در محضر دوست
هر کسی از ظن خود شد یار من... 
مدير ويلاگ
نويسندگان
 

روزی یک قصاب به شیخ رجبعلی خیاط مراجعه کرد و گفت:

آقاجان، فرزندم در بستر مرگ افتاده و خوب نمی شود.کاری بکنید!

شیخ توجهی کردند و سپس فرمودند:

«تو فلان روز یک گوساله را در مقابل چشمان مادرش سر بریدی، آن گاو، تو را
 
نفرین کرده و می گوید فرزندم را کشت، باید فرزندش بمیرد!»

 




تاريخ: سه شنبه 15 مرداد 1392  | 11:19 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.
درباره وبلاگ


و خدایی که در این نزدیکیست...

آمار سايت
كل بازديدها : 459529 نفر
كل مطالب : 945 عدد
تعداد کل نظرات: 290 عدد
تاريخ ايجاد وبلاگ: پنج شنبه 8 فروردین 1392 
آخرين بروز رساني : شنبه 22 شهریور 1399 
امکانات وب
**//script type="text/javascript" src="http://www.bachehayeghalam.ir/sitefiles/bgh_sound_player.php">