بسیجی آنلاین
با ولایت ؛ تا شهادت

چگونگی عدالت مهدوی


عدالت يعنی قرارگرفتن هر چيزی در جای خود و رسيدن هر کس به حق خود و ضايع نشدن حقوق همه موجودات ذی حقوق.
حكومت عدل و برپايي قسط و داد آرزوی ديرينه انسان های جهان است. تحقق عدالت مأموريت عام همه انبياء و انسان هاي صالح است.
قرآن كريم عدالت را در راس مأموريت پيامبران و پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ قرار داده و مي فرمايد: بگو من مأمور به اجراي عدالت هستم قل امر ربي بالقسط[1] و به همه مؤمنين مي فرمايد: همگي براي استقرار عدالت قيام كنيد.
اهميت عدالت بدين جهت است كه تمامي امور وابسته به اين اصل مهم و حياتي است و لذا پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مي فرمايد: «بالعدل قامت السماوات و الارض».[2] يعني پايه هاي نظام عالم بر مبناي عدالت استقرار مي يابد اعم از نظام تكوين و نظام تشريع و زندگي اجتماعي انسان ها. امام باقر ـ عليه السلام ـ در تأويل آيه «اعلموا ان الله يحي الارض بعد موتها»[3] مي فرمايد: «يحييها بالقائم فيعدل فيها فيحيي الارض بالعدل بعد موتها بالظلم»[4] خداوند زمین مرده از حاكميت ظلم و جور را، به وسيله ظهور قائم ما و حاكميت عدالت بر جهان، احيا خواهد نمود. بنابراين صلاح و فساد نظام تكوين با نظام تشريع، پيوند دارد و عدالت اساس حيات و بقا و پویایی نظام عالم است؛ مخصوصاً در عرصه زندگي اجتماعي و انساني.
شهيد مطهري می نویسد: «عدالت عبارت است از اين كه استحقاق و حقي كه هر بشري به موجب خلقت خودش و به موجب كار و فعاليتش به دست آورده است، به او داده شود و نقطه مقابل آن ظلم است كه آن چه را كه فرد استحقاق دارد به او ندهد و يا از او بگيرد"[5]. در كلام اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ نيز آمده است كه «العدل يضع الامور مواضعها»"[6] يعني عدالت، هركاري را در جايگاه مناسب آن قرار مي دهد.
بر اساس روايات متعدد، عدالت از مهمترين اهداف حكومت امام مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ است.

رابطه عدالت و امام مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ
حضرت مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ و شهرت بارز حكومت حضرت مهدوي و ويژگي مهم آن به برپايي عدالت در روي زمين است. به نحوی كه حضرت به اين نام شناخته مي شود و در روايات و ادعيه نيز از حضرت مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ به عنوان «العدل المشتهر» و يا «العدل المنتظر» ياد شده است؛ نظير آنچه در زيارت حضرت صاحب ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ آمده است «السلام علي القائم المنتظر و العدل المشتهر»[7] و نيز در جاي ديگر آمده است كه «... و اتقرب اليك بالامام العدل المنتظر المهدي»[8] و مشابه آن. اين توضيحات به خاطر اين است كه ميان تحقق عدالت و ظهور حكومت عدل جهاني مهدوي، يك تلازم حتمي وجود دارد كه در هيچ مقطعي از تاريخ اين امر با اين گستردگي و عمق، وجود نداشته است و لذا بشريت در طول تاريخ به انتظار چنين روزي نشسته اند و انبياء گذشته همگي مردم را بدان بشارت داده اند.
امام رضا ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «مهدي كسي است كه هنگام ظهورش زمين و زمان در پرتو حكومت عدل او نوراني مي گردد و هیچ کس بر ديگري ظلم روا نمي دارد».[9]

گستره عدالت در حكومت امام مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ :
چنانچه در آيات قرآن و روايات آمده است حكومت مهدوي فراگير و جهاني است كه همه قلمروهاي جغرافياي را شامل مي شود. خداوند در سوره نور مي فرمايد: ... يستخلفنهم في الارض[10] يعني دين اسلام در عصر ظهور فراگير خواهد شد. در روايات نيز به طور متواتر نقل شده است كه امام مهدي – عجل الله تعالی فرجه الشریف - جهان را پر از عدل و داد خواهد نمود: «يملأ الارض قسطاً و عدلا كما ملئت ظلماً وجورا»[11]. در برخي روايات آمده است: «يملأ الارض قسطاً و عدلاً و نوراً»[12]؛ يعني او كسي است كه در سايه دولت كريمه او نه تنها زمين از عدل و داد پر خواهد شد بلكه اين عدالت فراگير جهان را با معنويت و نور الهي روشن خواهد كرد. از نظر افراد و اشخاص نيز، عدالت مهدي همه گير و همگاني است حضرت همه افراد جامعه اعم از افراد صالح و نيكوكار و افراد ناصالح، را از عدالت بهره مند خواهد نمود و هيچ قشري در هيچ سطحي، از چتر حمايت عدالت مهدوي، خارج نخواهند بود. «يعدل في خلق الرحمان البر منهم و الفاجر».[13] يعني چون حضرت مهدي مظهر رحمانيت خداوند است، همه افراد جامعه افراد فاجر و فاسق نيز، از سفره عدالت مهدوي بهره مند مي باشند. در روايت ديگر آمده است: «اذا قام القائم العدل، وسع عدله...»؛[14] وقتي كه برپا كننده عدالت قيام كند وسعت عدالت و رحمت او همه افراد نيكوكار و بدكار را شامل مي شود.

پيامدهاي عدالت مهدوي
گرچه دريافت عمومي از كلمه عدالت، بيشتر اقتصادي و قضائي، و امثال آنها است كه بيشتر به داوري قضاوت و كارهاي اجرايي حاكمان، نسبت به امور مردم مربوط است.
اما گستره مفهوم عدالت در حكومت مهدوي وسيع تر از اين مسائل است.
در جامعه مهدوي، عدالت در همه عرصه هاي حيات فردي و اجتماعي، بروز و ظهور دارد و آثار و پيامدهاي مبارك آن در حوزه هاي امنيتي، رفاهي، قضائي، فرهنگي، علمي و غيره آشكار مي باشد. روايات زيادي در اين زمينه وارد شده است كه در اين جا به چند نمونه اشاره مي گردد:
1. امنيت عمومي
در پرتو حكومت عدل امام مهدي- عجلی الله تعالی فرجه الشریف -، جامعه از امنيتي برخوردار مي گردد كه حتي زن جوان بدون هيچ هراسي مسافرت می کند بدون اينکه خطري او را تهديد كند: «لا يهيجها سبع ولاتخافه»[15]؛ يعني از درندگان (خطرات درندگان وحش و يا انسان هاي درنده و دزد) و هجوم آنان نمي ترسند و نگران نيز نمي باشند. در قرآن نيز آمده است: ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا[16]
2. رفاه و آسايش عمومي
در عصر حاكميت دولت مهدوي، عموم افراد جامعه از نظر رفاهي تأمين مي شوند به گونه اي كه فقر به کلی برچيده شود. چنان که پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مي فرمايد: «يتنعم امتي في زمانه نعيما لا يتنعموا مثله قط البر و الفاجر»[17]؛ امت من در زمان ظهور مهدي چنان از نعمت های الهي بهره مند مي شوند كه مانند آن را نديده اند. امام صادق ـ عليه السلام ـ نيز مي فرمايد: «ويسوي بين الناس حتي لاتري محتاجاً الي الزكاة»[18] ؛مهدي چنان ميان مردم عدالت و مساوات را حاكم مي گرداند كه محتاج و فقيري براي اخذ زكات يافت نمي شود؛ مردم همه از الطاف حضرت سيراب مي شوند:«فيعطي شيئا لم يعطه احد قبله»[19]. در زمان استقرار حكومت مهدي هيچ نقطه اي از زمين باقي نمي ماند مگر اينكه آباد مي شود و گنج های نهفته خود را در اختيار بشر قرار مي دهد. در جاي ديگر مي فرمايد: «تجمع اليه اموال الدنيا من بطن الارض و ظهره»[20]؛ همه اموال و ثروت های زيرزميني و روي زميني در اختيار حضرت قرار مي گيرد. همچنين پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مي فرمايد: «يظهر الله له كنوز الارض و ما فيها»[21]؛ خداوند همه ذخيره هاي زيرزميني و معادن را ظاهر مي نمايد. همه هستی به استقبال حکومت عدالت محور مهدی می رود.
3. رشد علم و فرهنگ
در پرتو نظام عدل گستر مهدوي، مردم از نظر آگاهي، تربيت و فرهنگ، به رشد فوق العاده دست مي يابند. امام باقر ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «اذا قام قائمنا وضع يده علي رئوس العباد فجمع به عقولهم واكمل به احلامهم؛[22] وقتي قائم ما ظهور كند در سايه عنايت او افكار و انديشه ها به حدی از رشد و كمال مي رسد که منزلت امام را دريابند».

--------------------------------------------------------------

پی نوشتها:

[1] . سوره اعراف، آیه 29.
[2] . مطهري، مرتضي، سيري در سيره ائمه اطهار- علیهم السلام،، قم، انتشارات صدرا، ص259.
[3] . سوره مائده ، آیه 8.
[4] . فيض كاشاني، محسن، تفسير الصافی، قم، مؤسسه الهادي، چاپ دوم، 1416ق، ج5، ص106.
[5] . سوره حديد ، آیه 17.
[6] . صافي گلپايگاني، لطف الله، منتخب الاثر في الامام الثاني عشر – علیه السلام -، قم، نشر زائر، ص478، ح1.
[7] . قمي، عباس، مفاتيح الجنان، ترجمه موسوي دامغاني، تهران، انتشارات فيض كاشاني، چاپ پنجم، 1376ش، ص871.
[8] . مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، چاپ دوم، 1403ق، ج92، ص1983-2737.
[9] . همان، ج52، ص224.
[10] . سوره نور ، آیه 55.
[11] . مجلسی، پیشین، ج52، ص339.
[12] . طبرسي، احمد بن علی، الاحتجاج، ج2، ص290.
[13] . مجلسی، پیشین، ج51، ص29.
[14] . مجلسی، همان، ج27، ص90.
[15] . صدوق، محمد بن علی،الخصال، تحقيق غفاري، علي اكبر ، قم، موسسه نشر اسلامی، ص626.
[16] . سوره نور،آیه 55.
[17] . مجلسی، پیشین، ج51، ص88.
[18] . همان، ج52، ص390.
[19] . صدوق، محمد بن علی، كمال الدين و تمام النعمه، تحقق غفاري، علي اكبر ، قم، موسسه انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1405ق، ص331.
[20] . صدوق، محمد بن علی، علل الشرايع، قم، مكتبه الحيدريه، 1386ق، ج1، ص161.
[21] . صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، ص394.
[22] . مجلسی، پیشین، ج52، ص336.


[یک شنبه 20 مرداد 1392 ]  [4:54 PM]  [ ]

یكی از امتیازات مذهب تشیع این است كه دین زنده و جاودانی است، چرا كه قائل است امام حی و زنده دارد، ادیان دیگر یا رهبرانشان از دنیا رفته اند و یا هنوز متولد نشده اند تنها مذهبی كه قائل است آخرین امام او زنده است و هستی به بركت او می چرخد، و تمام مشخصات آن امام را ضبط و ثبت نموده است، تشیع است، پروفسور «هانری كربن» فرانسوی می گوید: «به عقیده من مذهب تشیّع تنها مذهبی است كه رابطه هدایت الهی را میان خدا و خلق برای همیشه نگه داشته است و به طور مستمر و پیوسته، ولایت را زنده و پابرجا می دارد. مذهب یهود، نبوت را كه رابطه‌ای است واقعی میان خدا و عالم انسانی در حضرت موسی(ع) ختم كرده و پس از آن به نبوت حضرت مسیح (ع) و حضرت محمد (ص) اذعان ننموده و رابطه مزبور را قطع می كند، همچنین مسیحیان در حضرت مسیح متوقف شده اند، اهل سنت از مسلمانان نیز در حضرت محمد ـ صل الله علیه و آله ـ توقف كرده و با ختم نبوّت در ایشان دیگر رابطه ای میان خالق و مخلوق، موجود نمی دانند، تنها مذهب تشیع است كه «نبوّت» را با حضرت محمد ـ صل الله علیه و آله ـ ختم شده می داند، ولی «ولایت» را كه همان رابطه هدایت و تكمیل می باشد، بعد از آن حضرت و برای همیشه زنده می داند.»[1] وبنابراین مسئله تولد آن حضرت به عنوان بزرگترین شاخصه تشیّع مورد توجه دیگران قرار گرفته، و آثار سودمند آن را بیان نموده‌اند چنانكه:
. هانری كربن می‌گوید: «سرزمین ایران از دید اخروی، سرزمین انتظار است، قلمروی كه در آن امام غایب دست اندر كار فرا رساندن ساعت موعود در زمان غیبت است».[2]
وادله‌های فراوانی بر حیات امام زمان (عج) داریم، كه اقامه آن هم برای اقناع مذاهب دیگر، و هم تقویت ایمان خودی‌ها لازم و ضروری می نماید.
الف: دلایلی كه به صورت كلی وجود امام زنده را در هر زمان لازم و ضروری شمرده اند كه این گروه از ادلّه هم، بر دو دسته تقسیم می شوند:
1- دلائل عقلی محض، دلائل عقلی كه در لزوم بعثت انبیاء، در تمام ادیان مخصوصاً اسلام بیان شده است همچون ضرورت وجود نبی را اقتضاء، می كند و كمال مطلق بودن خداوند، لزوم هدایت بشر به سعادت ابدی، دفع ظلم . . .[3] آن ادلّه در امامت هم جاری و ساری است، مخصوصاً در اسلام كه، نبوّت خاتمه یافته است، و حكمت الهی اقتضا می كند، كه این خاتمیت توأم با نصب امام در هر زمان باشد، آنهم امامی كه زنده باشد، در نتیجه در این زمان هم وجود امام زنده و حیّ در بین جامعه بشری لازم و ضروری می باشد.[4] والّا اگر امام زنده نباشد با نظام احسن بودن هستی، و كمال مطلق بودن خداوند سازگاری ندارد.
2- دلایل نقلی؛ كه فهرست وار به برخی از آنها اشاره می شود:
الف: امام واسطه فیض الهی و قلب عالم امكان است؛ اگر زمین لحظه ای از حجت خدا و امام زنده خالی باشد از هم می ‌پاشد و فرو می ریزد، چنان كه امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «اگر زمین بدون وجود امام بماند ساكنان خود را در كام خود فرو می برد»[5] ابن ابی الحدید از علی ـ علیه السلام ـ نقل نمود كه حضرت فرمود: «زمین خالی از حجت نیست، خواه ظاهر و آشكار و یا بیمناك و پنهان«اللهم بلی لا تخلو الارض من قائم لله بحجّه اما ظاهراً او خائفاً مغمورا» ». و همچنین ابن حجر عسقلانی یكی از علمای اهل سنت این نظر را تأیید نموده است[6].
ب:همراهی قرآن و پاسداری آیین خدا، از حدیث ثقلین: كه تواتر آن بین مسلمین قطعی است نكاتی استفاده می شود از جمله اینكه قرآن و اهل بیت همیشه همراه یكدیگرند و جدایی ناپذیر «لن یفترقا»[7] لذا باید همیشه امام زنده ای در هر زمان در كنار قرآن وجود داشته باشد، تا مضمون حدیث تحقق پیدا كند. و همچنین پاسداری و صیانت از قرآن و آیین خدا می طلبد كه همیشه امام زنده ای وجود داشته باشد، علی ـ علیه السلام ـ فرمود: «هرگز روی زمین از قیام كننده ای یا حجت و دلیلی، خالی نمی ماند . . . تا دلایل و اسناد روشنی الهی از بین نرود و به فراموشی نگراید.[8]
ج: وجود شب قدر دلیل وجود امام زنده در هر عصر و زمان: چرا كه نزول تقدیرات یكسال، می طلبد نبی و یا امامی را كه تقدیرات را از عالم اعلی دریافت (و تلقی) نماید، چنانكه پیامبر اسلام ـ صل الله علیه و آله ـ به ابابكر و عمر فرمود: تقدیرات (هر سال در شب قدر)بر چه كسی نازل می شود؟ گفتند: بر شما یا رسول الله، فرمود: آیا شب قدر بعد از من ادامه دارد، گفتند بلی، فرمود: در آن وقت تقدیرات بر چه كسی فرود می آید؟ گفتند نمی دانیم، فرمود: بدانید بر این شخص (اشاره فرمود به علی ـ علیه السلام ـ )نازل می شود . . . [9] با توجّه به این‌كه ائمه ـ علیهم السلام ـ توسط امام سابق به عنوان امام اعلام می‌شود و از طرف خداوند تعیین شده‌اند. بعد از علی ـ علیه السلام ـ بر ائمه دیگر تا می رسد به این زمان ،چون شهادت امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ از مسلمات تاریخ است، بعد از ایشان، باید امام زنده ای باشد تا تقدیرات بر او(و قلب مباركش) نازل شود، و حوادث یكسال را دریافت نماید. چنانكه امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: «لیله القدر در هر سال وجود دارد كه تقدیرات یكسال بر والیان بعد از پیامبر ـ صل الله علیه و آله ـ نازل می شود، گفته شد ولات امر چه كسانی هستند؟ فرمود: من و یازده نفراز نسل من.»[10]


[1] . سالنامه 2، مكتب تشیع، مصاحبات استاد علّامه طباطبایی، با پروفسور هانری كربن، درباره شیعه (1339)، ص 20،.
[2] . مجله انتظار، شماره 2، سال اول، ص 129 .
[3] . شیخ محمد رضا مظفر، بدایه المعارف الالهیه، شرح از محمد محسن خرازی (قم، مؤسسه النشر الاسلامی، چاپ اول)، ج 2، ص 25، و ر- ك محمد تقی مصباح، آموزش عقائد (تهران، شركت چاپ و نشر بین المللی سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ سوم، 1/ 1371)، ص 177 - 180، و همچنین ر- ك، علامه حلّی، كشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد(قم، مؤسسه نشر اسلامی، چاپ پنجم، 1415 ه‍ -ق) ص 353 -355 .
[4] . آموزش عقائد ، ص 306 .
[5] . صدوق، كمال الدین (قم) مؤسسه النشر الاسلامی، 1405 ق) ص 202، باب 21 .
[6] . «وفی صلاه عیسی خلف رجل من هذه الامه مع كونِهِ فی آخر الزمان و قرب قیام السائه، دلالهٌ للصحیح من الاقوالِ ان الارض لا تخلو عن قائم لله بحجّته» احمد بن علی بن حجر العسقلانی، فتح الباری شرح صحیح البخاری (بیروت، دار المعرفه)، ج 6، ص 494 .
[7] . آیه الله مكارم شیرازی، با همكاری جمعی از دانشمندان، پیام قرآن (قم، انتشارات نسل جوان، چاپ دوم، 1374 ش) ج 9، ص 75 .
[8] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، (قاهره دار احیاء الكتب العربّیه 1960 م) ج 18، خطبه 147 .
[9] . یعقوب كلینی، اصول كافی، ترجمه سید هاشم رسولی،(تهران، انتشارات علمیه اسلامیه ، چاپ چهارم) ج 1، ص 363 .
[10] . حر عاملی، اثباه الهداه، ج 2، ص 298 .


[سه شنبه 18 تیر 1392 ]  [3:31 PM]  [ ]

