بسیجی آنلاین
با ولایت ؛ تا شهادت

در اطرافمان انسانهایی را می‌بینیم که واقعا از صمیم قلب به حرف خدا عمل می‌کنند ولی در زندگیشان هزاران مشکل و گرفتاری کوچک و بزرگ دارند و به خواسته‌ها و آرزوهایشان نمی‌رسند و همیشه از بقیه عقب هستند در صورتی که تلاش هم می‌کنند؟


فقر

برای پاسخ به این سوال باید ثروتمندی و غنا را به دو دسته برون ذاتی و درون ذاتی تقسیم كنیم:

منظور از بى‏‌نیازى برون ذاتى آن است كه انسان به وسیله اشیاء خارج از ذاتش از دیگران بى‌‏نیاز شود؛ به وسیله مقام، قدرت، دوستان، پول و مانند آن. این غناى برون ذاتى است كه چندان اعتبار ندارد، به همین جهت این نوع غنا و ثروت عطش روحى انسان را فرو نمى‏‌نشاند و لذا ثروتمندان تشنه‌‏تر هستند! بر این اساس است كه وقتى از بهلول مى‌‏پرسند: شخصى نذر كرد كه به فقیرترین مردم كمک مالى كند، باید به چه كسى بدهد؟

گفت: «به هارون الرشید!. [1]

 نوع دوم، غناى درون ذاتى است؛ یعنى كسى كه با استفاده از سرمایه درونى وجود خویش و بدون كمک گرفتن از ابزار بیرون خویش غنى است. چنین اشخاصى در سایه ایمان، اعتماد به نفس، قناعت، توكّل بر خدا، تقوى، كه سرمایه‌‏هاى بزرگى محسوب مى‏‌شود، به غناى درون ذاتى دست مى‌‏یابند و از همه غنى‏‌ترند.

ویژگى مهمّ سرمایه‏‌هاى درون ذاتى این است كه دزدان نمى‌‏توانند آن را به سرقت ببرند. حضرت على علیه السلام خود از جمله كسانى است كه غناى درون ذاتى دارد. بدین جهت در دوران بیست و پنج ساله سكوتش همانند كوه ایستادگى و مقاومت مى‏‌كند و هنگامى كه به قدرت مى‏‌رسد اسیر قدرت نمى‏‌گردد، بلكه قدرت را اسیر خویش مى‏‌نماید و به دنیا همچنان بى‌‏اعتناست.

آرى، آن حضرت در اوج قدرت دنیا را از كفش پر وصله‌‏اش بى‏‌ارزش‏تر.[2]

و از برگ جویده شده در دهان ملخ كم بهاتر!. [3]

و از عطسه بز كم قیمت‌‏تر! . [4]

و از استخوان خنزیرى كه در دست شخص جذامى باشد، [5]، پست‏تر معرّفى مى‏‌كند! این است سرمایه واقعى و جاودانى.. [6]

با توجه بر این مطالب می‌شود این نتیجه را گرفت كه برخوردار نبودن از مادیات به معنای فقر نیست بلكه كسی فقیر است كه از عقل و ایمان به خدا تهی باشد همان گونه كه حضرت علی علیه السلام در روایتی می‌فرماید:

هیچ سرمایه‌‏اى همچون عقل نیست و هیچ فقرى همچون جهل و نادانى نیست. [7]

در روز قـیـامت خـداوند، جـلّ ثناۆه، همچنان كه برادرى از برادرش پوزش مى‌‏خواهد، از بنده مۆمن نیازمند خود در دنیا، عذر مى‏‌خواهد و مى‌‏فرماید: به عزّت و جلالم سوگند كه من تو را در دنیا از سر خواریت نزد من، محتاج نكردم. اكنون این سرپوش را بردار و ببین به جاى دنیا به تو چه داده‌‏ام. او سرپوش را بردارد و گوید: با این عوضى كه به من دادى مرا چه زیان اگر آنچه را در دنیا از من گرفتى

كسی كه قلبش سرشار از ایمان به خداوند یكتا است و در عمل نیز به دستورات الهی پایند است، فقیر نیست بلكه او بی نیاز واقعی است و اكثر پیامبران و صالحان جهان از نظر مادی وضع خوبی نداشتند. فقر شعار صالحین است همان گونه كه در روایتی از امام صادق علیه السلام می‌خوانیم كه حضرت فرمودند:

هنگامى كه دیدید فقر روى آورده بگو اى شعار صالحین خوش آمدى و هنگامى كه ببینى غنا روى آورده بگو لابد گناهى از من سر زده كه مجازاتش به سرعت فرا رسیده. [8]

البته این فقری كه در این روایت مراد و منظور است فقری است كه انسان تلاش می‌كند ولی در حد كمی نصیبش می‌شود نه فقری كه بر اثر تنبلی و بی تدبیری و اسراف به وجود آمده باشد. و باز منظور از فقر، زندگى ساده و خالى از تشریفات و تكلّفات است در برابر ثروتى كه موجب مستى و غرور و تشریفات و تجمّلات مى‏‌شود.

