جستجو در وبلاگ

درباره ما

موضوعات

آخرين مطالب

بایگانی

پيوند ها

آمار وبلاگ



معجزات علمی قرآن در کیهان شناسی

معجزات علمی قرآن در كیهان شناسی!

عمر دنیا و زمین و انبساط آن (بیگ بنگ) - سیاه چاله ها و ستاره های نوترونی همگی گوشه ای از معجزات قرآن است!
نسبت عمر دنیا به عمر زمین:
سوره ی 50 (ق): آیه ی 38:
"ما آسمان ها و زمین و آنچه در میان آنهاست در شش روز آفریدیم و هیچ گونه رنج و سختی ای به ما نرسید"
سوره ی 41 (فصلت): آیه ی 9:
"بگو: آیا شما به آن كس كه زمین را در دو روز آفرید كافر هستید و برای او همانندهایی قرار می دهید؟ او پروردگار جهانیان است!"
امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمین را 4.5 میلیارد سال پیش بینی می كنند.
این در حالی است كه عمر دنیا 13.5 میلیارد سال برآورد شده است.


کهکشان راه شیری

در قرآن آمده كه زمین در دو روز و دنیا در شش روز خلق شد. (عمر دنیا 3 برابر عمر زمین است).
اگر این موضوع را با شواهد عینی امروز مقایسه كنیم هیچ كمبودی دیده نمی شود!
عمر دنیا (13.5 میلیارد سال) را بر عمر زمین (4.5 میلیارد سال) تقسیم كنید.
جواب 3 بدست می آید.
این بدان معناست كه علم امروز نیز به این مسئله رسیده كه عمر دنیا 3 برابر عمر زمین است!
سیاه چاله ها و ستاره های نوترونی:
سوره ی 86 (طارق): آیات 1 تا 3:
"سوگند به آسمان و كوبنده ی شب! و تو نمی دانی كوبنده ی شب چیست. همان ستاره ی ثاقب است!"
در عربی "ثقب" به معنای چاله و "ثاقب" به معنای چیزی است كه چاله را ایجاد می كند.
نسبیت عام پیش بینی می كند كه سیاه چاله ها از ستاره های نوترونی بوجود می آیند. ستاره های نوترونی اكثرا قابل رویت نیستند و تنها با امواج رادیویی (پالس ها) رصد می شوند.امواج دریافتی از این ستاره ها طوری به نظر می رسد كه كسی به جایی می كوبد! (ستاره ی كوبنده).
باور ندارید؟ گوش كنید!
قرآن در آسمان ستاره ای كوبنده را معرفی می كند كه ثاقب است. (چاله ایجاد می كند).
كلام واضح قرآن در این مورد جایی برای شك نمی گذارد!
بیگ بنگ – بیگ كرانچ و انبساط دنیا:
سوره ی 55 (الرحمن): آیه ی 37:
"آسمان ها روزی دوباره شكاف برمی دارند و مانند گل سرخی باز می شوند!"
سوره ی 51 (الذاریات): آیه ی 47:
"و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا كردیم و همواره آن را وسعت می بخشیم!"
سوره ی 21 (الانبیا): آیه ی 104:
"در آن روز كه آسمان را چون طوماری در هم می پیچیم هماگونه كه آفرینش را آغاز كردیم آنرا باز می گردانیم. این وعده ای است كه بر ماست و قطعا آنرا انجام می دهیم!
با بیان تئوری بیگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند.مدتی بعد به كمك تحقیقات عده ای از دانشمندان مشخص شد كه علاوه بر بیگ بنگ پدیده ای به نام بیگ كرانچ هم باید وجود داشته باشد. و همانطور كه دنیا باز شده روزی به همان نقطه ی آغاز جمع می شود. (انا لله و انا الیه راجعون).قرآن این موضوع را در ابتدا به باز شدن یك غنچه ی گل رز تشبیه می كند و بیان می دارد كه با قدرت بی انتهای خویش در حال گسترش (انبساط) دنیا است!و روزی همانطور كه این دنیا را باز كرد دوباره مانند طوماری آنرا در هم خواهد پیچید. (بیگ كرانچ).و این سخن حقیقت است!




نظرات (1) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 4:24 PM - روز شنبه 28 اسفند 1389    |  

 

نکته

همهء خیر در سه چیز فراهم آمده است.

نگاه کردن ،  خاموشی ،  سخن گفتن

پس هر نگاهی که عبرت انگیز نباشد خطاست ..وهر

خاموشی که بی تفکر باشد غفلت است..و هر سخنی که

خدا را به یاد نیاورد بیهوده است.

پس خوشا به حال کسی که نگاهش ،عبرت  وخاموشی اش

تفکر ،وسخنش ذکر باشد. وبر گناه خود بگرید و مردم از

شرش در امان باشند.    




نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 7:35 PM - روز جمعه 27 اسفند 1389    |  

 

عشق

وقتی عاشق هستی ،که به خاطر هیچ نیازی و حتی هیچ صفتی شخصی

را دوست داشته باشی .چون اگر به خاطر صفتی هم دوست داشته باشی،

شاید صفتش عوض شود؛آنوقت او را دوست نخواهی داشت.

پس این عشق نیست




نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 7:30 PM - روز جمعه 27 اسفند 1389    |  

 

از مرگ تا قیامت(2

در عالم برزخ در صورت نیک بودن اعمال فرد برزخ بهشتی ودر غیر این

صورت برزخ جهنمی مهیا شده است.مزید بر اینها عده ای هم تا قیامت

به حالت (سبات) یا اغماء خواهند ماند.هر گاه خداوند اراده کند قیامت

را بر پا خواهد کرد.و به امر او حضرت اسرافیل در صور خواهد دمید و

در اثر آن همهء اهل زمین وآسمانها می میرند و نه حس باقی میماند

و نه محسوس.بجز ذات خداوند تعالی.حتی ارواح انسانها نیز میمیرند

واین حالت تا مدتی ادامه دارد.در آنموقع که مشیت الهی تعلق گرفت

تا موجودات را زنده کند،در ابتدا حضرت اسرافیل را زنده می فرماید و

او در صور میدمد که در نتیجه اول اهل آسمانها وسپس اهل زمین زنده

خواهند شد.وهمهء تشکیلات دنیا اعم از کوه هاو دریا وزمین وآسمان

در هم می پیچدو دنیا برچیده می شود.و خوب و بد برای محاسبه در

محشر حاضر می شوند.




نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 7:10 PM - روز پنج شنبه 26 اسفند 1389    |  

 

از مرگ تا قیامت

هدف از تشکیل دنیا و استقرار انسان بر روی زمین،جدا کردن اهل طاعت

از سرکشان بوده است،به همین دلیل شریعتها و دین ها به واسطهء

پیامبران واوصیاء برای تعین وظیفه وآزمایش انسان در جامعهء بشری از

جانب خداوند آمدندو راه مستقیم به طور کامل و روشن وبا اتمام حجت

استوار گردیدو راه عذر و بهانه را بر روی اهل معصیت به کلی بست و

پس از طی زمانی که عمر انسان به آخر میرسد،مرگ او را به عالم

دیگر منتقل می کند.در هنگام مرگ؛درهای عالم آخرت به روی انسان

در حال مرگ باز میشودو با مخلوقات آن عالم با چشم عادی خود و با

مشاهدهءحسی تماس می گیرد ودر آنحال ملک الموت ورسول الله

و اهل بیت (ع)را می بیند و پس از مرگ روح انسان در حول و حوش

بدن می ماند تا مراسم تدفین به پایان برسدو روح به بدن باز گردد.

در اینحال فرشتگان مأمور برای سوأل وارد قبر میشوند و از اصول

اعتقادات شخص مرده سوأل می کنند.آنگاه بسته به اعمال فرد، از

قبرش دری به سوی برزخ بهشتی یا جهنمی باز می شود.در نتیجه

قبر یا گوشه ای از بهشت و یا گودالی از جهنم می شود.و بدن مرده

متلاشی می شود.اما بدن اولی که مربوط به عالم ذر و یا الست

است محفوظ می ماندو روح در برزخ بهشتی یا جهنمی با بدن ذری در

ارتباط است.در عالم برزخ روح علاوه بر وضع آخرت، از وضع دنیا هم

خبر دارد.به همین دلیل آن عالم را ( برزخ )می گویند.




نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 6:46 PM - روز پنج شنبه 26 اسفند 1389    |  

 

نکته

اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد

صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد . .


توی دنیا دو نفر باش یکی واسه خودت و یکی برای دیگری


فرق است بین دوست داشتن و داشتن دوست

دوست داشتن امری لحظه ایست

ولی داشتن دوست استمرار لحظه های دوست داشتن است .


واسه خودت زندگی کن و برای دیگری زندگی باش . . .




نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 1:02 PM - روز پنج شنبه 26 اسفند 1389    |  

 

خوش خلقی

 

امير المومنين على(عليه السلام): چه بسيار انسان هاى عزيزى كه اخلاق بد ايشان را ذليل ساخته است و چه بسيار انسان هاى ذليلى كه با اخلاق خوش به عزت رسيده‏اند.
رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه واله): آنگاه كه خداوند ايمان را آفريد آنرا به خوش اخلاقى و سخاوت تقويت نمود و همچنين هنگامى كه كفر را آفريد آنرا نيز به بد اخلاقى و بخل تقويت نمود.
رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه واله): كاملترين مردم از حيث ايمان و شبيه‏ترين آنها به من، خوش اخلاق ترين آنها است.
 

