رسالت امام سجادعلیه السلام
امام زین العابدین علیه السلام در نابسامانترین دوره امامت ائمه اطهارعلیهم السلام مى زیست. پس از واقعه عاشورا و آغاز خلافتش همراه اسرا به اسیرى برده شد. در مدخل کوفه زینب علیهاالسلام خطبه اى ایراد فرمود که به بیدارى و آگاهى اهل کوفه و کارگزاران یزید انجامید و موجب تاثر، سرافکندگى و پشیمانى آنان گردید و زمینه درخشش امام چهارم علیه السلام را در مسجد شام فراهم ساخت وى در حضور یزیدبن معاویه با سخنرانى خود درباره تصحیح فرهنگ سیاسى جامعه و تبیین اسلام و رهبر اسلامى و پیشواى قرآنى موضع خود را تشریح کرد. امام در مدت سى وچهار سال امامت خود مسائل مختلف مربوط به جامعه را در قالب صحیفه سجادیه نشر داد و خاطرات عاشورا را زنده کرد. امام از موضع حق حراست نمود و در مراقبت بر جریانهاى داخلى جامعه اسلامى همت گماشت و به پرورش فرزندى که پس از وى به امر خدا امام خواهد بود توجه داشت و «از تربیت فرزند دیگر خویش زیدبن على بن الحسین علیه السلام که به عنوان پرچمدار انقلاب خونین دیگر زیرنظر امام خود باید بپاخیزند تا تبلور عاشورا کاستن نگیرد غافل نبود.» (42) حادثه عاشورا و نهضت امام حسین بسان خورشیدى سرچشمه فیض بخشى در عرصه ها و سطوح مختلف براى آزادگان بویژه شیعیان گردید خون «مطهر حسین علیه السلام و یارانش بر زمین ریخت، اما از آن خون درخت آزادى و آزادگى رویید...
ادامه مطلب
اندیشه بلند سالار شهیدان حضرت حسین بن علی (علیه السلام) که در قیام با شکوهش متبلور گشت، نمادها و ظهورات مختلفی دارد. از چهره های باطن نهضت حسینی تفکر عقلی و عقلانیت نهفته در آن است. استاد معظم حضرت آيت الله جوادی آملی از این منظر، نهضت حسینی را مورد تحلیل و بررسی قرار داده اند تا چهره باطنی نهضت که عقل و عقلانیت اصیل و مستحکم و تثبیت شده با مصباح وحی است، وضوح بیشتری یابد.
این کتاب مشتمل بر دو بخش است:
بخش اول: کلیات، که در فصل نخست به تبیین سیره امام حسین علیه السلام اشاره شده است و در فصل دوم به پیام نهضت آن حضرت پرداخته شده است.
بخش دوم: اثر نهضت حسینی که از شش فصل، شکوفایی عقل، رهبران الهی شکوفاگران عقل، اقدامات مخالفان شکوفایی عقل، قیام حسینی برای شکوفایی عقل، اثر قیام حسینی در شکوفایی عقل و تداوم اثر قیام حسینی برای شکوفایی عقل تشکیل شده است.
همانطور که از نام کتاب مشخص است، نویسنده سعی در بیان ویژگی ها و مشخصات نهضت عاشورا دارد که سبب رشد و شکوفیی عقل آدمی میشود. از آنجا که هر انقلابی تبلور اندیشه ها و نظرات رهبر انقلابی است، با فحص و تدقیق در رفتار سید الشهدا و گفتار کردار آن حضرت در مسیر نهضت الهیاش، به مطالبی و کلید واژه هایی دست میيابیم که هرکدام دریایی از معارف و علوم است و جاذب هر انسان عقل گرا.
در ابتدا، نویسنده سیرهی حضرت سید الشهدا را بیان میکند که در حقیقت همان سیره رسول الله و در حقیقت سیرهی عملی قران است. سپس به بیان مبانی نهضت حضرت می پردازد و شرایط ایجاد انقلاب در مردم و فعالیت های امام حسین را در این زمینه مطرح میکند. لازمه ی این انقلاب تکامل و رشد عقل است. آثار این نهضت مبحث بعدی است که نویسنده به آن پرداخته و تداوم اثر نهضت و قیام امام برای شکوفایی عقل.
در پایان مولف به بیان نقش و جایگاه امامزادگان، مراکز مذهبی و عالمان دین در تداوم آثار نهضت حسینی که همان شکوفایی عقل است میپردازد.
این کتاب در قطع وزیری و ۲۹۲ صفحه توسط مرکز نشر اسراء به زیور طبع آراسته شده است.
جلوههاي عرفاني نهضت حسيني
انديشمندان و صاحبان مذاهب و نحلههاي گوناگون فكري، جنبههاي مختلف نهضت عاشورا را بررسي كردهاند و از چشماندازهاي متفاوت فقهي، فلسفي، كلامي، تاريخي، اجتماعي و تربيتي بدان نگريستهاند. يكي از جنبههاي اين قيام، سويه عرفاني آن است، يعني در حادثه كربلا آموزههاي دلانگيز عرفاني نابي پديد آمده كه هركدام در سازندگي و عروج انسان نقش اساسي دارد. اين كتاب از همين زاويه عرفاني قيام امام حسين عليهالسلام را در سه بخش بررسي كرده است:
1- جلوههاي بصيرت و معرفت در نهضت حسيني
2- جلوههاي عشق و محبت در نهضت حسيني
3- جلوههاي كرامت انساني در نهضت حسيني
هرچند در اين كتاب حوادث و رويدادهاي واقعه عاشورا با رويكردي عرفاني طرح و تحليل شده است، سعي شده جنبه استنادي مطالب و تحليلها رعايت شود. از سوي ديگر براي اينكه مطالب كتاب براي همگان قابل استفاده باشد از طرح مطالب و مسائل فني عرفاني خودداري شده و تحليلها و تفسيرهاي كتاب آسان ياب است.
در بخش نخست كتاب كه جلوههاي بصيرت و معرفت در نهضت حسيني است پس از تعريف مفهوم عرفاني بصيرت، آگاهي و بصيرت امام حسين عليهالسلام از حوادث و پيامد قيامش، در پنج قسمت تحليل شده است و نويسنده سعي كرده است كه به پرسشهايي كه از ديرزمان مطرح بوده پاسخ دهد. اين پرسشها عبارتند از اينكه آيا امام عليهالسلام ميدانست كه عاقبت قيام او به شهادت خود و يارانش و نيز اسارت اهل بيت ميانجامد؟ اگر ميدانست چرا به اين خطر قطعي اقدام كرد؟ چرا زنان و بچهها را به همراه خود برد؟...
ادامه مطلب
آنچه حسین علیه السلام نگرانش بود

امام حسین علیه السلام همواره به دنبال فرصتی بود تا بر ضد حکومت ظالمانه و غاصبانه بنی امیه قیام کرده و بساط ظلم و ظالم را برچیند فرصتی که در زمان امام حسن علیه السلام و حتی سالها پس از شهادت آن حضرت به شکل جدی رخ نداد؛ ولی هر چه که زمان به پایان عمر معاویه نزدیک می شد با تلاشهای نامحسوسی که امام حسن و امام حسین علیهماالسلام انجام داده بودند شرایط اجتماعی برای یک قیام علنی آماده تر می شد از این رو امام حسین علیه السلام رفته رفته، جنگ تبلیغاتی با معاویه را تشدید كرد تا آن كه یك سال قبل از مرگ معاویه، در مِنی و در جمع دویست نفر از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله و بیش از پانصد تن دیگر از نخبگان جهان اسلام در خطبه ای به تفصیل، حقوق اهل بیت علیهم السلام را یادآور شد وآنان را به احیای آن و مبارزه با ظلم فرا خواند. امام علیه السلام با چنین كارهایی، برای قیام بر ضدّ حكومت بنی امیّه پس از مرگ معاویه، زمینه سازی می كرد و منتظر فرصت مناسب بود .
یك سال پیش از مرگ معاویه، امام حسین علیه السلام عازم حج شد و عبد اللّه بن عبّاس و عبد اللّه بن جعفر نیز با او بودند. امام علیه السلام حاجیان بنى هاشم چه مرد و چه زن؛ وابستگان و پیروانشان و نیز هر كس از انصار را كه خود یا خانواده اش را مى شناخت، گرد آورد؛ پیك هایى را هم فرستاد تا تمام اصحاب پیامبر صلى الله علیه و آله را كه آن سال به حج آمده و به صلاح و عبادتْ معروف بودند را در آن گردهمایی حاضر کنند.
بیش از هفتصد نفر در خیمه هاى حسین علیه السلام در سرزمین منى گرد آمدند. بیشتر این افراد از تابعیان و حدود دویست نفر نیز از اصحاب پیامبر صلى الله علیه و آله و غیر آنان بودند.
امام حسین علیه السلام میان آنان به سخن ایستاد و پس از حمد و ثناى خداوند ، فرمود: «امّا بعد، این طاغوت با ما و پیروانمان آن كرده كه دیده اید و مى دانید و پیش روى شماست. پرسشى از شما دارم. اگر راست گفتم؛ تصدیقم كنید و اگر دروغ گفتم؛ تكذیبم كنید. [اگر تصدیق کردید] به حقّ خدا بر شما و حقّ پیامبر خدا و حقّ نزدیكى ام به پیامبرتان؛ از این جا که رفتید هر آن كس از افراد قبیله تان را كه به او اعتماد داشتید؛ فرا خوانید و همه آن را برای آنها نیز نقل کنید؛ چرا كه من بیم دارم كه این موضوع (امامت)، از یاد برود و حق مغلوب شود و از بین برود؛ « فَادعوهُم إلى ما تَعلَمونَ مِن حَقِّنا ؛ فَإِنّی أتَخَوَّفُ أن یَدرُسَ هذَا الأَمرُ و یَذهَبَ الحَقُّ و یُغلَبَ » و خداوند، تمام كننده نور خویش است؛ اگرچه كافران خوششان نیاید؛ «وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَـفِرُونَ» .(1)
آنگاه حضرت شروع به یادآوری حقایقی کردند که یکایک آنها سندی بر حقانیت امامت و ولایت اهل بیت علیهم السلام است و جمع هفتصد نفری حاضر به تک تک آنها شهادت داده و سخنان امام علیه السلام را تصدیق کردند. آن معارف عبارت بودند از:
ادامه مطلب
شکوه شجاعت و ایثار

تاریخ روشن است از کرامتهای عباس بن علی علیه السلام، و نام او
همراه است با صفات و کمالات والای انسانی همچون وفا، ادب، ایثار و جانبازی؛ و گذشت سالها، کمترین غباری بر سیمای فتوتی، که در رفتار آن حضرت جلوه گر شد، ننشانده است. در این نوشتار به دو ویژگی ارزشمند حضرتش که در واقعه عاشورا به اوج عظمت خود رسید، می پردازیم.
«شجاعت» در اخلاق ارسطو، حد اعتدال و توازن بین صفت جبن و تهوّر است. شخص شجاع، از هرگونه افراط و تفریطی بر كنار و كاملا متین و استوار است و در برابر حوادث ترسناك مقاومت می كند و هیچ جا از خود ضعف و زبونی نشان نمی دهد.
این كه امام حسین علیه السلام، حضرت عباس علیه السلام را پرچمدار كربلا كرد، به تنهایی، شجاعت، رشادت و كفایت وی را اثبات می كند. آری مسلما عباس علیه السلام اولویتهایی را داشت كه حضرت او را بر دیگران مقدم كرد. پدر و مادر او هر دو شجاع و از تبار پهلوانان بوده اند گرچه نمی شود مولی علی علیه السلام را جز با انبیا و اولیا مقایسه كرد؛ ولی طایفه و قبیله پدری و مادری عباس در میان عرب، از نظر رشادت ممتاز و درخشان است.
او راه و رسم دلاوری و نبرد را در مكتب پدر آموخت و در صفین و جمل و نهروان پرورش یافت. كربلا نمایشگاه دلیری و دلاوری اوست و عباس علیه السلام در آن جا، انگشت نما و اسطوره مقاومت شد. با حضور او، رشادت شجاعان لشكر كفر در هم فرو ریخت و پا در گل شد وحشت و ترس بر دل آنان خیمه زد و باد لرزه اندامشان را به هر سو كشاند. و عفریت مرگ بر سرشان سایه افكند.
ادامه مطلب
درسهاى عاشورا
درسهاى عاشورا همواره بحثى زنده، حياتبخش و حركتآفرين است. هر چند اين رويداد در مكان و زمان محدودى به وقوع پيوست، امّا درسهاى آن ويژه زمان و مكان مشخصى نيست. اگر تا ديروز عدهاى مىپنداشتند كه عاشورا حادثهاى مقطعى است، امروز با توجه به تعاليم عاشورايى امام خمينى و در نتيجه استقرار حكومت اسلامى، بايد به عنوان رويدادى تلقّى شود كه در طول تاريخ مىتواند درسآموز بوده و پايههاى ستم و استبداد را از بيخ و بن براندازد:
«واقعه عظيم عاشورا از سال 61 هجرى تا خرداد 42 و از آن زمان تا قيام حضرت بقيةالله ارواحنا لمقدمه الفداه، در هر مقطعى انقلابساز است.»[14] پس از سال 61 هجرى، اين رويداد در عرصه رفتار سياسى الگوى بسيارى از حركتها شده است: حركت توّابين، مردم مدينه، قيام مختار، نهضت زيدبن على، قيام محمد نفس زكيّه و ابراهيم فرزندان عبداللّه...تا قيام و نهضت مقدس ملت ايران به رهبرى امام خمينى همه و همه با الهام از عاشورا سازماندهى شدهاند. اقبال لاهورى، استقلال و نجات پاكستان را مرهون قيام عاشورا دانسته است.[15] گاندى، نيز، نهضت عاشورا را الهامبخش خود در رهايى هندوستان مىداند.[16] ما در اين مقال، در صدد تجزيه و تحليل قيام و انقلابهايى كه در پى رويداد عاشورا صورت گرفتهاند نيستيم و همچنين در پى صداقت و يا درستى و نادرستى اين نهضتها نيز نيستيم؛ ما بر آنيم كه اشاره كنيم كه رويداد عاشورا در گذشته در عرصه رفتار سياسى منشأ حركتهايى عليه حاكمان ستم در دورههاى گوناگون بوده و هست. و در يك كلمه اگر نهضت بزرگ عاشورا را الگو و اسوه همه حركتهاى حقطلبانه و عدالتخواهانه بناميم و بدانيم سخنى به گزاف نگفتهايم. مصعب ابن زبير با اينكه خود را رقيب امامحسين(ع) براى حكومت مىدانست مىگويد: «و ان الاولى بالطف من آل هاشم تاسوا فسنوا الكرام التاسيا[17]
مردان بزرگوارى از آل هاشم در برابر ستم مقاومت نشان دادند كه براى بزرگان تاريخ نمونه و الگو است.» بسيارى از نويسندگان، شاعران و تاريخ نگاران مسلمان و غير مسلمان از درسآموزى اين رويداد براى همه جهانيان سخن گفتهاند. از باب نمونه يكى از نويسندگان مصرى به نام عباس محمود عقاد، با قلم توانايش در كتاب: «ابوالشهداء حسين بن على(ع)» چنينمىنويسد:
«نه تنها مسلمانان بلكه غير مسلمانان از اين حادثه درس جوانمردى، ايثار و مقاومت در برابر ستمگران گرفتند. از سفير مسيحى كه در همان مجلس يزيد به او اعتراض كرد بگيريم تا برسيم به قرون ميانه، تا روزگار خودمان.»[18] آرى عاشورا از چنان عمق و غنايى برخوردار است كه تا پايان تاريخ، پيام آور ارزشهاى والاى انسانى و الهامبخش انسانهاى آزاده و خداجو خواهد بود. عاشورا دانشگاهى است كه همه طبقات از زن و مرد، كوچك و بزرگ، باسواد و بىسواد، سياه و سفيد، مسلمان و غير مسلمان از آن درس مىآموزند و در اين دانشگاه همواره استادان بنامى چون: حسين بن على(ع)، قمر بنىهاشم، زينب كبرى و ديگر عاشورائيان تدريس مىكنند. ولى متأسفانه ما تاكنون نتوانستهايم ارزشهاى عاشورا را آن چنان كه شايد و بايد به جوامع جهانى بشناسانيم. در يكى از فيلمهايى كه بر ضد اسلام به وسيله B.B.Cبا نام شمشير اسلام، تهيه شده، بخش مهمّى از آن را عزادارى و سوگوارىهاى دوستداران امامحسين(ع) تشكيل مىدهد. مفسّر اين فيلم مىگويد:
«بايد مراقب بود كه اگر اين عزادارىها و اين همه عشق هدفدار شود و به سوى قلب غرب نشانه رود، ديگر هيچ سلاحى نمىتواند در برابر آن مقابله كند.»[19] با توجه به سخنان فوق، مهم جهتدار شدن مراسم عاشورا و شناخت درسهاى آن در ابعاد گوناگون است. فداكارى و ايثار، صبر و استقامت، شهادت و شجاعت، تعهد و مسؤوليت، صداقت و وفادارى، قاطعيت در راه هدف، دفاع از امامت و ولايت، دفاع و پاسدارى از دين و ارزشها، تولى و تبرى، ستيز با ستم و ستمگران، با فساد و مفسدان، دستور به نيكيها، پرهيز از بديها و زشتيها، انس با قرآن، ترويج فرهنگ نماز، نهراسيدن از نيروى دشمن، پرهيز از سستى و تنبلى در برابر تجاوز به ارزشها، افشاى چهره دشمنان اسلام، توجّه به معنويات حتّى در جبهه جنگ، نفى نژادپرستى، توبه، دعا، استغفار، تسليم در برابر خدا، قيام براى خدا و...بخشى از درسهاى عاشورا است. البته همين درسها كافى است كه يك ملّت را از ذلت به عزت برساند و همين درسها مىتواند جبهه كفر و استكبار را شكست بدهد. همانگونه ملت ايران با الهام از همين درسهاى عزّتبخش استبداد و استعمار را به زانو درآورد و باز همين درسها بود كه نقش خود را در جنگ تحميلى به نمايش گذاشت. آن چه آورديم فهرست بخشى از درسها و آموزههاى عاشورا بود. صدها بلكه هزارها هزار درس از رويداد عاشورا مىتوان آموخت. شرح و تفصيل درسهاى ياد شده در اين مقال نمىگنجد. از اين روى، به شرح نمونههايى از درسها در عرصه رفتار سياسى بسندهمىكنيم:
1. عدالتخواهى و ستمستيزى
ستيز با ستم و ستمگران به ويژه حاكمان ستم و بر پايىِ عدل يكى از درسهاى عاشورا در عرصه رفتار سياسى است. عاشورا به ما مىآموزد كه انسان مسلمان نمىتواند در برابر ستم و ستمگران سكوت كند و بىتفاوت بماند؛ اگر سكوت كرد در حكم همان ستمكار است. امامحسين(ع) در يك سخنرانى كه در منزل «بيضه» در برابر سپاهيان حرّ فرمودند:
«اى مردم. رسول خدا(ص) فرمود: اگر كسى حاكم ستمگرى را ببيند كه حلال خدا را حرام مىكند، عهد و پيمان الهى را مىشكند، و با سنت رسول خدا مخالف است، و با بندگان خدا به ستم و بيدادگرى رفتار مىكند، پس با گفتار و كردار در برابرش نايستد بر خداست كه اين فرد را نيز با همان حاكم ستمكار محشور كند.»[20] آن بزرگوار سپس از بنىاميه و پيروان آنها به عنوان نمونه و مصداقى از سخنان پيامبر گرامى اسلام ياد كرده و مىفرمايد:
«مردم آگاه باشيد كه بنىاميه و اتباع آنها پيرو شيطانند و از پيروى و بندگى خداى بخشنده سرپيچى كردهاند، فساد و تباهى را آشكار ساختهاند و حدود الهى را تعطيل كردهاند و اموال مردم را به خود اختصاص دادهاند. حرام خدا را حلال و حلالش را حرام كردهاند. من از هر كس شايستهترم كه وضع موجود را تغيير دهم...پس لازم است از روش من پيروى كنيد زيرا عمل من براى شما حجّت و سرمشق است...»[21] از سخنان ياد شده چند نكته اساسى زير استفاده مىشود:
1. مبارزه با ستم ستمگران و متجاوزان به حدود و قوانين دين واجب است. اين برنامه بايد سر لوحه زندگى امت اسلامى در گستره تاريخ در هر سرزمينى باشد.
2. سكوت در برابر حاكم ستم، گناهى بس بزرگ و در حدّ گناه همان حاكم ستم است.
3. حكومت يزيدى از مصاديق حاكمان ستم و متجاوزان به حدود و قوانين الهى است. از اين روى مبارزه با او نيز تكليف الهى است. امام در نامهاى به مردم كوفه مىنويسد:
«فلعمرى ما الامام الّا الحاكم بالكتاب، القائم بالقسط، الدائن بدين الحق، الحابس نفسه على ذات الله؛[22]
به جان خودم سوگند، امام و پيشوا تنهاكسى است كه برابر كتاب خدا داورى كند. دادگر و متدين به دين حقّ باشد. وجود خويش را وقف و فداى فرمان خدا كند.» امامحسين(ع) در همين نامه سخنان مردم كوفه را كه نوشته بودند: «ليس لنا امام؛ ما امام نداريم، تأييد كرده است، چرا كه آن بزرگوار يزيد را داراى شرايط امامت و حكومت نمىداند. زيرا كه اجراى حقِّ و عدالت، عمل به كتاب خدا از شرايط امام و حاكم است و يزيد هيچ يك از اين شرايط را ندارد.
ادامه مطلب
سيدالشهداء رهبر بى ترديد نهضت عاشورا
در هر نهضتى مىبايست، شخصيت اول و رهبر آن، فردى باشد كه نه تنها داراى هيچ نقطه ضعفى نباشد، بلكه مىبايد داراى امتيازات و خصوصيات علمى و روحى بلند نيز باشد، چرا كه يك قيام احتياج به شور و عشق و هيجان دارد، و اين هيجان و فداكارى، به وسيله فرد عادى و يا شخصى كه داراى نقاط ضعف باشد ايجاد نمى شود، معمولا در هر نهضتى حزب حاكم سعى مىكند تا از مخالفين خود مخصوصا رهبر نهضت ضعفى ببيند و آن را بزرگ كند، مخصوصا در انقلابهاى مكتبى كه بايد پايدار بماند.
اما در نهضت حسينى، دشمن اين آرزو را به گور برد، چرا كه سيدالشهداء داراى آنچنان شخصيت روشن و بى ترديدى بود كه حتى براى مخالفين او نيز همچنانكه خواهيم گفت، ابهامى در آن وجود نداشت.
اينكه به نمونه هائى از روزنه هاى شخصيت حضرتش توجه مىكنيم.
برداشت دنياگرايانه از قيام عاشورا
از زمانى كه واقعه جانگذار عاشورا روى داده است تا به امروز، انديشمندان بسيارى از جهان اسلام، درباره انگيزهها و چرايى اين قيام، سخنها گفتهاند و نوشتهها نوشتهاند. اما در اين ميان، برخى با توجه به گرايشها و وابستگىهايى كه به حاكمان معاصر خويش داشتهاند، به برداشتهاى تحريفآلود و وارونه از قيام كربلا، دست يازيدهاند كه يكى از آنها «نگاه دنياگرايانه به نهضت عاشورا» است. اين نوشتار در ابتدا به معرفى و نقد اين ديدگاه پرداخته و در ادامه به اهداف قيام عاشورا از ديدگاه رهبر قيام پرداخته است.
يكى از ديدگاههاى مهم اهل سنّت درباره فلسفه قيام عاشورا، برداشت دنياگرايانه از نهضت اباعبداللّه عليهالسلام است. اين برداشت حتى از همان آغاز نهضت در برخوردهايى كه امام عليهالسلام با برخى از بزرگان و افراد سرشناس در مدينه و مكه داشتند، به روشنى نمايان است. آنان به اين گمان كه حسين بن على عليهالسلام براى دستيابى به رياست و حكومت دنيوى قيام كرده، اما در ارزيابى خود براى دست يافتن به چنين هدفى، دچار اشتباه شده است، حركت حضرت را تخطئه كرده و در لباس خيرخواهى، كوشش مىكردند امام عليهالسلام را به هرشكل ممكن، از اين سفر بازدارند؛ چرا كه مىدانستند اين حركت به شكست نظامى منجر خواهد شد و دستيابى به حكومت، خيالى بيش نيست. عبداللهبن عمر با چنين نگاهى چندين بار كوشيد تا حضرت را از هدف خود منصرف سازد. (1) چنين انديشهاى، محدود به عصر امام حسين عليهالسلام نبود، بلكه در قرون بعدى نيز، برخى ازمورّخان وانديشمندان اهلسنّت ضمن تأييد و پذيرش و ترويج تفكر يادشده، به ارائه تفسير سطحى و دنياگرايانه از انگيزه قيام اباعبدالله عليهالسلام و در نتيجه، ارائه چهرهاى منحرف و دگرگون از نهضت كربلا پرداختند. اين گروه در اثر چنين نگاهى، كه برخاسته از محاسبات بشرى است، بر اين باورند كه نهضت امام عليهالسلام يك حركت ابتدايى و نسنجيده در شرايط نامناسب زمانى صورت گرفته است؛ چون حسين عليهالسلام آنچنان كه بايد در ارزيابى قدرت حكومت و سنجش توان و جايگاه خويش دقت لازم نكرد. ازاينرو، بر اقدام امام عليهالسلام خرده گرفته، آن را موجب تفرقه بين مسلمانان و خلاف مصالح جامعه اسلامى پنداشتند. در اين زمينه، برخى از آنان تا آنجا پيش رفتهاند كه حركت امام را براى خود و اسلام و مسلمانان تا روز قيامت زيانبار دانستهاند.اين نوشتار در ابتدا، به معرفى و نقد نمونههايى از اين اظهارنظرها مىپردازد و در ادامه، با استناد به خطبهها، نامهها، وصيتنامه و ديگر بيانات امام حسين عليهالسلام ، كه در مقاطع و مكانهاى مختلف اين واقعه نوشته يا ايراد فرمودهاند، به فلسفه و اهداف قيام كربلا، از ديدگاه آن حضرت، اشاره مىنمايد.
الف) قاضى ابوبكربن عربى اندلسى مالكى (م 543 ه.) مؤلف كتاب العواصم من القواصم ـ ضمن آنكه معتقد است امام حسين عليهالسلام با قيام خود وحدت امت اسلامى را به هم زد و مردم به حكم فرمايش پيامبر صلىاللهعليهوآله كه فرمود: «هركس بخواهد امت متحد اسلام را به تفرقه بكشاند، بايد كشته شود، هركس كه مىخواهد باشد» او را كشتند، هرچند او فرزند پيامبر صلىاللهعليهوآله بود. بنابراين، حسين موافق شريعت جدش كشته شد! ـ در اينباره مىگويد:
«اگر حسين بنعلى، كه بزرگ اين امت و پسر بزرگ اين امت و شريفترين شخص و پسر شريفترين شخص امت بود، در خانه خود مىنشست يا به زراعت يا دامدارى مىپرداخت، مقرون به صلاح و صرفه بود. و اگر مردم از او درخواست قيام به حق مىكردند، از آنان نمىپذيرفت و توجه به هشدار رسول خدا صلىاللهعليهوآله مىكرد، كه از انگيزش فتنه بيم داده بود، و به خاطر مىآورد كه رسول خدا صلىاللهعليهوآله از صلح حسنبنعلى عليهالسلام ستايش كرده و اگر او تنها به اين نكته توجه مىكرد كه حسنبن على عليهالسلام با آن همه نيروى نظامى خود حكومت و خلافت را از دست داد، چگونه او مىتواند به كمك اوباش و اراذل كوفه خلافت را به چنگ آورد؛ چنين حادثه تأسفبارى هرگز رخ نمىداد.» (2)
ب) ابن تيميه (م 728 ه.) نظريه جواز خروج حسينبن على عليهالسلام بر يزيد را باطل مىداند. وى بر اين باور است كه مفسده چنين خروجى از مصلحتش بيشتر بوده و در خروج و قيام حسين هيچگونه مصلحت دنيايى و دينى وجود نداشته است؛ چرا كه حسين عليهالسلام آنچه را كه از كسب خير و دفع شر در نتيجه قيامش به دنبال آن بود، به دست نياورد و حتى با قيام و كشته شدنش خوبى كاهش يافت و بدى فزونى گرفت، بلكه قتل حسين از كارهايى بود كه فتنههاى زيادى را دامن زد.(3)
وى در جاى ديگر، در بحث مقايسهاى ميان قتل عثمان و شهادت امام حسين عليهالسلام مىنويسد:
«بىترديد اجر و ثواب عثمان نزد خدا بيشتر و گناه قتلش بيشتر از گناه كشتن كسى است كه حاكم و زمامدار مسلمانان نبوده، اما براى دستيابى به حكومت خروج كرده است؛ چرا كه عثمان از خود صبر پيشه كرد و براى حفظ جان خويش با قاتلانش نجنگيد!...» (4)
ج) ابن كثير (م 774 ه.) دركتاب البداية و النهاية در فصلى با عنوان «قصة الحسين بن على و سبب خروجه باهله من مكة الى العراق فى طلب الامارة و كيفية مقتله»(5) به جريان قيام كربلا پرداخته است. وى در عنوان ياد شده، هدف نهضت امام حسين عليهالسلام را طلب حكومت و دستيابى به قدرت (طلب الاماره) بيان نموده و با اين سخن، به اين قيام ماهيتى سياسى، دنيوى داده است.
د) ابن خلدون (م 808 ه.) ديدگاه خويش را درباره قيام امام حسين عليهالسلام چنين بيان مىكند:
«... حسين ديد كه قيام بر ضد يزيد به سبب فسق وى واجب و ضرورى است، به ويژه بر كسى كه توانايى چنين قيامى را داشته باشد. او گمان كرد خود به سبب شايستگى و داشتن شوكت و نيرومندى، بر اين امر تواناست. اما درباره شايستگى، همچنان كه گمان كرد درست بود و بلكه بيش از آن هم لياقت داشت، اما درباره شوكت اشتباه كرد!» (6)
ه.) شيخ محمد طنطاوى مصرى (م 1277 ه.) درباره نهضت امام حسين عليهالسلام مىنگارد:
«حسينبن على عليهالسلام از روى خوش گمانى به كسانى كه گرد او جمع شده بودند و شديدا او را براى قيام و قبضه كردن خلافت تحريك مىكردند، اطمينان پيدا كرد. از اينرو، قيام كرد، اما از طرفى قدرت و شوكت بنىاميه و شدت عمل دستگاه حاكم را به حساب نياورد و از طرف ديگر، فريبكارى مردم عراق را كه در گذشته پدر و برادرش را فريب داده بودند، از نظر دور داشت!» (7)
و) عبدالوهاب نجار (م 1360 ه.ق) استاد دانشگاه الازهر مصر نيز درباره قيام اباعبدالله عليهالسلام نظرى شبيه ديدگاه طنطاوى دارد. وى مىنويسد: «ظلم است كه گفته شود، يزيد حسين بن على را اجبارا به سوى عراق فرستاد؛ زيرا حسين با اختيار خود به عراق رفت. او به دو سبب فريب خورد: يكى آنكه، خيال كرد عراقيان كه دعوتش كردند او را يارى خواهند داد و ديگر آنكه، تصور كرد خويشاوندى با رسول خدا صلىاللهعليهوآله چنان مقام اجتماعى به او داده است كه مىتواند در اين مبارزه پيروز شود.»(8)
ز) محبالدين خطيب مصرى (م 1389 ه.) در حواشى خود بر كتاب العواصم من القواصم ابن عربى، پس از بيان نظر و كوششهاى برخى از كسانى كه مىخواستند امام حسين عليهالسلام را از سفر به عراق منصرف كنند، مى نويسد:
«اين همه كوششى كه افراد خيرخواه براى ممانعت از سفر حسين بن على به كوفه كردند، بىنتيجه ماند. سفرى كه براى خود و اسلام و امت اسلامى تا امروز و تا روز قيامت ناميمون و زيانآور بوده و تمام اين زيانها به سبب جنايتى بود كه شيعيانش مرتكب شدند؛ زيرا آنان بودند كه از روى نادانى و غرور و حس فتنهانگيزى و ايجاد شر و اختلاف، حسين بن على را براى قيام و سفر به عراق برانگيختند!» (9)
نقد و بررسى
اينها نمونههايى از نگاه دنياگرايانه برخى از مورّخان و انديشمندان اهلسنت درباره فلسفه قيام عاشوراست. اين نگرش از چند جهت قابل خدشه و نقد است:
ادامه مطلب
مقدمه
روزها همچنان از پی هم میگذرند و دوباره محرم با آن حال و هوای سحرانگیزش از راه میرسد. دوباره عطر خوش حسینی به مشام میرسد و نوای «یاحسین» گوش جان را نوازش میدهد. زمزمهای كه همواره ورد زبان ملت ایران بوده و با نشأت گرفتن از زمزمهها و نام حسین(ع) بود كه توانستند چنان حوادثی را بیافرینند به طوری كه با گذشت زمان هنوز فعل حسینیشان در اذهان حك شده باقی مانده است.
امام حسین ( ع ) به همراه 72 تن از یاران صدیقش حماسهای خلق كرد كه حتی با یادآوری آن میتوان به عظمت این نهضت حسینی پی برد و برای حركتها و مبارزات ظلمستیزانه بعدی، در طول تاریخ پس از امام(ع) و یارانش الگویی گشت. در باره رویداد عاشورا بسیار گفته و نوشتهاند. باز هم جاى گفتن و نوشتن باقى است، چرا كه این رویداد از چنان ابعاد بزرگ و گستردهاى برخوردار است كه هر چه بیشتر به تحلیل و بررسى آن پرداخته شود زوایاى نوتر و تازهترى از آن آشكار خواهد شد. عاشورا نه یك حادثه كه یك فرهنگ است، فرهنگى برخاسته از متن اسلام ناب كه نقش حیاتى را در استحكام ریشه ها، رویش شاخه ها و رشد بار و برهاى آن ایفا كرده است. عاشورا هیچ گاه در محدوده زمان و جغرافیاى خاصى محصور نمانده است، بلكه همواره الهام بخش تشیع در راستاى حركت ها، جنبش ها و قیام هاى راستین شیعه ـ پل بسیارى از نهضتهاى دیگر ـ در برابر كانون هاى ظلم و كفر و نفاق بوده است. قیام عاشورا از سال 61 هجرى تا امروز همچون چشمهاى جوشان و خروشان از آب زلال و گواراى خود تشنگان معرفت و حقیقت را سیراب كرده، و الهامبخش بسیارى از نهضتهاى حقّ علیه باطل بوده است. انقلاب اسلامى، به رهبرى امام خمینى(ره) از عاشورا حسینی الهام گرفت. وصیت نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(ره) نیز این مفاهیم را بیان میدارد كه هر كس خود را بیشتر برای ظلم محیا كنید ، ظالم بیشتر میشود و اگر در برابر ظالم ایستادگی كنید ظلم از بین میرود. روحانیت شیعه همواره براى حراست از كیان فرهنگ عاشورا، نه فقط آن را در طول اعصار متمادى بازگو كرده است، بلكه حتى به بازسازى آن و پاسدارى از ارزش هاى ناشى از آن پرداخته است. بازسازى مضامین و مفاهیم بلند فرهنگ عاشورا در هر عصر و زمانى به فراخور حال آن زمان، تأثیر بسیار شگرف و سازنده اى در راه پیشبرد اهداف مقدسى همچون نشر معارف و فرهنگ اسلام ناب، بر جاى نهاده است. تاریخ شیعه گواه صادق و روشنى از این بازسازىها است. این بار نیز آذرخشى دیگر از آسمان كربلا درخشید كه نور آن مشعل فروزان راه حق طلبان و حقیقت جویان، و ابهت و صلاى آن، در هم كوبنده الحاد و نفاق است. عاشورا رسالت بزرگى را بر دوش همه دینداران به ویژه آگاهان جامعه نهاده است. همگان پس از شناخت ابعاد آن موظفاند خود و جامعه خود را با آن مقایسه و از آن درس و عبرت بیاموزند، چرا كه زنده بودن تاریخ به ترسیم و تصویب آن و سنجش خودمان با آن است. از این روى، سخنی هر چند كوتاه پیرامون اساسىترین بعد این حادثه بزرگ است كه در بخشی از آن تحت عنوان « عاشورا در محرم » كه بر گرفته از موضوعات مختلف پیرامون این حادثه تاریخی خواهد بود بیان می گردد .
