در متن ذبل متن گفتگو با استاد محمد شجاعي را با همديگر مطالعه مي نماييم :
شما وضعيت عزاداريها ي فعلي را چگونه مي بينيد؟
در ابتدا بايد عرض کنم اين حقيقت که سيد الشهدا عليه السلام محبوب ترين شخصيت انساني در بين همه اقوام جهان ،با همه تنوع و تعدد مذاهبشان است، نياز چنداني به اثبات ندارد. براي درک بهتر اين حقيقت کافي است در ايام محرم وصفر به گستردگي مجالس عزاي حسيني در داخل و خارج کشورمان نظري بيندازيم تا ببينيم در همه جاي جهان و نزد پيروان همه مذاهب مختلف ،سوگواري براي سالار شهيدان برپاست.هرگز بشريت شخصيتي نظير امام حسين عليه السلام نديده است که پيروان همه مذاهب اين گونه از او ياد کنند و براي او عزاداري نمايند.
ادامه مطلب
نقش صفويه در سبك عزاداري محرم
سوگواري و مرثيه سرايي براي سالار شهيدان(ع) در زمان معصومين(ع) رايج بوده و همچنين بر تداوم آن توصيه شده است. بزرگان دين نيز همواره شيعيان را بر ادامه اين امر مقدس توصيه مي فرمودند؛ اما اين كه آيا عزاداري مرسوم زمان ما از همان ابتدا و از عصر امامان معصوم(ع) بوده يا پس از آن رايج شده است، به نظر مي رسد كه بعضي از شيوه هاي عزاداري، به ويژه تعزيه خواني ها، بعد از ائمه(ع) به وجود آمده است، چنانكه پترچلكووسكي در اين زمينه مي گويد: مراسم محرم حمايت و تشويق دربار صفوي را جلب كرد. يادكرد شهادت امام حسين(ع) به صورت عملي ميهن پرستانه درآمد. گزارشهاي متعددي از اجتماعات مزبور، كه اكثرا توسط فرستادگان سياسي اروپا، مبلغان، بازرگانان و سياحان به ثبت رسيده، از اشخاصي سخن مي گويند كه ملبس به جامه هاي رنگارنگ بوده، به طور منظم پياده روي مي كردند، يا سوار بر اسب ها و شترها، آفريننده وقايعي بودند كه به واقعه حزن انگيز كربلا ختم مي شد. نبردهاي ساختگي توسط صدها تن از عزاداران ملبس به جامه هاي همگون و مسلح به تير و كمان و شمشير و سلاح هاي ديگر، به طور آهسته بازي مي شد. سراسر نمايش با سوگ نوا همراهي مي شد و تماشاگران كه در امتداد گذرگاهها صف مي كشيدند، بر سينه مي زدند و در حالي كه دسته عزا از كنارشان رد مي شد، فرياد مي زدند: "حسين، حسين، يا شاه شهيدان حسين".(1)
ادامه مطلب
محرم ، حيات دوباره تاريخ
سلام بر ماه محرم و سلام بر حسينابنعلي عليهالسلام كه جان عزيز خويش فدا نمود تا آزاديخواهي و عدالت طلبي همواره در طول تاريخ پُرفراز و نشيب زندگي انسانها پُررنگترين و معنا بخشترين واژهها باشد. فرياد بلند و رعدآساي " هيهات منّا الذلّه " حسينابنعلي عليهالسلام هنوز از دل صحراي كربلا با همان حرارت آتشين به گوش جان همه مشتاقان راه حقيقت ميرسد، گويي كه با گذشت قرنها هنوز دلسوختگان حسين عليهالسلام از روز واقعه داغي جانسوز به تن و جان خود دارند كه هيچ مرحمي التيامبخش آن نيست.
مومن شبزندهداري را نميتوان يافت كه در عبادات شبانه و مخفيانهاش به ياد حسين عليهالسلام و ياران دلدادهاش بيفتد و اشكي از چشمانش براي مظلوميت آنها بر گونهاش روان نشود. چرا كه غم عاشورا در تمامي دلهاي عاشق نشسته است و چون آتشي، گرمابخش و روشنيدهنده خانة جان همه دوستداران آزادگي و مردانگي است.