و البته اگر انسان فقیری در زندگی كوتاه و گذرای دنیا از جاده مستقیم الهی خارج نشود و بر این حالت فقر صبر نماید خداوند در زندگی جاودانه آخرت مقام بالا و نعمت های زیادی به او می‌دهد همان گونه كه امام رضا علیه السلام در روایتی می‌فرماید:

كسی كه قلبش سرشار ازایمان به خداوند یكتا است و در عمل نیز به دستورات الهی پایند است، فقیر نیست بلكه او بی نیاز واقعی است و اكثر پیامبران و صالحان جهان از نظر مادی وضع خوبی نداشتند

در روز قـیـامت خـداوند، جـلّ ثناۆه، همچنان كه برادرى از برادرش پوزش مى‌‏خواهد، از بنده مۆمن نیازمند خود در دنیا، عذر مى‏‌خواهد و مى‌‏فرماید: به عزّت و جلالم سوگند كه من تو را در دنیا از سر خواریت نزد من، محتاج نكردم. اكنون این سرپوش را بردار و ببین به جاى دنیا به تو چه داده‌‏ام. او سرپوش را بردارد و گوید: با این عوضى كه به من دادى مرا چه زیان اگر آنچه را در دنیا از من گرفتى. [9]

در ضمن پولدار شدن آدم ها نیز ربطی به خوبی و بدیشان ندارد. خداوند سنت هایی دارد كه هر كس آن سنت ها را رعایت كند چه كافر چه مۆمن به پول و ثروت می‌رسد. به عنوان مثال هر كس تلاش نماید و زحمت بكشد، یا به كسب و تجارت بپردازد و در این مسیر مهارت كافی داشته باشد، می تواند صاحب پول و ثروت گردد. اما اگر كسی بیكاری و تنبلی را پیشه كند، یا در زندگی اش حساب و كتاب نداشته باشد، فقیر می شود، می خواهد مۆمن باشد یا كافر.

 

پی نوشت ها :

[1]. كتاب بهلول عاقل ص 31

[2]. نهج البلاغه، خطبه 33.

[3]. :نهج البلاغه، خطبه 224.

[4]. نهج البلاغه، خطبه 3.

[5]. نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره 236.

[6].  110 سرمشق از سخنان حضرت على (ع)، ص: 6

[7].لا غِنَى‏ كَالْعَقْلِ وَ لا فَقْرَ كَالْجَهْل «نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره 54.»

[8]. إذا رَأَیْتَ الفَقْرَ مُقبِلًا فَقُلْ مَرْحباً بِشِعارِ الصّالِحینَ وَ اذا رَأَیْتَ الْغِنى‏ مُقْبِلًا فَقُلْ: ذَنْبٌ عُجِّلَتْ عُقُوبَتُه «  كافى، ج 2، ص 263، ح 12 از باب فضل فقراء مسلمین»

[9]. إنّ اللّه‏َ جلَّ ثناۆهُ لَیَعتَذِرُ إلى عَبدِهِ المۆمنِ الُمحْوِجِ فی الدنیا كما یَعتَذِرُ الأخُ إلى أخیهِ ، فیَقولُ : وعِزَّتی وجَلالی ، ما أحوَجتُكَ فی الدنیا مِن هَوانٍ كانَ بِكَ عَلَیَّ ، فارفَعْ هذا السَّجْفَ فانظُرْ إلى ما عَوَّضتُكَ مِن الدنیا . قالَ : فَیَرفَعُ فیَقولُ : ما ضَرَّنی ما مَنَعتَنی مع ما عَوَّضتَنی «كافی ج 2 ص 264»

منبع : اندیشه قم


[سه شنبه 11 تیر 1392 ]  [1:10 PM]  [ ]

مقامی عظیم در سایه‌‌ی اطاعت حق

حضرت عباس

در بین صفات و كمالاتی كه یك انسان می تواند پیدا نماید ظاهرا عبودیت و بندگی خدا از همه بالا تر باشد حتی از رسالت و امامت و امثال آن. فلذا ما در نماز، قبل از شهادت به رسالت، شهادت به عبودیت پیامبر صلی الله علیه واله می دهیم و می گوییم: « أشهد أن محمدا عبده و رسوله » گویی پیامبر صلی الله علیه واله قبل از این كه رسول باشد عبد است و اساسا این عبودیت او بوده است كه وی را به مقام رسالت رسانده چنانچه همین مقام عبودیت و بندگی بوده است كه او را به معراج و آسمان برده چرا كه خداوند در همین رابطه می فرماید:

« سبحان الذی أسری بعبده لیلا ... » (1) .

پاك و منزه است آن خدایی كه بنده خود را در شب به سمت مسجد الحرام سیر داد!

و عبودیت و بندگی نیست چیزی جز اطاعت محض از مولی و ربّ به همین خاطر ما در زیارتنامه مأثور حضرت عباس علیه السلام اولین چیزی را كه نسبت به آن حضرت بیان می كنیم عبودیت است كه تفسیر آن همان اطاعت از خدا و رسول و امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین صلوات الله علیهم می باشد .

« السلام علیك أیها العبد الصالح المطیع لله و لرسوله و لأمیرالمومنین و الحسن و الحسین » (2) .

فلذا امام خمینی رضوان الله علیه در مورد مقام عبودیت می فرمایند:

« كدام شخصیت مى‏تواند ادعا كند كه عبد اللَّه است و از همه عبودیتها بریده است، جز انبیاى عظام و اولیاى معظم ... » (3) .

