در محضر دوست
هر کسی از ظن خود شد یار من... 
مدير ويلاگ
نويسندگان

آنتوان بارا (مسیحی)

اگر حسین(ع) از آن ما بود، در هر سرزمینی برای او بیرقی برمی‌افراشتیم و در هر روستایی برای او منبری برپا می‌نمودیم و مردم را با نام حسین(ع) به مسیحیت فرا می‌خواندیم.

 

 


ادامه مطلب

تاريخ: یک شنبه 18 آبان 1393  | 12:08 PM | نويسنده :Y A S
نظرات 4

 

بگو که یک شبه مردی شدی برای خودت

و ایستادی امروز روی پای خودت

 

نشان بده به همه چه قیامتی هستی

و باز در پی اثبات ادّعای خودت

 

از آسمانی گهواره روی خاک بیفت

بیفت مثل همه مردها به پای خودت

 

پدر قنوت گرفته ترا برای خدا

ولی هنوز تو مشغول ربنای خودت

 

که شاید آخر سیر تکامل حلقت

سه جرعه تیر بریزی درون نای خودت

 

یکی به جای عمویت که از تو تشنه تر است

یکی به جای رباب و یکی به جای خودت

 

بده تمام خودت را به نیزه ها و بگیر

برای عمه کمی سایه در ازای خودت

 

و بعد همسفر کاروان برو بالا

برو به قصد رسیدن به انتهای خودت

 

و در نهایت معراج خویش می بینی

که تازه آخر عرش است ابتدای خودت

 

سه روز بعد، در افلاک دفن خواهی شد

درون قلب پدر خاک کربلای خودت...

 

 

"هادی جان فدا"


ادامه مطلب

تاريخ: شنبه 17 آبان 1393  | 3:01 PM | نويسنده :Y A S
نظرات 1

بـعـضی‌هـا دوسـت دارن مـثل حـبـیـــب بـاشن !

از بـچــگی عـاشـق و دلـداده.....

بـعـضی‌هـا دوسـت دارن مـثل زهـــیـر بـاشن ....

بـا یـك نـگـاه ...!

امـا بـعـضی‌هـا دلـشون می‌خـواد حُــر بـاشن ،

دسـت خـالی ، سـر بــه زیـر ، چـشـمـهـای گـریـون ، پـشـیـمـون ...!


ادامه مطلب

تاريخ: شنبه 17 آبان 1393  | 10:09 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 1

توماس ماساریک

‌گرچه کشیشان ما هم از ذکر مصائب حضرت مسیح(ع) مردم را متأثر می‌سازند، ولی آن شور و هیجانی که در پیروان حسین(ع) یافت می‌شود در پیروان مسیح یافت نخواهد شد و گویا سبب این باشد که مصائب مسیح در برابر مصائب حسین (ع) مانند پرکاهی است در مقابل یک کوه عظیم پیکر.


ادامه مطلب

تاريخ: پنج شنبه 15 آبان 1393  | 12:15 PM | نويسنده :Y A S
نظرات 3

گاهـــــــی


قطـــــــره اشکـــــــــی


کوهـــــــی از گناه را می شوید...


اگـــــر از جنس حسیـــــــن باشد...

 


ادامه مطلب

تاريخ: چهارشنبه 14 آبان 1393  | 9:34 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 2

ایـــن هـمــه آدم رفـتــنـــد و نــیـــامــدنـــد


امــا فـقـط یــکـــ نـفــر هـســتــــ کــه رفــتـــــ


و هــنـــوز هـــم در تـــاریـــخ مـیـگــویـنــد :


نــیـــامــــد ... نــیـــامــــد ...



"ای اهــل حـــرم مـیـــر و عـلـمــدار نـیـــامــــد ..."
 


ادامه مطلب

تاريخ: دوشنبه 12 آبان 1393  | 4:02 PM | نويسنده :Y A S
نظرات 1

ghuk حسین (علیه السلام) رسید به کربلا

* منزل آخر... نينوا

كاروان پاكبازان عاشق سرانجام به كربلا مي رسد ، به زميني كه پيش از وقوع حادثه كربلا در سال 61 هجري ناشناخته بود. امام هنگام ورود از نام اين ديار مي پرسد .


شاطيء الفرات ، طف ، عمورا ، نواويس ، عقر ، قبه الاسلام ، غاضريه ، صفورا ، شفيه و ... نام هاي ديگر اين سرزمين است . وقتي امام به كربلا مي رسد امام زمزمه مي كنند :" اللهم انی اعوذ من الكرب و البلا ". سپس مي فرمايند: " اين همان سرزمين است . به خدا سوگند ! همين جاست كه براي مي گشاييم و خوابگاه شتران و ريزشگاه خون ماست و پيامبر مرا به اين زمين وعده داد و در سخن او ترديد و خلافي نيست ".


