عکس رضوی

اینجا هم گفتم چندتا عکس قشنگ براتون بذارم که شاید دلتون هواییه حرم شد؛
تا که بر گنبد تو دیده ام از دور افتاد
 
ناگهان بر دل آلوده من شور افتاد
 
اولین بار که دیدم حرمت را گفتم
 
ای سلیمان به سرایت گذر مور افتاد
 

ادامه مطلب
[ پنج شنبه 21 مرداد 1395  ] [ 2:36 PM ] [ م تقی زاده عربی ]
[ نظرات0 ]

اینجا...حرم است._پست ثابت

 

...اینجا کران بی کران عالم عشق است...نمی دانی عرش به فرش آمده یا تو در اوج ملکوتی؟... اینجا میان حاجت و اجابت فاصله ای نیست...خوب گوش کنی آوای بال فرشتگان شنیدنیست... بازی نور در حوض آب وسط صحن و سرای گل هشتم تو را از خود بی خود می کند..اطرافت را می نگری..در شهر همه مستند...هشیار نمی بینی... و خدا خیلی اینجا نزدیک است ..نزدیک تر از لای این شبو ها..نزدیک تر از پای آن کاج بلند...نزدیک تر از رگ گردن...صدای نقار خانه روانت را جلا میدهد و این دیگر نه تویی..که قطره ای هستی محو شده در دریای دوستداران رضوی...به کردار بچه آهو..می گریزی از هرچه می خواهد تو را شکار کند...از نفست....به دامان پر مهر امام مهربان...اینجا...حرم است...


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 21 مرداد 1395  ] [ 2:31 PM ] [ م تقی زاده عربی ]
[ نظرات0 ]

غيبت امام زمان در نگاه امام رضا(ع)

امامان به اين نتيجه رسيدند که پسر امام يازدهم عليه‏السلام از چشمان «عباسيان» پنهان شود تا بتواند فعاليتهاي خود را ناشناخته به انجام رساند، تا اينجا احاديثي که وجود امام را پيش بيني مي‏کند که از نظرها پنهان باشد و سياستهاي خود را در خفا، در ميان پيروان خويش به مورد اجرا خواهد گذاشت را ترويج و نقل مي‏کردند. اين امام دوازدهمين امام است. چنين اقداماتي از پيش صورت مي‏گرفت، تا «اماميه» را به قبول سفيران به عنوان واسطه‏هاي ائمه عليهم‏السلام آماده سازد». [3] همين تفسير و فلسفه غيبت که از زبان «جاسم حسين» بيان شد، در روايات اسلامي نيز به گونه‏اي ديگر بيان شده است و امامان معصوم بر آن تأکيد کرده‏اند که به برخي از آنها در ذيل اشاره مي‏گردد: 

 

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 13 مرداد 1395  ] [ 7:31 PM ] [ م تقی زاده عربی ]
[ نظرات0 ]

سلام برعشق...

صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا ع ...

سلام بر تو ای خورشید مشهد ...

سلام بر عشق..

سلام بر تو که معنای واقعی عشق را بر قلبم نازل نمودی،هرچند عاشق واقعی نیستم..

چندی است از این فضا دور بوده ام اما تو نگاهت را لحظه به لحظه در زندگی ام حس کردم..

خیلی وقتها به اینجا می امدم و نوشته های پیشینم را میخواندم وبه احوال خودم میگریستم.

که چرا چون گذشته عاشق نیستم و بی انکه چیزی بنویسم اینجارا ترک میکردم..

آقای مهربانم ..مدتهاست کبوتر دلخسته ات از تو فاصله گرفته و غرق در دنیای خودش شده است..
 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 13 مرداد 1395  ] [ 7:24 PM ] [ م تقی زاده عربی ]
[ نظرات0 ]

قشنگترین تولد زندگیم کنارمعشوق..

صلی الله علیک یا علی بن موسی..

سلام معشوق من..سلام امام رضا...

یک هفته ای هست که میخام بیام و راجع به بهترین اتفاق زندگیم اینجابنویسم که تا الان قسمت نشده بود..

یک هفته ی پیش ..دیدار منو تو..اونهم درست تو شب تولدم..

این درست یعنی یه معجزه....بهترین کادوی تولد عمرم از طرف معشوقم امام رضا (ع)..

یکشنبه شب پنجم بهمن ماه ساعت هشت شب بلیط داشتیم...همسفرامون یه زن و مرد مشهدی بودن،

عجیب به حالشون غبطه خوردم..خانومه میگفت هرجمعه میان حرم..چه لذتی بالاتر از این...

ساعت هشت صبح بود که به شهر عشق رسیدیم و ذره ذره وجودم بیقراره دیدنت شده بود..

 

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 13 مرداد 1395  ] [ 7:12 PM ] [ م تقی زاده عربی ]
[ نظرات0 ]

تولد آفتاب

در سپیده دم روز پنج شنبه ، یازدهم ذی القعده ، سال صد و چهل و هشت قمری ، وقتی مدینه پلک های صبح گاهی اش را گشود ، بر نفسش عطر تولد کودکی نشست که بار دیگر ، فرشتگان زیادی را میهمان خاکفرش خود کرده بود .

اسم کودک علی بود ، کنیه اش ابالحسن و لقبش رضا.

امام رضا (ع) پشتوانه و یاری توانا برای پدر به حساب می آمد . از همان کودکی توجه بزرگان و دانشمندان شیعه و سنی و حتی اهل کتاب را به خود جلب کرد. چندان که یکی از علمای معروف اهل سنت گفته است که او در سن بیست و چند سالگی در مسند فتوا می نشست و فتوا می داد1.

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 13 مرداد 1395  ] [ 7:07 PM ] [ م تقی زاده عربی ]
[ نظرات0 ]

با فرش های حرمت حرف می زنم اینجا ... چقدر فرش صبور هست ...

[ چهارشنبه 13 مرداد 1395  ] [ 7:03 PM ] [ م تقی زاده عربی ]
[ نظرات0 ]