معرفی چند تن از دشمنان و قاتلان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و سرنوشت شوم آنان در این جهان را در این گزارش بخوانید.
ادامه مطلب
جوانان با شور و شوق مجمع فاطمیون خرمدره با برپائی ایستگاه صلواتی و با ماشین نویسی خودروهای علاقه مندان، حال و هوای شهر خرمدره را “محرمی” کرده اند.

ادامه مطلب
به مناسبت فرارسیدن ایام عزاداری سالار شهیدان، کتاب "سه مقتل گویا در حماسه عاشورا" که توسط جمعی از محققین اسلامی گردآوری و توسط عبدالرحیم عقیقی بخشایشی ترجمه شده است.

مشخصات دیگر کتاب:
- سرشناسه : عقیقی بخشایشی، عبدالرحیم
- مشخصات نشر : قم: نویداسلام ، 1382
- مشخصات ظاهری : 319 صفحه
- چاپ اول: 1379
- موضوع : واقعه کربلا
عناوین اصلی کتاب:
- برخی از مصائب و سرگذشت آنان
- فهرست یاران طبق حروف اول اسامی آنان
- روایت علامه ی مجلسی از روز عاشورا
- روایت نصر بن مزاحم از جود و کرامت و شجاعت ابا عبدالله الحسین
- توصیفی از لیله الهریر؛ جنگ حنین؛ جنگ خیبر؛ جنگ احد؛ یاران و اصحاب ابا عبدالله الحسین
- نصایح بیست گانه نسبت به وعاظ کرام و مداحین اهل بیت عظام
انتهای پیام/
ادامه مطلب
زمان پیوستن به اباعبدالله
روز چهارم محرم همراه همسرش ام خلف و فرزندش خلف در کربلا به اباعبدالله پیوست.
نحوه شهادت
ویژگی ها و فضایل
در زیارت ناحیه مقدسه آمده است: السلام علی مسلم بن عوسجه الاسدی ... و کنت اول من شری نفسه و اول شهیدٍ شهدالله ... فقال : یرحمک الله یا مسلم بن عسوجه و قرا فمنهم من قضی نحبه و منهم من یتنظ و ما بدلو تبدیلا . لعن الله المشترکین فی قتلک.
در کتب معتبر مانند مقاتل الطالبین :ص100 . تنقیح المقال : ج 3 ص 214 . فرسان الهیجاء: ج 2 ص 116 . الاعلام ج 7 ص 222 ، انصار الحسین : ص 108 الکامل فی التاریخ : ج 4 ص 30 ، تاریخ طبری : ج 5 ص 269 . ابصار العین : ص 109 الارشاد ج 2 ص 96 نهایه الارب ج 20 ص 435 بحار الانوار ج 44 ص 393 . الفتوح ج 5 ص 170 اسد الغابه ج 5 ص 172 الکلیل ص 142 منتهی الامال ج 1 ص 359 از وی یاد شده است.
رجز
ان تالو عنی فانی ذو لبد و ان بیتی فی ذری بنی اسد
فمن یغانی حائد عن الرشد و کافر بدین جبّار صمد
اطلاعات دیگر
1- پس از شهادت او کنیز وی شیون کرد و صدای او در هلهله سپاه دشمن پیچید .
5- اعلام وفاداری و سخنرانی وی در شب عاشورا درتهییج و ایجاد روح حماس در یاران بسیار مؤثر بود .
ادامه مطلب

از جمله آنها کتاب «فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع )» است. این کتاب توسط گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم منتشر شد و ترجمه آن را «علی مویدی» عهده دار بود. در این اثر ترجمه کلمات امام حسین (ع) را مشاهده میکنیم. پیش از این کتاب، در سال 73 نیز گروه حدیث دانشکده باقرالعلوم آن را تهیه و منتشر کرده است.
«قیام جاودانه» نام کتابی از «محمدرضا حکیمی» است که دفتر نشر فرهنگ اسلامی آن را منتشر کرد. در آن عناوینی چون عاشورا و جهان اسلام، عاشورا و انسان نو، عاشورا و عدالت، عاشورا انقلاب و حکومت ها، اسلام و مردم، طاغوتزدایی تنها راه رهایی و عدالت محو سیمای فقر دیده میشود.
