مهدويت
 
همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي به پيام آشنايي بنوازد آشنارا (حافظ)
 
دعای عظم البلا
تقديم به ساحت مقدس مادر آقا صاحب الزمان حضرت فاطمه الزهرا سلام الله عليها
امام زمان

1 . اندیشیدن به آینده

یکی از ویژگیهای انسان منتظر این است که به واقعه ای که در آینده اتفاق خواهد افتاد، ایمان دارد . این موضوع را اگر شما با این رویکرد ملاحظه کنید که اگر در وجود انسان این قابلیت بود که بتواند وقایع آینده را پیش بینی کند، چه می شد . خداوند دو هدیه بزرگ به ما کرامت فرموده است: نخست این که قیامت را وعده داده است و دیگر اینکه ظهور موعود را مطرح کرده است . آینده ای را به نام عصر ظهور پیش بینی کنیم که در آن، شیعیان منتظر دوازدهمین حجت الهی، حضرت مهدی اند . بنابراین یکی از ویژگیهای تربیتی انسان منتظر این است که به آینده ای با وقایع و ویژگیهای خاص می اندیشد .

2 . آمادگی

دومین ویژگی انسان منتظر، آمادگی است; یعنی نسل منتظر، کودک و نوجوان و جوان ما باید بداند که در عصر ظهور چه کاره است و دارای چه نقشی است . انسان منتظر باید آمادگی کارگزاری حکومت جهانی را داشته باشد . امام زمان(عج) به نیرو و آدمی نیاز دارد که بتواند با پدیده ها و شرایط مواجه شود . این امر که افراد، در دوران غیبت قابلیتها و تخصصهای خودشان را گسترش ندهند، با مفهوم انتظار، تطابق ندارد .

3 . امید به آینده جهان

یکی دیگر از ویژگیهای نسل منتظر، امیدواری و نگرش مثبت به آینده جهان است . اگر ما خودمان را در این شرایط ببینیم، تصور کنیم که منتظر دادگستر و عدل گستر جهان هستیم، در راستای این اهداف تلاش خواهیم کرد . ادیانی که موعودگرا نیستند، یک نگرش کاملا منفی و یاس آور نسبت به جهان دارند . اگر امید به آینده نباشد، انسان دچار افسردگی خواهد شد .

4 . جهانی شدن

چهارمین ویژگی که برای نسل منتظر می توان در نظر گرفت; این است که انسان از خویشتن و از خودش بیرون بیاید و جهانی شود . اصلا یکی از ویژگیهای انتظار این است که انسانها را از درون خودشان بیرون بیاورد تا از پرداختن به مسائل جزئی زندگی خودشان دوری کنند . خود محوری برای جامعه بسیار خطرناک است . کسی که درخت را از خیابان می کند و در منزل خویش می کارد، اندیشه این آدم در حقیقت، از خودش و خانه خودش فراتر نمی رود . و خود محوری یعنی این که خود را در حد خودش و خانه خودش ببیند . هر چیزی، در خانه او معنا دارد; در درون خانه او ارزش دارد; فراتر از خانه خودش نمی اندیشد; به شهر نمی اندیشد; به کشور نمی اندیشد; انگار فقط همین نسل است و بس .

انتظار، انسان را از خانه خود بیرون می آورد و جهانی می کند. اگر بخواهیم یک نوجوان را تربیت کنیم باید بتوانیم او را با انتظار و مفهوم آن آشنا کنیم . باید به او بفهمانیم که تو برای خودت و در چارچوب خودت زندگی نمی کنی; باید به جهان بیندیشی، به حکومتی که بر جهان حاکم است.

یکی از ویژگیهای انسان منتظر این است که به واقعه ای که در آینده اتفاق خواهد افتاد، ایمان دارد . این موضوع را اگر شما با این رویکرد ملاحظه کنید که اگر در وجود انسان این قابلیت بود که بتواند وقایع آینده را پیش بینی کند، چه می شد

ادامه ي مطلب را حتما بخوانيد



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 خرداد 1393  توسط عليرضا
امام زمان علیه السلام

[شیطان] گفت: پرودگارا! پس مرا تا روزی که برانگیخته خواهند شد مهلت ده.

فرمود: تو از مهلت یافتگانی، تا روز [و] وقت معلوم. (حجر (15)، آیه 36 و 38)

بعد از آنکه شیطان بر انسان سجده نکرد و مقام خود را برتر از آن دانست که برای انسان خاکی تعظیم کند، خدا او را از رانده شدگان قرار داد و فرمود: «تا روز جزا بر تو لعنت باد.» (حجر، آیه 35) در این هنگام شیطان از خداوند خواست که او را تا روز برانگیخته شدن انسانها از قبر مهلت دهد و جواب شنید که: تو تا روز و وقت معلومی مهلت داری. او تا «یوم یبعثون » مهلت خواست و خدا «یوم الوقت المعلوم » بدو مهلت داد. سؤال این است که آیا بین این دو روز فرق است؟ و اگر هست به چه نحو است و چه نتایجی دارد؟

مرحوم علامه طباطبایی ذیل این آیه شریفه نکاتی را فرموده اند که به اختصار نقل می شود. تفسیر ایشان از این آیه جالب و شیرین و در عین حال قابل تامل است: «با نظری گذرا به دو آیه معلوم می شود که روز «وقت معلوم» با روزی که مردم برانگیخته می شوند، متفاوت است و حتما باید آن روز قبل از روز بعث باشد.» و سپس در ادامه استدلال می گویند: «اطلاق در آیه 15 سوره «اعراف » که خداوند بدو فرموده تو از مهلت داده شدگانی با آنچه در سوره «ص » و همین جا آمده است مقید می شود یعنی منظور روز وقت معلوم است.» 1

ایشان در جواب این سؤال که آیا خود ابلیس از زمان آن روز خبر دارد یا نه می گویند: «این روز در علم الهی مشخص و مبین است که چه زمانی است. اما، آیا ابلیس هم می داند یا نه از آیه چیزی بر نمی آید.» علامه در ادامه جواب به نظری که می گوید شیطان آن روز را نمی داند مطلب را به بحث مورد نظر می کشاند و می فرماید: اینکه دوباره ابلیس گفته است: «همه را گمراه خواهم ساخت.» (حجر (15)، آیه 39.) دلیل است که او تا زمانی که انسان در دنیا زندگی می کند کار خود را ادامه می دهد. پس از آیه «الی یوم الوقت المعلوم » فهمیده می شود منظور تا آخر عمر انسانهایی است که در روی زمین زندگی می کنند و امکان اغوای آنها وجود دارد.» ایشان در تقویت این نظریه از قول «ابن عباس » و اکثر مفسران اینطور ادامه می دهند که: «منظور از آن روز، آخرین روزهای تکلیف است و آن مربوط به نفخه اولی است که همه خلایق در آن از دنیا می روند. گویا این نظر مبتنی بر این است که ابلیس تا زمانی که تکلیف است و امکان مخالفت و معصیت وجود دارد زنده می ماند و آن هم مدت عمر انسان در این دنیاست یعنی تا زمان نفخه اولی که همه مردم می میرند و بین این نفخه و نفخه دوم که در آن مردم برانگیخته می شوند 40 سال یا 400 سال بر حسب اختلاف روایات فاصله وجود دارد.» مرحوم طباطبایی با اینکه بدین طریق وجه فوق را تقویت کرده و روز وقت معلوم را به نفخه اولی تفسیر می کند اشکالی بدان کرده و آن را رد می نماید تا نظریه ای را که خود قبول دارد بیان و تقویت نماید. لذا می گویند: «وجهی که گفته شد خوب است و تنها یک اشکال دارد و آن اینکه در این نظریه آمده بود ابلیس تا زمانی که تکلیفی هست و امکان مخالفت و معصیت وجود دارد زنده می باشد» صاحب المیزان این ملازمه را یعنی ملازمه بین وجود تکلیف و وجود ابلیس را قبول ندارد و می گوید: «استناد معاصی به شیطان اقتضای بقای ابلیس را دارد تا زمانی که معصیت و گمراهی وجود داشته باشد، نه تا زمانی که تکلیف باقی است و دلیلی هم بر ملازمه بین معصیت و تکلیف در خارج نیست.» به عبارتی روشن تر ایشان می خواهند ملازمه بین وجود تکلیف و وجود ابلیس را نفی کند ولی ملازمه بین معصیت و ابلیس را ثابت نماید و بعد از آن ملازمه بین معصیت و تکلیف را نفی کرده و می گویند امکان دارد تکلیف باشد ولی معصیتی نباشد و وقتی معصیت نبود ابلیس هم نیست.

منظور از آن روز، آخرین روزهای تکلیف است و آن مربوط به نفخه اولی است که همه خلایق در آن از دنیا می روند. گویا این نظر مبتنی بر این است که ابلیس تا زمانی که تکلیف است و امکان مخالفت و معصیت وجود دارد زنده می ماند و آن هم مدت عمر انسان در این دنیاست یعنی تا زمان نفخه اولی که همه مردم می میرند و بین این نفخه و نفخه دوم که در آن مردم برانگیخته می شوند 40 سال یا 400 سال بر حسب اختلاف روایات فاصله وجود دارد

ادامه ي مطلب را حتما بخوانيد



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 خرداد 1393  توسط عليرضا
امام زمان

پس از آن که جهانیان آمادگی پذیرش حکومت عدل الهی را پیدا کردند و شرایط از هر جهت برای ظهور حضرت فراهم شد، امام مهدی (عج) قیام می کنند و خود را به جهانیان معرفی اسلامی دعوت می کنند. از آنجا که سردمداران مستکبر در چنان شرایطی موقعیت خود را در خطر خواهند دید، علی رغم رفتار بزرگوارانه و استدلال های روشنگرانه امام علیه السلام باز جهت حفظ حکومت ظالمانه خود در مقابل آن حضرت صف آرایی می کنند و به هیچ وجه حاضر به پذیرش حق نمی شوند. در نتیجه، نبرد شدید حق و باطل به وجود می آید و به کمک یاران با اخلاص و فداکار امام مهدی (عج) تمام سردمداران ظلم و تعدی نابود و یک حکومت واحد جهانی بر اساس تعالیم عالیه اسلامی در سرتاسر عالم مستقر می شود که در سایه آن، بشریت طعم شیرین عدالت و امنیت و آسایش واقعی... را می چشند. در مورد اوصاف حکومت آن حضرت که از طریق حاکمیت احکام اسلام به وجود خواهد آمد، توصیفات زیادی در متون دینی وارد شده است. در این جا به اختصار به چند مورد از آن ها اشاره می گردد:

گسترش عدالت:

برقراری عدل و قسط در عالم و ریشه کن ساختن بیداد و تبعیض، از ویژگی های اصلی حکومت حضرت مهدی (عج) است. به این ویژگی در بسیاری از رهنمودهای ائمه اطهار علیهم السلام اشاره شده است. در این زمینه، امام رضا علیه السلام می فرمایند: خداوند متعال توسط حضرت مهدی (عج) زمین را از هر ستمی پاک خواهد ساخت. ... آن حضرت وقتی قیام کردند میزان عدل و داد را در میان مردم مستقر می نماید و به گونه ای به کارها رسیدگی می کند که احدی جرات تعدی و ظلم به دیگری را نخواهد کرد. 1

امنیت کامل:

امام زمان (عج) با سیاستی که در پیش خواهند گرفت، در مدت بسیار کوتاهی امنیت و صلح و صمیمیت را در تمام زمینه ها تحقق خواهند بخشید. علی علیه السلام در این باره می فرمایند: وقتی که قائم ما قیام کنند، کینه ها از دل های مردم بیرون می رود... امنیت به گونه ای گسترش پیدا می کند یک زن، علی رغم به همراه داشتن اشیاء گران قیمت فاصله بین عراق تا شام را به تنهایی طی خواهد کرد. بدون این که کوچک ترین ترسی در دل داشته باشد2 و امام صادق علیه السلام در توصیف آن دوران می فرمایند: به اندازه ای امنیت ایجاد خواهد شد که حتی وحوش و حیوانات درنده نیز در امان خواهند بود و هیچ خطری آن ها را تهدید نخواهد کرد. 3

امام رضا علیه السلام می فرمایند: خداوند متعال توسط حضرت مهدی (عج) زمین را از هر ستمی پاک خواهد ساخت. ... آن حضرت وقتی قیام کردند میزان عدل و داد را در میان مردم مستقر می نماید و به گونه ای به کارها رسیدگی می کند که احدی جرات تعدی و ظلم به دیگری را نخواهد کرد

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 خرداد 1393  توسط عليرضا

نوید انتقام خون امام حسین(ع) با ظهور امام عصر(ع)
اى اهل عالم! منم امام قائم. منم شمشیر انتقام الهى که ستمگران را به سزاى اعمالشان می رسانم... جدّم حسین بن على را تشنه به شهادت رساندند. دشمنان از روى کینه توزى جدم را ناجوانمردانه کشتند.

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 خرداد 1393  توسط عليرضا

دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است
جان را هوای از قفس تن پریدن است
از بیم مرگ نیست که سرداده ام فغان
بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است
دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم
باری علاج شکر گریبان دریدن است
شامم سیه تر است ز گیسوی سرکشت
خورشید من برآی که وقت دمیدن است
سوی تو این خلاصه گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است
بگرفت آب و رنگ زفیض حضور تو
هرگل دراین چمن که سزاوار دیدن است
با اهل درد شرح غم خود نمی کنم
تقدیر قصه دل من ناشنیدن است
آن را که لب به جام هوس گشت آشنا
روزی (امین) سزا لب حسرت گزیدن است



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 خرداد 1393  توسط عليرضا

 تجلي طاها                                                                                                                  

ندیدم شهی در دل آرایی تو                                                                                                 

به قربان اخلاق مولایی تو

تو خورشیدی و ذره پرور ترینی

فدای سجایای زهرایی تو

نداری به کویت ز من بی نواتر

ندیدم کریمی به طاهایی تو

نداری گدایی به رسوایی من

ندیدم نگاری به زیبایی تو

نداری مریضی به بد حالی من

ندیدم دمی چون مسیحایی تو

نداری غلامی به تنهایی من

ندیدم غریبی به تنهایی تو

نداری اسیری به شیدایی من

ندیدم کسی را به آقایی تو

امید غریبان تنها کجایی؟

چراغ سر قبر زهرا کجایی؟

تجلی طه ، گل اشک مولا ، دل آشفته ی داغ آن کوچه ی غم

گرفتار گودال خولی ، دل افگار غم های زینب ، سیه پوش قاسم

عزادار اکبر گل باغ لیلا ، پریشان دست علم گیر سقا

نفس های سجاد ، نواهای باقر ، دعاهای صادق

کس بی کسی های شب های کاظم

حبیب رضا و انیس غریب جواد الائمه

تمنای هادی ، عزیز دل عسکری ، پس نگارا بفرما کجایی.. کجایی.. کجایی..

دلم جز هوایت هوایی ندارد

لبم غیر نامت نوایی ندارد

وضو و اذان و نماز و قنوتم

بدون ولایت بهایی ندارد

دلی که نشد خانه ی یاس نرگس

خراب است و ویران صفایی ندارد

بیا تا جوانم  بده رخ نشانم

که این زندگانی وفایی ندارد..



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 خرداد 1393  توسط عليرضا

آيت‌الله شيخ محمّدتقي اصفهاني مشهور به آقا نجفي در يك‌صد سال پيش با تتبّع در روايات و احاديث اهل‌بيت(ع)، پنجاه‌وچهار وظيفة مؤمنان در زمان غيبت امام زمان(عج) را در دو جلد بيان مي‌كند.

از زبان آيت‌الله آقا نجفي
آيت‌الله شيخ محمّدتقي اصفهاني مشهور به آقا نجفي در يك‌صد سال پيش با تتبّع در روايات و احاديث اهل‌بيت(ع)، پنجاه‌وچهار وظيفة مؤمنان در زمان غيبت امام زمان(عج) را در دو جلد بيان مي‌كند.


ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 خرداد 1393  توسط عليرضا

این تعبیرى كه در قرآن دارد با همه معناهاى گوناگونى كه آقایان مى‏كنند. به نظر بنده یك معناى بالاتر است، البته ما باز هم ریزه‏خوار سر سفره آن ها هستیم و هر چه داریم از خاندان نبوت و ائمه علیهم‏السلام داریم. این كه خدا مى‏فرماید: (بقیّة‏الله خیرٌ لكم) بعد مى‏فرماید: (ان كنتم مؤمنین) ان كنتم مؤمنینش را چه جور معنا مى‏كنید؟ ان كنتم مؤمنین یعنى چه؟ بقیّة الله خیر لكم ان كنتم یعنى چه؟ یعنى وجود آقا براى غیرمؤمنین خیر نیست.

با این كه وجود امام زمان براى همه خیر است براى كل ممكنات . چه حسابى است كه حضرت بارى تعالى اینجا مى‏فرماید: (بقیّة الله خیر لكم ان كنتم مؤمنین). این را اگر بخواهید بشكافید ... البته چندین معنا شده. یكى از معانى‏اش را اشاره مى‏كنم آقایان تفسیرها را ببینید ان كنتم مؤمنین چند گونه معنا شده ؛ مهم‏ترین آن درك است یعنى كأنه اگر شما بفهمید كه این وجود مبارك است ان كنتم مؤمنین نه قید است براى نفس خیریت زیرا كه وجود بارى تعالى وجودش خیر مسلم است؛ چه شما قبول بكنید چه نكنید. همچنین وجود حضرت هم خیر است، ولى فهمش براى ما مهم مى‏باشد. در چه صورت من مى‏توانم وجود مبارك آقا را خیر ببینم؟ آن موقعى كه درك بكنم كه وجود آقا چقدر براى من ضرورت دارد.

حتى در یك روایت هم حضرت فرمود آقایان، شیعیان ما، فجعلوا لِقائمنا سهما؛ حضرت فرمود: یك سهمى هم براى امام زمان(عج) بگذارید. لا اله الا الله چه تعبیرى حضرت به كار مى‏برد؛ براى امام زمان(عج) هم سهم بگذارید؛ یعنى بفهمید كه امام زمان چه كسى است. اگر چنین كارى كردید، سهمى قرار دادید. خدا مى‏فرماید:«لو عَلِمَ اللَّه مِنْ نیْتَكُمْ ذلك؛»اگر خدا از نیت شما آن را دانست خدا كه مى‏داند كنایه از خارجیت شى‏ء است. اگر در نیت شما چنین باشد چه بسا خدا عمر شما را طولانى كند كه «جَعلكم الله من اَعْوانِه و اَنصارِه» این تكلیف ما را روشن كرده كه ما چطور مى‏توانیم جزء یاران آقا باشیم.

وجود آقا امام زمان براى غیر مؤمنین خیر نیست.

مهم است كه درك این مطلب را آدم بكند كه وجود مبارك آقا براى ما یك وجودى است كه دایره مدار هستى ما بوده، حیات ما بوده، وجود حقیقى این عالم مرتبط به حضرت است؛ «بیمنه رزق الورى و بوجوده ثبتت الارض والسماء» واقعیت وجود من این است: من كسى نیستم، وابسته به وجود حقیقت آقا هستم چرا؟ براى این كه او كدخداى عالم طبیعت است به قول حكماى پهلویون ـ آن‏ها این تعبیر را مى‏كنند ـ این وجودى كه آن را تعبیر مى‏كنند، به كدبانو، كدبانو و كدخداى عالم طبیعت یا به قول فلسفه ارسطو كه تعبیر مى‏كند به عقل فعال، این‏ها هر كدام به لسان خودشان حرف مى‏زنند. حكما و عرفا تعبیر مى‏كنند به كلمة القدسیة الهیة.

اما تمام این‏ها را بگذارید كنار، به زبان انبیا بگوئیم، به زبان اولیاى دین؛ یعنى حجة‏الله بگویم كه حضرت امام هادى علیه‏السلام فرمود: اسم آقا را نبرید. طرف عرض كرد یابن رسول‏اللّه پس ما چه بگوییم حضرت فرمود به این تعبیر او را بخوانید: حجةُ آل محمد صلوات الله علیهم. عنایت داشته باشید چه مى‏خواهم بگویم؛ واقعیت این است كه این وجود مبارك یك وجودى است كه وجود تمام این عالم وابسته به وجود اوست. حالا من نمى‏خواهم العیاذ بالله تعبیر بكنم به چیزى كه خداى نخواسته یك جورى برداشت بشود. خوب بعضى‏ها مى‏گویند شما آن قدر امام‏ها را بالا مى‏برید كه كأنه العیاذ بالله ایشان را جاى حضرت رُبوبى مى‏گذارید.

 

نه ما نمى‏خواهیم این كار را بكنیم؛ چرا كه خودشان هم افتخار مى‏كنند كه بنده خدا هستند، ولى گفتند «نَزِّلُونا عَنِ الرُبوبیة و قولوا فِینا ما شِئْتُم» قربانشان بشوم فرمود: از مرحله الوهیت بیایید پایین آن وقت هرچه خواستید بگویید همین هم است، ما كه مى‏گوییم وجود این عالم، حیات این عالم، قدرت این عالم و مظهر تمام این كمالات در وجود مبارك آقاست بله یكى از عزیزان داشتند به حرم حضرت معصومه( علیها‏السلام) مى‏رفتند كه آمد جلو به من فرمود: فلانى این آیه شریفه كه خدا مى‏فرماید: (قل ادعوالله او ادعوا الرحمن ایّاما تدعوا فله الاسماء الحسنى) خدا را بخوانید به اسماء حسنایش منظور چیست؟ این اسماء الحسنى كه مى‏گویند مظهرش خود ائمه هستند، ائمه مظهر صفات جمالى حضرت بارى تعالى هستند، قدرت مى‏خواهید امام زمان را ببینید، كمالات حضرت بارى تعالى را مى‏خواهید یا صفات جمالى در وجود مبارك امام است .

آنچه بخواهید خدا در اختیار امام قرار داده . همه ما عقیده مان این است كه اگر امام غیر از این باشد ما او را امام نمى‏دانیم. امام قدرت تمام این عالم است. منتها بنده یك جلسه‏اى داشتم با آقایى كه از آفریقا آمده بود به نام ملا اصغر كه اخیرا فوت كرده است. خیلى موجه بود در كشور آفریقایى و نماینده مراجع در زمان گذشته بود و ایشان آمدند ایران، دیدارى داشتند با آقایان و ضمنا به من گفتند: آقا ایشان هم مى‏خواهد با شما یك دیدارى داشته باشد و سؤالاتى دارد. گفتم مانعى ندارد یك جلسه‏اى گذاشتند براى بحث، من یادم نمى‏رود یكى از سؤالات ایشان همین بود كه بفرمایید امام زمان علیه‏السلام كه مى‏گویند در پرده غیبت هست خوب آیا در پرده غیبت بودن بیشتر نفعش به جامعه مى‏رسد یا اگر بنا بود محضرش شرفیاب مى‏شدیم؟ خوب این چیست كه حضرت فرموده من پشت پرده غیبت هستم، وجود من هم پشت پرده غیبت مانند خورشید است پشت ابر؛ حضرت فرمود كه همین طور كه آفتاب پشت ابر هم بى‏نفع نیست، من هم به همین گونه‏ام.

بعد ایشان فرمود من مطالعات عمیقى درباره ولى امر(علیه‏السلام) دارم ایشان ادعا كرد حالا من نمى‏دانم تا چه اندازه این ادعایش درست بود او مى‏گفت: من هزار تا كتاب در این باره مطالعه كردم، او مى‏گفت با این حال من درباره غیبت امام زمان قانع نشدم؛ كه حضرت پشت پرده غیبت باشد.

 

برگرفته از سخنرانی حضرت آیت الله علوی گرگانی

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 26 خرداد 1393  توسط عليرضا
(تعداد کل صفحات:8)      1   2   3   4   5   6   7   8