بسیجی آنلاین
با ولایت ؛ تا شهادت

دشمنان اسلام و مسلمانان بیشتر از قانون آسمانی، از قانون‌شناسی که بتواند قانون الهی را بعد از وظایف سه‌گانه: تبیین، تعلیل و دفاع عملی، قاطعانه پیاده کند، هراسناکند.
در طول تاریخ ادیان الهی، رهبران امت‌های توحیدی بیش از همه امور دیگر مورد هجمه دشمنان قرار گرفته‌اند؛ زیرا رهبری در نظام توحیدی ـ به ویژه نظام اسلامی ـ از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است که افزون بر تبیین اسلام از لحاظ نظری و تئوری به آن جنبه عمومی و نمود عینی می‌بخشد. دشمنان اسلام و مسلمانان بیشتر از قانون آسمانی، از قانون‌شناسی که بتواند قانون الهی را بعد از وظایف سه‌گانه: تبیین، تعلیل و دفاع عملی، قاطعانه پیاده کند، هراسناکند.


با اتخاب رهبر، بیگانگان ناامید می‌شوند؛ زیرا تنها با وجودی رهبری قانون‌شناس و عادل و تواناست که دین الهی به اجرا در می‌آید و ظهور می‌کند.(1) از این رو تمام باطل‌پیشگان مبارزه با رهبری دینی را در رأس برنامه‌‌های خود قرار داده‌اند و بیش از هر چیز تیرهای زهرآگین خود را به جانب او نشانه رفته‌اند : «كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالْأَحْزَابُ مِن بَعْدِهِمْ وَهَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِیَأْخُذُوهُ وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَیْفَ كَانَ عِقَابِ» ؛ «پیش از اینان قوم نوح و بعد از آنان دسته‏هاى مخالف [دیگر] به تكذیب پرداختند و هر امتى آهنگ فرستاده خود را كردند تا او را بگیرند و به [وسیله] باطل جدال نمودند تا حقیقت را با آن پایمال كنند پس آنان را فرو گرفتم؛ آیا چگونه بود كیفر من».(2)

تهمت و افترا برای قداست شکنی
در جهان امروز حربه تهمت و افترا به رهبران دینی به عنوان یک شگرد دیپلماسی و جنگ سرد مطرح است. در طول تاریخ رهبران و پیشوایان نظام الهی از ضربه‌های این حربه دشمن مصون نمانده‌اند؛ هر چند کیفیت به کارگیری این حربه متناسب با محیط و جو فکری و فرهنگی مردم می‌باشد. قرآن نمونه‌هایی از این تهمت‌ها را این گونه بیان می‌‌کند:

1. رهبران الهی، دگرگون کننده عقاید مردم
دشمنان رهبران دینی برای پراکندن مردم از گرد وجود رهبر دینی، او را شخصی آشوب‌گر و فتنه‌گر معرفی می‌کند : «وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسَى وَلْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخَافُ أَن یُبَدِّلَ دِینَكُمْ أَوْ أَن یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسَادَ» ؛ «و فرعون گفت : مرا بگذارید موسى را بكشم تا پروردگارش را بخواند ؛ من مى‏ترسم آیین شما را تغییر دهد یا در این سرزمین فساد كند».(3)

چون سردمداران اردوگاه باطل از رهبران جبهه حق معجزات غیرقابل انکاری مشاهده می‌کردند و نمی‌توانستند آن را به خوبی هضم کنند، آنان را دروغ‌گو می‌خواندند: «أَۆُلْقِیَ الذِّكْرُ عَلَیْهِ مِن بَیْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ»؛ «آیا از میان ما [وحى] بر او القا شده است [نه] بلكه او دروغگویى گستاخ است»

2. شاعری دیوانه
افراد لجوج، رهبران دینی را افرادی افسون‌گر و مجنون می‌دانند : «وَقَالُواْ یَا أَیُّهَا الَّذِی نُزِّلَ عَلَیْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ»؛ «و گفتند: اى كسى كه قرآن بر او نازل شده است به یقین تو دیوانه‏اى».(4) قرآن از شیوه همیشگی دشمنان خبر می‌دهد : «كَذَلِكَ مَا أَتَى الَّذِینَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ»؛ «بدین سان بر كسانى كه پیش از آن‌ها بودند؛ هیچ پیامبرى نیامد، جز اینكه گفتند ساحر یا دیوانه‏اى است».(5)

علت ساحرخواندن نشان این بود که در برابر معجزه‌های چشمگیر پاسخی منطقی نداشتند، از این رو رسول‌خدا(صلی الله علیه وآله) را مجنون خطاب می‌کردند؛ چون همرنگ محیط نبودند و در برابر امیتازهای مادی سر تسلیم فرود نمی‌آورند.(6)

3. دروغ‌گو
چون سردمداران اردوگاه باطل از رهبران جبهه حق معجزات غیرقابل انکاری مشاهده می‌کردند و نمی‌توانستند آن را به خوبی هضم کنند، آنان را دروغ‌گو می‌خواندند : «أَۆُلْقِیَ الذِّكْرُ عَلَیْهِ مِن بَیْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ» ؛ «آیا از میان ما [وحى] بر او القا شده است [نه] بلكه او دروغگویى گستاخ است».(7)

4. گمراه
دشمنان حق در راستای بدبینی مردم نسبت به رهبری حق، او را فردی گمراه و منحرف به مردم معرفی می‌کردند : «قَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِی ضَلاَلٍ مُّبِینٍ » ؛ «سران قومش گفتند: واقعا ما تو را در گمراهى آشكارى مى‏بینیم».(8)

5. سرچشمه همه ناکامی‌ها
آنان رهبران الهی را سرچشمه همه بدبختی‌ها به مردم معرفی می‌کردند : «فَإِذَا جَاءتْهُمُ الْحَسَنَةُ قَالُواْ لَنَا هَذِهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ یَطَّیَّرُواْ بِمُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَلا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِندَ اللّهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ» ؛ «پس هنگامى كه نیكى [و نعمت] به آنان روى مى‏آورد، مى‏گفتند : این براى [شایستگى] خود ماست و چون گزندى به آنان مى‏رسید به موسى و همراهانش شگون بد مى‏زدند؛ آگاه باشید كه [سرچشمه] بدشگونى آنان تنها نزد خداست [كه آنان را به بدى اعمالشان كیفر مى‏دهد] لیكن بیشترشان نمى‏دانستند».(9)

دشمنان برچسب‌هایی همانند فریبکاری و تزویر را نسبت به رهبران دینی می‌ورزند و می‌گفتند : «وَإِذْ یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا» ؛ «و هنگامى كه منافقان و كسانى كه در دل‌هایشان بیمارى است مى‏گفتند: خدا و فرستاده‏اش جز فریب به ما وعده‏اى ندادند»

6. ناتوان
از جمله موضع‌گیری‌های سرسختانه دشمن این است که رسولان الهی و رهبران جبهه حق را در فراهم‌آوری نیروهای انسانی، ضعیف و ناتوان و یا ناآشنا نسبت به قوانین مربوط به اداره جامعه معرفی می‌کنند : «فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا یُوحَى إِلَیْكَ وَضَآئِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَن یَقُولُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَیْهِ كَنزٌ أَوْ جَاء مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنتَ نَذِیرٌ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ وَكِیلٌ» ؛ «و مبادا تو برخى از آنچه را كه به سویت وحى مى‏شود، ترك گویى و سینه‏ات بدان تنگ گردد كه مى‏گویند: چرا گنجى بر او فرو فرستاده نشده یا فرشته‏اى با او نیامده است. تو فقط هشداردهنده‏اى و خدا بر هر چیزى نگهبان است».(10)

7. دست‌پرورده اجانب
گاهی دشمن برای ضربه‌زدن به رهبری دینی، او را دست‌پرورده اجانب معرفی می‌کنند تا بتوانند ساده لوحان را اغفال کنند : «وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمَا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ» ؛ «و نیك مى‏دانیم كه آنان مى‏گویند: جز این نیست كه بشرى به او مى‏آموزد».(11)

8. مزوّر
دشمنان برچسب‌هایی همانند فریبکاری و تزویر را نسبت به رهبران دینی می‌ورزند و می‌گفتند : «وَإِذْ یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا» ؛ «و هنگامى كه منافقان و كسانى كه در دل‌هایشان بیمارى است مى‏گفتند: خدا و فرستاده‏اش جز فریب به ما وعده‏اى ندادند».(12)

پی‌نوشت ها :

1.     جوادی آملی، ولایت فقیه، ص 162.
2.     غافر: 5.
3.     غافر: 26.
4.     حجر: 6.
5.     ذاریات: 52.
6.     تفسیر نمونه، ج12، ص 380.
7.     قمر: 25.
8.     اعراف: 60.
9.     اعراف: 131.
10.    هود: 91.
11.    نحل: 103.
12.    احزاب: 12.


[یک شنبه 26 خرداد 1392 ]  [11:01 AM]  [ ]

در آستانه‌ی ماه محرم، کتاب «چهار گفتار» رهبر انقلاب اسلامی در تبیین زمینه‌ها، علل و آثار حادثه‌ی عاشورا منتشر شد.

به گزارش فارس ،دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در آستانه‌ی ماه محرم، کتاب «چهار گفتار» رهبر انقلاب اسلامی در تبیین زمینه‌ها، علل و آثار حادثه‌ی عاشورا منتشر کرد.
 
این کتاب که تازه‌ترین محصول انتشارات انقلاب اسلامی است شامل چهار سخنرانی حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای است که با توجه به موضوع مشترک تمامی آن‌ها یعنی تحلیل زمینه‌ها و عوامل مؤثر در بروز حادثه‌ی عاشورای سال 61 قمری اینک به صورت مجموعه‌ای منتشر شده است. این گفتارها که در سال‌های 71، 74، 75 و 77 ایراد شده است.
 
این کتاب که تازه‌ترین محصول انتشارات انقلاب اسلامی است شامل چهار سخنرانی حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای است که با توجه به موضوع مشترک تمامی آن‌ها یعنی تحلیل زمینه‌ها و عوامل مؤثر در بروز حادثه‌ی عاشورای سال 61 قمری اینک به صورت مجموعه‌ای منتشر شده است. این گفتارها که در سال‌های 71، 74، 75 و 77 ایراد شده است.
 
کتاب «چهار گفتار» در 132 صفحه منتشر شده و علاقه‌مندان برای تهیه این کتاب می‌توانند با شماره تلفن‌های 66483975- 66410649 تماس حاصل نمایند و یا به نشانی پست الکترونیک book@khamenei.ir مکاتبه نمایند.
 
علیرضا مختارپور قهرودی نویسنده و کارشناس فرهنگی در یادداشتی با عنوان «چهار نکته درباره‌ی چهار گفتار» در معرفی این کتاب نوشته است:
 
کتاب «چهار گفتار» مجموعه‌ی چهار سخنرانی حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب است که بین سال‌های 1371 تا 1377 هجری شمسی ایراد شده است.
 
معظم‌له در طول سال‌های مبارزه در دوران پهلوی و از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، در بسیاری از مقاطع به بیان نکات مورد نظر خود درباره‌ی زندگی، شرایط دوران و قیام سیدالشهدا علیه‌السلام پرداخته‌اند؛ خصوصاً در ایام ماه شعبان که سالروز ولادت آن حضرت است و ایام محرم و صفر که ماه‌های عزاداری و بزرگداشت شهدای کربلا است. در میان بیانات متعدد  و فراوانی که بدان ذکر شد و هر یک از جنبه‌ای خاص به موضوع پرداخته شده است، چهار سخنرانی‌ای که اینک در کتاب چهارگفتار جمع‌آوری و منتشر شده است را می‌توان محور اصلی یا خطوط کلی و اساسی تبیین حادثه‌ی عاشورا از نگاه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دانست. مروری بر فهرست مطالب این چهار گفتار نشان‌دهنده‌ی اهمیت موضوع است. یکی از دلایل اصلی این اهمیت تأکید مکرر صاحب گفتارها  بر لزوم توجه و اهتمام محققین و پژوهشگران در موضوعات مطرح شده و تحقیق در عمق و ابعاد دیگر حادثه‌ی عاشورا است.
 
1یکی از موضوعات مهم و حتی جنجالی در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، موضوع هدف امام حسین علیه‌السلام از قیام و نهضت بود. اگرچه این موضوع در قرون گذشته نیز مورد توجه صاحب‌نظران و متفکران بوده است اما در دوران اختناق رژیم ستمشاهی پهلوی، به دلیل اهمیت الگوگیری از قیام سیدالشهدا علیه‌السلام و تأکیدات مکرر رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی رضوان‌الله‌علیه بر زنده نگه داشتن عاشورا، تحلیل زمینه‌ها و علل قیام حسینی مورد توجه نویسندگان و محققان آن روزگار قرار گرفت. از آنجا که شهادت عاشورائیان حسینی تأثیر عمیق و عظیمی بر مبارزات و روحیه‌ی انقلابیون داشت برخی از متفکران بر جنبه‌ی شهادت‌طلبی آن حضرت تأکید کرده و چنین تحلیل می‌کردند که آن حضرت می‌دانست قیام بر ضد رژیم مرتجع اموی سرانجامی جز شهادت ندارد اما ایشان با اعتقاد به اینکه شهادت تنها راه باقیمانده برای ا‌یشان و مؤمنین است و خون به ناحق ریخته‌ی اصحاب عاشورا سرانجام در طول تاریخ موجب افشای طاغوت و طاغوتیان می‌شود، آگاهانه راه شهادت را برگزید تا سیل خون او و یاران با وفایش در طول تاریخ، بنیان کاخ‌های ظلم و ستم را سست کند و فرو ریزد.
 
