
 
اخلاص
 
اخلاص سیدالشهدا علیه السلام و یاران آن حضرت، مهم‏ترین عامل جاودانگی قیام حسینی است. از زمانی که حضرت از مدینه حرکت کرد، تا مکه و سپس کربلا، بسیار کسان مدعی با ایشان همراه شدند و به ظاهر خود را حسینی نشان دادند، ولی هیچ‏کدام بر حرف خود نایستادند و در نهایت، سرور شهیدان را تنها رها کردند. در روز عاشورا و صحنه نبرد کربلا نیز، تنها خون بود و شمشیر و زخم و درد و شهادت، و از مدال و پول و امتیازهای اجتماعی و مقام‏‌های دنیوی خبری نبود. از این رو، ماندگان و مقاومان، تنها با نیروی اخلاص به جهاد در راه حضرت دوست ادامه می‏‌دادند و یکی یکی شربت شهادت می‏نوشیدند.
 
 
ایثار
 
از بارزترین درس‌‏های عاشورای حسینی، ایثار و مقدم داشتن دیگری بر خود است. در صحنه کربلا، نخستین ایثارگر، خود سیدالشهدا علیه السلام بود که حاضر شد خود و خاندانش را فدای دین خدا کند و رضای او را بر همه چیز برگزیند. حتی زمانی که یاران حضرت به شهادت رسیدند و نوبت به جان‏فشانی بنی ‏هاشم رسید، امام حسین علیه السلام ابتدا فرزندش علی اکبر علیه السلام را برای شهادت در راه خدا فراخواند.
جلوه دیگر ایثار در کربلا، در کار زیبای حضرت ابوالفضل علیه السلام بود. آن حضرت که با لب تشنه وارد فرات شد، چون خواست آب بنوشد، یاد لب‏‌های تشنه امام حسین علیه السلام و کودکان تشنه‌کامش افتاد و به خود نهیب زد که: آیا آب می‏نوشی، در حالی که برادر و مولایت حسین علیه السلام تشنه و در آستانه شهادت است؟ پس آب را ننوشید و بازگشت و لب تشنه به شهادت رسید.
 
امر به معروف و نهی از منکر
 
از آموزه‌های نهضت حسینی، توجه به دو فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر است. امام حسین علیه السلام در وصیت‏نامه‌‏ای که هنگام خروج از مدینه و در زمان وداع با برادرش محمد بن حنفیه برای وی نوشت، هدف از حرکت خویش را چنین برشمرد:
من نه از روی سرمستی وگستاخی، و نه برای فساد و ستمگری حرکت کردم، بلکه تنها برای طلب اصلاح در امت جدم حرکت کردم. می‏خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره جدم و پدرم علی بن ابی‏طالب عمل نمایم.
 
 
نفی نژادپرستی
 
شهید، شهید است، چه تفاوت دارد که از چه نژاد و رنگ و زبانی باشد؛ سفید و سیاه، عرب و عجم، رومی یا زنگی. ملاک ارزش در اسلام، عقیده و ایمان است.شهادت‌کده کربلا، بزمگاه عشق است و همه‏گونه شهیدی دارد؛ جوان، پیر، خردسال، شیرخوار، سیاه، سفید، عرب و عجم. آنجا، یگانگی است و از نابرابری نژادی اثری نیست. پیشوای شهیدان، حسین علیه السلام در صحنه نبرد، این آموزش دینی و انسانی را به کار گرفت و سپاس و ستایشی همسان به همه یارانش، از پیرمرد تا نوجوان، و از رئیس قبیله تا غلام سیاه روا می‏دارد.
 
 
 
فریاد علیه ظلم و ظالمان
 
حسینیان با اقتدا به امام خود در برابر ظلم و ظالمین قیام کردند و این خود درس‌های دیگری برای منتظران مهدی است تا در طول زمان غیبت هر کجا فرصتی دست داد ، در برابر ستمگران موضع بگیرند و بر سر ظالم ، فریاد عدالتخواهی بزنند .تبری که از فروع دین است ، جهت حرکت ها را مشخص می کند و پیوسته هشدار می دهد که نباید با ظالمان هم کاسه شد و دست در دست آنها گذاشت و یا حتی در برابر ظلم و تباهی آنها ساکت نشست.
 
 
 بصیرت، موقع شناسی وتبعیت از ولایت
 
شاید یکی از مهمترین درس‌هایی که امروزه نیز حائز اهمیت است همین بصیرت، موقع شناسی و گوش به فرمان ولایت بودن باشد.
تعداد توابین که بعد از حادثه عاشورا درصدد خون خواهی امام برآمدند چند برابر یاران امام در صحرای کربلا بود ولی به دلیل  نداشتن بصیرت و موقع شناسی علاوه براینکه دیگر قیام شان سودی نداشت و آنچه که نباید اتفاق می‌افتاد ، افتاده بود باعث به هدر رفتن خون بسیاری از شیعیان شد که اگر در زمان مناسب وارد صحنه می شدند شاید نتیجه طور دیگری رقم می خورد.
 
