نگاه اهل سنت به حادثه عاشورا
ديدگاه اهل سنت راجع به کربلا و عاشورا چگونه است؟

ديدگاه اهل سنت راجع به کربلا و عاشورا چگونه است؟ آيا عيد گرفتن در عاشورا ربطي به عيد گرفتن بنياميه دارد؟

ادامه مطلب
اثرات بی نظیر خواندن زیارت عاشورا
درباره زيارت عاشورا، روايات فراواني وجود دارد.

ادامه مطلب
نقش امام زين العابدين (ع) در ابلاغ پيام كربلا

قيام حضرت ابا عبدالله الحسين (عليه السلام) داراي ابعاد گوناگوني بود كه مي توان به خوبي از رفتار و گفتار امام (عليه السّلام) از ابتداي حركتشان از مدينه تا آخرين لحظات عمر شريفشان به آن پي برد. امور متعددي نيز به عنوان عوامل قيام امام حسين (عليه السلام) محسوب مي شوند كه به برخي از آن ها به اختصار اشاره مي شود:
الف) خودداري از بيعت با يزيد:
ادامه مطلب
محرم نداي حسين شهيد است و بس
محرم نداي حسين شهيد است و بس
محرم يعني انسانيت، بيداري، هوشياري، مسلماني، قدرت، اخلاق، ايمان، عشق.

عاشورا و نقش بیهمتای زینب سلام اله علیها
بدون شك زینب كبرا (س) یكی از زنانی است كه به عنوان الگو و اسوه برای همه زنان و مردان آزاده، آزادیخواه و ظلم ستیز در همه زمانها مطرح است.
سخنرانیهای او در كوفه و شام خاطره خطبههای پدرش - امیرمؤمنان (ع) - را در یادها زنده كرد. زینب كبرا (س) یكی از محدثان و راویان حدیث به شمار میآید. و در سنینكودكی، در حالی كه بیش از پنج یا شش سال از عمرش نمیگذشت، خطبه مادرش حضرت زهرا (س) را با آن مضامین بسیار بلند و عالی شنید و پس از آن برای دیگران نقل میكند.
|
عبداللهبنعباس، شاگرد برجسته حضرت علی (ع) و مفسر قرآن كریم، خطبه فدك حضرت زهرا (س) را از زینب نقل میكند و از آن بانوی بزرگ با عنوان «عقیلتنا؛ عاقل و دانای ما»یاد میكند.[1]
ادامه مطلب
حضور سیاسی حضرت زینب (س) پس از شهادت امام حسین عليه السلام
پس از شهادت امام حسین (ع) رسالت خطیر و سنگین زینب كبرا (س) آغاز شد. او در سختترین شرایط جسمی و روحی، بزرگترین و خطیرترین مسئولیتها را به عهده گرفت و با موفقیت كامل آن را به انجام رساند.
از نظر جسمی حضرت زینب (س) در حدود سن 55 سالگی قرار داشت. حدود 5 ماه بود كه زینب كبرا (س) از وطن خود دور بود. قطعاً در این مدت زندگانی او به صورت عادی و معمولی نمیگذشت، به ویژه در این روزهای اخیر كه شرایط آنان از نظر آب و غذا و خواب به طور كلی دگرگون شده بود، و در وضع كاملاً اضطراری و نامناسب بسر میبردند.
ادامه مطلب
| نقش سخنرانی زینب سلام الله عليها در كوفه | ||||||
|
||||||
با بررسی شرایطی كه هر كس در آن شرایط قادر بر سخنرانی نیست، میتوان به قدرت بیان، نفوذ كلام، اعتماد به نفس و توان او در جذب شنوندگان پی برد. اشخاصی هستند كه با كمترین مشكل روحی و جسمی و یا كوچكترین تغییری در شرایط محیط سخنرانی و وضعیت شنوندگان، قدرت بر سخن گفتن را از دست میدهند. در مقابل افراد نادری هستند، كه در بدترین وضعیت جسمی و روحی و شرایط محیطی قادرند بیشترین تأثیر را در شنوندگان خود بگذارند.
زینب كبرا (س) از چنان اعتماد به نفس، قدرت روحی، قدرت بیان و نفوذ كلامی برخوردار بود كه در بدترین شرایطی كه ممكن است برای یك گوینده فراهم آید، بهترین و نافذترین سخنرانیها را ایراد كرد. او در سفر تبلیغی خود از كربلا به كوفه و از كوفه به شام از نظر جسمی و روحی در شرایطی قرار داشت، كه حقیقتاً قلم و بیان از توصیف آن عاجز است.
ادامه مطلب
زینب كبري (س) و پیامرسانی نهضت عاشورا
قیام و نهضت امام حسین (ع)، دو مرحله داشت. مرحله نخست، مرحله مبارزه، جهاد و شهادت، و مرحله دوم مرحله پیامرسانی و بیدارگری، اگر نهضت امامحسین (ع) در همان مرحله نخست خلاصه میشد و كسی نبود كه پیام نهضت را به گوش مردم آن زمان برساند، ماهها زمان لازم بود تا به طور طبیعی خبر قیام امام (ع) به شهرهای اطراف برسد. شاهد این مدعی این است كه پیش از ورود اهلبیت امام (ع) به مدینه مردم آن شهر هنوز از رویدادهای كربلا بیخبر بودند. در این مدت یزیدیان با آن همه امكانات تبلیغاتی، كه در اختیار داشتند، به راحتی میتوانستند، وقایع كربلا را در راستای منافع خود تحریف كنند و به گونهای به گوش مردم برسانند كه برای حكومت یزید كمترین ضرر و زیان را در برداشته باشد. در این صورت تا حدّ بسیار زیادی از تأثیر قیام امامحسین (ع) در جامعه آن زمان و جوامع آینده مسلمانان كاسته میشد، و به طور قطع ما امروز شاهد این همه آثار و بركات برای نهضت امام حسین (ع) نبودیم.
ادامه مطلب
اربعين ، راز بلند هستي
اربعين از رازهاي هستي ، خصوصيت عدد چهل و اسرار نهفته در آن براى ما روشن نيست. البته چه بسا، با توجه به ويژگىهاى انسان، «چهل بار» تكرار يك رفتار پسنديده موجب ملكه معنوى و تعميق آن رفتار و قابليت نزول فيض خاص خداوند مىشود.
اربعين در فرهنگ عاشورا
در فرهنگ عاشورا، اربعين به چهلمين شب شهادت حسين بن علي(ع) گفته ميشود که مصادف با روز بيستم ماه صفر است. از سنتهاي مردمي گرامي داشت چهلم مردگان است، که به ياد عزيز فوت شده خويش، خيرات و صدقات ميدهند و مجلس ياد بود بر پا ميکنند، در روز بيستم صفر نيز، شيعيان، مراسم سوگواري عظيمی را در کشورها و شــــهرهاي مختلف به ياد عاشوراي حسيني بر پا ميکنند. عاشقان و پيروان آن امام، در سحال اســـــرار اربعين به ذکر پرداخته و باران اشکبار چشم خويش را با
مظلوميت حسين و يارانش پيوند مي زنند. اين راه، راه تداوم عشق است و بي گمان هيچگاه بي رهرو نخواهد بود.
ادامه مطلب
اسرار اربعين در تاريخ خلقت
همه ساله بیستم صفر، سفره دل حسینی ها گشوده ودر حسینیه ها باز می شودو مشكهای پر اشك سقا به دنبال جانهای تشنه تازه از اسارت برگشته می گردد تا سیرابشان كند. این روز بزرگ معروف به اربعین است .اربعین یا چهلم در تاریخ شیعه فقط یك بار اتفاق افتاد و آن بازگشت اسرا از شام بود كه مصادف شد با حضور صحابی بزرگ، جابربن عبدا ...انصاری بر مزار سالار شهیدان .این تقارن در اربعین واقعه عاشورا واقع شد و از آن پس جابر، اولین زائر امام حسین(ع)نام گرفت و زیارت اربعین هم به او تعلیم داده شد.
این واژه بهانه ای شد تا گشتی به تاریخ انسان بزنیم و سر این عدد را كشف كنیم .عددی كه در خیلی جاها به چشم می خورد؛ از خلقت تا قیامت این عدد همراه آدمی است، حتی عرف امروز مراسم چهلم را جزو فرهنگ پذیرفته است .آیا تا به حال از خود پرسیده ایم كه چرا در میان انبیا و امامان هیچ كدام از ایشان حتی پیامبر اكرم(ص )مراسم اربعین ندارد، اما امام حسین(ع)این چنین مراسمی دارد و هم زیارت مخصوصه؟ و آیا اربعین پیامی دارد كه از آن بی خبریم؟
در این مقاله واژه اربعین را از ابعاد مختلف بررسی كردهایم.
● اربعین در آفرینش انسان
خالق بزرگ جهان به خلق جهانش مشغول بود و گل وجود آدمی چون خمیری به ید قدرت الهی در انتظار ...و سرانجام انسان پس از چهل روز، صلاحیت حضور در جمع مخلوقان را دریافت كرد .از آن پس به مادران مأموریت داده شد كه فرزندان آدم را در رحم خود نگهداری و پس از تكمیل، تحویل عالم خاكی بدهد .
و قرار شد كه سیر تكاملی هم چهل روزه باشد .یعنی از هر مرحله ای به مرحله دیگر و از شكلی به شكل دیگر چهل روز طول بكشد تا آماده زندگی چندین ساله در كره خاكی باشد .بشر از وقتی پا به عرصه وجود نهاد، به او یاد دادند هر چیزی را تا دید، لب نزند به هر چیزی نگاه نكند.چون انسان هر غذایی را می خورد تا چهل روز آثارش باقی است.
ادامه مطلب
امام حسين عليه السلام و دعاي آخر
چون آن حالت امام شدت یافت، سر به آسمان بلند کرد و چنین دعا کرد: «خدایا! تو برترین جایگاه را داری، بزرگترین قدرت، آنچه میخواهی میکنی، بی نیازی از خلایق، بزرگیات بس عریض است و بر هر چه بخواهی توانایی، لطف و مهربانی تو نزدیک است، در عهد و پیمان راستگویی، نعمت تو سرازیر است و بلای تو نیکو، وقتی تو را بخوانم نزدیکی، هر چه را خلق کردی بر آن احاطه داری، توبه پذیرندهای، از هر کسی که به تو باز گردد، بر هر چه اراده کنی دست یافتهای، هر چه را طلب کنی مییابی، وقتی که تو را شکر گویم تو سپاسگزاری، تو فراوان یاد میکنی هنگامی که تو را یاد میکنم، تو را میخوانم در حالی که محتاج و نیازمندم، در حال فقر به تو رغبت نشان میدهم، به سوی تو جزع میکنم، در حالی که بیمناکم، میگریم در حال گرفتاری و از تو کمک میطلبم در حال ناتوانی، به تو تکیه میکنم در حالی که کفایتم میکنی، پروردگارا! بین ما و قوم ما تو خود حکم کن؛ چرا که آنها ما را فریب دادند و ذلیل و خوار ساختند، به ما نیرنگ زدند و ما را کشتند در حالی که ما خاندان پیامبر تو و فرزند دوست محمد(صلی الله علیه و آله) هستیم که تو او را به پیامبری برانگیختی، و او را امین وحی خود دانستی، پس ما را در کارمان گشایش عطا فرما، ای بخشندهترین بخشندگان!»
سپس اینگونه فرمود: "اصبر علی قضائك، یا رب، لا اله سواك یا غیاث المستغیثین؛ «الهی بر قضای تو شکیبایی میکنم، معبودی جز تو نیست، ای پناه درخواست کنندگان!»
نیز فرمود: « جز تو خدایی ندارم، و پرستش کنندهای جز تو نیست، بر حکم تو صبر میکنم، ای پناه کسی که جز تو پناهی ندارد! ای همیشگی که پایان ندارد! و ای زنده کننده مردگان! ای که بر کسب همه، احاطه داری! بین ما و بین آنها - ای بهترین حاکمان - تو خود قضاوت کن.»
امام حسين عليه السلام در صبحگاه عاشورا
سپاه ابن سعد آراسته بود و امام(علیه السلام) نیز سپاه خود را آراست. چشم امام به سپاه ابن سعد افتاد و دستان خویش را بلند کرد و اینگونه خدا را خواند: «پروردگارا! تو در هر گرفتاری مورد اعتماد من هستی؛ و تو در همه سختیها امیدم هستی. هر امری که اعتماد به آن داشته و وعده داده شدهام تنها از جانب تو بر من نازل میشود. چه بسیار ناراحتی که دل در آن ضعیف میشود و حیله و راه فرار در آن کم میشود و دوست در آن به خذلان و خواری میافتد و دشمن در آن شماتت میکند که همه از طریق تو نازل شده و من به سوی تو شکوه میآورم. این گلایه، بریدگی از غیر تو و رغبتی است که به سوی تو دارم. پس در کار من گشایش کن و آن را برطرف ساز. تو سرپرست هر نعمت و صاحب هر نیکی و نهایت هر رغبت هستی.»
در نیمه رجب سال 60 هجری، معاویه از دنیا رفت. یزید جایگزین او شد. یزید نامهای به والی مدینه «ولید بن عقبه» نوشت و از او خواست که از امام حسین(علیه السلام)، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر بیعت بگیرد. ابن زبیر و ابن عمر در اواخر ماه رجب از مدینه فرار کردند؛ اما امام حسین(علیهالسلام) از بیعت امتناع ورزید.
