
اگر حسین(ع) از آن ما بود، در هر سرزمینی برای او بیرقی برمیافراشتیم و در هر روستایی برای او منبری برپا مینمودیم و مردم را با نام حسین(ع) به مسیحیت فرا میخواندیم.
ادامه مطلب
|
در محضر دوست
هر کسی از ظن خود شد یار من...
| ||
|
نويسندگان |
آنتوان بارا (مسیحی)
اگر حسین(ع) از آن ما بود، در هر سرزمینی برای او بیرقی برمیافراشتیم و در هر روستایی برای او منبری برپا مینمودیم و مردم را با نام حسین(ع) به مسیحیت فرا میخواندیم.
ادامه مطلب
بگو که یک شبه مردی شدی برای خودت و ایستادی امروز روی پای خودت
نشان بده به همه چه قیامتی هستی و باز در پی اثبات ادّعای خودت
از آسمانی گهواره روی خاک بیفت بیفت مثل همه مردها به پای خودت
پدر قنوت گرفته ترا برای خدا ولی هنوز تو مشغول ربنای خودت
که شاید آخر سیر تکامل حلقت سه جرعه تیر بریزی درون نای خودت
یکی به جای عمویت که از تو تشنه تر است یکی به جای رباب و یکی به جای خودت
بده تمام خودت را به نیزه ها و بگیر برای عمه کمی سایه در ازای خودت
و بعد همسفر کاروان برو بالا برو به قصد رسیدن به انتهای خودت
و در نهایت معراج خویش می بینی که تازه آخر عرش است ابتدای خودت
سه روز بعد، در افلاک دفن خواهی شد درون قلب پدر خاک کربلای خودت...
"هادی جان فدا" ادامه مطلب
بـعـضیهـا دوسـت دارن مـثل حـبـیـــب بـاشن ! ادامه مطلب
توماس ماساریک ادامه مطلب گاهـــــــی
ادامه مطلب ![]() ایـــن هـمــه آدم رفـتــنـــد و نــیـــامــدنـــد
ادامه مطلب
* منزل آخر... نينوا
ادامه مطلب
* منزل عذيب الهجانات
ادامه مطلب
* منزل واقصه
ادامه مطلب
این منزل «عقبه» و «عقبة البطن» نامیده شده است. امام در روز جمعه بیست و پنجم ماه ذی حجة الحرام در این منزل بار نهادند. کسی که مسیر مکه را طی می کند، قبل از قاع به این منزل می رسد. بنابراین , عقبه منزلی در مسیر حج است.(1) آب اینجا، از « بنی عکرمه» از « بکر بن وائل» است.(2)
ادامه مطلب
امام روز پنج شنبه، بیست و چهارم ذی حجة الحرام در القاع فرود آمدند. (1) بعد از « عقبه» «قاع» منزلی به طرف مکه مکرمه است.(2) در کتب لغت « بطن» به دشتی وسیع یا دشتی که دره ها، نهرها، برکه ها و گذرگاه ها داشته باشد گفته می شود.(3) در این وادی بطون فراوانی قرار دارد. از جمله «بطن عنان» ، « بطن ظبی» که زمینی از آن کلب بوده است، « بطن رمّه» و « بطن عقبه» که اسمی برای یک وادی است که در آن قریه هایی چون عقبه قرار گرفته است. « قاع» اولین منزل آن بطن است.(4) اینجا پیری از « بنی عکرمه» به نام « عروه بن لوذان» امام را از این سفر بر حذر داشت. امام فرمود: « بر من امر پوشیده نیست. به خدا قسم اینها مرا دعوت کرده اند تا این که قلبم را از سینه به در آورند. هنگامی که دست به چنین کار زنند خداوند کسانی را بر آن ها مسلط کند که آن ها را خوار سازد و ذلیل ترین فرقه و امت ها گرداند.» (5) پس از آن جا گذشتند و حرکت را ادامه دادند.
--------------------------------
1- الامام الحسین و اصحابه، ج 1، ص 178
2- مراصد الاطلاع، ج 3، ص 178
3- الامام الحسین و اصحابه، ج 1، ص 178
4- الامام الحسین و اصحابه، ج 1، ص 179
5- مقتل الحسین خوارزمی، ج 1، ص 228 - بحارالانوار ، ج 44، ص 375
ادامه مطلب
زباله منزلی در راه بین مکه و کوفه است.(1) اسنجا بین « واقصه» و « ثعلبیه» قرار گرفته که دو برکه در آن جا قرار دارد.(2) کاروان در روز چهارشنبه، بیست و سوم ذی الحجه الحرام در آن جا بار نهاده اند.