در بحث علل و فلسفه مهدویت و شناخت مبانی عقیدتی آن، باید توجه داشت كه اسلام ره آوردی است وحیانی و حقیقتی است آسمانی و ملكوتی كه با ظهور خاتم پیامبران حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ به بشریت هدیه شده است تا به عنوان برنامه دائمی، عهده دار رشد و تعالی بشر در همه شؤونات كمالی باشد و زمینه ای نجات و سعادت دنیوی و اخروی انسان را فراهم سازد.
ظهور اسلام با بعثت رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در دو ساحت: ظهوری و بطونی، نمودار می باشد. ساحت ظهوری آن "نبوت"‌است و ساحت بطونی آن "ولایت" اولی با مبعث وجود مقدس ختمی مرتبت در صدر تاریخ اسلام ختم یافته اما دومی یعنی ساحت ولائی اسلام جاویدانه و باقی است و در وجود امامان معصوم ـ علیهم السّلام ـ و جانشینان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ استمرار دارد كه مهدی موعود (عج) آخرین آنان و خاتم ولایت می باشد.
ادوار تاریخی كه از آدم ـ علیه السلام ـ تا خاتم می باید تحقق می یافت هنوز كامل نگردیده تا طومار عالم برچیده شود و تاریخ پایان یابد بلكه "این ساحت با ظهور آن یگانه دوران عصر شكوفای تاریخ بشر آغاز می گردد. بر خلاف دیدگاه كودكانه امثال فكویاما كه با دیدن رونق نسبی تمدن غرب در عصر مدرنیته، نماد لیبرال دموكراسی را به عنوان آخرین نسخه تكامل ایدئولوژیكی و پایان تاریخ پنداشته اند. در تفكر اسلامی تحولات صنعتی و تكنیكی زمینه و تمهیدی است برای درك و توجه به آن عصر موعود و نقطه پایان بلندای تاریخ بشر فقط با تحقق جامعه آرمانی دخیره الهی، قابل بررسی است و الا تاریخ ناقص خواهد بود.
با توجه به آنچه اشاره شد در این جا لازم است نكاتی در رابطه با اصالت مبانی مهدویت در اسلام بطور اجمال اشاره نمود و این بحث را از چند بعد مورد توجه قرار داد:
1. بعد عقیدتی كلامی
موضوع مهدویت یك عقیده ای كاملاً اسلامی است كه ریشه های ثابت آن در كتاب و سنت صحیح و متواتر، قرار دارد. آیاتی از قرآن مجید[1] و حجم زیادی از احادیث و اخبار در این خصوص، چنان این عقیده را تحكیم و استوار نموه است
كه حتی انكار آن مانند انكار اصل رسالت و نبوت ـ در بعضی روایات كفر شمرده شده است.[2] به همین جهت اصل مهدویت و ظهور حضرت مهدی در آخرالزمان در میان مسلمانان یك مسئله اتفاقی و بدیهی محسوب می شود. دلائل روایی این بحث كه به وسیله صحابه از زبان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل شده است در منابع معتبر حدیثی فریقین ثبت و ضبط گردیده است.[3] و لذا این مسئله مانند دیگر مسائل اتفاقی و بدیهی اسلامی، نیاز به اثبات ندارد.
2. بعد فطری:
خلاصه و حقیقت مهدویت منتهی شدن مسیر جوامع جهان به سوی جامعه واحد دارای سعادت و امنیت و رفاه عمومی و تعاون و همكاری و همبستگی همگانی و عدل جهانی و نجات مستضعفین و نابودی مستكبرین و خلافت شایستگان مؤمنین به رهبری یك رادمرد الهی است كه موعود انبیا و ادیان و دوازدهمین وحی و خلیفه پیغمبر آخرالزمان است.[4] روشن است كه رسیدن به چنین مقصدی و دریافتن این محتوا و این هدف و این پایان و عاقبت، مطلوب هر فطرت و خواسته وجدان هر انسان حق طلب است.
پایان یافتن سلطه ظالمان و استقرار نظام مبتنی بر امنیت فراگیر و عدل جهانی، آرزوی فطری هر فرد است به راستی چه كسی است كه از نابودی طاغوتیان و كاخ نشینان سیاه و سفید كه تمام جهان صرفاً برای خود می خواهند و از خونابه دل صدها میلیون انسان بی پناه، شراب مستی می نوشند، شاد نشوند و از برچیده شدن طومار جباران خونخوار، احساس آرامش ننمایند؟؟ البته بنیان حركت عالم نیز در راستای این خواست فطری سامان داده شده است و بر اساس سنت الهی جامعه بشری در روند تدریجی رو بتكامل خویش، خود را برای استقبال از یك تصفیه وسیع و بنیایدین، آماده می كنند تا
چنین تحولی بزرگ و شگرفی را در خود پذیرا باشد. در دور نمای چنین فرایندی مظاهر ظلم و تزویر مجالی برای ماندن نخواهند یافت زیرا با آمدن حق جا برای باطل نمی ماند[5]
3. بعد عقلانی
مهم ترین معیار صحت یك تفكر و عقیده ای، عقلانیت و خردپذیری آن است، اعتقاد به مهدویت در اسلام از این نظر نیز بر مبانی معقول و منطقی استوار است این بحث ضمن دارا بودن دلائل مستحكم نقلی و وحیانی كه مقتضی اثبات مسئله می باشد، هیچ منابع عقلی و تبعات تعارض آمیز عقلائی را به همراه ندارد. البته دلائل عقلی این بحث در قالب قاعده لطف، لزوم واسطه فیض و... در جای خود تفصیلاً‌قابل طرح است كه در اینجا مجال ذكر آن نمی باشد.
با چنین نگاهی هر اندیشمند خردورزی نه تنها نسبت به امكان عقلانی اصل موضوع، تردید روا نمی داند بلكه از جهت وقوعی نیز واقعیت داشتن وجود حضرت مهدی (عج) و غیبت او و اقعیت یافتن ظهور آن حضرت و استقرار نظام عدل جهانی آن حضرت را در فراسوی حركت تمدنی جامعه بشری نیز تصدیق می نمایند. اساساً نفس همگانی بودن اعتقاد به منجی در میان پیروان ادیان و ملل و نحل و اتفاق نظر مسلمانان در این خصوص، خود دلیل روشن بر جایگاه و اعتبارعقلانی این اصل اسلامی می باشد كه از هرگونه تردید و انكاری مصون مانده است گرچه خصوصیات و جزئیات آن محل اختلاف است.
مطالعه صدها كتاب و رساله ای كه از یازده قرن پیش تاكنون در این موضوع نوشته شده است. ابتنای این عقیده را بر مبنای صحیح و معقول و مصادری اصیل اسلامی، روشن می سازد. وجود این منابع معتبر و مبانی قطعی چنان این عقیده را از هرگونه تشكیك و انكار، تضمین و مصونیت بخشیده است كه حتی در مقام رد دعوی كسانی كه مدعی مهدویت بوده اند، كسی نتوانسته است اصل عقیده به مهدویت را مورد تردید قرار دهد بلكه مدعیان دروغین و متمهدیان را به دلیل واجد نبودن علائم و اوصافی كه برای مهدی (عج) ذكر شده است رد می كردند. زیرا انكار اصل مهدویت را مساوی با انكار مبانی و مآخذ محكم اصول و فروع اسلامی می دیدند.[6]
4. بعد توحیدی
هسته مركزی و محوراصلی تمامی مسائل اعتقادی و تربیتی و برنامه های سیاسی ـ اجتماعی، ایمان به وحدانیت و یگانگی و بندگی خداوند متعال است. قرآن كریم نیز هدف نهانی حكومت اسلامی را تحقق جامعه توحیدی كه در آن اثری از شرك و نفاق وجود نداشته باشد، اعلام نموده است.[7]
قبول و التزام به نظامات و قوانین كه منبع و مبنای شرعی و اعتبار الهی ندارد ـ خواه در امور عبادی باشد و یا در امور سیاسی و مالی و.. پرستش طاغوت و خصوصاً و یا مقام و هیئت و مرجعی است كه آن قوانین را وضع كرده اند بر همین اساس نظامات غیر الهی تحت عنوان هر رژیمی باشد مشروعیت حكومت ندارند چه استبدادی باشد و چه در قالب نظام موروثی سلطنتی و یا در شكل دموكراسی مردمی و یا اشكال دیگر. تفكر مهدویت تجلیگاه نظام توحیدی اسلام است كه
در آن اهداف توحیدی حكومت نظیر: وحدت نظام سیاسی، حكومتی، وحدت قانون، وحدت دین و عقیده و مرام، وحدت و همبستگی جغرافیایی و اقلیمی و... همه و همه تبلور تام دارد مهم ترین هدف در دعوت و مبارزات انبیاء عموماً و پیام خاص قرآن كریم خصوصاً تحقق جامعه توحیدی خدا محور و پیاده كردن ارزش های الهی در همه ابعاد آن می باشد. بدون شك این هدف دیرینه و الهی تنها با دست با كفایت حضرت بقیه الله ـ ارواح العالیمن له الفدا ـ قابل انجام است او كه نوید امن و امان را در پهنه گیتی و جغرافیای جهانی به ارمغان می آورد. تنها در پرتو دولت كریمه او است كه توحید و عدالت فراگیر می گردد. و اگر جهان تشنه عدالت و امنیت است عدالت و امنیت نیز بی تابانه قدوم آن پرچمدار بزرگ توحید را به انتظار نشسته است.
نتیجه اینكه: بعد عقلانی و ریشه فطری باور داشت مهدویت از یكسو. ابتنای این مسئله بر مبانی وحیانی آیات قرآن و سنت قطعی از سوی دیگر. ضرورت پاسخگویی به ایده آلهای فطری و تاریخی در رسیدن به مرحله مدینه فاضله و تشكیل جامعه عدل توحیدی از سوی سوم موجب شده است كه اعتقاد به مهدویت ضمن اینكه از محكمات اصول اسلامی به شمار می آید اساسی ترین دغدغه دینی و رسالت اسلامی نیز محسوب شود كه بارور شدن آن پیامدهای فوق العاده مباركی را برای كل بشریت خواهند داشت.


[1] . از جمله آیاتی كه موضوع مهدویت پرداخته و در منابع روایی و تفسیر به حضرت مهدی ((عج) تفسیر شده است می توان به آیات 55 نور 32 و 33 توبه، 28 فتح، 8 ـ 9 صف، 5 قصص، 7 انفال، 56 مائده و... اشاره نمود.
[2] امامت و مهدویت،‌آیت الله صافی، ج 2، مقاله عقیده نجات بخش، ص 7، چاپ سوم 1378، انتشارات حضرت معصومه (س)
[3] . برای اطلاع بیشتر از منابع حدیثی اهل سنت و شیعه در این خصوص به دو كتاب ذیل مراجعه شود: كتاب در انتظار ققنوس. نوشته سید هاشم ثامر العمیدی، ترجمه مهدی علی زاده، ص 16 ـ 30 و كتاب خورشید مغرب محمد رضا حكیمی، ص 59 ـ 110.
[4] امامت و مهدویت، ج 2، (مقاله اصالت مهدویت)، ص 19.
[5] قل جاء الحق و زهق الباطل آن الباطل كان زهوقا، اسرا، 81.
[6] . امامت و مهدویت، ج 2، (مقاله اصالت مهدویت)، ص 17 ـ 18، با اندك تصرف.
[7] سوره نور، آیه 55، "... یعبدوننی لا یشركون بی شیئاً".


[سه شنبه 18 تیر 1392 ]  [3:30 PM]  [ ]

دیدگاه‌ها
مسأله‌ی مهدویت به خاطر ابعاد متعدد آن از منظرهای مختلف و زوایای گوناگون قابل بررسی است. می‌توان آن را از جنبه‌های اعتقادی،[1] تاریخی،[2] فلسفه‌ی تاریخ،[3] روان شناختی، تربیتی، اجتماعی و... مورد كنكاش و بررسی قرار داد. نوع رویكرد به مساله و تعیین حوزه‌ی بحث و زاویه‌ی دید برای اتخاذ روش مناسب با آن حوزه و به دست آوردن نتایج صحیح و پرهیز از اشتباه ضرورتی تام دارد.
آن چه در این جا ارایه می‌شود، نگاه به مهدویت از منظر اعتقادی است. این نگاه، حوزه‌ای وسیع و پر دامنه را در بر می‌گیرد و نسبت به دیگر رویكردها به خاطر مبنا و ریشه‌ای بودن آن از نقشی مهم‌تر و اهمیتی دو چندان برخوردار است.
مبانی اعتقادی
همان طور كه اشاره شد حوزه‌ مباحث اعتقادی مهدویت، حوزه‌ای وسیع و گسترده است. آن چه ما از آن گفتگو می‌كنیم نه تمامی این مباحث كه مبانی و مباحث اساسی بحث مهدویت است.
مهدویت و اعتقاد به امام زنده‌ غایب برخاسته از ریشه‌ها و پایه‌های مستحكمی است كه ما از آن، به مبانی اعتقادی یاد می‌كنیم. بدون این پایه‌ها و ریشه‌های عمیق برخاسته از براهین عقلی و نقلی، هیچ رویشی شكل نمی‌گیرد و دوامی نمی‌آورد. برخی از مباحث قابل طرح در مبانی و مباحث اساسی مهدویت عبارتند از:
1- امامت (اهمیت، ضرورت، ویژگی‌ها، راه انتخاب و...)
2- مهدویت از منظر آیات و روایات (شیعه و سنی)
3- دلایل تولد امام مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ
4- فلسفه‌ غیبت
5- نقش امام در عصر غیبت (فواید امام غایب)
6- وظایف شیعه در عصر غیبت
7- طول عمر حضرت
8- انتظار
9- علایم و شرایط ظهور
10- سیره‌ حضرت (در عصر غیبت و ظهور) و...
از این مجموعه بدون تردید مهم‌ترین و ریشه‌ای‌ترین مسأله همان مباحث امامت و ضرورت آن است. مناسب است قبل از پرداختن به ضرورت امامت اشاره‌ای به اهمیت و جایگاه و بستر این بحث داشته باشیم. مقصود از جایگاه، روشن كردن این نكته است كه بحث امامت، به چه زمینه هایی احتیاج دارد و در چه فضایی مطرح می‌شود و اساساً در بستر و سیر مباحث اعتقادی در چه جایگاهی و رتبه‌ای قرار می‌گیرد.
1- اهمیت امامت
شیعه با اعتقاد به امامت گره خورده است و با این طرح، راه خویش را در تاریخ آغاز كرده و در این راه رنج‌ها برده است، تا آن جا كه به اعتراف برخی محققان[4] آن قدر كه در این راه شمشیر كشیده شد و جان فشانی شد، در هیچ برهه‌ای از زمان و در مورد هیچ یك از دیگر آموزه‌های دین، شمشیر زده نشده و جان فشانی نشده است.
این جان فشانی و اهتمام، از آن جا برخاسته كه به گفته‌ی قرآن، امام مكمّل دین و متمّم همه‌ی نعمت هایی است كه خداوند در هستی قرار داده است.[5] رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ آن قدر كه به این امر سفارش می‌كرد به هیچ یك از امور دیگر سفارش نمی‌كرد[6] و آن قدر كه برای این مهم از اولین روزهای دعوت علنی تا آخرین لحظات عمرش در بستر بیماری، گام بر می‌داشت و اقدام می‌كرد، برای هیچ كار دیگری اقدام نمی‌كرد و زمینه سازی نمی‌نمود.[7]
امروز و در این نسل، ما امامت را پذیرفته‌ایم، ولی هنوز برای بسیاری از ما، طرح امامت و در نتیجه، بحث امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ گنگ و مبهم می‌باشد و به صورت میراثی از آن پاسداری می‌شود. میراثی كه هنوز عمق و ضرورتش را نچشیده‌ایم.
طرح هایی كه امامت را برای چند نسل بر اساس نص و سنت می‌گیرند و سپس شورایی حسابش می‌كنند. و طرح هایی كه امامت را در حد رهبری تفسیر می‌كنند و شرایطش را حذف می‌كنند، خواه از نسل علی ـ علیه السّلام ـ یا دیگری و طرح هایی كه امامت را موروثی و سلطنتی و نور چشم بازی خیال می‌كنند. و طرح هایی كه امامت را غیر قابل تحلیل می‌شناسند و بر اساس تعبد با تمام ابهامش باورش می‌كنند. تمام این طرح‌ها، امامت را نفهمیده‌اند و جایگاه و بنیادهایش را نشناخته‌اند و در تاریكی تیر انداخته‌اند.
شاید این همه تفسیر و تأویل از آن جا مایه می‌گیرد كه ما حكومت‌ها را در همین اشكال موجود دنبال می‌كنیم و در میان همین سیستم‌ها نقد می‌زنیم و از آن جا كه هیچ كدام از این‌ها با امامت نمی‌خواند یا از كنار آن می‌گذریم یا آن را تخفیف می‌دهیم تا مورد قبول روشنفكران قرار گیرد.
شاید این گمان‌ها از این جا برخاسته‌اند كه ما امامت را مبهم طرح كرده‌ایم و آثار و مرزها و اثراتش را نشان نداده‌ایم و این طرح حكومتی را جدی نگرفته‌ایم.
اگر ما جایگاه امامت را بشناسیم و ضرورتش را لمس كنیم، بر اساس همان ضرورت، وجود امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ را احساس می‌كنیم و از زیر بار اشكال‌های بنی اسراییلی، آزاد می‌شویم و بر اساس همان ضرورت و احساس به عشقی از امام می‌رسیم. آن هم نه عشقی ساده و سطحی، كه عشق شكل گرفته و جهت یافته و تبدیل شده به حركت و به سازندگی مهره هایی كه این حكومت سنگین و بلند به آن احتیاج دارد.
2- بستر بحث
با پذیرش اعتقاد به خدا و ضرورت وحی و رسالت، به امامت می‌رسیم. با پذیرش و اثبات این نكته كه خدایی هست و ما محتاج اوییم كه: یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله[8] از حكم و خواسته‌ی او می‌پرسیم و به ضرورت وحی و دین و اضطرار به رسول و حجت می‌رسیم. این همان جریانی است كه در اذان و دعا نیز نشان دارد.
در اذان پس از تكبیر به توحید می‌رسیم و ادامه‌ی توحید رسالت است و ادامه‌ی رسالت، امامت. چه بگویی و چه بگذری كه دست آورد رسول احتیاج به وصی و محافظی دارد. در دعا نیز می‌خوانیم: اللهم عرفنی نفسك فانك ان لم تعرفنی نفسك لم اعرف رسولك اللهم عرفنی رسولك... اللهم عرفنی حجتك...[9]
ارتباط ضرورت حجت با ضرورت وحی و اضطرار و افتقار الی الله، ارتباطی اساسی و تنگاتنگ است. بحث ضرورت و اضطرار الی الحجه به دنبا اضطرار به خدا و غیب و معاد و وحی مطرح می‌شود و می‌بینیم كه مرحوم كلینی در كافی، بحث را با همین عنوان دقیق و حساب شده‌ی اضطرار الی الحجه آغاز كرده است.
این خلاصه احتیاج به توضیح دارد: با درك ضرورت و اضطرار به دین - و نه انتظار از دین - كه برخاسته از این نكته است كه امكانات حسی، تجربی، عقلی و قلبی و غریزی آدمی، پاسخ گوی روابط عظیم انسان با خودش و با اشیاء و افراد آن هم با توجه به قدر و استمرار و ارتباطهای محتمل انسان با عوالم دیگر نیست و به ناتوانی و نارسایی این نیروها و امكانات برای این انسانِ بیشتر از هفتاد سال رسیدیم. ناچار ضرورت وحی و دین مطرح می‌شود.
در فرض ضرورت، دیگر تحلیل‌های فرویدی و یونگی و اریك فرومی یا تحلیل‌های طبقاتی و تاریخی جایگاهی نخواهد داشت. چون این‌ها آن جایی مطرح می‌شوند كه دین، ریشه در ضرورت نداشته باشد و آن جاست كه باید جواب داد چرا امری غیر ضروری این گونه در زندگی انسان از گذشته تا حال تأثیرگذار یا مطرح بوده است. با این احتمال و اضطرار به وحی و مذهب، دیگر مذهب امر معقول یا یك راه از میان تمامی راه‌ها نیست كه مذهب تنها راه است؛ و حداقل این چنین مذهبی، تمامی روابط انسان با خود، با اشیاء و با افراد دیگر است و برای این انسانی كه تجربه و علم نمی‌تواند پاسخ گوی روابط این آب و نان و خوابیدن با دنیاهای محتمل با روابط احتمالی پیچیده باشد، حداقل مذهب در حوزه‌ی حیرت‌ها و یا احكام و شرایع نیست، بلكه تمامی زندگی عادی است.
اگر ما از اثبات خدا و معاد و وحی به احتیاج به خدا و معاد و وحی روی بیاوریم و با این افتقار و اضطرار آغاز كنیم، دیگر به انتظار از دین نمی‌پردازیم؛ چون انتظار یك حالت است و اضطرار یك واقعیت. چه بسا تو هیچ انتظاری هم از دین نداشته باشی، اما این رسول است كه با تو كار دارد و شروع كننده است. دین با رسول آغاز می‌شود و رسول با دگرگون كردن تلقی انسان از خویش، اضطرار به مذهب و احتیاج به دین را در جان انسان می‌نشاند. حتی اگر اعراض كند و یا انگشت در گوش خود بگذارد. آن جا كه دین با رسول آغاز می‌شود، دیگر از انسان نمی‌پرسند كه از دین چه انتظاری داری كه می‌گویند: تو محتاجی، تو مفتقری، تو مضطری. انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید.[10]
آزاد اندیش‌ترین دین شناسان چون از این نقطه كه ضرورت یا عدم ضرورت دین است، آغاز نكرده‌اند، گرفتار شده‌اند و در واقع با این پیش فرض كه دین ضروری نیست و یك راه در كنار دیگر راه‌هاست، به تحلیل آن پرداخته‌اند و در حد یك امر قدسی به آن روی آورده‌اند و همین پیش فرض برای گرفتاری آن‌ها كافی است. چون فرض دیگری هم هست و آن ضرورت و اضطرار به دین است و آن هم با این احتمال كه آدمی بیشتر از هفتاد سال استعداد دارد و بیش از یك زندگی راحت و دامپروری بزرگ به او امكانات داده‌اند.
در هر حال با این بینش از قدر و استمرار و ارتباط انسان، به اضطرار و ضرورت وحی و معاد و رسول می‌رسیم و با رسول پیوند می‌خوریم و به همان دلیل كه به وحی و رسول محتاجیم، به امامت و حجت هم محتاجیم كه امامت ادامه‌ی رسالت است؛ چون به شهادت قرآن دو چیز مانع از كفر آدمی است. یكی قرآن، و دیگری، وجود رسول. كیف تكفرون و انتم تتلی علیكم آیات الله و فیكم رسوله.[11]
به شهادت این آیه، معلوم می‌شود كه دو چیز موجب حفظ مردم و مانع از كفر است.


[1] . مثل بیشتر كتاب‌هایی كه در مورد حضرت نوشته شده است، از »غیبت« نعمانی و »كمال الدین«صدوق و »غیبت« شیخ طوسی گرفته تا بیشتر كتاب‌های امروزی هم چون »دادگستر جهان«، »امامت و مهدویت«، »سیمای امام مهدی« و..
[2] . تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، دكتر جاسم حسین و تاریخ عصر غیبت، پور سید آقایی، عاشوری، جباری و حكیم.
[3] . قیام و انقلاب مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ ، شهید مرتضی مطهری.
[4] . و اعظم خلاف بین الامه خلاف الامامه ما سل سیف علی قاعده دینیه مثل ما سلّ علی الامامه فی كل زمان«، ملل و نحل، ج 1، ص 24.
[5] . اشاره به آیه‌ی 3 سوره‌ی مائده.
[6] . و لم یناد بشی‌ء ما نودی بالولایه« وسائل الشیعه، ج 1، ص 10، ح 10.
[7] . ر. ك: چشمه در بستر تحلیلی از زمان‌شناسی حضرت زهرا ـ علیها السّلام ـ ، مسعود پور سید آقایی، ص 48.
[8] . فاطر / 15.
[9] . كافی، كتاب حجت، باب غیبت، روایت 29، الغیبه، نعمانی؛ كمال الدین، صدوق (این دعا در این سه كتاب مجموعاً به شش طریق روایت شده است).
[10] . فاطر / 15.
[11] . آل عمران، 101.


[سه شنبه 18 تیر 1392 ]  [3:25 PM]  [ ]

حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ دوازدهمین پیشوای معصوم, بنابر نظریه مشهور, سحرگاهان پانزدهم شعبان سال 255 (هـ . ق) در سامراء متولد شد.
او هم نام پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ( م ح م د ) و هم كنیه آن حضرت یعنی ابوالقاسم است.
از جمله لقب های او, حجت, قائم, خلف صالح, صاحب الزمان و بقیه الله به شمار می آید اما مشهورترین آن ها مهدی ـ علیه السلام ـ است.
پدر بزرگوارش, حضرت امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ و مادر گرامیش نرجس خاتون است كه او را «سوسن», «ریحانه» و «صقیل» نیز نامیده اند.[1]
امام زمان ـ علیه السلام ـ زمانی تولد یافت كه عباسیان حاكم بر سامراء و بغداد, زندگی امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ را كنترل كرده و برای یافتن آخرین حجت الهی و نابودی او سخت می كوشیدند از این رو تولد آن حضرت, بسیار مخفیانه و معجزه آسا صورت گرفت. البته برخی وكلای امام عسكری ـ علیه السلام ـ و شیعیان و خدمتگزاران مطمئنش, از این تولد آگاهی داشتند. مانند محمد بن عثمان عمری, محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر ـ علیه السلام ـ حكیمه خاتون دختر امام جواد ـ علیه السلام ـ ابو علی بن مطهر, عمرو اهوازی و ابو نصر طریف.
آری! یازدهیمن پیشوای معصوم ـ علیه السلام ـ در فرصت های مناسب, فرزند و جانشین خود را به دیگران می نمایاند و به آنان معرفیش می كرد. چنان كه وقتی محمد بن عثمان عمری با چهل نفر دیگر از شیعیان به حضور امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ شرفیاب شدند, آن حضرت, مهدی ـ علیه السلام ـ را به آنان نشان داد و فرمود: این, پس از من, امام شما و جانشین من بین شما است. با وجود این, حضرت حجت ـ علیه السلام ـ پس از ولادتش همچنان پنهان می زیست تا آن كه امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ در سال 260 (هـ . ق) یعنی 28 سالگی با دسیسه معتمد عباسی, مسموم و شهید شد و حضرت صاحب الزمان ـ علیه السلام ـ به امامت رسید.
ابوالأدیان می گوید: من از خدمتگزاران امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ بودم و نامه های او را به مناطق مختلف می بردم. روزی آن حضرت به من نامه هایی داد و فرمود: این ها را به «مدائن» ببر, تا پانزده روز در سامراء نخواهی بود, پس از آن وقتی برگردی خواهی یافت كه ناله و شیون از خانه من بلند است و جسدم را در محل غسل گذاشته اند.
گفتم: سرورم! اگر چنین شود, چه كسی پس از شما امام است؟ فرمود: هر كس بر جنازه ام نماز بخواند. گفتم: نشانه دیگری ذكر بفرمایید! فرمود: هر كس از آن چه میان همیان است خبر دهد. ابهت امام ـ علیه السلام ـ آن چنان بود كه دیگر نتوانستم از او بپرسم مقصودشان از این نشانه چیست.
نامه های آن حضرت را به «مدائن» بردم و پاسخشان را گرفتم. پس از پانزده روز وقتی به سامراء وارد شدم به خانه امام ـ علیه السلام ـ آمدم, ناگاه صدای ناله و شیون از آن جا شنیدم و دیدم برادرش جعفر (كذاب) كنارخانه نشسته است و برخی شیعیان, رحلت امام ـ علیه السلام ـ را به او تسلیت و به امامت رسیدش را تبریك می گویند. از این موضوع در شگفت شدم زیرا من با چشمانم دیده بودم جعفر, شراب می خورد, قمار بازی می كرد و اهل تار و طنبور بود به هر حال من نیز جلو رفتم و رحلت برادرش را به او تسلیت و پیشوائیش را تبریك گفتم اما او چیزی از من نپرسید. ناگاه «عقید» خادم حضرت عسكری ـ علیه السلام ـ حاضر شد و به جعفر گفت: جنازه برادرتان را كفن كردند بیایید بر آن نماز بگذارید. جعفر, همراه برخی شیعیان وارد خانه شدند جسد پاك امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ, میان تابوتی در حیات خانه بود. جعفر پیش رفت تا بر جنازه مطهر امام ـ علیه السلام ـ نماز بخواند. وقتی خواست تكبیر بگوید ناگاه كودك گندم گون و سیاه موی كه دندان های پیشینش قدری از هم فاصله داشت, ظاهر شد, جعفر را كنار زد و گفت: عمو! كنا برو! من باید بر پدرم نماز بخوانم, او با چهره ای درهم كشیده كنار رفت و آن كودك بر پیكر پاك امام ـ علیه السلام ـ نماز خواند و او را در خانه اش, جوار قبر امام هادی ـ علیه السلام ـ دفن فرمود.
ابو الأدیان در ادامه می گوید: آن كودك به من رو زد و گفت: ای مرد بصری! پاسخ نامه هایی را كه همراهت است بده! آن ها را به او دادم و با خود گفتم: اینها (اقامه نماز بر جسد پاك امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ و در خواست پاسخ نامه ها) دو نشانه امامت اوست و منتظر ماندم تا نشانه دیگر یعنی خبر دادن از آن چه میان همیان است را نیز بیابم.
نزد جعفر آمدم, دیدم داد می كشد و فریاد می كند. شخصی به نام «حاجظ وشاء» به جعفر گفت: آن كودك چه كسی بود؟ جعفر گفت: والله تا به حال او را ندیده ام و نمی شناسم. در این اوضاع, گروهی از قمی ها آمدند وقتی دانستند, یازدهمین امام معصوم ـ علیه السلام ـ رحلت فرموده است. پرسیدند جانشین او كیست؟ برخی گفتند: جانشین او جعفر است, آنان به او سلام كردند و تسلیت و تهنیت گفتند از او پرسیدند: ما نامه ها و پول هایی آورده ایم بفرمایید: نامه را چه كسانی نوشته اند و پول ها چقدر است؟ جعفر, از پاسخ درماند و برآشفته حال برخاست و گفت: اینان علم غیب از ما می خواهند! ناگاه خادمی از خانه بیرون آمد و به قمی ها گفت: نامه ها از فلان كس و فلان كس است و در همیان نیز هزار دینار وجود دارد كه ده تای آن ها را زراندود كرده اند. آن مردم وقتی پاسخ پرسش هایشان را صحیح و دقیق یافتند, گفتند: نامه ها و همیان پول را به تو می دهیم تا به آن كسی كه تو را برای گفتن آن ها فرستاده است (یعنی حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ ) تحویل دهی! زیرا او امام ما است.[2]
غیبت صغری و كبری
حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ پس از ولادتش دو بار غایب شد كه آن ها را غیبت صغری و غیبت كبری گویند.
غیبت صغرای ولی عصر ـ علیه السلام ـ با به شهادت رسیدن امام حسن عسكری در سال 260 (هـ . ق) آغاز شد و تا سال 329 (هـ . ق) ادامه یافت.
امام زمان ـ علیه السلام ـ در دوران غیبت صغری توسط چهار نفر از نایبان خاصش كه به نواب اربعه یعنی نایبان چهارگانه معروفتند با مردم ارتباط داشت و به امور آنان رسیدگی می كرد. این چهار نفر عبارت بودند از:
1. عثمان بن سعید عمری
2. ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری
3. ابوالقاسم حسین بن روح
4. ابو الحسن علی بن محمد سمری
مهم ترین تحول و رخ داد دوره نیابت «ابو الحسن علی بن محمد سمری» نوشتن توقیعی از جانب حضرت صاحب الزمان ـ علیه السلام ـ به او بود كه در آن فرموده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ای علی بن محمد سمری! خداوند در فقدان تو به برادرانت پاداش بزرگی عطا فرماید, تو تا شش روز دیگر رحلت می كنی, كارهایت را سامان ده و هیچ كس را به جانشینی خود سفارش نكن اكنون زمان غیبت كبری فرا رسیده است و ظهور من فقط با اجازه خدا خواهد بود آن هم از مدتی طولانی صورت می گیرد كه در آن مردم, بسیار سخت دلند و سرزمین پر از بیدادگری است كسانی, نزد شیعیان ما ادعا می كنند كه مرا می بینند. هر كس پیش از خروج سفیانی و صیحه آسمانی چنین ادعایی بكند, دروغگویی بیش نیست.[3]
جانشینان امام زمان در غیبت كبری
در غیبت كبری, فقیهان با تقوا, عادل و مدیر و مدبر نایبان عام و جانشینان امام مهدی ـ علیه السلام ـ بین مردم به شمار می آیند و مرجعیت دینی و رهبری آنان را بر عهده دارند و چنان كه خود آن حضرت نیز در حدیثی بر این نكته تصریح فرمودند:[4]
وجود امام زمان ـ علیه السلام ـ در این عصر بسان خورشید پشت ابر است یعنی پنهان بودن او موجب نمی شود به عالم هستی سود نرساند بلكه آن حضرت حتی در پس پرده غیبت امام زمین و موجب بركت برای اهل آن است.
ملاقات با امام زمان در غیبت كبری: این موضوع, كار ممكنی است هر چند ادعای ملاقات با آن حضرت را از هر كس نمی توان پذیرفت اما در این عصر به اذن خداوند بزرگ و توجهات امام زمان ـ علیه السلام ـ كسانی به حضور آن حضرت شرفیاب شده اند[5] البته ارتباط با حضرت ولی عصر از راه های دیگر برای عموم مردم ممكن است این كار را می توان از طریق قرائت دعاهایی مانند دعای ندبه, عهد و ... انجام داد زیارت اماكن منسوب به امام زمان ـ علیه السلام ـ راه دیگری برای ارتباط با او است مانند مسجد سهله, مسجد اعظم كوفه و سرداب مقدس در عراق و مسجد حضرت صاحب الزمان معروف به مسجد جمكران قم در ایران.[6]
طولانی بودن عمر حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ
عمر مبارك آن حضرت در غیبت كبری بسیار طولانی است و این موضوع عقلاً محال نیست و به لحاظ علمی نیز ممكن به شمار می آید علاوه بر این افراد بسیاری در امتداد تاریخ زندگی بشر عمر طولانی داشته اند مانند حضرت نوح كه امام صادق ـ علیه السلام ـ درباره او می فرماید: نوح 2300 سال زندگی كرد, 850 سال پیش از آن كه به پیامبری برانگیخته شود و 950 سال میان قومش به هدایت آنان پرداخت و 500 سال هم پس از آن كه كشتی اش به خشكی نشست و آب در زمین فرو رفت آن گاه شهر ها را ساخت و فرزندانش در شهر ها ساكن شدند از دیگر كسانی كه عمر طولانی داشته اند مانند: حضرت سلیمان بن داود 712 سال, شداد بن عامر 900 سال و ...[7]
هنگام ظهور حضرت ولی عصر ـ علیه السلام ـ
وقت ظهور امام مهدی ـ علیه السلام ـ دقیقاً مشخص نیست, پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ می فرماید: كسانی كه وقت ظهور را معین می كنند دروغ می گویند.[8]


[1]. پیشوایی, مهدی, سیره پیشوایان, ص 665 ـ 666.
[2]. جعفریان, رسول, حیات فكری سیاسی امامان شیعه بخش زندگی امام زمان ـ علیه السلام ـ .
[3]. الغیبه, ص 234.
[4]. شیخ حر عاملی, وسائل الشیعه, قم, آل البیت, 1409 ق, ج 27, ص 140.
[5]. القزوینی, السید محمد كاظم, الامام المهدی, من المهد الی الظهور, ص 303 به بعد.
[6]. موسوی اصفهانی, سید محمد تقی,مكیال المكارم, ج 2, ص 314.
[7]. شیخ صدوق, كمال الدین و تمام النعمه, ج2, ص 523.
[8]. رازی قمی (از شاگردان شیخ صدوق), كفایه الاثر.


