مهدويت
 
همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي به پيام آشنايي بنوازد آشنارا (حافظ)
 
دعای عظم البلا
تقديم به ساحت مقدس مادر آقا صاحب الزمان حضرت فاطمه الزهرا سلام الله عليها

دلم گرفته نیست.
قطعاً تو هستی و این را
در این طوفان بحران و بلا و ناپاکی،
از آرامشی که در قلبم موج می زند،
حس می کنم.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 25 فروردین 1393  توسط عليرضا

از روایات فراوانى كه از پیشوایان معصوم(علیهم السلام) در مورد تعداد اصحاب حضرت مهدى(علیه السلام) وارد شده، استفاده مى شود كه تعداد فرماندهان لشكرى و كشورى آن حضرت 313 نفر است و خداوند به وسیله آنها و با تأیید ملائكه و فرشتگان، شرق و غرب جهان را مى گشاید، و وعده خود را به اتمام مى رساند، و ریشه كفر و شرك و الحاد را مى سوزاند، و آیین حق را در روى زمین مستقر مى نماید.

 

 

اینك به قسمتى از روایاتى كه در این زمینه وارد شده است، توجّه فرمایید:

1 ـ ابن عبّاس مى گوید: روزى كه رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) درباره نبوت خود و امامت امیرمۆمنان على(علیه السلام) و یازده فرزند معصوم آن حضرت سخن مى گفت، فرمود:

«به راستى كه خداى تبارك و تعالى نظرى به زمین افكند و مرا انتخاب نمود و پیغمبر قرار داد. بار دیگر نظرى به زمین افكند و على(علیه السلام) را انتخاب نمود و او را پیشوا و امام قرار داد. آنگاه به من فرمان داد تا او را، برادر، دوست، وصىّ، جانشین و وزیر خود گردانم. آرى! على از من است و من از على هستم. او شوهر دختر من، و پدر دو نوه من حسن و حسین است.

آگاه باشید كه خداى تعالى، من و آنها را حجّت بر بندگان خود ساخته، و از صلب حسین امامانى قرار داده است كه دین مرا بر پا مى دارند و وصیّت مرا حفظ مى كنند. نهمین آنها قائم اهل بیت من و مهدى اُمّت من است كه در خوى، گفتار و كردار از همه كس به من شبیه تر است. او بعد از غیبت طولانى و سرگردانى مردم، ظاهر مى شود امر خدا را آشكار مى كند و دین حق را ظاهر مى سازد. به یارى خداوند تأیید مى گردد، و به وسیله فرشتگان یارى مى شود، و زمین را پر از عدل و داد مى نماید همان گونه كه پر از ظلم و ستم شده است».(1)



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 25 فروردین 1393  توسط عليرضا

 

از وقتی که یادم می آید،جمعه هایم دلگیر بوده است.آن وقت ها که کوچک بودیم،عصر 5شنبه هایمان با امید و آرزو می گذشت و شب هنگام،خشنود از رسیدن جمعه سر بر بالین می گذاشتیم و صبح جمعه را با شور و نشاط عجیبی شروع می کردیم.
اما عمر خورشید جمعه که با غروب به پایان می رسید،غمی بزرگ بر دلهامان می نشست و جمعه ای دیگر بدون طلوع خورشید وجود می گذشت.همیشه فکر می کردیم حال و هوای مدرسه است که چنین می کند،ولی نه،تابستان ها هم اینطور بود.پس نباید حال و هوای مدرسه باشد.
اکنون دیگر جمعه و شنبه نداریم.هر طلوع آفتاب برایمان امید می آورد و هر غروب،دلتنگی از نیامدنش.از وقتی که شنیدیم«توقع امر صاحبک لیلک و نهارک»،دیگر شب هایمان با دعا و نیایش برای ظهور می گذرد و روزهایمان با امید و آرزو که شاید این روز همان روز عزیز باشد.
از آن گاه که در گوشمان زمزمه ی انتظار خوانده شد،هر روزمان روز جمعه و هر شب مان شب جمعه است.مگر شب های شنبه مان که همان دلتنگی و ناامیدی را به همراه دارد ولی باز با خود می گوییم:



«شاید جمعه ای دیگر بیاید»


ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 25 فروردین 1393  توسط عليرضا

یابن زهرا,

مـــــــــــا راه را گم کرده ایم,

چهره ی دلخواه را گم کرده ایم,

مــــــــــا تو را در قعر چاه انداختیم, 

یوسف ِ ما, چــــــــــــاه را گم کرده ایم !!!!

 

 

همیشه توقع داریم یوسف زهرا (عج) سنگ صبور ما باشند,



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 24 فروردین 1393  توسط عليرضا

 

وقتی اسم امام نقی رو تو گوگل سرچ میکنیم عکسای خیلی خیلی نامناسبی میاد

اگه واقعا شیعه هستیم سریع پوسترهای امام رو با اسم امام به انگلیسی و فارسی

تو برچسب هامون بزنیم

امام نقی ,امام نقی(ع) , نقی , naghi , emam naghi

یا همین مطلب زیر رو کپی و در وب خودتون پیست کنید....

 

imam naghi , امام نقی ,امام نقی(ع) , نقی , naghi , emam naghi

یا امام نقی امام نقی ,امام نقی(ع) , نقی , naghi , emam naghi

یا امام نقی امام نقی ,امام نقی(ع) , نقی , naghi , emam naghi

یا امام نقی امام نقی ,امام نقی(ع) , نقی , naghi , emam naghi

یا امام نقی امام نقی ,امام نقی(ع) , نقی , naghi , emam naghi

یا امام نقی امام نقی ,امام نقی(ع) , نقی , naghi , emam naghi


ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 24 فروردین 1393  توسط عليرضا

emam zaman شعر های امام زمان

انتظار… منتظر…

انتظار، استقامت بر دین است و منتظر، حرکت آفرین.
انتظار، یاد یار است و منتظر، بی قرار.
انتظار، مسؤلیت آور است و منتظر، جهادگر.
انتظار، برترین کار است و منتظر، نیکوکار.
انتظار، ستیز است و منتظر، اهل پرهیز.
انتظار، آماده سازی است و منتظر، مهیای جانبازی.
انتظار، راز است و منتظر، در سوز و گداز.
انتظار، مبارزه با بیداد است و منتظر، فریادگر عدل و داد…
آی مردم!
اگر «او» را نمی جویید، دیگر از «عشق» هم نگویید!

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 22 فروردین 1393  توسط عليرضا

کی شود در ندبه های جمعه پیدایت کنم / گوشه ای تنها نشینم تا تماشایت کنم

مینویسم روی هر گل نام زیبای تو را / تا که شاید این شب جمعه ملاقاتت کنم . . .

اللهم عجل لولیک الفرج

…….

.

مـــی ایـــــــــد از دور ,مــردی ســــواره / بـــرمــرکب عشـــق, چــــون ماهپــــاره

والشمــس رویـش, واللــیــــل مـــویـش / گلـــها هــمه مســــت, از رنگ و بویـش . . .

تعجیل در فرج آقا صلوات

.

مردم دیده به هر سو نگرانند هنوز / چشم در راه تو صاحبنظرانند هنوز

لاله ها، شعله کش از سینه داغند به دشت / در غمت، همدم آتش جگرانند هنوز . . .

.

..

کدام نقطه ی این خاک زیر پا ی تو نیست ؟ / کدام پاره ی خورشید آشنا ی تو نیست ؟

بگو کدام نسیم شکفته در واد ی است ؟ / که ذهنش آینه بندانی از صفا ی تو نیست . . .

یا ابا صالح المهدی ادرکنی

.

.

یعقوب ترین چشم جهان قسمت ما باد

چون یوسف گمگشته ی ما یوسف زهراست . . .

یا اباصالح ادرکنی

.

فقط گفتی به ما پرواز ، پرواز! / در زندان غیبت کی شود باز؟

بدون تو چگونه پرگشاییم؟ / برای هر عمل هستی سر آغاز . . .

یا مهدی

.

.

.

دل سیاه شب و بارش تلالو ماه / صدای حسرت و اندوه و ناله و صد آه

بیا که بغض فروخورده ی دلم واشد / و نور صاعقه ای ناگهان هویدا شد . . .

.

گوش دل را وا کنید آید ندا / بانگ هل من ناصرش از هر کجا

خدایا ، درک دوران ظهور دولت عشق را نصیب ما بگردان

آمین

.

یک شعر زیبا در مورد آقا امام زمان

خسته از همسفر و شهر و دیار / خسته از این شب غمدیده و تار

خسته از قحطی باران و نگاه / بر کویر دل خشکیده ببار

خسته ام از گذر ثانیه ها / خسته از جاده ی بی اسب و سوار

خسته از دوختن چشم به راه / مژه هامان شده پر گرد و غبار

خسته از سوزش سرمای شدید / خسته از غیبت باران و بهار

مغرب شب زده را مشرق کن / بزن آن پرده ی غیبت به کنار

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 22 فروردین 1393  توسط عليرضا

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن

                                       گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن
گفتم به نام نامیت هر دم بنازم

                                       گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم
گفتم که دیدار تو باشد آرزویم

                                       گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن

                                       گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن

                                       گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن

                                       گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
                                       گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان

                                       گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن

                                       گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم  ز هجران تو قلبی تنگ دارم

                                       گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن

                                       گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان

                                       گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن

                                       گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم

                                       گفتا که روز وصل را در انتظارم

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 22 فروردین 1393  توسط عليرضا

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن

گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم

گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم  ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که روز وصل را در انتظارم

مجنون شد که راهی صحرا کنی مرا
گاهی غبار جاده ی لیلا، کنی مرا
کوچک همیشه دور ز لطف بزرگ نیست
قطره شدم که راهی دریا کنی مرا
پیش طبیب آمده‌ام، درد می‌کشم
شاید قرار نیست مداوا کنی مرا
من آمدم که این گره ها وا شود همین!
اصلا بنا نبود ز سر وا کنی مرا
حالا که فکر آخرتم را نمی­کنم
حق می­دهم که بنده دنیا کنی مرا
من، سالهاست میوه ی خوبی نداده‌ام
وقتش نیامده که شکوفا کنی مرا
آقا برای تو نه ! برای خودم بد است
هر هفته در گناه، تماشا کنی مرا
من گم شدم ؛ تو آینه‌ای گم نمی‌شوی
وقتش شده بیائی و پیدا کنی مرا
این بار با نگاه کریمانه‌ات ببین
شاید غلام خانه زهرا کنی مرا

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 22 فروردین 1393  توسط عليرضا

 

ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داری / کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی / ای آنکه در حجابت دریای نور داری . . .

اللهم عجل لولیک الفرج

.

.

.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 22 فروردین 1393  توسط عليرضا
(تعداد کل صفحات:11)      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >