پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
أسعَدُ العَجَمِ بِالإسلامِ أهلُ فارِسَ ؛
خوشبخت ترين ملّت غير عرب به واسطه اسلام ، ايرانيان اند .
ميزان الحكمه ، ح 15756
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
يَخرُجُ ناسٌ مِنَ المَشرِقِ فَيُوَطِّئونَ لِلمَهدِيِ سُلطانَهُ ؛
مردمى از مشرق قيام مى كنند و زمينه حكومت مهدى را فراهم مى آورند.
كنزالعمّال ، ح 38657
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
لَوكانَ الدِّينُ مُعَلَّقا بِالثُّرَيّا لَتَناوَلَهُ اُناسٌ مِن أبناء فارِسَ ؛
اگر دين به ستاره ثريّا آويزان باشد ، مردمانى از ايرانيان آن را به زير خواهند كشيد .
كنزالعمّال ، ح 34130
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
سَيَأتي زَمانٌ تَكونُ بَلدَةُ قُمَّ و أهلُها حُجَّةً عَلَى الخَلائِقِ و ذلِكَ في زَمانِ غَيبَةِ قائِمِنا إلى ظُهُورِهِ ؛
روزگارى خواهد آمد كه شهر قم و مردمان آن حجّت بر ديگر مردمان باشند؛ آن روزگار در زمان غيبت قائم ما است تا آن گاه كه ظهور كند .
بحار الأنوار ، ج 60 ، ص 213
امام كاظم علیه السّلام فرمودند:
رَجُلٌ مِن أهلِ قُم يَدعُو النّاسَ إلَى الحَقِّ يَجتَمِعُ مَعَهُ قَومٌ كَزُبَرِ الحَديِدِ ؛
مردى از قم مردم را به حق فرا مى خواند و گروهى استوار ، چون پاره هاى آهن، پيرامون او گرد مى آيند .
بحار الأنوار ، ج 60 ، ص 216
در روز ۲۶ دی ۱۳۵۷ محمدرضا پهلوی آخرین شاه ایران، تهران را به مقصد آسوان مصر ترک کرد؛ سفری بی بازگشت که خبر آن به سرعت در ایران و جهان پیچید و زیر عنوان «شاه رفت» تیتر درشت روزنامه های عصر تهران شد.

وی به همراه فرح دیبا همسر، سه فرزند از چهار فرزندش (ولیعهد از چندین ماه پیش در ایالات متحده آمریکا مشغول به تحصیل بود)، مادر همسرش و برخی از مقامات ارتش به فرودگاه رفت. صاحب منصبان ارشد ارتش، اعضای شورای سلطنت و شاپور بختیار نخست وزیر برای بدرقه شاه در فرودگاه حضور یافتند. سرانجام پس از مدت کوتاهی هواپیمای نیروی هوایی به پرواز درآمد و شاه در اولین مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسوان مصر شد. شاه و همراهانش به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمی و تشریفاتی انور سادات رییس جمهور این کشور قرار گرفتند و سادات، میهمانان را به هتلی در یک جزیره مصنوعی در وسط رود نیل انتقال داد.
با اعلام خبر خروج شاه از رادیو تهران، جشن های عمومی سراسر کشور را فرا گرفت و مردم به خیابان ها ریختند. هزاران نفر در نقاط مختلف کشور اجتماع کرده و مجسمه های شاه را سرنگون کردند. رانندگان با روشن
ادامه مطلب
بختيار دستور تيراندازی به سمت مردم را میدهد. در بعضي از نقاط كشور به سمت مردم تيراندازی ميشود. عدهي زيادي از همافران و افراد نيروي هوايي، با لباسهای نظامي و در ميان شادی و حيرت مردم به اقامتگاه امام رفتند. امام خمينی در اين ديدار، خطاب به همافران فرمودند:
«همانطور كه گفتيد تا حالا در اطاعت طاغوت بوديد، حال به قرآن پيوستيد. قرآن حافظ شماست. اميدوارم با كمك شما بتوانيم در اينجا حكومت اسلامی را برقرار كنيم.»





چند روز پس از نوروز سال 1358 روزنامه ها در صفحات میانی خود نامهای از دختر رضاخان پهلوی به نام صدیقه سوادکوهی خطاب به امام خمینی(ره) منتشر کردند که پس از سالها در لابلای مطالب خواندنی این روزنامهها جلب توجه میکند.

اینجانب صدیقه دختر رضاخان
در نامه صدیقه که روزنامه اطلاعات متن آن را منتشر کرده، آمده است: «اینجانب صدیقه دختر رضاخان (رضاشاه سابق) و زهرا سوادکوهی می باشم که با انگیزه تلفن مورخه سه شنبه اول اسفند 1357 خانمی که خود را از کمیته آن امام به من معرفی کرد و گویا من بی نام و نشان را که از مردم طبقه سوم اجتماع نیز محروم ترم با شاهزاده خانمهای معروف پهلوی اشتباه گرفته بود ، به کمیته احضارم کرد. لذا مصدع اوقات گرانبهای شما شدم در حالی که میدانم اکنون مجال رسیدگی به این امور نیست.»
در ادامه این نامه آمده است: «اینجانب بنا به وظیفه شرعی خود در روز ششم تشریف فرمایی آن حضرت موفق به زیارت شدم ولی حال که احضار گردیدم چه بهتر که این سعادت از نزدیک دست دهد تا جریان ۲۰ سال مبارزه حق طلبانه از دستگاه بی عدالت دربار و نخست وزیری هویدا را به عرض برسانم. پرونده دادخواهی در مورد اثبات نسب و احقاق حق خود را که بنا بر امر مرجع تقلید شیعیان آن زمان مرحوم حضرت آیت الله بروجردی به جریان انداخته ام در تمام مراجع صلاحیت دار کشور نظیر اداره معاضدت قضایی شعبه اول دادگاههای شهرستان تهران، شعبه ۶ دادگاه استان مرکزی و شعبه هفتم دیوان عالی کشور و دادگاههای کرمانشاه، همدان، مازندران، وزارت دربار، کمیسیون عرایض دربار، سازمان امنیت و... سابقه طولانی دارد.
من فاقد شناسنامه هستم به جهت اینکه وزارت دربار گفتند که شوهرش مصدقی است و اشرف پهلوی هم گفت ما این خواهر بیسواد که با لهجه صحبت مینماید را نمی توانیم شناسنامه پهلوی دهیم ناچار تقاضا کردم شناسنامه پهلوی نمی خواهم با شناسنامه مادرم که سوادکوه است به من شناسنامه بدهند
ضمنا چون مرحوم آیت الله بروجردی به من فرمودند در نهایت سیدی شما را یاری خواهد کرد من ابتدا فکر کردم منظورشان امام جمعه سابق تهران است. پس از ملاحظه منزل و دم و دستگاه درباری و بریز و بپاش ایشان متوجه شدم او نیست و با تلفن پریروز دستگیرم شد آن سید یاری کننده زعیم و مرجع عالیقدر شیعیان فعلی میباشد.
آن هم پس از تشریفات اداری از دربار به وزارت دادگستری سپس به اداره ثبت احوال ارسال کردم که آنها هم اظهار داشتند باید یک مقام صلاحیت دار دستور بدهد.»
در بخش پایانی این نامه آمده است: «به علت پیگیری ۲۰ ساله نه تنها چیزی دست مرا نگرفت بلکه بیش از ۴۰ هزار تومان قرض و از دست دادن درآمد روزانه شوهرم نصیبم گردید و فقط نزدیک به ۷۰۰ متر زمین از ارثیه مادری که در مازندران است. بنابراین پس از تحقیق کافی از ادارات فوق و محل های سکونت من استدعای رسیدگی و احضارم را مینمایم تا با مدارک موجود بتوان حق مظلومی را از ظالمان اخذ و ضمنا به وصیت مرحوم آیت الله بروجردی نیز عمل شود.»