ادامه مطلب
فرازهایی از زندگی عقیله بنی هاشم
سومین فرزند حضرت فاطمه زهرا علیها السلام در پنجم جمادی الاولی سال پنجم هجرت در مدینه منوره چشم به جهان گشود . این نوزاد که از هر جهتبا شخصیتبزرگ علی علیه السلام سازگار و زینت پدر بود «زینب» نام گرفت . مادرش پاره تن رسول الله صلی الله علیه و آله و پدرش برادر و وصی پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله بود .
زینب ملقب به «ام کلثوم» که در فضای چنین خانوادهای رشد مییافت، از همان نخستین روزهای کودکی، با مشکلاتی مواجه شد که تحمل آنها برای غیر او کاری بس دشوار مینمود . او در خردسالی با داغ رحلت جدش پیامبر صلی الله علیه و آله مواجه شده و از آغوش پر مهر و محبتحبیب خدا جدا گردید، بعد از چند ماه در شهادت جانسوز مادرش زهرا علیها السلام به سوگ نشست و بعد از شرکت در مراسم دفن مخفیانه مادر جوانش به دامان پر مهر و عطوفت علی علیه السلام پناهنده شد . زینب همچنان ناظر سکوت مظلومانه پدر بود و گریههای نیمه شبش را در کنار چاههای غربت نظاره میکرد تا اینکه دستشقیترین فرد عالم، محراب کوفه را با خون امیر مؤمنان علیه السلام گلگون نمود و زینب به همراه برادرانش در کنار بستر پدر، فرق شکافته او را دید و اشک فراق ریخت و شهادت پدر را شاهد بود . مدت زمان زیادی نمیگذرد که زینب در مدینه مسموم شدن برادرش امام حسن علیه السلام را تجربه کرده و در بقیع با او وداع کرد .
ادامه مطلب
احرام در ميقات عشق
اشاره
هرساله با فرارسیدن روز بیستم ماه صفر، موضوع «اربعین شهادت امام حسین علیه السلام»، «زیارت» و «نخستین زائران کربلا» مورد گفت و گوی محافل علمی و مذهبی قرار می گیرد؛ چرا که حادثه جانگداز عاشورا با «اربعین حسینی» پیوندی ناگسستنی دارد. امید است یادکرد و بزرگداشت این مناسبت ها، زمینه رشد و تعالی امّت اسلامی را فراهم سازد. ان شاءالله
پیوند با «ولایت»
گرچه نام کربلا و یاد عاشورای محرّم سال ۶۱ هجری بعد از شهادت امام حسین علیه السلام و یارانش، مرزهای جغرافیایی و تاریخی را درنوردید؛ اما پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم از همان هنگامه تولّد نواده معصومش حادثه عاشورا را برای امّت اسلامی بیان فرموده بود ۱؛ لذا افرادی چون «جابر بن عبدالله انصاری» با آغاز سفر تاریخی امام حسین علیه السلام – از مدینه به مکّه و از آنجا به عراق – تحقّق این پیش گویی را مدّ نظر داشتند.
جابر و یارانش برای اعلام وفاداری به ساحت مقدّس نبوّت و امامت، انزجار از رژیم ستمگر اموی، اطلاع رسانی و تبلیغ آرمان های عاشورائیان و بیدار ساختن افکار عمومی، در فرصتی مناسب، اوّلین «کاروان زیارتی» را به حرکت درآوردند.
حال، اگر مبدأ این سفر و حرکت سرنوشت ساز را، شهر مقدّس «مدینه» بدانیم، چگونگی اطلاع جابر و همسفرانش (مردانی از بنی هاشم و اهل بیت) از ماجرای شهادت امام حسین علیه السلام، پرسشی است که باید به آن پرداخت:
الف) پیشتر گفتیم که مسأله شهادت امام و اصحابش از طریق «احادیث نبوی و علوی» به آگاهی عموم مسلمانان – به ویژه مردم مدینه – رسیده بود.