حال اگر فقط انبیاء عظام و اولیای معظم می توانند ادعای عبودیت نمایند چگونه خواهد بود حال و مقام كسی كه همان انبیا و اولیای معظم برای او مقام عبودیت و بندگی را ادعا كنند ؟!

حضرت عباس علیه السلام كسی است كه ائمه معصوم ما صلوات الله علیهم این مقام را برای او ذكر نموده اند!

گفتیم كه تفسیر عبودیت همان اطاعت محض از اوامر و دستورات است و دیدیم كه این معنی در زیارتنامه اباالفضل علیه السلام نیز مورد اشاره واقع شد چرا كه بعد از این كه فرمود: عبد صالح، فرمود: مطیع خدا و رسول ! در اینجا قصد داریم كمی در این رابطه بنگاریم.

اطاعت بدون چون چرا از دستورات هر كسی ، بندگی نسبت به او محسوب می شود حال اگر آن شخص خدا بود یا از طرف خدا دستور می داد آن بندگی ، بندگی خداست و اگر آن دستور دهنده از طرف شیطان و هواهای نفسانی و بر اساس آن دستور می داد ، اطاعت از او ، بندگی و پرستش آن شخص و بندگی شیطان می باشد !

اطاعت خدا یا شیطان

خداوند در قرآن، یهود و نصارای را مورد سرزنش قرار داده است كه چرا علمای خود را كه همان احبار و راهبان باشند ، مورد پرستش قرار داده اند و آنها را به عنوان رب اتخاذ كرده و برایشان ربوبیت قائل شده اند:

« قاتلهم الله أنی یۆفكون اتخذوا أحبارهم و رهبانهم أربابا من دون الله ... » (4) .

خداوند آنها را بكشد چرا دروغ می گویند ؟! آنها احبار و رهبان خود را به عنوان رب اتخاذ نموده اند!!

در چند حدیث از امام باقر و صادق علیهما السلام در ذیل این آیه آمده است كه : « والله ما صلوا لهم و لاصاموا ولكن أطاعوهم فی معصیة الله » یا « ولكنهم أحلوا لهم حراما و حرموا لهم حلالا فاتبعوهم » یا « فعبدوهم من حیث لا یشعرون » (5) .

یعنی به خدا قسم كه یهود و نصاری علمای خود را نمی پرستیدند به این شكل كه برای آنها نماز بخوانند یا روزه بگیرند یا در مقابلشان سجده یا ركوع بكنند. پس چرا خداوند فرمود: آنها علمای خود را رب پنداشتند ؟

به این دلیل كه بدون چون و چرا از آنها اطاعت و تبعیت كردند مثلا حلالها را بر آنها حرام نمودند یا حرامها را بر آنها حلال نمودند و آنها اطاعت كردند و در حقیقت آن احبار و رهبان را كه غیر از خدا بودند بدون آن كه متوجه شوند پرستیدند!

نتیجه این كه اطاعت بدون چون چرا از دستورات هر كسی، بندگی نسبت به او محسوب می شود حال اگر آن شخص خدا بود یا از طرف خدا دستور می داد آن بندگی، بندگی خداست و اگر آن دستور دهنده از طرف شیطان و هواهای نفسانی و بر اساس آن دستور می داد، اطاعت از او، بندگی و پرستش آن شخص و بندگی شیطان می باشد!

چنانچه در حدیث امام باقر علیه السلام آمده است:

« من أصغی إلی ناطق فقد عبده فإن كان الناطق یۆدی عن الله عز و جل فقد عبد الله و إن كان الناطق یۆدی عن الشیطان فقد عبد الشیطان » (6) .

عبودیت و بندگی نیست چیزی جز اطاعت محض از مولی و ربّ به همین خاطر ما در زیارتنامه مأثور حضرت عباس علیه السلام اولین چیزی را كه نسبت به آن حضرت بیان می كنیم عبودیت است كه تفسیر آن همان اطاعت از خدا و رسول و امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین صلوات الله علیهم می باشد

هر كس كه به سخن گویی گوش فرا دهد به حقیقت او را پرستیده است حال اگر آن سخن گو از طرف خدا ادا می نماید و سخن می گوید گوش دهنده خدا را پرستیده و اگر سخنگو از طرف شیطان سخن می گوید و حرفهایش شیطانیست گوش دهنده شیطان را پرستیده و در واقع نهی خداوند از پرستش شیطان در سوره یس همان نهی از پیروی از دستورات شیطان است!

باز در مورد شأن و جایگاه عبودیت و اطاعت و فرمانبرداری خوب است به این حدیث قدسی توجه نماییم:

« یابن آدم أنا حی لا أموت أطعنی فیما أمرتك حتی أجعلك حیا لاتموت یابن آدم أنا أقول للشیء كن فیكون أطعنی فیما أمرتك أجعلك تقول للشیء كن فیكون » (7) .

ای فرزند آدم من زنده ای هستم كه مرگ ندارم اگر مرا در اوامرم اطاعت كنی تو را مثل خودم حی لا یموت قرار خواهم داد و من هر چرا كه اراده كنم به صرف اراده تحقق میابد تو نیز اگر از دستوراتم اطاعت كنی به گونه ای می شوی كه اگر اراده كنی به صرف اراده ات اشیاء موجود می شوند!

حال معنای این جمله در زیارتنامه عباس علیه السلام را بهتر می فهمیم :

« السلام علیك أیها العبد الصالح المطیع لله ... » !!