ادامه مطلب
امام (ع) زمانی که به این محل رسیدند.... شخصی به نام «ثعلبیه» از قبیله « بنی اسد» اینجا چشمه ای را حفر کرده بود که پس از آن، کاروانیان راه کوفه به مکه در کنار این چشمه اقامت می کردند. در مراصد آمده که در اینجا قریه ای بوده که خراب شده ولی شناخته شده است.(1) در این محل شخصی خدمت امام رسیده و از تفسیر آیه « يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ (2) روزی که هر گروهی را به امامش فرا می خوانیم» پرسیدند. امام فرمود: به امامی که (دیگران را) به هدایت می خواند، گروهی پاسخ می دهند، و به امام و رهبری که ( مردم را) به گمراهی دعوت می کند، نیز عده ای پاسخ می گویند، آنها در بهشت اند و اینها در آتش. به همین سبب خداوند فرمود: « فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ» (3) گروهی در بهشت و گروهی در دوزخ اند».
ادامه مطلب ![]()
زَرود[1]
زرود به معني بلعنده ، ريگ زارها و شن زارها در اين منطقه آب باران را مي بلعيد و اين منطقه وادي حوض و بركه بوده است . ورود امام به اين جايگاه دوشنبه 21 ذي حجه نگاشته اند . در اين منزل چند تن از ياران اما از جُهينه ( منطقه اي نزديك به مدينه ) به اما پيوسته بودند . اعلام وفاداري كردن و بر پيمان خويش پافشاري كردند كه مي توان از مجمع بن زياد بن عمرو جهني ، عباد بن مهاجر بن ابو مهاجر جهني ، عقبه بن صلت جهني ياد كرد .
قافله امام حسین(ع) پس از رسیدن به «زرود»، اندکی در این منزل توقّف کرد.
پیوستن زهیر بن قین به کاروان امام حسین(ع) از مهمترین وقایع و اتفاقات این منزل است؛ زهیر بن قین بجلی از هواداران عثمان به شمار میرفت و در آن سال مراسم حج را به جای آورده بود و به کوفه باز میگشت.
در چگونگی پیوستن او به سپاه امام(ع) جماعتی از قبیله بنیفزاره و بجیله چنین نقل کردهاند: «ما با زهیر بن قین از مکه باز میگشتیم و در راه همراه با حسین(ع) و همراهانش طی طریق میکردیم، چون حسین(ع) در محلّی فرود میآمد، ما در جای دیگری فرود میآمدیم! اما در بعضی از منازل ما هم به ناچار در همان محلّی فرود میآمدیم که حسین(ع) در آنجا فرود آمده بود! در منزل «زرود» با زهیر نشسته و غذا میخوردیم که ناگهان فرستاده حسین(ع) بر ما وارد شد و سلام کرد و گفت: "ای زهیر بن قین! ابا عبدالله الحسین(ع) مرا به سوی تو فرستاده تا به ملاقاتش بروی."
همه دست از غذا کشیدیم و سکوت کردیم، در این هنگام همسر زهیر بانگ برآورد که: "سبحان الله! فرزند پیامبر(ص) تو را فرا خوانده و کسی را به دنبالت فرستاده و تو از رفتن خودداری میکنی؟! چه میشود اگر نزد او رفته و سخن او را بشنوی!"
زهیر از جای برخاست و به خیمه امام(ع) رفت، طولی نکشید که مراجعت نمود در حالی که چهرهاش از فرط شادی میدرخشید. فرمان داد تا خیمهاش را برچینند و اسباب و لوازمش را بردارند و در جوار اردوی امام(ع) چادر بزنند، سپس به همسرش گفت: "تو را طلاق دادم، زیرا دوست ندارم از من جز خوبی به تو برسد، من تصمیم گرفتهام که در مصاحبت حسین(ع) باشم و جانم را فدای او کنم." سپس همسر خود را با مقداری آذوقه و مال با چند تن از عموزادههایش همراه کرد تا او را به مقصد برسانند.»