در مقابل گروهی دیگر با این تمایل که انتخاب راه شهادت در زمانی که امکان پیروزی در آن متصور نیست نوعی انتحار  و مورد نفی مکتب اسلام است به برخی از اقدامات آن حضرت از جمله اعزام مسلم بن‌عقیل به کوفه درپی ارسال هزاران نامه‌ی سران قبایل و مردم کوفه برای دعوت از آن حضرت اشاره کرده و تشکیل حکومت علوی در کوفه را هدف امام حسین علیه‌السلام دانستند. در فضای ملتهب آن روزگار و خصوصاً نقش‌آفرینی برخی جریانات مشکوک سیاسی از طرفی و بهره‌برداری سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک)  از طرف دیگر، این موضوع به بحثی جنجالی و اختلاف‌افکن تبدیل شد. البته هوشیاری امام رضوان‌الله‌علیه نسبت به آثار و تبعات این جدال‌ها و توصیه‌ی اکید ایشان به پرهیز از اختلاف درباره‌ی این مسئله باعث شد تا جنجال‌ها نسبتاً آرام گیرد اما جنبه‌ی علمی موضوع   مورد توجه متفکران اسلامی بود.
 
یکی از مهم‌ترین بحث‌های کتاب چهار گفتار تبیین دیدگاه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این موضوع است. خواننده با مطالعه‌ی این کتاب علاوه بر آشنایی با دیدگاه‌های ذکر شده، با تحلیل معظم‌له از هدف قیام امام حسین علیه‌السلام روبرو خواهد شد. در نظر ایشان ایجاد فضای دوقطبی شهادت-حکومت به عنوان هدف آن حضرت ناشی از خلط میان هدف و نتیجه بوده است. از نظر ایشان هدف آن حضرت نه حکومت و نه شهادت بلکه انجام تکلیف واجب بازگرداندن جامعه‌ی اسلامی منحرف شده به خط صحیح اسلام بوده است؛ تکلیفی که تعالیم اسلام برعهده‌ی هر مسلمان و مخصوصاً رهبران الهی گذاشته شده است و اگر قرار باشد که با بصیرت کامل به تکلیف عمل شود دیگر فرقی نمی‌کند که نتیجه ی ظاهری شهادت باشد یا حکومت. کسی که به تکلیف الهی عمل کند و هیچ چیز دیگری را غیر از خداوند در نظر ‌نگیرد به عالی‌ترین مراتب توحید می‌رسد و در چنین مقامی در پرتوی مرتبه‌ی «من کان لله کان الله معه» به حیات ابدی دست می‌یابد و جاودانه می‌شود. آری این است رمز جاودانگی امام حسین سیدالشهدا علیه‌السلام در طول تاریخ.
 
در این تحلیل نقاط مثبت هر دو تحلیل ذکر شده حفظ و نکات منفی آنها کنار گذاشته می‌شود. این تحلیل به خوبی نشان می‌دهد که چرا حضرت امام خمینی رضوان‌الله‌علیه که رهبری انقلاب اسلامی و بنیانگذاری نظام جمهوری اسلامی را برعهده داشت و همچنین حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که پس از ارتحال امام خمینی رضوان‌الله‌علیه رهبری انقلاب اسلامی و تحکیم نظام را برعهده گرفته‌اند همزمان که بر استقرار و استمرار نظام جمهوری اسلامی اهتمام داشته و دارند بر حفظ مجالس عزاداری و سوگواری اصحاب عاشورا نیز تأکید کرده و خود نیز در همان حال که رهبری مقتدرترین نظام الهی جهان را برعهده گرفته‌اند به سوگواری سیدالشهدا و یاران وفادارش می‌نشینند و بانی مجالس عزا می‌شوند. آری حفظ این سوگواری‌ها و عزاداری‌ها هم تکلیف است همانطور که بصیرت نسبت به نهضت عاشورا نیز تکلیف دیگری است.
 
2 از دیگر مطالب مطرح شده در این چهار گفتار، تأکید معظم‌له بر لزوم بصیرت‌یابی نسبت به علل و زمینه‌های بروز حادثه‌ی عاشورا است. اینجاست که صاحب چهار گفتار به مسئله‌ی درس‌ها و عبرت‌های عاشورا می‌پردازد. ایشان به وجود صدها بلکه هزاران درس از در تاریخ عاشورا اشاره کرده و سپس مهم‌ترین درس‌ها و عبرت‌های عاشورا را برمی‌شمارند اما قبل از اشاره به درس‌ها و عبرت‌ها، توجه شنوندگان و مخاطبان این بیانات را به این نکته جلب می‌کنند که اگر به درس‌ها و مخصوصاً عبرت‌های عاشورا توجه نشود، آن وقت امکان تکرار این فاجعه‌ی عظیم در تاریخ معاصر و آینده نیز وجود خواهد داشت و در یک کلام باز هم حسین بن‌علی‌ها به مذبح برده خواهند شد. در موضوع درس‌ها معظم‌له با فداکاری اعتقاد به آسیب‌پذیری جبهه‌ی دشمن، لزوم کسب بصیرت برای دفاع صحیح و به موقع از دین را به عنوان مهم‌ترین درس‌ها و پیام‌های عاشورا بیان کرده‌اند. اما روح اصلی و هسته‌ی مرکزی این مباحث  همانا عبرت‌های عاشوراست که صاحب چهار گفتار درک این بخش را برای جامعه‌ی امروز فوری‌تر و لازم‌تر می‌دانند.
 
3موضوع مهم و خواندنی دیگر در چهار گفتار موضوع خواص و نقش خاص و ویژه‌ی آنان در انحراف یا اصلاح جامعه است و طی آن نقش بسیار مخرب و مهلک خواصی که با بی‌بصیرتی و عدم شناخت صحیح و عدم انجام به موقع تکلیف، عملاً زمینه‌ساز شهادت سیدالشهداء و یاران بی‌نظیرش شدند با مستندات تاریخی متعدد و متقن مورد بحث قرار گرفته و دنیاطلبی، بی‌بصیرتی، ترجیح مادیات بر معنویات، گسترش افراد افزون‌خواه، پیروی از شهوت‌ها، دور شدن از ذکر و دعا و مناجات به عنوان ویژگی‌های خواص آن روزگار و به‌طور کلی عوامل انحطاط جامعه‌ی اسلامی در طول پنجاه سال پس از بعثت پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ذکر شده و مورد تبیین قرار گرفته‌اند.
 
4کتاب «چهار گفتار» علیرغم صفحات اندکش، مطالب متعدد خواندنی و عبرت‌آموز از حادثه‌ی عاشورا را در پیش روی خوانندگانش می‌گذارد. لذا خوانندگان علاوه بر نکات فوق‌الاشاره، می‌توانند مباحثی همچون موارد زیر را  در این کتاب بیابند:
 
- زندگی پُرفضیلت امام حسین علیه‌السلام و صفات برجسته‌ی ایشان
 
- اهمیت مقام شهادت
 
-عنصر حیات‌بخش امر به معروف و نهی از منکر
 
-اهمیت نقش ارزشمند حضرت زینب سلام‌الله‌علیها و امام سجاد علیه‌السلام در حفظ و گسترش پیام عاشورا
 
-ویژگی‌های لازم برای مجالس عزاداری محرم و صفر
 
-تحلیل تاریخ اسلام از بعثت تا عاشورا
 
-ابعاد نهضت حسینی و احساس عزت و افتخار در آن نهضت
 
-منطق، حماسه، عاطفه، سه عنصر اصلی قیام امام حسین علیه‌السلام
 
و ...
 
باشد که مطالعه‌ی دقیق این کتاب، خوانندگان را در کسب بصیرت نسبت به زندگی و قیام تاریخ‌ساز آن حضرت و اصحابش موفق نماید؛ إن‌شاءالله.


[جمعه 24 آذر 1391 ]  [12:20 PM]  [ ]

برترى ملت ايران در عصر حاضر
من با جراءت مدّعى هستم كه ملت ايران و توده ميليونى آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و كوفه و عراق در عهد اميرالمؤ منين و حسين بن على صلوات اللّه و سلامه عليهما مى باشند. آن حجاز كه در عهد رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله مسلمانان نيز اطاعت از ايشان نمى كردند و با بهانه هايى به جبهه نمى رفتند كه خداوند تعالى در سوره توبه با آياتى آنها را توبيخ فرموده و وعده عذاب داده است . و آن قدر به ايشان دروغ بستند كه به حسب نقل در منبر به آنان نفرين فرمودند و آن اهل عراق و كوفه كه با اميرالمؤ منين آنقدر بدرفتارى كردند و از اطاعتش سرباز زدند كه شكايات آن حضرت از آنان در كتب نقل و تاريخ معروف است ، و آن مسلمانان عراق و كوفه كه با سيدالشهداء عليه السلام آن شد كه شد و آنان كه در شهادت دست آلوده نكردند يا گريختند از معركه و يا نشستند تا آن جنايت تاريخ واقع شد. امّا امروز مى بينيم كه ملت ايران از قواى مسلح نظامى و انتظامى و سپاه و بسيج تا قواى مردمى از عشاير و داوطلبان و از قواى در جبهه ها و مردم پشت جبهه ها با كمال شوق و اشتياق چه فداكاريها مى كنند و چه حماسه ها مى آفرينند. و مى بينيم كه مردم محترم سراسر كشور چه كمكهاى ارزنده مى كنند. و مى بينيم كه بازماندگان شهدا و آسيب ديدگان جنگ و متعلقان آنان با چهره هاى حماسه آفرين و گفتار و كردارى مشتاقانه و اطمينان بخش با ما و شما روبرو مى شوند و اينها همه از عشق و علاقه و ايمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حيات جاويدان . در صورتى كه نه در محضر مبارك رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله هستند و نه در محضر امام معصوم صلوات اللّه عليه . و انگيزه آنان ايمان و اطمينان به غيب است . و اين رمز موفقيت و پيروزى در ابعاد مختلف است و اسلام بايد افتخار كند كه چنين فرزندانى تربيت نموده و ما همه مفتخريم كه در چنين عصرى و در پيشگاه چنين ملتى مى باشيم .
نصيحت به مخالفان نظام
و اينجانب در اينجا يك وصيّت به اشخاصى كه به انگيزه مختلف با جمهورى اسلامى مخالفت مى كنند و به جوانان چه دختران و چه پسرانى كه مورد بهره بردارى منافقان و منحرفان فرصت طلب و سودجو واقع شده اند مى نمايم كه بى طرفانه و با فكر آزاد به قضاوت بنشينيد و تبليغات آنان كه مى خواهند جمهورى اسلامى ساقط شود و كيفيت عمل آنان و رفتارشان با توده هاى محروم و گروه ها و دولتهايى كه از آنان پشتيبانى كرده و مى كنند و گروه ها و اشخاصى كه در داخل به آنان پيوسته و از آنان پشتيبانى مى كنند و اخلاق و رفتارشان در بين خود و هوادارانشان و تغيير موضعهايشان در پيشامدهاى مختلف را با دقت و بدون هواى نفس بررسى كنيد، و مطالعه كنيد حالات آنان كه در اين جمهورى اسلامى به دست منافقان و منحرفان شهيد شدند، و ارزيابى كنيد بين آنان و دشمنانشان ، نوارهاى اين شهيدان تا حدى در دست و نوارهاى مخالفان شايد در دست شماها باشد. ببينيد كدام دسته طرفدار محرومان و مظلومان جامعه هستند.
برادران ! شما اين اوراق را قبل از مرگ من نمى خوانيد. ممكن است پس از من بخوانيد در آن وقت من نزد شما نيستم كه بخواهم به نفع خود و جلب نظرتان براى كسب مقام و قدرتى با قلب هاى جوان شما بازى كنم . من براى آنكه شما جوانان شايسته اى هستيد علاقه دارم كه جوانى خود را در راه خداوند و اسلام عزيز و جمهورى اسلامى صرف كنيد، تا سعادت هر دوجهان را دريابيد. و از خداوند غفور مى خواهم كه شما را به راه مستقيم انسانيت هدايت كند و از گذشته ما و شما با رحمت واسعه خود بگذرد. شماها نيز در خلوتها از خداوند همين را بخواهيد، كه او هادى و رحمن است .
و يك وصيّت به ملت شريف ايران و ساير ملتهاى مبتلا به حكومتهاى فاسد و دربند قدرتهاى بزرگ مى كنم .
توصيه به ملت ايران و ملت هاى مسلمان
اما به ملت عزيز ايران توصيه مى كنم كه نعمتى كه با جهاد عظيم خودتان و خون جوانان برومندتان به دست آورديد همچون عزيزترين امور قدرش را بدانيد و از آن حفاظت و پاسدارى نماييد و در راه آن كه نعمتى عظيم الهى و امانت بزرگ خداوندى است كوشش ‍ كنيد و از مشكلاتى كه در اين صراط مستقيم پيش مى آيد نهراسيد كه ((اِنْ تَنْصُرُوا اللّه يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ اَقْدامَكُمْ)) و در مشكلات دولت جمهورى اسلامى با جان و دل شريك و در رفع آنها كوشا باشيد و دولت و مجلس را از خود بدانيد و چون محبوبى گرامى از آن نگهدارى كنيد. و به مجلس و دولت و دست اندركاران توصيه مى نمايم كه قدر اين ملت را بدانيد و در خدمتگزارى به آنان خصوصا مستضعفان و محرومان و ستمديدگان كه نور چشمان ما و اولياء نعم همه هستند و جمهورى اسلامى ره آورد آنان و با فداكارى هاى آنان تحقق پيدا كرد و بقاء آن نيز مرهون خدمات آنان است ، فروگزار نكنيد و خود را از مردم و آنان را از خود بدانيد و حكومت هاى طاغوتى را كه چپاولگرانى بى فرهنگ و زورگويانى تهى مغز بودند و هستند را هميشه محكوم نماييد. البته با اعمال انسانى كه شايسته براى يك حكومت اسلامى است .
و اما به ملتهاى اسلامى توصيه مى كنم كه از حكومت جمهورى اسلامى و از ملت مجاهد ايران الگو بگيريد و حكومتهاى جائر خود را در صورتى كه به خواست ملتها كه خواست ملت ايران است سرفرود نياوردند، با تمام قدرت به جاى خود بنشانيد كه مايه بدبختى مسلمانان ، حكومتهاى وابسته به شرق و غرب مى باشند و اكيدا توصيه مى كنم كه به بوقهاى تبليغاتى مخالفان اسلام و جمهورى اسلامى گوش فرا ندهيد كه همه كوشش دارند كه اسلام را از صحنه بيرون كنند كه منافع ابرقدرتها تاءمين شود.
توطئه جدائى دانشگاه و حوزه
د:
از نقشه هاى شيطانى قدرتهاى بزرگ استعمار و استثمارگر كه سالهاى طولانى در دست اجرا است و در كشور ايران از زمان رضاخان اوج گرفت و در زمان محمدرضا با روشهاى مختلف دنباله گيرى شد، به انزوا كشاندن روحانيت است كه در زمان رضاخان با فشار و سركوبى و خلع لباس و حبس و تبعيد و هتك حرمات و اعدام و امثال آن و در زمان محمدرضا با نقشه و روش هاى ديگر كه يكى از آنها ايجاد عداوت بين دانشگاهيان و روحانيان بود، كه تبليغات وسيعى در اين زمينه شد و مع الا سف به واسطه بى خبرى هردو قشر از توطئه شيطانى ابرقدرتها نتيجه چشم گيرى گرفته شد. از يك طرف از دبستانها تا دانشگاهها كوشش شد كه معلمان و دبيران و اساتيد و رؤ ساى دانشگاهها از بين غرب زدگان يا شرق زدگان و منحرفان از اسلام و ساير اديان انتخاب و به كار گماشته شوند و متعهدان مؤ من در اقليّت قرار گيرند كه قشر مؤ ثر را كه در آتيه حكومت را به دست مى گيرند، از كودكى تا نوجوانى و تا جوانى طورى تربيت كنند كه از اديان مطلقا و اسلام بخصوص و از وابستگان به اديان خصوصا روحانيون و مبلغان متنفر باشند. و اينان را عمّال انگليس در آن زمان و طرفدار سرمايه داران و زمين خواران و طرفدار ارتجاع و مخالف تمدن و تعالى در بعد از آن معرّفى مى نمودند. و از طرف ديگر با تبليغات سوء، روحانيون و مبلغان و متدينان را از دانشگاه و دانشگاهيان ترسانيده و همه را به بى دينى و بى بندوبارى و مخالف با مظاهر اسلام و اديان متهم مى نمودند. نتيجه آن كه دولتمردان مخالف اديان و اسلام و روحانيون و متدينان باشند و توده هاى مردم كه علاقه به دين و روحانى دارند مخالف دولت و حكومت و هرچه متعلق به آن است باشند و اختلاف عميق بين دولت و ملت و دانشگاهى و روحانى راه را براى چپاولگران آنچنان باز كند كه تمام شئون كشور در تحت قدرت آنان و تمام ذخاير ملت در جيب آنان سرازير شود چنانچه ديديد به سر اين ملت مظلوم چه آمد و مى رفت كه چه آيد. اكنون كه به خواست خداوند متعال و مجاهدت -ملت از روحانى و دانشگاهى تا بازارى و كارگر و كشاورز و ساير قشرها-بند اسارت را پاره و سدّ قدرت ابرقدرتها را شكستند و كشور را از دست آنان و وابستگانشان نجات دادند، توصيه اينجانب آن است كه نسل حاضر و آينده غفلت نكنند و دانشگاهيان و جوانان برومند عزيز هرچه بيشتر با روحانيان و طلاب علوم اسلامى پيوند دوستى و تفاهم را محكمتر و استوارتر سازند و از نقشه ها و توطئه هاى دشمن غدّار غافل نباشند و به مجرد آنكه فرد يا افرادى را ديدند كه با گفتار و رفتار خود در صدد است بذر نفاق بين آنان افكند او را ارشاد و نصيحت نمايند و اگر تاءثير نكرد از او روگردان شوند و او را به انزوا كشانند و نگذارند توطئه ريشه دواند كه سرچشمه را به آسانى مى توان گرفت و مخصوصا اگر در اساتيد كسى پيدا شد كه مى خواهد انحراف ايجاد كند او را ارشاد و اگر نشد از خود و كلاس خود طرد كنند. و اين توصيه بيشتر متوجه روحانيون و محصلين علوم دينى است و توطئه ها در دانشگاهها از عمق ويژه اى برخوردار است و هر قشر محترم كه مغز متفكر جامعه هستند بايد مواظب توطئه ها باشند.
بليّه غرب زدگى و شرق زدگى
ه :
از جمله نقشه ها كه مع الا سف تاءثير بزرگى در كشورها و كشور عزيزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زيادى به جا مانده بيگانه نمودن كشورهاى استعمارزده از خويش و غرب زده و شرق زده نمودن آنان است به طورى كه خود را و فرهنگ و قدرت خود را به هيچ گرفتند و غرب و شرق ، دو قطب قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قدرت را قبله گاه عالم دانستند و وابستگى به يكى از دو قطب را از فرائض غير قابل اجتناب معرفى نمودند. و قصه اين امر غم انگيز طولانى و ضربه هايى كه از آن خورده و اكنون نيز مى خوريم كشنده و كوبنده است . و غم انگيزتر اينكه آنان ملتهاى ستم ديده زير سلطه را در همه چيز عقب نگه داشته و كشورهايى مصرفى بار آوردند و به قدرى ما را از پيشرفتهاى خود و قدرتهاى شيطانيشان ترسانيده اند كه جراءت دست زدن به هيچ ابتكارى نداريم و همه چيز خود را تسليم آنان كرده و سرنوشت خود و كشورهاى خود را به دست آنان سپرده و چشم و گوش ‍ بسته مطيع فرمان هستيم و اين پوچى و تهى مغزى مصنوعى موجب شده كه در هيچ امرى به فكر و دانش خود اتكاء نكنيم و كوركورانه از شرق و غرب تقليد نماييم بلكه از فرهنگ و ادب و صنعت و ابتكار اگر داشتيم ، نويسندگان و گويندگان غرب و شرق زده بى فرهنگ ، آنها را به باد انتقاد و مسخره گرفته و فكر و قدرت بومى ما را سركوب و ماءيوس نموده و مى نمايند و رسوم و آداب اجنبى را هرچند مبتذل و مفتضح باشد با عمل و گفتار و نوشتار ترويج كرده و با مداحى و ثناجويى آنها را به خورد ملتها داده و مى دهند. فى المثل اگر در كتاب يا نوشته يا گفتارى چندواژه فرنگى باشد بدون توجه به محتواى آن با اعجاب پذيرفته و گوينده و نويسنده آن را دانشمند و روشنفكر به حساب مى آورند و از گهواره تا قبر به هرچه بنگريم اگر با واژه غربى و شرقى اسم گذارى شود مرغوب و مورد توجه و از مظاهر تمدن و پيشرفتگى محسوب و اگر واژه هاى بومى خودى به كار رود مطرود و كهنه و واپس زده خواهد بود. كودكان ما اگر نام غربى داشته باشند مفتخر و اگر نام خودى دارند سربه زير و عقب افتاده اند. خيابانها، كوچه ها، مغازه ها، شركتها، داروخانه ها، كتابخانه ها، پارچه ها و ديگر متاعها هرچند در داخل تهيه شده بايد نام خارجى داشته باشد تا مردم از آن راضى و به آن اقبال كنند. فرنگى ماَّبى از سرتا پا و در تمام نشست و برخاست ها و در معاشرتها و تمام شئون زندگى موجب افتخار و سربلندى و تمدن و پيشرفت ، و در مقابل آداب و رسوم خودى ، كهنه پرستى و عقب افتادگى است . در هر مرض و كسالتى ولو جزيى و قابل علاج در داخل بايد به خارج رفت و دكترها و اطبّاء دانشمند خود را محكوم و ماءيوس كرد.
رفتن به انگلستان و فرانسه و آمريكا و مسكو افتخارى پرارزش و رفتن به حج و ساير اماكن متبرّكه كهنه پرستى و عقب ماندگى است . بى اعتنايى به آنچه مربوط به مذهب و معنويات است از نشانه هاى روشنفكرى و تمدن ، و در مقابل تعهد به اين امور نشانه عقب ماندگى و كهنه پرستى است . اينجانب نمى گويم ما خود همه چيز داريم . معلوم است ما را در طول تاريخ نه چندان دور خصوصا و در سده هاى اخير از هر پيشرفتى محروم كرده اند و دولتمردان خائن و دودمان پهلوى خصوصا و مراكز تبليغاتى عليه دستاوردهاى خودى و نيز خود كوچك ديدنها و يا ناچيز ديدنها، ما را از هر فعاليتى براى پيشرفت محروم كرد. وارد كردن كالاها از هر قماش و سرگرم كردن بانوان و مردان خصوصا طبقه جوان به اقسام اجناس ‍ وارداتى از قبيل ابزار آرايش و تزئينات و تجملات و بازى هاى كودكانه و به مسابقه كشاندن خانواده ها و مصرفى بار آوردن هرچه بيشتر كه خود داستان هاى غم انگيز دارد و سرگرم كردن و به تباهى كشاندن جوان ها كه عضو فعال هستند با فراهم آوردن مراكز فحشاء و عشرتكده ها و دهها از اين مصائب حساب شده براى عقب نگه داشتن كشورهاست .
ضرورت تكيه بر متخصصين داخلى
من وصيّت دلسوزانه و خادمانه مى كنم به ملت عزيز كه اكنون كه تا حدود بسيار چشم گيرى از بسيارى از اين دام ها نجات يافته و نسل محروم حاضر به فعاليت و ابتكار برخاسته و ديديم كه بسيارى از كارخانه ها و وسايل پيشرفته مثل هواپيماها و ديگر چيزها كه گمان نمى رفت متخصصين ايران قادر به راه انداختن كارخانه ها و امثال آن باشند و همه دستها را به سوى غرب يا شرق دراز كرده بوديم كه متخصصين آنان اينها را به راه اندازند، در اثر محاصره اقتصادى و جنگ تحميلى خود جوانان عزيز ما قطعات محل احتياج را ساخته و با قيمتهاى ارزان تر عرضه كرده و رفع احتياج نمودند و ثابت كردند كه اگر بخواهيم مى توانيم .
بايد هشيار و بيدار و مراقب باشيد كه سياست بازان پيوسته به غرب و شرق با وسوسه هاى شيطانى شما را به سوى اين چپاولگران بين المللى نكشند و با اراده مصمم و فعاليت و پشتكار خود به رفع وابستگيها قيام كنيد و بدانيد كه نژاد آريا و عرب از نژاد اروپا و آمريكا و شوروى كم ندارد و اگر خودىِ خود را بيابد و ياءس را از خود دور كند و چشم داشت به غير خود نداشته باشد، در دراز مدت قدرت همه كار و ساختن همه چيز را دارد و آنچه انسان هاى شبيه به اينان به آن رسيده اند شما هم خواهيد رسيد به شرط اتكال به خداوند تعالى و اتكاء به نفس و قطع وابستگى به ديگران و تحمل سختى ها براى رسيدن به زندگى شرافتمندانه و خارج شدن از تحت سلطه اجانب ، و بر دولتها و دست اندركاران است چه در نسل حاضر و چه در نسل هاى آينده كه از متخصصين خود قدردانى كنند و آنان را با كمكهاى مادى و معنوى تشويق به كار نمايند و از ورود كالاهاى مصرف ساز و خانه برانداز جلوگيرى نمايند و به آنچه دارند بسازند تا خود همه چيز بسازند و از جوانان ، دختران و پسران مى خواهم كه استقلال و آزادى و ارزشهاى انسانى را ولو با تحمل زحمت و رنج فداى تجملات و عشرتها و بى بندوبارى ها و حضور در مراكز فحشاء كه از طرف غرب و عمّال بى وطن به شما عرضه مى شود، نكنند؛ كه آنان چنانچه تجربه نشان داده جز تباهى شما و اغفالتان از سرنوشت كشورتان و چاپيدن ذخاير شما و به بند استعمار و ننگ وابستگى كشيدنتان و مصرفى نمودن ملت و كشورتان به چيز ديگر فكر نمى كنند و مى خواهند با اين وسايل و امثال آن شما را عقب مانده و به اصطلاح آنان نيمه وحشى نگهدارند.
سرمايه گذارى دشمنان در مراكز تعليم و تربيت
و:
از توطئه هاى بزرگ آنان چنانچه اشاره شد و كرارا تذكر داده ام ، به دست گرفتن مراكز تعليم و تربيت خصوصا دانشگاهها است كه مقدرات كشورها در دست محصولات آنها است . روش ‍ آنان با روحانيون و مدارس علوم اسلامى فرق دارد با روشى كه در دانشگاهها و دبيرستان ها دارند. نقشه آنان برداشتن روحانيون از سر راه و منزوى كردن آنان است يا با سركوبى و خشونت و هتاكى كه در زمان رضاخان عمل شد، ولى نتيجه معكوس گرفته شد، يا با تبليغات و تهمتها و نقشه هاى شيطانى براى جدا كردن قشر تحصيل كرده و به اصطلاح روشنفكر كه اين هم در زمان رضاخان عمل مى شد و در رديف فشار و سركوبى بود و در زمان محمدرضا ادامه يافت بدون خشونت ولى موذيانه . و اما در دانشگاه ، نقشه آن است كه جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهاى خودى منحرف كنند و به سوى شرق يا غرب بكشانند و دولتمردان را از بين اينان انتخاب و بر سرنوشت كشورها حكومت دهند تا به دست آنها هرچه مى خواهند انجام دهند. اينان كشور را به غارت زدگى و غرب زدگى بكشانند و قشر روحانى با انزوا و منفوريت و شكست قادر بر جلوگيرى نباشد. و اين بهترين راه است براى عقب نگه داشتن و غارت كردن كشورهاى تحت سلطه ، زيرا براى ابرقدرتها بى زحمت و بى خرج و در جوامع ملى بى سروصدا هرچه هست به جيب آنان مى ريزد. پس اكنون كه دانشگاهها و دانشسراها در دست اصلاح و پاكسازى است برهمه ما لازم است با متصديان كمك كنيم و براى هميشه نگذاريم دانشگاهها به انحراف كشيده شود و هرجا انحرافى به چشم خورد با اقدام سريع به رفع آن كوشيم و اين امر حياتى بايد در مرحله اول با دست پرتوان خود جوانان دانشگاهها و دانشسراها انجام گيرد كه نجات دانشگاه از انحراف ، نجات كشور و ملت است .
و اينجانب به همه نوجوانان و جوانان در مرحله اول و پدران و مادران و دوستان آنها در مرحله دوم و به دولتمردان و روشنفكران دلسوز براى كشور در مرحله بعد وصيّت مى كنم كه در اين امر مهم كه كشورتان را از آسيب نگه مى دارد با جان و دل كوشش كنيد و دانشگاهها را به نسل بعد بسپريد. و به همه نسل هاى مسلسل توصيه مى كنم كه براى نجات خود و كشور عزيز و اسلام آدم ساز، دانشگاهها را از انحراف و غرب و شرق زدگى حفظ و پاسدارى كنيد و با اين عمل انسانى اسلامى خود دست قدرتهاى بزرگ را از كشور قطع و آنان را نا اميد نماييد. خدايتان پشتيبان و نگهدار باد.
لزوم تعهد وكلاى مجلس شوراى اسلامى ، خبرگان و شوراى نگهبان
ز:
از مهمات امور تعهّد وكلاى مجلس شوراى اسلامى است . ما ديديم كه اسلام و كشور ايران چه صدمات بسيار غم انگيزى از مجلس شوراى غير صالح و منحرف از بعد از مشروطه تا عصر رژيم جنايتكار پهلوى و از هر زمان بدتر و خطرناكتر در اين رژيم تحميلى فاسد خورد و چه مصيبت ها و خسارت هاى جان فرسا از اين جنايتكاران بى ارزش و نوكرماَّب به كشور و ملت وارد شد. در اين پنجاه سال يك اكثريت قلابى منحرف در مقابل يك اقليت مظلوم موجب شد كه هرچه انگلستان و شوروى و اخيرا آمريكا خواستند با دست همين منحرفان از خدا بى خبر انجام دهند و كشور را به تباهى و نيستى كشانند. از بعد از مشروطه هيچگاه تقريبا به مواد مهم قانون اساسى عمل نشد. قبل از رضاخان با تصدّى غرب زدگان و مشتى خان و زمين خواران و در زمان رژيم پهلوى به دست آن رژيم سفاك و وابستگان و حلقه به گوشان آن .
اكنون كه با عنايت پروردگار و همت ملت عظيم الشاءن سرنوشت كشور به دست مردم افتاد و وكلا از خود مردم و با انتخاب خودشان بدون دخالت دولت و خان هاى ولايات به مجلس ‍ شوراى اسلامى راه يافتند و اميد است كه با تعهد آنان به اسلام و مصالح كشور جلوگيرى از هر انحراف بشود.
وصيّت اينجانب به ملّت در حال و آتيه آن است كه با اراده مصمم خود و تعهد خود به احكام اسلام و مصالح كشور در هر دوره از انتخابات وكلاى داراى تعهد به اسلام و جمهورى اسلامى كه غالبا بين متوسطين جامعه و محرومين مى باشند و غير منحرف از صراط مستقيم به سوى غرب يا شرق و بدون گرايش به مكتبهاى انحرافى و اشخاص تحصيل كرده و مطلع بر مسائل روز و سياستهاى اسلامى به مجلس بفرستند و به جامعه محترم روحانيت خصوصا مراجع معظم وصيّت مى كنم كه خود را از مسائل جامعه خصوصا مثل انتخاب رييس جمهور و وكلاى مجلس كنار نكشند و بى تفاوت نباشند. همه ديديد و نسل آتيه خواهد شنيد كه دست سياست بازان پيرو شرق و غرب ، روحانيون را كه اساس مشروطيت را با زحمات و رنج ها بنيان گذاشتند از صحنه خارج كردند و روحانيون نيز بازى سياست بازان را خورده و دخالت در امور كشور و مسلمين را خارج از مقام خود انگاشتند و صحنه را به دست غرب زدگان سپردند و به سر مشروطيت و قانون اساسى و كشور و اسلام آن آوردند كه جبرانش احتياج به زمان طولانى دارد.
اكنون كه به حمداللّه تعالى موانع رفع گرديده و فضاى آزاد براى دخالت همه طبقات پيش ‍ آمده است ، هيچ عذرى باقى نمانده و از گناهان بزرگ نابخشودنى ، مسامحه در امر مسلمين است . هركس به مقدار توانش و حيطه نفوذش لازم است در خدمت اسلام و ميهن باشد و با جديّت از نفوذ وابستگان به دو قطب استعمارگر و غرب يا شرق زدگان و منحرفان از مكتب بزرگ اسلام جلوگيرى نمايند و بدانند كه مخالفين اسلام و كشورهاى اسلامى كه همان ابرقدرتان چپاولگر بين المللى هستند با تدريج و ظرافت در كشور ما و كشورهاى اسلامى ديگر رخنه و با دست افراد خود ملتها، كشورها را به دام استثمار مى كشانند. بايد با هوشيارى مراقب باشيد و با احساس اولين قدم نفوذى به مقابله برخيزيد و به آنان مهلت ندهيد. خدايتان يار و نگهدار باشد.
و از نمايندگان مجلس شوراى اسلامى در اين عصر و عصرهاى آينده مى خواهم كه اگر خداى نخواسته عناصر منحرفى با دسيسه و بازى سياسى وكالت خود را به مردم تحميل نمودند، مجلس اعتبارنامه آنان را رد كنند و نگذارند حتى يك عنصر خرابكار وابسته به مجلس راه يابد و به اقليتهاى مذهبى رسمى وصيّت مى كنم كه از دوره هاى رژيم پهلوى عبرت بگيرند و وكلاى خود را از اشخاص متعهد به مذهب خود و جمهورى اسلامى و غير وابسته به قدرتهاى جهان خوار و بدون گرايش به مكتبهاى الحادى و انحرافى و التقاتى انتخاب نمايند. و از همه نمايندگان خواستارم كه با كمال حسن نيت و برادرى با هم مجلسان خود رفتار و همه كوشا باشند كه قوانين خداى نخواسته از اسلام منحرف نباشد و همه به اسلام و احكام آسمانى آن وفادار باشيد تا به سعادت دنيا و آخرت نايل آييد. و از شوراى محترم نگهبان مى خواهم و توصيه مى كنم چه درنسل حاضر و چه در نسل هاى آينده ، كه با كمال دقت و قدرت وظايف اسلامى و ملى خود را ايفاء و تحت تاءثير هيچ قدرتى واقع نشوند و از قوانين مخالف با شرع مطهر و قانون اساسى بدون هيچ ملاحظه جلوگيرى نمايند و با ملاحظه ضرورات كشور كه گاهى با احكام ثانويه و گاهى به ولايت فقيه بايد اجرا شود توجه نمايند.
و وصيّت من به ملت شريف آن است كه در تمام انتخابات چه انتخاب رييس جمهور و چه نمايندگان مجلس شوراى اسلامى و چه انتخاب خبرگان براى تعيين شوراى رهبرى يا رهبر در صحنه باشند و اشخاصى كه انتخاب مى كنند روى ضوابطى باشد كه اعتبار مى شود مثلا در انتخاب خبرگان براى تعيين شوراى رهبرى يا رهبر توجه كنند كه اگر مسامحه نمايند و خبرگان را روى موازين شرعيه و قانون انتخاب نكنند چه بسا كه خساراتى به اسلام و كشور وارد شود كه جبران پذير نباشد و در اين صورت همه در پيشگاه خداوند متعال مسؤ ول مى باشند. از اين قرار عدم دخالت ملت از مراجع و علماء بزرگ تا طبقه بازارى و كشاورز و كارگر و كارمند همه و همه مسؤ ول سرنوشت كشور و اسلام مى باشند چه در نسل حاضر و چه در نسل هاى آتيه ، و چه بسا كه در بعض مقاطع عدم حضور و مسامحه ، گناهى باشد كه در راءس گناهان كبيره است .
ويژگى مسئولان مملكت
پس علاج واقعه را قبل از وقوع بايد كرد و الاّ كار از دست همه خارج خواهد شد و اين حقيقتى است كه بعد از مشروطه لمس نموده ايد و نموده ايم . چه هيچ علاجى بالاتر و والاتر از آن نيست كه ملت در سرتاسر كشور در كارهايى كه محوّل به اوست بر طبق ضوابط اسلامى و قانون اساسى انجام دهد و در تعيين رييس جمهور و وكلاى مجلس با طبقه تحصيل كرده متعهد و روشنفكر با اطلاع از مجارى امور و غير وابسته به كشورهاى قدرتمند استثمارگر و اشتهار به تقوى و تعهد به اسلام و جمهورى اسلامى مشورت كرده و با علماء و روحانيون باتقوى و متعهد به جمهورى اسلامى نيز مشورت نموده و توجه داشته باشند رييس جمهور و وكلاى مجلس از طبقه اى باشند كه محروميت و مظلوميت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فكر رفاه آنان باشند نه از سرمايه داران و زمين خواران و صدرنشينان مرفّه و غرق در لذّات و شهوات كه تلخى محروميت و رنج گرسنگان و پابرهنه گان را نمى توانند بفهمند.
و بايد بدانيم كه اگر رييس جمهور و نمايندگان مجلس شايسته و متعهد به اسلام و دلسوز براى كشور و ملت باشند بسيارى از مشكلات پيش نمى آيد و مشكلاتى اگر باشد رفع مى شود و همين معنى در انتخاب خبرگان براى تعيين شوراى رهبرى يا رهبر با ويژگى خاص بايد در نظر گرفته شود كه اگر خبرگان كه با انتخاب ملت تعيين مى شوند از روى كمال دقت و با مشورت با مراجع عظام هر عصر و علماء بزرگ سرتاسر كشور و متديّنين و دانشمندان متعهد به مجلس خبرگان بروند بسيارى از مهمّات و مشكلات به واسطه تعيين شايسته ترين و متعهدترين شخصيتها براى رهبرى يا شوراى رهبرى پيش نخواهد آمد، يا با شايستگى رفع خواهد شد. و با نظر به اصل يكصدونهم و يكصدودهم قانون اساسى ، وظيفه سنگين ملت در تعيين خبرگان و نمايندگان در تعيين رهبر يا شوراى رهبرى روشن خواهد شد كه اندك مسامحه در انتخاب ، چه آسيبى به اسلام و كشور و جمهورى اسلامى وارد خواهد كرد كه احتمال آن كه در سطح بالايى از اهميت است براى آنان تكليف الهى ايجاد مى كند.
رسالت رهبر يا شوراى رهبرى
و وصيّت اينجانب به رهبر و شوراى رهبرى در اين عصر كه عصر تهاجم ابرقدرتها و وابستگان به آنان در داخل و خارج كشور به جمهورى اسلامى و در حقيقت به اسلام است در پوشش جمهورى اسلامى و در عصرهاى آينده آن است كه خود را وقف در خدمت به اسلام و جمهورى اسلامى و محرومان و مستضعفان بنمايند و گمان ننمايند كه رهبرى فى نفسه براى آنان تحفه اى است و مقام والايى ، بلكه وظيفه سنگين و خطرناكى است كه لغزش در آن اگر خداى نخواسته با هواى نفس باشد ننگ ابدى در اين دنيا و آتش غضب خداى قهار در جهان ديگر در پى دارد از خداوند منّان هادى با تضرّع و ابتهال مى خواهم كه ما و شما را از اين امتحان خطرناك با روى سفيد در حضرت خود بپذيرد و نجات دهد و اين خطر قدرى خفيف تر براى رؤ ساء جمهور حال و آينده و دولتها و دست اندركاران به حسب درجات در مسئووليّتها نيز هست كه بايد خداى متعال را حاضر و ناظر و خود را در محضر مبارك او بدانند. خداوند متعال راهگشاى آنان باشد.
قضا و عدالت اسلامى
ح :
از مهمات امور، مسئله قضاوت است كه سروكار آن با جان و مال و ناموس مردم است . وصيّت اينجانب به رهبر و شوراى رهبرى آن است كه در تعيين عالى ترين مقام قضايى كه در عهده دارند كوشش كنند كه اشخاص متعهد سابقه دار و صاحب نظر در امور شرعى و اسلامى و در سياست را نصب نمايند و از شوراى عالى قضايى مى خواهم امر قضاوت را كه در رژيم سابق به وضع اسفناك و غم انگيزى در آمده بود با جديّت سروسامان دهند و دست كسانى كه با جان و مال مردم بازى مى كنند و آنچه نزد آنان مطرح نيست عدالت اسلامى است از اين كرسى پراهميت كوتاه كنند و با پشتكار و جديّت به تدريج دادگسترى را متحوّل نمايند و قضات داراى شرايطى كه انشاءاللّه با جديّت حوزه هاى علميه مخصوصا حوزه مباركه علميه قم تربيت و تعليم مى شوند و معرّفى مى گردند به جاى قضاتى كه شرايط مقرّره اسلامى را ندارند نصب گردند كه انشاءاللّه تعالى به زودى قضاوت اسلامى در سراسر كشور جريان پيدا كند. و به قضات محترم در عصر حاضر و اعصار آينده وصيّت مى كنم كه با در نظر گرفتن احاديثى كه از معصومين صلوات اللّه عليهم در اهميت قضا و خطر عظيمى كه قضاوت دارد و توجه و نظر به آنچه درباره قضاوت به غير حق وارد شده است اين امر خطير را تصدى نمايند و نگذارند اين مقام به غير اهلش سپرده شود و كسانى كه اهل هستند از تصدى اين امر سرباز نزنند و به اشخاص غير اهل ميدان ندهند و بدانند كه همانطور كه خطر اين مقام بزرگ است اجر و فضل و ثواب آن نيز بزرگ است و مى دانند كه تصدى قضا براى اهلش واجب كفايى است .
خطر نفوذ افراد منحرف در حوزه هاى علميه
ط:
وصيّت اينجانب به حوزه هاى مقدّسه علميّه آن است كه كرارا عرض نموده ام كه در اين زمان كه مخالفين اسلام و جمهورى اسلامى كمر به براندازى اسلام بسته اند و از هر راه ممكن براى اين مقصد شيطانى كوشش مى نمايند و يكى از راههاى با اهميت براى مقصد شوم آنان و خطرناك براى اسلام و حوزه هاى اسلامى نفوذ دادن افراد منحرف و تبهكار در حوزه هاى علميّه است كه خطر بزرگ كوتاه مدت آن بدنام نمودن حوزه ها با اعمال ناشايسته و اخلاق و روش انحرافى است و خطر بسيار عظيم آن در درازمدت به مقامات بالا رسيدن يك يا چند نفر شيّاد كه با آگاهى بر علوم اسلامى و جازدن خود را در بين توده ها و قشرهاى مردم پاكدل و علاقه مند نمودن آنان را به خويش و ضربه مهلك زدن به حوزه هاى اسلامى و اسلام عزيز و كشور در موقع مناسب مى باشد. و مى دانيم كه قدرتهاى بزرگ چپاولگر در ميان جامعه ها افرادى به صورتهاى مختلف از ملى گراها و روشنفكران مصنوعى و روحانى نمايان كه اگر مجال يابند از همه پرخطرتر و آسيب رسان ترند ذخيره دارند كه گاهى سى - چهل سال با مشى اسلامى و مقدّس مآبى يا پان ايرانيسم و وطن پرستى و حيله هاى ديگر با صبر و بردبارى در ميان ملتها زيست مى كنند و در موقع مناسب ماءموريت خود را انجام مى دهند. و ملت عزيز ما در اين مدت كوتاه پس از پيروزى انقلاب نمونه هايى از قبيل مجاهد خلق و فدايى خلق و توده ايها و ديگر عناوين ديده اند و لازم است همه با هشيارى اين قسم توطئه را خنثى نمايند و از همه لازم تر حوزه هاى علميّه است كه تنظيم و تصفيه آن با مدرّسين محترم و افاضل سابقه دار است با تاءييد مراجع وقت . و شايد تز نظم در بى نظمى است از القائات شوم همين نقشه ريزان و توطئه گران باشد.


[سه شنبه 7 آذر 1391 ]  [3:01 PM]  [ ]


بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله :
انّى تارك فيكم الثقلين
كتاب اللّه و عترتى اءهل بيتى
فانّهما لن يفترقا حتى يردا علىّ الحوض
الحمدللّه و سبحانك اللّهمّ صلّ على محمّد و آله
مظاهر جمالك وجلالك
و خزائن اءسرار كتابك الذى تجلّى فيه الاحديّة بجميع اءسمائك حتى المستاءثر منها
الذى لا يعلمه غيرك
و اللعن على ظالميهم اءصل الشجرة الخبيثه .

و بعد اينجانب مناسب مى دانم كه شمّه اى كوتاه و قاصر در باب ثقلين تذكر دهم ، نه از حيث مقامات غيبى و معنوى و عرفانى كه قلم مثل منى عاجز است از جسارت در مرتبه اى كه عرفان آن بر تمام دائره وجود از ملك تا ملكوت اعلى و از آنجا تا لاهوت و آنچه در فهم من و تو نايد سنگين و تحمل آن فوق طاقت ، اگر نگويم ممتنع است . و نه از آنچه بر بشريت گذشته است از مهجور بودن از حقايق مقام والاى ثقل اكبر و ثقل كبير كه از هر چيز اكبر است جز ثقل اكبر كه اكبر مطلق است و نه از آن چه گذشته است بر اين دو ثقل از دشمنان خدا و طاغوتيان بازيگر كه شمارش آن براى مثل منى ميسّر نيست با قصور اطّلاع و وقت محدود، بلكه مناسب ديدم اشاره اى گذرا و بسيار كوتاه از آن چه بر اين دو ثقل گذشته است بنمايم .
شايد جمله ((لن يفترقا حتّى يردا عَلَىَّ الحوض )) اشاره باشد بر اينكه بعد از وجود مقدّس ‍ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله وسلّم هرچه بر يكى از اين دو گذشته است بر ديگرى گذشته است و مهجوريت هريك مهجوريت ديگرى است تا آنگاه كه اين دو مهجور بر رسول خدا در حوض وارد شوند. و آيا اين حوض مقام اتّصال كثرت به وحدت است و اضمحلال قطرات در دريااست يا چيز ديگر كه به عقل و عرفان بشر راهى ندارد! و بايد گفت آن ستمى كه از طاغوتيان بر اين دو وديعه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله گذشته بر امّت مسلمان بلكه بر بشريت گذشته است كه قلم از آن عاجز است .
و ذكر اين نكته لازم است كه حديث ثقلين متواتر بين جميع مسلمين است و كتب اهل سنت از صحاح ششگانه تا كتب ديگر آنان با الفاظ مختلفه و موارد مكرّره از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به طور متواتر نقل شده است و اين حديث شريف حجت قاطع است بر جميع بشر به ويژه مسلمانان مذاهب مختلف و بايد همه مسلمانان كه حجّت بر آنان تمام است جوابگوى آن باشند و اگر عذرى براى جاهلان بى خبر باشد براى علماى مذاهب نيست .
اكنون ببينيم چه گذشته است بر كتاب خدا اين وديعه الهى و ماترك پيامبر اسلام صلى اللّه عليه و آله وسلّم .
مسائل اسف انگيزى كه بايد براى آن خون گريه كرد، پس از شهادت حضرت على عليه السّلام شروع شد.
خودخواهان و طاغوتيان با قرآن و عترت چه كردند
خود خواهان و طاغوتيان قرآن كريم را وسيله اى كردند براى حكومتهاى ضد قرآنى و مفسّران حقيقى قرآن و آشنايان به حقايق را كه سراسر قرآن را از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دريافت كرده بودند و نداى ((انّى تارك فيكم الثقلان )) در گوششان بود با بهانه هاى مختلف و توطئه هاى از پيش تهيه شده آنان را عقب زده و با قرآن ، در حقيقت قرآن را كه براى بشريت تا ورود به حوض بزرگترين دستور زندگانى مادّى و معنوى بود و است از صحنه خارج كردند و بر حكومت عدل الهى كه يكى از آرمانهاى اين كتاب مقدّس بوده و هست خط بطلان كشيدند و انحراف از دين خدا و كتاب و سنت الهى را پايه گذارى كردند تا كار به جايى رسيد كه قلم از شرح آن شرمسار است .
و هرچه اين بنيان كج به جلو آمد كجى ها و انحرافها افزون شد تا آنجا كه قرآن كريم را كه براى رشد جهانيان و نقطه جمع همه مسلمانان بلكه عائله بشرى از مقام شامخ احديت به كشف تامّ محمدى (ص ) تنزل كرد كه بشريت را به آنچه بايد برسند، برساند و اين وليده علّم الاسماء را از شرّ شياطين و طاغوتها رها سازد و جهان را به قسط و عدل رساند و حكومت را به دست اولياءاللّه ، معصومين عليهم صلوات الاوّلين والا خرين بسپارد تا آنان به هركه صلاح بشريت است بسپارند، چنان از صحنه خارج نمودند كه گويى نقشى براى هدايت ندارد و كار به جايى رسيد كه نقش قرآن به دست حكومتهاى جائر و آخوندهاى خبيث بدتر از طاغوتيان وسيله اى براى اقامه جور و فساد و توجيه ستمگران و معاندان حق تعالى شد و مع الا سف به دست دشمنان توطئه گر و دوستان جاهل ، قرآن اين كتاب سرنوشت ساز، نقشى جز در گورستانها و مجالس مُردگان نداشت و ندارد و آن كه بايد وسيله جمع مسلمانان و بشريت و كتاب زندگى آنان باشد، وسيله تفرقه و اختلاف گرديد و يا به كلى از صحنه خارج شد، كه ديديم اگر كسى دم از حكومت اسلامى برمى آورد و از سياست كه نقش بزرگ اسلام و رسول بزرگوار صلّى اللّه عليه و آله و قرآن و سنت مشحون آن است سخن مى گفت گويى بزرگترين معصيت را مرتكب شده و كلمه آخوند سياسى موازن با آخوند بى دين شده بود و اكنون نيز هست .
قرآن عليه قرآن
و اخيرا قدرتهاى شيطانى بزرگ به وسيله حكومتهاى منحرف خارج از تعليمات اسلامى كه خود را به دروغ به اسلام بسته اند براى محو قرآن و تثبيت مقاصد شيطانى ابرقدرتها قرآن را با خط زيبا طبع مى كنند و به اطراف مى فرستند و با اين حيله شيطانى قرآن را از صحنه خارج مى كنند. ما همه ديديم قرآنى را كه محمدرضا خان پهلوى طبع كرد و عده اى را اغفال كرد و بعض آخوندهاى بى خبر از مقاصد اسلامى هم مداح او بودند و مى بينيم كه ملك فهد هرسال مقدار زيادى از ثروتهاى بى پايان مردم را صرف طبع قرآن كريم و محّال تبليغات مذهب ضد قرآنى مى كند و وهابيت اين مذهب سراپا بى اساس و خرافاتى را ترويج مى كند و مردم و ملتهاى غافل را سوق به سوى ابرقدرتها مى دهد و از اسلام عزيز و قرآن كريم براى هدم اسلام و قرآن بهره بردارى مى كند.
افتخارات ملت ما
ما مفتخريم و ملت عزيز سرتا پا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است كه پيرو مذهبى است كه مى خواهد حقايق قرآنى كه سراسر آن از وحدت بين مسلمين بلكه بشريت دم مى زند، از مقبره ها و گورستانها نجات داده و به عنوان بزرگترين نسخه نجات دهنده بشر از جميع قيودى كه بر پاى و دست و قلب و عقل او پيچيده است و او را به سوى فنا و نيستى و بردگى و بندگى طاغوتيان مى كشاند، نجات دهد. و ما مفتخريم كه پيرو مذهبى هستيم كه رسول خدا مؤ سس آن به امر خداوند تعالى بوده و اميرالمؤ منين على بن ابيطالب اين بنده رها شده از تمام قيود، ماءمور رها كردن بشر از تمام اغلال و بردگيها است .
ما مفتخريم كه كتاب نهج البلاغه كه بعد از قرآن بزرگترين دستور زندگى مادى و معنوى و بالاترين كتاب رهايى بخش بشر است و دستورات معنوى و حكومتى آن بالاترين راه نجات است ، از امام معصوم ما است .
ما مفتخريم كه ائمه معصومين از على بن ابيطالب گرفته تا منجى بشر حضرت مهدى صاحب زمان عليهم آلاف التحيات والسلام كه به قدرت خداوند قادر زنده و ناظر امور است ائمه ما هستند.
ما مفتخريم كه ادعيه حيات بخش كه او را قرآن صاعد مى خوانند از ائمه معصومين ما است . ما به مناجات شعبانيّه امامان و دعاى عرفات حسين بن على عليهماالسّلام و صحيفه سجاديه اين زبور آل محمد و صحيفه فاطميّه كه كتاب الهام شده از جانب خداوند تعالى به زهراى مرضيّه است از ما است .
ما مفتخريم كه باقرالعلوم بالاترين شخصيت تاريخ است و كسى جز خداى تعالى و رسول صلى اللّه عليه و آله و ائمّه معصومين عليهم السلام ، مقام او را درك نكرده و نتوانند درك كرد، از ما است .
و ما مفتخريم كه مذهب ما جعفرى است كه فقه ما كه درياى بى پايان است يكى از آثار اوست و ما مفتخريم به همه ائمه معصومين عليهم صلوات اللّه و متعهد به پيروى آنانيم .
ما مفتخريم كه ائمه معصومين ما صلوات اللّه و سلامه عليهم در راه تعالى دين اسلام و در راه پياده كردن قرآن كريم كه تشكيل حكومت عدل يكى از ابعاد آن است در حبس و تبعيد به سر برده و عاقبت در راه براندازى حكومتهاى جائرانه و طاغوتيان زمان خود شهيد شدند. و ما امروز مفتخريم كه مى خواهيم مقاصد قرآن و سنت را پياده كنيم و اقشار مختلفه ملت ما در اين راه بزرگ سرنوشت ساز سر از پا نشناخته جان و مال و عزيزان خود را نثار راه خدا مى كنند.
ما مفتخريم كه بانوان و زنان پير و جوان و خُرد و كلان در صحنه هاى فرهنگى و اقتصادى و نظامى حاضر و همدوش مردان يا بهتر از آنان در راه تعالى اسلام و مقاصد قرآن كريم فعاليت دارند. و آنان كه توان جنگ دارند در آموزش نظامى كه براى دفاع از اسلام و كشور اسلامى از واجبات مهم است شركت و از محروميتهايى كه توطئه دشمنان و نا آشنايى دوستان از احكام اسلام و قرآن بر آنها بلكه بر اسلام و مسلمانان تحميل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قيد خرافاتى كه دشمنان براى منافع خود به دست نادانان و بعضى آخوندهاى بى اطلاع از مصالح مسلمين به وجود آورده بودند خارج نموده اند. و آنان كه توان جنگ ندارند در خدمت پشت جبهه به نحو ارزشمندى كه دل ملّت را از شوق و شعف به لرزه در مى آورد و دل دشمنان و جاهلان بدتر از دشمنان را از خشم و غضب مى لرزاند اشتغال دارند. و ما مكرر ديديم كه زنان بزرگوارى زينب گونه عليها سلام اللّه فرياد مى زنند كه فرزندان خود را از دست داده و در راه خداى تعالى و اسلام عزيز از همه چيز خود گذشته و مفتخرند به اين امر و مى دانند آنچه به دست آورده اند بالاتر از جنات نعيم است چه رسد به متاع ناچيز دنيا، و ملت ما بلكه ملتهاى اسلامى و مستضعفان جهان مفتخرند به اينكه دشمنان آنان كه دشمنان خداى بزرگ و قرآن كريم و اسلام عزيزند درندگانى هستند كه از هيچ جنايت و خيانتى براى مقاصد شوم جنايتكارانه خود دست نمى كشند و براى رسيدن به رياست و مطامع پست خود دوست و دشمن را نمى شناسند و در راءس آنان آمريكا اين تروريست بالذّات دولتى است كه سرتاسر جهان را به آتش كشيده و هم پيمان او صهيونيست جهانى است كه براى رسيدن به مطامع خود جناياتى مرتكب مى شود كه قلم ها از نوشتن و زبانها از گفتن آن شرم دارند و خيال ابلهانه اسرائيل بزرگ ، آنان را به هر جنايتى مى كشاند. و ملتهاى اسلامى و مستضعفان جهان مفتخرند كه دشمنان آنها حسين اردنى اين جنايت پيشه دوره گرد، و حسن و حسنى مبارك هم آخور با اسرائيل جنايتكارند و در راه خدمت به آمريكا و اسرائيل از هيچ خيانتى به ملتهاى خود روى گردان نيستند. و ما مفتخريم كه دشمن ما صدام عفلقى است كه دوست و دشمن او را به جنايت كارى و نقض ‍ حقوق بين المللى و حقوق بشر مى شناسند و همه مى دانند كه خيانتكارى او به ملت مظلوم عراق و شيخ ‌نشينان خليج ، كمتر از خيانت به ملت ايران نباشد و ما و ملتهاى مظلوم دنيا مفتخريم كه رسانه هاى گروهى و دستگاههاى تبليغات جهانى ، ما و همه مظلومان جهان را به هر جنايت و خيانتى كه ابرقدرتهاى جنايتكار دستور مى دهند متهم مى كنند.
كدام افتخار بالاتر و والاتر از اينكه آمريكا با همه ادّعاهايش و همه ساز و برگهاى جنگى اش و آن همه دولتهاى سرسپرده اش و به دست داشتن ثروتهاى بى پايان ملتهاى مظلوم عقب افتاده و در دست داشتن تمام رسانه هاى گروهى در مقابل ملت غيور ايران و كشور حضرت بقية اللّه ارواحنا لمقدمه الفداء آنچنان وامانده و رسوا شده است كه نمى داند به كه متوسل شود و رو به هر كس مى كند جواب رد مى شنود و اين نيست جز به مددهاى غيبى حضرت بارى تعالى جلّت عظمته كه ملت ها را به ويژه ملت ايران اسلامى را بيدار نموده و از ظلمات ستمشاهى به نور اسلام هدايت نمود.
توصيه به ملت ها
من اكنون به ملتهاى شريف ستمديده و به ملت عزيز ايران توصيه مى كنم كه از اين راه مستقيم الهى كه نه به شرق ملحد و نه به غرب ستمگر كافر وابسته است بلكه به صراطى كه خداوند به آنها نصيب فرموده است محكم و استوار و متعهد و پايدار پاى بند بوده و لحظه اى از شكر اين نعمت غفلت نكرده و دستهاى ناپاك عمّال ابرقدرتها چه عمّال خارجى و چه عمّال داخلى بدتر از خارجى تزلزلى در نيت پاك و اراده آهنين آنان رخنه نكند و بدانند كه هرچه رسانه هاى گروهى عالم و قدرتهاى شيطانى غرب و شرق اُشتُلُم مى زنند دليل بر قدرت الهى آنان است و خداوند بزرگ سزاى آنان را هم در اين عالم و هم در عوالم ديگر خواهد داد. ((انّه وَلىُّ النِّعَمِ وبِيَدِهِ مَلكوتُ كلّ شى ءٍ)) و با كمال جد و عجز از ملتهاى مسلمان مى خواهم كه از ائمه اطهار و فرهنگ سياسى ، اجتماعى ، اقتصادى ، نظامى اين بزرگ راه نمايان عالم بشريت به طور شايسته و به جان و دل و جان فشانى و نثار عزيزان پيروى كنند. از آن جمله دست از فقه سنّتى كه بيان گر مكتب رسالت و امامت است و ضامن رشد و عظمت ملتها است چه احكام اوّليّه و چه ثانويّه كه هردو مكتب فقه اسلامى است ، ذره اى منحرف نشوند و به وسواس خنّاسان معاند با حق و مذهب گوش فرا ندهند و بدانند قدمى انحرافى مقدمه سقوط مذهب و احكام اسلامى و حكومت عدل الهى است و از آن جمله از نماز جمعه و جماعت كه بيانگر سياسى نماز است هرگز غفلت نكنند كه اين نماز جمعه از بزرگترين عنايات حق تعالى بر جمهورى اسلامى ايران است و از آن جمله مراسم عزادارى ائمه اطهار و به ويژه سيد مظلومان و سرور شهيدان حضرت ابى عبداللّه الحسين صلوات وافر الهى و انبياء و ملائكة اللّه وصلحاء برروح بزرگ حماسى او باد هيچگاه غفلت نكنند.
و بدانند آنچه دستور ائمه عليهم السلام براى بزرگداشت اين حماسه تاريخى اسلام است و آنچه لعن و نفرين بر ستمگران آل بيت است تمام فرياد قهرمانانه ملتها است بر سردمداران ستم پيشه در طول تاريخ اِلَى الابد. و مى دانيد كه لعن و نفرين و فرياد از بيداد بنى اميه لعنت اللّه عليهم با آن كه آنان منقرض و به جهنم رهسپار شده اند فرياد بر سر ستمگران جهان و زنده نگه داشتن اين فرياد ستم شكن است . و لازم است در نوحه ها و اشعار مرثيه و اشعار ثناى از ائمه حق عليهم سلام اللّه به طور كوبنده فجايع و ستمگريهاى ستمگران هر عصر و مصر يادآورى شود و در اين عصر كه عصر مظلوميت جهان اسلام به دست آمريكا و شوروى و ساير وابستگان به آنان و از آن جمله آل سعود اين خائنين به حرم بزرگ الهى لعنت اللّه و ملائكته و رسله عليهم است به طور كوبنده يادآورى و لعن و نفرين شود. و همه بايد بدانيم كه آنچه موجب وحدت بين مسلمين است اين مراسم سياسى است كه حافظ مليّت مسلمين به ويژه شيعيان ائمه اثنى عشر عليهم صلوات اللّه وسلم . ( است )
و آن چه لازم است تذكر دهم آن است كه وصيّت سياسى الهى اين جانب اختصاص به ملت عظيم الشاءن ايران ندارد بلكه توصيه به جميع ملل اسلامى و مظلومان جهان از هر ملت و مذهب مى باشد.
از خداوند عزّوجّل عاجزانه خواهانم كه لحظه اى ما و ملت ما را به خود واگذار نكند و از عنايات غيبى خود به اين فرزندان اسلام و رزمندگان عزيز لحظه (اى )دريغ نفرمايد.
روح اللّه الموسوى الخمينى
بسم اللّه الرحمن الرحيم
اهميت انقلاب شكوهمند اسلامى كه دستاورد ميليونها انسان ارزشمند و هزاران شهيد جاويد آن و آسيب ديدگان عزيز، اين شهيدان زنده است و مورد اميد ميليونها مسلمانان و مستضعفان جهان است به قدرى است كه ارزيابى آن از عهده قلم و بيان والاتر و برتر است ، اينجانب روح اللّه موسوى خمينى كه از كرم عظيم خداوند متعال با همه خطايا ماءيوس نيستم و زادراه پرخطرم همان دلبستگى به كرم كريم مطلق است به عنوان يك نفر طلبه حقير كه همچون ديگر برادران ايمانى اميد به اين انقلاب و بقاء دستاوردهاى آن و به ثمر رسيدن هرچه بيشتر آن دارم به عنوان وصيّت به نسل حاضر و نسل هاى عزيز آينده مطالبى هرچند تكرارى عرض مى نمايم و از خداوند بخشاينده مى خواهم كه خلوص نيّت در اين تذكرات عنايت فرمايد.
رمز وقوع انقلاب اسلامى و تحقق پيروزى
1:
ما مى دانيم كه اين انقلاب بزرگ كه دست جهان خواران و ستمگران را از ايران بزرگ كوتاه كرد با تاءييدات غيبى الهى پيروز گرديد. اگر نبود دست تواناى خداوند امكان نداشت يك جمعيت سى وشش ميليونى با آن تبليغات ضد اسلامى و ضدروحانى خصوص در اين صدسال اخير و با آن تفرقه افكنيهاى بى حساب قلم داران و زبان مزدان در مطبوعات و سخنرانى ها و مجالس و محافل ضداسلامى و ضد ملى به صورت مليت و آن همه شعرها و بذله گوييها و آن همه مراكز عيّاشى و فحشاء و قمار و مسكرات و مواد مخدره كه همه و همه براى كشيدن نسل جوان فعّال كه بايد در راه پيشرفت و تعالى و ترقى ميهن عزيز خود فعّاليّت نمايند به فساد و بى تفاوتى در پيشامدهاى خائنانه كه به دست شاه فاسد و پدر بى فرهنگش و دولتها و مجالس فرمايشى كه از طرف سفارتخانه هاى قدرتمندان بر ملت تحميل مى شد و از همه بدتر وضع دانشگاهها و دبيرستانها و مراكز آموزشى كه مقدّرات كشور به دست آنان سپرده مى شد با به كار گرفتن معلمان و استادان غرب زده يا شرق زده صددرصد مخالف اسلام و فرهنگ اسلامى بلكه ملى صحيح با نام مليت و ملى گرايى گرچه در بين آنان مردانى متعهد و دلسوز بودند لكن با اقليت فاحش آنان و در تنگنا قرار دادنشان كار مثبتى نمى توانستند انجام دهند و با اين همه و دهها مسائل ديگر از آن جمله به انزوا و عزلت كشيدن روحانيان و با قدرت تبليغات به انحراف فكرى كشيدن بسيارى از آنان ، ممكن نبود اين ملت با اين وضعيت يكپارچه قيام كنند و در سرتاسر كشور با ايده واحد و فرياد اللّه اكبر و فداكاريهاى حيرت آور و معجزه آسا تمام قدرتهاى داخل و خارج را كنار زده و خود مقدرات كشور را به دست گيرد. بنابراين شك نبايد كرد كه انقلاب اسلامى ايران از همه انقلابها جداست ، هم در پيدايش و هم در كيفيت مبارزه و هم در انگيزه انقلاب و قيام . و ترديد نيست كه اين يك تحفه الهى و هديه غيبى بوده كه از جانب خداوند منّان بر اين ملت مظلوم غارت زده عنايت شده است .
2:
اسلام و حكومت اسلامى پديده الهى است كه با به كاربستن آن سعادت فرزندان خود را در دنيا و آخرت به بالاترين وجه تاءمين مى كند و قدرت آن دارد كه قلم سرخ بر ستمگريها و چپاول گريها و فسادها و تجاوزها بكشد و انسانها را به كمال مطلوب خود برساند و مكتبى است كه برخلاف مكتبهاى غير توحيدى در تمام شئون فردى و اجتماعى و مادى و معنوى و فرهنگى و سياسى و نظامى و اقتصادى دخالت و نظارت دارد و از هيچ نكته ولو بسيار ناچيز كه در تربيت انسان و جامعه و پيشرفت مادى و معنوى نقش دارد فروگذار ننموده است و موانع و مشكلات سر راه تكامل را در اجتماع و فرد گوشزد نموده و به رفع آنها كوشيده است . اينك كه به توفيق و تاءييد خداوند، جمهورى اسلامى با دست تواناى ملت متعهد پايه ريزى شده و آنچه در اين حكومت اسلامى مطرح است اسلام و احكام مترقّى آن است ، بر ملت عظيم الشاءن ايران است كه در تحقق محتواى آن به جميع ابعاد و حفظ و حراست آن بكوشند كه حفظ اسلام در راءس تمام واجبات است ، كه انبياء عظام از آدم عليه السلام تا خاتم النبيين صلى اللّه عليه و آله وسلم در راه آن كوشش و فداكارى جان فرسا نموده اند و هيچ مانعى آنان را از اين فريضه بزرگ باز نداشته و همچنين پس از آنان اصحاب متعهد و ائمّه اسلام عليهم صلوات اللّه با كوششهاى توان فرسا تا حدّ نثار خون خود در حفظ آن كوشيده اند و امروز بر ملّت ايران خصوصا و بر جميع مسلمانان عموما واجب است اين امانت الهى را كه در ايران به طور رسمى اعلام شده و در مدتى كوتاه نتايج عظيمى به بار آورده با تمام توان حفظ نموده و در راه ايجاد مقتضيات بقاء آن و رفع موانع و مشكلات آن كوشش نمايند و اميد است كه پرتو نور آن بر تمام كشورهاى اسلامى تابيدن گرفته و تمام دولتها و ملتها با يكديگر تفاهم در اين امر حياتى نمايند و دست ابرقدرتهاى عالم خوار و جنايتكاران تاريخ را تا ابد از سر مظلومان و ستمديدگان جهان كوتاه نمايند.
اينجانب كه نفس هاى آخر عمر را مى كشم به حسب وظيفه ، شطرى از آنچه در حفظ و بقاء اين وديعه الهى دخالت دارد و شطرى از موانع و خطرهايى كه آن را تهديد مى كنند براى نسل حاضر و نسل هاى آينده عرض مى كنم و توفيق و تاءييد همگان را از درگاه پروردگار عالميان خواهانم .
الف :
بى ترديد رمز بقاء انقلاب اسلامى همان رمز پيروزى است و رمز پيروزى را ملت مى داند و نسل هاى آينده در تاريخ خواهند خواند كه دو ركن اصلى آن انگيزه الهى و مقصد عالى حكومت اسلامى و اجتماع ملت در سراسر كشور با وحدت كلمه براى همان انگيزه و مقصد.
اينجانب به همه نسل هاى حاضر و آينده وصيّت مى كنم كه اگر بخواهيد اسلام و حكومت اللّه برقرار باشد، و دست استعمار و استثمارگران خارج و داخل از كشورتان قطع شود اين انگيزه الهى را كه خداوند تعالى در قرآن كريم بر آن سفارش فرموده است از دست ندهيد و در مقابل اين انگيزه كه رمز پيروزى و بقاء آن است ، فراموشى هدف و تفرقه و اختلاف است . بى جهت نيست كه بوقهاى تبليغاتى در سراسر جهان و وليده هاى بومى آنان تمام توان خود را صرف شايعه ها و دروغ هاى تفرقه افكن نموده اند و ميلياردها دلار براى آن صرف مى كنند. بى انگيزه نيست سفرهاى دائمى مخالفان جمهورى اسلامى به منطقه ومع الا سف در بين آنان از سردمداران و حكومتهاى بعض كشورهاى اسلامى كه جز به منافع شخص خود فكر نمى كنند و چشم و گوش بسته تسليم آمريكا هستند ديده مى شود و بعض از روحانى نماها نيز به آنان ملحقند. امروز و در آتيه نيز آنچه براى ملت ايران و مسلمانان جهان بايد مطرح باشد و اهميّت آن را در نظر گيرند، خنثى كردن تبليغات تفرقه افكن خانه برانداز است . توصيه اينجانب به مسلمين و خصوص ايرانيان به ويژه در عصر حاضر آن است كه در مقابل اين توطئه ها عكس العمل نشان داده و به انسجام و وحدت خود به هر راه ممكن افزايش ‍ دهند و كفّار و منافقان را ماءيوس نمايند.
توطئه بزرگ قرن
ب :
از توطئه هاى مهمى كه در قرن اخير، خصوصا در دهه هاى معاصر و به ويژه پس از پيروزى انقلاب آشكارا به چشم مى خورد، تبليغات دامنه دار با ابعاد مختلف براى ماءيوس نمودن ملتها و خصوص ملت فداكار ايران از اسلام است ، گاهى ناشيانه و با صراحت به اينكه احكام اسلام كه هزاروچهارصد سال قبل وضع شده است نمى تواند در عصر حاضر كشورها را اداره كند يا آنكه اسلام يك دين ارتجاعى است و با هر نوآورى و مظاهر تمدن مخالف است و در عصر حاضر نمى شود كشورها از تمدن جهانى و مظاهر آن كناره گيرند و امثال اين تبليغات ابلهانه و گاهى موذيانه و شيطنت آميز به گونه طرفدارى از قداست اسلام كه اسلام و ديگر اديان الهى سر و كار دارند با معنويات و تهذيب نفوس و تحذير از مقامات دنيايى و دعوت به ترك دنيا و اشتغال به عبادات و اذكار و ادعيه كه انسان را به خداى تعالى نزديك و از دنيا دور مى كند و حكومت و سياست و سررشته دارى بر خلاف آن مقصد و مقصود بزرگ و معنوى است چه اينها تمام براى تعمير دنيا است و آن مخالف مسلك انبياء عظام است و مع الا سف تبليغ به وجه دوم در بعض از روحانيان و متديّنان بى خبر از اسلام تاءثير گذاشته كه حتى دخالت در حكومت و سياست را به مثابه يك گناه و فسق مى دانستند و شايد بعضى بدانند و اين فاجعه بزرگى است كه اسلام مبتلاى به آن بود. گروه اول كه بايد گفت از حكومت و قانون و سياست يا اطلاع ندارند يا غرضمندانه خود را به بى اطلاعى مى زنند زيرا اجراء قوانين بر معيار قسط و عدل و جلوگيرى از ستمگرى و حكومت جائرانه و بسط عدالت فردى و اجتماعى و منع از فساد و فحشاء و انواع كجروى ها و آزادى بر معيار عقل و عدل و استقلال و خودكفايى و جلوگيرى از استعمار و استثمار و استعباد و حدود و قصاص و تعزيرات بر ميزان عدل براى جلوگيرى از فساد و تباهى يك جامعه و سياست و راه بردن جامعه به موازين عقل و عدل و انصاف و صدها از اين قبيل ، چيزهايى نيست كه با مرور زمان در طول تاريخ بشر و زندگى اجتماعى كهنه شود. اين دعوى به مثابه آن است كه گفته شود قواعد عقلى و رياضى در قرن حاضر بايد عوض شود و به جاى آن قواعد ديگر نشانده شود. اگر در صدر خلقت ، عدالت اجتماعى بايد جارى شود و از ستمگرى و چپاول و قتل بايد جلوگيرى شود، امروز چون قرن اتم است آن روش كهنه شده و ادعاى آنكه اسلام با نوآوردها مخالف است همان سان كه محمدرضا پهلوى مخلوع مى گفت كه اينان مى خواهند با چارپايان در اين عصر سفر كنند، يك اتهام ابلهانه بيش نيست . زيرا اگر مراد از مظاهر تمدّن و نوآوردها، اختراعات و ابتكارات و صنعتهاى پيشرفته كه در پيشرفت و تمدّن بشر دخالت دارد، هيچگاه اسلام و هيچ مذهب توحيدى با آن مخالفت نكرده و نخواهد كرد بلكه علم و صنعت مورد تاءكيد اسلام و قرآن مجيد است و اگر مراد از تجدّد و تمدّن به آن معنى است كه بعضى روشنفكران حرفه اى مى گويند كه آزادى در تمام منكرات و فحشاء حتى هم جنس بازى و از اين قبيل ، تمام اديان آسمانى و دانشمندان و عقلا با آن مخالفند گرچه غرب و شرق زدگان به تقليد كوركورانه آن را ترويج مى كنند. و اما طايفه دوم كه نقشه موذيانه دارند و اسلام را از حكومت و سياست جدا مى دانند بايد به اين نادانان گفت كه قرآن كريم و سنّت رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله آن قدر كه در حكومت و سياست احكام دارند در ساير چيزها ندارند بلكه بسيار از احكام عبادى اسلام ، عبادى سياسى است كه غفلت از آنها اين مصيبتها را به بار آورده . پيغمبر اسلام (ص ) تشكيل حكومت داد مثل ساير حكومتهاى جهان لكن با انگيزه بسط عدالت اجتماعى و خلفاء اول اسلامى حكومتهاى وسيع داشته اند و حكومت على بن ابى طالب عليه السلام نيز با همان انگيزه به طور وسيع تر و گسترده تر از واضحات تاريخ است و پس از آن به تدريج حكومت به اسم اسلام بوده و اكنون نيز مدّعيان حكومت اسلامى به پيروى از اسلام و رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله بسيارند.
اينجانب در اين وصيّت نامه با اشاره مى گذرم ولى اميد آن دارم كه نويسندگان و جامعه شناسان و تاريخ ‌نويسان ، مسلمانان را از اين اشتباه بيرون آورند. و آنچه گفته شده و مى شود كه انبياء عليهم السلام به معنويات كار دارند و حكومت و سررشته دارى دنيايى مطرود است و انبياء و اولياء و بزرگان از آن احتراز مى كردند و ما نيز بايد چنين كنيم ، اشتباه تاءسف آورى است كه نتايج آن به تباهى كشيدن ملتهاى اسلامى و باز كردن راه براى استعمارگران خونخوار است زيرا آنچه مردود است حكومتهاى شيطانى و ديكتاتورى و ستمگرى است كه براى سلطه جويى و انگيزه هاى منحرف و دنيايى كه از آن تحذير نموده اند جمع آورى ثروت و مال و قدرت طلبى و طاغوت گرايى است و بالاخره دنيايى است كه انسان را از حق تعالى غافل كند. و اما حكومت حق براى نفع مستضعفان و جلوگيرى از ظلم و جور و اقامه عدالت اجتماعى همان است كه مثل سليمان بن داوود و پيامبر عظيم الشّاءن اسلام صلى اللّه عليه و آله و اوصياء بزرگوارش براى آن كوشش مى كردند از بزرگترين واجبات و اقامه آن از والاترين عبادات است ، چنانچه سياست سالم كه در اين حكومتها بوده از امور لازمه است . بايد ملت بيدار و هشيار ايران با ديد اسلامى اين توطئه ها را خنثى نمايند و گويندگان و نويسندگان متعهّد به كمك ملت برخيزند و دست شياطين توطئه گر را قطع نمايند.
مقايسه عملكرد انقلاب اسلامى با ساير انقلاب ها
ج :
و از همين قماش توطئه ها و شايد موذيانه تر شايعه هاى وسيع در سطح كشور و در شهرستانها بيشتر بر اينكه جمهورى اسلامى هم كارى براى مردم انجام نداد. بيچاره مردم با آن شوق و شعف فداكارى كردند كه از رژيم ظالمانه طاغوت رهايى يابند، گرفتار يك رژيم بدتر شدند، مستكبران مستكبرتر و مستضعفان مستضعف تر شدند زندان ها پر از جوانان كه اميد آتيه كشور است مى باشد و شكنجه ها از رژيم سابق بدتر و غير انسانى تر است ، هر روز عدّه اى را اعدام مى كنند به اسم اسلام ، و اى كاش اسم اسلام روى اين جمهورى نمى گذاشتند اين زمان از زمان رضاخان و پسرش بدتر است مردم در رنج و زحمت و گرانى سرسام آور غوطه مى خورند و سردمداران دارند اين رژيم را به رژيمى كمونيستى هدايت مى كنند، اموال مردم مصادره مى شود و آزادى در هرچيز از ملت سلب شده و بسيارى ديگر از اين قبيل امور كه با نقشه اجراء مى شود و دليل آنكه نقشه و توطئه در كار است آنكه هرچند روز يك امر در هر گوشه و كنار و در هر كوى و برزن سر زبان ها مى افتد. در تاكسى ها همين مطلب واحد و در اتوبوسها نيز همين و در اجتماعات چند نفره باز همين صحبت مى شود و يكى كه قدرى كهنه شد يكى ديگر معروف مى شود و مع الا سف بعض روحانيون كه از حيله هاى شيطانى بى خبرند با تماس يكى دو نفر از عوامل توطئه گمان مى كنند مطلب همان است و اساس مسئله آن است كه بسيارى از آنان كه اين مسائل را مى شنوند و باور مى كنند اطلاع از وضع دنيا و انقلابهاى جهان و حوادث بعد از انقلاب و گرفتارى هاى عظيم اجتناب ناپذير آن ندارند. چنانچه اطلاع صحيح از تحولاتى كه همه به سود اسلام است ندارند و چشم بسته و بى خبر امثال اين مطالب را شنيده و خود نيز با غفلت يا عمد به آنان پيوسته اند.
اينجانب توصيه مى كنم كه قبل از مطالعه وضعيت كنونى جهان و مقايسه بين انقلاب اسلامى ايران با ساير انقلابات و قبل از آشنايى با وضعيت كشورها و ملتهايى كه در حال انقلاب و پس از انقلابشان بر آنان چه مى گذشته است و قبل از توجه به گرفتارى هاى اين كشور طاغوت زده از ناحيه رضاخان و بدتر از آن محمدرضا كه در طول چپاولگرى هايشان براى اين دولت به ارث گذاشته اند، از وابستگى هاى عظيم خانمان سوز تا اوضاع وزارتخانه ها و ادارات و اقتصاد و ارتش و مراكز عيّاشى و مغازه هاى مسكرات فروشى و ايجاد بى بندوبارى در تمام شئون زندگى و اوضاع تعليم و تربيت و اوضاع دبيرستان ها و دانشگاه ها و اوضاع سينماها و عشرتكده ها و وضعيت جوان ها و زنها و وضعيت روحانيون و متديّنين و آزادى خواهان متعهّد و بانوان عفيف ستمديده و مساجد در زمان طاغوت و رسيدگى به پرونده اعدام شدگان و محكومان به حبس و رسيدگى به زندان ها و كيفيت عملكرد متصديان و رسيدگى به مال سرمايه داران و زمين خواران بزرگ و محتكران و گران فروشان و رسيدگى به دادگسترى ها و دادگاه هاى انقلاب و مقايسه با وضع سابق دادگسترى و قضات و رسيدگى به حال نمايندگان مجلس شوراى اسلامى و اعضاء دولت و استاندارها و ساير ماءمورين كه در اين زمان آمده اند و مقايسه با زمان سابق و رسيدگى به عملكرد دولت و جهاد سازندگى در روستاهاى محروم از همه مواهب حتى آب آشاميدنى و درمانگاه و مقايسه با طول رژيم سابق با در نظر گرفتن گرفتارى به جنگ تحميلى و پيامدهاى آن از قبيل آوارگان ميليونى و خانواده هاى شهدا و آسيب ديدگان در جنگ و آوارگان ميليونى افغانستان و عراق و با نظر به حصر اقتصادى و توطئه هاى پى در پى آمريكا و وابستگان خارج و داخلش ، اضافه كنيد فقدان مُبلغ آشنا به مسائل به مقدار احتياج و قاضى شرع و هرج و مرج هايى كه از طرف مخالفان اسلام و منحرفان و حتى دوستان نادان در دست اجرا است و ده ها مسائل ديگر. تقاضا اين است كه قبل از آشنايى به مسائل به اشكال تراشى و انتقاد كوبنده و فحاشى برنخيزيد و به حال اين اسلام غريب كه پس از صدها سال ستمگرى قلدرها و جهل توده ها امروز طفلى تازه پا و وليده اى است محفوف به دشمن هاى خارج و داخل رحم كنيد و شما اشكال تراشان به فكر بنشينيد كه آيا بهتر نيست به جاى سركوبى به اصلاح و كمك بكوشيد و به جاى طرفدارى از منافقان و ستم گران و سرمايه داران و محتكران بى انصاف از خدا بى خبر، طرفدار مظلومان و ستمديدگان و محرومان باشيد و به جاى گروه هاى آشوب گر و تروريستهاى مفسد و طرفدارى غير مستقيم از آنان توجهى به ترورشدگان از روحانيون مظلوم تا خدمتگزاران متعهد مظلوم داشته باشيد.
اينجانب هيچگاه نگفته و نمى گويم كه امروز در اين جمهورى به اسلام بزرگ با همه ابعادش ‍ عمل مى شود و اشخاصى از روى جهالت و عقده و بى انضباطى برخلاف مقررات اسلام عمل نمى كنند، لكن عرض مى كنم كه قوّه مقنّنه و قضائيه و اجرائيه با زحمات جان فرسا كوشش ‍ در اسلامى كردن اين كشور مى كنند و ملت ده ها ميليونى نيز طرفدار و مددكار آنان هستند و اگر اين اقليّت اشكال تراش و كارشكن به كمك بشتابند تحقق اين آمال آسان تر و سريع تر خواهد بود و اگر خداى نخواسته اينان به خود نيايند، چون توده ميليونى بيدار شده و متوجه مسائل است و در صحنه حاضر است آمال انسانى اسلامى به خواست خداوند متعال جامعه عمل به طور چشم گير خواهد پوشيد و كجروان و اشكال تراشان در مقابل اين سيل خروشان نخواهند توانست مقاومت كنند.