منبع:سایت تبیان
به اصرار جهان پهلوان
تلفن زنگ خورد. گوشی را برداشتم. یک نفر پشت تلفن سه بار گفت: «شجونی قبرت حاضر است!». سرهنگ "عربی" از ساواک بود. ماجرای منبر رفتنم و دفاع از طلاب مظلوم فیضیه را فهمیده بود. میگفت «شجونی ببینمت ناخنهایت را میکشم!».
خیلی ترسیده بودم. وارد مسجد ارک شدم. جمعیت موج میزد. ماشینهای ساواکیها هم منتظرم بودند. این میدان رزمآور دیگری میخواست. خواستم برگردم.
ناگهان دو دست تنومند بازویم را گرفت. تختی بود! لبخندش هنوز یادم هست. از او اصرار و از من انکار. آخر سر هم مرا راهی منبر کرد...
منبع : کتاب «حاشیههای مهمتر از متن»، ص 54 / به نقل از «خاطرات حجت الاسلام شجونی»، ص74
میخواهم ثواب این انتقادها به روح مادرم برسد!
گفتند اگر دوباره پشت سر دربار صحبت کنی عکس تو را همراه زنان بدکاره پخش میکنیم. گفتم: « من به وظیفهام عمل میکنم و اینکارها شما را مفتضحتر میکند.»
چند روزی از این ماجرا نگذشته بود که عکسهای ساختگیای از من پخش کردند. ولی این قضیه در مردم اثر نکرد و تأثیر منفی داشت. مثلا یک روز مردی آمد و با اصرار خواهش کرد که من در مجلس ختم مادرش شرکت کنم. دلیل را که جویا شدم گفت: «انتقادهای شما از دربار باعث پخش این عکسها از طرف ساواک شده است و من میخواهم تا ثواب این انتقادها به روح مادرم برسد!»
منبع : کتاب «حاشیههای مهمتر از متن»، ص 105 / خاطرات حجت الاسلام محمد تقی فلسفی ، ص338
آقا شاه که رفتنی نیست!
بازرگان هیچوقت امید نداشت که ورق برگردد و رژیم سرنگون شود. همیشه به امام میگفت: «شما بیایید یک دولت آشتی تشکیل دهید و ما یک انتخابات آزاد برگزار کنیم و نمایندگانمان را به مجلس بفرستیم و کم کم نظام را از دست شاه در آوریم».
به نظر آنها امکان نداشت نظام بالکل عوض شود و شاه از سلطنت کنارهگیری کند.
یادم نمیرود در فرانسه سرانگشت خود را روی زمین گذاشت و خطاب به امام گفت: «آقا! ایران سه رکن دارد. شاه، آمریکا و ارتش. شاه که رفتنی نیست، آمریکا و ارتش هم که پشت به پشت هم حامی سلطنت هستند، پس هیچکاری نمیتوان کرد».
ولی جواب امام یک کلمه بیشتر نبود: «شاه باید برود!»
منبع : کتاب «حاشیههای مهمتر از متن»، ص 141 / برداشت هایی از سیرهی امام خمینی ص 233
تقوایشان دیوانهام کرده!
«تقوایشان دیوانهام کرده!
هر بار هم که برای بازجویی می آوریمشان، خودشان را با پتو میپوشاندند تا معلوم نشوند. یعنی تا زیر دماغ، پتو بودند. موقع بازجویی هم به سوالات جواب نمیدادند. من یک بار هم چشم اینها را ندیدم. همیشه سرشان پایین بود و میگفتند: «ما با نامحرم صحبت نمیکنیم. اگر هم مطلبی دارید روی کاغذ بنویسید ما هم روی کاغذ جواب میدهیم».
تقوای آنها مرا دیوانه کرده بود!»
اینها را منوچهری شکنجهگر ساواک میگفت.
منبع:
با تلخیص و تصرف از حاشیه های مهم تر از متن. ص 181/ به نقل از تاریخ شفاهی سازمان مهدیون ص 155
این صدای انقلاب نیست!
ظهر روز 22 بهمن مردم ریختند تو میدان ارگ و رادیو را گرفتند.
رادیو پایگاه تودهایها و چپیها شده بود. ما خدمت امام در مدرسه رفاه بودیم، که ناگهان رادیو اعلام کرد:
«توجه! توجه! این صدای انقلاب است».
امام به سرعت از جا بلند شدند و گفتند: «بروید، نگذارید! صدای انقلاب است یعنی چه؟ صدای انقلاب اسلامی است!»
ما هم رفتیم و به دستور امام بچههای مذهبی را در آنجا مستقر کردیم و از آن به بعد، صدای انقلاب اسلامی به گوش میرسید...
منبع: کتاب «حاشیههای مهمتر از متن»،ص 229 / به نقل از «خاطرات حجت الاسلام هادی غفاری»، ص 425
چرا امام نامه بازرگان را پاره کرد؟
بازرگان نامهای به امام نوشت که با بسمالله شروع نشده بود. به جای انقلاب اسلامی هم از لفظ «انقلاب ایران» استفاده کرده بود. امام در جا نامه را پاره کردند و فرمودند: «بگویید به ایشان فلانی نامه را پاره کرد. چند بار من به شما بگویم که انقلاب، «انقلاب اسلامی» است. «انقلاب» در ایران کار نکرد، این «اسلام» بود که کار کرد»
منبع:
کتاب «حاشیههای مهمتر از متن»، ص 239
به نقل از «برداشت هایی از سیره امام خمینی (ره)»، ص 33
مرده شور این سلطنت را ببرد
از قول مادر محمدرضا شاه ملعون آمده است:
یک روز محمدرضا که خیلی ناراحت بود به من گفت:
"مادرجان! مرده شور این سلطنت را ببرد که من شاه و فرمانده کل قوا هستم
ولی بدون اطلاع من هواپیماهای ما را بردهاند ویتنام!"
منبع: کتاب «خاطرات ملکه پهلوی» صفحهی 387
بعد از مرگم فقط سگم برایم خواهد گریست
یکی از روزهای آخر عمر شاه در قاهره بود. خبرنگار بیبیسی از او پرسید :«تجربهی تبعید چگونه است؟»
گفت :«امروز من آینده را پشت سرگذاشتهام، بیماری وجودم را تحلیل میبرد و مثل پدرم در غربت خواهم مرد. ولی یک تفاوت وجود دارد که من توانستم 6 سال بعد از مرگ او جنازهاش را به وطن برگردانم، ولی گمان نمیکنم دیگر جنازهی من هم به ایران برگردد.»
خبرنگار پرسید: «آیا احساس پشیمانی دارید؟»
شاه جواب داد: «شاید در تقسیم املاک بین محرومان تعلل کردم. شاید نباید این طور با روحانیت درمیافتادم و شاید نمیبایست مسیر غربی ترقی را چنین میپیمودم. باید تجارت مشروبات الکلی را قدغن میکردم. بعضی کابارهها و سینماها را تعطیل میکردم و با مواد مخدر مبارزه میکردم. حالا بعد از مرگم تنها سگ خانوادگیمان برایم خواهد گریست و دیگر هیچ!».