ب) امّ المؤمنین امّ سلمه، به عنوان تنها همسر و بازمانده خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم، پناهگاه شیعیان بوده و لذا بعد از رؤیای صادقه و مشاهده تغییر رنگ «تربت مقدّس کربلا» در شب یازدهم محرّم، در میان بنی هاشم حاضر شد و در حالی که اشک از دیدگانش جاری بود، اعلام کرد: «حسین، به شهادت رسید…»۲
ج) عبیدالله بن زیاد – حاکم کوفه – بعد از فرستادن اسرای کربلا به شام، نامه ای به والی مدینه «عمرو بن سعید» نوشت؛ پس از رسیدن نامه به دست والی و آگاهی اش از حوادث عاشورا و اسارت اهل بیت علیهم السلام، عمرو بن سعید دستور داد در کوچه ها و معابر جار بزنند که: «حسین، کشته شده است.» مردم با شنیدن این خبر، به عزاداری پرداختند و بر قاتلان امام، نفرین فرستادند…۳
د) منادی و هاتفی در روز عاشورا، خبر وقوع مصیبتی بزرگ را به گوش اهل مدینه رساند…۴
ادامه مطلب
مهمترين اثر قيام امام حسين عليه السلام
هر هدفی دارای اثریست و یا باید گفت امید هست که اثر مطلوبش را بگذارد. در مورد قیام امام حسین علیه السلام که دارای اهدافی بوده است، ناگزیر اثراتی در جامعه مسلین داشته است. و اثرات آن چیزی نیست که قابل انکار باشد. زیرا بعد از هزار و اندی از این واقعه جانسوز حرکت امام حسین پابرجاست و علم ایشان برافراشته است. عده ای که حضرت را کشتند گمانشان بر این بود که دیگر اثری از او در عالم باقی نمانده است. اما آیندگان با حقیقتی روبرو شدند که ناخودآگاه به تقدیش پرداختند و به عمل او افتخار کردند نه اینکه آنان از پیروان او باشند بلکه چون او بشری بود که در راه حقیقت حاضر شد از بزرگترین سرمایه اش که همان جان آدمیست گذشت و در این راه عزیزترین کسانش را فدا کند؛ به همین خاطر همه انسانهایی که بویی از انسانیت برده اند به اقدام او افتخار می کنند. این است که امام عظیم الشأن فرمود: محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است. و اسلام هم برای تمام انسانهاست.
ادامه مطلب
نقش پیام رسانی و تبلیغ
یکی از استادان روان شناسی تبلیغ بر این باور است که هرکاری نیازمند تبلیغ است تا معرفی، پذیرفته و مورد استقبال عمومی قرار گیرد. از این رو بیش از ۷۰ درصد هزینه های تولید را به هزینه های تبلیغ اختصاص می دهد که به نظر وی بازگشت سرمایه و سود آن چند برابر آن است. یکی از استادان دراین مسئله توضیح می دهد که بسیاری از علوم در جهان اسلام پدیدار و به بالندگی رسید ولی در جامعه، کارکردهای خود را نشان نداد و مردم از آن بهره ای نبردند تا زمانی که از سوی اروپاییان ترجمه و درجامعه و میان مردم به کار گرفته شد.
استاد علامه حسن زاده آملی درباره کتابی به نام شکل الحمار که به مسائل هندسی به ویژه مسئله مثلث پرداخته بود اشاراتی داشته و می فرمود که در این کتاب صدها مسئله عملی از یک شکل هندسی مثلث استنباط شده است که صدها سال پس از سده چهارم و پنجم هجری بی استفاده بود تا آن که اروپاییان بدان دست یافتند و از آن بهره بردند و در جامعه به کار گرفتند. دوستی دیگر می گفت که دانشمندان بزرگ اسلامی مانند ابوریحان بیرونی و غیاث الدین جمشید کاشانی و خواجه نصیرالدین طوسی و بوعلی و رازی و مانند ایشان صدها کار علمی و تحقیقاتی انجام دادند و مسائل مهمی در علوم مختلف پزشکی و شیمی و ریاضیات و دیگر علوم پایه و انسانی را حل و فصل کردند ولی از آن جایی که به شکل کاربردی به میان مردم نرفت آثاری از خود به جا نگذاشت و تنها درمیان گروهی خاص همانند علوم غریبه تدریس شد و جامعه اسلامی صدها سال از آن هیچ بهره ای نبرد و تغییری در زندگی و آسایش و آرامش مردم پدید نیامد.
ادامه مطلب
پیامبران، مبلغان پیامهای بزرگ
در آیات قرآن پیامبران به عنوان مبلغان پیام هایی از این دست معرفی شده اند که می بایست از سوی خداوند نباء عظیمی را به گوش مردم برسانند و آن را تبلیغ کنند. از این رو مأموریت و وظیفه اصلی و اولی پیامبران در آیات قرآن تبلیغ و ابلاغ معرفی شده است چنانکه خداوند می فرماید: یبلغون رسالات ربه؛ کسانی که پیام های پروردگار خویش را می رسانند.
بنابراین عنصر پیام رسانی و رسالات به عنوان عنصر نبوت و رسالت در آیات قرآنی مطرح می باشد. در برخی از آیات به پیامبر (ص) هشدار می دهد که اگر پیام ولایت را به گوش مردم نرساند گویی اصلا پیامی را نرسانیده است؛ زیرا پیام ولایت به معنا و مفهوم تداوم اسلام به عنوان یک جریان فراگیر و کلی در سطوح مختلف جامعه تا روز قیامت است.
در حقیقت، اسلام زمانی ارزش می یابد و آثار تبلیغ پیامبر(ص) زمانی خود را نشان می دهد که از حالت مقطعی بودن بیرون آید و پیام و رسالات پروردگار از اسارت و بند لحظه تاریخی آن بیرون آید و به عنوان عنصری فرا زمانی و مکانی مورد پذیرش قرار گیرد. به سخن دیگر، زمانی پیام اسلام به درستی تبلیغ و به گوش مردم رسانده شده است که پیام از اسارت تاریخی بودن، خود را برهاند و این مهم تنها با بیان و تبلیغ ولایت انجام می شود؛ زیرا ولایت به معنای خروج دین اسلام از بند زمان تاریخی خود است. زمانی که اسلام برای همیشه دارای اشخاصی می شود که به حکم ولایت عظمای خویش بر جامعه و مسایل آن حکومت می کنند و امور دین و دنیای آنان را سامان می دهند اسلام باقی و پایدار خواهد ماند و مأموریت الهی از بند زمان بیرون می رود.
پیام رسانی در عاشورا
اگر برای عنصر پیام ولایت به عنوان عنصر و مؤلفه اصلی پیام رسانی پیامبر(ص)، نقش اساسی قائل شده ایم که دین اسلام در قالب آن تداوم و بقا یافته است؛ چنین نقشی را می بایست در عنصر پیام عاشورایی برای تداوم نهضت اصلاحی در رفتارهای امت و جامعه اسلامی قائل شد. به این معنا که اگر اسلام با تبلیغ ولایت توانست تا قیامت، باقی و برقرار بماند و اسلام فراگیر و دربردارنده عنصر سیاسی و اجتماعی در جامعه، کارکردهای خود را به خوبی نشان می دهد؛ بی گمان تبلیغ و پیام عاشورایی نیز بخش دیگری از حیات اسلام و تداوم آن را رقم زده است.
کاری که پیامبر(ص) با پیام رسانی خویش انجام داد این بود که توانست سلامت اسلام و محتوای آن را با ولایت و معرفی این پیام و تبلیغ آن تثبیت کند و اسلام را از هر گونه تصرفات و تحریفات محتوایی حفظ کند و دست کم بخشی از جامعه را از محتوای اصیل و ناب آن آگاه نگه دارد هرچند که بخش بزرگ تر آن ممکن است از آن غافل شود و یا آنرا به فراموشی سپارد ولی همواره بخش ولو کوچک در کنار امت قرار دارد که حامل محتوای اصیل و ناب آن است.
تشکیل نظام سیاسی ولایی با ابلاغ آخرین پیام که در سوره مائده آیات ۳ و ۶۰ بیان شده است خود بهترین شیوه برای حفظ و تداوم اسلام اصیل تا روز قیامت بود.
ماموریتی که حضرت امام حسین(ع) از سوی خدا و پیامبر(ص) به عهده می گیرد اصلاح در حوزه های عمل اجتماعی است. ماموریت اصلاحات دایمی به عهده کسی نهاده شد که می بایست توانایی عمل اجتماعی وی قوی و بسیار تاثیرگذار باشد.
در تاریخ نقلی و روایی به این نکته اشاره شده که همه از قیام و نهضت عاشورایی اطلاع کامل و دقیقی داشته اند و هر یک از پیامبران پیشین نه تنها به رشادت و جان فشانی امام حسین(ع) غبطه می خوردند و اشک می ریختند بلکه خواهان همراهی با وی در این عمل بزرگ و جاودانه بودند.
در حقیقت اگر پیامبر (ص) با ابلاغ ولایت، تداوم نظام اسلام را به عنوان دین، دور از دسترس تحریف، تثبیت کرد و تا روز قیامت حلال و حرام وی حلال و حرام گشت و مسئولیت و ماموریت همه پیامبران(ع) با ایشان ختم به خیر شد؛ با حرکت و قیام امام حسین و اقدام عملی وی حرکت دایمی اصلاحات در حوزه عمل اجتماعی نیز تا روز قیامت تثبیت گشت.
هدف امام حسین (ع)، تغییر در نگرشها و بینشها
حضرت امام حسین (ع) چنان که خود بارها بر آن تصریح می کند، اصلاحات در امت جد خویش و بازگشت مردم به سیره عملی جد بزرگوارش است. در حقیقت اگر پیامبر تلاش داشت تا در بینش ها و اعتقادات تغییر پدید آورد و اسلام به عنوان مجموعه گزاره های هستی شناختی، انسان شناختی و خداشناختی و نیز آموزه های دستوری تکاملی بشر در میان مردم مورد پذیرش قرار گیرد، امام حسین (ع) ماموریت تاریخی از ازل داشت که اسلام را به عنوان نگرش و رفتار و عمل مردم تثبیت کند. از این رو کار امام حسین در حوزه نگرش ها بوده است. تغییر در نگرش ها و رفتارها همواره دشوارتر از تغییر در بینش هاست؛ هر چند که رابطه تنگاتنگی میان بینش ها و نگرش هاست و تغییر بینش در بیش تر مواقع موجب تغییر در نگرش ها می شود ولی این گونه نیست که تغییر بینش موجب تغییر نگرش شود؛ از این رو خداوند به افراد بسیاری اشاره می کند که بینش آنان تغییر یافته ولی در عمل، ایمان در دل هایشان نفوذ نکرده است؛ زیرا در عمل چنان که باور دارند رفتار نمی کنند و رفتاری از روی فسق و فجور دارند؛ زیرا فاسق کسی است که مومن می باشد ولی در عمل و رفتار خویش برخلاف آموزه های هنجاری اسلام عمل می کند. لذا خداوند همواره در آیات بسیار بر دو عنصر ایمان و عمل صالح تاکید می ورزد و مومنان واقعی را کسانی بر می شمارد که افزون بر ایمان، دارای عمل صالح هستند. تاکید بر عمل صالح به معنای تاکید بر حوزه نگرشی و رفتاری است تا به شکل هنجاری انجام شود.
البته تاکید ما بر عنصر نگرش و ارزش دهی بیش از اندازه، بدان معنا نیست که ارزش تغییر بینش را نادیده گرفته و از بها و سختی آن بکاهیم؛ زیرا تغییر بینش اگر در حد تغییر نگرش نیست ولی کاری بسیار سخت و دشوار است؛ به ویژه آن که تغییر بینش در حکم مقدمه بودن و بسترسازی برای تغییر نگرش است و از جایگاه مهم و ارزشی و سختی برخوردار می باشد. از این رو پیامبر (ص) می فرماید ما اوذی نبی کما اوذیت؛ هیچ پیامبری چون من آزار ندید. افزون بر این که پیامبر (ص) هم به تغییر بینش و هم به تغییر نگرش توجه داشته و افزون بر تعلیم، تزکیه به عنوان ماموریت اصلی او نیز مطرح بوده است. (جمعه آیه ۲) ولی آن چه مورد تاکید است این که امام حسین (ع) ماموریت می یابد تا نگرش هایی را تغییر دهد که به عنوان دین جایگزین شده بود؛ بدین معنا که در زمان پیامبر (ص) نگرش ها براساس بینش های درست حرکت می کرد ولی در عصر امام حسین به جهت تغییر در برخی از جایگاه های نظام سیاسی و مدیریتی جامعه و شکل گیری نظام سیاسی خلافت شورایی و سلطنتی به جای نظام سیاسی ولایی، حرکت ها و رفتارهای خاص سیاسی و اجتماعی به عنوان دین انجام می شد. از این رو ماموریت وی دشوارتر بود و می بایست افزون بر تغییر در برخی از بینش ها در نگرش های اجتماعی و سیاسی جامعه و امت پیامبر (ص) نیز تغییر ایجاد می کرد.اهمیت صبر و استقامت در پروسه تغییر رفتارها
تغییر در نگرش نیازمند عنصر صبر و استقامت در حوزه عمل است. بسیاری از مردم ممکن است با بیان و آگاهی بخشی در بینش های خویش تغییر دهند ولی عموم ایشان از تغییر نگرش و رفتار سخت ابا می ورزند و یا سخت تر آن را تغییر می دهند؛ زیرا نگرش ها به عنوان رفتارهای هنجاری و عادی و معمولی در جامعه جا می گیرد و چیزی که به عنوان عادت ثانوی و طبیعت دوم بشر شده است به سختی قابل تغییر و جا به جایی است.
شما می توانید در مساله امر به معروف و نهی از منکر در حوزه بینشی به شخص بفهمانید که خدا یکی است او در یک درک واقعی به این مساله می رسد و آن را به سادگی می پذیرد ولی در امر به معروف و نهی از منکر عملی و هنجاری و نگرشی به سادگی نمی توان موجب تغییر رفتار شخص شد.
کسی که به کاری عادت کرده نمی تواند به سادگی آن را ترک کند و در یک فرآیند پیچیده زمانی و تربیت و پرورش است که قابلیت تغییر را می یابد؛ به ویژه اگر چنین رفتاری را هنجاری بشمارد و براساس آن عمل کند که نوعی تغییر در بینش را نیز می طلبد.
جامعه ای امام حسین (ع) در آن قرار داشت جامعه ای بود که نظام خلافت سلطنتی با بینش جبرگرایانه و دوری از عدالت در همه حوزه های تولید و توزیع و مصرف، بر آن حاکمیت یافته و هنجارهای جدیدی را شکل داده بود. امام حسین(ع) می بایست در چنین جامعه ای دست به اصلاح می زد. البته ماموریت او اصلاح در همان مقطع تاریخی نبود بلکه او نیز همانند پیامبر (ص) ماموریت فرا زمانی و فراتاریخی داشت و می بایست به گونه ای عمل کند که قابلیت اصلاحات دایمی در امت و جامعه برای همیشه فراهم شود.
علی (ع) و تثبیت سیره عملی مبارزه با جائران
برای توضیح این بخش ذکر این نکته که امام خمینی(ره) در یکی از بیانات خویش به آن اشاره داشته خالی از لطف نیست. ایشان درباره مخالفت امیر مومنان(ع) با معاویه به این مسأله اشاره می کند که هدف وی مخالفت با عنصر فاسق و حاکم جور به عنوان یک ماموریت دایمی برای بشر و جوامع اسلامی بوده است. آن حضرت اگر با معاویه به عنوان یک شخص و اجبار و مصلحت تاریخی کنار می آمد مشکلی ایجاد نمی شد؛ ولی ترس این بود که به عنوان یک سیره و عمل در آینده بدان استناد شود؛ به این معنا که اگر حتی وی بارها و بارها در سخنرانی خویش به نادرستی و بطلان حاکم جور و فاسق اشاره می کرد ولی در عمل در یک مورد کوتاه می آمد بدان سیره استناد می شد و حاکمان جور در طول تاریخ بشر به این عنوان پذیرفته می شدند. ولی امیر مومنان (ع) با مخالفت عملی خویش سیره مخالفت دایمی با حکومت و حاکمان جور را تثبیت کرد و ما نیز ماموریت یافتیم تا بدان سیره عملی با هر حکومت جور و فاسقی مبارزه کرده و بر ضد آن قیام نموده و آن را نپذیریم.