[چهارشنبه 1 آذر 1391 ]  [4:08 PM]  [ ]

 غربی‌ها با سه کلیدواژه‌ی آزادی ، دموکراسی ، و حقوق بشر افکار عمومی را اداره می‌کردند. شرقی‌ها با دو کلیدواژه‌ی مبارزه‌ی پرولتاریا با امپریالیسم و برابری. امام پنج کلیدواژه‌ی قرآنی را در مقابل آن پنج کلیدواژه قرار دادند.



اصل «امامت‌محوری» مهم‌ترین کلید واژه بود. سیستم امت-امامت حرف جهان شمول اسلامی بود که در عرصه‌ی سیاست احیا شد.
ده سال هر کاری کردیم، یک رسانه‌ی غربی پیدا شود که بگوید «امام خمینی»، نشد! همه می‌گفتند «آیت‌الله خمینی».
سال ۵۹ به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتم «استاد! چرا رسانه‌های شما نمی‌گویند امام خمینی؟». خنده‌ای کرد و گفت «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!». کیف‌اش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمه‌ی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود. گفت «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم “امام”، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص می‌شود. چون کلمه‌ی “امام” قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم “رهبر”، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار می‌دهیم. کلمه‌ی “رهبر” به نفع ما و کلمه‌ی “امام” به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان می‌گوییم “آیت‌الله”، اما “امام” یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان آن طور می‌شود امام امت اسلامی که مسلمان‌های دنیا را دور خودش جمع بکند!». با این صراحت این را به من گفت.
    یک رسانه‌ی غربی یا شرقی را پیدا نمی‌کنید که گفته باشد «امام خمینی». آن موقع ما امتحان کردیم رسانه‌های غربی آیا می‌پذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ می‌خواستیم ۶۰،۰۰۰ مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند، قبول نکردند!
    شهریور ۵۸ که در مجلس خبرگان قانون اساسی شهید بهشتی کلمه‌ی امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی گفت شما نمی‌توانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند. وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نائب امام زمان و امام امت اسلامی است، کشور ریخت به هم. بازرگان اعلام استعفای دسته‌جمعی دولت را کرد. امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود. سر یک کلمه کشور ریخت به هم!
امامت‌محوری، امّت‌گرایی، عدالت‌گستری، و دوقطبی مستکبرین-مستضعفین اساس تئوری امام خمینی بود.
امام خمینی از دنیا رفتند. آقای هاشمی رفسنجانی آمدند پنج روز بعد از رحلت امام خمینی در دومین خطبه‌ی اولین نمازجمعه‌ی بعد از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند. یک : «ما نمی‌خواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشی ایشان “امام” بگوییم». این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب؛ امام حاضر شد شهید بهشتی را قربانی کند برای این کلمه؛ قانون اساسی پنج بار روی امامت ولی فقیه تأکید کرده، امام این را از سال ۴۸ مطرح کرده، شما می‌گویی نمی‌خواهیم؟ به اسم اعزاز امام خمینی گفتند به جانشین‌اش نمی‌گوییم امام! انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را می‌خواهم با شما دفن کنم! جمله‌ی دوم‌شان این بود : «خبرگان مرجع تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام.
 وقتی ایشان جای «امام» گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت». یعنی عملاً سیستم ملت-رهبر انگلیسی‌ها را پذیرفتیم و سیستم امت-امامت امام خمینی را کنار گذاشتیم. وقتی «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران قرآنی» -که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند-، تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی «شهروند» و « هموطن».
 اما کلمه‌ی سوم یعنی «عدالت»؛ مقدس‌ترین کلمه‌ای که آقای هاشمی در دوران ریاست‌جمهوری‌شان ابداع و به تحمیل کردند به نظام اسلامی، کلمه‌ی «توسعه» بود. فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و پیغمبر (ص) و علی مرتضی (ع) تعریف می‌کنند، اما «توسعه» را صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و صهیونیست‌های عالَم.
در عرصه‌ی بین‌الملل هم دو کلیدواژه‌ی قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» را ایشان اصلاح کردند و گفتند «مستکبرین» فحش و توهین‌آمیز است! به جایش بگوییم «قدرت‌های جهانی»! خب وقتی گفتی «مستکبرین» باید با آن‌ها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرت‌های جهانی» باید با آن‌ها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیب‌پذیر»؛ یعنی آدم‌های بی‌عرضه‌ای که خودشان پذیرای آسیب‌اند!
پنج کلیدواژه‌ی قرآنی امام خمینی که اساس گفتمان نهضت اسلامی بود، توسط ایشان تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژه‌هایی که دشمنان می‌خواستند.
تا موقعی که کلیدواژه‌های قرآنی امام خمینی –که رأس آن‌ها امام بودن ولی فقیه است- احیا نشود، هر کاری که بکنیم، وصله‌پینه کردن است.
شما هر لعنی که به …… بکنید، این قدر جگر دشمنان نمی‌سوزد که بگویید «امام خامنه‌ای».
مشکلی که هست هم این است که همه می‌گویند «دیگران بگویند ما هم می‌گوییم!». اصولگراها می‌گویند صداوسیما شروع کند، ما هم می‌گوییم! صداوسیما می‌گوید ما که از روحانیون نمی‌توانیم جلو بیفتیم! روحانیون می‌گویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمی‌توانیم جلوی مردم بگوییم! مدیران ارشد می‌گویند وقتی جوانان انقلابی هم نمی‌گویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟! و…
بعضی هم می‌گویند نگوییم چون قبلاً کسی (حشمت‌الله طبرزدی) این کار را کرده و سابقه‌ی خوبی ندارد این کار در ذهن مردم! خب خوب‌ها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم آن‌ها ثبت شود و آن سابقه پاک شود.
 آیت‌الله سید محمدباقر حکیم پا می‌شود می‌رود نجف. از آن‌جا نامه می‌نویسد به «حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای». یک هفته بعد شهیدش می‌کنند. آن مرد بزرگ می‌فهمد که باید از آن‌جا پیغام دهد «امام خامنه‌ای». سید حسن نصرالله می‌فهمد در سخت‌ترین شرایطی که دارد، باید بگوید امام خامنه‌ای! ما اینجا نشسته‌ایم و نمی‌گوییم!
اگر نعمت خدا را قدر ندانیم، می‌فرماید «انّ عذابی لشدید». روز قیامت هم آن‌جا ندا داده می‌شود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون». هی حرف را انداختند از این طرف به آن طرف.

 


[دوشنبه 15 آبان 1391 ]  [11:54 PM]  [ ]