 

پی نوشت ها:

1-سوره اسراء / آیه اول .

2- كامل الزیارات ص441 .

3- صحیفه امام ج14 ص348 .

4- سوره توبه /31 .

5- محاسن برقی ج1 ص246 .

6- كافی ج6ص434.

7- مستدرك الوسائل ج11ص258و259 .


[سه شنبه 11 تیر 1392 ]  [1:08 PM]  [ ]

فردی نزد آیت‌الله آمیرزا جواد آقای ملکی تبریزی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) آمد و گفت: آقا! قبل از ازدواج، گاهی چشمم خطا می‌کرد، گفتم: ازدواج می‌کنم الحمدلله راحت می‌شوم، امّا هنوز هم خطا می‌کنم و یک موقعی چشمم به ناموس دیگران می‌افتد، استغفار می‌کنم، امّا چه کنم؟! گرفتارم، یک نسخه بدهید؟! فرمود: قانع نیستی. اگر به آن چه که داری قناعت داشته باشی، اعضاء و جوارحت این قناعت را لمس می‌کنند و این‌طور نمی‌شود.

 

نگاه

 

اولیاء خدا یک نسخه داده اند که هر کس حتّی اگر تمکن مالی دارد، باید عمل کند و اتّفاقاً از لحاظ بهداشتی هم به دردمان می‌خورد. می‌گویند: اوّلاً گرسنه شو و بعد سراغ غذا برو. بعد هم موقعی که گرسنه هستی و سر غذا نشستی، یک مقدار که خوردی، دیدی همچنان می خواهی، بگو: نمی‌خواهم!

اگر می‌خواهی قانع بشوی، حتی موقعی که ولو تمکن مالی داری، کمتر بخور، به تعبیر عامیانه دائم پرس روی پرس می‌خوری که چه؟!

می‌گویند: اگر می‌خواهید قناعت‌پیشگی را یاد بگیرید اوّل از لقمه شروع کنید (این نسخه اولیاء است که بیان می‌کنم)، اگر توانستی این شکم بی‌هنر را کنترل کنی، چیزهای دیگر را هم کنترل می‌کنی. آن‌وقت معلوم است دیگر، کسی که به حلالش مراقبت کند و کم بخورد، دیگر دستش به طرف شبهه‌ناک و حرام نمی‌رود.

لذا آیت‌الله آمیرزا جواد آقای ملکی تبریزی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) در جواب فردی که نسخه‌ای برای کنترل چشم می‌خواست، فرمود: تو قانع نیستی! یعنی چه؟ اگر ما باشیم می‌گوییم که تو کنترل چشم نداری، شهوت داری، امّا ایشان گفتند: تو قانع نیستی، یعنی در حقیقت سرچشمه را به او نشان داد.

آن مرد سۆال کرد که آقا چه کنم؟ فرمودند: از لقمه شروع کن، لقمه را کمتر کن، آن وقت اعضاء و جوارح دیگر هم کنترل می‌شوند. وقتی دستت می‌خواهد به سمت لقمه برود (چون شکم حریص است و فرمان می‌دهد)، بگو: نه، دیگر بس است. از حلال ها، نه فقط از حرام، کنار بکش و قانع باش. آن‌وقت که به مال قناعت می‌کنی، به همسر خودت قناعت می‌کنی و ...

اولیاء خدا می‌گویند: اگر یک قدم به نفست جواب دادی، قدم دوم هم می‌خواهد. اگر یک‌بار گفتی: بیا، این شربت به ظاهر گوارای دنیا را بگیر، باز هم می‌خواهد، چرا که حریص و سیری ناپذیر است، تو را می‌کشد، امّا سیر نمی‌شود، لذا باید خیلی مواظب باشیم

عفّت و خویشتنداری؛ رأس همه خیرات

مولی الموالی(علیه الصّلوة و السّلام) فرمود: «الشَّرَهُ أُسُ‏ کُلِ‏ شَر» اساس همه شرها، همین سیری ناپذیری است، «الْعِفَّةُ رَأْسُ‏ کُلِ‏ خَیْر» و عفّت و خویشتن داری، رأس همه .

عفّت تنها به چشم یا فرج نیست، عفّت در شکم، عفّت چشم، عفت دست و ... داریم. عفّت تنها برای زن نیست، برای مرد هم هست، مرد هم باید عفیف باشد، عفّت داشته باش و خویشتن‌دار باش. وقتی می‌دانی این پست را نمی‌توانی به دست بگیری، بگو: نه، وقتی می‌دانی از عهده این مقام برنمی‌آیی، بگو: نه.

 

نفس، تو را می‌کشد امّا سیر نمی‌شود!

چرا بعضی این‌طور خود را برای پست و مقام و ریاست می‌کشند که به ریاست برسند؟! حتی اگر نرسند یک عده دیگر را می‌کشند!

چه می‌شود که انسان، این‌طور می‌شود؟! این حرص و سیری‌ناپذیری برای چیست؟

اولیاء خدا می‌گویند: اگر یک قدم به نفست جواب دادی، قدم دوم هم می‌خواهد. اگر یک‌بار گفتی: بیا، این شربت به ظاهر گوارای دنیا را بگیر، باز هم می‌خواهد، چرا که حریص و سیری ناپذیر است، تو را می‌کشد، امّا سیر نمی‌شود، لذا باید خیلی مواظب باشیم.