منبع : کتاب «حاشیههای مهمتر از متن»، ص 249 / به نقل از «ده دوران»، خاطرات میرازخانی، ص436
شنیدیم ملک حسین پادشاه اردن بطور غیر رسمی وارد فرودگاه پاریس شده و تقاضای ملاقات حضوری با امام را نمود. ما منتظر نظر امام بودیم. مرحوم حاج احمد خمینی از نزد امام برگشت و اعلام کرد (امام شاه حسین را نمی پذیرند) ملک حسین در کمال حقارت به اردن برگشت
اطمینان خاطر در اوج خطر
مرحوم آقای شهاب الدین اشراقی - داماد امام - می گفتند: شب 22 بهمن در خدمت امام در مدرسه رفاه بودیم پیشنهاد کردند به علت عدم امنیت، محل استراحت امام را عوض کنند . من گفتم بیخود مطرح نکنید که امام قبول نخواهد کرد . گفتند پس خانواده امام را به جای دیگر منتقل کنیم . این پیشنهاد را در خدمت امام مطرح کردند، فرمودند نه همین جا جای امنی است . آقای اشراقی اضافه کردند، همه استراحت کردند، من در اتاق مجاور اتاق امام خوابیده بودم اما خوابم نمی برد و قرار نداشتم . درب اتاق امام را باز کردم، امام بیدار شد . به امام عرض کردم: شاید جنگ نزدیک شده باشد و من آرامش ندارم! امام نگاهی به بیرون انداخت و فرمود: برو بخواب! این جمله آنقدر در من تاثیر کرد که گویا من قرص خوابی خوردم و خوابم برد . (به نقل از: آقای میرزا علی احمد میانجی )
قاطعیت در همه چیز
آیت الله شهید سید محمدرضا سعیدی، علیه ال رحمه، نقل کرده اند خدمت امام عرض کردم: شما را تنها می گذارند! امام فرمودند: اگر جن و انس یک طرف باشند و من یک طرف، حرف همین است که می گویم .
بگذارید این خطر تنها برای من باشد
یکی از زیباترین خاطره های ما مربوط به روزی است که قرار بود فردای آن به تهران حرکت کنیم . امام در آن روز فرمودند همه افرادی که در اقامتگاه بودند، شب به محل سکونت ایشان بیایند . حدود بیست نفری بودیم که بعد از نماز جمعه خدمت امام رفتیم . ایشان نصیحتی و دعایی کردند . بعد اظهار قدردانی فرمودند . که ما شرمنده شدیم از اینکه خدمتی در خور نکرده و کاری انجام نداده ایم . سپس فرمودند: شما با این هواپیما همراه من نباشید . چون احساس خطر هست و شما بگذارید این خطر تنها برای من باشد . در آن لحظه ها ما به یاد آن وداع شب عاشورای امام حسین (ع) افتادیم، ولی بلافاصله باید اضافه کنم که این یک مقایسه یکطرفه بود، چون از یک سو امام امت مقابل ما قرار داشتند و در اعماق ذهنمان امام حسین (ع) و ما اصلا ناچیزتر از آن بودیم که با یاران امام حسین (ع) سنجیده شویم و امام خمینی هم همان راه حسین (ع) و قیام و انقلاب
ادامه مطلب
در مورد انقلاب اسلامی ایران تاکنون کتاب های زیادی توسط محققان و دانشمندان و روحانیون زیادی تالیف شده است که هر کدام نکات قابل توجهی در مورد انقلاب اسلامی ایران عنوان می کنند. آسمونی در این مقاله فهرست کامل کتاب های تالیفی در مورد انقلاب اسلامی ایران را برای شما عزیزان تهیه کرده است که در ادامه می خوانید.
انقلاب ۱۳۵۷ ایران در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ هجری خورشیدی (۱۱ فوریه ۱۹۷۹) با مشارکت طبقات مختلف مردم، بازاریان، احزاب سیاسی مخالف حکومت پهلوی، روشنفکران، دانشجویان و روحانیون شیعه در ایران انجام پذیرفت و نظام پادشاهی این کشور را سرنگون و زمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی به رهبری روحانی شیعه، روحالله خمینی را فراهم کرد.
تفکرات و شخصیتهای اسلامی در این انقلاب ضدسلطنتی حضور
ادامه مطلب
امام خميني فرمان دادهاند نام اشخاصي كه به نوعي به كشور و مردم خيانت كردهاند افشا شود. با تلاش مردم و متخصصين، فرستندهاي سيار در مدرسهي علوي راهاندازي ميشود. اينجا تهران، كانال انقلاب!

پاسخ جالب امام به درخواست لغو دیدارهای ایشان با زنان
روز اول 200 نفر. روز دوم 400 نفر و روز سوم 817 نفر.
آمار خانمهایی که در سه روز اول ملاقات با امام غش کردند. از شهید مفتح خواستم به امام بگویند: «دیگر نگذارید خانمها به دیدنتان بیایند»
وقتی شهید مفتح این پیشنهاد را مطرح نمود، امام گفت: «فکر میکنید اعلامیههای من و سخنرانیهای شما شاه را بیرون کرد؟! همین بانوان محترمه بودند که شاه را بیرون کردند. بروید وسایل رفاه و آسایش آنها را فراهم کنید».
منبع : کتاب «حاشیههای مهمتر از متن»، ص 234 / به نقل از «خاطرات محسن رفیقدوست»، ص 149
من نزدیک ترین فرد به خداوندم!
«امروز به شما میگویم، نه در تجربه و نه در عمل هیچکس نمیتواند ادعا کند که بیش از من به خداوند و ائمهی معصومین نزدیک است!»
شاه در سخنرانی 4 بهمن 41 در قم، بعد از این جمله گفت: «از هزار سال پیش یا بیشتر فکرشان تکان نخورده، امروز دین مفتخوری از بین رفته ولی برای اینها چه فرقی میکند؟! من این روحانیت را صد برابر بدتر از تودهای های خائن میدانم»
شاه با این حرفها گور خودش را کند.
انقلاب اسلامی ایران از چنان اهمیتی در تاریخ انقلاب های جهان برخوردار است که از هنگام وقوع و پس از آن نظر بسیاری از صاحب نظران و اندیشمندان عرصه انقلاب ها را به خود معطوف ساخت. آسمونی در این مقاله مطالب جالب و مفیدی در مورد اینکه چرا مردم ایران دست به انقلاب زدند برای شما عزیزان تهیه کرده است.
کارشناسان و خبرگان این حوزه در موضوع ریشه های انقلاب اسلامی ایران با محور قرار دادن موضوعاتی مانند مسائل اقتصادی، امور اجتماعی، مسائل سیاسی، توسعه و… موارد متعددی را ذکر کرده اند که در قالب مقالات و کتب متعدد در دسترس است، اما به نظر می رسد با وجود کاوش ها و تلاش های بسیاری که در این باره انجام گرفته همچنان جای برخی موضوعات اصلی در بین موارد ارائه شده خالی است از این رو
ادامه مطلب

دههٔ فجر انقلاب اسلامی به روزهای ۱۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ گفته میشود که طی آن امام خمینی بعد از تبعید پانزده ساله در دوازدهم بهمن سال ۱۳۵۷ به ایران وارد و در نهایت با اعلام بی طرفی ارتش شاهنشاهی، سلطنت پهلوی در بیست و دوم بهمن ماه منقرض شد و انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید. از آن سال به بعد هر ساله در ایران در یک چنین روزی جشن هایی را برگزار می کنند و یاد و نام امام خمینی (ره) را گرامی می دارند. آسمونی در این مقاله اطلاعات کاملی درمورد دهه فجر و رویدادهایی که در این دهه انجام شده است را برای شما عزیزان تهیه کرده است که در ادامه می خوانید.
۱۲ بهمن روز ورود امام خمینی به ایران
در روز ۱۲ بهمن بزرگترین استقبال در تهران برگزار شد؛ بطوری که طول جمعیت استقبال کننده از خمینی به ۳۳ کیلومتر رسیده بود. در ساعت ۹:۲۷ دقیقه بامداد روز دوازدهم بهمن هواپیمای حامل خمینی در میان تدابیر شدید امنیتی در فرودگاه مهرآباد برزمین نشست. او پس از ورود به فرودگاه و سخنرانی، طبق برنامهای که از قبل تنظیم شده بود عازم قبرستان بهشت زهرا شد و در میان استقبال گسترده مردم تهران در ساعت یک بعد از ظهر وارد قطعه ۱۷ که مدفن شهدای انقلاب بود شد و سخنرانی خود را نمود.