[سه شنبه 18 تیر 1392 ]  [3:24 PM]  [ ]

آیت الله سید محمدتقی موسوی اصفهانی در کتاب گران سنگ مکیال المکارم خلاصه آثار و فواید و ویژگی‌هایی را که بر دعا کردن برای تعجیل فرج مترتب است، بیان می‌کند و ما هم به جهت این که کتاب مکیال المکارم به امر مطاع ولی عصر علیه السلام نوشته شده و کتابی مبارک و پر خیر است، مطالب آن را ذیلا نقل می‌کنیم


 

امام زمان

همگی در شب نیمه شعبان ساعت 23 دست نیاز به سوی بی نیاز هستی بلند کرده و برای آن عزیز غایب از نظر دعا می‌کنیم

 

دعا کننده برای فرج حضرت مشمول برکات زیر می‌شود:

1 - اطاعت از امر مولایش کرده است، که فرموده‌اند: و بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که فرج شما در آن است.

2 - این دعا سبب زیاد شدن نعمت ها می شود.

3 - اظهار محبت قلبی است.

4 - نشانه انتظار است.

5- زنده کردن امر ائمه اطهار علیهم السلام است.

6 - مایه ناراحتی شیطان لعین است.

7 - اداء قسمتی از حقوق آن حضرت است (که اداء حق هر صاحب حقی واجب ترین امور است.)

9 - تعظیم خداوند و دین خداوند است.

10 - حضرت صاحب الزمان علیه السلام در حق دعا کننده دعا می کند.

11 - شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او می شود.

12 - شفاعت پیامبر ان شاء الله شامل حال او می شود.

13 - این دعا امتثال امر الهی و طلب فضل و عنایت اوست.

14 - مایه استجابت دعا می شود.

15 - اداء اجر رسالت است.

16 - مایه دفع بلاست.

17 - سبب وسعت روزی است ان شاء الله.

18 - باعث آمرزش گناهان می شود.

19 - دعا کننده مشرف به دیدار آن حضرت در بیداری یا خواب می شود.

20 - در زمان ظهور آن حضرت به دنیا رجعت می کند.

21 - از برادران پیامبر صلی الله علیه و آله خواهد بود.

22 - فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان علیه السلام زودتر واقع خواهد شد.

23 - سبب پیروزی از پیغمبر و امامان - صلوات الله علیهم اجمعین - می شود.

24 - وفای به عهد و پیمان الهی است.

25 - آثار نیکی به والدین برای دعا کننده فرج حاصل می گردد.

26- فضیلت رعایت و اداء امانت برایش حاصل می شود.

27 - سبب زیاد شدن اشراف نور امام علیه السلام در دل او می گردد.

28 - دعا برای فرج موجب طولانی شدن عمرش خواهد شد ان شاء الله.

29 - موفق به تعاون در کارهای نیک و تقوا می شود.

30 - به نصرت و یاری خداوند و پیروزی بر دشمنان به کمک خداوند توفیق می یابد.

31 - هدایت می شود به نور قرآن مجید.

32 - نزد اصحاب اعراف معروف می گردد.

33 - به ثواب طلب علم نائل می شود ان شاء الله.

34 - از عقوبت های اخروی ان شاء الله در امان می ماند.

35 - در هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار می شود.

36 - این دعای برای فرج، اجابت دعوت خدا و رسول صلی الله علیه و آله است.

37 - با امیرالمومنین علیه السلام محشور و در درجه آن حضرت خواهد بود.

38 - محبوب ترین افراد نزد خداوند می گردد.

39 - عزیزترین و گرامی ترین افراد نزد پیامبر صلی الله علیه و آله می شود.

40 - ان شاء الله از اهل بهشت خواهد بود.

41 - دعای پیامبر صلی الله علیه و آله شامل حالش می گردد.

42 -کردارهای بد او به کردارهای خوب تبدیل می شود.

43 - خداوند در عبادت او را تایید فرماید.

44 - ان شاء الله با این دعا عقوبت از اهل زمین دور می شود.

45 - ثواب کمک به مظلوم را دارد.

46 - ثواب احترام به بزرگتر و تواضع نسبت به او را دارد.

47 - پاداش خونخواهی حضرت سیدالشهدا علیه السلام را دارد.

48 - شایستگی دریافت احادیث ائمه اطهار علیهم السلام را می یابد.

49 - نور او برای دیگران نیز [در روز قیامت] درخشان می گردد.

50 - هفتاد هزار نفر از گنهکاران را شفاعت می کند.

51 - دعای امیرالمومنین علیه السلام روز قیامت شاملش می شود.

52 - بی حساب داخل بهشت می شود.

53 - از تشنگی قیامت در امان می ماند.

54 - در بهشت جاودان خواهد بود.

55 - مایه خراش روی ابلیس و مجروح شدن دل اوست.

56 - روز قیامت هدیه های ویژه ای دریافت می دارد.

57 - خداوند عز و جل از خدمتکاران بهشت نصیبش می فرماید.

58 - در سایه گسترده خداوند قرار می گیرد و رحمت بر او نازل می شود مادامی که مشغول آن دعا باشد.

59 - پاداش نصیحت مومن را دارد.

60 - مجلسی که در آن برای حضرت قائم - عجل الله تعالی فرجه - دعا شود، محل حضور فرشتگان گردد.

61 - دعا کننده مورد مباهات خداوند قرار می گیرد.

62- فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند.

63 - از نیکان مردم محسوب می گردد.

64 - این دعا اطاعت از اولیای امر است که خداوند اطاعتشان را واجب کرده است.

65 - مایه خرسندی خدای عز و جل می شود.

66 - مایه خشنودی پیامبر می گردد.

67 - این دعا خوشایندترین اعمال نزد خداوند است.

68 - دعاگوی فرج حضرتش از کسانی خواهد بود که خداوند در بهشت به او حکومت دهد ان شاء الله تعالی.

69 - حساب او آسان می گردد.

70 - این دعا برای او در عالم برزخ انیس و مونس مهربانی خواهد بود.

71 - بهترین اعمال است.

72 - باعث دوری غم ها می شود.

73 - دعای هنگام غیبت بهتر از دعای هنگام ظهور است.

74 - فرشتگان درباره دعا کننده دعا می کنند.

75 - دعای حضرت سیدالساجدین علیه السلام - که نکات و فواید متعددی دارد - شامل حالش می شود.

76 - این دعا تمسک به ثقلین (کتاب و عترت) است.

77 - چنگ زدن به ریسمان الهی است.

78 - سبب کامل شدن ایمان است.

79 - مانند ثواب همه بندگان به او می رسد.

80 - این دعا برای فرج از تعظیم شعائر خداوند است.

81 - گوینده این دعا ثواب کسی را دارد که با پیامبر صلی الله علیه و آله شهید شده باشد.

82- ثواب کسی دارد که در زیر پرچم حضرت قائم شهید شده باشد.

83 - ثواب احسان به حضرت صاحب الزمان علیه السلام را دارد.

84 - دعا ثواب گرامی داشتن عالم را دارد.

85 - پاداش گرامی داشتن شخص کریم را دارد.

86 - دعا کننده در میان گروه ائمه اطهار علیهم السلام محشور می شود.

87 - درجات او در بهشت بالا می رود.

88 - از بدی حساب در روز قیامت در امان می ماند.

89 - در روز قیامت به بالاترین درجات شهدا نائل می گردد.

90 - به شفاعت حضرت زهرا سلام الله علیها رستگار می گردد.

جای تاسف است که شخصی از دعا برای فرج آن امام غافل مانده و از این ثواب بسیار که بر دعای آن حضرت مترتب است، محروم بماند .

همگی در شب نیمه شعبان ساعت 23 دست نیاز به سوی بی نیاز هستی بلند کرده و برای آن عزیز غایب از نظر دعا می‌کنیم


[سه شنبه 11 تیر 1392 ]  [12:33 PM]  [ ]

بشر در انتظار است! در انتظار چه چیزی؟! در انتظار یک تغییر! در انتظار یک حادثه و رویداد! چرا بشر در انتظار است؟! چرا بشر انتظار یک واقعه را می کشد؟! کدام واقعه بشریت را این چنین منتظر خود کرده است؟!


بشر در انتظار چیست؟!امام زمان

این همان سوال بسیار با اهمیتی است که خردمندان آگاه از موجودیت انسان و صاحب نظران اقوام و ملل، از آغاز تاریخ بشری تاکنون همواره برای خود و دیگر انسان های عاقل و اندیشمند مطرح کرده اند! امّا انگیزه ی این سوالات مهم در عواملی خلاصه می شود که می توان آن ها را بدین صورت مطرح نمود!

 

انگیزه ی پرسش!

اولین انگیزه برای طرح چنین پرسشی عدم رضایت از وضع موجود است. این عدم رضایت دامن گیر اغلب مردم جوامع است که از مشاهده ی پایمال شدن حقوق انسان ها و تجاوز و بی عدالتی هایی که گریبان گیر اکثریت آنان است و ایشان را به سختی می فشارد، ناشی می شود. احساس ناگوار در نابسامانی های زندگی بشری او را به فرداهایی متمایل می سازد که از ناملایمات رهایی یابد. پس او در انتظار فرداهایی روشن و به دور از ناگواری هاست.

عمر من شد در پی فردای من                     وای از این فردای ناپیدای من

 

انگیزه ی دوم انتظار بشر عدم رضایت تکاملی اوست. بسیاری از تکامل یافتگان بشری در هر زمانی که زندگی کنند و در هر موقعیتی از فرهنگ و تمدن بشری که قرار بگیرند، موقعیتی بالاتر از آن را می جویند و به وضع موجود قناعت نمی کنند! پس ایشان نیز به دنبال فردایی روشن هستند که انتظارش را می کشند.

بشریت همواره در انتظار فردا و فرداهایی روشن تر از امروز است فرداهایی بدور از ناملایمات و ناگواری ها، فرداهایی برای پیشرفت و تکامل بهتر، و فرداهایی که رنگ خدا داشته باشد. پس همه ی بشریت به نوعی امید و انتظار دارند

انتظار مقدس!

گروه دیگر به علت عدم رضایت مقدس، انتظار می کشند. ایشان انگیزه ای عالی تر از دو گروه دیگر دارند. زیرا انسان دارای استعدادها و قوا و سرمایه های وافر و خیره کننده است، هیچ وضع و موقعیتی او را نمی تواند اشباع کند. اگر چه عالی ترین فرهنگ ها و تمدن ها و جوامع را برای خود تهیه کرده باشد. زیرا عظمت وجود خود را در حدی می بیند که هیچ چیزی نمی تواند او را احاطه و اشباع کند. از طرف دیگر هیچ گونه پیشرفت و گسترش علمی و سلطه ای در این کیهان بزرگ نتوانسته است او را به موقعیتی که خود برای خود ساخته است، قانع کند.

