مهدويت
 
همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي به پيام آشنايي بنوازد آشنارا (حافظ)
 
دعای عظم البلا
تقديم به ساحت مقدس مادر آقا صاحب الزمان حضرت فاطمه الزهرا سلام الله عليها
اي دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه تو از همه پرشورتر
کاش که همسايه ما مي شدي
مايه آسايش ما مي شدي
هر که به ديدار تو نائل شود
يک شبه حلّال مسائل شود
کاش که اين فاصله را کم کني
محنت اين قافله راکم کني


ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 22 فروردین 1393  توسط عليرضا
سلام بر آنان که در فراق یار کوچه های تنهایی سر به دیوار انتظار نهاده اند و
 چشم به راه نیم نگاه مهدی فاطمه اند...
ای گل نرگس... چه میشد که ما را در جمع پروانه هایت پذیرا می شدی؟چه میشد که تشعشع گرمی نگاهت به سویمان روانه می شد؟ نظری فرما بر کوچه تاریکمان. که همه پروانه شمع توایم. همه پروانه ها در این کوچه تاریک به امید حس کردن گرمای وجودت گرد هم امده اند. مولا جان نظری فرما...

این صفحات برگ برگ روزهای انتظاریست که به امید آمدنش از پس هم ورق می زنیم...
العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان یا مهدی ادرکنی...


ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 22 فروردین 1393  توسط عليرضا

در شب هجران ...

 

گریان چو شمع در شب هجران نشسته ام 

چون آسمان ستاره به دامان نشسته ام

 

چون زلف بی قرار تو از بازی نسیم

هر شب میان جمع پریشان نشسته ام

 

تا از نگاه گرم تو روشن شود دلم

عمریست همچو آینه حیران نشسته ام

 

تا چون حباب با تو خانه ام شود خراب

در موج خیز سینه ی طوفان نشسته ام

 

فارغ ز باغبانم و آسوده از بهار 

چون لاله ای به کنج بیابان نشسته ام

 

از شوق پای بوس تو عمریست بی قرارم

مانند اشک در بن مژگان نشسته ام

با نظرات خود من را همراهی کنید. ممنون



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 22 فروردین 1393  توسط عليرضا

از من مخواه حال و هوایم عوض شود

راه رسیدن به خدایم عوض شود

عیدی به بدون یوسف زهرا نمی شود

کاری کنید راه دعایم عوض شود

من را برای نوکری ات انتخاب کن

من را بخر تا که بهایم عوض شود

هر شب به پای نوحه ی تو سینه می زنم

من هیئتی شدم که فضایم عوض شود

یک گوشه چشم خرج گدای درت نما

شاید برات کرببلایم عوض شود

* در قعر دوزخت چو بگویم به فاطمه

اصلا بعید نیست که جایم عوض شود *

-------------------------------

شاعر: ایمان دهقانیا

* محمد کاظمی نیا

منبع: http://shohadayegomnam90.blogfa.com

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 22 فروردین 1393  توسط عليرضا

 

 

تقویم ، شرمسار هزاران نیامدن

یک بار آمدن وَ پس از آن نیامدن

این قصه مال توست بیا مهربانترین!

کاری بکن چقدر به میدان نیامدن؟

این خانه ی پر از گلِ پژمرده هم هنوز

عادت نکرده است به مهمان نیامدن

باران بدونِ آمدنش نیست بی گمان

مرگ است در تصور باران ، نیامدن

اما تو با نیامدنت نیز حاضری

کم نیست از تو چیزی ازین سان نیامدن

اشیاء خانه جمله ی تاریکِ رفتن اند:

آیینه ، عکس ، پنجره ، گلدان ، نیامدن

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 21 فروردین 1393  توسط عليرضا

 

 

اذان جمکران شوری به پا کرد

دلم را از غم عالم جدا کرد

صبا را گشته بودم محرم راز

مرا با رمز غیبت اشنا کرد

بخوان در دل تمنای فرج را

بگو شاید نگاهی هم به ما کرد

چو یعقوب از غم یوسف بنالید

به بوی جامه اش او را شفا کرد

نباشد گل به بستان در زمستان

گل نرگس به هر باغی وفا کرد

ببینیم در جهان عدل علی را

اگر امد حکومت را به پا کرد

اگر ابری بییاید روی خورشید

مشو نومید وباید بس دعا کرد

خدا یا عمر من را طاقتی بخش

که بینم غیبت کبری رها کرد

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 21 فروردین 1393  توسط عليرضا
(تعداد کل صفحات:4)      1   2   3   4