کسی که به یاد مرگ و معاد باشد به اندک بهره مندی دنیا قانع و خشنود است. به عبارتی به این حقیقت بیندیشد که ما اعتقاد به معاد و سراى آخرت و حساب و کتاب الهى و پاداش کیفر اعمال داریم و این جهان را منزلگاهى در مسیر یک سفر طولانى مى دانیم و برنامه ما در این جهان آماده شدن و اندوختن زاد و توشه است نه اقامتگاهى براى همیشه ماندن!

تو مسافری،حواست هست؟

امروزه ما طوری در دنیا و در حصول دنیا مصروف هستیم که گویا برای همیشه در دنیا ماندگاریم و قناعت پسندی، زهد و توکل بدای ما بی معنی شده اند حال آنکه رسول اکرم ( صلی الله علیه وآله ) می فرماید. مَالِی وَ لِلدُّنیا؟ مرا با دنیا چه تعلقی است و فرمود: إِنَّما أَنا کَرَاکِبٌ إَستَظِلَّ تَحتَالشَّجَرَهِ ثُمَّ رَاحَ وَ تَرَکَهَا

مثال من مانند مسافری است که برای مدت کوتاهی زیر سایه درختی آرام کرده و بعد آن را رها کرده به راه خود ادامه می دهد .

همین طور می فرماید: کُن فِی الدُّنیا کَأَنَّکَ غَرِیبٌ أَو عَابِرِ سَبِیل، در دنیا مانند مسافر و رهگذر زندگی کن .

انسان با یاد مرگ و معاد به این حقیقت دست می یابد که، دنیا موقت و گذرا و معاد محل بقاء و جاودانگی است. از اینرو هیچگاه دلبسته ی دنیای فانی نمی گردد. امام علی (علیه السلام) فرموده است: «خوشا به حال کسی که به یاد معاد باشد، برای حسابرسی قیامت کار کند، با قناعت زندگی کند و از خدا راضی باشد.» [نهج البلاغه، حکمت 44]

 یقینا کسی که به یاد مرگ و معاد باشد به اندک بهره مندی دنیا قانع و خشنود است. به عبارتی به این حقیقت بیندیشد که ما اعتقاد به معاد و سراى آخرت و حساب و کتاب الهى و پاداش کیفر اعمال داریم و این جهان را منزلگاهى در مسیر یک سفر طولانى مى دانیم و برنامه ما در این جهان آماده شدن و اندوختن زاد و توشه است نه اقامتگاهى براى همیشه ماندن!

 

نکنته پایانی:

حرص نزنیم، سیری‌ناپذیری ما را بیچاره می‌کند، قانع باشیم.


[سه شنبه 11 تیر 1392 ]  [12:52 PM]  [ ]

عزّت و شرف مۆمن، در نماز شب است. وجود مبارک پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به حضرت امیر(علیه السلام) بسیار به خواندن نماز شب سفارش کرده است: «و علیک بصلاة اللیل و علیک بصلاة اللیل و علیک بصلاة اللیل» همین تکرار، خود نشان دهنده اهمیت نماز شب است.


عظمت شب بیداریعبادت

در عظمت و اهمیّت تهجّد(1) و شب بیداری همین بس که خداوند متعال، آیاتی چند از کلام الله مجید را به آن اختصاص داده است. دسته ای از این آیات از این قرارند:

1.«وَ مِنَ الَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَی أَن یَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَاماً مَّحمُوداً»(2) و پاسى از شب را بیدار باش و تهجّد و عبادت كن، و این وظیفه‏اى افزون براى توست، باشد كه پروردگارت تو را به مقامى محمود و پسندیده برانگیزد.

2.در سوره مباركه «مزّمل» بلافاصله بعد از «بسم الله الرّحمن الرّحیم» آمده است : «یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ» «قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلاً» «نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِیلاً » (3): اى كسى كه خود را به جامه‏ات پیچیده‏اى (یا اى كسى كه بردارنده بار گران «نبوّت و پیغمبرى» هستى(؛ در همه شب (براى عبادت و بندگى از جاى) برخیز؛ مگر اندكى (از شب) را كه آن نصف و نیمه شب است، یا از آن نصف اندكى را كم كن (كه آن ثلث یک شب باشد).

3.سوره ی«سجده» آیه پانزده، سخن از مردان الهی است؛ كسانی‌ كه خیلی به رختخواب نمی چسبند: «تَتَجَافَی جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَطَمَعاً»: پهلوهاى ایشان (مۆمنین)، از خوابگاهها دور می شود (نیمه شب را نمی خوابند و به نماز مشغول می شوند)؛ در حالى كه پروردگارشان را از روى ترس (از عذاب و كیفر او) و از روى طمع امید (برحمتش) می خوانند.

4. عبدالله‌بن‌سنان از وجود مبارک امام صادق (علیه السلام) سۆال می‌كند: منظور از «سِیَماهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِنْ أَثَرِ السُّجُود» (4) چیست؟ حضرت فرمود: یعنی بیداری، این بیداری در نماز است كه مربوط به نماز شب است.

5.از امام باقر (علیه السلام) پرسیدند : «آنَاءَ اللَّیْلِ سَاجِداً وَقَائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَیَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ» (5) یعنی چه؟  حضرت فرمود : یعنی نماز شب (6)

بعضی می‌گویند؛ من هر چه می‌خواهم چشمم را كنترل كنم یا گوشم را كنترل كنم یا زبانم را كنترل كنم؛ نمی‌توانم. آن ها راست می‌گویند؛ برای این كه آزاد نیستند. گناه، هستِ ما را به بند می‌كشد. این بندها، جز با استغفار و توبه باز نمی شوند.

6.یكی از اسامی روز قیامت، تغابن است :«یَوْمَ یَجْمَعُكُمْ لِیَوْمِ الْجَمْعِ ذلِكَ یَوْمُ التَّغَابُنِ» (7) : روزى كه شما را براى روز گردآورى، گرد مى‏آورد، آن [روز]، روز حسرت [خوردن‏] است. وجود مبارک امام صادق(سلام الله علیه) به سلیمان دیلمی فرمود: «یا سلیمان لا تدع قیام اللیل» نماز شب را فراموش نكن «فإنّ المغبون مَن حُرِم قیام اللیل» (8) اگر نماز شب را فراموش كردی؛ مغبون می‌شوی و حسرت خواهی خورد.

 

به نماز شب خوان ها چه می‌دهند؟

دعاهای ما برابر با معرفت و میزان درک ماست. آرزوهای متعالی و معنوی ما از خداوند سبحان، در عاقبت بخیری و سعادت منتهی می شود. امّا چیزهای دیگری هم هست كه ما نگفتیم. آن ها را خداوند سبحان، به نماز شب خوان ها می‌دهند. برای او چیزهای است كه اصلاً كسی نشنیده و نمونه‌هایش را هم در دنیا ندیده و به ذهن كسی نمی‌آید. «فَلاَ تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُم مِن قُرَّةٍ أَعْیُنٍ» : هیچ كس نمى‏داند چه چیز از آنچه روشنى‏بخش دیدگان است به [پاداش‏] آنچه انجام مى‏دادند؛ براى آنان پنهان شده است.(9)

 

چرا نماز شب این‌قدر با اهمیّت است؟

عبادت

برای این كه در نیمه شب، همه آرمیده اند و تو میمانی و خدای خودت. گفتگوها و شنیدن ها و دیدن ها و خوردن ها و مطالعه‌های عادی و درس و بحث و این ها همه برای روز است : «إِنَّ لَكَ فِی النَّهَارِ سَبْحاً طَوِیلاً» (10) : چون تو در روز دوندگى و مشاغل بسیار دارى. اما شب برای عبادت است. شب را بگذار برای خودت و خدایت. در شب، چون محیط آرام است؛ آدمی می‌فهمد که چه می گوید. سر و صدایی نیست مگر صدای «یا الله» «یا الله» خودِ او، بیگانه‌ای نیست مگر ناله های عاشقانه او، به شرط اینكه كسی، آن مشاغل روز را به همراه نداشته باشد.

اگر كسی با همان درگیری های روزانه خوابید؛ خوابهای پریشان می بیند. بر فرض توفیقی پیدا كرد و نماز شبی خواند؛ در نماز شب نیز این درگیری ها، او را رها نمی کنند. امّا اگر این ها را کنار گذاشت؛ جزء آن هایی می شود که «رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إیتاءِ الزَّكاة» (11) : مردانى هستند كه تجارت و معامله، از یاد خدا و نماز خواندن و زكات دادن غافلشان نمى‏كند. چنین کسانی لایق دریافت چیزهایی هستند كه اصلاً كسی نشنیده و به ذهن كسی نمی‌آید.

 

گناه نکن تا نماز شب خوان شوی

وجود مبارک امام صادق(سلام الله علیه) فرمودند: كسی که یک دروغ می‌گوید؛ از نماز شب محروم می‌شود. این‌ چنین نیست كه این لطف الهی، در هر قلبی بتابد. همانطور که روایت شده كه فرشته‌ها، در خانه ای که سگ و یا عکس آن باشد داخل نمی شوند؛ اگر كسی خدای ناكرده، اوصاف زشت در او باشد؛ آنجا فرشته حضور ندارد. مردی به نزد امیرالمۆمنین آمد و گفت : من از نماز شب محروم شدم؛ چكار كنم؟ راهش چیست؟ (12) حضرت فرمود: بیا این دست و پایت را باز كن؛ گناهِ تو، تو را بسته.

وجود مبارك امام صادق(سلام الله علیه) فرمودند: كسی که یك دروغ می‌گوید؛ از نماز شب محروم می‌شود

بعضی می‌گویند؛ من هر چه می‌خواهم چشمم را كنترل كنم یا گوشم را كنترل كنم یا زبانم را كنترل كنم؛ نمی‌توانم. آن ها راست می‌گویند؛ برای این كه آزاد نیستند. گناه، هستِ ما را به بند می‌كشد. این بندها، جز با استغفار و توبه باز نمی شوند.

زین پس بیاییم در کنار تلاش در ترک گناهان، سرِ شب، با شکم سبک و با وضو به رختخواب برویم. سپس با خواندن سه مرتبه سوره مبارکه توحید، که برابر یک ختم قرآن است بخوابیم. هنگام خواب روح ما به امانت، نزد خدا می رود. بیاییم طاهر و پاک در محضرش حضور یابیم. اگر می خواهید که ساعت خاصّی، مثلاً حدود یک ربع قبل از نماز صبح (به اندازه خواندن نماز شب)، از خواب بیدار شویم؛ این آیه شریفه را قبل خواب بخوانیم : «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ یُوحى‏ إِلَیَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً» (13). کافیست تنها یک بار امتحان کنیم.

