مهدويت
 
همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي به پيام آشنايي بنوازد آشنارا (حافظ)
 
دعای عظم البلا
تقديم به ساحت مقدس مادر آقا صاحب الزمان حضرت فاطمه الزهرا سلام الله عليها

 

 

شعر,شعرامام زمان,شعر برای امام زمان,شعرهای امام زمان

 

«شعر امام زمان»

 

اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري

کي از مسير کوچه قصد عبور داري؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابي

اي آنکه در حجابت درياي نور داري

من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟

برعکس چشمهايم چشمي صبور داري

از پرده ها برون شد، سوز نهاني ما

کوک است ساز دلها، کي ميل شور داري؟

در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت

کي در سراي چشمم، قصد ظهور داري؟



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 4 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا
دعا

خدایا، مرا ببخش! به خاطر همه لحظه هایی که به یاد تو نبوده ام!

به خاطر همه سجده هایی که زود سر از مهر برداشتم .

به خاطر همه درهایی که کوبیده ام و خانه تو نبوده اند .

به خاطر همه حاجاتی که از غیر تو خواسته ام .

به خاطر همه وعده هایی که تو دادی و من باور نکردم .

به خاطر همه آنچه به خاطر سعادت من از من خواستی و من اعتماد نداشتم .

به خاطر همه آنچه خواستی به من بفهمانی و من نفهمیدم .

به خاطر همه نعمتهایت که شکر نکرده ام .

به خاطر همه مهربانی هایت که با گناه پاسخ داده ام .

به خاطر همه چشم پوشی هایت که سوء استفاده کرده و گستاخ تر شده ام .

به خاطر همه آنچه در راه من خرج کرده ای و من هیچ در راه تو خرج نکرده ام .

به خاطر ...

مرا ببخش! نه به خاطر آنکه من لیاقت بخشیده شدن دارم;

به خاطر اینکه تو شایسته بخشیدنی!

نه به خاطر آنکه گناهان من بخشودنی هستند;

به خاطر اینکه تو اهل عفو و مغفرتی و گذشت کار توست

نه به خاطر اینکه من خوب شده ام;

به خاطر اینکه تو خوبی!

نه به خاطر آنکه مرا خوشحال کنی

به خاطر اینکه پیامبرت و اولیاء تو، خوشحال شوند!

مرا ببخش، نه به خاطر من!

به خاطر «آن که » گناهان من اول او را اذیت می کند!

به خاطر «آن که » گناهان من، غربت و آوارگی و غیبت او را تمدید می کند!

به خاطر «آن که » هر هفته پرونده اعمال مرا به دست او می دهند!

به خاطر «آن که » این بار نمی داند با چه رویی پیش تو شفاعت مرا کند!

به خاطر «آن که » قرار است بر زمین آقایی و سروری کند و گناهان من مانع این کار شده اند!

به خاطر «آن که » دوستش داری و او تو را دوست دارد!

به خاطر «آن که » ناراحتی او ناراحتی توست و خوشحالی او خوشحالی تو!

به خاطر امام زمان مرا ببخش!



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 4 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

بده پیمانه ای ساقی گل از گلزار می آید

بیا مطرب بزن چنگی که امشب یار می آید.

دل یعقوبیم امشب مشامش بوی گل دارد

که یوسف می رسد از ره پی بیمار می آید.

 صدای پای او هر دم به گوشم می رسد از ره

برای دیدنش چشمم دما دم زار می آید.

عجب شوری به سر دارم نمی دانم خداوندا

غم از دل می رود اکنون که آن غمخوار می آید.

چنان افتان و خیزانم که سر از پا نمی دانم

به شیدائی دل و جانم همه تبدار می آید.

به شکر چشم ناز او دلم آتش زدم عمری

به عجرش امشب آن زیبا پی تیمار می آید.

خدایا سر مکن امشب که ماهم می رسد از ره

پس از عمری فراق و غم پی این کار می آید.

دل گمنامیم گرچه نباشد لایق لطفش

مرا او مرحمت دارد که از گفتار می آید.