«زندگانی امام حسین (ع)» اثر «سید هاشم رسولی محلاتی» توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر شده است. این کتاب با هدف ترویح ابعاد زندگی و سیره امام حسین (ع) در 591 صفحه و هفده بخش تدوین شده است. کتاب دیگر «در کربلا چه گذشت» اثر «مرحوم شیخ عباس قمی» است. این کتاب را «آیت الله کمره ای» ترجمه کرد و از سوی انتشارات مسجد مقدس جمکران منتشر شد.
«تاریخ سیدالشهدا» را «شیخ عباس صفائی حائری» تالیف و انتشارات مسجد مقدس جمکران آن را منتشر کرد. در این اثر ابعاد مختلف قیام امام حسین (ع) بررسی و پرداخته شده است.
انتهای پیام/
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ماه محرم فرا رسید و روزهای عزاداری بر سالار شهیدان و یاران با وفایش پرشورتر شد. در ادامه با وقایعی که در دو روز اول محرم سال 61 هجری قمری برای امام حسین (ع) و یاران با وفایش اتفاق افتاد به طور مختصر آشنا میشویم.
ابن زیاد، یارانش را گِرد آورد و گفت: اى مردم! چه کسى جنگیدن با حسین بن على علیهالسلام را به عهده میگیرد و [در عوض] من هم فرماندارىِ هر جایى را که بخواهد، به او بدهم؟
هیچ کس به او پاسخى نداد. ابن زیاد، به عمر بن سعد بن ابى وقّاص، توجّه کرد که چند روز پیش، فرمان حکومت رى و دَستَبى را برایش صادر کرده و فرمان جنگ با دیلم را به او داده بود و قصد راه افتادن به سوى آن جا را داشت. چون چنین شد، به او رو کرد و گفت: میخواهم که به سوى جنگ با حسین بن على علیهالسلام بروى، و چون ما از گرفتارىِ او آسوده شدیم، به سوى فرماندارى خود میروى، إن شاء اللّه!
عمر به او گفت: اى امیر! اگر میتوانى که مرا از جنگ با حسین بن على علیهالسلام معاف دارى، معاف دار!
ابن زیاد گفت: تو را معاف داشتم. فرمانى را که [براى حکومت] برایت نوشته بودیم، به ما باز گردان و در خانهات بنشین تا کسى جز تو را روانه کنیم!
عمر به او گفت: امروز را به من، مهلت بده تا در کارم بیندیشم.
ابن زیاد گفت: به تو مهلت میدهم.
عمر به خانهاش باز گشت و با برخى از برادران و افراد مورد اعتماد خود، به مشورت پرداخت. هیچ کدام، جز این نگفتند که: از خدا پروا کن و این کار را مکن!
حمزه، پسر مُغَیرة بن شُعبه، خواهرزادهاش، نزد او آمد و گفت: اى دایى! تو را به خدا سوگند میدهم که مبادا به سوى حسین بن على بروى که خدایت را نافرمانى کرده، رَحِمت را قطع کردهاى! تو را به سلطنت زمین، چه کار؟ از خدا، پروا کن که مبادا روز قیامت، با خون حسین پسر فاطمه، بر خدا وارد شوى!
عمر، ساکت مانْد؛ امّا محبّت مُلک رى، در دلش بود. بامداد، به سوى ابن زیاد رفت و بر او وارد شد. ابن زیاد گفت: چه تصمیمی گرفتى، اى عمر؟
گفت: اى امیر! تو این فرماندارى را به من سپرده و این پیمان نامه را برایم نوشتهاى و مردم، [خبر]آن را شنیدهاند. در شهر کوفه، بزرگانى هستند [که به جنگ حسین بروند].
سپس، آنها را شِمُرد.
عبید اللّه بن زیاد، به او گفت: من، بزرگان کوفه را از تو بهتر میشناسم و از تو، جز این نمیخواهم که این گِره را بگشایى و از محبوبان و نزدیکان من بشوى؛ وگر نه، فرمان ما را باز گردان و در خانهات بنشین که ما تو را مجبور نمیکنیم!
عمر، ساکت مانْد. ابن زیاد به او گفت: اى پسر سعد! به خدا سوگند، اگر به سوى حسین علیهالسلام حرکت نکنى و نبرد با او را بر عهده نگیرى و آنچه او را ناراحت میکند، براى ما نیاورى، گردنت را میزنم و اموالت را تاراج میکنم.
عمر گفت: فردا، به یارى خدا، به سوى او حرکت میکنم.
ابن زیاد، به او پاداش خوبى داد و به او اِنعام و عطاى فراوان داد و صِله بخشید و چهار هزار سوار را همراهش کرد و به او گفت: حرکت کن تا بر حسین بن على علیهالسلام، فرود آیى.
عبید اللّه بن زیاد، عمر بن سعد بن ابى وقّاص را با چهار هزار تن به سوى حسین علیهالسلام، روانه کرد. ابن زیاد، پیش تر، او را فرماندارِ رى و همدان، کرده بود و آن افراد را نیز به همین منظور، با او همراه کرده بود. هنگامیکه به او فرمان حرکت به سوى حسین علیهالسلام را داد، عمر، خوددارى ورزید و خوش نداشت که برود و درخواست کرد که او را معاف بدارد؛ امّا ابن زیاد به او گفت: با خدا، پیمان میبندم که اگر به سوى او حرکت نکنى و بر وى در نیایى، تو را از کار، بر کنار کرده، خانه ات را ویران میکنم و گردنت را میزنم.
عمر گفت: در این صورت، انجام میدهم.
قبیله عمر، بنى زُهْره، نزدش آمدند و گفتند: تو را به خدا سوگند میدهیم که مبادا رویارویى با حسین را به عهده بگیرى که دشمنى را میان ما و بنى هاشم، بر جا میگذارد!
عمر، به سوى عبیداللّه باز گشت و خواست که او را معاف بدارد؛ امّا ابن زیاد نپذیرفت. لذا او مصمّم شد و به سوى حسین علیهالسلام، حرکت کرد.
آن هنگام، پنجاه تن همراه حسین علیهالسلام بودند و بیست تن نیز از لشکر[عمر] به او پیوستند و از خویشان نیز نوزده مرد، در کنار امام علیهالسلام بودند. چون امام حسین علیهالسلام دید که عمر بن سعد با همراهانش، قصد او را کرده است، فرمود: «اى مردم! گوش دهید. خداوند، بر شما، رحمت آورد! ما را با شما چه کار؟! اى کوفیان! این، چه کارى است؟».
گفتند: از قطع شدن عطا و حقوقمان ترسیدیم.
امام علیهالسلام فرمود: «عطایتان نزد خدا، برایتان بهتر است».
منبع: فارس
ادامه مطلب
"تشیع انگلیسی" یا "شیعه لندنی"؛ اصطلاحی که مدتی است بر سر زبانها افتاده است. پس از "اسلام آمریکایی" که امام خمینی (ره) در برابر اسلام ناب محمدی تبیین کردند، رهبر انقلاب و نخبگان کشور از تهدیدی به نام "تشیع انگلیسی" پرده برداشتند. تشیعی که از لندن و با حمایت سرویس اطلاعاتی این کشور حمایت و ترویج میشود تا محصول "تفرقه" را در کشورهای اسلامی برداشت کند. تشیعی که با هزینههای سنگین تبلیغاتی تمام توان خود را برای پیوند "شیعه" با خشونت و قرار دادن آن در مقابل سایر فِرَق اسلامی تجمیع کرده است.
ادامه مطلب

ادامه مطلب
فقر چيست؟
وبلاگ عاشورائیان
فرشتگان چگونه از اسرار دروني انسان آگاه ميشوند و آنها را ثبت ميكنند؟
آیا میدانستید جنیان مسلمان همگی شیعه هستند؟
📖 جوانمرد
حدیث روز/ سخن امام علی(ع) درباره بخشیدن مال به کسانی که استحقاق ندارند
🔷نظر مراجع عظام تقلید در مورد اهانت به مقدسات اهل سنت
خیر دنیا و آخرت
حدیث روز/ خداوند بندگان پرهيزگارِ نيكوكارِ گمنام را دوست دارد
کلامی را از حضرت رضا (ع) در توصیف اخلاق رسول خدا (ص) 