امام علي(عليه السلام): اخلاقت را نيكو كن تا خداوند حسابت را آسان كند.
 

رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود: بيشترين امتيازي كه امت من به سبب داشتن آن به بهشت مي رود، تقواي الهي و خوش خلقي است.
امام صادق (عليه السلام) فرمود: بدرستي كه اخلاق نيكو لغزش ها را ذوب مي كند، همان گونه كه آفتاب يخ را. پيامبر اكرم (صلي الله عليه واله) فرمود: به درستي كه بنده، در سايه خوش خلقي خود به درجات بزرگ و مقامات والايي در آخرت مي رسد، در حالي كه ممكن است عبادتش ضعيف است. در مقابل نقل شده كه فرمود: به راستى ممكن است بنده‏اى به خاطر بداخلاقى به پائين‏ترين دركات جهنم سقوط نمايد.
على(عليه السلام) فرمود: اخلاق بد ، بدترين همنشين انسان است، دوستان انسان را فرارى مى‏ دهد و چيزى وحشتناك‏تر از بداخلاقى نيست.
از اميرمؤمنان على(عليه السلام) پرسيدند: چه كسى غم و اندوهش از همه بيشتر است؟ فرمود: كسى كه از همه اخلاقش بدتر است!
اميرمؤمنان على(عليه السلام) فرمود: چهار چيز است به هر كس داده شود خير دنيا و آخرت به او داده شده است: راستى در سخن گفتن و اداء امانت، و عفّت شكم (پرهيز از حرام) و حسن خلق.




نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 7:52 PM - روز یک شنبه 22 اسفند 1389    |  

 

علوم غریبه

علوم خَفیّه یا علوم غریبه یکی از دو شاخهٔ "علوم" در تقسیمات باستانی است. شاخهٔ دیگر، یعنی علوم جَلیّه، به طب و منطق و هندسه و غیره مربوط است قوانین مشخصی داشت و در کتاب‌ها نوشته و در مکاتب تدریس می‌شد، ولی علوم خفیه ـ که علوم غریبه نیز نامیده می‌شوند ـ به نیروهای مافوق طبیعت می‌پردازد و اسرار آن در نزد عالمانش پنهان می‌ماند.

باور اکثریت دانشمندان امروزی بر این است که توضیحات و ادعاهای نهان‌شناسی یا همان علوم خفیه با علم امروزین سازگاری ندارد و از راه‌های علمی بر مبنای روش‌های علوم امروزی اثبات‌پذیر نیست زیرا علوم امروزی بیشتر به نوعی ادامه دهندهٔ مسیر پوزیتیویسم (تجربه‌گرائی) صرف جهت رسیدن به حقایق هستند و با توجه به نسبی و ناقص بودن علوم امروزی نمی‌توان دلیل محکمی بر وجود یا عدم وجود چیزی که در این دایره (تجربه‌گرائی) نمی‌گنجد آورد.

آنطور که نقل شده است ، پنج علم غریبه وجود دارد كه از عامّه مردم مخفی و پنهان است و آن را خمسه مُحتحبه می نامند. و آن پنج علم عبارتند از:
كیمیا، لیمیا، هیمیا، سیمیا، ریمیا و (كله سر) رمز آن علوم است. هر حرفی اشاره به علمی است.

به این نکته می توان اشاره کرد که :
علوم و فنونی مثل طالع‌بینی، جفر (عددشناسی) و رمل در رابطه با این علوم شکل گرفتند و استفاده می‌شوند.

كیمیا، لیمیا، هیمیا، سیمیا، ریمیا چیست ؟
1- علم كیمیا (علم صناعت) :  علمی است كه بوسیله آن می‏توان قوای اجرام معدنی بعضی را به بعض دیگر تبدیل كرد. مثلاً بوسیله این علم می‏توان طلا و نقره را از فلزات جدا كرد.  
از این رو مردم در قدیم در آرزوی تبدیل مس به طلا بودند و به کیمیا گری علاقه فراوانی داشتند .