شاعر : علی پرهام

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

دوران فـراق پسر فــــاطمــــه تاکی؟

ای غصّـــه اسلام هم آغـــوش تو مهدی

ای نالۀ خامــوشان در گـوش تو مهدی

ای پــرچم ثارالله بــر دوش تـو مهدی

ای خـون دل واشک بصر نوش تو مهدی

ای موسی عمـران چه شود تا به مصافی

چـــون سینۀ دریادل فــرعون بشکافی

ای نام تو ذکـر خوش شام وسحـر ما

ای خاک رهت مــادرمـا وپـــدر مـا

ای باغ تـو را لاله زخــون جگـر ما

ما منتظـر استیم وتـوئی منتظَر ما

باز آ که چـراغ همه رخسار تـو باشد

میثـم صله ی شعـرش دیدار تو باشد



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 27 فروردین 1393  توسط عليرضا

آقا جان

من از نگاه تو دورم  ولی تو چشم خدائی

                                   چه می شود که دمی دیده ای به من بگشائی

تمام عمر کنار تو بودم ای دل غافل

                                       نیافتم که تو بودی ندیدمت که کجائی

آقا جان

چنان چه جدت تو می رفت بر سرای فقیران

                                     چه می شود به سرای من فقیر بیائی

دعا هم از نفسم خسته شد ندیدمت آخر

                                      بیا بگو چه دعائی کنم که رخ بگشائی

آقا جان

دل مریض مرا ای مسیح آل محمد

                                  تو مرحمی تو طبیبی تو نسخه ای تو دوائی

به دور کعبه که گشتم به یاد روی تو گشتم

                                   تو کعبه ای تو مقامی تو زمزمی تو صفائی

آقا 

تو سجده ای تو رکوئی تو نیتی تو قیامی

                                   تو حمدی و تو قنوتی تو ذکری و تو دعائی



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 فروردین 1393  توسط عليرضا

یابن زهرا,

مـــــــــــا راه را گم کرده ایم,

چهره ی دلخواه را گم کرده ایم,

مــــــــــا تو را در قعر چاه انداختیم, 

یوسف ِ ما, چــــــــــــاه را گم کرده ایم !!!!

 

 

همیشه توقع داریم یوسف زهرا (عج) سنگ صبور ما باشند,



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 24 فروردین 1393  توسط عليرضا

emam zaman شعر های امام زمان

انتظار… منتظر…

انتظار، استقامت بر دین است و منتظر، حرکت آفرین.
انتظار، یاد یار است و منتظر، بی قرار.
انتظار، مسؤلیت آور است و منتظر، جهادگر.
انتظار، برترین کار است و منتظر، نیکوکار.
انتظار، ستیز است و منتظر، اهل پرهیز.
انتظار، آماده سازی است و منتظر، مهیای جانبازی.
انتظار، راز است و منتظر، در سوز و گداز.
انتظار، مبارزه با بیداد است و منتظر، فریادگر عدل و داد…
آی مردم!
اگر «او» را نمی جویید، دیگر از «عشق» هم نگویید!

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 22 فروردین 1393  توسط عليرضا

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن

                                       گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن
گفتم به نام نامیت هر دم بنازم

                                       گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم
گفتم که دیدار تو باشد آرزویم

                                       گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن

                                       گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن

                                       گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن

                                       گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
                                       گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان

                                       گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن

                                       گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم  ز هجران تو قلبی تنگ دارم

                                       گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن

                                       گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان

                                       گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن

                                       گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم

                                       گفتا که روز وصل را در انتظارم

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 22 فروردین 1393  توسط عليرضا

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن

گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم

گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم  ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که روز وصل را در انتظارم