رویدادهای ۱۳ بهمن
خمینی در جمع روحانیون سخنرانی کرد. او در بخشی از این سخنرانی گفت: رژیم سلطنتی از اول خلاف عقل بود… هر ملتی باید خودش سرنوشت خودش را تعیین کند.
همچنین رادیو مسکو گزارش کرد که دانشجویان ایرانی مقیم آمریکا علیه مداخله آمریکاییها در امور داخلی ایران، در برابر کاخ سفید تظاهرات کردند.
رویدادهای ۱۴ بهمن
ساعت ۹ بامداد روز شنبه ۱۴ بهمن در محل مدرسه شماره ۲ علوی یک مصاحبه مطبوعاتی با حضور قریب به ۳۰۰ خبرنگار ایرانی و خارجی برگزار
ادامه مطلب
آسمونی : بررسی تحلیلی تاریخ دو قرن اخیر ایران ، بخصوص سالهای پس از ۱۳۰۰ از جهات بسیاری حائز اهمیت است . چگونگی نفوذ ، حضور و سلطه استعمار و جابهجایی دو امپراتوری استعماری و چگونگی برخورد جریانهای فکری مختلف با مسائل سیاسی و فرهنگی و همچنین نقش مردم از زمانهای مختلف و تاثیر حضور آنان در تحولات سیاسی ـ اجتماعی ، برای سیاستگزاران و مدیران کشور بشدت مورد نیاز میباشد.علل و عوامل شکلگیری و چگونگی روند انقلاب اسلامی از دهه ۴۰ تا کنون همچنان مورد بحث و بررسی و اختلاف نظر میباشد. هر یک از گروهها و جریانهای سیاسی و اعتقادی به گونهای موضوع را تجزیه وتحلیل و نتیجه گیری کردهاند.
اکنون پس از گذشت ۳۵ سال از پیروزی انقلاب اسلامی به نظر میرسد زمان آن فرارسیده است تا با بازخوانی آنچه رخ داد، درس تجربه را محکی دوباره زنیم. تحقیق پیرامون تاریخ انقلاب اسلامی ایران و همچنین، چهره درخشان مبارزان راه استقلال و آزادی، نیازمند کنکاش چندباره میان منابع دستاول و مراجع کمیاب و گاه نایاب بود. صدها کتاب و مجله و روزنامه و هزاران صفحه اوراق مجاز و غیرمجاز به این امید خوانده شدند تا پرتوی از حقیقت یافت شود،پس از انقلاب مشروطه و بعد از جنبش ملی شدن صنعت نفت، مردمان این سرزمین برای تحقق آرمانهای سهگانه استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی ، در زمستان ۱۳۵۷ انقلابی را پایه گذاردند که اینک پس از سه دهه، لقب بزرگترین جنبش مردمی قرن اخیر را از آن خود ساخته است. انقلاب اسلامی، با برهم زدن تمامی معادلات روی کاغذ، نقطه عطفی را رقم زد و به یکباره ایران را به کانون تحولات خاورمیانه و دنیا بدل کرد.
سه انقلاب در عرض کمتر از صد سال، نشان از آن داشت که مردم ایران دستیابی به آرمانهای سهگانه را در دستور کار خود قرار داده بودند و در عطش رشد و ترقی میسوختند و میگداختند. انقلاب اسلامی، جنبشی سراسر شور و شوق و حرکتی همه جوش و خروش که آخرین فریاد بلند مردم ایران در طلب استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود،اگر چه بسیاری سعی کردهاند این انقلاب را در ردیف سایر انقلابها و تحولات معمول دنیا بدانند اما در عمل نظرات آنان با واقعیتها فاصله زیادی دارد.
زیرا نیروی این انقلاب مردمی و اسلامی بدون هیچگونه مرزبندی طبقاتی و گروهی بوده و سازش با نظامهای رایج دنیا ندارد به همین دلیل جریانات و تحولات قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مخالف غالب تحلیها و پیش بینیهای سیاستمداران وتحلیگران سیاسی بود.
واقعیت این است که دنیا با چنین انقلابی آشنایی نداشت و لذا در برخورد با آن نیز شیوهها و روشهای معمول را به کار میگرفت که کارآیی و تاثیر چندانی در سیر جریان دیده نشد. اگر نظرهای مختلفی که در مورد علل تکوین وداوم انقلاب مطرح شده تدوین شود طبعاً صاحبنظران داخلی تائید میکنند.
این است که عوامل اساسی انقلاب عبارتند از :
۱- رهبری حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) رهبر کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی که با شیوهای استثنایی و فوقالعاده رهبری و فرماندهی را به عهده گرفتند و تا پیروزی نهایی هدایت جریانات را به نحو احسن انجام دادند. ویژگیهای شخصی و رهبری امام خود موضوع بحثی جدید در جامعه شناسی سیاسی میباشد.
۲- حضور یکپارچه و متحد مردم در تمامی صحنهها قبل و بعد از پیروزی
ادامه مطلب
مردم در خيابانها و در حمايت از دولت بازرگان تظاهرات ميكنند. شعارها عليه بختيار است، مردم بختيار را نميخواهند. بختيار سعي دارد به مردم بفهماند در انجام وعدههای خود كوشاست.
به همين منظور در جلسهی مجلس حضور میيابد و نمايندگان در حضور بختيار طرحهای انحلال ساواك و دستگيری نخستوزيران و وزيران دولت از سال 1341 تا آن سال كه متهم به سوء استفاده از قدرت بودند را تصويب ميكنند.
شانزدهم بهمن 1357:
دهها خبرنگار داخلی و خارجی، گروههای مختلف مردم و جمعی از نزديكان امام در سالن مدرسهی علوی اجتماع كردهاند. آيتالله هاشمی رفسنجانی حكم نخستوزيری مهندس مهدی بازرگان را قرائت ميكند. در حالي كه مردم هر لحظه به پيروزی نزديكشان اميدوارتر میشوند، جمعي از تيمساران ارتش در حال فراهم كردن مقدمات اجرای طرحی با حمايت مستقيم آمريكا برای دستگيری امام و كشتن مردم هستند.
اعضای شورای انقلاب، آيتالله دكتر بهشتی، آيتالله مطهری و مهندس بازرگان با تماسهای مداوم با فرماندهان ارتش سعی ميكنند ارتش را بدون خونريزی، متحد ملت كنند. مردم با گل و اشك و شعار به استقبال ارتشيان ميروند.


آيتالله علی اكبر هاشمی رفسنجانی
او در سال 1313 در رفسنجان متولد شد. در سال 1327 براي تحصيل علوم ديني به قم رفت و حدود سالهای 36 و 1335، در درسهای امام شركت داشت. در همان زمان، با جمعي از همفكران خود از جمله دكتر باهنر، نشريه «مكتب تشيع» را منتشر ميساخت. پس از واقعه حمله به مدرسه فيضيه در سال 1342، دستگير شد و براي انجام خدمت سربازي به ارتش فرستاده شد، اما پس از دو ماه به دليل فعاليتهای سياسی تحت تعقيب قرار گرفت و از پادگان باغشاه فرار كرد. وی در زمان زندگی نيمه مخفی، موفق به ترجمه و نشر كتاب «سرگذشت فلسطين يا كارنامه سياه استعمار» شد.
در سال 1343، به دليل ارتباط با «هيئتهای مؤتلفه اسلامی» و نشر عقايد انقلابی و اسلامی دستگير و به مدت 4 ماه در زندان قزلقلعه زندانی شد. پس از آزادی، كتاب «اميركبير قهرمان مبارزه با استعمار» را تأليف و منتشر كرد. در سال 1345 در پی دستگيری عدهای از فقها و
ادامه مطلب
آيتالله حسينعلی منتظری
رئيس اولين مجلس خبرگان و از روحانيون و سياستمداران قبل و بعد از انقلاب.