2- علم لیمیا (طلسمات): علمی است كه بوسیله آن روح در بدن دیگری انتقال می یابد .همچنین می توان گفت  علمی است كه از كیفیّت تاءثیر قدرت اراده و روح به وسیله ارتباط آن با ارواح قوی و بزرگ ، مانند ارتباط با فرشتگانی كه موكِّل ستارگانند، گفتگو دارد. ( كیفیّت تمزیج قوای فاعله عالیه با مفعوله سافله تا فعل غریب از آن حادث گردد. )

3- علم هیمیا (تسخیرات) : علمی است كه بوسیله آن سیارات هفتگانه را می‏شناسند و در اثر آن شناخت بوسیله ستاره‏های هفتگانه در زمین تصرف می‏كنند و كارهای عجیب و غریب در روی زمین انجام می‏دهند. و بعضی بر این عقیده اند که علمی است كه از تركیب قوای عالم بالا با عناصر عالم پایین برای دست یابی به تأثیرات عجیب بحث می كند  كه مبتنی است بر وجود ارتباط میان ستارگان و نحوه قرار گرفتن آنها در آسمان با حوادث مادی و طبیعی ، و این كه اگر شكل خاصی از آن را كه مناسب با حادثه ای مانند مرگ یا حیات كسی است ، با صورت مادی مناسب آن تركیب كنند، مراد حاصل می شود .
این علم همان فَنّ تسخیر است ؛ چون به وسیله آن ارواح قوی یا جنیان را تسخیر كرده و از آنان كمك می گیرد .



4- علم سیمیا : علمی است كه انسان بوسیله یادگیری آن ، قدرتی عجیب برای انجام كارهای خارق العاده پیدا می‏كند. همچنین  این علم از آمیختن قوایِ ارادی با  قوای مادی خاص برای دست یابی به تصرّفات خاصّی در  امور طبیعی ، مانند تصرّف و خیال كه آن را جادوی چشم  می گویند، بحث می كند. این علم و فن ، از بارزترین مصداق های جادوگری است .نمونهٔ بارز سیمیاگران در  طول تاریخ جادوگران اجیر‌شده توسط فرعون بودند كه در  مقابل موسی (ع) قرار گرفتند .


5- علم ریمیا : علم شعبده یا شعبده بازی است . یکی دیکر از اعجاب این علم این است به وسیله این علم   می‏توانند در یك لحظه به هر کجا که بخواهند بروند  . (مانند طی الارض)
 ( عبارت است از معرفت قوای جواهر ارضیّه و مزاج آنها در یكدیگر تا از آنها قوّتی حاصل شود كه از آن قوّة فعل غریب صدور یابد . )

 




نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 2:37 PM - روز دوشنبه 16 اسفند 1389    |  

 

تناسخ

تناسخ دو قسم است:

 

    یک. تناسخ مُلکى‏؛ به این معنا که نفس آدمى، با رها کردن بدن مادى خود به بدن مادى دیگرى وارد شود.

 

    دو. تناسخ ملکوتى‏؛ به این معنا که نفس با عقاید، اندیشه‏ها، نیت‏ها، گفتارها و کردارهاى خود، بدنى مثالى متناسب با عالم برزخ و بدنى قیامتى متناسب با عالم قیامت ساخته و به صورت آن مجسم مى‏شود. به بیان دیگر انسان، با عقاید وافعالى که در دنیا مرتکب شده است، براى خویش بدنى در برزخ و بدنى در قیامت مى‏سازد که نفس او به آن تعلق گرفته و پس از رهایى و مفارقت از بدن مادى، با آن بدن‏ها ترکیب مى‏یابد. بنا به اعتقاد ما «تناسخ ملکوتى» امرى صحیح بوده؛ ولى «تناسخ مُلکى» باطل است.

 

    تناسخ مُلکى - به معناى اصطلاحى - عبارت‏است از این که روح انسان، پس از مرگ به بدن انسان و یا موجودى دیگر در همین دنیا منتقل شود. حال مفارقت روح از بدن اول و اتحاد آن با دوم، از دو حال خارج نیست:

 

 1. همه کمالات خود را - که در بدن اول به دست آورده - از دست بدهد و سپس به بدن جدید منتقل شود.

 

 2. با همه کمالات خود، به بدن جدید منتقل بشود.

 

 

 

 حالت اول با دو مشکل مواجه است:

 

    یکم. این خلاف مقتضاى حرکت است. حرکت همواره از قوه و استعدادِ شدن، به سوى فعلیت و شدن است. محال است که وقتى موجودى، از حالت قوه به فعلیت رسید، دوباره به حالت قوه بازگردد؛ مثلاً یک دانه گندم، وقتى در شرایط مناسب قرار گیرد، قابلیت‏هاى او به فعلیت مى‏رسد. آرام شکافته مى‏شود و مى‏روید، رشد مى‏کند، سنبل مى‏دهد و دانه‏هاى جدیدى ایجاد مى‏کند. اما هرگز ممکن نیست این فعلیت‏هاى به دست آمده را از دست بدهد و دوباره به همان دانه اول تبدیل شود. روح انسان نیز چنین است و محال است که فعلیت‏هاى خود را از دست بدهد.

 

    دوم. قائلان به تناسخ، آن را راهى براى ادامه تکامل ارواح متوسط مى‏دانند. به فرض که حالت اول محال نباشد، با دو مشکل مواجه است: 1. از دست دادن کمالات گذشته خلاف تکامل است، 2. کمالات به دست آمده در بدن جدید، ادامه کمالات گذشته محسوب نمى‏شود و باز تکامل صدق نمى‏کند.

 

    حالت دوم نیز محال است؛ زیرا وقتى روح در بدن اول خود، از دوران جنینى قرار مى‏گیرد، همگام با رشد مادى بدن، مراحل کمال خود را طى مى‏کند. براى این که روح بتواند به مراتب کمال خود دست یابد، بدن مادى او نیز باید مراحل کمال را طى کند. روح نمى‏تواند بدون کمال بدن، همه کمالات خود را تحصیل کند؛ مثلاً روح یک نوزاد، نمى‏تواند بدون رشد سلول‏هاى مغزى، به تحصیل علوم و تفکّر دست یابد. بدن مادى یک نوزاد، به طور طبیعى، تحمّل این نوع از کمال روح را ندارد.

 

    حال روحى که قبلاً در یک بدن مادى، مراحلى از این کمالات را تحصیل کرده باشد، اگر بخواهد دوباره با همان کمالات، در یک بدن جنینى دیگرى - آن گونه که قائلین به تناسخ مى‏گویند - قرار گیرد و با آن متحد شود، بدن جدید تحمّل کمالات او را نخواهد داشت و نمى‏تواند با آن متحد شود.

 

    از مجموع بطلان این دو حالت، نتیجه مى‏گیریم که وقتى روح از بدن مادى خود مفارق شد، نمى‏تواند بار دیگر در یک بدن جنینى دیگر، قرار گیرد و با آن متحد شود.

 

    آرى روح، پس از مفارقت از بدن مادى، حیات خود را با «بدن برزخى»، در عالم برزخ ادامه مى‏دهد. بدن برزخى، بدنى است که متناسب با حیات عالم برزخ است و متناسب با کمالات و فعلیت‏هایى است که روح در دوران حیات دنیوى خود، با اعتقادات، نیات، گفتار و رفتار اختیارى خود، کسب کرده است.

 

    روح در قیامت کبرى، پس از مفارقت از آن بدن برزخى، حیات خود را با «بدن قیامتى» ادامه مى‏دهد. بدن قیامتى، بدنى متناسب با حیات اخروى است که بر اساس همه کمالات و تحولاتى است که روح تا آن لحظه، به دست آورده است.

 

    تحول روح از بدن مادى به بدن برزخى و از بدن برزخى به بدن قیامتى را «تناسخ ملکوتى» مى‏گویند و از دیدگاه اسلام پذیرفته و مقبول است.

 

 مخالفت اسلام با تناسخ مُلکى‏

 

 قرآن کریم تصریح مى‏کند که انسان پس از مرگ، دیگر به این دنیا باز نمى‏گردد: (حتى اذا جاء احدکم الموت قال رب ارجعون لعلى اعمل صالحاً فیما ترکت کلّا انها کلمه هو قائلها و من ورائهم برزخ الى یوم یبعثون)؛ «تا زمانى که مرگ هر یک فرا رسد، در آن حال آگاه و ناد

ناسخ دو قسم است:

 

    یک. تناسخ مُلکى‏؛ به این معنا که نفس آدمى، با رها کردن بدن مادى خود به بدن مادى دیگرى وارد شود.

 

    دو. تناسخ ملکوتى‏؛ به این معنا که نفس با عقاید، اندیشه‏ها، نیت‏ها، گفتارها و کردارهاى خود، بدنى مثالى متناسب با عالم برزخ و بدنى قیامتى متناسب با عالم قیامت ساخته و به صورت آن مجسم مى‏شود. به بیان دیگر انسان، با عقاید وافعالى که در دنیا مرتکب شده است، براى خویش بدنى در برزخ و بدنى در قیامت مى‏سازد که نفس او به آن تعلق گرفته و پس از رهایى و مفارقت از بدن مادى، با آن بدن‏ها ترکیب مى‏یابد. بنا به اعتقاد ما «تناسخ ملکوتى» امرى صحیح بوده؛ ولى «تناسخ مُلکى» باطل است.