زهیر بعد از وداع با همسرش به همراهان خود گفت: "هر کسی از شما دوست دارد، با من بیاید، والاّ این آخرین دیدار ماست!" و بعد، حدیثی را برای همراهان خود نقل کرد؛ او گفت: «ما در «بلنجر»[2] جنگ میکردیم؛ خداوند ما را در این جنگ پیروز کرد و غنائمی را بدست آوردیم. سلمان فارسی به ما گفت: "آیا به این فتح و پیروزی و گرفتن غنائم خوشحال و مسرورید" گفتیم: "آری!" گفت: "زمانی که محضر سیّد شباب آل محمد(ص) را درک کردید به جنگ نمودن در کنار او و یاری نمودن او و غنائمی که در این راه نصیب شما خواهد شد، بیشتر شاد میشوید!" من هم اکنون شما را به خدا میسپارم.»
____________
[1]-«زَرود» موضعی است بین ثعلبیّه و خزیمیّه که راه حاجیان از کوفه میباشد، و یک میل تا خزیمیّه فاصله دارد، و در آنجا برکه و حوضی است، و در «زَرود» واقعهای رخ داده که آن را «یوم زرود» گویند. الحموی، پیشین، ج3، ص139). و در «مراصد الاطلاع» آمده است که: زرود موضعی است در طریق مکه بعداز رمل ودر آن قصر اصفر است که شاید نام آن قصرزرود باشد و در آن برکه و چاههایی است.مراصد الاطلاع، پیشین، ج2، ص664
[2]-«بَلَنجَر» به فتح باء و لام و سکون نون و فتح جیم: شهری است در نواحی دریای خزر. البغدادی، پیشین، ج1، ص220.
ادامه مطلب ![]()
شقوق[1]
شقوق به معني ناحيه هاست . قبر عبادي رئيس قبيله بني اسد در اين منزل بوده ست . ملاقات فرزدق شاعر با امام و خبر شهادت حضرت مسلم و هاني بن عروه را به اين منزل نسبت داده اند .
امام حسین(ع) پس از یک شبانه روز اقامت در منزل «خزیمیه»، به منزل شقوق وارد شدند. در این منزل، امام حسین(ع) مردی را دید که از جانب کوفه میآمد؛ حضرت(ع) از او درباره مردم کوفه سئوال نمود، و او پاسخ داد. امام(ع) فرمود: «امور[بندگان]، به دست خدای متعال است، هرچه را که بخواهد انجام میدهد و پروردگار ما هر روز ارادهای دارد؛ اگر قضای الهی بر ما نازل شد، ما خدا را بر نعمتهایش حمد کرده و از برای شکرش از او مدد میجوییم و اگر قضای الهی میان ما و آرزوهایمان فاصله انداخت، آن که نیّت او خالص است و بر پایه حق استوار، از رحمت او دور نیست.»
در کتاب ابنعثم کوفی آمده است که: «فرزدق در این منزل نیز با امام حسین(ع) ملاقات داشته است.» سید بن طاووس نیز نقل کرده است که امام حسین(ع) اشعاری را در پاسخ سؤال فرزدق بیان نمود. فرزدق گفت: «چگونه به سوی کوفه میروی و نسبت به مردم آن امید بستهای در حالی که همینها بودند که مسلم بن عقیل پسر عموی شما را کشتند؟!»
امام حسین(ع) اشک از چشمانش جاری شد و فرمود: «خداوند مسلم را رحمت کند؛ مسلم به سوی رحمت و رضوان الهی شتافت و آنچه برعهده او بود انجام داد، [اما] آن مسئولیتی که برعهده ماست، همچنان باقی مانده است.»
________________
1-«شقوق» منزلی است بعد از«واقصه» برای کسی که از کوفه به مکه میرود. الحموی، پیشین، ج3، ص356.
ادامه مطلب ![]()
پانزده ذی حجه 60 ه.ق
الاجفُر[1]
پس از ترک منزل فید، کاروان امام(ع) به الاجفر رسید و در این منزل اردو زدند. ایشان در این موضع عبدالله بن مطیع عدوی را ملاقات کردند. عبدالله پیش از امام(ع) در آنجا فرود آمده بود، و هنگامی که حسین(ع) را دید نزد آن حضرت(ع) آمد و گفت: «پدر و مادرم به فدایت ای پسر رسول خدا(ص)؛ چه چیز شما را بدین جا کشانده است؟!»
امام حسین(ع) فرمود: «پس از مرگ معاویه، مردم عراق به من نامه نوشتند و مرا دعوت نمودند.»