كربلا معناي متعددي از جمله نرمي و سستي ، وسيله اي كه با آن سر را مي پوشانند ، رويشگاه گياهي به نام الكربل (ترشك) ، مزرعه خدا ، شعله اي داغ و گدازان صحرا، همسايگي با خدا ، پرستش گاه و ... دانسته اند. ورود امام به سرزمين «كرب» ، رنج و اندوه و « بلا » ، سختي و آزمون و مصيبت دوم محرم سال 61 هجري بوده است .


ادامه مطلب

تاريخ: یک شنبه 11 آبان 1393  | 10:30 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 1

* منزل عذيب الهجانات

اين سرزمين ميان قادسيه و مغيثه كه تا قادسيه چهار ميل و تا مغيثه سي و دو ميل بود.
عذيب يعني آب پاك و پاكيزه و گوارا و هجانات جمع هجان ، شتر نجيب و برگزيده است . امام روز دوشنبه 28 ذي حجه 60 هجري مطابق با 8 مهر 59 شمسي به اين وادي وارد شد. امام وقتي به اين سرزمين رسيد از ياران در مورد شناخت جاده سئوال كرد ، هفت نفر سوار پياده شدند كه به قصد يراي امام آمده بودند . اين هفت تن عبارتند از: عمرو بن خالد صيداوي ، مجمع بن عبدالله العائذي ، پسر مجمع بن عبدالله ، جناده ( جابر ) بن حارث سلمان ، غلام عمرو بن خالد ( سعد) ، واضح غلام ترم ، غلام حارث . طرماح در اين منزل با امام حسین (ع) ملاقات مي كند و تصويري كامل طرماح از كوفه و چشم انداز حركت امام ارائه مي دهد .


* منزل قطقطانيه :

كاروان امام حسين (ع) روز سه شنبه 29 ذي حجه هجري به قطقطانيه رسيد . اين منزل تا قصر بنی مقاتل فاصله چنداني ندارد . اين منزل نزديك كوفه و ميان آن و رهيمه بيست ميل فاصله دارد . امام درا ين محل درنگ نداشته است . يا پس از درنگي كوتاه به مسير خود ادامه مي دهد . در هنگام حركت امام حسين (ع) نيروهاي حصين بن نمير ، رئيس شرطه كوفه در اين منطقه مستقر بوده اند.


* قصر بنی مقاتل

در اين محل قصري متعلق به مقاتل بن حسان بن ثعلبه كه ميان عين التمر و قطقطانه قرار داشت . در اين منزل خيمه گاه عبيد الله حر جعفي افراشته بود. ملاقات عبيد الله بن جعفر با امام و عدم همكاري وي در همراهي و ياري وي از نكات مهم تاريخي است . او به امام گفت :« من اسب و شمشير و غلامان خود را در اختيار تو قرار مي دهم» و امام فرمود :« من ياري تو را نخواستم نه اسبت را ، نه در خودت خيري نيست و نيازي ندارم» . امام در اين ملاقات فرمودند :« هر كس صداي مظلوميت خانواده ام را بشنود و ياري نكند ، خداودند به رو در آتش جهنم و عذابشان در افكند». نوشته اند كه عبيد الله بن جعفر پس از كربلا شرمسار و پشيمان و سرزنش كنان خود را به به مزار امام رسانيد و مرثيه ها و سروده هاي سوزناك سرود. خواب امام حسين (ع) و جاري ساختن كلمه استرجاع ، خبر از شهادت امام و يارانش مي دهد . ورود امام به قصر بنی مقاتل چهارشنبه اول محرم سال 61 هجري بوده است . امام حسين (ع) هنگامي كه از قصر بني مقاتل حركت كرد ، حر بن يزيد رياحي با او حركت مي كرد و هر گاه امام قصد حركت به سوي بيابان را داشت مانع مي شد تا امام را به كربلا برساند . كاروان امام اندكي به سمت راست حركت كرد و به نينوا رسيد .


ادامه مطلب

تاريخ: شنبه 10 آبان 1393  | 1:28 PM | نويسنده :Y A S
نظرات 1

 

* منزل واقصه

اين منزل در مسير مكه به كوفه قرار داشت . و فاصله آن تا كوفه 3 روز بود. قافله امام حسين (ع) با عبور از بطن عقبه به واقصه رسيد . اما در اين محل درنگي نداشته است و به سمت شراف حركت مي كند. بين شراف و واقصه دو ميل فاصله بوده است . عبور از اين محل روز 26 ذي حجه الحرام بوده است .