الهی بحق محمّدٍ و آله الطّاهرین صلوات الله علیهم اجمعین، ما را از نماز شب خوان های با بصیرت خود قرار بده و آن نعمت هایی را که هیچ کس ندیده و به ذهن کسی نرسیده به ما عنایت فرما. اللهمّ صلّ علی محمّدٍ و آل محمّد و عجّل فی فرج مولانا صاحب الزّمان

«و الحمد لله ربّ العالمین»

 

پی نوشت ها:

1.به کسی كه قبلاً خوابیده بود و برخاست می‌گویند «هَجَد»

2.سوره اسراء، آیه 79.

3.سوره مزمل آیات 1 تا 3.

4.سوره فتح آیه ی29.

5.سوره زمر آیه ی9.

6.وسائل الشیعه ج8 ص156.

7. سوره ی تغابن آیه ی9.

8. وسائل‌الشیعه ج8 ص160.

9. تفسیر آیه الله جوادی آملی ذیل آیه 79 سوره مبارکه اسراء.

10.سوره مزمل آیه ی7.

11.سوره نور، آیه 37.

12.التوحید ص97 وسائل‌الشیعه ج8 ص161.

13.سوره کهف، آیه 110.


[سه شنبه 11 تیر 1392 ]  [12:48 PM]  [ ]

وقت طلایی خدا!

 

دعا

نماز معراج مۆمن است پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) آنگاه که در شب معراج به سوی حضرت حق عروج نمود یک هدیه ی گرانبها برای مۆمنین به ارمغان آورد که مّۆمنین هم با نماز می توانند همچون پیامبر که اسوه و الگوی آنهاست عروج به سوی خدا کنند و نماز معراج مۆمن است.

 

نماز خیمه ی دین!

عصاره ی همه ی خوبی ها در نماز موج می زند و در قیامت نیز آنچه پیش از همه مورد پرسش قرار می گیرد و شرط قبولی دیگر اعمال نیز می باشد همین نماز است: «أَوَّلُ ما یُحاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلاةُ»

: اولین عملی که از بنده در قیامت مورد محاسبه قرار می گیرد نماز است. فان قبلت قبل سایر عمله: اگر نماز مقبول افتاد سایر اعمالشان نیز قبول می شود. از این رو اهمیت نماز برکسی پوشیده نیست و کوتاهی و اهمال در آن عواقب ناگواری را برای سعادتمندی انسان به همراه خواهد داشت سبک شمردن نماز و اقسام بلاها!

حضرت زهرا(سلام الله علیها) از پدر بزرگوارشان حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) پرسیدند: پدرجان! مردان و زنانی که نسبت به نماز بی اعتنا هستند و نماز را سبک می شمارند چه مشکلات و عواقبی را در پیش دارند؟

حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) فرمودند: ای فاطمه! هر کس از مردان و زنان نمازش را سبک بشمارد خداوند او را به پانزده نوع بلا و مصیبت گرفتار می سازد. شش مورد در دنیا و سه مورد در وقت مرگ و سه مورد در قبر و سه مورد در قیامت هنگامی که از قبر خارج شود!

 

بلاهای دنیوی کوتاهی نماز!

آن شش بلایی که در دنیا نصیبش می شود عبارتند از:

1-خداوند برکت را از عمرش برمی دارد

2- خداوند برکت را از رزقش می گیرد

3- خداوند عزوجل سیمای صالحین (نشانه ی مردمان شایسته) را از چهره و صورتش محو می کند

4- هر عملی که انجام می دهد پاداش آن داده نمی شود

5- دعایش به آسمان نمی رود و مستجاب نمی شود

6- بهره و نصیبی از دعای صالحین برای او نیست و مشمول دعای نیکان نمی شود

امام صادق(علیه السلام): خداوند انجام نمازها را در محبوب ترین اوقات نزد خویش قرار داد پس حاجات خود را پس از نمازهای واجب از خداوند بخواهید بنابراین هنگام نمازصبح یکی از اوقات محبوب خداست که به ویژه توصیه به بیدار ماندن و عبادت در بین الطلوعین نیز مکررشده است بنابراین اگر وقت نماز صبح را وقت طلایی مناجات با خدا بدانیم پر بی راه نرفته ایم

بلاهای مرگ و قبر و قیامت!

سپس حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) سایر بلاهای سبک شمردن نماز را بیان فرمودند:

اما آن سه بلایی که هنگام مرگ گرفتارش خواهد شد

1-  به حالت ذلت و خواری می میرد

2-  هنگام مرگ گرسنه می میرد

3- هنگام مردن تشنه از دنیا می رود اگر چه آب همه ی نهرهای دنیا را به او دهند

و آن سه بلایی که در قبر گرفتارش خواهد شد:

1 - خداوند ملکی را برای او می گمارد تا او را زجر دهد

2- قبرش برای او تنگ خواهد شد

3- قبرش تاریک و ظلمانی خواهد شد

 

و آن سه بلایی که در روز قیامت گرفتارش خواهد کرد:

1-خداوند فرشته ای را موکل می سازد تا او را با صورت به روی زمین بکشد در حالی که خلایق تماشا می کنند

2-محاسبه ی اعمالش به سختی انجام می شود

3-خداوند به نظر لطف به او نمی نگرد و برای او عذابی دردناک است.