او در سال 1301 در نجفآباد اصفهان در ميان يك خانواده كشاورز متولد شد. تحصيلات دينی خود را در اصفهان آغاز كرد و سپس برای ادامه در سطوح بالاتر به قم رفت. او كه از شاگردان حضرت امام خميني (ره) بود، در سالهای دهه 40 به دليل همراهی با نهضت ايشان تحت تعقيب ساواك قرار گرفت و به زندان افتاد و شكنجههای بسياری را تحمل كرد. با اوجگيری قيام مردم در سال 1357 به همراه آيتالله طالقانی از زندان آزاد شد. او كه از روحانيون مبارز و فعال در طول دوران انقلاب بود، بعد از فوت آيتالله طالقانی از سوي امام خميني (ره) برای مدت كوتاهی به امامت جمعه تهران منصوب شد. در سال 1364 مجلس خبرگان، آيتالله منتظری را به عنوان قائم مقام رهبری تعيين كرد. ولي در سال 1368، به دليل پارهای مسائل به حكم امام خمينی (ره) از اين سمت بركنار شد.
آيتالله مرتضی مطهری در سال 1298 در فريمان و در خانوادهای روحانی به دنيا آمد و در سال 1310 برای تحصيل علوم دينی به حوزه علميه مشهد رفت و دروس مقدماتی را آنجا آغاز كرد.
ايشان در سال 1323 برای فراگيری فلسفه -كه به آن بسيار علاقهمند بود ـ به حوزه علميهی قم رفتند و از شاگردان درس فلسفه حضرت امامخمينی(س) شدند.
علامهطباطبايی در جلساتی كه شبهای پنجشنبه برگزار ميشد مقالههای فلسفی خود را ميخواندند و درباره آن با شاگردان و حاضران بحث ميكردند. آيتالله مطهری از شاگردان برجسته آن كلاس بود و آن
ادامه مطلب
آيت الله سید محمود علایی طالقانی
آيتالله طالقانی در سال 1289 شمسی در يك خانوادهی ساده و مذهبی در روستای «كَل يزد» از توابع طالقان ديده به جهان گشود. پدرش سيدابوالحسن طالقانی از مبارزان دورهی رضاخان و همكار و همرزم مرحوم «سيدحسن مدرس» بود و از طريق شغل ساعتسازي روزگار ميگذراند. آيتالله طالقاني نيز تحصيلات ابتدايي را در همان روستا و نزد پدر گذراند و پس از آن براي تحصيل علوم ديني به مدرسه رضويه و بعد فيضيه قم رفت و تا سال 1317 مشغول تحصيل بود. پس از آن در مدرسه سپهسالار مشغول تدريس علوم ديني شد. در اولين سالهاي تأسيس حوزه علمية قم براي ادامه تحصيل در سطح عالي بار ديگر به عنوان طلبه به كلاسهاي درس بازگشت و نزد اساتيد بزرگي چون مرحوم آيتالله سيدمحمد حجت، آيتالله سيد محمدتقي خوانساري و نيز آيتالله حاج شيخ عبدالكريم حائری (مؤسس حوزه علميه قم) به فراگيري علوم اسلامي در سطح عالي پرداخت و درجة اجتهاد را از مرحوم حائري يزدي دريافت كرد. آغاز مبارزات سياسي او به واقعه كشف حجاب و قضيه جواز
ادامه مطلب
دكتر علی شريعتی
دكتر علی شریعتی مزینانی در دوم آذرماه 1312 در«كاهك»، دهی بر حاشیهی كویر و در نزدیكی سبزوار متولد شد و در «مزینان» -آبادی دیگری درهمان نزدیكی- كودكی را گذراند. پدر او استاد محمدتقیشریعتی، نوهی ملاقربانعلی معروف به آخوند حكیم و پسر ملامحمود، روحانی و پیشوای مردم منطقه بود. مادرش زهرا امینی زنی روستایی، مؤمن و متواضع بود. دكتر علی شریعتی تحصیلات خود را با آموختن قرآن در مكتب ده آغازكرد. در سال 1319 به دبستان ابن یمین رفت. در سیزده سالگی به دبیرستان رفت و در این ایام به شدت به عرفان و تصوف گرایش پیدا كرد. او در 16 سالگی سیكل اول را به پایان رساند و به اصرار پدر و با توجه به وضع اقتصادی خانواده به دانشسرای مقدماتی (تربیت معلم) رفت.
در آن سالها حزب توده و موج اعتقاد به ماركسیسم میان جوانها نفوذ بیسابقهای پیدا كرده بود. استاد محمدتقیشریعتی به منظور مقابله با
ادامه مطلب
آيتالله سيد عبدالحسين دستغيب
امام جمعه شيراز ازسال 59تا 60، دومين شهيد محراب و از مبارزان سياسی در دوران پهلوی.
او فرزند آيتالله سيدمحمدتقي دستغيب بود و در سال 1292 در شيراز متولد شد. تحصيلات خود را در حوزه علميه شيراز تا «سطح» ادامه داد و جاي پدر -كه سالها پيش از اين فوت كرده بود– امام جماعت مسجد باقرخان شد.
وی كمكم مخالفت خود را با برنامههای ضد مذهبی حكومت آشكار ساخت و در شرايطی كه روزگار سختي را از نظر مادی میگذراند، پيشنهاد پيوستن به كادر قضايی دادگستری را نپذيرفت. در زمان اجرای قانون كشف حجاب، مخالفتهای آشكار او موجب شد كه حكومت اجازه
ادامه مطلب
حجت الاسلام و المسلمين سيد احمد خمينی
فرزند و همراه هميشگی حضرت امامخمينی(س)؛ او در سال 1324 در شهرستان قم دیده به جهان گشود و پس از گذراندن تحصیلات متوسطه به توصیه امامخمینی(س) به فراگیری علوم اسلامی پرداخت. هنگامی كه پدر و برادرش حاجسیدمصطفی از كشور تبعید شدند، وی در ایران باقی ماند.
درسال 1344، مخفیانه از راه آبادان به نجف اشرف رفت و پس از پنج ماه اقامت نزد پدر، به ایران بازگشت اما در مرز خسروی دستگیر شد. پس از آزادی به قم رفت و مشغول ادامه تحصیل شد. درسال 1345 برای بار دوم از طریق خرمشهر به عراق رفت و در همین سفر با پوشیدن لباس روحانیون به حلقه علمای دین پیوست. این بار نیز به هنگام بازگشت توسط ساواك دستگیر شد و پس ازمدتی حبس درزندان قزلقلعه در تاریخ 24 مرداد ماه 1346 آزاد شد.
در تمام طول دوران تبعید حضرت امام(س) او با برپایی مجالس درمنزل امام سعی داشت نام و خاطره مبارزات پدر را در ذهن مردم زنده نگهدارد. سرانجام با آغاز اولین حركتهای مردمی درسال 1356، او به نجف و سپس به همراه امام به پاریس رفت. او رابط امام و سایر مراكز مبارزه بود. سید احمد، درتمام طول زندگیاش در كنار حضرت امام خمینی(س) ماند و همواره یاور مورد اعتماد او بود.