* منزل شراف ( اشراف )

نخستین منزل گاه برخورد نیروهای ابا عبدالله الحسین (ع) با سپاه عبید الله بن زیاد « شراف » است منطقه ای پر آب و درخت که به دلیل برجستگی و بلندی « شراف » نامیده می شد . امام و همراهان شب را در شراف گذراندند و صبحگاهان به جوانان فرمان داد که مشک ها را پر کنند و آب ذخیره نمایند که میهمانانی تشنه در راه خواهیم داشت . ورود حضرت امام حسین (ع) به منزل اشراف را شنبه 26 ذی حجه نگاشته اند . در این منزل حر به امام حسین (ع) پیشنهاد می کند که راهی را انتخاب کن که تو را نه به کوفه برساند و نه به مدینه باز گردی ، تا من نیز عذری نزد ابن زیاد داشته باشم .


* منزل ذوحُسَم

نام اين سرزمين ذو حسم به معناي مانع و باز دارنده است . و به خاطر دارا بودن پناهگاه و حصار و بازدارنده از نظر نظامي به اين نام خوانده شده است . حسم به معني خار بلند و شمشير است و شايد به خاطر خارزار بودن به اين نام معروف شده بود. امام در اين منزل سخنراني هاي مهم و روشنگرانه اي ايراد فرمودند . منزلگاه ذو حسم پايگاه عشق بازي ياران و نمايشگاه معرفت و بصيرت اصحاب امام حسين (ع) است و به دليل هراس و نگراني كودكان در مواجهه با سپاه حر ، امام زنان و كودكان در كنار ذوحسم پناه داد و در فاصله بر پايي نماز ظهر و عصر در اين پناهگاه بودند .


* منزل بيضه

دشتي هموار و بي گياه را بیضه گويند. اين زمين بين عذيب و واقصه و متعلق به بني يربوع بن حنظله بوده است و به دليل سفيدي و روشني به آن بيضه مي گويند. امام در اين منزل سخن راني آتشين و با شكوهي ايراد فرمودند و در سخنان خود با استناد به سخنان پيامبر به معرفي نظام حاكم اموي و قانون شكني آن ، جايگاه امام ، بيان دلايل حركت و قيام ، چشن انداز آينده ، حركت و سرزنش پيمان شكنان ، معرفي خود به عنوان اسوه و رابطه امام با جامعه پرداخت.


ادامه مطلب

تاريخ: شنبه 10 آبان 1393  | 1:15 PM | نويسنده :Y A S
نظرات 1

این منزل «عقبه» و «عقبة البطن» نامیده شده است. امام در روز جمعه بیست و پنجم ماه ذی حجة الحرام در این منزل بار نهادند. کسی که مسیر مکه را طی می کند، قبل از قاع به این منزل می رسد. بنابراین , عقبه منزلی در مسیر حج است.(1) آب اینجا، از « بنی عکرمه» از « بکر بن وائل» است.(2)
روایتی با سند بسیار قوی از ابن قولویه است که وقتی امام از « عقبه البطن» بالا آمدند، به یاران فرمودند: « خود را کشته می بینم». گفتند: « آن چگونه است یا اباعبدالله؟» فرمود:« رویایی دیده ام». پرسیدند: « آن چیست؟» فرمود: « سگانی را دیدم که مرا گاز می گرفتند، شدیدترین آن ها بر من سگی بود که به برص و پیسی مبتلا بود» (3)
-----------------------------------------------------
1- معجم البلدان، ج 4 ، ص 134
2- مراصد الاطلاع، ج3، ص 948
3- کامل الزیارات، ص157 - بحارالانوار، ج 45،ص87، ح 24 - موسوعة الکلمات الامام الحسین(ع) ص 352 و 351 - مراصد الاطلاع، ج 2، ص 788

 


ادامه مطلب

تاريخ: شنبه 10 آبان 1393  | 1:13 PM | نويسنده :Y A S
نظرات 1

امام روز پنج شنبه، بیست و چهارم ذی حجة الحرام در القاع فرود آمدند. (1) بعد از « عقبه» «قاع» منزلی به طرف مکه مکرمه است.(2) در کتب لغت « بطن» به دشتی وسیع یا دشتی که دره ها، نهرها، برکه ها و گذرگاه ها داشته باشد گفته می شود.(3) در این وادی بطون فراوانی قرار دارد. از جمله «بطن عنان» ، « بطن ظبی» که زمینی از آن کلب بوده است، « بطن رمّه» و « بطن عقبه» که اسمی برای یک وادی است که در آن قریه هایی چون عقبه قرار گرفته است. « قاع» اولین منزل آن بطن است.(4) اینجا پیری از « بنی عکرمه» به نام « عروه بن لوذان» امام را از این سفر بر حذر داشت. امام فرمود: « بر من امر پوشیده نیست. به خدا قسم اینها مرا دعوت کرده اند تا این که قلبم را از سینه به در آورند. هنگامی که دست به چنین کار زنند خداوند کسانی را بر آن ها مسلط کند که آن ها را خوار سازد و ذلیل ترین فرقه و امت ها گرداند.» (5) پس از آن جا گذشتند و حرکت را ادامه دادند.

