* مطالعه و بررسی قیام بنابر بینش و روش دینی (احیاگری):
بنابر دیدگاه بسیاری از گزارشگران و مورخان قدیم و جدید، واقعه ی عاشورا و قیام امام حسین (ع) غالبا بنابر ماهیت سیاسی مورد مطالعه وبررسی قرار می گیرد; بدان معنا که یکی از شخصیت های معتبر و برجسته ی سیاسی آن عصر بر ضد خلیفه و دستگاه خلافت اموی دست به قیام زده تا به امید مدد مردم و هواداران کوفی خود تحولی در عرصه ی سیاسی و حکومتی پدید آورد و خود حکومتی مبتنی بر معیارها و ارزش های دینی تشکیل دهد .
اما اندک آشنایی با شخصیت امام حسین (ع) این حقیقت را به روشنی می نمایاند که او سیاست مداری تشنه ی قدرت نبود و بیش و پیش از شخصیت و نخبه ای سیاسی، باید نخبه ای دینی ترسیم گردد . نخبه ای که احیای دین و اصلاح امت جدش از انحرافات فکری، سیاسی و . . . دغدغه ی اصلی اش بود . هرچند که قیام او ماهیتی سیاست گرایانه وافشاگرانه داشت، اما الزاما نباید در محدوده و چهارچوب تنگ سیاست و قدرت مورد بررسی قرار گیرد .
سخنان و ره نمودهای آن حضرت در طول قیام، خود بهترین شاهد و گواه بر اهداف امام است . آن جا که در نامه ای خطاب به اشراف بصره نوشت:
و قد بعثت رسولی الیکم بهذا الکتاب وانا ادعوکم الی کتاب الله و سنة نبیه، فان السنة قد امیتت و ان البدعة قد احییت » (موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 315). همانا نماینده ام را با این نامه به سوی شما فرستادم . من شما را به کتاب خدا و سنت پیامبرش (ص) دعوت می کنم; زیرا در این زمان سنت مرده و بدعت زنده است .
و یا در وصیت نامه اش به محمد بن حنفیه نوشت:
ادامه مطلب
*مطالعه و بررسی قیام بنابر بینش و روش سیاسی:
در روش بررسی قیام از منظر دینی اشاره شد که اصلی ترین هدف امام از قیام احیای دین خدا و سنت پیامبر (ص) بود; اما این بدان معنا نیست که قیام آن حضرت به دور از جهت گیری ها، روشنگری ها و افشاگری های سیاسی بوده است . حرکت آن حضرت از آغاز تا انتها ماهیت سیاسی نیز داشت; اما ماهیت روشنگرانه و افشاگرانه و نه ماهیت قدرت طلبانه و سیاست مدارانه .
نگارنده براین باور است که جنبه ی سیاسی قیام امام (ع) را باید بنابر روشنگری و افشاگری سیاسی موردتوجه و تامل قرار داد، نه بنابر قدرت طلبی . کسب قدرت و تشکیل حکومت ابزارها، لوازم و شرایط خاص خود را می طلبد که در آن زمان برای امام فراهم نبود و آن حضرت خود بهتر از دیگران به این حقیقت و واقعیت واقف بود; اما این که چرا امام به رغم چنین وقوفی دست به قیام زد؟ پرسشی است که باید پاسخ آن را در این سخن روشنگرانه ی امام (ع) دید که به برادرش محمد بن حنفیه فرمود:
یا اخی والله لو لم یکن فی الدنیا ملجا ولاماوی لما بایعت یزید بن معاویة (همان، ص 289) ; ای برادر به خدا سوگند اگر در دنیا پناهگاهی هم نباشد، هرگز با یزید بن معاویه بیعت نمی کنم .
ادامه مطلب
* مطالعه و بررسی قیام بنابر بینش و روش جامعه شناسی تاریخی:
جامعه شناسی تاریخی از دیگر رویکردهای مطالعاتی به قیام امام حسین (ع)، خصوصا درباره ی شناخت و بررسی زمینه های اجتماعی و بافت قبیله ای جامعه ی عرب است که موجبات تفرقه و انشعاب و گسست درونی جامعه ای (عراق به مرکزیت کوفه) می شد که دعوتگران امام به کوفه بودند . با همه ی نوشته ها و گفته ها درباره ی قیام عاشورا، متاسفانه تاکنون از منظر علم جامعه شناسی تاریخی شرایط و زمینه های اجتماعی قیام، که مبتنی بر بافت و نظام قبیله ای است، مورد توجه و بررسی جدی و دقیق قرار نگرفته و بدون چنین رویکردی، هم چنان ابعاد بسیاری از رویداد عاشورا در پرده ی ابهام قرار دارد . جالب توجه این جاست که معاویه بیش ترین بهره برداری سیاسی را از فضای حاکم بر نظام اجتماعی آن روزگار می کرد و خود نیز در دامن زدن به از هم گسستگی اجتماعی عراقیان نقش مؤثری داشت و با اتخاذ این روش ها و سیاست ها توانست سلطه ی بلامنازع خود را به مدت بیست سال بر سراسر قلمرو اسلامی آن روزگار حفظ کند .
از سفارش های او به فرزندش یزید این بود که:
«اگر عراقیان هر روز عزل عاملی را از تو بخواهند بپذیر; زیرا برداشتن یک حاکم آسان تر از روبه رو شدن با صد هزار شمشیر است » (ابن عبدربه، ج 5، ص 115).
ونیز در ترسیم خطمشی و سیاست گزاری های خود در سفارش به یزید گفت:
«امیدوارم آنان که پدر او را کشتند و برادرش را خوار ساختند گزند وی را از تو بازدارند» (همانجا).
ادامه مطلب
* مطالعه و بررسی قیام بنابر بینش و روش عرفانی:
رویکرد عرفانی و اشرافی به شخصیت و قیام امام (ع) آخرین بعد مطالعاتی و تحقیقاتی است که به اهل تحقیق و نظر سفارش می شود .
این بعد از شخصیت و قیام امام (ع) و همه ی یاران و دل شدگان حضرتش در آن رویداد سترگ، هرچند به طور پراکنده مورد توجه قرار گرفته است، چنان که باید و شاید حقش ادا نشده و شاید هم هرگز ادا نشود; زیرا بعد عرفان و عشق و اشراق مربوط به باطن حیات آدمی است . عمیق ترین، پیچیده ترین و ، در عین حال، لطیف ترین مرتبه ی حیات آدمی همین حیات اشراقی و به تعبیری عرفانی و روحانی اوست . روحی که به حیات معنا می بخشد و به خاک سرشت آدمی فضیلت و شایستگی پوشیدن لعت خلیفة اللهی . دشواری دیگری را که در ادای این حق معرفتی امام نمی توان نادیده گرفت، قلت پژوهندگانی است که در این وادی عصای موسی در دست داشته باشند و بدانند که به هنگام، خلع نعلین کنند . پیداست که سخن در باب سخنوری کلاسی و رسمی از مصطلحات و الفاظ و مقامات و منازل سیر و سلوک نیست; بلکه سخن از آن است که کسانی در این وادی وارد شوند که بی همرهی خضر قطع طریق به حیله ی قطاع طریق نکرده باشند . صد افسوس از قلت چنین سایران و سالکانی .
ادامه مطلب
پیامدها و تاثیرات روان شناختی
به نظر نگارنده ی این مقاله عمیق ترین و گسترده ترین و ماندگارترین پیامد و تاثیر قیام امام حسین (ع) بر ذهن و وجدان همه ی کسانی که به حقیقت عشق می ورزند، اعم از مسلمان و غیرمسلمان و خاصه بر شیعیان و پیروان اعتقادی آن حضرت، بعد روانی و روحی آن بوده است . شاهد روشن این مدعا سخنی است که از ادوارد گیبون نقل شده است: در زمان و محیط دور، صحنه ی غم انگیز مرگ حسین (ع) احساسات خونسردترین خواننده را هم بیدار می کند (جعفری، ص 232).
پرسشی جدی که در مطالعه ی سیر کلی تاریخ تشیع حایز اهمیت فراوان است این است که قیام امام حسین (ع) چه تاثیری در تکوین و روند تاریخی آن داشته است؟ شاید دو اظهار نظر زیر تا اندازه ای پاسخ پرسش فوق را روشن کند .
از فیلیپ نقل شده است که تشیع در روز دهم محرم تولد یافت (همو، ص 250).
هم چنین از فیز (1) نقل شده است که شهادت حسین (ع) مهر رسمیت بر تشیع زد (همانجا).
ادامه مطلب
پیام عاشورا
«السلام علیک یا ثارالله و ابنثاره و الوتر الموتور»
عاشوراى سال 61 ه.ق فرا رسید ، و سید الشهداء(ع) که همراه پاکباختگان دین خدا به صحراى کربلا آمده بود، در آفتاب سوزان ظهر عاشورا همچون نگین انگشترى در محاصره دشمنان اسلام و قرآن قرار گرفت. حسین بنعلى ( ع ) با دلى آرام، قلبى مطمئن و روحى بلند در برابر همه سردمداران کفر و مزدورانشان ایستاد و پیام عاشورا را چنین ابلاغ کرد:
الف) آزادى و آزادگی
در بامداد عاشـــــورا، که دشمنان بر گرد سید الشهداء امام حسین ( ع ) حلقه زده بودند به حضرت پیشنهاد بیعت با یزید کردند و امام(ع) فرمودند : لا والله لا اعطیکم بیدى اعطاء الذلیل و لا اقر اقرار العبید. نه، به خدا سوگند، دستم را چون فردى خوار پیش شما دراز نمىکنم و چون بردگان ذلت و خوارى را نمىپذیرم. در نزدیکی ظهر عاشورا سید الشهداء پیام آزادى را تکرار کرد و فریاد برآورد: هیهات منا الذلة هرگز تن به ذلت نمىدهیم و زبونى و خوارى از جمع ما دور است. در آخرین لحظات که پیکر پارهپاره سید الشهداء بر روی زمین افتاده بود و خون خدا از رگهاى بریدهاش بیرون مىزد و دشمنان از خدا بی خبر به سمتخیمهگاه اهل بیت ( ع ) یورش مىبردند، در زیر لب این چنین زمزمه کردند : یا شیعة آل ابىسفیان ان لم یکن لکم دین و کنتم تخافون المعاد فکونوا احرارا فى دنیاکم اى پیروان خاندان ابوسفیان، چنانچه دین خدا را کنار گذاشتهاید و از روز رستاخیز نمىهراسید پس در دنیاى خویش آزاده باشید.
ادامه مطلب
الگو گیری ازعاشورا
تاریخ اسلام و شخصیتهای برجستة اسلامی نیز برای مسلمانان در همة دورهها الگو بوده است و تعالیم دین ما و اولیاء مکتب نیز توصیه کردهاند که از نمونههای متعالی و برجسته در زمینههای اخلاق و کمال، سرمشق بگیریم. در میان حوادث تاریخ، «عاشورا» و «شهدای کربلا» از ویژگی خاصّی برخوردارند و صحنه صحنة این حماسه ماندگار و تکتک حماسهآفرینان عاشورا، الگوی انسانهای حقطلب و ظلمستیز بوده و خواهد بود، همچنان که «اهلبیت ( ع )» بصورت عامتر، در زندگی و مرگ، در اخلاق و جهاد، در کمالات انسانی و چگونه زیستن و چگونه مردن، برای ما سرمشقاند. از خواستههای ماست که حیات و ممات ما چون زندگی و مرگ محمد و آل محمّد باشد: «اَللهُمَّ اجْعَلْ مَحْیای مَحْیا مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتی مَماتَ محمّدٍ وَ آلِ مَحَمَّدٍ »
امام حسین ـ علیه السّلام ـ حرکت خویش را در مبارزه با طاغوت عصر خودش، برای مردم دیگر سرمشق میداند و میفرماید: «فَلَکُمْ فی اُسوَةٌ» نهضت عاشورا، الهام گرفتة از راه انبیا، و مبارزات حقجویان تاریخ و در همان راستاست. استشهادی که امام حسین ( ع ) به کار پیشینیان میکند، نشاندهندة این الگوگیری است. هنگامی که حضرت میخواست از مدینه خارج شود، این آیه را میخواند: «فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً یتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنی مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمینَ»، قبل از حرکت نیز در وصیتنامهای که به برادرش محمد حنفیه نوشت و مبنا و هدف و انگیزة خروج را بیان کرد، از جمله تکیة آن حضرت بر عمل به سیره جدّ و پدرش و پیمودن همان راه بود و نهضت خود را در همان خطّ سیر معرفی کرد: «وَ اَسیرَ بِسیرَةِ جَدّی و اَبی عَلِی بْنِ اَبی طالِبٍ» و سیرة پیامبر و علی ( ع ) را الگوی خویش در این مبارزه با ظلم و منکر دانست. این شیوه، تضمینی بر درستی راه و انتخاب است که انسان مبارز، از اولیائ دین و معصومین الگو بگیرد و برای کار خود حجّت شرعی داشته باشد. در سخنی دیگر، آن حضرت فرموده است: «وَلی وَ لَهُمْ و لِکُلِّ مُسلمٍ بِرَسُولِ اللهِ اُسْوَة و پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله »
ادامه مطلب
عاشورا: حال و آینده
نسل امروز و آینده هنوز تشنه فضیلت و عدالت است و به دلیل سرخوردگى از تباهىها بهدنبال آرمان شهر اسلامى مىگردد. اینان به نیرومندى و توانایى خویش براى به دست آوردن دنیایى بهتر و در نتیجهرستاخیزى مطلوب مىاندیشد. جوان امروز در تلاش است تا از فرهنگ و ارزشهاى اسلامى انسانىبه صورت بهینه بهره گیرد. این تفکر حیاتىترین، اندیشهاى است که مىتواند بهبالندگى جامعه جوان امروز و آینده مدد رساند. همانگونه که می دانید صحنه عاشورا چنان آگاهانه در راه معشوق جانسپارى کردند که به قول امام خمینى(ره): «هر چه روز عاشورا سیدالشهدا سلاماللهعلیه به شهادت نزدیکتر مىشد، افروختهتر مىشد و جوانان او مسابقه مىکردند براى این که شهید بشوند، همه هم مىدانستند که بعد از چند ساعت دیگر شهیدند. براى این که آنها مىفهمیدند کجا مىروند؛ آنها مىفهمیدند براى چه آمدند؛ آگاه بودند که «ما آمدیم اداى وظیفه خدایى را بکنیم؛ آمدیم اسلام را حفظ بکنیم». امام خمینى(ره) رمز عزت مردم ایران، از ذلت و زبونى را، احیاى حماسههاى عاشورایى مىدانند و مىفرمایند: «عاشورا را زنده نگهدارید که با نگهداشتنعاشورا کشور شما آسیب نخواهد دید.»
ادامه مطلب
تداوم عاشورا
دیگر بار، محرم فرا رسید و دلهای احرار و آزادگان جهان به سوی حسینبنعلی(ع ) متمایل گشت و چشمانشان به واقعه عاشورا دوخته شد؛ واقعه ای که 1421 سال از وقوع آن می گذرد؛ اما هنوز، هر سال در سالگشت وقوع آن، نه تنها مسلمانان و شیعیان، بلکه تمامی آزادگان را به سوی خویش جلب می کند. آنچه در اولین نظر و مطالعه در واقعه عاشورا به چشم می خورد و جلب توجه می نماید ، انگیزه ماورای مادی این جنبش عظیم است. حسین بن علی(ع) از سر آغاز قیام خویش و حرکت از مدینه، و حتی قبل از آن، نه تنها به عدم پیروزی مادی خویش آگاه بود؛بلکه ازشهادت خود و اسارت خاندانش اطلاع و بارها،از طریق اخبار غیبی توسط پیامبر اکرم (ص) و علی (ع) از شهادت خویش با خبر گشته بود و این نکته ای بود که افراد مختلف نیز در مواقف متعدد ، با او در میـــان می گذاشتند؛ اما او همچنان بر هدف خویش که انجام وظیــفه خطیر الهی و احیای دین و سنت نبوی بود ، اصرار می ورزید . از سوی دیگر این انگیزه و نیت خدایی قیام حسین (ع) و اصحابش در لحظه به لحظه این واقعه به چشم میخورد؛ از سبقت گرفتن اصحابش برای شهادت از یکدیگر گرفته تا جان باختن طفل 6 ماهه امام حسین (ع) در راه حق و تا آخرین لحظات حیات امام حسین (ع) که نه تنها تمام هستی خود را در راه حق ، جانانه واگذار نموده است، بلکه هنوز هم خویشتن را تسلیم حق می داند و زیر لب زمزمه می کند: الهی رضا بقضائک، تسلیما لامرک، لا معبود سواک.
ادامه مطلب
اسوهای تربیتی واخلاقی در نهضت حسینی
ایرانیان همچون دیگر ملتها دین اسلام را به این دلیل پذیرفتند که دینى آسمانى است و فرامین آن خدایى و پیام آن با پیام فطرت سازگار است. در این مکتب است که ارزشهایى نظیر شهادت و جهاد معنى مى دهد و شهید قداست و ظمت خاصى مى یابد و شهادت به کام مجاهد شیرین تر از عسل مى گردد. و به کوشش کنندگان راه حق مژده هدایت داده مى شود: «الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» (بقره /132) و مظاهر این مکتب ارج مى یابند و شایسته ترین خویهاى آسمانى: ایثار، بیداردلى، ثبات بر طریق حق، فداکارى، مروت، وظیفه شناسى تجلى مى نماید. نظر به این که در این مقال سخن از اسوه هاى تربیتى و اخلاقى است. نخست تربیت و اخلاق را به اجمال تعریف مى کنیم سپس به معرفى مظاهر و نمونه هاى تربیت و اخلاق در نهضت حسینى مى پردازیم:
تربیت عبارت است از پرورش و تقویت استعدادهاى مثبت و کاهش استعدادهاى منفى و ایجاد هماهنگى لازم بین آنها.
«اخلاق جایگزینى عادتهاى شایسته به جاى ناشایسته است عادتهایى که شرع مقدس اسلام جزئیات آن را مشخص کرده است » (1) اخلاق بخشى از حکمت عملى است که در حوزه فرهنگ اسلامى عبارت از این است که امور مربوط به خود و خانواده و جامعه و سیاست برنامه ریزى شود و چنین اخلاقى را کتاب و سنت مى سازد. و در رفتار بزرگان تبلور پیدا مى کند.» (2)
ادامه مطلب
بازتاب شهادت مسلم
خبر مرگ مسلم پس از اعلام حمایت اهل کوفه براى امام حسین علیه السلام بسیار گران آمد و اشک بر دیدگانش حلقه زد; اما بى درنگ هدف خود را دنبال کرد، جمله اى گفت که نشان داد، مقصود بالاتر از این است: «من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضى نحبه ومنهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا» (احزاب /23) «بعضى از مؤمنین به پیمان خودشان با خدا وفا کردند و در راه حق شهید شدند و بعضى دیگر انتظار مى کشند که کى نوبت جانبازى آنها برسد. ولى مسلم وظیفه خودش را انجام داد. نوبت ما است » (11) حسین علیه السلام در عصرى است که انحراف، ضعف ایمان، فساد و ناامیدى مردم را فراگرفته و شمار وفاداران به امام اندک و پارسایان گوشه گیرند. «وى به عنوان یک رهبر مسؤول مى بیند، اگر خاموش بماند تمام اسلام به صورت یک «دین دولتى » درمى آید... نه مى تواند خاموش بنشیند که مسؤولیت جنگیدن با ظلم را دارد... حسین براى این که در اندام مرده این نسل خون تازه حیات و جهاد تزریق کند جز مردن و انتخاب مرگ سرخ خویش سلاحى و چاره اى ندارد و براى جهاد جز «بودن خویش » هیچ ندارد. آن را برمى گیرد و به سمت قتلگاه خویش مى آید.» (12) آرى امام در قبال امت و میراث جدش تعهد دارد و نمى تواند کعبه را در تسخیر بنى امیه ببیند و بى عدالتى، پلیدى و قساوت دستگاه جابر را تحمل کند. «در چنین شرایطى [از انجام اعمال حج خوددارى مى کند] یعنى من اعتراض دارم... وى عدم رضایت خویش را به این وسیله و به این شکل اعلام مى کند. یعنى حجى که گرداننده اش یزید باشد براى مسلمین فایده اى ندارد [این که امام کعبه را ترک کند] و بعد بگوید من براى رضاى خدا رو به جهاد مى کنم... یک دنیا معنى داشت.
ادامه مطلب
شب عاشورا
در شب عاشورا بعد از اتمام حجتها، آنان که در راه حق و اعتلاى کلمه توحید و احکام قرآن یک دل و یک جهت شدند ماندند و وفادارى خود را اعلام کردند و چنین گفتند: «ما هرگز از تو جدا نخواهیم شد، ما هرگز از راه حق که تو پیشواى آن هستى روى برنخواهیم تافت و تا رمقى در تن داریم از حریم تو دفاع خواهیم کرد» (21) آرى آنان کسانى بودند که حقانیت راه حسین علیه السلام را از صمیم جان دریافته بودند و براى وصول به محبوب دقیقه شمارى مى کردند. «آنان هم شجاع بودند و هم مؤمن هم نظامى بودند و هم عابد... دستى به اوراق قرآن داشتند و دستى به دسته شمشیر.» (22) حسین علیه السلام وقتى آنان را از نتیجه ظاهرى جنگ، یعنى کشته شدن باخبر ساخت، همگى غرق در شادى شدند و خدا را سپاس گفتند و پاسخى سزاوار که بیانگر شوق و شور و عشق به شهادت بود، به امام خود دادند «تا آنجا که جوان سیزده ساله امام حسن مجتبى علیه السلام مى گوید: شهادت براى من از عسل شیرین تر است.» (23) شب عجیبى بود وقتى هدف براى جمعى دردمند، معتقد و مخلص روشن است و ثمره تلاشها و از خودگذشتگیها امیدوارکننده، صفا و صمیمیت و عشق را به ارمغان مى آورد و حال نیازمندى افزایش مى یابد و راز و نیاز به درگاه بى نیاز رنگى و حالى و هوایى دیگر به خود مى گیرد.