امام حسین (ع) نیز با کاری که کرد سیره عملی مبارزه با هرگونه انحراف و تحریف در عمل و نگرش را تثبیت کرد. وی خواهان اصلاحات دایمی در امت بود؛ بدین معنا که امت و جوامع همیشه نیازمند اصلاحات دایمی برای پیشرفت هستند. برخی از نابهنجاری ها و رفتارهای زشت و ناپسند اندک اندک در جامعه نفوذ کرده و آرام و بی صدا جاخوش می کنند و به شکل فرهنگ و سنت و آداب و رسوم درمی آیند. از این روست که می بایست همواره افرادی هوشیار، رفتار جمعی جامعه را مدیریت کرده و فرهنگ عمومی را کنترل و مهار و آسیب شناسی کرده و موارد نابهنجار را پاکسازی کنند. این گونه است که آن حضرت به حرکت خویش به عنوان سیره عملی برای اصلاحات دایمی در امت اسلام می نگرد.
اگر آن حضرت(ع) مأموریت خویش را این گونه ارزیابی و تحلیل می کند، نیازمند عناصری است که آن را دایمی و جاودانه و پایدار سازد. این جاست که نقش پیام رسانی، خود را به عنوان عنصر تداوم بخش معرفی می کند. آن حضرت (ع) نیز با آگاهی به این مسئله است که بستر تداومی برای پیام رسانی را فراهم می آورد که در ادامه بدان پرداخته می شود
نقش پیام رسانی در استمرار اصلاحات رفتاری امام حسین (ع)
امام حسین (ع) بارها در پاسخ کسانی که خواهان عدم همراهی اهل بیت از زن و فرزند با ایشان در سفر کربلا بود می فرماید: من مأموریت دارم که ایشان را با خود ببرم؛ و خداوند خواهان آن است که مرا کشته و ایشان را اسیر ببیند؛ زیرا این را از پیامبر (ص) شنیده است که: فان الله شاء ان یراک قتیلا و شاء ان یراهن اسیرا
اگر خداوند چنین می خواهد، پس باید به نقش کلیدی شهادت و نیز اسارت توجه زیادی کرد. شهادت امام حسین (ع) تأثیرگذاری در نگرش جامعه ای است که به تباهی و فسق و ظلم و جبر گرایش یافته اند و اسارت خاندان از زن و فرزند برای تأثیرگذاری در جوامع آینده ای است که می بایست این پیام را از این طریق دریافت می کردند.
حادثه عاشورا دو بخش عمده و تأثیرگذار دارد؛ چنان که رسالت پیامبر این گونه بود. در رسالت پیامبر(ص) که بخش عمده از زندگی و عمر ایشان را گرفت مسئله، ابلاغ پیام هایی بود که تا پیش از غدیر انجام می شد. بخش دوم آن که مورد تأکید قرآن و خداوند بود و در حقیقت اکمال دین و مکمل و عامل بقا و تداوم آن نیز شمرده می شد بخش ابلاغ ولایت و تعیین جانشین بوده است.
در داستان عاشورایی نیز دو بخش عمده را می توان شناسایی کرد. بخش شهادت که بخش نخست پیام رسانی برای اصلاح عملی جامعه و امت اسلامی بود و بخش دوم که با همراهی اسارت نقش تداوم اصلاحات را تثبیت می کرد.
امام حسین (ع) بارها در پاسخ کسانی که خواهان عدم همراهی اهل بیت از زن و فرزند با ایشان در سفر کربلا بود می فرماید: من مأموریت دارم که ایشان را با خود ببرم؛ و خداوند خواهان آن است که مرا کشته و ایشان را اسیر ببیند؛ زیرا این را از پیامبر (ص) شنیده است که: فان الله شاء ان یراک قتیلا و شاء ان یراهن اسیرا
مأموریت اسیران کربلا
مأموریتی که اسیران کربلا دست کم در مدت چهل روز آغاز مأموریت به عهده داشتند بسیار سخت و چالشی و مهم بود. وقتی اسیران مأموریت ابلاغ رسالت عاشورایی را به عهده گرفته بودند از نظر روحی می بایست بسیار متزلزل باشند؛ دشمن در اوج بود و مست غروری که با کشته شدن دشمن به دست آورده بودند و اهل بیت، زنان و فرزندان اسیری بودند که کشته شدگان در پیشاپیش ایشان در حرکت بود. با این همه، شکست این پیروزی می بایست در همان روز آغاز می شد و مأموریت آن بود که آنان را در اوج قدرت به حضیض ذلت بکشاند. این گونه است که حضرت زینب (س) در همان آغاز حرکت عملی تبلیغی خویش را شروع می کند و سخنانی را در قتلگاه بر زبان می راند که دل های شاد را غمگین و مغروران پیروز را خوار می گرداند. آنانی که دست پر به خود نگریستند دستان خویش را تهی یافتند و شرمسار از خود و خدا و زن و بچه خویش گشتند.