--------------------------------
1- الامام الحسین و اصحابه، ج 1، ص 178
2- مراصد الاطلاع، ج 3، ص 178
3- الامام الحسین و اصحابه، ج 1، ص 178
4- الامام الحسین و اصحابه، ج 1، ص 179
5- مقتل الحسین خوارزمی، ج 1، ص 228 - بحارالانوار ، ج 44، ص 375
 

ادامه مطلب

تاريخ: شنبه 10 آبان 1393  | 1:11 PM | نويسنده :Y A S
نظرات 1

زباله منزلی در راه بین مکه و کوفه است.(1) اسنجا بین « واقصه» و « ثعلبیه» قرار گرفته که دو برکه در آن جا قرار دارد.(2) کاروان در روز چهارشنبه، بیست و سوم ذی الحجه الحرام در آن جا بار نهاده اند.
در «زباله» امام از شهادت « عبدالله بن یقطر» باخبر شدند. پس از آن امام در بین جمع حضور یافت و نوشته ای را قرائت فرمود:
« به نام خداوند بخشنده مهربان. اما بعد، خبر فاجعه آمیز شهادت مسلم بن عقیل، هانی بن عروه و عبدالله بن یقطر به ما رسیده است، البته شیعیانمان ما را خوار و ذلیل ساخته اند. پس از شما هر که قصد بازگشت دارد، بدون هیچ مانعی برگردد که بر گردن او هیچ نیست». (3) بعد از این سخن امام، مردم دسته دسته از راست و چپ ایشان متفرق شدند. تنها کسانی مه از مدینه با آن حضرت همراه شده بودند با گروهی کمی از کسانی که بین راه به امام ملحق شده بودند برای یاری امام باقی ماندند. (4) آن شب را امام در آنجا اقامت گزیدند و سحرگاه به یاران امر فرمودند که هرچه بخواهند آب بنوشند و از آن بردارند. (5) «دینوری» می گوید: « همراه امام نماندند مگر خواص ایشان» (6) و در مروج الذهب آمده است: « پانصد نفر سواره و صد نفر پیاده، همه همراه امام بودند، بعد از این خبر جز عده کمی با امام نماندند.» (7) ناگفته نماند که این اولین باری است که امام (ع) دم از انصراف می زند و تنها جایی است که امام از روی نوشته مطلبی را برای مردم قرائت می کنند. آیا این گونه برخورد حضرت گویای نهایت انزجار از امت نابخرد نیست؟!
------------------------------------------------------------------
1- معجم البلدان، ج 3، ص 129
2- مراصد الاطلاع، ج2، ص 656
3- مفید ارشاد، ج2، ص 75
4- بحارالانوار، ج 44، ص 374
5- الارشاد، ج2، ص 76
6- الاخبار الطوال، ص 347
7- مروج الذهب، ج 3،ص 256

 


ادامه مطلب

تاريخ: شنبه 10 آبان 1393  | 1:09 PM | نويسنده :Y A S
نظرات 1

 

امام (ع) زمانی که به این محل رسیدند.... شخصی به نام «ثعلبیه» از قبیله « بنی اسد» اینجا چشمه ای را حفر کرده بود که پس از آن، کاروانیان راه کوفه به مکه در کنار این چشمه اقامت می کردند. در مراصد آمده که در اینجا قریه ای بوده که خراب شده ولی شناخته شده است.(1) در این محل شخصی خدمت امام رسیده و از تفسیر آیه « يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ (2) روزی که هر گروهی را به امامش فرا می خوانیم» پرسیدند. امام فرمود: به امامی که (دیگران را) به هدایت می خواند، گروهی پاسخ می دهند، و به امام و رهبری که ( مردم را) به گمراهی دعوت می کند، نیز عده ای پاسخ می گویند، آنها در بهشت اند و اینها در آتش. به همین سبب خداوند فرمود: « فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ» (3) گروهی در بهشت و گروهی در دوزخ اند».
-----------------------------------------------------------------
1- مراصد الاطلاع، ج2، ص 664
2- اسراء، آیه 71
3- شوری ، آیه 7
امالی الصدوق، ص 93 - قمقام زخّار و صمصام بتّار، ج 1، ص 362 - الامام الحسین و اصحابه، ج 1، ص 166

 


ادامه مطلب

تاريخ: شنبه 10 آبان 1393  | 12:59 PM | نويسنده :Y A S
نظرات 0
 
 
 
 
 
زَرود[1]
زرود به معني بلعنده ، ريگ زارها و شن زارها در اين منطقه آب باران را مي بلعيد و اين منطقه وادي حوض و بركه بوده است . ورود امام به اين جايگاه دوشنبه 21 ذي حجه نگاشته اند . در اين منزل چند تن از ياران اما از جُهينه ( منطقه اي نزديك به مدينه ) به اما پيوسته بودند . اعلام وفاداري كردن و بر پيمان خويش پافشاري كردند كه مي توان از مجمع بن زياد بن عمرو جهني ، عباد بن مهاجر بن ابو مهاجر جهني ، عقبه بن صلت جهني ياد كرد .
   قافله امام حسین(ع) پس از رسیدن به «زرود»، اندکی در این منزل توقّف کرد.
پیوستن زهیر بن قین به کاروان امام حسین(ع) از مهمترین وقایع و اتفاقات این منزل است؛ زهیر بن قین بجلی از هواداران عثمان به شمار می­رفت و در آن سال مراسم حج را به جای آورده بود و به کوفه باز می­گشت.
در چگونگی پیوستن او به سپاه امام(ع) جماعتی از قبیله بنی­فزاره و بجیله چنین نقل کرده­اند: «ما با زهیر بن قین از مکه باز می­گشتیم و در راه همراه با حسین(ع) و همراهانش طی طریق می­کردیم، چون حسین(ع) در محلّی فرود می­آمد، ما در جای دیگری فرود می­آمدیم! اما در بعضی از منازل ما هم به ناچار در همان محلّی فرود می­آمدیم که حسین(ع) در آنجا فرود آمده بود! در منزل «زرود» با زهیر نشسته و غذا می­خوردیم که ناگهان فرستاده حسین(ع) بر ما وارد شد و سلام کرد و گفت: "ای زهیر بن قین! ابا عبدالله الحسین(ع) مرا به سوی تو فرستاده تا به ملاقاتش بروی."
همه دست از غذا کشیدیم و سکوت کردیم، در این هنگام همسر زهیر بانگ برآورد که: "سبحان الله! فرزند پیامبر(ص) تو را فرا خوانده و کسی را به دنبالت فرستاده و تو از رفتن خودداری می­کنی؟! چه می­شود اگر نزد او رفته و سخن او را بشنوی!"
زهیر از جای برخاست و به خیمه امام(ع) رفت، طولی نکشید که مراجعت نمود در حالی که چهره­اش از فرط شادی می­درخشید. فرمان داد تا خیمه­اش را برچینند و اسباب و لوازمش را بردارند و در جوار اردوی امام(ع) چادر بزنند، سپس به همسرش گفت: "تو را طلاق دادم، زیرا دوست ندارم از من جز خوبی به تو برسد، من تصمیم گرفته­ام که در مصاحبت حسین(ع) باشم و جانم را فدای او کنم." سپس همسر خود را با مقداری آذوقه و مال با چند تن از عموزاده­هایش همراه کرد تا او را به مقصد برسانند.»
زهیر بعد از وداع با همسرش به همراهان خود گفت: "هر کسی از شما دوست دارد، با من بیاید، والاّ این آخرین دیدار ماست!" و بعد، حدیثی را برای همراهان خود نقل کرد؛ او گفت: «ما در «بلنجر»[2] جنگ می­کردیم؛ خداوند ما را در این جنگ پیروز کرد و غنائمی را بدست آوردیم. سلمان فارسی به ما گفت: "آیا به این فتح و پیروزی و گرفتن غنائم خوشحال و مسرورید" گفتیم: "آری!" گفت: "زمانی که محضر سیّد شباب آل محمد(ص) را درک کردید به جنگ نمودن در کنار او و یاری نمودن او و غنائمی که در این راه نصیب شما خواهد شد، بیشتر شاد می­شوید!" من هم اکنون شما را به خدا می­سپارم.»
 
____________
[1]-«زَرود» موضعی است بین ثعلبیّه و خزیمیّه که راه حاجیان از کوفه میباشد، و یک میل تا خزیمیّه فاصله دارد، و در آنجا برکه و حوضی است، و در «زَرود» واقعهای رخ داده که آن را «یوم زرود» گویند. الحموی، پیشین، ج3، ص139). و در «مراصد الاطلاع» آمده است که: زرود موضعی است در طریق مکه بعداز رمل ودر آن قصر اصفر است که شاید نام آن قصرزرود باشد و در آن برکه و چاههایی است.مراصد الاطلاع، پیشین، ج2، ص664

 

[2]-«بَلَنجَر» به فتح باء و لام و سکون نون و فتح جیم: شهری است در نواحی دریای خزر. البغدادی، پیشین، ج1، ص220.

 

 

ادامه مطلب

تاريخ: سه شنبه 6 آبان 1393  | 8:30 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 2
 
شقوق[1]
  
شقوق به معني ناحيه هاست . قبر عبادي رئيس قبيله بني اسد در اين منزل بوده ست . ملاقات فرزدق شاعر با امام و خبر شهادت حضرت مسلم و هاني بن عروه را به اين منزل نسبت داده اند .
امام حسین(ع) پس از یک شبانه روز اقامت در منزل «خزیمیه»، به منزل شقوق وارد شدند. در این منزل، امام حسین(ع) مردی را دید که از جانب کوفه می­آمد؛ حضرت(ع) از او درباره مردم کوفه سئوال نمود، و او پاسخ داد. امام(ع) فرمود: «امور[بندگان]، به دست خدای متعال است، هرچه را که بخواهد انجام می­دهد و پروردگار ما هر روز اراده­ای دارد؛ اگر قضای الهی بر ما نازل شد، ما خدا را بر نعمتهایش حمد کرده و از برای شکرش از او مدد می­جوییم و اگر قضای الهی میان ما و آرزوهایمان فاصله انداخت، آن که نیّت او خالص است و بر پایه حق استوار، از رحمت او دور نیست.»
در کتاب ابن­عثم کوفی آمده است که: «فرزدق در این منزل نیز با امام حسین(ع) ملاقات داشته است.» سید بن طاووس نیز نقل کرده است که امام حسین(ع) اشعاری را در پاسخ سؤال فرزدق بیان نمود. فرزدق گفت: «چگونه به سوی کوفه می­روی و نسبت به مردم آن امید بسته­ای در حالی که همین­ها بودند که مسلم بن عقیل پسر عموی شما را کشتند؟!»
امام حسین(ع) اشک از چشمانش جاری شد و فرمود: «خداوند مسلم را رحمت کند؛ مسلم به سوی رحمت و رضوان الهی شتافت و آنچه برعهده او بود انجام داد، [اما] آن مسئولیتی که برعهده ماست، همچنان باقی مانده است.»
 
 
________________
1-«شقوق» منزلی است بعد از«واقصه» برای کسی که از کوفه به مکه می­رود. الحموی، پیشین، ج3، ص356.

 


ادامه مطلب

تاريخ: سه شنبه 6 آبان 1393  | 8:28 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 0
 
پانزده‌ ذی‌ حجه‌ 60 ه.ق‌
 
 
الاجفُر[1]
   پس از ترک منزل فید، کاروان امام(ع) به الاجفر رسید و در این منزل اردو زدند. ایشان در این موضع عبدالله بن مطیع عدوی را ملاقات کردند. عبدالله پیش از امام(ع) در آنجا فرود آمده بود، و هنگامی که حسین(ع) را دید نزد آن حضرت(ع) آمد و گفت: «پدر و مادرم به فدایت ای پسر رسول خدا(ص)؛ چه چیز شما را بدین جا کشانده است؟!»
امام حسین(ع) فرمود: «پس از مرگ معاویه، مردم عراق به من نامه نوشتند و مرا دعوت نمودند.»
عبدالله بن مطیع به حضرت(ع) گفت: «تو را به خدا قسم ای پسر پیامبر(ص)، نگذار تا حرمت اسلام از میان برود، تو را سوگند می­دهم که حرمت قریش و عرب را پاس بداری. به خدا قسم اگر این حکومت که در دست بنی­امیّه است، را طلب کنی، تو را خواهند کشت و پس از تو از هیچ ­کس بیم نخواهند داشت. به خدا سوگند که این حرمت اسلام و عرب است که شکسته می­شود، پس چنین مکن و به کوفه مرو و خود را در دسترس بنی­امیه مگذار!»[2]
 
خُزَیمیّه[3]
   امام حسین(ع) و همراهانش در خزیمیه فرود آمدند و یک شبانه روز در این منزل توقف نمودند.[4] صبحگاهان، حضرت زینب(س) به نزد امام(ع) آمد و عرضه داشت: «ای برادر! آیا به شما خبر دهم که شب گذشته چه شنیدم؟»
امام حسین(ع) فرمود: «چه شنیدی؟»
گفت: در نیمه­های شب از خیمه­ها بیرون رفتم، شنیدم هاتفی می­گفت:
    «اَلا یا عَینُ فَاحتَفِلِی بِجهدِ                 وَ مَن یَبکِی عَلَی الشُّهَداءِ بَعدِی
     عَلی قَومٍٍٍٍٍ تَسُوقُهُمُ المَنایا                           بِمِقدارٍ اِلی اِنجازِ وَعدِ»[5]-
امام(ع) فرمودند: «خواهرم! هر چه را که خداوند مقّدر فرموده است، همان خواهد شد.»
 