این عدم قناعت ریشه در گرایش انسان به ماورای طبیعت و فطرت او دارد.

انسان با این عامل عدم رضایت مقدس همواره در انتظار روزهای خدایی و الهی به سر می برد.

 

روزنه ی امید!

بنابراین با هر انگیزه ای که باشد بشریت همواره در انتظار فردا و فرداهایی روشن تر از امروز است فرداهایی بدور از ناملایمات و ناگواری ها، فرداهایی برای پیشرفت و تکامل بهتر، و فرداهایی که رنگ خدا داشته باشد. پس همه ی بشریت به نوعی امید و انتظار دارند. به طور کلی افراد بشر با امید به حقیقتی زندگی می کنند که ساخته ی او و طبیعت نمی باشد بلکه ما فوق او و طبیعت است!

انگیزه ی دوم انتظار بشر عدم رضایت تکاملی اوست. بسیاری از تکامل یافتگان بشری در هر زمانی که زندگی کنند و در هر موقعیتی از فرهنگ و تمدن بشری که قرار بگیرند، موقعیتی بالاتر از آن را می جویند و به وضع موجود قناعت نمی کنند! پس ایشان نیز به دنبال فردایی روشن هستند که انتظارش را می کشند

براین اساس بشر با هر انگیزه ای از پرسش که باشد به دنبال روزنه ی امید به آینده ادامه ی حیات می دهد. این آینده ی امید بخش و آرمانی در افق او ترسیم می گردد و او را به سوی فردایی روشن تر از امروز می کشاند. پس بشریت منتظر است. منتظر یک فردای روشن به دور از همه ی بی عدالتی ها و بی تکاملی ها و نقص ها و در یک کلام بی خدایی ها!

 

تجلّی امید بشریت!

چه کسی می تواند این امید و آرمان بشریت را تحقق بخشد؟ و بشریت باید منتظر چه کسی و یا چه چیزی باشد؟! بی شک انسان ها در انتظار کسی هستند که آن فردای روشن و پر امید را برایشان به ارمغان آورد. مصلح آخرالزّمانی بشریت کسی است که بی عدالتی ها و ناگواری ها را سامان می بخشد و نیز همه ی عوامل نقص و موانع تکامل را بر طرف می سازد و راه های تکامل و خود شکوفایی را نشان می دهد و فراهم می سازد تا همه رشد یابند. او کسی است که عدم رضایت مقدس بشریت را نیز پاسخ می گوید و خود را بقیّة الله می نامد. از این رو حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می تواند همان تجلّی تامّ و کامل امید بشریت به فردای روشن تاریخ باشد که با هر انگیزه ای انتظار را تجربه می کند!


[سه شنبه 11 تیر 1392 ]  [12:29 PM]  [ ]

از امور اصلی و هر روزه ای که حتماً باید منتظران مهدی (عج) به آن اهمیت دهند، انس گرفتن با قرآن و عمل به آن است.انتظار

حضرت علی (علیه السلام) در وصیت خود به امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) می فرماید: خدا را، خدا را در مورد قرآن مواظب باشید مبادا دیگران از شما پیشی گیرند. [1]

در مورد شناختن مفاهیم قرآن و اجرای آن، مگرنه این است که قرآن و عترت (علیهم السلام) در کنار هم هستند، و امام زمان (علیه السلام) قرین قرآن است، اگر خدای نکرده قرآن مهجور گردد، درست بر عکس راه امام قدم (عج) برداشته شده است، اگر آیات عذاب، آیات رحمت، آیات عبرت، آیات سیاسی، آیات عبادی، آیات تذکّر و ... را با کمال دقت توجه کنند و هر روز بخوانند و معانی آن را در ذهن خود ترسیم نمایند، خواهند فهمید که با این کار چقدر سریع و آگاه به سوی فرج امام (عج) گام برداشته اند.

در اینجا برای اینکه هم از قرآن استفاده کرده باشیم و هم طرز استفاده را دریابیم و هم از دستورات محکم قرآن در جهت زمینه سازی برای حکومت صالحان مطلبی بدانیم به دو فراز زیر از قرآن توجه کنید.

در آیه 75 سوره نساء می خوانیم:

« وَ مَالَکُمْ لاَ تُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَآءِ وَالْوِلْدانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَآ أَخْرِجْنَا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَّنَا مِنْ لَّدُنْکَ وَلِیّاً وَاجْعَلْ لَّنَا مِنْ لَّدُنْکَ نَصِیراً؛

چرا در راه خدا و در راه نجات مستضعفین از مردان و زنان و کودکان، پیکار و مبارزه (با مستکبران) نمی کنید و در راه نجات مستضعفین که می گویند خدایا ما را از این شهر (مکه) که اهلش ستمگر است بیرون ببر و برای ما از طرف خودت سرپرست و یاور قرار بده، اقدام نمی نمایید؟ »

این آیه به ما می گوید : نباید بی تفاوت باشیم باید برای خدا و نجات مستضعفین پیکار کنیم، مستضعفانی که خدا پرستند و دنبال رهبر شایسته اند و از ستم و ستمگران ناخشنودند، چنین افراد را باید کمک کرد و نجات داد.

تعبیر به «ما لَکُم» (چرا) یک نوع استفهام انکاری است، حاکی است که حتماً باید مسلمانان در راه نجات مستضعفان، نه تنها بپاخیزند بلکه باید پیکار کنند.

مگرنه این است که قرآن و عترت (علیهم السلام) در کنار هم هستند، و امام زمان (علیه السلام) قرین قرآن است، اگر خدای نکرده قرآن مهجور گردد، درست بر عکس راه امام قدم (عج) برداشته شده است

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) با بیانات جذّاب و پرمحتوای خود شاگردان مکتب اسلام را به گونه ای ساخته بود که در مبارزه با دشمن کارشان چنان اوج گرفت، که طبق روایات، هفت نفر از فقرای انصار به حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده و عرض کردند بر اثر تهیدستی وسیله ای برای شرکت در جهاد نداریم، شما وسیله ای از شمشیر و نیزه و مرکب در اختیار ما بگذارید تا در جهاد شرکت کنیم، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) چون وسیله در اختیار نداشت، جواب منفی به آنها داد، آنها به قدری ناراحت شدند که اشک در چشم هایشان حلقه زده بود، و کم کم به گریه تبدیل شد و سخت گریستند و بعدها به نام « بَکّائون » ) گریه کنندگان ) معروف شدند. آیه 92 سوره توبه در وصف این افراد مخلص نازل شد. [2]

« وَلاَ عَلَی الَّذِینَ إِذَا مَآ أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاَأَجِدُ مَآأَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ تَوَلَّواْ وَّ أَعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلاَّ یَجِدُوا مَا یُنفِقُونَ؛

و نیز اشکالی نیست بر آنها که نزد تو (پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)) آمدند که آنها را به مرکبی برای میدان جهاد سوار کنی، گفتی مرکبی که شما را بر آن سوار کنم ندارم از نزد تو بازگشتند در حالی که چشمانشان اشکبار بود، از این رو که چیزی را نداشتند تا در راه خدا انفاق کنند».

آری این چنین تعلیمات قرآن که دو نمونه اش را ذکر کردیم، اثر می بخشد فرزندان و شاگردان قرآن باید این چنین تربیت گردند تا منتظر واقعی امام زمان (علیه السلام) شوند، پس باید با قرآن مأنوس بود و این درسها را از آن آموخت. [3]

 

پی نوشت:

[1] نهج البلاغه، نامه 47

[2] مجمع البیان، جلد 5، صفحه 60، ذیل آیه فوق.

[3] توجه به نهج البلاغه نیز که می توان گفت یک کتاب انقلابی و برای زمینه سازی تحریر شده، باید مورد توجه قرار گیرد.


[دوشنبه 10 تیر 1392 ]  [1:15 PM]  [ ]

 

 

امام زمان (عج)

از صفاتی که برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است، « قاصم» است. قاصم به معنی درهم شکننده است. در دعای ندبه می خوانیم:

این القاصم الشوکة المعتدین: کجاست درهم شکننده ی قدرت و جلال تجاوزگران؟

همانطور که می دانید، از زمان ظهور اسلام تا کنون، دشمنان بسیاری در پی نابودی این دین و مخالفت با آن بوده اند. در هر عصری، امام آن زمان تا آنجا که توانسته با آنان مقابله کرده است. اما در عصر امام حسن عسکری علیه السلام با شدت گرفتن این کینه توزی ها و دشمنی ها، امام دوازدهم از منظر چشم ها غایب شدند.

از روایات بسیاری که درباره ی آخرالزمان آمده است، می توان فهمید که مردم آخر الزمان دست به گریبان جنگ ها، تعدی گری ها و تجاوزات بسیاری به جان و مال و ناموس خویش هستند.

برای نمونه، از علائم قطعی ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف، خروج سفیانی است. سفیانی فردی سفاک و خونریز است از نسل ابوسفیان، وی از زمان خروج تا هنگام مرگش به چنان کشتاری دست می زند که در تاریخ بشریت بی سابقه است.

امام علی علیه السلام در بیان ویژگی های سفیانی می فرمایند:

" ... آنها وارد آن شهر ( مدینه) می شوند و به قتل و كشتار و هتك حرمت و تجاور می پردازند و از میان آنها مردی پرهیزكار و مخلص پا به فرار می گذارد...." (1)

امام باقرعلیه السلام نیز می فرماید: "سفیانی و همراهانش خروج می كنند. در آن زمان تصمیم و هدفی جز اذیت و آزار و قتل خاندان محمد صلی الله علیه و آله وسلم و شیعیان آنها را ندارد، گروهی را به كوفه می فرستد و جمعی از شیعیان اهل بیت علیهم السلام را به قتل رسانده و بسیاری را به دار می آویزد"

امام باقرعلیه السلام نیز می فرماید:

"سفیانی و همراهانش خروج می كنند. در آن زمان تصمیم و هدفی جز اذیت و آزار و قتل خاندان محمد صلی الله علیه و آله وسلم و شیعیان آنها را ندارد، گروهی را به كوفه می فرستد و جمعی از شیعیان اهل بیت علیهم السلام را به قتل رسانده و بسیاری را به دار می آویزد." (2)

سفیانی یکی از خونریزان و تجاوزگرانی است که در آخرالزمان خروج می کند، همانند او بسیارند من جمله: اصهب، ابقع، دجال و ... .

شکست این جباران و تجاوزگران به دست مبارک حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  صورت می گیرد. چنانچه درباره ی عاقبت سفیانی آمده است، در کنار دریاچه ی طبریه ( نزدیک اردن) حضرت سر او را از تن جدا می کند. (3)

در ضمن بد نیست درباره ی دعای ندبه  این نکته را متذکر شویم که خواندن این دعا، علاوه بر فیوضات بسیار، تاریخ زندگی ائمه را نیز پیش چشمان تیزبین به نمایش در می آورد بنابراین خواندن این دعا را در هر زمانی به شما توصیه می کنیم.

 

پی نوشت:

1) كتاب سلیم بن قیس الهلالی، ص . 309.

2) بحارالانوار، ج 52 ، ص . 222.

3) الملاحم و الفتن، ص123، به نقل از موعود نامه، مقاله ی اولین نشانه.

ماهنامه فرهنگی، اعتقادی ، اجتماعی موعود

 


[دوشنبه 10 تیر 1392 ]  [1:07 PM]  [ ]

در شش آیه از «سوره انعام» به علائم و نشانه‌های آخرالزمان و قیام جهانی حضرت مهدی(عج) ‌اشاره شده است.
قرآن و روایات متواتره اسلام و کتاب‌های مقدس آسمانی و نوشته‌های گروهی از مدعیان نبوت، به زبان‌های گوناگون و تعبیرات مختلف، بشریت را به یک آینده درخشان و عصر مشعشعی نوید و بشارت داده‌اند که جهان در آن عصر، روضه رضوان شود و نمونه‌ای از حیات در بهشت برین، در همین جهان تشکیل شود که گویی جهان، آفرینش نوینی به خود گرفته است.

در آن عصر، زمام اجتماع کبیر جهانی از دست بیدادگران بیرون می‌رود و حکومت و داوری به دست با کفایت برگزیدگان خدا و پرهیزگاران می‌افتد و ریاست و دولت حقه الهی و زمامداری جهان بشریت، به امر لازم الاجرای الهی در آن زمان، مخصوص موعود کل ملل، حضرت مهدی قائم آل محمد(ص) است.
در شش آیه از سوره انعام به علائم و نشانه‌های آخرالزمان و قیام جهانی حضرت مهدی(عج) ‌اشاره شده است.
خداوند در آیه 31 سوره انعام می‌فرماید: «حَتَی إِذَا جَاءتهُمُ السَاعَةُ بَغتَةً؛(1) تا هنگامی که ناگهان ساعت (قیامت) فرا می‌رسد.» «الساعه» به علائم و نشانه‌های آخرالزمان و پدید آمدن آنها پیش از ظهور و قیام حضرت مهدی(عج) ‌اشاره دارد.(2)
در آیه 40 این سوره از قرآن کریم آمده است: «قُل أَرَأَیتُکُم إِن أَتَاکُم عَذَابُ اللهِ! أَو أَتَتکُمُ السَاعَـةُ! أو أتتکم الساعه(3)؛ بگو ای محمد آیا هیچ فکر کرده‌اید اگر عذاب پروردگار به سوی شما آید و ساعت (قیامت) بر پا شود؟»
روایتی از پیامبر اکرم(ص) درباره ساعت قیامت نقل شده است که قبل از آن 10 نشانه و آیت بروز می‌کنند که تمام آنها از علائم ظهور و قیام حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) است.(4)
خداوند در آیه 44 این سوره می‌فرماید: «فَلَمَا نَسُوا مَا ذُکِرُوا بِهِ فَتَحنَا عَلَیهِم أَبوَابَ کُلِ شَیءٍ حَتَی إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذنَاهُم بَغتَةً فَإِذَا هُم مُبلِسُونَ؛(5) هنگامی که (اندرزها سود نبخشید) آنچه به آنها یادآوری شده بود، فراموش کردند. درهای همه چیز (از نعمت‌ها) را به روی آنها گشودیم تا (کاملاً) خوشحال شدند (و دل به آنها بستند) ناگهان آنها را گرفتیم (و سخت مجازات کردیم). در این هنگام همه مأیوس شدند (و درهای امید به روی آنها بسته شد).»
ابی حمزه از امام باقر(ع) نقل می‌کند: حضرت درباره «أخذهم بغته فاذا هم مبلسون» فرمودند: «یعنی قیام قائم».(6)
در آیه 89 سوره انعام آمده است: «فَإِن یَکفُر بِهَا هَؤُلاء فَقَد وَکَلنَا بِهَا قَومًا لَیسُوا بِهَا بِکَافِرِینَ(7)؛ و اگر نسبت به آن کفر ورزند (مهم نیست زیرا) کسانی را نگاهبان آن ساخته‌ایم که نسبت به آن کافر نیستند.»
امام صادق(ع) درباره «قوما لیسوا بها بکافرین» فرمود: «‌اشاره به اصحاب و یاران حضرت مهدی(عج) است.»(8)
در آیه 115 سوره انعام آمده است: «وَتَمَت کَلِمَتُ رَبِکَ صِدقًا وَعَدلاً لاَ مُبَدِلِ لِکَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَمِیعُ العَلِیمُ(9)؛ و کلام پروردگار تو با صدق و عدل به انجام رسید، هیچ کس نمی‌تواند کلمات او را دگرگون سازد و او شنونده دانا است.»
در بیش از ده حدیث آمده که این آیه شریفه «وَتَمَت کَلِمَتُ رَبِکَ»؛ بین دو چشم یا بر بازو یا بین دو کتف هر امامی نوشته شده است و در زیارت نامه‌های اهل بیت(ع) کلمات الله اطلاق بر ائمه اطهار(ع) شده است. «نحن الکلمات التّامات»؛ که اول آنها حضرت امیرالمؤمنین(ع) و آخر آنان
حضرت مهدی(عج) است.(10)
خداوند در آیه 158 سوره انعام می‌فرماید: «یَومَ یَأتِی بَعضُ آیَاتِ رَبِکَ لاَ یَنفَعُ نَفسًا إِیمَانُهَا لَم تَکُن آمَنَت مِن قَبلُ أَو کَسَبَت فِی إِیمَانِهَا خَیرًا قُلِ انتَظِرُوا إِنَا مُنتَظِرُونَ؛(11) آن روز که این آیات و نشانه‌ها تحقق پذیرد، ایمان آوردن افرادی که قبلأ ایمان نیاورده‌اند یا عمل نیکی انجام نداده‌اند، سودی به حالشان ندارد، بگو (اگر که شما چنین انتظارات غلطی دارید) انتظار بکشید، ما هم انتظار (کیفر شما را) می‌کشیم.»
علی بن رباب از امام صادق(ع) نقل می‌کند که حضرت درباره این آیه شریفه فرمودند: «مراد از آیات، حضرت قائم (ع) است»، سپس فرمودند: «در زمان ظهور و قیام حضرت مهدی(ع) ایمان آوردن کسانی که پیش از قیام، ایمان نیاورده بودند، سودی ندارد؛ هر چند که ایمان به امامان قبل از او داشته باشند.»
آنگاه فرمودند: «خوشا به حال دوست‌داران قائم ما، که انتظار ظهور آن حضرت را در حال غیبت او دارند و خوشا به حال اطاعت‌کنندگان حضرتش در زمان ظهور، دوستان و اولیای خدا هستند، ‌ترس و بیمی برایشان نیست و هیچ گاه محزون و غمناک نمی‌شوند.»(12)
در چهار آیه از سوره ابراهیم به علائم و نشانه‌های آخرالزمان و قیام جهانی حضرت مهدی(عج) اشاره شده است.
خداوند در آیه پنج سوره ابراهیم می‌فرماید: «وَذَکِرهُم بِأَیَامِ اللهِ»(13) و «أَیَامِ اللهِ» را به آنها یادآور می‌شود. از مثنی الحناط، از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) روایت است که در ذیل این آیه شریفه فرمودند: «أَیَامِ اللهِ، روزهای خدا، سه روز است، روز قیام قائم، رجعت و روز قیامت.»(14)
در آیه 24 سوره ابراهیم آمده است: «أَلَم تَرَ کَیفَ ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً کَلِمَهً طَیِبَهً کَشَجَرهٍ طَیِبَهٍ أَصلُهَا ثَابِتٌ وَفَرعُهَا فِی السَمَاء(15)؛ آیا ندیدی چگونه خداوند کلمه طیبه (و گفتار پاکیزه) را به درخت پاکیزه‌ای تشبیه کرده که ریشه آن (در زمین) ثابت و شاخه آن در آسمان است؟»
سلام خثمعی می‌گوید: بر امام باقر(ع) وارد شدم و درباره این آیه شریفه پرسش کردم، حضرت فرمودند: «سلام بر درخت محمد و فروع آن علی، امیرالمؤمنین و میوه آن حسن و حسین و شاخه آن فاطمه و فروع آن شاخه، امامانی که از فرزندان فاطمه(س) و برگ‌های آن درخت که شیعیان و دوست‌داران اهل بیت(ع) هستند.»(16) به درستی که حضرت قائم(عج) آخرین امام معصوم از فرزندان فاطمه و علی(ع) است، پس به تحقیق این آیه شریفه شامل و منطبق بر حضرت است.
خداوند در آیه 44 سوره ابراهیم فرموده است: «فَیَقُولُ الَذِینَ ظَلَمُوا رَبَنَا أَخِّرنَا إِلَی أَجَلٍ قَرِیبٍ؛(17) آن روز که ظالمان می‌گویند: پروردگارا مدت کوتاهی ما را مهلت ده.» محمد بن مسلم از امام باقر(ع) در تفسیر این آیه کریمه روایت نقل می‌کند که حضرت فرمودند: «می‌خواستند (ظالمان و ستمگران) تا خروج حضرت قائم(ع) مهلت گیرند.»(18)
در آیه 45 این سوره آمده است: «وَسَکَنتُم فِی مَسَاکِنِ الَذِینَ ظَلَمُوا أَنفُسَهُم؛(19) شما نبودید که در منازل و (کاخ‌های) کسانی که به خویشتن ستم کردند، سکنا گزیدید».
جمعی در محضر امام صادق(ع) بودند، سخنی از خانه‌های بنی‌عباس به میان آمد، مردی گفت: خداوند خرابی آنها را به ما بنمایاند، امام صادق(ع)فرمودند: «چنین مگو. آنجا مسکن حضرت قائم(ع) و اصحابش خواهد شد؛ مگر نشنیده‌ای که خداوند می‌فرماید: «وَسَکَنتُم فِی مَسَاکِنِ الَذِینَ ظَلَمُوا أَنفُسَهُم».(20)

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره انعام (6)، آیه 21.
2. المهدی فی القرآن، ص 43.
3. سوره انعام (6)، آیه 40.
4. المهدی فی القرآن، ص 45 ، 10 نشانه مشروحاً ذکر شده، مراجعه شود.
5. سوره انعام (6)، آیه 44.
6. غایه المرام، ص 226، تفسیر صافی، ج 2، ص 173.
7. سوره انعام (6)، آیه 89.
8. ینابیع الموده، ص 422؛ غایه المرام، ص 226.
9. غایه المرام، ص 115.
10. تفسیر اطیب البیان، ج 5، ص 180.
11. سوره انعام (6)، آیه 158.
12. ینابیع الموده، ص 422؛ تفسیر برهان، ج 1، ص 564.
13. سوره ابراهیم (14)، آیه 5.
14. ینابیع الموده، ص 434؛ غایه المرام، ص 736.
15. سوره ابراهیم (14)، آیه 24.
16. شواهد التنزیل، ج 1، ص 311.
17. سوره ابراهیم (14)، آیه 44.
18. اثبات الهدی، ج 7، ص 10؛ تفسیر برهان، ج 2، ص 321.
19. سوره ابراهیم (14)، آیه 45.
20. تفسیر برهان، ج 2، ص 331؛ اثبات الهدی، ج 2، ص 100.


[دوشنبه 10 تیر 1392 ]  [12:59 PM]  [ ]
تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3