ایشان درآخرین روزهای سال 1373 به دیار باقی شتافت
آيتالله سيدعلی حسينی خامنهای
آيتالله خامنهای در تاريخ 24 تيرماه سال 1318 ه.ش مطابق با 28 صفر سال 1358 ه.ق در خانوادهای روحانی در شهر مقدس مشهد متولد شدند. پدر ايشان مرحوم حجتالاسلام حاج سيدجواد از علما و فضلای شهر مشهد و مادرشان فرزند حجتالاسلام سيدهاشم نجفآبادی بودند. ايشان از سن چهارسالگي خواندن قرآن را در مكتب آغاز كردند و بعد از مدتی به مدرسهی ابتدايی اسلامی به نام «دارالتعليم ديانتي» رفتند كه در آن مدرسه علاوه بر دروس رسمي دبستانها، قرائت قرآن و بخشي از علوم اسلامي هم تدريس ميشد. آيتالله خامنهای از همانجا فراگيری ادبيات عرب و علم و صرف و نحو را آغاز كردند. در سن چهاردهسالگي وارد مدرسهی «سليمانخان» شده و به فراگيری علوم دينی پرداختند. در هجدهسالگی سطوح عاليه را به پايان رسانده و درس خارج فقه و اصول را در محضر اساتيدی چون آيتالله ميلانی و حاجشيخهاشمقزوينی آغاز
ادامه مطلب
سيد محمد حسين بهشتي دوم آبان ماه 1307 در محلهی لُنبان اصفهان و در خانوادهای روحانی متولد شد. تحصيلات خود را در زادگاهش آغاز كرد، اما به شوق فراگيری علوم دينی، دبيرستان را نيمه تمام رها كرد و به مدرسهي علميه صدر اصفهان رفت و همزمان زبان انگليسي را نيز آموخت. سپس به قم رفت و درس خود را نزد اساتيدي چون آيت الله بروجردي و حضرت امام خميني (ره) ادامه داد و همزمان ديپلم متوسطه را نيز گرفت و در دانشكدهی علوم معقول و منقول دانشگاه تهران پذيرفته شد. وي در سال 1330 گرفت و براي تحصيل و تدريس به قم بازگشت. او به عنوان دبير زبان انگليسي در دبيرستان حكيم نظامي قم مشغول به كار شد و همزمان به عنوان شاگرد در كلاسهای علامهطباطبايی شركت كرد. دكتر بهشتي به منظور ايجاد مركزي فرهنگي براي ترويج افكار اسلامي به همراهي آيتالله مطهري و چند تن ديگر، دبيرستان دين و دانش را تاسيس كرد كه ادارهي آن تا سال 1342 به طور مستقيم برعهدهي خود وي بود.
در سال 1342 به پيشنهاد شوراي مركزي، امام خميني يك گروه چهار نفري را به عنوان شوراي سياسي و فقهي تعيين كردند كه عبارت بودند از : دكتر بهشتي، استاد مطهري، انواري و مولايي.
با هجرت امام (ره) به پاريس، دكتر بهشتي نيز به آنجا رفت و از سوي رهبر انقلاب براي عضويت در هستهي مركزي شوراي انقلاب به همراهی آيتالله مطهری، آيتالله هاشمی رفسنجانی، آيتالله موسوي اردبيلي و دكتر باهنر انتخاب شد.
چندي بعد، آيتالله مهدوي كني، مهندس بازرگان، دكتر سحابي و آيت الله خامنهاي نيز به اين شورا پيوستند. پس از پيروزي انقلاب او به عضويت مجلس خبرگان انتخاب شد و نقش مهمي در تدوين قانون اساسي جمهوري اسلامي ايفا كرد. بعدها با رسميت يافتن حزب جمهوري اسلامي دبير كلي آن را برعهده گرفت و در اسفندماه 1358 به رياست ديوان عالي كشور منصوب شد و تا پايان عمر اين سمت را بر عهده داشت. سرانجام در هفتم تيرماه 1360 در انفجار ساختمان حزب جمهوري اسلامي به دست منافقين به همراه هفتاد و دو نفر از ياران خود به شهادت رسيد
آيتاللهالعظمی سيد روحالله الموسوی الخمينی (س)، روز 20 جمادیالثانی سال 1320 ه.ق/1279 ه.ش مصادف با سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) در شهرستان خمين ديده به جهان گشود. پدرش آيتالله سيدمصطفی موسوی خمينی، تحصيلات خود را در نجف اشرف در زمان ميرزای شيرای دنبال كرده و از مجتهدين زمان خويش بود كه پس از بازگشت از نجف به عنوان پيشوای مذهبی مردم خمين و حومه مورد قبول همگان بود. مادر امامخمينی(س) بانو هاجر احمدی، از زنان متدين و پاكدامن آن ديار بود. سيد روحالله پنج ماهه بود كه پدرش در ماجرای درگيری مردم منطقه با اشرار و راهزنان، توسط گروهی از آنان در راه شهرستان خمين به اراك مورد حمله قرار گرفت و بر اثر برخورد چند گلوله به كتف و كمر در سن 47سالگی به قتل رسيد.
امامخمينی تحصيلات ابتدايی را در خمين آغاز كرد. او نزد معلمی به نام «ميرزا محمود» نوشتن و خواندن را در خانه آموخت و برای آموزش قرآن و
ادامه مطلب
|
||||||||||||||||
|
![]() |
|
|
|
|
|
|
|
|
| عنوان: اسكرينسيور (محافظ صفحهی نمايش) (Screen Saver) شماره دو - به لالهی در خون خفته... | |
| توضيح: تصاوير انقلاب اسلامی، شهدا، تظاهرات مردم، ورود امامخمينی(س) به همراه پخش موسيقی "به لالهی در خون خفته..." | |
![]() |
|
| حجم فايل: 2.99 مگابايت | دريافت فايل اسكرينسيور به لالهی در خون خفته... |
ادامه مطلب
| عنوان: اسكرينسيور (محافظ صفحهی نمايش) (Screen Saver) شماره يك - هوا دلپذير شد... | |
| توضيح: تصاوير انقلاب اسلامی، شهدا، امامخمينی(س) به همراه پخش موسيقی "هوا دلپذير شد، گل از خاك بردميد..." | |
![]() |
|
| حجم فايل: 2.42 مگابايت | دريافت فايل اسكرينسيور هوا دلپذير شد... |
ادامه مطلب
«بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره):»
*پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت نرسد .
*این اعجاز بزرگ قرن و این پیروزی بی نظیر و این جمهوری اسلامی محتاج به حفظ و نگهداری است .
*انقلاب اصیل ماجلوه ای از نهضت پر عظمت حضرت رسول ا... (ص ) است .
* خون شهیدان ، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است .
*پیروزی انقلاب رهین همه ملت است .
*رمز پیروزی شما ایمان و وحدت کلمه بود .
*پیروزی انقلاب مرهون فداکاریهای دلاورانه ملت ، خصوصاً شهیدان است .
*انقلاب ما متکی به معنویات و خداست .
*این انقلاب با تائیدات غیبی الهی پیروز گردید .
*چشم دنیا به انقلاب ما معطوف است .
*ولایت فقیه برای شما یک هدیه الهی است .
*هرچه انقلاب اسلامی دارد از برکت مجاهدت شهدا و ایثارگران است .
*این نعمت بزرگ الهی ( انقلاب اسلامی ) را ارزان از دست ندهید .
*22 بهمن بهمن در طول زندگی و برای نسلهای آینده باید سرمشق همه قرارگیرد .
*فجر انقلاب ، دمیدن خورشید استقلال و آزادی است .
*نهضت ایران ، نهضتی بود که خدای تبارک و تعالی در آن نقش داشت .
رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرتآیتالله العظمی خامنهای(مدظلهالعالی)
*در انقلاب ما باید مکتب ، قرآن ، اسلام، وحدت
ادامه مطلب
ترجیع بند اکثر شعارهای مردم به جان آمده از ستم و طاغوت، " مرگ بر شاه" بود و می دانستند که " تا شاه کفن نشود، این وطن وطن نشود" آنان با شعارهای متعددی نفرت از طاغوت را به نمایش می گذاشتند:
" مرگ بر این سلطنت پهلوی"
" توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد"
"شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد"
" ایستادن در صف نفت حالا دیگه حرام است"
" لباس گرم بپوش که کار شاه تمام است"
" مردم! رفتن شاه یه حقه سیاسی است!"
" گول نخورید نهضت ما اساسی است"
" نظام شاهنشاهی نابود باید گردد"
" زندگی مصرفی معادل بردگی است"
" نظام شاهنشاهی مظهر هر فسادیست"
" شاه باید برگردد" " اعدام باید گردد"
" مرگ بر این سلطنت پر فریب"
" مردم ما بیدارند، از سلطنت بیزارند"مردم از سویی نفرت و انزجار خود را از استبداد و طاغوت به نمایش می
ادامه مطلب
درحالی که دولت بختیار درباره نحوه جلوگیری از ورود امام خمینی به ایران هنوز مشغول رایزنی بود، امام آماده بازگشت به ایران شدند.
ایشان پیش از اینکه عناصر وابسته به رژیم پهلوی در جهت جلوگیری از ورود ایشان به میهن حرکتی کنند، بااعلامیهای راه توطئه را بستند و اعلام کردند به رغم بسته بودن فرودگاهها و پخش شایعاتی برای جلوگیری از این سفر، ایشان هر زمان بخواهند به ایران مراجعت میکنند.
کمیته استقبال در تهران برنامه مفصلی برای استقبال از ایشان تهیه دید. بازماندگان رژیم پهلوی ، بازگشت امام را به مصلحت خود نمیدانستند، درحالی که مساله مراجعت رهبر به سرعت در راس همه خواستهای ملت قرارگرفته و به نخستین درخواست اجتماعات و تظاهرات عظیم مردمی تبدیل شده بود.
مسجد دانشگاه تهران به مرکز ثقل این تقاضا تبدیل شد. تحصن دانشگاهیان و علما در دانشگاه تهران مبارزه را شدیدتر کرد. سرانجام این تحصن و دیگر حوادث روزهای بعد، دولت بختیار را مجبور به تن دادن به درخواست مردم وگشودن فرودگه کرد.
درست در آخرین ساعات روز 9 بهمن ماه سال 1357 ناگهان بختیار اعلام کرد که فرودگاه برای ورود « آیت الله خمینی » باز است . به گفته بختیار او نمب توانست مانع بازگشت یک تبعه ایرانی به کشورش بشود.
بعلاوه او متوجه شد که اعلام آمادگی امام برای بازگشت به میهن و جلوگیری از ورود ایشان ، مردم را بیش از پیش به هیجان آورده و ابعاد ناآرامیها را وسعتی غیر قابل توصیف بخشیده است . روز موعود به سرعت نزدیک میشد و مردم بیصبرانه خود را برای پرشکوه ترین استقبال در سراسر تاریخ معاصر ایران آماده مر کردند .
سرانجام صبح روز 12 بهمن سال 1357 فرا رسید، رهبر انقلاب پس از چهارده سال و چند ماه تبعید با هواپیمای 747 شرکت "ایرفرانس " عازم ایران شدند.
یکصدوپنجاه تن از زبدهترین خبرنگاران خارجی که عمدهترین شبکه خبری دنیا را تشکیل میدادند، همراه امام در "پرواز انقلاب" حضور داشتند.
در فرودگاه پاریس، امام ضمن پیامی به ملت فرانسه، از میهمان نوازی و آزادمنشی مردم و دولت فرانسه .اهالی نوفل لوشاتو ، تشکر کردند به چند سوال خبرنگاران پاسخ گفتند
ایشان در مورد بختیار ، مواضع قبلی خود را تکرار کردند وگفتند :« ملاقات را نمی پذیرم مگر آنکه استعفا دهد وکنار رود » در مورد ارتش ، ضمن تایید تماسهایی که در تهران با ارتش بوده است گفتند : « اگر مقتضی بدانم ، باز تماس حاصل خواهیم کرد .»
امام با 50 نفر از همراهان ، به ایران بازگشتند. کمیته استقبال مسئولیت امور انتظامی را بر عهده داشت . چگونگی استقبال مردم از امام خمینی (ره ) در تاریخ معاصر ایران بی سابقه است .
مراسم ورود امام ، به طور زنده از صدا وسیما پخش می شد . فرستنده تلوزیون در حال پخش مستقیم مراسم استقبال بود ومیلیونها بیننده مشتاق ، شاهد فرود هواپیمای حامل امام (ره) وهمراهان وباز شدن درهای هواپیما بودند.
در همان زمان که لحظه تاریخی ورود امام و خروج ایشان از هواپیما نشان داده شد، ناگهان استودیوهای پخش توسط گارد شاه به اشغال درآمد، برنامه پخش مستقیم قطع و سرود شهنشاهی پخش شد.
پرپیدا بود که رژیم باچنین برخوردی چگونه خشم عمومی ملتی را که سرا پا شور و هیجان بود برخواهد انگیخت .
هواپیمای ایرفرانس حامل امام و همراهان در ساعت 9/30 صبح در فرودگاه مهر آباد به زمین نشست .لحظاتی بعد امام خمینی ، پا بر خاک میهن گذاشتند.
ایشان در سخنان کوتاهی پس از تشکر از استقبال کنندگان ، با تکرار برنامه سیاسی خود دولت بختیار را غیر قانونی وغاصب اعلام کردند .
جمعیت انبوهی که از همه سوی ایران به استقبال رهبرکبیر انقلاب رفته بودند در طول مسیر حرکت ایشان در دو طرف خیابان ساعتها به انتظار ماندند، تا حتی برای یک لحظه هم که شده از نزدیک چهره رهبر دور از وطن خود را ببینند. همه شهر گلباران و چراغانی بود. شادی و لبخند بر چهره ولبان همه نقش بسته بود .
امام در ابتدا قصد داشتند در دانشگاه تهران که تا آن روز یکی از پایگاههای مهم انقلاب بود چند دقیقهای صحبت کنند، اما فشار جمعیت به حدی بود که این کار غیر ممکن مینمود، لذا بطورمستقیم به "بهشت زهرا" تغییر مسیر دادند و این خود نمایانگر احترام و ارزشی است که امام قلبا به شهیدان راه آزادی داشتند.
مقصد امام در بهشت زهرا مزار شهدای گلگون کفن 17 شهریور بود . در بهشت زهرا امام طی سخنانی بیش از هر چیز بر آزادی واستقلال میهن تکیه کردند وبا تاکید بر حاکمیت ملی نقش مردم در تعیین سرنوشت خود ، غیر قانونی بودن مجلس شورای ملی وسنا را مطرح کردند .
ایشان فرمودند: چنانچه حکومت و سلطنت دولتی و فردی، در یک مرحله رای مردم بوده باشد و آن حکومت و دولت مشروعیت قانونی داشته باشد، این امر، حق آن مردم و نسلهای بعدی را از بین نمیبرد که هر زمان آن تصمیم را نادرست دیدند، آن را لغو کنند.
در این سخنرانی تاریخی و مهم، ایشان محورهای اساسی حکومت آینده را ترسیم کردند و فرمودند درباره تعیین دولت به پیشتیبانی از مردم اقدام خواهند کرد.
به این ترتیب روز 12 بهمن سرآغاز دهه فجر ، به عنوان یک روز فراموش نشدنی در تاریخ انقلاب ایران ثبت شد ودر خاطرویاد ملت ایران برای همیشه باقی ماند .
بسم الله الرحمن الرحیم
ما در این مدت مصیبت ها دیده ایم، مصیبت های بسیار بزرگ و بعضی پیروزها حاصل شد که البته آن هم بزرگ بوده، مصیبت های زن های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل های پدر از دست داده.
من وقتی چشمم به بعضی از اینها که اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد، سنگینی در دوشم پیدا می شود که نمی توانم تاب بیاورم. من نمی توانم از عهده این خسارات که بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمی توانم تشکر از این ملت بکنم که همه چیز خودش را در راه خدا داد، خدای تبارک و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید.
من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می کنم و در غم آنها شریک هستم. من به پدرهای جوان داده، من به آنها تسلیت عرض می کنم. من به جوان هائی که پدرانشان را در این مدت از دست داده اند تسلیت عرض می کنم.
خوب، ما حساب بکنیم که این مصیبت ها برای چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه می گفت و چه می گوید که از آنوقتی که صدای ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد. ملت ما چه می گفتند که مستحق این عقوبات شدند ملت ما یک مطلبش این بود که این سلطنت پهلوی از اول که پایه گذاری شد برخلاف قوانین بود. آنهائی که در سن من هستند، می دانند و دیده اند که مجلس موسسان که تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس موسسان، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس کردند و با زور، وکلای آن را وادار کردند به اینکه به رضاشاه رای سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اول یک امر باطلی بود، بلکه اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است. برای اینکه ما فرض می کنیم که یک ملتی
ادامه مطلب
22 بهمن 1357 شمسی، سالروز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران و سقوط رژیم 2500 ساله شاهنشاهی
از هفدهم تا 22 بهمن 57، ایران یکی از دوره های استثنایی تاریخ سیاسی جهان را گذرانید. در این ایام، دو دولت در یک مرکز و بدون هیچ گونه مرزبندی مواجه بودند. دولتی که پشتوانه و عامل مشروعیت خود را از دست داده و از قدرت نظامی محروم گشته و با انقلابی عظیم روبرو بود. و دولتی دیگر متکی به رهبری انقلاب توده های میلیونی مردم که به جای قدرت نظامی، تنها به ارتش مردم وابستگی داشت. با وسعت یافتن دامنه های انقلاب، قرار بر این شد که سران ارتش پهلوی، دست به کودتا زده و با به دست گرفتن قدرت، انقلاب مردمی را سرکوب سازند. از این رو از ساعت چهار بعداز ظهر روز 21 بهمن 57، حکومت نظامی اعلام شد.پس از اعلان حکومت نظامی، حضرت امام خمینی (ره) اعلام کرد که مردم به حکومت نظامی اعتنایی نکنند. مردم نیز همچنان به یورش خود به مراکز دولتی و نظامی و انتظامی ادامه دادند و تقریباً تمام این مراکز با اندک درگیری و مقاومت، تسخیر شد و به دست مردم افتاد. این درگیری ها در روز بعد نیز به شدت ادامه یافت و در این روز هزاران زن و مرد و پیر و جوان، هر یک به اندازه توان خود برای سرنگونی نهایی رژیم ظلم و جور، کوشش کردند. آنها با سنگربندی در خیابان ها، سینه سپر کردن در برابر تانک ها و با فداکاری و جانفشانی، انقلاب را به پیروزی رساندند. نه فقط در تهران، بلکه در تمامی شهرهای ایران، درگیری مردم با بقایای رژیم شاه جریان داشت. هنگامی که خبر حرکت نیروهای نظامی از شهرهای مختلف ایران به سمت تهران برای سرکوب قیام مردم پخش شد، مردم شهرهای مسیر به درگیری با نیروهای نظامی پرداختند و با بستن راه،
ادامه مطلب
انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بهمن ماه سال ۱۳۵۷ هجری خورشیدی با مشارکت طبقات مختلف مردم، بازاریان، احزاب سیاسی مخالف حکومت پهلوی،روشنفکران، دانشجویان و روحانیون شیعه در ایران انجام پذیرفت، و نظام پادشاهی این کشور را سرنگون، و زمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی، به رهبری روحانی شیعه، روحالله خمینی را فراهم کرد. تفکرات و شخصیتهای اسلامی، در این انقلاب ضدسلطنتی حضور برجستهای داشتند و خمینی آن راانقلاب اسلامی خواند.این انقلاب، با نام انقلاب بهمن ۵۷ نیز شناخته میشود.

پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، محمدرضا شاه به تثبیت قدرت خود پرداخت و طرحهای جنجالبرانگیز موسوم به انقلاب سفید که محور اصلی آنرااصلاحات ارضی تشکیل میداد، به اجرا گذاشت. اجرای این طرحها و افزایش چند برابری درآمدهای نفتی، موجب توسعه اقتصادی و دگرگونی ساختار اجتماعی ایران و در عین حال افزایش اختلاف طبقاتی و تنشهای اجتماعی در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ گشت. شاه با معطوف کردن اقدامات امنیتی و اطلاعاتی خویش بر سرکوب طبقه متوسط جدید و احزاب سکولار، خود را در مقابل روحانیون و تفکرات مبارز جدید اسلامی آسیپپذیر ساخت. اصلاحات او و نیز جانبداری وی از دولتهای آمریکا و اسرائیل، با مخالفت روحانیون به ویژه خمینی روبرو شد. در این دوران شماری از روشنفکران ایران (از همه مهمتر علی شریعتی) بر احیای تفکر سیاسی شیعه تاثیری عمیق نهاده و تفسیری انقلابی از شیعه را به عنوان یک ایدئولوژی رهاییساز، در اذهان مردم به ویژه محصلان و دانشجویان به جای گذاشتند. خمینی نیز در سالهای تبعید خود، هر چند خواهان ایجاد یک حکومت اسلامی به رهبری فقها به جای سلطنت موروثی بود، بیشتر به طرح نقطه ضعفهای رژیم و مسائلی میپرداخت که موجب نارضایتی توده مردم مسلمان ایران میشد. در این دوران همچنین شماری سازمانهای چریکی مارکسیست و اسلامگرا شکل گرفتند که به مبارزه مسلحانه با رژیم اعتقاد داشتند. نهایتاً با سیاستهای نادرست حزب دولتی رستاخیز در خصوص بازار و مذهب در اواسط دهه ۱۳۵۰، بازاریان و روحانیون محافظه کار و غیر سیاسی نیز به عنوان دو متحد تاریخی، به صفوف مخالفان پیوستند.
تنشها و نارضایتیهای مذکور، با بازتر شدن فضای سیاسی در سال ۱۳۵۶ که به دلیل فشارهای دولت آمریکا و نهادهای مدافع حقوق بشر صورت پذیرفته بود، از پاییز و زمستان همان سال، به صورت تظاهرات خیابانی خود را نشان داد. معترضان برای برگزاری راهپیمایی، از سنتهای شیعی چون مراسم چهلم جانباختگان اعتراضات، استفاده سیاسی به عمل آوردند.رویدادهایی چون فاجعه آتشسوزی سینما رکس آبادان، کشتار معترضان در تعدادی از تظاهراتها (از جمله در واقعه جمعه سیاه در شهریورماه)، و امتیازهای دیرهنگام شاه به مخالفان، موجب تشدید اعتراضات و از دست رفتن امکان مصالحه شد.رکود اقتصادی به وقوع اعتصابات گسترده و پیوستن طبقه کارگر به تظاهراتها و در نتیجه فلج شدن اقتصاد کشور انجامید. با پیوستن کارگران و همچنین تهیدستان شهری به تظاهراتها، دامنه اعتراضات از دهها هزار نفر به صدها هزار و حتی میلیونها تن رسید.سرانجام با خروج شاه از کشور، عدم موفقیت دولت نخست وزیر ملیگرا شاپور بختیار، دو روز نبرد مسلحانه سازمانهای چریکی و هزاران داوطلب مسلح با گارد شاهنشاهی و اعلام بیطرفی ارتش در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، انقلاب به پیروزی رسید.متعاقب آن، نظام «جمهوری اسلامی» در قالب حکومتی دینی برپایهٔ تفسیر خاصی از شیعه به نام ولی فقیه جایگزین نظام پیشین گردید.
ادامه مطلب