 

    تناسخ مُلکى - به معناى اصطلاحى - عبارت‏است از این که روح انسان، پس از مرگ به بدن انسان و یا موجودى دیگر در همین دنیا منتقل شود. حال مفارقت روح از بدن اول و اتحاد آن با دوم، از دو حال خارج نیست:

 

 1. همه کمالات خود را - که در بدن اول به دست آورده - از دست بدهد و سپس به بدن جدید منتقل شود.

 

 2. با همه کمالات خود، به بدن جدید منتقل بشود.

 

 

 

 حالت اول با دو مشکل مواجه است:

 

    یکم. این خلاف مقتضاى حرکت است. حرکت همواره از قوه و استعدادِ شدن، به سوى فعلیت و شدن است. محال است که وقتى موجودى، از حالت قوه به فعلیت رسید، دوباره به حالت قوه بازگردد؛ مثلاً یک دانه گندم، وقتى در شرایط مناسب قرار گیرد، قابلیت‏هاى او به فعلیت مى‏رسد. آرام شکافته مى‏شود و مى‏روید، رشد مى‏کند، سنبل مى‏دهد و دانه‏هاى جدیدى ایجاد مى‏کند. اما هرگز ممکن نیست این فعلیت‏هاى به دست آمده را از دست بدهد و دوباره به همان دانه اول تبدیل شود. روح انسان نیز چنین است و محال است که فعلیت‏هاى خود را از دست بدهد.

 

    دوم. قائلان به تناسخ، آن را راهى براى ادامه تکامل ارواح متوسط مى‏دانند. به فرض که حالت اول محال نباشد، با دو مشکل مواجه است: 1. از دست دادن کمالات گذشته خلاف تکامل است، 2. کمالات به دست آمده در بدن جدید، ادامه کمالات گذشته محسوب نمى‏شود و باز تکامل صدق نمى‏کند.

 

    حالت دوم نیز محال است؛ زیرا وقتى روح در بدن اول خود، از دوران جنینى قرار مى‏گیرد، همگام با رشد مادى بدن، مراحل کمال خود را طى مى‏کند. براى این که روح بتواند به مراتب کمال خود دست یابد، بدن مادى او نیز باید مراحل کمال را طى کند. روح نمى‏تواند بدون کمال بدن، همه کمالات خود را تحصیل کند؛ مثلاً روح یک نوزاد، نمى‏تواند بدون رشد سلول‏هاى مغزى، به تحصیل علوم و تفکّر دست یابد. بدن مادى یک نوزاد، به طور طبیعى، تحمّل این نوع از کمال روح را ندارد.

 

    حال روحى که قبلاً در یک بدن مادى، مراحلى از این کمالات را تحصیل کرده باشد، اگر بخواهد دوباره با همان کمالات، در یک بدن جنینى دیگرى - آن گونه که قائلین به تناسخ مى‏گویند - قرار گیرد و با آن متحد شود، بدن جدید تحمّل کمالات او را نخواهد داشت و نمى‏تواند با آن متحد شود.

 

    از مجموع بطلان این دو حالت، نتیجه مى‏گیریم که وقتى روح از بدن مادى خود مفارق شد، نمى‏تواند بار دیگر در یک بدن جنینى دیگر، قرار گیرد و با آن متحد شود.

 

    آرى روح، پس از مفارقت از بدن مادى، حیات خود را با «بدن برزخى»، در عالم برزخ ادامه مى‏دهد. بدن برزخى، بدنى است که متناسب با حیات عالم برزخ است و متناسب با کمالات و فعلیت‏هایى است که روح در دوران حیات دنیوى خود، با اعتقادات، نیات، گفتار و رفتار اختیارى خود، کسب کرده است.

 

    روح در قیامت کبرى، پس از مفارقت از آن بدن برزخى، حیات خود را با «بدن قیامتى» ادامه مى‏دهد. بدن قیامتى، بدنى متناسب با حیات اخروى است که بر اساس همه کمالات و تحولاتى است که روح تا آن لحظه، به دست آورده است.

 

    تحول روح از بدن مادى به بدن برزخى و از بدن برزخى به بدن قیامتى را «تناسخ ملکوتى» مى‏گویند و از دیدگاه اسلام پذیرفته و مقبول است.

 

 مخالفت اسلام با تناسخ مُلکى‏

 

 قرآن کریم تصریح مى‏کند که انسان پس از مرگ، دیگر به این دنیا باز نمى‏گردد: (حتى اذا جاء احدکم الموت قال رب ارجعون لعلى اعمل صالحاً فیما ترکت کلّا انها کلمه هو قائلها و من ورائهم برزخ الى یوم یبعثون)؛ «تا زمانى که مرگ هر یک فرا رسد، در آن حال آگاه و نادم شده گوید: بارالها! مرا به دنیا بازگردان تا شاید به تدارک گذشته عملى صالح به جاى آورم. به او گفته مى‏شود که هرگز نخواهد شد و این کلمه‏اى است که او از روى حسرت مى‏گوید و از عقب آنها عالم برزخ است تا روزى که برانگیخته شوند». مؤمنون (23)، آیه 99 و 100.از این آیه استفاده مى‏شود که انسان پس از مرگ، دیگر به این دنیا باز نمى‏گردد.

 

آن چه در کلمات بزرگان راجع به تناسخ یافت می شود ناظر به تناسخ ملکوتی است نه تناسخ ملکلی.

م شده گوید: بارالها! مرا به دنیا بازگردان تا شاید به تدارک گذشته عملى صالح به جاى آورم. به او گفته مى‏شود که هرگز نخواهد شد و این کلمه‏اى است که او از روى حسرت مى‏گوید و از عقب آنها عالم برزخ است تا روزى که برانگیخته شوند». مؤمنون (23)، آیه 99 و 100.از این آیه استفاده مى‏شود که انسان پس از مرگ، دیگر به این دنیا باز نمى‏گردد.

 

آن چه در کلمات بزرگان راجع به تناسخ یافت می شود ناظر به تناسخ ملکوتی است نه تناسخ ملکلی.

 

 




نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 2:33 PM - روز دوشنبه 16 اسفند 1389    |  

 

بعد موجودات

 

دانشمندان در قدیم مگفتند جسم سه بعد دارد.طول وعرض وعمق.

ولی امروزه علم ثابت کرده است،جسم می تواند دو بعدی ویک بعدی

وحتی چهار بعدی هم باشد.امروزه حتی تا چهارده بعد هم جلو

رفته اند.دانشمندان وعلما می گویند که :ممکن است اجسامی وجود

داشته باشد که جسم باشند (یعنی دارای سنگینی )ولی دو بعدی و

یا چهار بعدی باشند.اگر جسمی دو یا چهار بعدی باشد تمام احکامش

فرق می کند.مثلا" اگر دیواری باشد با دری بسته، ما تا در باز نباشد

نمی توانیم از آن عبور کنیم،زیرا ما یک موجود سه بعدی هستیم واین

دیوار هم یک واقعیت سه بعدی است.بنابراین دو شیء سه بعدی

نمی توانند از هم عبور کنند.اما دانشمندان معتقدند که اگر جسم دو 

بعدی باشد می تواند از این دیوار عبور کند.ما انسانها سه بعدی 

هستیم وفقط موجودات سه بعدی را می بینیم




نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 2:29 PM - روز دوشنبه 16 اسفند 1389    |  

 

حقیقت جن

در همین فضایی که الان هستیم،در همین کوچه و خیابان انواع

موجوداتی هستند که با ابعاد دیگری غیر از سه بعدی ،زندگی میکنند

و ما قدرت دیدن آنها را نداریم.خیلی حماقت است،که انسان بگوید،

من فقط هر چه را که ببینم،وجودش را قبول دارم. ما دارای پنج حس

هستیم،این پنج حس،پنج روزنه در وجود ماست،که ما با این پنج

روزنه با پنج بخش از عالم ارتباط داریم.حال اگر حس شنوایی را

نمی داشتیم،باید وجود صدا را در عالم انکار می کردیم؟

شاید اگر چهل حس اضافه تر میداشتیم،با چندین نوع موجود دیگر نیز

آشنا می شدیم،پس در نتیجه ما نمی توانیم بگوییم ما هر چه جسم

است می بینیم و اگر نبینیم جسم نیست.برای بشر جسمهای 3بعدی

آن هم در حد معینی قابل روءیت است.اگر جسم از حدی کوچکتر

باشد باید با چشم مسلح دید..البته باید بدانیم که دیدن اجنه همیشه

و در همه جا ممکن نیست،و مشروط به شرایطی خاص است و تغییر

شکل اجنه به هر شکلی که خودشان بخواهند همیشگی نیست.

حال سوءال پیش می آید،مگر می شود جسمی گاه مریی وگاه

نامریی باشد؟حقیقت مطلب اینست که اجنه موجوداتی هستند دارای

جسم بسیار لطیف،و این جسم لطیف،قدرت انبساط وانقباض دارد.

ودر حال انبساط دیده نمی شوند،ولی وقتی خود را منقبض می کنند

می توان آنها را دید و لمس کرد.




نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 2:28 PM - روز دوشنبه 16 اسفند 1389    |  

 

صدای اجنه

آیا صدای اجنه را می توان شنید؟

این بحث نیاز به یک مقدمه دارد و این است که ( در ما انسانها گفتگو ا

از بکار گرفتن صوت است ،اما ملایک وجن ومشابه آن نیز صدا ومکالمه

دارند یا خیر؟ باید گفت که سخن گفتن فرشتگان با یکدیگر و یا اجنه با

هم ممکن است از راه صدا ،و بکار بردن لغتهایی در برابر معنی نباشد.

