یکی از ویژگیهای انسان منتظر این است که به واقعه ای که در آینده اتفاق خواهد افتاد، ایمان دارد . این موضوع را اگر شما با این رویکرد ملاحظه کنید که اگر در وجود انسان این قابلیت بود که بتواند وقایع آینده را پیش بینی کند، چه می شد . خداوند دو هدیه بزرگ به ما کرامت فرموده است: نخست این که قیامت را وعده داده است و دیگر اینکه ظهور موعود را مطرح کرده است . آینده ای را به نام عصر ظهور پیش بینی کنیم که در آن، شیعیان منتظر دوازدهمین حجت الهی، حضرت مهدی اند . بنابراین یکی از ویژگیهای تربیتی انسان منتظر این است که به آینده ای با وقایع و ویژگیهای خاص می اندیشد .
2 . آمادگی
دومین ویژگی انسان منتظر، آمادگی است; یعنی نسل منتظر، کودک و نوجوان و جوان ما باید بداند که در عصر ظهور چه کاره است و دارای چه نقشی است . انسان منتظر باید آمادگی کارگزاری حکومت جهانی را داشته باشد . امام زمان(عج) به نیرو و آدمی نیاز دارد که بتواند با پدیده ها و شرایط مواجه شود . این امر که افراد، در دوران غیبت قابلیتها و تخصصهای خودشان را گسترش ندهند، با مفهوم انتظار، تطابق ندارد .
3 . امید به آینده جهان
یکی دیگر از ویژگیهای نسل منتظر، امیدواری و نگرش مثبت به آینده جهان است . اگر ما خودمان را در این شرایط ببینیم، تصور کنیم که منتظر دادگستر و عدل گستر جهان هستیم، در راستای این اهداف تلاش خواهیم کرد . ادیانی که موعودگرا نیستند، یک نگرش کاملا منفی و یاس آور نسبت به جهان دارند . اگر امید به آینده نباشد، انسان دچار افسردگی خواهد شد .
4 . جهانی شدن
چهارمین ویژگی که برای نسل منتظر می توان در نظر گرفت; این است که انسان از خویشتن و از خودش بیرون بیاید و جهانی شود . اصلا یکی از ویژگیهای انتظار این است که انسانها را از درون خودشان بیرون بیاورد تا از پرداختن به مسائل جزئی زندگی خودشان دوری کنند . خود محوری برای جامعه بسیار خطرناک است . کسی که درخت را از خیابان می کند و در منزل خویش می کارد، اندیشه این آدم در حقیقت، از خودش و خانه خودش فراتر نمی رود . و خود محوری یعنی این که خود را در حد خودش و خانه خودش ببیند . هر چیزی، در خانه او معنا دارد; در درون خانه او ارزش دارد; فراتر از خانه خودش نمی اندیشد; به شهر نمی اندیشد; به کشور نمی اندیشد; انگار فقط همین نسل است و بس .
انتظار، انسان را از خانه خود بیرون می آورد و جهانی می کند. اگر بخواهیم یک نوجوان را تربیت کنیم باید بتوانیم او را با انتظار و مفهوم آن آشنا کنیم . باید به او بفهمانیم که تو برای خودت و در چارچوب خودت زندگی نمی کنی; باید به جهان بیندیشی، به حکومتی که بر جهان حاکم است.
یکی از ویژگیهای انسان منتظر این است که به واقعه ای که در آینده اتفاق خواهد افتاد، ایمان دارد . این موضوع را اگر شما با این رویکرد ملاحظه کنید که اگر در وجود انسان این قابلیت بود که بتواند وقایع آینده را پیش بینی کند، چه می شد
[شیطان] گفت: پرودگارا! پس مرا تا روزی که برانگیخته خواهند شد مهلت ده.
فرمود: تو از مهلت یافتگانی، تا روز [و] وقت معلوم. (حجر (15)، آیه 36 و 38)
بعد از آنکه شیطان بر انسان سجده نکرد و مقام خود را برتر از آن دانست که برای انسان خاکی تعظیم کند، خدا او را از رانده شدگان قرار داد و فرمود: «تا روز جزا بر تو لعنت باد.» (حجر، آیه 35) در این هنگام شیطان از خداوند خواست که او را تا روز برانگیخته شدن انسانها از قبر مهلت دهد و جواب شنید که: تو تا روز و وقت معلومی مهلت داری. او تا «یوم یبعثون » مهلت خواست و خدا «یوم الوقت المعلوم » بدو مهلت داد. سؤال این است که آیا بین این دو روز فرق است؟ و اگر هست به چه نحو است و چه نتایجی دارد؟
مرحوم علامه طباطبایی ذیل این آیه شریفه نکاتی را فرموده اند که به اختصار نقل می شود. تفسیر ایشان از این آیه جالب و شیرین و در عین حال قابل تامل است: «با نظری گذرا به دو آیه معلوم می شود که روز «وقت معلوم» با روزی که مردم برانگیخته می شوند، متفاوت است و حتما باید آن روز قبل از روز بعث باشد.» و سپس در ادامه استدلال می گویند: «اطلاق در آیه 15 سوره «اعراف » که خداوند بدو فرموده تو از مهلت داده شدگانی با آنچه در سوره «ص » و همین جا آمده است مقید می شود یعنی منظور روز وقت معلوم است.» 1
ایشان در جواب این سؤال که آیا خود ابلیس از زمان آن روز خبر دارد یا نه می گویند: «این روز در علم الهی مشخص و مبین است که چه زمانی است. اما، آیا ابلیس هم می داند یا نه از آیه چیزی بر نمی آید.» علامه در ادامه جواب به نظری که می گوید شیطان آن روز را نمی داند مطلب را به بحث مورد نظر می کشاند و می فرماید: اینکه دوباره ابلیس گفته است: «همه را گمراه خواهم ساخت.» (حجر (15)، آیه 39.) دلیل است که او تا زمانی که انسان در دنیا زندگی می کند کار خود را ادامه می دهد. پس از آیه «الی یوم الوقت المعلوم » فهمیده می شود منظور تا آخر عمر انسانهایی است که در روی زمین زندگی می کنند و امکان اغوای آنها وجود دارد.» ایشان در تقویت این نظریه از قول «ابن عباس » و اکثر مفسران اینطور ادامه می دهند که: «منظور از آن روز، آخرین روزهای تکلیف است و آن مربوط به نفخه اولی است که همه خلایق در آن از دنیا می روند. گویا این نظر مبتنی بر این است که ابلیس تا زمانی که تکلیف است و امکان مخالفت و معصیت وجود دارد زنده می ماند و آن هم مدت عمر انسان در این دنیاست یعنی تا زمان نفخه اولی که همه مردم می میرند و بین این نفخه و نفخه دوم که در آن مردم برانگیخته می شوند 40 سال یا 400 سال بر حسب اختلاف روایات فاصله وجود دارد.» مرحوم طباطبایی با اینکه بدین طریق وجه فوق را تقویت کرده و روز وقت معلوم را به نفخه اولی تفسیر می کند اشکالی بدان کرده و آن را رد می نماید تا نظریه ای را که خود قبول دارد بیان و تقویت نماید. لذا می گویند: «وجهی که گفته شد خوب است و تنها یک اشکال دارد و آن اینکه در این نظریه آمده بود ابلیس تا زمانی که تکلیفی هست و امکان مخالفت و معصیت وجود دارد زنده می باشد» صاحب المیزان این ملازمه را یعنی ملازمه بین وجود تکلیف و وجود ابلیس را قبول ندارد و می گوید: «استناد معاصی به شیطان اقتضای بقای ابلیس را دارد تا زمانی که معصیت و گمراهی وجود داشته باشد، نه تا زمانی که تکلیف باقی است و دلیلی هم بر ملازمه بین معصیت و تکلیف در خارج نیست.» به عبارتی روشن تر ایشان می خواهند ملازمه بین وجود تکلیف و وجود ابلیس را نفی کند ولی ملازمه بین معصیت و ابلیس را ثابت نماید و بعد از آن ملازمه بین معصیت و تکلیف را نفی کرده و می گویند امکان دارد تکلیف باشد ولی معصیتی نباشد و وقتی معصیت نبود ابلیس هم نیست.
منظور از آن روز، آخرین روزهای تکلیف است و آن مربوط به نفخه اولی است که همه خلایق در آن از دنیا می روند. گویا این نظر مبتنی بر این است که ابلیس تا زمانی که تکلیف است و امکان مخالفت و معصیت وجود دارد زنده می ماند و آن هم مدت عمر انسان در این دنیاست یعنی تا زمان نفخه اولی که همه مردم می میرند و بین این نفخه و نفخه دوم که در آن مردم برانگیخته می شوند 40 سال یا 400 سال بر حسب اختلاف روایات فاصله وجود دارد
پس از آن که جهانیان آمادگی پذیرش حکومت عدل الهی را پیدا کردند و شرایط از هر جهت برای ظهور حضرت فراهم شد، امام مهدی (عج) قیام می کنند و خود را به جهانیان معرفی اسلامی دعوت می کنند. از آنجا که سردمداران مستکبر در چنان شرایطی موقعیت خود را در خطر خواهند دید، علی رغم رفتار بزرگوارانه و استدلال های روشنگرانه امام علیه السلام باز جهت حفظ حکومت ظالمانه خود در مقابل آن حضرت صف آرایی می کنند و به هیچ وجه حاضر به پذیرش حق نمی شوند. در نتیجه، نبرد شدید حق و باطل به وجود می آید و به کمک یاران با اخلاص و فداکار امام مهدی (عج) تمام سردمداران ظلم و تعدی نابود و یک حکومت واحد جهانی بر اساس تعالیم عالیه اسلامی در سرتاسر عالم مستقر می شود که در سایه آن، بشریت طعم شیرین عدالت و امنیت و آسایش واقعی... را می چشند. در مورد اوصاف حکومت آن حضرت که از طریق حاکمیت احکام اسلام به وجود خواهد آمد، توصیفات زیادی در متون دینی وارد شده است. در این جا به اختصار به چند مورد از آن ها اشاره می گردد:
گسترش عدالت:
برقراری عدل و قسط در عالم و ریشه کن ساختن بیداد و تبعیض، از ویژگی های اصلی حکومت حضرت مهدی (عج) است. به این ویژگی در بسیاری از رهنمودهای ائمه اطهار علیهم السلام اشاره شده است. در این زمینه، امام رضا علیه السلام می فرمایند: خداوند متعال توسط حضرت مهدی (عج) زمین را از هر ستمی پاک خواهد ساخت. ... آن حضرت وقتی قیام کردند میزان عدل و داد را در میان مردم مستقر می نماید و به گونه ای به کارها رسیدگی می کند که احدی جرات تعدی و ظلم به دیگری را نخواهد کرد. 1
امنیت کامل:
امام زمان (عج) با سیاستی که در پیش خواهند گرفت، در مدت بسیار کوتاهی امنیت و صلح و صمیمیت را در تمام زمینه ها تحقق خواهند بخشید. علی علیه السلام در این باره می فرمایند: وقتی که قائم ما قیام کنند، کینه ها از دل های مردم بیرون می رود... امنیت به گونه ای گسترش پیدا می کند یک زن، علی رغم به همراه داشتن اشیاء گران قیمت فاصله بین عراق تا شام را به تنهایی طی خواهد کرد. بدون این که کوچک ترین ترسی در دل داشته باشد2 و امام صادق علیه السلام در توصیف آن دوران می فرمایند: به اندازه ای امنیت ایجاد خواهد شد که حتی وحوش و حیوانات درنده نیز در امان خواهند بود و هیچ خطری آن ها را تهدید نخواهد کرد. 3
امام رضا علیه السلام می فرمایند: خداوند متعال توسط حضرت مهدی (عج) زمین را از هر ستمی پاک خواهد ساخت. ... آن حضرت وقتی قیام کردند میزان عدل و داد را در میان مردم مستقر می نماید و به گونه ای به کارها رسیدگی می کند که احدی جرات تعدی و ظلم به دیگری را نخواهد کرد
نوید انتقام خون امام حسین(ع) با ظهور امام عصر(ع) اى اهل عالم! منم امام قائم. منم شمشیر انتقام الهى که ستمگران را به سزاى اعمالشان می رسانم... جدّم حسین بن على را تشنه به شهادت رساندند. دشمنان از روى کینه توزى جدم را ناجوانمردانه کشتند.
دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است
جان را هوای از قفس تن پریدن است
از بیم مرگ نیست که سرداده ام فغان
بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است
دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم
باری علاج شکر گریبان دریدن است
شامم سیه تر است ز گیسوی سرکشت
خورشید من برآی که وقت دمیدن است
سوی تو این خلاصه گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است
بگرفت آب و رنگ زفیض حضور تو
هرگل دراین چمن که سزاوار دیدن است
با اهل درد شرح غم خود نمی کنم
تقدیر قصه دل من ناشنیدن است
آن را که لب به جام هوس گشت آشنا
روزی (امین) سزا لب حسرت گزیدن است
آيتالله شيخ محمّدتقي اصفهاني مشهور به آقا نجفي در يكصد سال پيش با تتبّع در روايات و احاديث اهلبيت(ع)، پنجاهوچهار وظيفة مؤمنان در زمان غيبت امام زمان(عج) را در دو جلد بيان ميكند.
از زبان آيتالله آقا نجفي
آيتالله شيخ محمّدتقي اصفهاني مشهور به آقا نجفي در يكصد سال پيش با تتبّع در روايات و احاديث اهلبيت(ع)، پنجاهوچهار وظيفة مؤمنان در زمان غيبت امام زمان(عج) را در دو جلد بيان ميكند.
این تعبیرى كه در قرآن دارد با همه معناهاى گوناگونى كه آقایان مىكنند. به نظر بنده یك معناى بالاتر است، البته ما باز هم ریزهخوار سر سفره آن ها هستیم و هر چه داریم از خاندان نبوت و ائمه علیهمالسلام داریم. این كه خدا مىفرماید: (بقیّةالله خیرٌ لكم) بعد مىفرماید: (ان كنتم مؤمنین) ان كنتم مؤمنینش را چه جور معنا مىكنید؟ ان كنتم مؤمنین یعنى چه؟ بقیّة الله خیر لكم ان كنتم یعنى چه؟ یعنى وجود آقا براى غیرمؤمنین خیر نیست.
با این كه وجود امام زمان براى همه خیر است براى كل ممكنات . چه حسابى است كه حضرت بارى تعالى اینجا مىفرماید: (بقیّة الله خیر لكم ان كنتم مؤمنین). این را اگر بخواهید بشكافید ... البته چندین معنا شده. یكى از معانىاش را اشاره مىكنم آقایان تفسیرها را ببینید ان كنتم مؤمنین چند گونه معنا شده ؛ مهمترین آن درك است یعنى كأنه اگر شما بفهمید كه این وجود مبارك است ان كنتم مؤمنین نه قید است براى نفس خیریت زیرا كه وجود بارى تعالى وجودش خیر مسلم است؛ چه شما قبول بكنید چه نكنید. همچنین وجود حضرت هم خیر است، ولى فهمش براى ما مهم مىباشد. در چه صورت من مىتوانم وجود مبارك آقا را خیر ببینم؟ آن موقعى كه درك بكنم كه وجود آقا چقدر براى من ضرورت دارد.
حتى در یك روایت هم حضرت فرمود آقایان، شیعیان ما، فجعلوا لِقائمنا سهما؛ حضرت فرمود: یك سهمى هم براى امام زمان(عج) بگذارید. لا اله الا الله چه تعبیرى حضرت به كار مىبرد؛ براى امام زمان(عج) هم سهم بگذارید؛ یعنى بفهمید كه امام زمان چه كسى است. اگر چنین كارى كردید، سهمى قرار دادید. خدا مىفرماید:«لو عَلِمَ اللَّه مِنْ نیْتَكُمْ ذلك؛»اگر خدا از نیت شما آن را دانست خدا كه مىداند كنایه از خارجیت شىء است. اگر در نیت شما چنین باشد چه بسا خدا عمر شما را طولانى كند كه «جَعلكم الله من اَعْوانِه و اَنصارِه» این تكلیف ما را روشن كرده كه ما چطور مىتوانیم جزء یاران آقا باشیم.
وجود آقا امام زمان براى غیر مؤمنین خیر نیست.
مهم است كه درك این مطلب را آدم بكند كه وجود مبارك آقا براى ما یك وجودى است كه دایره مدار هستى ما بوده، حیات ما بوده، وجود حقیقى این عالم مرتبط به حضرت است؛ «بیمنه رزق الورى و بوجوده ثبتت الارض والسماء» واقعیت وجود من این است: من كسى نیستم، وابسته به وجود حقیقت آقا هستم چرا؟ براى این كه او كدخداى عالم طبیعت است به قول حكماى پهلویون ـ آنها این تعبیر را مىكنند ـ این وجودى كه آن را تعبیر مىكنند، به كدبانو، كدبانو و كدخداى عالم طبیعت یا به قول فلسفه ارسطو كه تعبیر مىكند به عقل فعال، اینها هر كدام به لسان خودشان حرف مىزنند. حكما و عرفا تعبیر مىكنند به كلمة القدسیة الهیة.
اما تمام اینها را بگذارید كنار، به زبان انبیا بگوئیم، به زبان اولیاى دین؛ یعنى حجةالله بگویم كه حضرت امام هادى علیهالسلام فرمود: اسم آقا را نبرید. طرف عرض كرد یابن رسولاللّه پس ما چه بگوییم حضرت فرمود به این تعبیر او را بخوانید: حجةُ آل محمد صلوات الله علیهم. عنایت داشته باشید چه مىخواهم بگویم؛ واقعیت این است كه این وجود مبارك یك وجودى است كه وجود تمام این عالم وابسته به وجود اوست. حالا من نمىخواهم العیاذ بالله تعبیر بكنم به چیزى كه خداى نخواسته یك جورى برداشت بشود. خوب بعضىها مىگویند شما آن قدر امامها را بالا مىبرید كه كأنه العیاذ بالله ایشان را جاى حضرت رُبوبى مىگذارید.
نه ما نمىخواهیم این كار را بكنیم؛ چرا كه خودشان هم افتخار مىكنند كه بنده خدا هستند، ولى گفتند «نَزِّلُونا عَنِ الرُبوبیة و قولوا فِینا ما شِئْتُم» قربانشان بشوم فرمود: از مرحله الوهیت بیایید پایین آن وقت هرچه خواستید بگویید همین هم است، ما كه مىگوییم وجود این عالم، حیات این عالم، قدرت این عالم و مظهر تمام این كمالات در وجود مبارك آقاست بله یكى از عزیزان داشتند به حرم حضرت معصومه( علیهاالسلام) مىرفتند كه آمد جلو به من فرمود: فلانى این آیه شریفه كه خدا مىفرماید: (قل ادعوالله او ادعوا الرحمن ایّاما تدعوا فله الاسماء الحسنى) خدا را بخوانید به اسماء حسنایش منظور چیست؟ این اسماء الحسنى كه مىگویند مظهرش خود ائمه هستند، ائمه مظهر صفات جمالى حضرت بارى تعالى هستند، قدرت مىخواهید امام زمان را ببینید، كمالات حضرت بارى تعالى را مىخواهید یا صفات جمالى در وجود مبارك امام است .
آنچه بخواهید خدا در اختیار امام قرار داده . همه ما عقیده مان این است كه اگر امام غیر از این باشد ما او را امام نمىدانیم. امام قدرت تمام این عالم است. منتها بنده یك جلسهاى داشتم با آقایى كه از آفریقا آمده بود به نام ملا اصغر كه اخیرا فوت كرده است. خیلى موجه بود در كشور آفریقایى و نماینده مراجع در زمان گذشته بود و ایشان آمدند ایران، دیدارى داشتند با آقایان و ضمنا به من گفتند: آقا ایشان هم مىخواهد با شما یك دیدارى داشته باشد و سؤالاتى دارد. گفتم مانعى ندارد یك جلسهاى گذاشتند براى بحث، من یادم نمىرود یكى از سؤالات ایشان همین بود كه بفرمایید امام زمان علیهالسلام كه مىگویند در پرده غیبت هست خوب آیا در پرده غیبت بودن بیشتر نفعش به جامعه مىرسد یا اگر بنا بود محضرش شرفیاب مىشدیم؟ خوب این چیست كه حضرت فرموده من پشت پرده غیبت هستم، وجود من هم پشت پرده غیبت مانند خورشید است پشت ابر؛ حضرت فرمود كه همین طور كه آفتاب پشت ابر هم بىنفع نیست، من هم به همین گونهام.
بعد ایشان فرمود من مطالعات عمیقى درباره ولى امر(علیهالسلام) دارم ایشان ادعا كرد حالا من نمىدانم تا چه اندازه این ادعایش درست بود او مىگفت: من هزار تا كتاب در این باره مطالعه كردم، او مىگفت با این حال من درباره غیبت امام زمان قانع نشدم؛ كه حضرت پشت پرده غیبت باشد.
بسم الله الرحمن الرحیم
تقدیم به سبزقبایی آشنا؛ اویی که هستی توفیق وجودش را مدیون اوست و هلهله ملکوت مستدام از سعادت تبرک به چنین ترنمـی؛ تصنیف روزگار قرابتش را نویـد می دهد و این، تسلای نگاه منتظران است.
تقدیم به آستان قدسی نگار قبله عالم حضرت مهدی (عج) به امید نوازش نگاهش بر سر دل وجود و بلندای خیمه مهرش بر آفتاب ظلمت زده، غبار از دل می زداییم و به نوایمان صفایی چنین می دهیم:
بغض بهار را مقدم بارانیت شفاست
ای گل ظهورکن تونباشی بهارنیست
اللـهم عجل لولیک الــــــــــــــفرج