 

بیست‌ و دوم‌ ذی‌ حجه‌ 60 ه.ق‌:

- شهادت‌ میثم‌ تمار (صحابه‌ امام‌ علی علیه السلام‌) در كوفه ‌توسط‌ ابن‌ زیاد.

ـ ارسال‌ نامه امام‌ به‌ كوفه‌ توسط‌ عبدالله‌ بن‌ یقطر (برادر رضاعی‌ امام‌).

 

____________

[1]-«الاجفُر» جمع«جفر» و آن نام چاهی است در آنجا، این منزل بین فید و خزیمیه می­باشد. زمخشری گفته است که در اجفر آبی است برای قبیله بنی­یربوع که بنی­جذیمه از بنی­یربوع گرفته­اند. الحموی، پیشین، ج1، ص102.
[2] -شیخ مفید، ج2، صص72-71.
[3]-«خزیمیّه» منزلی از منازل حاجیان است بعد از ثعلبیّه، و این منزل منسوب به خزیمة بن خازم است. الحموی، پیشین، ج 2، ص370 و البغدادی، پیشین، ج1، ص466.
[4]-ابن­اعثم، پیشین، ص70.
[5]-«ای چشم!بکوش و از اشک پرشو، کیست بعد از من بر این شهیدان بگرید. قومی که مرگ آنها را با خود    می­برد، چنانچه خدا مقرر نموده تا وعده او تحقق یابد».

 


ادامه مطلب

تاريخ: سه شنبه 6 آبان 1393  | 8:27 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 1
 
الحاجر من بَطن الرُمَّة[1]
 
   کاروان امام(ع) پس از ذات عرق به «حاجر بطن الرمة» رسید.در این منزل، امام(ع) قیس بن مسهر صیداوی- و به نقل برخی دیگر از مورخان، برادر رضاعی خود - عبدالله بن یَقطُر- را به سوی اهل کوفه فرستاد در حالی که ظاهراً خبر شهادت مسلم بن عقیل به او نرسیده بود. مضمون نامه این بود:
«بسم الله الرحمن الرحیم
 از حسین بن علی(ع) به سوی برادرانش از مؤمنین و مسلمین؛ سلام علیکم.
من خدای یکتا را سپاس می­گویم، امّا بعد؛ نامه مسلم بن عقیل به من رسید و او از حسن رأی و تصمیم اشراف و اهل مشورت شما بر یاری کردن ما و طلب حقّ ما، به من خبر داده است. من از خدای متعال می­خواهم که در حقّ ما احسان نماید و شما را اجری بزرگ عطا فرماید. من روز سه­شنبه هشتم ذیحجه(روز ترویه) از مکه بیرون آمدم. وقتی فرستاده من نزد شما رسید در کار خود شتاب کنید و هرچه لازمه کار است تدارک کنید که در همین روزها من خواهم رسید. انشاءالله، والسلام علیکم و رحمة الله».
 
فَید
 
   کاروان حسینی(ع) پس از منزل بطن­الرمه به منزل «فَید» رسیدند و ساعاتی را در این موضع، منزل گرفتند.
امام تنها از کنار آن گذشته است و درنگ بسیار کوتاهی داشته است.
آنجا شهری در نیمه راه مکه به کوفه بود که در وسط آن، قلعه ای با در آهنین قرار داشت که دور تا دور آن را دیوار فرا گرفته بود.اگر کاروانیان باری سنگین همراه می داشتند آن را در آن جا به امانت می نهادند تا حین بازگشت آن را باز پس گیرند.
مردم آنجا، آذوقه حیوانات در طول سال را تهیه می کردند تا به حاجیان بفروشند.
 
 
_____________
[1]-«بطن الرمة» منزلی است که مردم بصره و کوفه در آنجا بهم می­رسند و از آنجا متوجه مدینه می­شوند. البغدادی، پیشین، ج2، ص664.

 


ادامه مطلب

تاريخ: دوشنبه 5 آبان 1393  | 11:27 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 1

 

ذات عِرق[1]


   امام حسین(ع) و همراهانش وارد «ذات عرق» شده و در این منزل، رحل اقامت افکندند.در این منزل ایشان با مردی از قبیله بنی­اسد به نام بشر بن غالب ملاقات فرمود. حضرت(ع) از بشر در مورد اوضاع و احوال کوفه پرسید و او پاسخ داد: «دلها با شما و شمشیرها با بنی­امیّه است!» امام(ع) فرمود:

«راست گفتی ای برادر اسدی.» سپس بشر بن غالب از امام حسین(ع) درباره این آیه "یَومَ نَدعُوا کُلَّ اُناسٍ بِاِمامِهِم" سؤال نمود، امام(ع) فرمود:

«یعنی پیشوا و امامی که مردم را به راه راست هدایت کند و مردم هم او را اجابت کنند، و امامی که مردم را به گمراهی و ضلالت دعوت کند و مردم نیز به دعوت او پاسخ مثبت دهند؛ گروه اول در بهشت و گروه دوم در آتش خواهند بود.
 