ادامه مطلب
روحیه اصحاب حسین علیه السلام
شهادت براى یاران حسین علیه السلام مفهوم ویژه اى داشت. انگیزه آنان رسیدن به آزادى و کمال و حفظ ارزشها و باورها و نفى زندگى ذلت بار بود لذا آن را بدون چشمداشتى از سر اخلاص و اعتقاد و رغبت برگزیدند و از فرط اشتیاق «خودشان را قبل از حضرت و بنى هاشم به شهادت رساندند... آنان در هیچ جا در مقام عذر و توجیه برنیامدند.» (28) و با بصیرت کامل به حکم وظیفه در تعظیم حق از خود گذشتند و درس فداکارى و ظلم ستیزى به بشر آموختند، این ارزشهاى انسانى از جمله منشهایى است که در کربلا به نمایش گذاشته شد. اصحاب حسین در گیرودار نبرد روحیه اى بسیار قوى داشتند. «آنان با این که مى توانستند با برداشتن یک قدم یا نگفتن یک سخن برهند; اما مرگ را ترجیح دادند. براى سنجش اخلاق قائد آنان همین بس که امام را در میان خود نگریستند و او را آماده دریافت شهادت در راه خدا و براى دعوت یافتند. » (29)
ادامه مطلب
ایثار
ایثار عاطقه اى است اخلاقى، انسانى و اسلامى که در حادثه کربلا به اوج خود رسید. از خودگذشتگى ابوالفضل العباس علیه السلام در ننوشیدن آب تجسمى از ایثار بود. وى پس از دفع مزاحمان به شریعه فرات رسید هنگامى که مشک را از آب پر کرد با این که خود نیز تشنه بود به یاد تشنگى مولایش از نوشیدن آب منصرف شد. آن را ریخت و آنچه بر دلش گذشت، بر زبان جارى کرد (رجز خواند) و چنین گفت «عباس! حسین علیه السلام در خیمه تشنه است و تو مى خواهى آب گوارا بنوشى! به خدا قسم... رسم برادرى، رسم امام داشتن، رسم وفادارى چنین نیست؟ ابوالفضل مظهر وفا بود. نمونه دیگر عمربن قروى انصارى بود که خود را به هنگام نماز در برابر پیکانهاى کفار سپر اباعبدالله علیه السلام قرار داد و از پا درآمد... وى در عین حال تردید داشت که وظیفه اش را انجام داده و به عهدش وفا کرده است.» (34)
ادامه مطلب
انتخاب انقلابى
برعکس نیروى جاذبه، ایمان و شیوه رفتار امام در امر به معروف عملى سبب شد که «حر» را که نامزد امارت بود وادار به توبه کرد و در زمره «التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الآمرون بالمعروف و الناهون عن المنکر» (توبه/112) قرار گرفت [و در بروز حال توبه و توجه تام به خدا و اولیاى او و قطع علاقه دنیوى عاقبت بخیر شد و سرمشق دیگران گردید وى پس از توبه با اجازه امام در مقابل مردم ایستاد و گفت: شما همان کسانى هستید که وسیله نامه به وى وعده یارى دادید، پیمان شکنى آنان را زشت و ننگین شمرد و پس از اتمام حجت ها جنگید تا به شهادت رسید و این چنین مورد تفقد حضرت اباعبدالله علیه السلام واقع شد] «ونعم الحر حر بنى ریاح » «این حر ریاحى چه حر خوبى است.» (36) قدردانى و ارج نهادن به عمل شایسته مؤمنى که براى حاکمیت فرمان اساسى «امر به معروف و نهى از منکر» تا پاى جان مى ایستد خودش امر به معروف است و موجب مى گردد که دیگران نیز به انجام امور شایسته راغب گردند.
ادامه مطلب