اما هر چه باشد ،مسلما" در بین این دو مخلوق، حقیقت معنای سخن

گفتن و شنیدن هست.صدای اجنه به قولی معتبر مانند ( سوت )

شنیده شده است وشاید هم حس شنوایی ما ،صوت او را به این

صورت دریافت مکند. خدا عالم است.




نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 2:27 PM - روز دوشنبه 16 اسفند 1389    |  

 

مسکن اجنه

این سوال حتما" پیش می آید که اجنه در کجا زندگی می کنند و

سکونت دارند؟ از سورهء مبارکهء جن آیهء (12 ) معلوم می شود که

جنیان مانند انسان بر روی زمین زندگی می کنند.ونیز این نکته قابل

توجه است که حتی بعضی از اجنه در خانه های ما زندگی می کنند.

و همسایهء ما هستند،به طوری که سالهای سال در کنار ما بوده اند

ولی از دیدن آنها عاجزیم، ولی آنها ما را می بینند.

در بعضی از روایات گفته شده است شیاطین و جنیان بد ذات در

محل های آلوده مانند حمامهای غیر بهداشتی ، توالت ها تجمع

میکنند.به همین دلیل می گویند،هنگامی که وارد توالت می شوید

قبل از کشف عورت ( بسم الله الحمن الرحیم ) بگویید،تا  شیاطین

به عورت شما نظر نکنند وا آنجا دور شوند. پیرامون رفع آزار اجنه در

محل سکونت بهترین راه که از آیت الله بهجت نقل شده است

خواندن دعای شب است.

 




نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 2:23 PM - روز دوشنبه 16 اسفند 1389    |  

 

جن

مخلوقات بر دو قسمند.قسمتی که اصل آنها شناخته نیست و برای

ما امکان تفکر درباهء آنها وجود ندارد،و قسمت دیگر که اصل آنها

شناختنی است ولی نه به تفصیل،ولی می توانیم به تفاصیل آنها

بیندیشیم. که این قسم بر دو گونه اند. یکی آن چه به حس ظاهر و

چشم سر درک شدنی نیست و(ملکوت) نامیده می شوند. مانند

فرشتگان،وجن وشیاطین و...که اینها نیز طبقاتی دارند.

بر خلاف آن چه در مردم عوام مشهور است و جنیان را از ما بهتران

می دانند،انسان به مراتب برتر از آنهاست.زیرا تمام پیامبران الهی از

انسان ها برگزیده شدند و جنیان به پیامبر اسلام ایمان آوردند و از او

تبعیت کردند.شیطان از بزرگان طایفهء جن بود و اصولا" واجب شدن

سجده در برابر آدم ،خود دلیل بر فضیلت آدم است.

شیطان ویا جن در قرآن در عرض موجودات طبیعی است،نه در عرض

ملایکه، و ملایکه ماءموران پروردگارند.واقعیت وجود ملایکه، واقعیت

جسم نیست.جن به انسان شباهت بیشتری دارد.او از آتش خلق شده

و انسان از خاک.

در مورد شیطان هم خوب است بدانید که او اولین نسل از نسل اجنه

نبوده،قبل از او افراد دیگری از جن خلق شده بودند.ولی او اولین

وسوسه گر ودشمن بشر به شمار آمده است.ولی انسان آغازش

همان آدم است. نام پدر بزرگ طایفهء جن ( شومان ) بوده واین

شخص همان کسی است که خدای تعالی او را از آتش خالص بیافرید.

ادامه دارد

 




نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 2:22 PM - روز دوشنبه 16 اسفند 1389    |  

 

عروس هزار داماد

صبر وشکیبایی نشانهء دینداری و بزرگواری است. آنهائیکه حرص

می زنند و دریوزگی میکنند، به روزیشان افزوده نمی شود.تملق ها

و چاپلوسی ها  و خاموشی در برابر ستمگر، مرگ کسی را عقب

نمی اندازد.

این خانه که خدای من آفریده ( دنیا ) سخت بی ثبات وبی آرام و

بی دوام است. زیرا هر روز به مراد یکی می گردد. و هر لحظه

بی خبری را فریب میدهد.

مجو درستی عهد ، از جهان سست نهاد

که این عجوزه ، عروس هزار داماد است




نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 9:13 PM - روز جمعه 13 اسفند 1389    |  

 

تعداد صفحات :7   1   2   3   4   5   6   7  
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.