 
______________
[1]-«ذات عرق» به کسر عین و سکون راء: منزلی است که حاجیان عراق در آنجا مُحرِم می­شوند و حدّ فاصل بین «تهامه» و «نجد» است. البغدادی، پیشین، ج2، ص583.

 


ادامه مطلب

تاريخ: دوشنبه 5 آبان 1393  | 11:05 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 0
 
وادی العقیق[8]
 
   امام(ع) و همراهانشان به «وادی عقیق» رسیدند. در این منزل، عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر طیّار به خدمت امام(ع) رسیدند و با خود نامه­ای از پدرشان برای امام(ع) آورده بودند که در آن درخواست شده بود که آن حضرت(ع) از رفتن به کوفه منصرف شده و به مکه بازگردد. همزمان با نوشتن نامه، عبدالله بن جعفر، نزد عمرو بن سعید- حاکم مکه - رفت و برای امام حسین(ع) امان گرفت و آن را به همراه نامه­ای توسط برادر عمرو بن سعید به خدمت امام(ع) فرستاد و خود عبدالله نیز آمد و امام حسین(ع) را در «ذات عرق» ملاقات نمود و امان نامه را برای امام(ع) قرائت کرد.
امام(ع) از مراجعت به مکه امتناع ورزیدند و فرمودند: «رسول خدا(ص) را در خواب دیدم که مرا فرمان داد تا به حرکت خود ادامه دهم و من چیزی را که رسول خدا(ص) فرمان داده است، انجام خواهم داد.»
سپس امام(ع)، به نامه عمرو بن سعید پاسخ دادند. عبدالله بن جعفر و یحیی بن سعید از امام(ع) جدا گردیدند؛ اما دو فرزند عبدالله، نزد امام(ع) ماندند. او به فرزندان خود سفارش کرد تا در ملازمت امام(ع) باشند؛ ولی خود عذرخواهی نموده و بازگشت.
گفته شده حضرت(ع) در این منزل با بشر بن غالب دیدار کردند.
 
وادی­ الصفراء[9]
   پس از وادی­العقیق، کاروان امام حسین(ع) در وادی­الصفراء وارد شد. گفته شده که در این منزل، مُجمَّع بن زیاد و عَبّاد بن مهاجر به کاروان ابا عبدالله(ع) پیوستند. مجمع و عباد در منازل «جُهینه» در اطراف مدینه به سر می­بردند، و چون امام حسین(ع) از مکه خارج گردید و به این منزل رسید، مُجمَّع و عَبّاد امام(ع) را در این منزل ملاقات نمودند و ملازم آن حضرت(ع) در این سفر شدند. آنان  به دنبال آن حضرت(ع) به کربلا آمدند و در رکاب آن حضرت(ع) جنگیدند و شربت شهادت نوشیدند.
 
----------------------
[8]-«عقیق» به مکانهای مختلفی اطلاق می­شود، و مراد از وادی العقیق که امام(ع) در آنجا منزل نمودند، منزلی است که آن را وادی مبارک گفته­اند و این وادی در میانه وادی ذوالحلیفه است ولی به مکه نزدیکتر است و قسمتی از آن«ذات عرق» است که میقات مردم عراق می­باشد. الحموی، پیشین، ج4، ص139.

 

[9]-«وادی الصفراء» از نواحی مدینه و دارای نخل زیاد و زراعت است، این وادی سر راه حجّاجی است که به مکه می­روند و رسول خدا(ص) بر این وادی زیاده بر یک بار عبور نموده و از آنجا تا بدر یک مرحله راه است و در حوالی صفراء کوههای کوچکی وجود دارد. الحموی، پیشین، ج3، ص412.
 

 


ادامه مطلب

تاريخ: دوشنبه 5 آبان 1393  | 10:35 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

درباره وبلاگ


و خدایی که در این نزدیکیست...

آمار سايت
كل بازديدها : 459252 نفر
كل مطالب : 945 عدد
تعداد کل نظرات: 290 عدد
تاريخ ايجاد وبلاگ: پنج شنبه 8 فروردین 1392 
آخرين بروز رساني : شنبه 22 شهریور 1399 
امکانات وب
**//script type="text/javascript" src="http://www.bachehayeghalam.ir/sitefiles/bgh_sound_player.php">