این موارد، بخشی از درس های واقعه خونین کربلا است که می‌تواند در  زندگی ما به عنوان چراغ هدایت و روشن کننده راه همواره فروزان باشد.
 
انتهای پیام/

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 17 مهر 1395  | 10:06 AM | نویسنده : حمدالله مرادی | نظرات 0

ماه محرم فرا رسید و روزهای عزاداری بر سالار شهیدان و یاران با وفایش پرشورتر شد. در ادامه با وقایعی که در دو روز اول محرم سال 61 هجری قمری برای امام حسین (ع) و یاران با وفایش اتفاق افتاد به طور مختصر آشنا می‌شویم.

ابن زیاد، یارانش را گِرد آورد و گفت: اى مردم! چه کسى جنگیدن با حسین بن على علیه‌السلام را به عهده می‌گیرد و [در عوض] من هم فرماندارىِ هر جایى را که بخواهد، به او بدهم؟

هیچ کس به او پاسخى نداد. ابن زیاد، به عمر بن سعد بن ابى وقّاص، توجّه کرد که چند روز پیش، فرمان حکومت رى و دَستَبى را برایش صادر کرده و فرمان جنگ با دیلم را به او داده بود و قصد راه افتادن به سوى آن جا را داشت. چون چنین شد، به او رو کرد و گفت: می‌خواهم که به سوى جنگ با حسین بن على علیه‌السلام بروى، و چون ما از گرفتارىِ او آسوده شدیم، به سوى فرماندارى خود می‌روى، إن شاء اللّه!

عمر به او گفت: اى امیر! اگر می‌توانى که مرا از جنگ با حسین بن على علیه‌السلام معاف دارى، معاف دار!

ابن زیاد گفت: تو را معاف داشتم. فرمانى را که [براى حکومت] برایت نوشته بودیم، به ما باز گردان و در خانه‌ات بنشین تا کسى جز تو را روانه کنیم!

عمر به او گفت: امروز را به من، مهلت بده تا در کارم بیندیشم.

ابن زیاد گفت: به تو مهلت می‌دهم.

عمر به خانه‌اش باز گشت و با برخى از برادران و افراد مورد اعتماد خود، به مشورت پرداخت. هیچ کدام، جز این نگفتند که: از خدا پروا کن و این کار را مکن!

حمزه، پسر مُغَیرة بن شُعبه، خواهرزاده‌اش، نزد او آمد و گفت: اى دایى! تو را به خدا سوگند می‌دهم که مبادا به سوى حسین بن على بروى که خدایت را نافرمانى کرده، رَحِمت را قطع کرده‌اى! تو را به سلطنت زمین، چه کار؟ از خدا، پروا کن که مبادا روز قیامت، با خون حسین پسر فاطمه، بر خدا وارد شوى!

عمر، ساکت مانْد؛ امّا محبّت مُلک رى، در دلش بود. بامداد، به سوى ابن زیاد رفت و بر او وارد شد. ابن زیاد گفت: چه تصمیمی‌ گرفتى، اى عمر؟

گفت: اى امیر! تو این فرماندارى را به من سپرده و این پیمان نامه را برایم نوشته‌اى و مردم، [خبر]آن را شنیده‌اند. در شهر کوفه، بزرگانى هستند [که به جنگ حسین بروند].

سپس، آنها را شِمُرد.

عبید اللّه بن زیاد، به او گفت: من، بزرگان کوفه را از تو بهتر می‌شناسم و از تو، جز این نمی‌خواهم که این گِره را بگشایى و از محبوبان و نزدیکان من بشوى؛ وگر نه، فرمان ما را باز گردان و در خانه‌ات بنشین که ما تو را مجبور نمی‌کنیم!

عمر، ساکت مانْد. ابن زیاد به او گفت: اى پسر سعد! به خدا سوگند، اگر به سوى حسین علیه‌السلام حرکت نکنى و نبرد با او را بر عهده نگیرى و آنچه او را ناراحت می‌کند، براى ما نیاورى، گردنت را می‌زنم و اموالت را تاراج می‌کنم.

عمر گفت: فردا، به یارى خدا، به سوى او حرکت می‌کنم.

ابن زیاد، به او پاداش خوبى داد و به او اِنعام و عطاى فراوان داد و صِله بخشید و چهار هزار سوار را همراهش کرد و به او گفت: حرکت کن تا بر حسین بن على علیه‌السلام، فرود آیى.

عبید اللّه بن زیاد، عمر بن سعد بن ابى وقّاص را با چهار هزار تن به سوى حسین علیه‌السلام، روانه کرد. ابن زیاد، پیش تر، او را فرماندارِ رى و همدان، کرده بود و آن افراد را نیز به همین منظور، با او همراه کرده بود. هنگامی‌که به او فرمان حرکت به سوى حسین علیه‌السلام را داد، عمر، خوددارى ورزید و خوش نداشت که برود و درخواست کرد که او را معاف بدارد؛ امّا ابن زیاد به او گفت: با خدا، پیمان می‌بندم که اگر به سوى او حرکت نکنى و بر وى در نیایى، تو را از کار، بر کنار کرده، خانه ات را ویران می‌کنم و گردنت را می‌زنم.