مجنون شد که راهی صحرا کنی مرا
گاهی غبار جاده ی لیلا، کنی مرا
کوچک همیشه دور ز لطف بزرگ نیست
قطره شدم که راهی دریا کنی مرا
پیش طبیب آمده‌ام، درد می‌کشم
شاید قرار نیست مداوا کنی مرا
من آمدم که این گره ها وا شود همین!
اصلا بنا نبود ز سر وا کنی مرا
حالا که فکر آخرتم را نمی­کنم
حق می­دهم که بنده دنیا کنی مرا
من، سالهاست میوه ی خوبی نداده‌ام
وقتش نیامده که شکوفا کنی مرا
آقا برای تو نه ! برای خودم بد است
هر هفته در گناه، تماشا کنی مرا
من گم شدم ؛ تو آینه‌ای گم نمی‌شوی
وقتش شده بیائی و پیدا کنی مرا
این بار با نگاه کریمانه‌ات ببین
شاید غلام خانه زهرا کنی مرا

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 22 فروردین 1393  توسط عليرضا

 مدتها بود قصد کرده بودم آدینه روزی شعری توی این وبگاه بگذارم ... دیروز جمعه بود و من قصدم رو عملی کردم .. قبل از اینکه گزینه ی ثبت مطلب رو کلیک کنم، یه سوال از خودم پرسیدم .. گفتم چرا میخوای این شعرو امروز بگذاری ؟ مگه فقط جمعه ها روز امام زمانه !! ؟؟ مثلا مگه شنبه چشه ؟؟ یا دوشنبه چه گناهی کرده که نباید به نام امام دوران خوانده بشه ؟؟ اصلا چهارشنبه روز به این خوبی !! یا مثلا چرا بین سه شنبه و جمعه فرق میگذاری !! ؟؟ 

بعدش به این نتیجه رسیدم که این مساله که "صرفا" روز جمعه رو روز امام عصر میدونیم به خاطر ان چیزیست که در ضمیر ناخودآگاه ما حک شده !! قبول که روز جمعه روز زیارتی امام زمانه !! و درست که در روایات احتمال اینکه این روز ،روز ظهور باشه بیشتره ! اما برای یاد کردن امام  "زمان "هر عصری ، هر روز و هر لحظه و هر ثانیه ارزش مساوی داره !! این مساله ی حک شده در ضمیر ناخوداگاهه که موجب میشه صرفا غروب جمعه یاد مولامون کنیم ، وگرنه سزاواره که ما هر غروب و بل هر طلوع به یاد حضرتش باشیم ... 

امروز شنبه است و من این روز رو برای یاد امام در نظر گرفتم ... 

شعر زیر یکی از زیباترین ، بل زیباترین شعریه که خطاب به حضرتش خواندم ..

 

نه دفن کردن مضمون بی کفن سخت است
نه گوش دادن الواح بی سخن سخت است


 بدون دیدن تو آینه شدن مشکل
نباشد آب اگربا وضو شدن سخت است

 ز یاد بردن من آنقدر هم آسان نیست
برای روح فراموشی بدن سخت است

به معنی تو ضمیرم به نحو تو مشتق
و گر نه صرف تو و او و ما و من سخت است

 به راحتی نشدم شاهد حقیقت خویش
شهود جلوه ی گُل در کفِ لجن سخت است

 خودم حریف خودم بودم و عجیب نبود
اگر شهید شدم جنگ تن به تن سخت است

 به بوی قرمز سیبی مرا کفن کردند
مگو کفن شدن بوی پیرهن سخت است

 هزار بار شکستم که زینتت بشوم
تراش خوردن الماسی یمن سخت است 

 شکستن بت نفسم شکسته نفسی نیست
تبر زدن به سر و دست خویشتن سخت است

 مگر خلیل بیاید کمک کند ور نه
شکستن همه اعضاء دفعتاً سخت است

 کجاست ذوق اویس جوان که درک کند
بدون رؤیت تو رؤیت قرن سخت است

 ردای رفعت دامادی شعیب چه سود؟
زفاف در شب منصوب حرفِ  لن  سخت است

 برای من که رسیده به خط پایانم

شروع قافیه با مصدر شدن سخت است

 

+شاعر این شعر اقای رضا جعفری هستند .

 + عادت به روضه کرده دلم ... روضه خوان کجاست ...



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 22 فروردین 1393  توسط عليرضا
(تعداد کل صفحات:4)      1   2   3   4