تولد تاریخ
پنجاه سال از غروب آفتاب آسمانی وحی میگذشت و بیش از بیست سال بود كه زمین و زمان از تابش خورشید قسط و عدالت محروم شده بود، پنجاه سال پیش از این، پیامبر اسلام(ص) رحلت فرموده بود و در طول این نیم قرن تنها چهار سال و نه ماه آفتاب عدالت درخشیده بود، دیگر هرچه بود سیاهی بود و ستم، ظلم بود و ظلمت، و هرچه عقربه تاریخ پیشتر می رفت سیطره سیاهی و ستم بیشتر میشد و این سیطره چنان باسرعت پیش میرفت كه دیگر امید به نور نجاتی نبود، میرفت كه نام قرآن و اسم اسلام نیز به فراموشی سپرده شود و این، یعنی محو حقایق و نابودی انسانیت و به باد دادن تمام زحمات و خدمات پیامبران و اصلاحگران تاریخ؛ به عبارت دیگر تحریف و تدفین تاریخ، تاریخی كه رسولان حق، از آدم تا خاتم به آفرینش آن كمر همت بسته بودند و با تحمل سختیهای طاقتفرسا و با صداقت و صمیمیت فوق العاده خویش آن را ساخته بودند و چه میثمها كه در حراست از آن به سر دار نرفته و چه ابوذرها كه به خاطرآن، شكنجه و تبعید نشده بودند و از همه مهمتر حضرت علی(ع) آن عین عدل و عرفان و انسان كامل در این راه مقدس شهید شده و با خون خویش و این ابرمرد، كسی جز امام حسین(ع) و این كار سترگ، جز با حماسه بینظیر كربلا، نمیتوانست باشد این كار با منبر و خطابه یا با نوشتن نامه و رساله تحقق نمییافت، خون خـدا میبایست دین خدا را از نو زنده كند و با شهادت خویش حجاب از چهره اهل تزویر بردارد . حضرت با آگاهی تمام به آخركار وبا شوق واشتیاقی وصف ناپذیر به دیدار دوست به راه افتاد ورفت كه كربلا راعرش عشق وعاشورا را قیامت قرآن وتولد تاریخ كند كه كرد وحیرت آبادی را بنام كربلا تا ابد زنده وبالنده دربلندای ابدیت پدید آورد كه هنوز هم كه هنوز است جهانخواران وزورمداران وریا كاران تا نام كربلا وعنوان عاشورا را می شنوند خوابشان آشفته می شود و كربلا بزرگترین و مهیبترین كابوسی است كه خواب را بر چشم همه یزیدیان حرام كرده است .
حسین بن على ( ع )
امام سوم شیعیان،شهید كربلا و خون خدا،كه نهضت عاشورا بر محور فداكارى و جان فشانى آن حضرت شكل گرفت و تاریخ بشرى را سرشار از حماسه و ایثار كرد و درس آزادگى و عزت به انسان داد و با خون خویش كه در كربلا ریخت،درخت اسلام آبیارى شد و امت مسلمان بیدار گشت. سومین امام معصوم، در سوم (یا چهارم) شعبان سال چهارم هجرى در شهر مدینه دیده به جهان گشود. او دومین ثمره پیوند فرخنده حضرت على (ع) و حضرت فاطمه ( س ) دختر پیامبر اسلام (ص) بود. رسول خدا «ص» نام فرزند حضرت زهرا «ع» را «حسین» نهاد.وى مورد علاقه شدید پیامبر خدا «ص» بود و آن حضرت در باره او فرمود: «حسین منى و انا من حسین...»
ادامه مطلب
عاشورا: حال و آینده
نسل امروز و آینده هنوز تشنه فضیلت و عدالت است و به دلیل سرخوردگى از تباهىها بهدنبال آرمان شهر اسلامى مىگردد. اینان به نیرومندى و توانایى خویش براى به دست آوردن دنیایى بهتر و در نتیجهرستاخیزى مطلوب مىاندیشد. جوان امروز در تلاش است تا از فرهنگ و ارزشهاى اسلامى انسانىبه صورت بهینه بهره گیرد. این تفكر حیاتىترین، اندیشهاى است كه مىتواند بهبالندگى جامعه جوان امروز و آینده مدد رساند. همانگونه كه می دانید صحنه عاشورا چنان آگاهانه در راه معشوق جانسپارى كردند كه به قول امام خمینى(ره): «هر چه روز عاشورا سیدالشهدا سلاماللهعلیه به شهادت نزدیكتر مىشد، افروختهتر مىشد و جوانان او مسابقه مىكردند براى این كه شهید بشوند، همه هم مىدانستند كه بعد از چند ساعت دیگر شهیدند. براى این كه آنها مىفهمیدند كجا مىروند؛ آنها مىفهمیدند براى چه آمدند؛ آگاه بودند كه «ما آمدیم اداى وظیفه خدایى را بكنیم؛ آمدیم اسلام را حفظ بكنیم». امام خمینى(ره) رمز عزت مردم ایران، از ذلت و زبونى را، احیاى حماسههاى عاشورایى مىدانند و مىفرمایند: «عاشورا را زنده نگهدارید كه با نگهداشتنعاشورا كشور شما آسیب نخواهد دید.»
شجاعت سیدالشهداء علیه السلام نه تنها همان زور بازو و قدرت و قوت بدنى و علم و آگاهى آنحضرت به آئین جنگ و نبرد و مدیریت و فرماندهى و به خاك انداختن دلیران ودلاوران صحنه كارزار بود، بلكه تمام اینها از روح قوى و خصیتبلند و حیاتاعتقادى و اسلامى او نشات مىگرفت. وقتى از او مىپرسند از پیامبر حدیثى كه خودت شنیده باشى نقل كن مىفرماید: « ان الله یحب معالى الامور و یبغض سفسافها » خداوند كارهاى بلند و گرامى رادوست مىدارد و كارهاى پست و زبون را دشمن مىدارد.»
در این روایت امام حسین(ع) كه از جد بزرگوارش نقل مىكند، معلوم مىشود روح بلندامام با امور پست جسمى سر و كار ندارد، سر و كارش با معانى عالى و بلند و باعظمت است. از دیدگاه اسلام همه حماسههاى نژادى و قومى مذموم است و آن حماسهاى در اسلامممدوح و پسندیده است كه بر اساس عزت نفس، كرامت نفس، آزاد منشى و استقلالفرهنگى و اعتقاد دینى باشد و ننگ و ذلت و انحطاط و پستى را تحمل ننماید.
سیدالشهدا با الهام از آیات حماسى قرآن هم چون آیه شریفه «لله العزه ولرسوله و للمومنین» و آیه «لن یجعل الله للكافرین على المومنین سبیلا» و بااستفاده از زندگى حماسى و سیره عملى رسول خدا(ص) و امیرالمومنین علیه السلامو حماسههاى زهراى اطهر وامام حسن مجتبى(ع) به احیاى انسانهاى مرده زمانپرداخت و شخصیت معنوى مسلمانان را بیدار كرد و اسلام را تجدید حیات بخشید و درملت اسلام در تمامى قرون و اعصار حماسه و غیرت ایجاد كرد، حمیت و شجاعت و سلحشورى به وجود آورد و براى تمام نهضتها و انقلابهاى دنیا سوژه و سرمایه بىنظیرى شد و به آنها آموخت كه ترسها، زبونىها، بردگىها، چاپلوسىها، بیگانهپرستىها، همه و همه مولود از دست دادن خوى فطرى و شخصیت انسانى است. رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمى خامنهاى پیرامون روحیه حماسى و رفتار شجاعانه مردم شریف ایران و بركات آن مىفرمایند: «رفتار شجاعانه همه مردم و مسئولان ایران، علتهاى دیگر را براى مقاومت دربرابر آمریكا تشجیع كرده است. اكنون دورانى كه امریكایىها خیال مىكردند صاحباختیار دنیا هستند و براى كشورهاى گوناگون خط و نشان مىكشیدند، سپرى شده است واین همه به بركتشجاعت و نترسیدن ملت ایران از ابرقدرتها حاصل شده است.» امروزه ملتهاى مسلمان سراسر دنیا در پرتو تعالیم حماسى حضرت اباعبدالله الحسین ( ع ) مىروند تا در تاریخ معاصر تحولى ایجاد كنند. امروزه بیدارى و آگاهى سیاه پوستان امریكا آن هم در پرتو تعالیم انسان ساز عاشورایى و رهنمودهاى امام خمینى ( ره ) مایه بسى امید و بشارت است.
رهبر معظم انقلاب در این باره فرمودند: «سیاهپوستان آمریكا اعم از مسلمان ومسیحى در این تظاهرات مشتهایشان را گره كردند و فریاد «الله اكبر» سر دادندو به ترجمه سوره مباركه حمد گوش فرا دادند این پیام قرآن بود كه زیر چشم رژیماستكبار امریكا در دنیا پخش شد و این واقعیت نشان داد كه با وجود مخالفت هاىامریكا پیام انقلاب اسلامى به مخاطبین آن در دورترین نقطه جهان رسیده است.»
رهبر معظم انقلاب بااشاره به حماسههاى مردم شریف ایران و با قاطعیت تمام مىفرمایند: « همه دولتها اعتراف دارند كه تنها ایران اسلامى است كه با شجاعت در مقابلامریكا و اسرائیل ایستادهاند.»
به خاطر همان تعالیم عاشورایى است كه هنوزشعارهاى حماسى و پیامهاى بلند آن به گوش اهل دل مىرسد كه مىفرمود: الموت اولى من ركوب العار والعار اولى من دخول النار انا الحسین بن على آلیت ان لا انثنى حتى عیالات ابى امضى على دین النبى ، «مرگ بهتر از پذیرفتن ننگ است و پذیرفتن ننگ بهتر از قبول آتش سوزان جهنم استمن حسین فرزند على هستم، سوگند یاد كردهام كه در مقابل دشمن سرفرود نیاورم. من از اهل و عیال پدرم حمایت مىكنم و در راه آئین پیامبر كشته مىشوم.»
روحیه حماسى است كه باعث مىشود انبیاء الهى براى اجراى عدالت اجتماعى كوچكترین سازشىبا مترفین و كفار نداشته باشند.
همین حماسههاى صادقانه و مخلصانه بود كه یك جاذبه واقعى و حقیقى در قلوب مردممومن جهان ایجاد كرد كه حرارت و سوزش آن هرگز به سردى نمىگراید و در زیر اینآسمان كبود نمىتوان نهضت و انقلاب اصلاحى را پیدا كرد كه با حماسههاى جاویدعاشورا آشنا نباشد.
آرى «ان لقتل الحسین حراره فى قلوب المومنین لن تبرد ابدا» امام خمینى ( ره ) «بزرگداشتشعائر عاشورایى» را مهمترین رمز وحدت ملل مسلمان جهان مىداند وتعالیم عاشورایى را ثمربخشترین حماسهبراىعزتمسلمین و ذلت و خوارى كفار ومشركین و نابودى استكبار جهانى بهحساب آورده ومىفرماید: «همه باید بدانیم كه آن چه موجب وحدت بین مسلمین است این مراسم سیاسى، مراسمعزادارى ائمه اطهار و به ویژه سید مظلومان و سرور شهیدان حضرت ابى عبداللهالحسین علیه السلام است كه حافظ ملیت مسلمین به ویژه شیعیان اثنى عشرعلیهم صلوات الله و سلم مىباشد.»
ادامه مطلب
پیام عاشورا
«السلام علیك یا ثارالله و ابنثاره و الوتر الموتور»
عاشوراى سال 61 ه.ق فرا رسید ، و سید الشهداء(ع) كه همراه پاكباختگان دین خدا به صحراى كربلا آمده بود، در آفتاب سوزان ظهر عاشورا همچون نگین انگشترى در محاصره دشمنان اسلام و قرآن قرار گرفت. حسین بنعلى ( ع ) با دلى آرام، قلبى مطمئن و روحى بلند در برابر همه سردمداران كفر و مزدورانشان ایستاد و پیام عاشورا را چنین ابلاغ كرد:
الف) آزادى و آزادگی
در بامداد عاشـــــورا، كه دشمنان بر گرد سید الشهداء امام حسین ( ع ) حلقه زده بودند به حضرت پیشنهاد بیعت با یزید كردند و امام(ع) فرمودند : لا والله لا اعطیكم بیدى اعطاء الذلیل و لا اقر اقرار العبید. نه، به خدا سوگند، دستم را چون فردى خوار پیش شما دراز نمىكنم و چون بردگان ذلت و خوارى را نمىپذیرم. در نزدیكی ظهر عاشورا سید الشهداء پیام آزادى را تكرار كرد و فریاد برآورد: هیهات منا الذلة هرگز تن به ذلت نمىدهیم و زبونى و خوارى از جمع ما دور است. در آخرین لحظات كه پیكر پارهپاره سید الشهداء بر روی زمین افتاده بود و خون خدا از رگهاى بریدهاش بیرون مىزد و دشمنان از خدا بی خبر به سمتخیمهگاه اهل بیت ( ع ) یورش مىبردند، در زیر لب این چنین زمزمه كردند : یا شیعة آل ابىسفیان ان لم یكن لكم دین و كنتم تخافون المعاد فكونوا احرارا فى دنیاكم اى پیروان خاندان ابوسفیان، چنانچه دین خدا را كنار گذاشتهاید و از روز رستاخیز نمىهراسید پس در دنیاى خویش آزاده باشید.
ب) عرفان با دید حقیقت
با نزدیكتر شدن ظهر عاشورا ، تهدید سپاهیان دشمن افزونتر می شد ، وحشت و اضطراب زنان و اطفال خردسال را فرا گرفته بود و حسین بن علی ( ع ) فرزند برومند حضرت فاطمه(س) تنهایى را احساس مىكرد. و در این میان سید الشهدا ( ع ) دستش را به سمت آسمان بلند كرد و با معبود خود این گونه سخن گفت: اللهم انت ثقتى فى كل كرب و انت رجائى فى كل شدة و انت لى فى كل امر نزل بى ثقة و عدة، كم من هم یضعف فیه الفؤاد و تقل فیه الحیلة و یخذل فیه الصدیق و یشمت فیه [به] العدو انزلته بك و شكوته الیك رغبة منى الیك عمن سواك ففرجته عنى و كشفته [و كفیتنیه] فانت ولى كل نعمة و صاحب كل حسنة و منتهى كل رغبة. بارالها، تو در هر اندوه و مشكلى مورد اعتماد منى; در هر سختى مایه امید و در هر امرى كه بر من وارد آید مورد اعتماد و پشتیبان من هستى. غمهایى سبب سستى قلب مىشود و راه چارهاندیشى را بر انسان مىبندد، در آن هنگام دوستان انسان را رها مىكنند و دشمنان به نكوهش مىپردازند; چه بسیار چنین غمهایى كه به درگاه تو روى آوردم، به تو شكایت كرده، از دیگران روى گرداندم و تو آن غمها را بر طرف ساختى. پس تو عطا كننده هر نعمت، صاحب هر خیر و نیكى و پایان هر آرزو و امیدى.
ادامه مطلب
نهضت عاشورا در نگاه امام خميني (ره)
عاشورا وكربلا در نگاه امام جایگاه ویژه ای دارد وامام نظر گاه بلندی به عاشورا افـكنـده وآن رادست مایه سترگي براي آفریـنـش انقلاب اسلامی یافته واز آن الهام گرفته است امام خمینی(ره) قیام خودرابرگرفته ازقیام سیدالشهدامعرفی میكندوبه آن افتخارمی كندو یادآورمی شـودكه مابـایستی درسـهای شجاعـت،شهـادت،عدالـت، عدالـت خـواهی،مبارزه باظـلم، ودفاع از مكتب رافراگیریم.وبااستدلال به شیوهوسیره ی زندگی امام حسین(ع)منطق راحـت طلبـان بـی درد سازشگران دنـیاطلب و تماشاچیان توجیه گر رامردودمی شمارد.
این بدان جـهت اسـت كه خط سرخ شیعه كه هـمان اسلام ناب محمدی است در كربلا برجسته ترمی شود.درپرتونهضت عـاشوراآزادی خواهـی،ذلت ستیـزی وشهادت طلبی كه لازمه مـبـارزه بادستگاه جور است پررنـگ ترمی شود. لـذاپژوهشگـران ومورخان قیام امام رادارای ویژگی های كه نـه تنهادرقرن های معاصربلكه درطول تاریخ نظیرنداد.بی شك یكی ازآن ویژگی هاپیوندی است كه بین انقلاب امام خمینی(ره)وانقلاب امام حسین در سال61هجری وجود دارد.نگاهی كلی به شخصیت امام حسین (ع) از نگاه امام خمینی(ره)
۱-قیام برای خدا: سید الشهداء با چند نفر ازاصـحاب قیام كردندچون قیام لله بود اساس سلطنت آن خبیث را درهم شكستند.
2-مسؤلیت پذیری: در بحث مسؤلیت پذیری از همه انبیاء و اولیاءبارزتر و معروف تر سیدالشهـدا است.
اگر وضع تفكر امام حسین(ع) مثل بعضی از مقدسین جامعه خودش بودكربلایی پیش نمی آمدیـك راحت طلبی بود وكـناره گیری از جـامعه لكن وضـع تفكرامام حسین(ع)طوردیگری بود
۳-شهادت طلبی: هرچه روزعاشوراوشهادت به امام حسین(ع)نزدیك ترمی شدافروخته ترمی شد.جوانان اومسابقه می دادندبرسر این كه شهیـد شونـد، همه می دانستنـد كه بعداز چندساعت دیگر شهیدند.
۴- صبر واستقامت:روزعاشوراوشب یازدهم مصائب ومخایفی اتفاق افتادكه تحمل این همه سختی و رنج ومشقت را كسي جز حضرت زینب(س) نداشت.
۵-تجلیات عرفانی و جود مقـدس امـام حسین(ع):ماكه تابع امام حسین(ع)هستیـم بـایـد بـه تفكردر مسائل عرفانی وملكوتی امـام حسیـن(ع) بـپردازیـم و ببینیم ایشان چه وصفی در زندگی داشت.قـیـامـش، انگیزه اش نهی از منكر بود كه منكری باید ازبین برود.مناجات شعبان، دعای عرفه امام حسین و...فلسفه ی نهضت عاشورا
اگر در رابطه با فلسفه نهضت امام حسین(ع) بخواهیم صحبت نماییم باید به یك متفكر واسلام شنـاس ژرف اندیش بپردازیم كه بهتر از امام راحل پیدا نمـی شود.امام راحل اهداف مختلفی رابرای قیام امام حسین(ع)بیان كردكه اولاً همه اینها در طول یكدیگرند و نه تنهابا هم مناقاتی ندارند بلكه مكمل هم هستند.
۱- بازگرداندن جامعه به سنت وسیره ی پیامبر: به دلـیل نحراف جامعه اسلامی از سنت وسیرهینبوی دردورهی حاكمیت یزیدامام حسین(ع)تلاش اصلی ومحوری خودرا بازگر داندن جامعه به سنت وسیره ی نبوی معـرفی می نماید.امام حسین(ع) درخطبه ای می فرمایدكه پیامبر اكرم فرموده است:كسی كه ببیندیك سلطان جائری حلال می شمرد حرمـات الله را و مـع ذالك سـاكت شد و تغییر نداد باقول خودش بـا عمل خودش ایـن انجـرفی كه سلطـان جائر پيداكرده حتم اسـت برخداي تبارك وتعالي كه جاي اوراهم همان جايسلطان جائردرآخرت قرار بدهد.
۲-حفظ واحیای شریعت: درطول هدف پیشین احـیای شریعت اسلامیازدستبردوتطاول معاندانازجمله هدف هـای والای حسینی است.خطری كه كه معاویه ویزید برای اسلام داشتند منصب خلافـت نبود این كمترین خطر بود ولی خطر اصلی این بود كه می خواستند :
ادامه مطلب
درسهايي از نهضت عاشورا(1)
در اين قسمت مي خواهيم به بيان درسهايي از واقعه و نهضت عظيم عاشورا بپردازيم كه اين مطالب در سه بخش به حضورتان تقديم مي گردد:
ظلم ستیزی
امام حسین علیه السلام با قیام خود در برابر یزیدیان، به انسان ها درس ظلم ستیزی و عدم سکوت و تسلیم در برابر زورمندان و ستمگران دادند و به آنها آموختند اگر قادر به کوتاه کردن دست ستمگران نیستند، دست کم سکوت نکنند و از طریق افشاگری به رسوا کردن طاغوت ها بپردازند. لذا آن حضرت به محض این که خبردار شدند که یزید به عنوان خلیفه مسلمانان زمام امور جامعه اسلامی را در دست گرفته است شروع به مخالفت با او کردند و سپس با هدف هدایت مردم به افشای یزید پرداختند. از جمله می فرمودند: «یزید مرد فاسقی است. شراب می نوشد، انسان های بی گناه را به قتل می رساند و به صورت علنی مرتکب فسق و فجور می شود».
دلاوری
امام حسین علیه السلام در راه هدفی که داشت از هیچ پیشامدی بیم به دل راه نداد هیچ مانعی او را از پیکار با دشمنان مأیوس نساخت. در نبرد با نیروهای نظامی یزید چون شیر خروشید. نقل کرده اند که در روز عاشورا هر لحظه بیش از پیش چهره مبارکش برافروخته تر می شد و با تمام وجود به مبارزه می پرداخت و در ضمن رجزهایی که می خواند به دشمن اعلام می کرد: «هرگز سر تسلیم در برابر خواسته های شما فرود نمی آورم و به خدا قسم با شما دست بیعت نخواهم داد و هرگز از جنگ با شما نمی گریزم». تا لحظه ای که جان در بدن داشت کسی را یارای نزدیک شدن به خیمه های او نبود. وقتی با دلاوری و یک تنه به لشکریان یزید حمله می کرد، انبوهی از افرادِ تا دندان مسلح از ترس پا به فرار می گذاشتند.
درس امام شناسی
حضرت امام حسین علیه السلام خطاب به مردم کوفه می نویسد: «به جانم سوگند، امام و پیشوای مردم کسی است که بر اساس قرآن حکم کند و به قسط قیام کند و از دین حق پیروی نماید و در راه خدا، خویشتن دار باشد». آن حضرت با این پیام به رهبریِ طاغوت هایی که بر خلاف قرآن و حق و عدالت رفتار می کنند و همواره اسیر خواهش های نفسانی خود هستند خط بطلان کشیدند و به جهانیان اعلام کردند که هرگز حاضر به قبول چنین پیشوایانی نشوند؛ چرا که آنها مردم را به سوی گم راهی می کشانند و از خیر دنیا و آخرت محروم می سازند.
حفظ مقدسات اسلامی
در ماجرای عاشورا گرچه تمام رفتارهای امام حسین علیه السلام و یاران غیورش با هدف حفظ اساس دین و احکام الهی تحقق پیدا می کرد، امّا در عین حال تک تک موضع گیری های آن حضرت و همراهانشان بر اهمیّت موضوع یا حکم خاصی را تأکید می کرد که می تواند برای پیروان امام حسین علیه السلام بسیار آموزنده باشد؛ به عنوان مثال از آن جا که در فرهنگ اسلامی مکه و بیت اللّه الحرام از احترام و منزلت بسیار والایی برخوردار است، وقتی امام حسین علیه السلام احساس می کنند که ماموران مخفی یزید ممکن است او را در کنار خانه خدا ترور کنند و بدین وسیله قداست حَرَم الهی شکسته شود، فورا از مکه خارج می شوند و می فرمایند: «به خدا سوگند، اگر در خارج از مکه کشته شوم خیلی بهتر از آن است که در داخل مکه در کنار کعبه کشته شوم». امام خمینی رحمه الله در این باره می فرمایند: «سیدالشهدا در مکه نماند که مبادا به ساحت قدسی مکه جسارت بشود».
درس حفظ عفاف و پاسداری از حجاب
از درس های مهمّ عاشورا پاسداری از حجاب است که برای بانوان جامعه اسلامی بسیار آموزنده و در عین حال هشداردهنده است. وقتی در عصر عاشورا لشکریان بی شرم یزید خیمه ها را آتش زدند و از غارت لباس های خانواده شهدا و حرم اهل بیت علیهم السلام نیز چشم پوشی نکردند، بُعد دیگری از رسالت زنان قهرمان کربلا، یعنی حفظ عفاف و حجاب نمود بیشتری پیدا کرد. بانوان هریک به گونه ای در این باره به انجام وظیفه می پرداختند. نقل می کنند وقتی که مردم گرد آمده بود که اسرای اهل بیت را تماشا کنند، ام کلثوم خطاب به آنها فرمود: «ای مردم! آیا شرم نمی کنید برای تماشای اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم که پوشش مناسبی ندارند جمع شده اید؟» حضرت زینب علیهاالسلام در کاخ یزید خطاب به او می فرمایند: «یَابنَ الطُلَقاءِ، آیا این کار تو که زنان و کنیزانت را در جای امن و دور از چشم مردم قرار داده ای و دختران رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم را با پوشش نامناسب در شهرها می گردانی، که همه به آن ها نگاه کنند عادلانه است؟!»
درس توحید
در یک کلام حادثه کربلا کتابی سرشار از معارف اسلامی، و اصلی ترین درس آن درس توحید است. در رفتار سیدالشهدا و یاران بزرگوارش توحید عملی به زیبایی تمام جلوه گر شده است. آنان اثبات کردند که اگر امر بین رضای خداوند و رضای غیر خدا دایر شود، به آسانی از هرچه غیر خداست چشم می پوشند و در سایه رضای او قرار می گیرند. این است درس جاوید تاریخ عاشورا برای همه موحدان عالم.
ادامه دارد ...
درسهايي از نهضت عاشورا(2)
ادامه دارد ....
پایبندی به نماز
از جمله درس های مهمّ نهضت عاشورا لزوم پایبندی به نماز و پاسداری از آن است. امام حسین علیه السلام به مسئله اقامه نماز و ترویج فرهنگ آن اهتمام زیادی می فرمودند. در عصر تاسوعا وقتی لشکر عمر سعد تصمیم گرفت که جنگ با امام حسین علیه السلام را آغاز کند، آن حضرت برادرش حضرت ابوالفضل را مأمور ساخت تا از دشمن یک شب مهلت بگیرد و علّت درخواست مهلت را این گونه بیان فرمود: «امشب را به ما مهلت دهند تا به نماز و دعا و استغفار مشغول شویم؛ زیرا خدا می داند که من نماز و دعا و قرآن را دوست می دارم».
ظهر عاشورا وقتی عمرو بن کعب به حضرت عرض کرد: هنگام نماز است، امام علیه السلام فرمود: «نماز را به یاد ما انداختی، خداوند تو را از جمله نمازگزارانی که به یاد خدایند قرار دهد. از دشمن بخواهید دست از جنگ بردارد تا نماز به جای آوریم».
نترسیدن از مرگ
امام حسین علیه السلام در روزگاری که ارزش های اصیل اسلامی نظیر شهادت طلبی، در نتیجه حاکمیّت یزیدیان به فراموشی سپرده می شد، آنها را از نو در جامعه زنده کردند و عشق به شهادت را به مانند فرهنگی حیات بخش در نهاد انسان های مؤمن و آزاد جانشین ترس از مرگ ساختند.
نقل شده است وقتی در شب عاشورا امام حسین علیه السلام به اصحاب و برادران و فرزندان خود فرمودند: «فردا همه شما کشته خواهید شد»، قاسم بن حسن علیه السلام ـ که جوان کم سن و سالی بودند ـ نگران بودند که نکند فیض بزرگ شهادت به لحاظ کمی سن شامل حال او نشود. لذا از آن حضرت سؤال کرد حتی من هم؟ امام حسین علیه السلام برای امتحان از حضرت قاسم پرسیدند: «مرگ را چگونه می بینی؟» این نوجوان پاک سرشت در جواب فرمودند: «مرگ در ذائقه من شیرین تر از عسل است».
جوان مردی و فرزانگی
در تمام صحنه های نهضت عاشورا و نیز در رفتار امام حسین علیه السلام صداقت و جوان مردی موج می زند. نمونه بارز آن برخورد امام با حر و سپاهیان اوست. در مسیر کربلا در منطقه «شراف» وقتی حرّ با لشکریانش جلو کاروان امام حسین علیه السلام را گرفت، با وجود این که لشکریان حرّ جان او و اصحابش را تهدید می کردند، وقتی امام حسین احساس کردند که آنها تشنه اند به همراهان خود دستور دادند همه آنها را سیراب کنند؛ حتی آن حضرت با دست خود مشک آب را در دهان بعضی از سربازان حرّ قرار می دادند.
ادب و بزرگواری
از درس های مهمّ و ماندگار عاشورا ادب و بزرگواری است که در رفتار تک تک همراهان امام حسین علیه السلام در طول این سفر به چشم می خورد؛ برای مثال وقتی حرّ متوجّه کار نادرست خود شد، با ادب وصف ناپذیری به خدمت امام علیه السلام رسید و از آن حضرت طلب گذشت کرد. هم چنین در گفتار حضرت عباس علیه السلام می بینیم که ایشان همواره از امام حسین علیه السلام که برادرشان بود با عنوان «سیّدی و مولای» یاد می کرد. هم چنین وقتی رفتار حضرت زینب علیه السلام را مشاهده می کنیم ادب و بزرگواری را در اوج خود می بینیم. آری او دو پسر خود را در رکاب برادر، فدای اسلام کرد، ولی نه تنها در موقع انتقال جنازه فرزندانش از خیمه بیرون نیامد، بلکه از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام یک بار هم کلمه ای درباره فرزندانش بر زبان نراند و همیشه یاد و نام سالار شهیدان را گرامی می داشت و از این طریق درس ادب و بزرگواری می آموخت.
درسهايي از نهضت عاشورا (3)
امام حسین علیه السلام با عمل خود به انسان های مؤمن آموخت هنگامی که اساس مکتب با خطر مواجه می شود، باید در راه حفظ آن از هیچ گونه فداکاری دریغ نورزند. امام حسین علیه السلام وقتی دید زمام جامعه اسلامی به دست فردی مثل یزید افتاده است که به صورت علنی احکام الهی را زیر پا می گذارد قیام کرد و مردم را هم برای مبارزه با یزید فرا خواند و در این راه از جان و مال و فرزندان و یارانش گذشت و اجازه نداد که مرد فاسقی چون یزید احکام الهی را پایمال سازد و فرمود: «ای شمشیرها، اگر دین محمّد صلی الله علیه و آله وسلم جز با قتل من حفظ نمی شود، مرا در بر گیرید». بدین ترتیب عمل آن حضرت الگویی شد برای تمام انسان های مومن که در مواقع به خطر افتادن ارزش های الهی با سرمشق گرفتن از عمل کرد امام حسین علیه السلام در برابر طاغوت ها قیام کرده، جلو تعدی آنها را بگیرند و از این طریق ارزش های دینی را در طول قرون متمادی از خطرها حفظ کنند. یکی از درس های مهم نهضت عاشورا برای همه انسان ها این بود که صرف نظر از هر عقیده ای که دارند، سعی کنند در زندگی آزاده باشند و تن به هیچ گونه خواری ندهند و تسلیم ستم هیچ ستمگری نشوند. آری، آن هنگام که مرد ستمگری چون یزید او را به بیعت با خود فرا خواند، در جواب او فرمود: «هرگز دست ذلّت به شما نمی دهم و هم چون برده ها تسلیم شما نمی شوم» و بارها جمله «مَوتٌ فی عزٍّ خیرٌ مِن حیاةٍ فی ذُلٍّ؛ مرگ با عزت بهتر از زندگی ذلیلانه است»، را بر زبان جاری ساخته، انسان ها رابه آزادگی دعوت کرد. در کربلا وقتی آن حضرت را بین مرگ و بیعت با ستمگری چون یزید مخیّر ساختند، فرمودند: «این گروه ستم پیشه مرا به انتخاب یکی از دو چیز یعنی جنگ و پذیرش ذلت مجبور کردند. امّا محال است که من به ذلّت تن دهم». امام حسین علیه السلام ضمن تبیین این حقیقت که حاکمیّت یزید بزرگ ترین منکر اجتماعی است و در چنین اوضاعی وظیفه انسان آزاده و با تقوا امر به معروف و نهی از منکر است، در نامه ای که به افراد سرشناس کوفه فرستادند این سخن پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را گوش زد کردند که می فرمایند: «هر مسلمانی سلطان ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال می شمارد و پیمان الهی را در هم می شکند و با سنّت رسول خدا مخالفت می کند و در برابر چنین سلطانی با عمل یا گفتار مخالفت نکند، بر خداوند سزاوار است که چنین کسی را داخل آتش جهنم سازد». حضرت در ادامه فرمودند: «آگاه باشید به درستی که اینان (یزیدیان) پیروی از خدا را ترک و تبعیّت از شیطان را بر خود واجب کرده اند. فساد را رواج داده، حدود الهی را تعطیل کرده اند... حلال را حرام و اوامر و نواهی الهی را دگرگون کرده اند. من سزاوارترین شخصی هستم که به این اوضاع اعتراض کنم...». و در وصیّتی که به برادرشان محمد حنفیه نوشته اند تصریح دارند: «من برای خودخواهی یا خوشگذرانی و فساد قیام نکرده ام؛ بلکه می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و سیره جدم و راه و روش پدرم را احیا کنم». بر این اساس یکی از درس های مهمّ عاشورا ضرورت احیای دو تکلیف بزرگ الهی، یعنی امر به معروف و نهی از منکر، است. در جای جای حماسه عاشورا شکیبایی در رفتارها و گفتارهای حماسه آفرینان عاشورا به چشم می خورد. امام حسین علیه السلام وقتی از مکه عازم عراق می شدند در ضمن خطبه ای فرمودند: «رضای الهی رضایت ما اهل بیت است. بر امتحان ها و بلاهای او صبر می کنیم، او نیز پاداش صابران را به ما عطا می کند» و در یکی از منازل بین راه به همراهانشان فرمودند: «ای مردم هر کدام از شما تحمّل تیزی شمشیر و ضربت نیزه ها را دارد با ما بماند وگرنه برگردد» و در طول این سفر هم خود امام حسین علیه السلام و هم یاران باوفایش در مقابل تمام حوادثِ تلخ شکیبایی را پیشه خود ساختند و به همه انسان در طول تاریخ درس بردباری در راه هدف آموختند. امام حسین در روز عاشورا در اوج نبرد با دشمن به یاران خود فرمودند: «ای بزرگ زادگان و آزادمردان، بردباری را پیشه خود سازید. مرگ پلی است که شما را از سختی ها به سوی بهشت و نعمت های ابدی عبور می دهد». وفا و عمل به پیمان و ایستادگی بر سر عهد از ویژگی های امام حسین علیه السلام و اصحاب وفادار آن حضرت است. آن حضرت شب عاشورا در توصیف اصحاب خود فرمودند: «هیچ اصحابی وفادارتر و صادق تر از یاران خود نمی شناسم» در توصیف وفاداری خود آن حضرت در زیارت نامه ایشان می خوانیم: «اَشْهدُ انّکَ قد... وَفَیْتَ و اَوفَیتَ؛ شهادت می دهم که تو به عهدی که با خداوند بسته بودی وفا کردی». یکی از صحنه های بزرگ تجلی وفاداری یاران امام حسین علیه السلام برخورد حضرت ابوالفضل علیه السلام با امان نامه ای است که شمر برای آن حضرت و برادرانش آورد. ایشان با ردّ آن می گوید: «من هرگز از دینم دست بر نمی دارم و تا جان در بدن دارم از امام و پیشوایم حسین حمایت می کنم». لذا در زیارت نامه اش وارد شده: «شهادت می دهم که تو به بیعتی که با امام حسین علیه السلام بسته بودی وفا کردی و دعوتش را اجابت نمودی و از دستوراتش اطاعت کردی»فداکاری در راه مکتب
آزاده زندگی کردن
لزوم احیای امر به معروف و نهی از منکر
بردباری
وفاداری