 

نماز صبح، پا گشای روز

اولین نمازی که در شبانه روز بر انسان واجب است یک دو رکعتی مهم است که نماز صبح نامیده می شود! وقت نماز صبح از طلوع فجر است تا طلوع آفتاب اما وقت فضیلت آن که در صورت اداء در آن زمان، نماز اول وقت به حساب می آید از طلوع فجر است تا آشکار شدن صبح، در این زمان که بهترین اوقات و محبوبترین وقتها نزد خداوند است راز و نیاز بامعبود بی نیاز آغاز و شروع روزی است که چون "با بندگی او پاگشا شده است" بی شک با برکت و نورانی خواهد بود.

 

وقت نماز و شیطان!

از این رو توصیه به حفظ اوقات نمازها توصیه ای جدی و ویژه است از امام صادق(علیه السلام) نقل است که فرمودند: پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: شیطان پیوسته از مۆمن هراسان است تا زمانی که براوقات نمازهای پنجگانه مواظبت کند اما هنگامی که نسبت به وقت نمازها بی توجهی نماید شیطان نسبت به او جرات پیدا می کند و او را به گناهان بزرگ آلوده خواهد نمود براساس این روایت شریف اگر در انجام نمازها در اوقات خود کوتاهی صورت گیرد شیطان جرئت پیدا می کند که انسان را گمراه نماید و این آغاز همان ابتلای انسان به بلاهایی است که رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) به حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمودند: بلاهایی 15 گانه که هر یک به تنهایی انسان را تباه می سازد!

 

 

نماز

وقت نماز صبحgolden time  خدا!

نماز صبح در این میان از چند جهت دارای اهمیت است و وقت آن از جهاتی ویژه به شمار می رود: اول آن که چون آغاز روز است پایه و مبنایی برای برنامه همه ی روز انسان تا شب به حساب می آید مۆمنی که روزش را با نماز صبح در حالی که با حضور قلب بوده است آغاز می نماید نشاطی ویژه برای سرتاسر روز خود دارد و می تواند برای همه ی ساعات دیگر روزش برنامه ریزی الهی داشته باشد از سوی دیگر براساس فرموده ی امام صادق(علیه السلام) : خداوند انجام نمازها را در محبوب ترین اوقات نزد خویش قرار داد پس حاجات خود را پس از نمازهای واجب از خداوند بخواهید بنابراین هنگام نمازصبح یکی از اوقات محبوب خداست که به ویژه توصیه به بیدار ماندن و عبادت در بین الطلوعین نیز مکررشده است بنابراین اگر وقت نماز صبح را وقت طلایی مناجات با خدا بدانیم پر بی راه نرفته ایم.

 

برکت های دنیوی و اخروی صبح!

حتی اگر انسان نتوانسته باشد نماز شب را کامل بجا آورد می تواند پس از نماز صبح به نظر اکثریت علماء آن را بجا آورد و کفایت از نماز شب او نیز می کند! اوقاتی که بهترین ها برای دنیا و آخرت رقم می خورند برهمین مبناست که توصیه به آغاز کارو فعالیت نیز در همان ابتدای صبح شده است که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند خداوند برکت را برای امت من در ابتدای صبح قرار داده است!

نماز و به خصوص نماز صبح دارای اهمیتی ویژه ایست که بایستی بر اوقات آن و نیز بر کیفیت آن مراقبت و محافظت نمود تا شیطان دور ماند و مبتلا به بلاهای دنیوی و اخروی نشد

خطا و کفر و نفاق در کوتاهی نماز!

از امام رضا(علیه السلام) نقل است که فرمودند: بر وقت های نماز محافظت کنید چرا که بنده ایمن از حوادث نیست و کسی که وقت نماز واجب براو داخل شود و عمدا کوتاهی کند خطا کننده است.

بنابراین نه تنها انسان باید بکوشد نمازهای واجب و نیز نماز صبح را در وقت آن به خوبی و حضور قلب به جای آورد بعلاوه باید بکوشد در اول وقت آن نماز صبح و سایر نمازها را بگزارد و در غیر این صورت خطا کار است!

چرا که ترک عمدی گناه نزدیک به کفر و مورد لعن است و امام علی(علیه السلام) فرمودند: خدایا لعنت کن کسی را که نماز را عمدا ترک می کند همچنین نباید با بی حالی و خواب آلود و کاهلانه به نماز ایستاد که همه اینها به فرموده امام باقر(علیه السلام) از علامات نفاق است بنابراین به ویژه در ابتدای صبح باید به صورتی برنامه ریزی نمود که کسالت و خواب آلودگی برای انسان در نماز به وجود نیاید که این ممکن نمی شود مگر در صورت اهمیت قائل شدن برای نماز و برای سعادتمندی خود!

 

سخن پایانی...

نماز و به خصوص نماز صبح دارای اهمیتی ویژه ایست که بایستی بر اوقات آن و نیز بر کیفیت آن مراقبت و محافظت نمود تا شیطان دور ماند و مبتلا به بلاهای دنیوی و اخروی نشد ان شاءالله


[سه شنبه 11 تیر 1392 ]  [12:47 PM]  [ ]