مأموریت چهل روزه اهل بیت چنان تأثیرگذار بود که به تعبیری تلاش های بیست و چندساله معاویه و یا پنجاه ساله نفاق جدید، هباء منثور مانند پنبه به دست پنبه زنان و حلاجان ماهر و کارکشته اهل بیت پیامبر (ص) زده شد. این گونه است که نظام ولایی و نگرش های برخاسته از آن دوباره چون جوانه ای از میان خاکستر بیرون زد و یا چون ققنوسی از درون آتش کشته شدگان سربرآورد.
سخنان و کارهایی که اسیران کردند همانند فرآیندی است که انسان در چهل سال بدان می رسد؛ این چهل روزه بود که کار چهل و پنجاه سال را کرد و اصلاحاتی را به انجام رساند و زمینه برای اصلاحات دایمی فراهم شد و جامعه با این شیوه آموخت که همواره نیازمند اصلاحات دایمی است تا عناصر منکر دور ریخته شود و عناصر معروف جایگزین آن شود.
اکنون ما با این شیوه آموخته ایم که حتی عناصر نادرستی را که در عزاداری امام حسین(ع) وارد می شود و به شکل مرموزانه و آرام به عنوان فرهنگ عاشورایی جاخوش می کند بیرون بریزیم و اصلاحات دایمی حتی در فرهنگ عزاداری عاشورایی انجام دهیم و به صرف سنت و آداب ده و یا صد و یا حتی هزار ساله آن را نپذیریم.
زیارت اربعین از شعایر حسینی
منظور از تعظیم شعائر حسینی استفاده از ثواب آخرت است در مقابل عمل به احکام اسلام که حسین محرک و موجد و علت مبقیهی آن میباشد، و این نکته لطیفه مستفاد از لفظ شعائر حسینی میشود که غایت مقصود ایمان برای مسلمان تعظیم شعائر حسینی است که در سایهی تشکیل مجالس نام حسین، اسرار معارف عالیهی اهل بیت عصمت و طهارت تعلیم و بحث میشود و از اسلاف به اخلاف میرسد، و ندای مظلومیت حسین آمیخته به بیان حلال و حرام احکام شریعت اسلام در ریزهکاریهای شعائر حسینی به گوش هوش علاقمندان میرسد، و محبت آنها با بغض نسبت به دشمنان آنها در دلها تقویت میگردد «أشداء علی الکفار رحماء بینهم» و این تعظیم و تجلیل و تبجیل در سایهی زیارت اربعین است که امام از خواص مؤمن دانسته، و اینک دربارهی این نشانهها به اجمال صحبت میکنیم تا مؤمنین را به این خصال بشناسیم:
صلوة احدی و خمسین
۵۱ (پنجاه و یک) رکعت نماز از نشانهی مؤمن است که در شب معراج ۱۷ رکعت معین شد.
نماز چنان چه در ضمن نماز سیدالشهداء در جلد اول شرحی نوشتهایم که اکنون تکرار نمیکنیم، همین قدر عرض میکنیم: نماز بزرگترین و مهمترین و جامعترین عبادت الهی است که مشحون بر کلیهی شرایط زندگی دنیا و سعادت آخرت است. و در ملل آسمانی، نماز سابقه داشت و این داروی روحانی برای تصفیهی مزاج نفس انسانی بر حسب مقتضیات زمان و مکان در ادوار مختلف معین شده بود. در اسلام جامعتر و کوتاهتر و مختصرتر و مفیدتر وضع شد، به طوری که به شفاعت پیغمبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» در شب معراج ۵۱ رکعت فریضهی واجب به ۱۷ رکعت تقلیل یافت، و به پنج وقت مقرر گردید که ظهر و عصر و مغرب و عشاء و صبح، این ۱۷ رکعت برگزار میشود.
ادامه مطلب