عبدالله بن مطیع به حضرت(ع) گفت: «تو را به خدا قسم ای پسر پیامبر(ص)، نگذار تا حرمت اسلام از میان برود، تو را سوگند میدهم که حرمت قریش و عرب را پاس بداری. به خدا قسم اگر این حکومت که در دست بنیامیّه است، را طلب کنی، تو را خواهند کشت و پس از تو از هیچ کس بیم نخواهند داشت. به خدا سوگند که این حرمت اسلام و عرب است که شکسته میشود، پس چنین مکن و به کوفه مرو و خود را در دسترس بنیامیه مگذار!»[2]
خُزَیمیّه[3]
امام حسین(ع) و همراهانش در خزیمیه فرود آمدند و یک شبانه روز در این منزل توقف نمودند.[4] صبحگاهان، حضرت زینب(س) به نزد امام(ع) آمد و عرضه داشت: «ای برادر! آیا به شما خبر دهم که شب گذشته چه شنیدم؟»
امام حسین(ع) فرمود: «چه شنیدی؟»
گفت: در نیمههای شب از خیمهها بیرون رفتم، شنیدم هاتفی میگفت:
«اَلا یا عَینُ فَاحتَفِلِی بِجهدِ وَ مَن یَبکِی عَلَی الشُّهَداءِ بَعدِی
عَلی قَومٍٍٍٍٍ تَسُوقُهُمُ المَنایا بِمِقدارٍ اِلی اِنجازِ وَعدِ»[5]-
امام(ع) فرمودند: «خواهرم! هر چه را که خداوند مقّدر فرموده است، همان خواهد شد.»
بیست و دوم ذی حجه 60 ه.ق: - شهادت میثم تمار (صحابه امام علی علیه السلام) در كوفه توسط ابن زیاد. ـ ارسال نامه امام به كوفه توسط عبدالله بن یقطر (برادر رضاعی امام).
____________
[1]-«الاجفُر» جمع«جفر» و آن نام چاهی است در آنجا، این منزل بین فید و خزیمیه میباشد. زمخشری گفته است که در اجفر آبی است برای قبیله بنییربوع که بنیجذیمه از بنییربوع گرفتهاند. الحموی، پیشین، ج1، ص102.
[2] -شیخ مفید، ج2، صص72-71.
[3]-«خزیمیّه» منزلی از منازل حاجیان است بعد از ثعلبیّه، و این منزل منسوب به خزیمة بن خازم است. الحموی، پیشین، ج 2، ص370 و البغدادی، پیشین، ج1، ص466.
[4]-ابناعثم، پیشین، ص70.
[5]-«ای چشم!بکوش و از اشک پرشو، کیست بعد از من بر این شهیدان بگرید. قومی که مرگ آنها را با خود میبرد، چنانچه خدا مقرر نموده تا وعده او تحقق یابد».
ادامه مطلب ![]()
الحاجر من بَطن الرُمَّة[1]
کاروان امام(ع) پس از ذات عرق به «حاجر بطن الرمة» رسید.در این منزل، امام(ع) قیس بن مسهر صیداوی- و به نقل برخی دیگر از مورخان، برادر رضاعی خود - عبدالله بن یَقطُر- را به سوی اهل کوفه فرستاد در حالی که ظاهراً خبر شهادت مسلم بن عقیل به او نرسیده بود. مضمون نامه این بود:
«بسم الله الرحمن الرحیم
از حسین بن علی(ع) به سوی برادرانش از مؤمنین و مسلمین؛ سلام علیکم.
من خدای یکتا را سپاس میگویم، امّا بعد؛ نامه مسلم بن عقیل به من رسید و او از حسن رأی و تصمیم اشراف و اهل مشورت شما بر یاری کردن ما و طلب حقّ ما، به من خبر داده است. من از خدای متعال میخواهم که در حقّ ما احسان نماید و شما را اجری بزرگ عطا فرماید. من روز سهشنبه هشتم ذیحجه(روز ترویه) از مکه بیرون آمدم. وقتی فرستاده من نزد شما رسید در کار خود شتاب کنید و هرچه لازمه کار است تدارک کنید که در همین روزها من خواهم رسید. انشاءالله، والسلام علیکم و رحمة الله».
فَید
کاروان حسینی(ع) پس از منزل بطنالرمه به منزل «فَید» رسیدند و ساعاتی را در این موضع، منزل گرفتند.
امام تنها از کنار آن گذشته است و درنگ بسیار کوتاهی داشته است.
آنجا شهری در نیمه راه مکه به کوفه بود که در وسط آن، قلعه ای با در آهنین قرار داشت که دور تا دور آن را دیوار فرا گرفته بود.اگر کاروانیان باری سنگین همراه می داشتند آن را در آن جا به امانت می نهادند تا حین بازگشت آن را باز پس گیرند. مردم آنجا، آذوقه حیوانات در طول سال را تهیه می کردند تا به حاجیان بفروشند.