امام مرکب خود را طلب کرد و بر آن سوار شده و سپس با فریادی رسا بر مردم نهیب زد: «ای اهل عراق! - در حالی که بیشتر افراد صدای امام را میشنیدند - گوش کنید و عجله نکنید تا شما را به آنچه حق شما بر من است موعظه کنم تا این که عذر را بر شما تمام کنم.»
امام حسین(علیه السلام) پس از معاویه
در نیمه رجب سال 60 هجری، معاویه از دنیا رفت.(6) یزید جایگزین او شد. یزید نامهای به والی مدینه «ولید بن عقبه» نوشت و از او خواست که از امام حسین(علیه السلام)، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر بیعت بگیرد.(7) ابن زبیر و ابن عمر در اواخر ماه رجب از مدینه فرار کردند؛ اما امام حسین(علیهالسلام) از بیعت امتناع ورزید.(8)
«مروان بن حکم» علی الدوام والی مدینه را بر گرفتن بیعت از امام تحریک میکرد تا این که شب یکشنبه - دو روز مانده به پایان رجب - امام به سوی مکه حرکت فرمود.(9)
سحرگاه روز عاشورا امام را خواب ربود. هنگامی که بیدار شد، یاران را از رویای صادقانه خویش با خبر ساخت. آن حضرت فرمود: «سگانی را دیدم که مرا گاز میگرفتند اما شدیدترین آنها بر من سگی بود که به پیسی و برص مبتلا بود.»(10)
و بعد از آن رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را در خواب میبینند که به دنبالشان اصحاب آن حضرت بودهاند، در حالی که فرموده بود: «تو شهید این امت هستی؛ اهل آسمانها و ملکوت اعلی تو را بشارت میدهند، امشب افطار نزد من هستی، شتاب کن و هیچ تاخیر مینداز، پس این ملکی است که از آسمان فرود میآید تا که از خون شما برگیرد و در شیشهای سبز قرار دهد.»(11)
در تمام بخشهای نهضت کربلا، قطب و مدار حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) بود. در اینجا به تنهایی امام و «وتر الموتور؛ تنهای تنها» بودن آن بزرگ میپردازیم.
امام در زمان جدّ، پدر و بردار
امام حسین(علیه السلام) بسیار مورد علاقه جد بزرگوار، پدر و برادر خود بودند. سخنان پیامبر گرامی و شیوه برخورد آن حضرت با سالار شهیدان گویای این مدعاست؛(3) در دوران امام علی(علیه السلام) و در پیکارهای متعدد در بصره، صفین و نهروان و ... امام حسین(علیه السلام) حضور فعال داشت؛ اما امام علی(علیه السلام) هیچگاه به او و دیگر برادرش اجازه پیکار نمیداد، و مکرر برادران دیگر چون اباالفضل العباس، محمد حنفیه را به نبرد میفرستاد، تا آنجا که محمد حنفیه به معاویه گفت: «من دستان علی (علیه السلام) بودم و دو برادر من حسن و حسین(علیه السلام) چشمان مبارک پدرم بودند؛ چرا که همیشه دست از چشم حراست میکند.»(4)
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آن دو(حسن و حسین) را امام معرفی فرمود: «ابنای هذان امامان قاما او قعدا؛ حسن و حسین هر دو اماماند، خواه قیام کنند یا نکنند.» پس از امام مجتبی(علیه السلام) امام حسین(علیهالسلام) سکوت اختیار فرمود تا عهد با معاویه پایدار بماند، و شاید مصالح دیگری برای جامعه اسلامی پدید آید.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آن دو را امام معرفی فرمود: «ابنای هذان امامان قاما او قعدا(5)؛ حسن و حسین هر دو اماماند، خواه قیام کنند یا نکنند.» پس از امام مجتبی(علیه السلام) امام حسین(علیهالسلام) سکوت اختیار فرمود تا عهد با معاویه پایدار بماند، و شاید مصالح دیگری برای جامعه اسلامی پدید آید.
بيان مصيبت كربلا از زبان حضرت سجاد عليه السلام
امام سجاد(علیهالسلام) روزی در بازار شام با منهال بن عمرو الطائی که از شیعیان او بود برخورد کرد. (بعضی هم گفتهاند این ملاقات بعد از خطبه حضرت سجاد(علیهالسلام) در مسجد دمشق بوده است.)
.jpg)