دشمنان اسلام و مسلمانان بیشتر از قانون آسمانی، از قانونشناسی که بتواند قانون الهی را بعد از وظایف سهگانه: تبیین، تعلیل و دفاع عملی، قاطعانه پیاده کند، هراسناکند.
در طول تاریخ ادیان الهی، رهبران امتهای توحیدی بیش از همه امور دیگر مورد هجمه دشمنان قرار گرفتهاند؛ زیرا رهبری در نظام توحیدی ـ به ویژه نظام اسلامی ـ از جایگاه ویژهای برخوردار است که افزون بر تبیین اسلام از لحاظ نظری و تئوری به آن جنبه عمومی و نمود عینی میبخشد. دشمنان اسلام و مسلمانان بیشتر از قانون آسمانی، از قانونشناسی که بتواند قانون الهی را بعد از وظایف سهگانه: تبیین، تعلیل و دفاع عملی، قاطعانه پیاده کند، هراسناکند.
با اتخاب رهبر، بیگانگان ناامید میشوند؛ زیرا تنها با وجودی رهبری قانونشناس و عادل و تواناست که دین الهی به اجرا در میآید و ظهور میکند.(1) از این رو تمام باطلپیشگان مبارزه با رهبری دینی را در رأس برنامههای خود قرار دادهاند و بیش از هر چیز تیرهای زهرآگین خود را به جانب او نشانه رفتهاند : «كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالْأَحْزَابُ مِن بَعْدِهِمْ وَهَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِیَأْخُذُوهُ وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَیْفَ كَانَ عِقَابِ» ؛ «پیش از اینان قوم نوح و بعد از آنان دستههاى مخالف [دیگر] به تكذیب پرداختند و هر امتى آهنگ فرستاده خود را كردند تا او را بگیرند و به [وسیله] باطل جدال نمودند تا حقیقت را با آن پایمال كنند پس آنان را فرو گرفتم؛ آیا چگونه بود كیفر من».(2)
تهمت و افترا برای قداست شکنی
در جهان امروز حربه تهمت و افترا به رهبران دینی به عنوان یک شگرد دیپلماسی و جنگ سرد مطرح است. در طول تاریخ رهبران و پیشوایان نظام الهی از ضربههای این حربه دشمن مصون نماندهاند؛ هر چند کیفیت به کارگیری این حربه متناسب با محیط و جو فکری و فرهنگی مردم میباشد. قرآن نمونههایی از این تهمتها را این گونه بیان میکند:
1. رهبران الهی، دگرگون کننده عقاید مردم
دشمنان رهبران دینی برای پراکندن مردم از گرد وجود رهبر دینی، او را شخصی آشوبگر و فتنهگر معرفی میکند : «وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسَى وَلْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخَافُ أَن یُبَدِّلَ دِینَكُمْ أَوْ أَن یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسَادَ» ؛ «و فرعون گفت : مرا بگذارید موسى را بكشم تا پروردگارش را بخواند ؛ من مىترسم آیین شما را تغییر دهد یا در این سرزمین فساد كند».(3)
چون سردمداران اردوگاه باطل از رهبران جبهه حق معجزات غیرقابل انکاری مشاهده میکردند و نمیتوانستند آن را به خوبی هضم کنند، آنان را دروغگو میخواندند: «أَۆُلْقِیَ الذِّكْرُ عَلَیْهِ مِن بَیْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ»؛ «آیا از میان ما [وحى] بر او القا شده است [نه] بلكه او دروغگویى گستاخ است»
2. شاعری دیوانه
افراد لجوج، رهبران دینی را افرادی افسونگر و مجنون میدانند : «وَقَالُواْ یَا أَیُّهَا الَّذِی نُزِّلَ عَلَیْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ»؛ «و گفتند: اى كسى كه قرآن بر او نازل شده است به یقین تو دیوانهاى».(4) قرآن از شیوه همیشگی دشمنان خبر میدهد : «كَذَلِكَ مَا أَتَى الَّذِینَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ»؛ «بدین سان بر كسانى كه پیش از آنها بودند؛ هیچ پیامبرى نیامد، جز اینكه گفتند ساحر یا دیوانهاى است».(5)
علت ساحرخواندن نشان این بود که در برابر معجزههای چشمگیر پاسخی منطقی نداشتند، از این رو رسولخدا(صلی الله علیه وآله) را مجنون خطاب میکردند؛ چون همرنگ محیط نبودند و در برابر امیتازهای مادی سر تسلیم فرود نمیآورند.(6)
3. دروغگو
چون سردمداران اردوگاه باطل از رهبران جبهه حق معجزات غیرقابل انکاری مشاهده میکردند و نمیتوانستند آن را به خوبی هضم کنند، آنان را دروغگو میخواندند : «أَۆُلْقِیَ الذِّكْرُ عَلَیْهِ مِن بَیْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ» ؛ «آیا از میان ما [وحى] بر او القا شده است [نه] بلكه او دروغگویى گستاخ است».(7)
4. گمراه
دشمنان حق در راستای بدبینی مردم نسبت به رهبری حق، او را فردی گمراه و منحرف به مردم معرفی میکردند : «قَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِی ضَلاَلٍ مُّبِینٍ » ؛ «سران قومش گفتند: واقعا ما تو را در گمراهى آشكارى مىبینیم».(8)
5. سرچشمه همه ناکامیها
آنان رهبران الهی را سرچشمه همه بدبختیها به مردم معرفی میکردند : «فَإِذَا جَاءتْهُمُ الْحَسَنَةُ قَالُواْ لَنَا هَذِهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ یَطَّیَّرُواْ بِمُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَلا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِندَ اللّهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ» ؛ «پس هنگامى كه نیكى [و نعمت] به آنان روى مىآورد، مىگفتند : این براى [شایستگى] خود ماست و چون گزندى به آنان مىرسید به موسى و همراهانش شگون بد مىزدند؛ آگاه باشید كه [سرچشمه] بدشگونى آنان تنها نزد خداست [كه آنان را به بدى اعمالشان كیفر مىدهد] لیكن بیشترشان نمىدانستند».(9)
دشمنان برچسبهایی همانند فریبکاری و تزویر را نسبت به رهبران دینی میورزند و میگفتند : «وَإِذْ یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا» ؛ «و هنگامى كه منافقان و كسانى كه در دلهایشان بیمارى است مىگفتند: خدا و فرستادهاش جز فریب به ما وعدهاى ندادند»
6. ناتوان
از جمله موضعگیریهای سرسختانه دشمن این است که رسولان الهی و رهبران جبهه حق را در فراهمآوری نیروهای انسانی، ضعیف و ناتوان و یا ناآشنا نسبت به قوانین مربوط به اداره جامعه معرفی میکنند : «فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا یُوحَى إِلَیْكَ وَضَآئِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَن یَقُولُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَیْهِ كَنزٌ أَوْ جَاء مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنتَ نَذِیرٌ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ وَكِیلٌ» ؛ «و مبادا تو برخى از آنچه را كه به سویت وحى مىشود، ترك گویى و سینهات بدان تنگ گردد كه مىگویند: چرا گنجى بر او فرو فرستاده نشده یا فرشتهاى با او نیامده است. تو فقط هشداردهندهاى و خدا بر هر چیزى نگهبان است».(10)
7. دستپرورده اجانب
گاهی دشمن برای ضربهزدن به رهبری دینی، او را دستپرورده اجانب معرفی میکنند تا بتوانند ساده لوحان را اغفال کنند : «وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمَا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ» ؛ «و نیك مىدانیم كه آنان مىگویند: جز این نیست كه بشرى به او مىآموزد».(11)
8. مزوّر
دشمنان برچسبهایی همانند فریبکاری و تزویر را نسبت به رهبران دینی میورزند و میگفتند : «وَإِذْ یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا» ؛ «و هنگامى كه منافقان و كسانى كه در دلهایشان بیمارى است مىگفتند: خدا و فرستادهاش جز فریب به ما وعدهاى ندادند».(12)
پینوشت ها :
1. جوادی آملی، ولایت فقیه، ص 162.
2. غافر: 5.
3. غافر: 26.
4. حجر: 6.
5. ذاریات: 52.
6. تفسیر نمونه، ج12، ص 380.
7. قمر: 25.
8. اعراف: 60.
9. اعراف: 131.
10. هود: 91.
11. نحل: 103.
12. احزاب: 12.