_____________
[1]-«بطن الرمة» منزلی است که مردم بصره و کوفه در آنجا بهم میرسند و از آنجا متوجه مدینه میشوند. البغدادی، پیشین، ج2، ص664.
ادامه مطلب
ذات عِرق[1]
«راست گفتی ای برادر اسدی.» سپس بشر بن غالب از امام حسین(ع) درباره این آیه "یَومَ نَدعُوا کُلَّ اُناسٍ بِاِمامِهِم" سؤال نمود، امام(ع) فرمود:
«یعنی پیشوا و امامی که مردم را به راه راست هدایت کند و مردم هم او را اجابت کنند، و امامی که مردم را به گمراهی و ضلالت دعوت کند و مردم نیز به دعوت او پاسخ مثبت دهند؛ گروه اول در بهشت و گروه دوم در آتش خواهند بود.
______________
[1]-«ذات عرق» به کسر عین و سکون راء: منزلی است که حاجیان عراق در آنجا مُحرِم میشوند و حدّ فاصل بین «تهامه» و «نجد» است. البغدادی، پیشین، ج2، ص583.
ادامه مطلب ![]()
وادی العقیق[8]
امام(ع) و همراهانشان به «وادی عقیق» رسیدند. در این منزل، عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر طیّار به خدمت امام(ع) رسیدند و با خود نامهای از پدرشان برای امام(ع) آورده بودند که در آن درخواست شده بود که آن حضرت(ع) از رفتن به کوفه منصرف شده و به مکه بازگردد. همزمان با نوشتن نامه، عبدالله بن جعفر، نزد عمرو بن سعید- حاکم مکه - رفت و برای امام حسین(ع) امان گرفت و آن را به همراه نامهای توسط برادر عمرو بن سعید به خدمت امام(ع) فرستاد و خود عبدالله نیز آمد و امام حسین(ع) را در «ذات عرق» ملاقات نمود و امان نامه را برای امام(ع) قرائت کرد.
امام(ع) از مراجعت به مکه امتناع ورزیدند و فرمودند: «رسول خدا(ص) را در خواب دیدم که مرا فرمان داد تا به حرکت خود ادامه دهم و من چیزی را که رسول خدا(ص) فرمان داده است، انجام خواهم داد.»
سپس امام(ع)، به نامه عمرو بن سعید پاسخ دادند. عبدالله بن جعفر و یحیی بن سعید از امام(ع) جدا گردیدند؛ اما دو فرزند عبدالله، نزد امام(ع) ماندند. او به فرزندان خود سفارش کرد تا در ملازمت امام(ع) باشند؛ ولی خود عذرخواهی نموده و بازگشت.
گفته شده حضرت(ع) در این منزل با بشر بن غالب دیدار کردند.
وادی الصفراء[9]
پس از وادیالعقیق، کاروان امام حسین(ع) در وادیالصفراء وارد شد. گفته شده که در این منزل، مُجمَّع بن زیاد و عَبّاد بن مهاجر به کاروان ابا عبدالله(ع) پیوستند. مجمع و عباد در منازل «جُهینه» در اطراف مدینه به سر میبردند، و چون امام حسین(ع) از مکه خارج گردید و به این منزل رسید، مُجمَّع و عَبّاد امام(ع) را در این منزل ملاقات نمودند و ملازم آن حضرت(ع) در این سفر شدند. آنان به دنبال آن حضرت(ع) به کربلا آمدند و در رکاب آن حضرت(ع) جنگیدند و شربت شهادت نوشیدند.
----------------------
[8]-«عقیق» به مکانهای مختلفی اطلاق میشود، و مراد از وادی العقیق که امام(ع) در آنجا منزل نمودند، منزلی است که آن را وادی مبارک گفتهاند و این وادی در میانه وادی ذوالحلیفه است ولی به مکه نزدیکتر است و قسمتی از آن«ذات عرق» است که میقات مردم عراق میباشد. الحموی، پیشین، ج4، ص139.
[9]-«وادی الصفراء» از نواحی مدینه و دارای نخل زیاد و زراعت است، این وادی سر راه حجّاجی است که به مکه میروند و رسول خدا(ص) بر این وادی زیاده بر یک بار عبور نموده و از آنجا تا بدر یک مرحله راه است و در حوالی صفراء کوههای کوچکی وجود دارد. الحموی، پیشین، ج3، ص412.
ادامه مطلب
|
|