عمر گفت: در این صورت، انجام می‌دهم.

قبیله عمر، بنى زُهْره، نزدش آمدند و گفتند: تو را به خدا سوگند می‌دهیم که مبادا رویارویى با حسین را به عهده بگیرى که دشمنى را میان ما و بنى هاشم، بر جا می‌گذارد!

عمر، به سوى عبیداللّه باز گشت و خواست که او را معاف بدارد؛ امّا ابن زیاد نپذیرفت. لذا او مصمّم شد و به سوى حسین علیه‌السلام، حرکت کرد.

آن هنگام، پنجاه تن همراه حسین علیه‌السلام بودند و بیست تن نیز از لشکر[عمر] به او پیوستند و از خویشان نیز نوزده مرد، در کنار امام علیه‌السلام بودند. چون امام حسین علیه‌السلام دید که عمر بن سعد با همراهانش، قصد او را کرده است، فرمود: «اى مردم! گوش دهید. خداوند، بر شما، رحمت آورد! ما را با شما چه کار؟! اى کوفیان! این، چه کارى است؟».

گفتند: از قطع شدن عطا و حقوقمان ترسیدیم.

امام علیه‌السلام فرمود: «عطایتان نزد خدا، برایتان بهتر است».
منبع: فارس


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 17 مهر 1395  | 10:03 AM | نویسنده : حمدالله مرادی | نظرات 0

"تشیع انگلیسی" یا "شیعه لندنی"؛ اصطلاحی که مدتی است بر سر زبان‌ها افتاده است. پس از "اسلام آمریکایی" که امام خمینی (ره) در برابر اسلام ناب محمدی تبیین کردند، رهبر انقلاب و نخبگان کشور از تهدیدی به نام "تشیع انگلیسی" پرده برداشتند. تشیعی که از لندن و با حمایت سرویس‌ اطلاعاتی این کشور حمایت و ترویج می‌شود تا محصول "تفرقه" را در کشورهای اسلامی برداشت کند. تشیعی که با هزینه‌های سنگین تبلیغاتی تمام توان خود را برای پیوند "شیعه" با خشونت و قرار دادن آن در مقابل سایر فِرَق اسلامی تجمیع کرده است.


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 17 مهر 1395  | 10:02 AM | نویسنده : حمدالله مرادی | نظرات 0
 واما گروه خواص. در گروه خواص، باید ببینیم جز خواص طرفدار حقیم، یا از جمله خواص طرفدار باطل محسوب می‌شویم. اینجا قضیه برای ما روشن است. خواص جامعه ما، جز خواص طرفدار حق‌اند و در این تردیدی نیست؛ زیرا به قرآن ، به سنت، به عترت، به راه خدا و به ارزشهای ایلامی دعوت می‌کنند. امروز جمهوری اسلامی برخوردار از خواص طرفدار حق است. پس خواص طرفدار باطل، حسابشان جداست و فعلا به آنها کاری نداریم. به سراغ خواص طرفدار حق می‌رویم.
همه دشواری قضیه ، از اینجا به بعد است. عزیزان من! خواص طرفدار حق، دو نوع‌اند. یک نوع کسانی هستند که در مقابله با دنیا، زندگی، مقام، شهوت، پول، لذت، راحت، نام و همه متاع‌های خوب قرار دارند. اینهایی که ذکر کردیم، همه از متاع‌های خوب است. همه‌اش جز زیبائیهای زندگی است.
 
"مَتاعُ الْحَیاةِ الدّنیا"
 
"متاع" یعنی " بهره". اینها بهره‌های زندگی دنیوی است. در قرآن که می‌فرماید:
"مَتاعُ الْحَیاةِ الدّنیا"
معنایش این نیست که این متاع، بد است؛نه. متاع است و خدا برای شما آفریده است.منتها اگر در مقابل این متاع‌ها و بهره‌های زندگی، خدای ناخواسته آنقدر مجذوب شدید که وقتی پای تکلیف سخت به میان آمد نتوانستید دست بردارید، واویلاست!اگر ضمن بهره بردن از متاع‌های دنیوی، آنجا که پای امتحان سخت پیش می‌آید، می‌توانید از آن متاع‌ها به راحتی  دست بردارید، آن وقت حساب است.
 
می‌بینید که حتی خواص طرفدار حق هم به دو قسم تقسیم می‌شوند. این مسائل، دقت و مطالعه لازم دارد. برحسب اتفاق می‌شود جامعه، نطام و انقلاب  را بیمه کرد؛ باید به مطالعه و دقت و فکر پرداخت.
 
منبع: برگزیده کتاب «آفتاب در مصاف» صفحه 437تا438
 
برگزیده ای از سخنان رهبر انقلاب
 
انتهای پیام/

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 15 مهر 1395  | 10:30 AM | نویسنده : حمدالله مرادی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 6 ::      1   2   3   4   5   6  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید